جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله علمی و پژوهشی عدالت زبانی در رسانه

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی عدالت زبانی در رسانه

مقاله علمی و پژوهشی" عدالت زبانی در رسانه " مقاله ای است در 21 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به عدالت زبانی در رسانه ، بازنمایی ، تبعیض زبانی ، زبان شناسی انتقادی ، کارکردهای زبان ، کارکردهای رسانه ، فرهنگ جامعه ، تبعیض جنسیتی ، ارتباطات رسانه ای و اقناع رسانه ای اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در لوایح و برنامه های توسعه

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در لوایح و برنامه های توسعه

مقاله علمی و پژوهشی" تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در لوایح و برنامه های توسعه " مقاله ای است در 27 صفحه با 36 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مطالعات جامعه شناختی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در لوایح و برنامه های توسعه ، دولت سازندگی ، دولت اصلاحات ، دولت اصولگرا ، برابری جنسیتی ، تعدد جنسیتی ، گفتمان سازندگی ، گفتمان اصلاحات و گفتمان اصولگرایی مطرح شده است   محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله اصل برابری و عدم تبعیض در برخورداری از تامین اجتماعی در حکومت اسلامی

ادامه مطلب

closeمقاله اصل برابری و عدم تبعیض در برخورداری از تامین اجتماعی در حکومت اسلامی

مقاله علمی و پژوهشی " اصل برابری و عدم تبعیض در برخورداری از تامین اجتماعی در حکومت اسلامی " مقاله ای است در 16 صفحه و با 24 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث اصل برابری ، تامین اجتماعی ، حکومت اسلامی ، رفاه ، عدم تبعیض پرداخته شده است چکیده مقاله تامین اجتماعی از مهم ترین ساز و کارهای تحقق عدالت اجتماعی محسوب می شود، نظام حقوقی ایران به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش شعارهای عدالت و برابری، و رفع هرگونه تبعیض و نابرابری ، دست کم در سیاستها و برنامه ها به دنبال تحقق عدالت اجتماعی از طریق ساز وکار تأمین اجتماعی در اصول متعدد قانون اساسی و قوانین عادی بوده و هست. با نگاهی به حکومت صدر اسلام (دولت پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع)) مبرهن می‌شود که این این حکومت ها مبتنی بر برقراری اصل برابری و عدم تبعیض در رفاه بین مسلمین بوده است. دولت اسلامی ایران، نیز که قانون اساسی آن با تأسی از قوانین و اصول اسلامی تنظیم گردیده ، تلاش نموده تا قواعد حاکم بر تامین اجتماعی را نیز بر مبنای اصولی همچون اصل برابری و پرهیز از هرگونه تبعیض وضع نماید و قانونگذار دولت اسلامی را ملزم به دخالت در اجرا و نظارت بر آن نموده است. بنابراین قوانین تامین اجتماعی در ایران هر چند آنگونه که در اهداف اولیه آن وضع گردیده،به جهت کمبود منابع و افزایش جمعیت تحت پوشش، نتوانسته منطبق با اصول حکومت اسلامی حرکت نماید، اما تلاش های صورت گرفته بیانگر اراده حکومت اسلامی در طی مسیر برقراری عدالت و مساوات در این حوزه می باشد. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله بررسی مقایسه‌ای میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی و رابطه‌ی آن با میزان دینداری

ادامه مطلب

closeمقاله بررسی مقایسه‌ای میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی و رابطه‌ی آن با میزان دینداری

مقاله علمی و پژوهشی " بررسی مقایسه‌ای میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی و رابطه‌ی آن با میزان دینداری (مطالعه زنان و مردان بالای 20 سال منطقه 6 تهران در سال 1392)" مقاله ای است در 33 صفحه و با 27 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مطالعات زنان و خانواده منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث دین‌داری؛ طرح واره جنسیتی؛ کلیشه‌های جنسیتی؛ جامعه پذیری جنسیت؛ نظریه نقش؛ نظریه یادگیری اجتماعی پرداخته شده است چکیده مقاله هدف از انجام این پژوهش به دست آوردن توصیف نسبتاً دقیقی از وضعیت پذیرش کلیشه‌های جنسیتی بین زنان و مردان و مقایسه‌ی این دو گروه است. هم‌چنین، در سطح تبیین به دنبال بررسی رابطه بین عوامل اجتماعی- فرهنگی (جنسیت، پایگاه اجتماعی- اقتصادی خانواده، میزان تحصیلات و وضعیت تأهل) و میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی می‌باشد.  بررسی رابطه بین میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی افراد و میزان دین‌داری آن‌ها از دیگر اهداف این پژوهش بوده است. نظریه‌های مورد استفاده در این مقاله عبارت اند از: نظریه طرح‌واره جنسیتی، نظریه کلیشه‌های جنسیتی آندره میشل، نظریه جامعه‌پذیری جنسیت، نظریه یادگیری اجتماعی، نظریه نقش و نظریه دین و کارکردهای آن. روش مورد استفاده در این پژوهش، پیمایش می‌باشد. ابزار مورد استفاده، پرسش‌نامه و روش نمونه‌گیری، خوشه‌ای چند مرحله‌ای و تصادفی ساده است. جمعیت آماری این تحقیق را زنان و مردان بالای 20 سال منطقه 6 تهران تشکیل می‌دهند. با استفاده از فرمول نمونه‌گیری کوکران 400 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. یافته‌های پژوهش، گویای تفاوت‌ جنسیتی معناداری در میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی بوده است. هم‌چنین رابطه‌ی معناداری بین متغیر میزان تحصیلات با میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی دیده شد؛ اما بین وضعیت تأهل و پایگاه اجتماعی-اقتصادی پاسخ‌گویان با میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی آن‌ها ارتباط معناداری یافت نشد. هم‌چنین یافته‌های تحقیق، گویای رابطه‌ی معنادار بین میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی و میزان دین‌داری افراد است. بر اساس یافته‌ها می‌توان 8 درصد از نوسان های نگرش افراد به کلیشه‌های جنسیتی را بر اساس میزان دین‌داری آن‌ها تبیین کرد. عنوان مقاله [English] A Comparative Study of Gender Stereotypes and their Relationship with Religiosity (People of Tehran’s 6th region, Aging 20 and above) چکیده [English] Abstract This study contains a comparative analysis of gender stereotypes between women and men. It investigates the relationship between socio-cultural factors (including gender, social-economic status of family, education and marital status) and gender stereotypes acceptance. Another purpose of this study is to investigate the relationship between religiosity and gender stereotypes acceptance. Theoretical base of this work consisted of gender schema theory, gender discrimination stereotypes (Andre Michelle), gender socialization, social learning theory, and role theory. To fulfill the purpose of this study, a questionnaire was used amongst women and men aged 20 and above residing in the 6th region of Tehran. The questionnaire consisted of three parts: contact information, questions related to gender stereotypes and questions for examining participant’s religious beliefs. Sample size was 400 people (based on Kukran formula). Results showed statistically significant relationship between intensity of gender stereotypes acceptance with gender, education and religiosity. However, the relationship between intensity of gender stereotypes acceptance with marital status and socio-economic status of family was statistically insignificant. کلیدواژه‌ها [English] Keywords Religiosity, Gender Schema Theory, Gender Stereotypes, Gender Socialization, Role Theory, Social Learning Theory دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert چطور بین فرزندان عادلانه رفتار کنیم؟

ادامه مطلب

closeچطور بین فرزندان عادلانه رفتار کنیم؟

بسیاری از ما خاطره هایی در ذهن داریم که خیال می کنیم قبلا عدالت در مورد ما رعایت نشده و کم یا زیاد به ما ظلم شده است. یکی از خواسته ها و دغدغه های ما این است که عدالت بعنوان یک ارزش اخلاقی در جامعه وجود داشته باشد، ولی این که هرکدام از ما در خانواده خود چه قدر برای ایجاد عدالت تلاش می کنیم، نکته مهمی هست که پاسخ به آن میتواند بسیاری از مشکلات را حل کند. کودک دارای روحی حساس و لطیف هست و هرنوع رفتار و گفتار پدر و مادر در وی تأثیر می گذارد و بویژه تبعیض و بی‎‌عدالتی آثار زیانباری در روحیه و شخصیت او دارد.   عدالت به معنی برابری دختر و پسر نیست! عدالت به معنای رساندن حق هر حق دار به آن است. با این توصیف برقراری عدالت بین فرزندان در محیط خانواده نیازمند توجه به سه اصل مهم است؛« سن»،« جنسیت» و« سطح توانمندی های فرزندان». عدالت جنسیتی در خانواده بین دختران و پسران به این معنی نیست که هر آنچه برای دختران فراهم میشود ، همان را عیناً برای پسران هم فراهم و اجرا کنیم. متأسفانه امروزه این شیوه غلط به صورت کاریکاتوری و خنده‌دار وجود دارد . به عنوان مثال اگر قرار است یک دختربچه سه چهارساله عشق این را داشته که لاک بزند و پسربچه ای هم که این را می بیند، می گوییم گناه دارد، دلش می خواهد. نتیجه آن میشود که شاهد هستیم برای پسربچه هم لاک میزنند . این نوع عملکرد که ناشی از عدم فهم درست از مفهوم عدالت است، منجر به این خواهد شد که در مسیر تربیت فرزندان خلاء ایجاد شود؛ بنابراین اگرچه وظیفه والدین، برطرف کردن نیازهای فرزندان است ولی در این مسیر باید توجه داشته باشند که در رفع نیازها، تفاوت های کودکان را برای سن، جنسیت و توانایی آن ها لحاظ شود.» رعایت عدالت بین بچه ها منحصر به مورد خاصّی نیست، بلکه والدین می بایست در تمام امور کودک عدالت را رعایت کنند و در محبّت و ترغیب یا تنبیه عادلانه رفتار نموده، هرگز بچه را به جرم کاری که نکرده، تنبیه نکنند و سرزنش ننمایند و هرگاه بین فرزندان نزاعی رخ داد، تنها مقصّر را تنبیه کنند و جانب فرزند دیگر را نگیرند، اگر چه خردسالتر و ضعیفتر باشد. رعایت این مسئله بقدری دقیق هست که حتی شامل نگاهها و نوازش و بوسه های پدر و مادر نسبت به فرزندان هم میشود.   نکته هایی برای کمک به ایجاد عدالت بین فرزندان ۱. کودکانتان را با یکدیگر مقایسه نکنید و جملات مقایسه گونه در این رابطه به دیگران نگویید. در صورت امکان در قلب یا ذهنتان هم آنها را مقایسه نکنید. ۲. چنانچه یکی از فرزندان شما حس حسادت یا نفرت نسبت به دیگر دارد، صادقانه به خودتان رجوع کنید و ببینید آیا در حال رفتار تبعیض آمیز هستید یا خیر. ۳. پادزهر تبعیض بین فرزندان این هست که همه را به یک اندازه محبوب بشمارید. این کار را با اعلام ارزشمندی آنها بطور مساوی نشان دهید و به آنها بگویید هریک بطور منحصربه‌فردی ارزشمند هستند. بخاطر این فردیت هیچ کدام از آنها نمی توانند جایگزین دیگری شوند یا با وی رقابت کنند.

more_vert چرا زنان موافق شوخی‌های مردانه علیه خود هستند؟

ادامه مطلب

closeچرا زنان موافق شوخی‌های مردانه علیه خود هستند؟

چرا زنان موافق شوخی‌های مردانه علیه خود هستند؟همه باهم می‌زنند زیر خنده، زنها حتی بلندتر از مردها. مجری با صدای بلند می‌گوید: «خانم‌ها که فقط کارشون خریده...» و چند جمله بعد: «آخ آخ امان از این خانم‌ها که فقط غرمی‌زنن...» رو به میهمان بعدی برنامه: «آقا شغلش چیه؟ خانم هم که معلومه خانه‌دار و...» و چند لحظه بعد: «خانم‌ها که فقط غیبت می‌کنن...» و «خانم‌ها هم که ماشالله باید یک جمله رو 10 بار براشون بگی.» بازهم صدای خنده حضار و بازهم خانم‌ها بلندتر از آقایان. فضای خنده و شوخی داغ است. در اینستاگرام، توئیترو تلگرام و همان‌ها که این روزها شبکه اجتماعی می‌نامیم‌شان. شوخی های جنسی و جنسیتی گوی سبقت را از بقیه شوخی‌ها ربوده. اصلاً به نظر می‌رسد خیلی‌ها در به در دنبال این گزاره‌ها هستند که بنشینند و بخوانند و تعریف کنند و غش غش بخندند. هرچه رکیک‌تر بامزه‌تر، هر چه وقیح‌تر باحال‌تر. گاهی دخترها پیشتازترند. چرا باید عقب بیفتند از گفتمان مسلط مردانه؟ چرا باید کم بیاورند وقتی می‌توانند با جسارت بیشتری شوخی جنسی و جنسیتی کنند و کلمات جنسیت‌زده به کار ببرند؟ گاهی جملات‌شان شوکه‌ات می‌کنند و از خودت می‌پرسی چرا؟ این همه رکیک بودن برای چه؟ بارها این جمله را شنیده‌ایم که خشونت فقط خشونت فیزیکی نیست، خشونت زبانی هم هست. پس چرا آنقدر دست کمش می‌گیریم؟ چرا این همه در طول روز از واژه‌های جنسیت‌زده استفاده می‌کنیم؟ در گفت‌و‌گوهای دورهمی، در سینما و تلویزیون، در خیابان و...آیا صدا و سیما شگرد بهتری برای جذب مخاطب در آستین ندارد؟ زبان امری اجتماعی است و نمی‌توان نسبت به تأثیرات مهم و بازتاب‌های مکرر آن در جامعه بی‌تفاوت ماند. آیا کلمات و جملات خشونت‌زده به بازتولید خشونت نمی‌انجامند؟ چرا خود زنان هم با وجود دانستن این‌ها باز هم با هر چیزی شوخی می‌کنند؛ با تجاوز، آزارجنسی، متلک و آزار کلامی و... چرا؟ چرا آنها به شوخی‌های جنسیتی بلندتر از مردها می‌خندند؟ آیا همه این‌ها به فضای پر خشونت دامن نمی‌زند؟ خشونت خاموش. تقلید از زبان مردانه مرسوم، استفاده از شوخی‌های کوچه و بازاری در فضای مجازی نشانه چیست؟ آیا تقلید و استفاده از این واژه‌ها راهی برای برابری خواهی است یا عقب نماندن از قافله مردسالاری؟ عامری، پژوهشگر اجتماعی و نویسنده کتاب در گفت‌و‌گویی با ما در این باره می‌گوید: «تقلید از زبان مردانه، شامل شوخی‌ها، الفاظ، گاهی فحش‌های کوچه و خیابانی، حرکتی در راستای جنسیت‌زدایی و برابری نیست. چراکه ساختاری که از زبان موجود می‌شناسیم به طور کلی «مردساخته» است و هر مقابله به مثل و یا تقلیدی از این موارد، دویدن در زمین سلطه تاریخمند جنسیتی به شمار می‌آید، نه اقدامی رهایی بخش.» عامری با تأکید بر اینکه این روزها خیلی از زنان از الفاظ جنسی بویژه در فضاهای مجازی استفاده می‌کنند، تأکید می‌کند: «بنابه نتایج پژوهش‌ها، تبعیض‌های حقیقی در جامعه و کلیشه‌های تبعیض‌آمیز جنسیتی در فرهنگ، زمانی رفع می‌شوند که مبانی فکری افراد جامعه تغییر کرده باشد. یکی از شیوه‌های تشخیص اصلاح یا جمود فکری جامعه نیز تحلیل زبانی است. از این رو یکی از وظایف و فعالیت‌های جدی فعالان زن، بویژه در دوره پست مدرن، تحلیل عملکرد زبان جنسیت‌گراست. براساس پژوهش‌ها، موارد مختلف نمایش فرودستی زنان در زبان، مورد توجه قرار گرفته. واژه‌هایی که عامل به حاشیه رانده شدن زنان معرفی شده‌اند. مثل واژ‌ه های مردانه‌ای که برای مخاطب قرار دادن عموم به کار می‌روند تا واژگان جنسیتی شده و الفاظی که تمرکز بر جنس زن یا بخش‌هایی از بدن زنان با کاربرد نهانی تحقیر، تمسخر، کم ارزش‌انگاری و... دارند.» به گفته او زبان جنسیت‌زده و مردساخته، نیازمند شالوده شکنی به صورت کاملاً علمی و نه برمبنای برداشت شخصی ماست و تنها با این شیوه، می‌توان از زبانی که کارکرد بازتولید تبعیض و خشونت جنسی- جنسیتی نداشته باشد، استفاده کرد، نه تقابل با روش‌های مردانه و یا همان زبان مردسالارانه و مردساخته. ژرف‌تر شدن خشونت‌های کلامی در جامعه «شوخی‌های جنسیتی و طنزهای موجود جنسی معمولاً «مرد محورند »و در واقع به خاطر سلطه مردسالاری و سلطه مردمحوری در فرهنگ ما رسوخ کرده‌اند. زنان و دختران ما که ناخودآگاه فهمیده‌اند ارزش مسلط جامعه چیست، می‌خواهند با این ارزش های مسلط همنوایی کنند و بگویند از قدرت مسلط جامعه دور نیستند.» این‌ها گفته‌های محمد تقی کرمی، دانشیار گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه در گفت‌و‌گو با ماست. او معتقد است خیلی از زنان و دختران برای عقب نیفتادن از فرهنگ مسلط جامعه، با شوخی‌های رکیک جنسیتی همراه می‌شوند و همنوایی می‌کنند. او در ادامه می‌گوید: «این دختران گاهی با خود می‌گویند اگر مردی می‌تواند با شوخی‌های جنسی، دوستانش را به چالش بکشاند، من هم می‌توانم همین کار را بکنم و برای همین در شبکه‌های مجازی شاهد موجی از این گونه شوخی‌های جنسی و جنسیتی از سوی زنان هستیم. جریان آکادمیک هم هرچند در بعد نظری، مردسالاری را به چالش می‌کشد اما در عینیت و در فرهنگ توده این کار را نمی‌کند و تحت تأثیر هژمونی فرهنگ امریکایی که بر فضای مجازی مسلط شده راه دیگری می‌رود. اگر دقیق تر نگاه کنید، خشونت های کلامی این گونه عمیق‌ترو پیچیده‌تر شده است. یعنی هر چقدر گفتمان‌های انتقادی قوی‌ترعمل می‌کنند، خشونت ها و الگوهای آن هم به ساختارهای ژرف‌تررفته و پیچیده‌ترمی‌شوند.» او برای حرف هایش مثال هم می‌آورد: «به عنوان مثال برنامه دورهمی که همین چند وقت پیش از تلویزیون پخش می‌شد تحت تأثیر همین خشونت های جنسی و جنسیتی بود. در این برنامه وقتی یک شوخی جنسیتی می‌شد، خانم‌ها بیشتر و بلندتر از مردها می‌خندیدند که این مسأله در جامعه شناسی مخاطب، بسیار مهم است. چراکه خانم‌ها برای اینکه از این شوخی‌ها لذت می‌برند به آنها نمی‌خندند بلکه می‌خندند تا بگویند ما نکته این شوخی‌ها را گرفته‌ایم و از قافله عقب نیستیم. شوخی‌هایی که بارها در فیلم‌های سینمایی هم تکرار می‌شود؛ حتی گاهی موقع پخش این شوخی‌ها می‌توان اخم و خجالت را در چهره مردان دید اما صدای خنده بلند زنان در این میان همیشه جلب توجه می‌کند که نیاز به تحلیل و تأمل جدی دارد. معلوم نیست چه اتفاقی در ساختارهای زبانی و فرهنگی جامعه در حال شکل‌گیری است، اما نتیجه‌اش این رفتارهاست.» قصدمان فقط شوخی است! وقتی در فضای مجازی به این شوخی‌ها انتقاد می‌شود و از این افراد خواسته می‌شود با مسائل مهم شوخی نکنند یا از کلمات جنسیت‌زده استفاده نکنند، آنها در پاسخ می‌گویند که حق دارند با همه چیز شوخی کنند. کرمی در پاسخ به این سؤال که آیا می‌توان با این مسائل بویژه موضوعاتی که مورد نفرت عمومی است، شوخی کرد، می‌گوید: «اساس طنز برای به چالش کشیدن قدرت است و از این منظر می‌توان با هر چیزی شوخی کرد. مهم این است که هدف ما انسانی باشد. شوخی که هدفش نقد، انتقاد و اصلاح‌طلبی نیست، اساساً شوخی نیست و در هیچ چارچوب معرفتی پذیرفته شده‌ای نیست. شوخی که بازتولید روابط قدرت باشد، هیچ مشروعیتی ندارد. این فضای «شوخی برای شوخی» در فضای طنز فعلی جامعه ما معنایی ندارد و بیشتر شبیه هجو است.» وی از این خشونت‌ها با عنوان خشونت‌های نمادین، خشونت های احساسی وعاطفی و خشونت خاموش نام می‌برد: «درخشونت های شخصی، معمولاً رفتار تحقیرآمیز وجود دارد و اکثر آدم ها به این خشونت‌ها واکنش نشان می‌دهند، چون سویه شخصی مشخص دارند اما در خشونت‌های کلامی چون سویه شخصی وجود ندارد، معمولاً آدم‌ها نسبت به آن ناراحت نمی‌شوند و واکنش مستقیم نشان نمی‌دهند، اما معنایش این نیست که افراد جامعه را تهدید نمی‌کند. به این معنا خشونت‌های خاموش با پنبه سر می‌برند.» چرا به خشونت‌های زبانی بی‌تفاوتیم؟ «تاکنون تحقیقاتی با محور «زبانشناسی جنسیت» در زبان فارسی کمتر انجام شده و بیشتر به کاربردهای زبانی مختلف برای جنس و جنسیت‌ تمرکز شده و کار منسجمی در این باره انجام نشده و یا مورد توجه قرار نگرفته است.» این‌ها را پردیس عامری می‌گوید و اضافه می‌کند: «مطابق دیدگاه پست مدرن، از طریق معکوس کردن پیش فرض های بنیادین، می‌توان فضا را برای پیش فرض‌هایی که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته‌اند، آماده کرد. پس شالوده شکنی در حقیقت، شیوه غلبه بر تحکم تاریخمند یک ایده و تفکر است که اینجا می‌توان به تسلط مردسالارانه نهان و آشکار در زبان اشاره کرد. اگر نگران تبعیض‌های اجتماعی و جنسیتی هستیم، لازم است به گفتمان عمومی دقت کنیم و موضوعات بحث انگیز و پیچیده‌ را از منظرهای گوناگون موشکافی و واکاوی کنیم تا در نهایت افراد نسبت به پیش فرض‌های خود که بصورت خواسته و ناخواسته، تحت تسلط فرهنگ مردسالارانه و ترویج «دیگربودگی» و فرودست انگاری جنسی است، مردد شوند. از آنجا که در شالوده‌شکنی زبانی، افراد مشاهده‌گر اندیشه خود هستند، بنابراین امکان ایجاد تحول در یک ایده و اندیشه و بسط و گسترش این تحول به جامعه، ایجاد می‌شود.» کرمی هم با تأکید بر اینکه در همه دنیا فضای زردی که رسانه‌های رسمی و غیررسمی تولید می‌کنند مشکلات زبانی را ترویج می‌کنند، می‌گوید: «این رسانه‌ها می‌کوشند فضا را مردانه و زنانه کنند و از خانم‌ها خنده بگیرند اما اینکه چرا این بحث از سطح نخبگان به سطح توده‌ها نمی‌آید جای سؤال است. به عنوان مثال بخش مهمی از سینمای پرفروش ما ازهمین خشونتهای جنسی و کلامی استفاده می‌کند، به اصطلاح کارگردان‌ها، سناریونویس‌ها و طنزپردازها که انتظار داریم از طبقه نخبه جامعه باشند هم برای جذب مخاطب ازکلیشه‌های جنسی و جنسیتی استفاده می‌کنند. یعنی من استاد دانشگاه و کارگردان، ممکن است در کلاس درس و حوزه کاری خودم این حرفها را بزنم اما در فضای فرهنگی آنها را بازتولید می‌کنم. این به این معنا است که هنوز نخبگان ما به این رهایی بخشی اعتقاد ندارند. چون من استاد دانشگاه وقتی یک طنز جنسیت‌زده می‌بینم باید به آن واکنش نشان دهم، بیانیه بدهم، نقدش کنم، برایش کمپین تشکیل دهم تا این بحثها و نقدها از سطح دانشگاه به جامعه هم برسد.» حتماً شنیده‌اید که بعضی از آقایان روز زن، برای دوست و همکارشان کادو می‌گیرند؛ لابد تا مدت‌ها می‌شود به این شوخی خندید و دهان به دهان از این دورهمی به آن دورهمی تعریف کرد. حتماً شنیده‌اید که رفتار خیلی از راننده‌ها نسبت به یک راننده زن فرق دارد تا یک راننده هم جنس؛ به راننده مرد می‌شود راه داد، اگر اشتباهی کرد می‌شود ندید اما در مورد راننده زن قضیه فرق می‌کند. باید حالش را گرفت، باید آخرین متلکی را که همین دیروز یاد گرفته‌ای توی صورتش داد بزنی و تکرار کنی. طوری که همه راننده‌های دور و بر بخندند؛ «برو بشین پشت ماشین لباسشویی» دیگر تکراری شده و باحال نیست. آدم باید به روز باشد. جوک باید دست اول باشد، باید خنده‌دار باشد، باید بشود از یک برنامه میلیونی تکرارش کرد؛ طوری که زنان هم غش غش بخندند. منبع: روزنامه ایران/برترینها

more_vert مقاله تحلیل محتوای تصویر زن در تبلیغات تلویزیون

ادامه مطلب

closeمقاله تحلیل محتوای تصویر زن در تبلیغات تلویزیون

مقاله علمی و پژوهشی " تحلیل محتوای تصویر زن در تبلیغات تلویزیون" مقاله ای است در 31 صفحه و با 18 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مطالعات زنان و خانواده منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث عقب‌نشینی روانی؛ کلیشه‌های جنسیتی؛ لمس اشیاء؛ مناسکی شدن؛ تبلیغات تلویزیون پرداخته شده است چکیده مقاله آگهی‌های بازرگانی به‌عنوان یکی از برنامه‌های تلویزیونی در نمایش و بازتولید جایگاه زنان در جامعه و تداوم کلیشه‌های جنسیتی مؤثرند. هدف اصلی این پژوهش بررسی و مطالعه کلیشه‌های جنسیتی موجود در آگهی‌های بازرگانی است. برای نیل به این مقصود از نظریه نمایش جنسیت گافمن و فنای نمادین تاچمن استفاده نموده‌ایم. در این پژوهش آگهی‌ها ابتدا با توجه به موضوع، تفکیک شده‌اند، سپس به بررسی کلیشه‌های جنسیتی پرداخته شده­است تا مشخص شود آیا در آگهی‌های بازرگانی ایران به‌ویژه با توجه به محتوا، از این حیث تفاوتی در کلیشه‌سازی وجود دارد. روش مورد استفاده در این پژوهش تحلیل محتوای کمی است. جامعه آماری مورد نظر عبارت است از آگهی‌های پخش‌شده در ساعات پربیننده 23-20 از سه شبکه سراسری پرمخاطب سیما (اول، دوم و سوم) از نیمه فروردین تا پایان خرداد 1392، روش گردآوری داده‌ها نیز پرسش­نامه معکوس می‌باشد. نتایج پژوهش حاکی است در آگهی‌ها میان جنسیت بازیگر نقش با حضور در آگهی، شخصیت اصلی آگهی، شیوه تماس با اشیاء، مناسکی شدن فرمان‌بری، نوع شغل، عقب‌نشینی روانی، حضور در موقعیت خانواده و صدای راوی رابطه معنادار وجود دارد و موضوع آگهی در شیوه نمایش تفاوتی ایجاد نمی‌کند. علت این امر، تداوم، ثبات و حضور پررنگ کلیشه‌های جنسیتی به شکل قوی در انواع آگهی، ورای موضوع آن است، که، در همه انواع آن، بازتولید می‌شود. عنوان مقاله [English] Content Analysis of the Portrayal of Woman in Television Advertisements چکیده [English] Commercial advertisements as one of television’s programs are effective in presentation and reproduction of women’s position in society and continuity of gender stereotypes. The main purpose of this research is the study of gender stereotypes. In this regard, theory of gender representation of Goffman and symbolic annihilation of Tuchman were used. In this study firstly, the advertisements were segregated according to their subjects and then were studied regarding their gender stereotypes to specify if there is in Iran, differentiation in stereotyping. The method used was quantitative content analysis with reverse questionnaire. Population was commercial advertisements from 20:00 to 23:00 among three channels (channel 1, 2 and 3). The results showed that there is significant relation between gender of performer and presence in advertisements, main character of advertisements, touching of objects, ritual subordination, and voice of narrator and the subject of the advertisements do not affect their method of presentation. This is due to the outstanding stability of gender stereotypes in commercial advertisements behind the subject of advertisements. According to these results, gender stereotypes are re-produced and depicted regardless of what the subject of advertisements is.  کلیدواژه‌ها [English] mental retreat, Gender Stereotypes, touching of objects, ritual subordination, television advertisement دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند 

more_vert آینده اکتشافات فضایی در دستان بانوان

ادامه مطلب

closeآینده اکتشافات فضایی در دستان بانوان

نیمی از دانش‌آموختگانی که به تازگی از ناسا فارغ‌التحصیل شدند خانم بودند و در این میان نام یک بانوی ایرانی-آمریکایی نیز به چشم می‌خورد. به گزارش پایگاه اینترنتی «فیز»، سازمان فضایی آمریکا (ناسا) روز جمعه طی مراسمی در مرکز فضایی جانسون در هیوستون، از فضانوردانی که به تازگی از دوره‌های این سازمان فارغ‌التحصیل شده‌اند، تجلیل کرد. فضانوردان این گروه که از لحاظ جنسیتی و نژادی متنوع است از این پس برای انجام مأموریت‌های فضایی از جمله ماموریت بازگشت به ماه و سفر نهایی به مریخ واجد شرایط هستند. این فضانوردان نخستین گروهی هستند که از زمان اعلام برنامه آرتمیس برای بازگشت انسان به ماه تا سال ۲۰۲۴ از ناسا فارغ‌التحصیل می‌شوند. در این پروژه قرار است نخستین زن فضانورد به همراه یک همکار مرد به ماه فرستاده شوند. پس از گذراندن بیش از دو سال آموزش مقدماتی، شش بانو و هفت مرد از میان ۱۸ هزار متقاضی که نماینده تخصص‌های مختلف از خلبانان با تجربه گرفته تا دانشمندان، مهندسان و پزشکان بودند، انتخاب شدند. این دانش‌آموختگان پس از گزینش، دوره‌های آموزشی را در حوزه پیاده‌روی فضایی، روباتیک، سیستم‌های ایستگاه فضایی بین‌المللی، هدایت هواپیماهای آموزشی T-۳۸ و زبان روسی تکمیل کردند. در بین این گروه از فارغ‌التحصیلان، نام یاسمین مقبلی فضانورد ایرانی-آمریکایی نیز به چشم می‌خورد که علاوه بر مدرک مهندسی از دانشگاه MIT در رزومه خود بیش از ۱۶۰۰ ساعت پرواز و ۱۵۰ مأموریت جنگی از جمله در افغانستان را نیز دارد. از دیگر موارد تنوع در این جمع فارغ‌التحصیلان ناسا یک زن فضانورد سیاه‌پوست و یک مهندس هوانوردی هندی-آمریکایی هستند. تضاد تنوع جنسیتی و نژادی این گروه با سال‌های اولیه اکتشافات فضایی که عمدتا در انحصار مردان سفیدپوست بود، توجهات را به خود جلب کرده است.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی سقف شیشه ای و کاهش توانمندی زنان

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی سقف شیشه ای و کاهش توانمندی زنان

مقاله علمی و پژوهشی" سقف شیشه ای و کاهش توانمندی زنان " مقاله ای است در 14  صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت دولتی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به  سقف شیشه ای، جامعه پذیری ، خودناتوان انگاری ، توسعه انسانی ، توانمند سازی زنان ، جامعه پذیری جنسیتی و کاهش توانمندی زنان اشاره شده است. محتوای این مقاله دانشگاهی می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی بازخوانی پروبلماتیک نسبت قدرت و فرهنگ

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی بازخوانی پروبلماتیک نسبت قدرت و فرهنگ

مقاله علمی و پژوهشی" بازخوانی پروبلماتیک نسبت قدرت و فرهنگ " مقاله ای است در 33 صفحه با 32 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مطالعات جامعه شناختی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات بازخوانی پروبلماتیک نسبت قدرت و فرهنگ ، قدرت سیاسی ، قدرت رسانه ای ، قدرت اقتصادی ، قدرت جنسیتی ، نومارکسیسم ،پست مارکسیست و سلطه اقتصادی مطرح شده است   محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert از بهداشت روانی در محیط کار چه می دانید؟

ادامه مطلب

closeاز بهداشت روانی در محیط کار چه می دانید؟

به طور کلی یک محیط کاری سالم می تواند ارتباط نزدیکی با بهداشت روانی کارکنان خود داشته باشد. در ادامه به عوامل موثر بر بهداشت روانی در محیط کار و راه های ارتقای آن اشاره می کنیم. وقتی از سلامت کارکنان در محیط کار سخن گفته می شود، بیشتر عوامل جسمی و فیزیکی که در محیط کار بر سلامت کارکنان موثر است به ذهن مان متبادر می شود. عواملی همچون آلودگی داخلی محل کار، شرایط محیطی مانند نور محیط کار، گرمایش و سرمایش محیط کار و ... ، اما دسته دیگری از عوامل نیز وجود دارد که بر بهداشت روانی شاغلان تاثیر به سزایی دارد بهداشت روانی در محیط کار چیست؟ بهداشت روانی در محیط کار یعنی مقاومت در مقابل پیدایش مشکلات روانی و اختلالات رفتاری در کارکنان یک مجموعه و سالم سازی فضای روانی کار به نحوی که: * هیچ یک از کارکنان مجموعه به دلیل عوامل موجود در آن دچار اختلال روانی نشوند. * همه کارکنان از این که در آن مجموعه مشغول به کار هستند، احساس رضایت کنند و علاقه مند باشند کار خود را در آن جا ادامه دهند. * هر یک از کارکنان سازمان درباره خود، مافوق، همکاران خود و به طور کلی نسبت به جهان اطراف و به خصوص به جایگاه خود در مجموعه کاری شان احساس مثبتی داشته باشند. عوامل موثر بر بهداشت روانی شاغلان تعادل بین کار و زندگی زمانی که افراد احساس کنند نقش های مختلف آن ها در محیط کار و خانواده با یکدیگر تداخل دارند و حتی مزاحم یکدیگر هستند، بین کار و زندگی خود احساس تعارض می کنند. احساس تعارض بین کار و خانواده، علاوه بر آسیب به کارکرد شخص در محیط کار و خانه، بر سلامت روانی وی تاثیر می گذارد. نبود تعادل بین نقش های فرد در خانواده و محیط کار در صورت تداوم، بهداشت روانی فرد را به خطر انداخته و موجب کاهش کارایی، احساس درماندگی، کاهش رضایت شغلی و کاهش تعهد شغلی می شود. نبود تبعیض و نقض حقوق دیگران تبعیض، نقض حقوق دیگران و برچسب زنی در هر محیطی مانعی جدی برای داشتن سلامت روانی مناسب است. محیط کار نیز از این قاعده مستثنا نیست. تبعیض، سم مهلکی برای یک مجموعه کاری به شمار می آید و زمینه ساز بروز بسیاری از مشکلات روانی است. ترس ازدست دادن شغل، نداشتن ارتقای شغلی، مشارکت نداشتن همکاران در کارهای تیمی و تمسخر از سوی همکاران، می تواند آسیب جدی به بهداشت روانی فرد وارد کند. استرس های محیط کار همه مشاغل حتی مشاغلی که ظاهر آسانی دارند دارای لحظاتی نفس گیر و پرتنش، مسئولیت و توقع برآوردن انتظارات است. طولانی شدن استرس های شغلی و فشارهای کاری در نهایت به خستگی شدید و فرسودگی روانی فرد منجر خواهد شد. توصیه هایی برای ارتقای بهداشت روانی در محیط کار مدیران بخوانند _ کارهای اضافه را کم کنید؛ اصلاح و بهبود فرایندهای کاری راهکاری مناسب برای جلوگیری از کارهای اضافه و دوباره کاری است. در این زمینه با کارکنان خود مشورت کنید. _ به کارکنان خود اجازه و فرصت «نه گفتن» برای انجام اضافه کاری بدهید، به شرطی که وقفه ای در کارهای مجموعه به وجود نیاید. _ کارکنان خود را بر سر دو راهی «کار یا زندگی» قرار ندهید. نباید کارکنان را برای انتخاب بین پیشرفت شغلی و رسیدگی به خانواده تحت فشار بگذارید، یا این که آن ها را وادار کنید از ادامه تحصیل صرف نظر کنند. بلکه باید راهکارها و شاخص های ارتقای شغلی به نحوی طراحی شود که به زندگی خصوصی کارکنان صدمه ای وارد نکند؛ مثلا اگر انجام برخی امور در خانه ممکن است و فرد ترجیح می دهد در منزل وظایف خود را انجام دهد، بتواند به جای اجبار به ماندن در محل کار و اضافه کاری، در خانه به امور کاری خود رسیدگی کند. _ ماموریت ها و شیفت های خارج از ساعت کاری را به حداقل برسانید. کارکنان بخوانند _ در ساعات کاری به ذهن خود استراحت دهید. نفس عمیق، بلند شدن از پشت میز و قدری راه رفتن و صحبت کردن با همکاران مثبت نمونه هایی از استراحت هستند. _ به درخواست های غیرمنطقی مانند اضافه کاری های زیاد، محترمانه «نه» بگویید. _ تلاش کنید کار را کمتر به خانه ببرید. در صورت مجبور بودن به این کار، باید زمان خاصی را به آن اختصاص دهید؛ برای مثال زمانی که فرزندان به خواب رفتند. _ استانداردهای معقولی برای خود در نظر بگیرید و از خود انتظارات کمال گرایانه در انجام کارها نداشته باشید. منبع: خراسان نیوز

more_vert چرا دختران بیشتر از پسران در معرض افسردگی قرار دارند؟

ادامه مطلب

closeچرا دختران بیشتر از پسران در معرض افسردگی قرار دارند؟

متخصصان می‌گویند احتمال ابتلا به افسردگی در دخترانی که دوستان افسرده دارند، بالاتر است. مطالعه‌ای که در می ۲۰۱۷ در مجله Translational Psychiatry به چاپ رسید، گزارش کرد که بیشتر از یک سوم دختران نوجوان، اولین اپیزود افسردگی را تجربه می‌کنند – که تقریباً سه برابر پسران است. شواهد کافی در مورد نقش تفاوتهای جنسیتی در افسردگی بزرگسالان وجود دارد، اما تحلیل کنونی نشان می‌دهد که این تفاوتها بسیار زودتر از آنچه تصور می‌شد، شروع می‌شوند. اما، این فاکتورها چه هستند؟ و چرا دختران در معرض خطر بیشتری قرار دارند؟ این موضوعات هنوز تحت مطالعه و بررسی هستند. خطرات بیشتر در کمین دختران خطر ابتلا به افسردگی در دختران و پسران در نوجوانی شروع می‌شود. اما این خطر در سن نوجوانی برای دختران افزایش چشمگیری پیدا می‌کند. محققان فاکتورهای خطرآفرین را در بسیاری از مقوله‌های ژنتیکی، بیولوژیکی، روانی، شناختی، رفتاری و اجتماعی- فردی مطالعه می‌کنند. متاسفانه، در بسیاری از این حوزه‌ها، فاکتورهای خطرآفرین بیشتر در دخترها شناسایی شده‌اند. برای مثال، تغییرات بلوغ، سبکهای تفکر منفی مانند نشخوار ذهنی و اعتماد به نفس پایین و برخی از فاکتورهای بین فردی در دختران شایع هستند. تئوری هم نشخواری ذهنی نیز می‌تواند یکی دیگر از دلایل باشد. به طور خلاصه، استرس، ساختار روانشناسی هم نشخواری- تمایل به فکر کردن زیاد به مشکلات و باورهای مضر را شکل می‌دهد و این باور را که دختران در معرض هم نشخواری‌ بیشتر با دوست یا دوستان خود قرار دارند، تقویت می‌کند. اگرچه این خصیصه به دختران کمک می‌کند تا روابط دوستانه صمیمی‌تری برقرار کنند، اما، می‌تواند به اضطراب و استرس بیشتر و پیدا شدن فاکتورهای استرس‌زا منجر شود. بطور کلی، دختران اجتماعی‌تر هستند و در تعقیب اهداف خود گروهی‌تر عمل می‌کنند و بیشتر درصدد جلب حمایت دیگران هستند. در مقایسه با پسران : دختران نسبت به ناراحتی دیگران حساسیت بیشتری دارند. آنها اهمیت بیشتری به وضعیت ارتباطات و دوستی‌های خود می‌دهند. آنها دوستی‌های مشروط را دنبال می‌کنند. دختران، هم در یک گروه بزرگتر و هم در دوستی‌های نزدیک، در معرض فاکتورهای استرس‌زای متعددی قرار دارند. آنها در واکنش به این فاکتورهای استرس‌زا، نشخوارهای ذهنی بیشتری دارند. آنها در برخورد با استرس، کمتر به شوخ‌طبعی متوسل می‌شوند. علاوه براین، تعدادی از این تفاوتهای جنسیتی با بزرگ شدن بچه‌ها، افزایش پیدا می‌کند. فرایندهای ارتباطی زنانه می‌تواند در ایجاد روابط صمیمی موثر باشد و مانع از رفتارهای ضد اجتماعی شود. ولی در عین حال، آسیب‌پذیری در برابر مشکلات روانی را بیشتر می‌کند. از طرف دیگر، روابط مردانه ممکن است مانع از ایجاد روابط صمیمی شود و در نتیجه به مشکلات رفتاری بیانجامد. اما، رشد روابط گروهی را تقویت خواهد کرد و فرد را در مقابل آسیب‌های روانی مصون می‌دارد. خطر افسردگی : تفاوتها در زنان و مردان خانمها بیشتر در معرض خطر افسردگی قرار دارند. در بسیاری از جهات دیگر نیز، این عارضه در مردان و زنان متفاوت است. سرایت افسردگی مفهومی به نام سرایت افسردگی وجود دارد. تحقیقات انجام گرفته روی بزرگسالان نشان داده است که دوستان افراد افسرده، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. این پدیده توسط محققین، در نوجوانان بررسی شده و دریافتند افرادی که دوستان افسرده دارند، به مرور زمان دچار افسردگی می‌شوند. برخی از ویژگی‌های نوجوانان و دوستی‌های آنها، خود می‌تواند باعث پیدا شدن علائم سرایت افسردگی شود. هم‌نشخواری ذهنی یکی از این ویژگی‌هاست. هم نشخواری منطقی به نظر می‌آید. چراکه وقتی دوستان در کنار همدیگر نشسته‌اند و تمام وقت در مورد مشکلاتشان حرف می‌زنند، به دنبال این نخواهند بود که برای پیدا کردن یک احساس بهتر، به ورزشهای شاد، فعالیتهای جدید و فعالیتهای فیزیکی روی بیاورند. همچنین، دخترانی که با دوستان خود همدردی می‌کنند و دوستی‌های بسیاری نزدیکی دارند و حامی دوستان هستند، بیشتر در معرض سرایت افسردگی قرار دارند. رسانه‌های اجتماعی نقش تفاوتهای جنسیتی در افسردگی را تشدید می‌کنند. این روزها تحقیقات زیادی در مورد رسانه ها و شبکه‌های اجتماعی انجام گرفته است که از این میان می‌توان به مقاله ۲۰۱۷، قدرت و دردهای ارتباط دیجیتالی نوجوانان اشاره کرد. یکی از نتایج این مقاله حاکی از آنست که دخترانی که در معرض افسردگی قرار دارند، اعتراضهای روانی و فیزیکی خود را بیشتر بروز می‌دهند و از دوستان خود طلب کمک و حمایت می‌کنند. و همین امر آنها را در معرض قلدری و سواستفاده دیگران قرار می‌دهد؛ و حتی فراتر از این، وقتی از دوستان خود حمایت دریافت می‌کنند، این حمایت به مرور زمان به افزایش علائم افسردگی منجر می‌شود. از این گذشته، همزمان با افسردگی، خطر آسیب به خودکشی در نوجوانان بالاتر می‌رود و نقش اساسی دوستان در این سن می‌تواند تعیین کننده باشد. در حدود ۶۰ درصد کسانی که به خود آسیب وارد کردند، گفته بودند که ابتدا دوستشان این کار را کرد. و حدود ۴۰ درصد گزارش کردند که فکر آسیب به خود را از دوستانشان یاد گرفتند. تقریباً ۲۰ درصد نوجوانان، دوستی داشتند که در یکسال گذشته، اقدام به خودکشی کرده بود. و ۶۰ درصد آنها فردی را می‌شناختند که تلاش کرده خود را بکشد. این وضعیت بسیار نگران کننده است. به ویژه اینکه مستندات زیادی در رابطه با خوشه‌های خودکشی یا تلاش برای خودکشی که در فواصل زمانی و مکانی بسیار نزدیک به هم در افراد زیر ۲۵ سال، رخ داده‌اند، وجود دارد. سرایت افسردگی می‌تواند این پدیده را توضیح دهد. بسیاری از این نتایج در مورد نقش تفاوتهای جنسیتی در افسردگی، بر اساس مطالعه گروههای همسالان است. به نظر می‌رسد که همسالان یکی از دلایل اصلی در ایجاد افسردگی بیشتر در بین دختران شمار می‌آیند. تحقیقاتی دیگر در رابطه با تاثیر جنسیت در جامعه بطور کلی، و ویژگی‌های شخصیتی مانند تمایل به همکاری و تعاون و خوشحال کردن دیگران بر افسردگی در زنان و مردان انجام گرفته است. منبع: banooyeshahr.com

more_vert حسادت و راه های مقابله با آن

ادامه مطلب

closeحسادت و راه های مقابله با آن

«حسادت» یکی از شایع‌ترین واکنشی‌هایی است که از حدود دو سالگی آغاز می‌شود و با رشد کودک، ممکن است تا بزرگ‌سالی ادامه یابد و بر طبق الگوهای مختلف فرهنگی، به صورت‌های متفاوتی جلوه‌گر شود.

more_vert چرا زنها بیشتر از مردها دچار افسردگی می شوند؟

ادامه مطلب

closeچرا زنها بیشتر از مردها دچار افسردگی می شوند؟

شیوع بیشتر افسردگی در میان زنان دکتر جس مارچزیک*: طبق پژوهشی که در ایالات متحده انجام شده، زنان دو برابر مردان در آنجا با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند. آمار جالبی است و فکر کردن به آن ماجرا را جالب‌تر و البته مرموزتر هم می‌کند. حالا از این مسئله بگذریم؛ اینکه بدانیم زنان دو برابر مردان افسرده‌اند کافی نیست و مهم دلیل آن است. دلایل این تفاوت چیست؟ کلینیک مایو چند توضیح ارائه می‌دهد و عنوان می‌کند که «تفاوت‌های جنسیتی» در دوران بلوغ ظاهر می‌شوند. به همین دلیل، بسیاری از توضیحات آن‌ها حول محور تغییراتی است که زنان (و نه مردان) در دوران تغییر در زندگی‌شان تجربه می‌کنند. تفاوت‌های جنسیتی در دوران بلوغ و افسردگیاین تغییرات شامل مواردی نظیر تلاش برای بهتر عمل کردن در مدرسه، بحث با والدین، عدم شناخت تفاوت‌های جنسیتی، سندرم پیش از قاعدگی و عوامل مرتبط با بارداری است. عامل مهم دیگر در زندگی زنان دیدگاه اجتماعی نسبت به آن‌ها است که اساسا به زنان ضربه می‌زند. البته من شک دارم که این اطلاعات، داده‌های مناسبی برای شما باشد، زیرا شما یکی از دوستانتان را در خیابان دیده‌اید و می‌خواهید بدانید که او چرا افسرده است! همه می‌دانند که افسردگی حاصل اتفاقات منفی و استرس‌زا در زندگی است، بنابراین فکر می‌کنیم که شرایط زندگی به طور نامتناسب‌ بر روی زنان اثر منفی می‌گذارد. گرچه این فرضیه منطقی به نظر می‌رسد، اما نتایج آن رضایت بخش نیست. در درجه اول، استرس و اتفاقات منفی زندگی در زنان نمی‌تواند (دو برابر؟) بیشتر از مردان باشد. نکته دوم، این فرضیه به ما کمک نمی‌کند تا تفاوت‌های شخصی را درک کنیم. بسیاری از مردم ممکن است شرایط منفی و استرس‌زا را تجربه کنند، اما قرار نیست همه آن‌ها افسرده شوند. همانطور که پیشتر گفتیم، درک بهتر حقایق مرتبط با پدیده افسردگی با پاسخ چرایی‌های آن بهتر صورت می‌گیرد. از این رو، بسیاری تمایل دارند که به سوالات ابتدایی پاسخ داده شود. مثلا اینکه چرا همه با افسردگی به اتفاقات تلخ زندگی واکنش نشان می‌دهند؛ افسردگی چه کارکرد انطباقی می‌تواند داشته باشد. اگر افسردگی پدیده‌ای عادی برای بسیاری است، ما باید آن عادی بودن را تغییر دهیم. برای نمونه، یک موش مادر به ذهن بیاورید که بچه‌اش به دنیا آمده و حالا دچار افسردگی پس از زایمان شده است. علائم افسردگی چه ارزشی برای او خواهد داشت؟ آیا انرژی کم، عدم ابراز علاقه نسبت به اتفاقات روزمره زندگی و شاید خیال‌پردازی خودکشی می‌توانند حال او را بهتر کنند؟ اتفاقا این افکار باعث خواهد شد تا او مراقبت کمتری از بچه‌های خود کند. این اتفاق عجیب البته در انسان‌ها نیز وجود دارد. یکی از قانع‌کننده‌ترین روایت‌های افسردگییکی از قانع‌کننده‌ترین روایت‌های افسردگی که خوانده‌ام این است: به مشکلی برخورده‌ام که به تنهایی قادر به حل آن نیستم. یک استراتژی ممکن این است که از افراد دیگری در جهان بخواهم تا به من کمک کنند. اما مشکل اینجا است که آن افراد همیشه انتظار مرا برآورده نمی‌کنند. اگر چنین باشد، تصمیم می‌گیرم که رفتار آن‌ها را تغییر دهم تا بلکه تشویق شوند و سرمایه‌گذاری بیشتری بر روی من انجام دهند. افسردگی از این بعد، کاملا منطبق با آن است. مکانیسم‌های روانشناختی فردِ افسرده را بر آن می‌دارند تا به جامعه حمله کند. وقتی کارگران نمی‌توانند کارفرمای خود را مجاب به سرمایه‌گذاری بیشتر (احتمالا در شکل افزایش حقوق یا سود) کنند، آن‌ها گاها از کار خود دست کشیده تا شرایط بهتر شود. این کار هم برای کارگر و هم برای کارفرما هزینه‌بر است، بنابراین کارفرما سعی می‌کند تا تقاضای آن‌ها را برآورده کند تا اینکه کارگرانش دست از کار بکشند. افسردگی نیز شبیه چنین رفتاری است. افراد افسرده سعی می‌کنند از جامعه فاصله بگیرند – و خدماتشان به اطرافیانشان را متوقف کنند – تا اینکه افراد دیگر سرمایه‌گذاری بیشتری در آن‌ها کنند. دو روش نشان دادن افسردگی: اعتصاب و خشونتاعتصاب کردن (یا به عبارت بهتر، قطع همکاری با جامعه) تنها یکی از راه‌های ممکن برای مجاب کردن دیگران در راستای افزایش سرمایه‌گذاری‌شان نسبت به شما است.روش دیگر خشونت است: اگر کسی به شکلی رفتار کرد که نشان می‌داد برای من زیاد ارزش قائل نیست، من می‌توانم با یک رفتار خشونت آمیز به آن‌ها نشان دهم که ارزیابی‌شان نسبت به من را تغییر دهند. دو نمونه ساده آن می‌تواند این باشد که در دفاع از خود به دیگری حمله کنید و یا پاچه مشتری را بگیرید! در حقیقت، این همان موردی است که سِل و همکاران (۲۰۱۱) در تعریف عصبانیت داشتند: اگر کسی درست به من ادای احترام نکرد، با خشونت می‌توانم نظرشان را نسبت به خودم تغییر دهم. این رویکرد دو استراتژی می‌طلبد – افسردگی و عصبانیت – که هر دو مورد با مشکلی واحد دست و پنجه نرم می‌کنند. سوال این است که کدام استراتژی برای هر شخص و شرایط خاص او موثرتر خواهد بود. این مسئله خود به یک احتمال جالب دیگر فضا می‌دهد: ممکن است که تفاوت‌های جنسیتی مرتبط با افسردگی از این جهت وجود داشته باشد که استراتژی عصبانیت بیشتر در مردان جواب دهد و در سوی دیگر، استراتژی افسردگی نقش بسیار پررنگ‌تری در زنان داشته باشد.این فرضیه هماهنگی بیشتری با مبحث "تفاوت‌های جنسیتی در دوران بلوغ” خواهد داشت، چرا که تفاوت جنسیتی قدرت در همان دوران آغاز خواهد شد. به عبارت بهتر، هم مردان و هم زنان باید مشکلات اجتماعی خود را برطرف کنند و هر یک به طرق مختلفی درصدد برطرف کردن آن‌ها برمی‌آید. تفاوت‌های درون جنسیتیاین توضیح حتی برای تفاوت‌های درون جنسیتی نیز صدق می‌کند: مردان به خاطر دارا بودن قدرت فیزیکی بیشتر نسبت به زنان از استراتژی خشونت استفاده می‌کنند، اما همه مردان به اندازه هم قدرت ندارند. یک مرد با جثه کوچک در برابر مرد بزرگتر از خود نمی‌تواند پیروز شود. بنابراین مردانی که از جثه کوچکتری برخوردار هستند هم احتمالا از استراتژی افسردگی استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که در دعوا با آن شخص شانس بسیار کمی دارند. شخص برتر اما از استراتژی عصبانیت استفاده می‌کند و در این کار موفق‌تر است. پژوهش انجام شده توسط هیگن و روزنستروم (۲۰۱۶) بخشی از این رویکرد را مورد بررسی قرار می‌دهد. آن‌ها تلاش کردند تا ببینند آیا قدرت بالاتنه زیاد می‌‎تواند مانع از افسردگی شود. به همین منظور، آن‌ها داده‌های مربوط به ۴۰۰۰ نفر از ۱۸ تا ۶۰ سال را از سازمان «سلامت ملی و بررسی‌های تغذیه‌ای» جمع‌آوری کردند. آن‌ها برای برآورد قدرت بالاتنه افراد از نیروی دستشان استفاده کردند. آن‌ها سپس پرسشنامه‌هایی حاوی سوالات افسردگی، قد، وزن، موقعیت اجتماعی – اقتصادی، تعداد گلبول‌های سفید (برای سنجش سلامت) و معلولیت‌های فیزیکی را بین آن‌ها پخش کردند. این پژوهشگران پیش‌بینی کردند که: افسردگی حتی در صورت کنترل متغیرهای سن و جنسیت می‌تواند به شکلی منفی با قدرت دست در ارتباط باشد، این ارتباط در مردان قوی‌تر از زنان است، و پس کنترل متغیر سلامت فیزیکی، این ارتباط باز هم ادامه داشت. حدود ۹ درصد جامعه آماری به عنوان افسرده تلقی شده، و زنان مطابق انتظار بیشتر از مردان (حدود ۱٫۷ برابر بیشتر) دچار افسردگی هستند. جنسیت نیز به خودی خود به عنوان عاملی خوب برای افسردگی محسوب می‌شود. قدرت بالاتنه نیز تاثیر زیادی داشت. در حمایت از فرضیه اول، قدرت بالاتر با افسردگی در ارتباط بود و متغیر جنسیت را کنار می‌گذاشت. در حقیقت، در صورت حذف متغیر نیرو، مردان کمی بیشتر از زنان با افسردگی مواجه می‌شدند، گرچه رقم آن محسوس نبود. پیش‌بینی دوم اما تایید نشد. نکته دیگر این است که مردان دارای قدرت بیشتر کمتر افکار خودکشی را در سر می‌پرورانند، اما زنان قوی‌تر بالعکس بودند. با توجه به اینکه خودکشی موفق در مردان بیشتر است، این مسئله جای تحقیق و بررسی بیشتری دارد. نتیجه‌گیرییافته این تحقیق و تحقیق دیگر توسط سل و همکاران (۲۰۰۹) – که در آن مردان (و نه زنان) قدرتمندتر در زمان کمتری عصبانیت خود را نشان داده و در درگیری‌های فیزیکی موفق‌تر هستند – نشان می‌دهد که زنان به شکلی ناخودآگاه تمایل دارند تا از استراتژی افسردگی به جای عصبانیت و خشونت برای تعامل با جامعه استفاده کنند. این در حالی است که عکس آن برای مردان صدق می‌کند. در واقع هم افسردگی و هم عصبانیت از طریق مخالفت تحریک می‌‎شوند. این اتفاق چه در بعد شخصی و چه در بعد اجتماعی به عنوان یک واکنش محسوب می‌شود. پژوهشگران همچنین معتقدند که این ارتباط یک پیوند پویا است و نه معادله ساده‌ای چون «قدرت بیشتر = افسردگی کمتر.» البته عوامل دیگر که با قدرت فیزیکی و سلامت – مانند میزان جذابیت – در ارتباطند نیز می‌توانند بر روی رابطه قدرت و افسردگی نقش داشته باشند، اما از آنجایی که این موارد مستقیما از طریق داده‌ها به دست نمی‌آیند، میزان و ماهیت چنین عواملی را باید تخمین زد. نکته‌ای که در مورد این فرضیه انطباقی بیش از موارد دیگر برایم متقاعدکننده بود – علاوه بر پژوهش‌های انجام شده – این بود که چندین تئوری موجود در مورد افسردگی نمی‌تواند پیش‌بینی‌های صورت گرفته توسط هیگن و روزنستروم (۲۰۱۶) را پاسخ دهند. برای نمونه، مدعیان این بحث که «افراد افسرده دید دقیق‌تری به جهان دارند» نمی‌توانند بگویند که چرا افرادی که دید دقیق‌تری به اوضاع جهان دارند از بالاتنه ضعیف‌تری برخوردارند (آن‌‎ها حتی شاید بخواهند پاسخ دهند که چرا افراد افسرده نمی‌توانند جهان را به شکل دقیق‌تری درک کنند.) از طرف دیگر، یک فرضیه انطباقی موثر می‌تواند ما را در جستجو و درک دلایل افسردگی یاری رساند. منبع: فرادید

more_vert منظور از تربیت جنسی چیست؟

ادامه مطلب

closeمنظور از تربیت جنسی چیست؟

تربیت به جهت اینکه انسان موجودی چند بعدی است ابعاد مختلفی دارد و تربیت جنسی هم یکی از ابعاد مهم است که به بعد جنسی بر می گردد. تربیت جنسی یعنی رشد و بارورکردن ظرفیت ها و استعدادهای هر آنچه که به بعد سکچوالیتی و جنسی انسان مربوط می شود. به گزارش خبر آنلاین، در طی این فرآیند فرد به درک درستی از جنسیت، نقش جنسیتی و جنسی خود می رسد و سکچوالیتی وی در مسیر درست و هدفمند هدایت می شود. علاوه بر دستیابی به درک صحیح، نگرش فرد نسبت به این مسائل نیز به طور درستی ساخته شده و نیز فرد به توانمندی لازم برای مدیریت رفتار جنسی و حفاظت از خود(خودمراقبتی) در موقعیت‌های مختلف و حتی خطرساز دست خواهد یافت. تربیت جنسی باید از بدو تولد در برنامه مراقبتی کودک قرار داده شود و والدین و یا مربیان مهد باید دوره‌های آموزشی لازم در این زمینه را بگذرانند. بعضی اوقات برای برخی افراد این اشتباه پیش می آید که وقتی صحبت از آموزش جنسی می شود، فکر می کنند که منظور یاد دادن نحوه برقراری رابطه جنسی به نوجوان است. این برداشت نادرست بوده و ریشه آن در نگاه محدود، تنگ نظرانه و صرفاً به مسائل جنسی است. محوریت آموزش جنسی نیز همانند تربیت جنسی بر ایجاد درک صحیح از سکچوالیتی و بعد جنسی، کسب دانش صحیح و نگرش مثبت نسبت به این مسائل و نیز توانمند کردن نوجوان برای مدیریت رفتار جنسی و حفاظت از خود و نیز بهره مندی از رشد مطلوب جنسی و برخورداری از حس مثبت نسبت به این بعد وجودی استوار است. لازمه آموزش جنسی، برخورداری نوجوان از اطلاعات صحیح علمی و متناسب با سن و مرحله بلوغ وی است که این کار در وهله اول بر عهده والدین و معلمان و مربیان مدارس است. هر چند که سایر نهادهای جامعه نیز می توانند در این زمینه موثر و کارآمد باشند.

more_vert مقاله امنیت کرامت آمیز انسان؛ مبنایی شاخص در حقوق شهروندی

ادامه مطلب

closeمقاله امنیت کرامت آمیز انسان؛ مبنایی شاخص در حقوق شهروندی

مقاله علمی و پژوهشی " امنیت کرامت آمیز انسان؛ مبنایی شاخص در حقوق شهروندی " مقاله ای است در 18 صفحه و با 23 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث کرامت، انسان، امنیت، قران، حدیث پرداخته شده است چکیده مقاله از نگاه قرآن کریم توجه مردم و حکومت به کرامت ذاتی و اکتسابی آحاد افراد یک جامعه و رعایت مقتضیات آن، سبب می‌شود که هرگونه ظلم و تبعیض، و استبداد و اختناق در یک جامعه اسلامی رخت بربندد و با تعلیم و تربیت، اجتماعی، یکی از مؤلفه‌های اصلی تمدن بشری و سعادت انسانی، یعنی «امنیت دنیوی و اخروی» به مثابه شاخصه اصلی در حقوق شهروندی برقرار شود. در این تحقیق، اهمیت موضوع امنیت، از منظر کرامت بشر در اسلام و نیز ساز و کارهایی که از این رهگذر برای عینیت بخشیدن به آن منظور شده، مطمح نظر قرار می‌گیرد. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله جنسیت و هنجار اخلاقی در قرآن و روایات

ادامه مطلب

closeمقاله جنسیت و هنجار اخلاقی در قرآن و روایات

مقاله علمی و پژوهشی " جنسیت و هنجار اخلاقی در قرآن و روایات" مقاله ای است در 23 صفحه و با 23 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اخلاق وحیانی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  جنسیت؛ هنجار اخلاقی؛ مراحل هنجار اخلاقی؛ انسان‌شناسی جنسیتی و قرآن؛ روایات پرداخته شده است چکیده مقاله مناسبات جنسیت و ارزش اخلاقی، یکی از مسائل بنیادین در پژوهش‌های اخلاقی است. در دوران معاصر، جنبش‌های به اصطلاح طرفدار برابری زنان با مردان، یکسره به انکار ابتنای هنجار اخلاقی بر جنسیت پرداخته‌اند؛ هرچند برخی از آنها در ادعایی تناقض‌آمیز، خواهان برتری ارزشی زنان شده‌اند. رویکرد رایج‌تر در این‌باره آن است که اگرچه ممکن است جنسیت در هنجار حقوقی تأثیر بگذارد، نمی‌تواند منشأ تفاوت در هنجار اخلاقی گردد. در این نوشتار با توجه به لایه‌های مختلف هنجار اخلاقی و پیش‌فرض‌های کلامی و فلسفی اخلاق و مطالعهٔ آنچه در این باب در قرآن و روایات آمده، نشان داده می‌شود که جنسیت می‌تواند در برخی از لایه‌های هنجار اخلاقی تأثیرگذار باشد؛ در حالی که ابتنای برخی دیگر از لایه‌های آن بر جنسیت غیر ممکن است.  دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله اخلاق پزشکی و جایگاه آن در ادیان الهی و ادیان آسیایی

ادامه مطلب

closeمقاله اخلاق پزشکی و جایگاه آن در ادیان الهی و ادیان آسیایی

مقاله علمی و پژوهشی " اخلاق پزشکی و جایگاه آن در ادیان الهی و ادیان آسیایی " مقاله ای است در 18 صفحه و با 38 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث دین، اخلاق، ادیان الهی، ادیان آسیایی، اخلاق پزشکی پرداخته شده است چکیده مقاله در سال‌های اخیر عالمان ادیان مختلف کوشیده‌اند با بازنگری در متون و آموزه های دینی خود، روشها و دستورهایی به پیروان خود ارائه کنند تا پاسخگوی نیازهای آنان در استفاده از دستاوردهای جدید پزشکی باشد. در این پژوهش برآن هستیم تا با بررسی تعالیم ناظر به اخلاق پزشکی ادیان آسمانی، نشان دهیم که آموزه¬های اخلاقی این ادیان در مقابل مسائل پزشکی نوظهور پزشکی نه تنها ساکت و منفعل نیستند، بلکه با ارائه دستور و روش هایی قاعده‌مند، توان پاسخگویی به این مسائل را دارند. بررسی دیدگاه¬های اخلاقی ادیان آسمانی بیانگر این واقعیت است که آموزه‌های این ادیان از جهت توجه به لزوم صیانت از جان انسان جدای از تفاوت‌های نژادی، ملیتی و جنسیتی او، مقابله با بیماری و لزوم حمایت از بیمار، دارای اشتراک‌ نظر هستند؛ هرچند ساختار باوری متمایز این ادیان، سبب ایجاد محدودیت‌هایی در تصمیم‌گیری و اقدامات درمانی متفاوت آن‌ها می‌شود. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert نام افراد این حقایق پنهان را آشکار می کند

ادامه مطلب

closeنام افراد این حقایق پنهان را آشکار می کند

آیا از نام خود راضی هستید؟ دوست دارید شنیدن نامتان چه حسی را در دیگری برانگیزد؟ شنیدن چه نام‌هایی برایتان لذت‌بخش است؟ نام‌ها بازتاب‌دهنده فرهنگ‌های گوناگون‌اند که از تبعیض و تحقیر تا عشق و زیبایی را در خود جای داده‌اند. تصور این که موجودی نام نداشته باشد بسیار دشوار است. مبادله "نام” میان آدمیان گام نخست برای ایجاد یک رابطه انسانی یا گسترش هر گونه پیوند اجتماعی است. کما اینکه چه در آغاز پیوند عاشقانه و چه برای داوطلب شدن برای انجام کاری باید "نام”ی را بر کسی یا کاری گره زد و "نامزد” شد. نام عنصری است که فراگیر شدنش موجب شهرت است و بیش از حد محدود شدنش باعث گمنامی. قضاوت نیک مردمان درباره آن را "خوش‌نامی” و نقطه مقابلش را "بدنامی” می‌خوانند. اگر چه سعدی پیوند عشق و نیک‌نامی را جور دیگر می‌بیند: دگر بخفته نمی‌بایدم شراب و سماعکه نیک‌نامی در دین عاشقان ننگست نه فقط انسانها بلکه هر موجودی بدون داشتن یک نام معین، در یافتن یک هویت مستقل ناکام می‌ماند؛ هویتی که باعث شناخت می‌شود. نام هر فردی به مرور زمان و در پیوند با دیگر افراد جامعه، علاوه بر تداعی یک هویت ظاهری، حامل یک هویت عمیق غیرظاهری برای مخاطبان است که در پی تداوم روابط، به مرور شکل کامل‌تری به خود می‌گیرد. بنابر این هر "نام” به مرور زمان مجموعه‌ای از خاطرات و تاثیرات را در ذهن و ضمیر دیگران به جا می‌گذارد که خاستگاه اصلی بسیاری از قضاوت‌ها یا تمایلات متقابل افراد به یکدیگر تلقی می‌شود؛ عشق و صمیمیت، خشم و نفرت یا هر نوع واکنش رفتاری دیگر. این نوع تصورات و بازتاب‌های آن که با شنیدن نام دیگران در ضمیر افراد تداعی می‌شود، علاوه بر آنکه عنصر اصلی تمایز افراد از یکدیگر است، تا جایی ادامه می‌یابد که نقش کارکردی آن در روابط اجتماعی به مرور از شکل ظاهری فرد هم فراتر رفته و تاثیرات پایدارتری به جا می‌گذارد. تصوراتی که کلیدواژه ورود به آن "نام” افراد است. نام، ابزاری فراتر از شناخت ظاهری دکتر ناصر فکوهی، انسان‌شناس، در مقاله "نام‌ها و فرهنگ” می‌نویسد: «نام‌ها یکی از پراهمیت‌ترین ابزارهایی هستند که ما برای تحلیل فرهنگ‌ها در دست داریم. فاصله میان مفهوم ایدئولوژیک، هژمونیک و تعریف عمومی یک نام در یک نظام اجتماعی، همگی از مواردی هستند که باید به آنها توجه کرد. هر چند نام‌ها (بنا بر نظریه‌هایی که بیشترین اجماع درباره آنها وجود دارد) صرفا ابزارهای قراردادی در زبان‌ها هستند تا بتوان دستگاه نمادساز زبان را کارا کرد، اما در عمل به دلیل درونی شدن در نظام ذهنی، بسیار فراتر از این قرارداد رفته‌اند.» هر نامی علاوه بر داشتن معنای معین یک کلمه، بار معنایی خاصی را در ارتباط با یک شخص بخصوص با خود حمل می‌کند. یعنی نام علاوه بر اطلاق به یک فرد، در طول زمان معرف شخصیت همان فرد هم تلقی می‌شود که واکنش‌های متفاوتی را در ذهن طرف مقابل ایجاد می‌کند. از این رو می‌توان "اسامی” را کلماتی فرض کرد که مجموعه‌ای از خاطرات و تصورات را با خود جابجا می‌کنند. به گفته حافظ:نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهواهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز اسامی دخترانه، تابوها و تبعیض‌ها نوع کاربرد اسامی در یک جامعه تا حدودی معرف شخصیت فرهنگ عمومی همان جامعه است، یعنی آینه تمایلات فکری و مناسبات اجتماعی دستکم بخشی از لایه‌های اجتماعی محسوب می‌شود. "آقا محسن! من بیرون کنار ماشین منتظرم، زود بیا…” این جمله توام با فریاد مردی است که با همسر و فرزند دو ساله‌اش به یک جشن عروسی دعوت شده‌اند. او می‌خواهد به همسرش که در "قسمت زنانه تالار پذیرایی” مشغول شادی است یادآوری کند که وقت رفتن است و او در خیابان منتظرش است! وقتی با تعجب از او می‌پرسم چرا به همسرش می‌گوید "آقا محسن” پاسخ می‌دهد: "محسن اسم پسر منه، عیال هم می‌دونه که منظورم چیه”! چرا برخی از مردان در فضاهای عمومی حاضر به بردن نام همسران‌شان نیستند و از آنها با عناوینی مانند عیال، خانواده، منزل یا هر لقب غیرمستقل دیگری یاد می‌کنند؟ بسیاری از کارشناسان علت این رفتار را، مالکانه و "ناموسی” دانستن تمام هویت زنانه همسر (دختر یا مادر و خواهران) از سوی برخی مردان سنتی – مذهبی می‌دانند. در فرهنگ‌های لغت، "ناموس” از مفاهیم و ارزش‌های مردسالارانه در نظام اخلاقی کشورهای اسلامی از جمله ایران به شمار می‌رود که در ردیف کلماتی مانند شرف و عصمت و آبرو قرار می‌گیرد. باور داشتن به "ناموس” در بین برخی گروه‌های اجتماعی، مردان را وا می‌دارد که مسئله حریم خانوادگی خود را تا آنجا تعمیم دهند که نام بردن از همسرشان در فضای عمومی را نوعی شکستن حریم خانوادگی تلقی کنند. رفتاری که همزمان محدودیت‌های فراوان دیگری بر زنان تحمیل می‌کند و گاهی تخطی یک مرد از این راه و رسم، می‌تواند سرزنش سایر مردان همان طبقه اجتماعی را در پی داشته باشد. البته تبعیض‌های جنسیتی محدود به "ناموسی” دیدن حقوق زنان نیست، زیرا گرچه با توسعه نسبی شرایط اجتماعی از شدت ناگوار بودن "دختردار” شدن به جای آوردن "پسر کاکل زری” که بتواند نام نیاکان خود را زنده نگه دارد کاسته شده، اما همچنان در برخی از مناطق جهان، از جمله ایران، ترجیح بعضی والدین به داشتن فرزند پسر را نمی‌توان نادیده گرفت. تا آنجا که همچنان شاهد نام‌گذاری‌هایی مانند "بسی”، "دختر بس” یا معادل آن مثل "قزبس” و "گل بس” و "کفایت” برای دخترانی هستیم که خانواده از تولد آنها ناخرسند است. چنین رویکرد تبعیض‌آمیزی البته در شماری از کشورهای خاورمیانه، آفریقا و شرق آسیا نیز به شکل‌های نسبتا مشابهی دیده می‌شود. مثلا گزارش‌های موسسه "اکشن اید” نشان می‌دهد که سالانه به شمار آزمایش‌های سونوگرافی برای تعیین جنسیت جنین و سقط کردن دختران در هند افزوده می‌شود. طبق آمار مجله پزشکی "لانست” چاپ لندن در دو دهه گذشته بیش از ۲۰ میلیون زن هندی جنین خود را صرفا به دلیل دختر بودن سقط کرده‌اند یا بعد از تولد نوزاد به دلیل عدم توجه عمدی به مسائل بهداشتی یا غذایی موجبات مرگ آنها را فراهم ساخته‌اند. در همین حال دخترانی که از این مرحله به سلامت می‌گذرند با مشکلات متعدد دیگری دست و پنجه نرم می‌کنند که از آن جمله اسامی تحقیرآمیزی است که روی برخی از آنها گذاشته می‌شود. این نوع اسامی نه تنها امکان معاشرت‌های عشقی و عاطفی را از این دختران می‌گیرد بلکه در تمام طول زندگی شرایط ناگواری برای آنان فراهم می‌کند. جزئی از تابلوی "آفرینش” اثر میکل آنژ چندی پیش درمنطقه ساتارا در شهر ماهاراشترا در هند ۲۸۵ دختر جوان اجازه یافتند اسامی مورد علاقه خود را برگزینند و شناسنامه‌های جدیدی دریافت کنند. این دختران همه "ناکوزا” یا "ناکوشی” نامیده می‌شدند که به زبان هندی "ناخواسته” معنی می‌دهد. در این جشن "رهایی از نام‌های تحقیرآمیز” تعدادی از این دختران اسامی هنرپیشه‌های معروف "بالی‌وود” را برای خود برگزیدند و برخی دیگر اسامی سنتی و زیبای هندی مانند "وایشالی” که مترادف زیبا، خوب یا متمول است را انتخاب کردند. طی سالهای اخیر جنبش دختران هندی برای رهایی از اسامی تحقیرآمیز و تحمیلی که تاثیر مستقیمی بر موقعیت اجتماعی آنان می‌گذارد، رشد یافته است. تاثیر نام بر روابط عاطفی و عاشقانه همانگونه که پیشتر اشاره شد "نام” هر فرد کلیدواژه‌ای است که علاوه بر اشاره به یک فرد خاص، هویت و شخصیت فرد را نشان می‌دهد و ناخواسته ما را به آرشیوی از اطلاعات انباشته شده و تحلیل و قضاوت‌های ما درباره آن شخص هدایت می‌کند. در حقیقت تمامی تصورات ما از یک فرد آشنا بلافاصله پس از شنیدن نام او در ضمیرمان تجلی می‌یابد بی‌آنکه نیازی به دیدن او داشته باشیم. همچنین به دلیل تاثیر مستقیم حس‌ها و تصورات انسان بر فعل و انفعالات شیمیایی بدن و نیز واکنش‌های ارادی و غیرارادی رفتاری، "نام” جایگاه مهمی را در چگونگی مبدل ساختن این تصورات به انواع واکنش‌های رفتاری به خود اختصاص می‌دهد. هرگاه نامی را می‌شنویم اما نسبت به صاحب آن شناختی نداریم، ذهن به طور خودکار مناسبترین واکنش را پیدا می‌کند؛ واکنشی که سوابق ذهنی و کاراکتر فرد شنونده در شکل‌گیری آن نقش به سزایی دارد. تحقیقات پژوهشگران دانشگاه نورث وسترن نشان می‌د‌هد که انتخاب اسم بسیار مهم‌تر از آن چیزی است که تاکنون تصور می‌شد و شاید به همین دلیل است که "کتاب‌های اسم” نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند. به گفته این محققان، داشتن یک اسم زیبا و خوش‌آهنگ نه تنها احساس اطمینان فرد به خودش را افزایش می‌دهد بلکه موجب می‌شود دیگران به طور مثبت‌تری به فرد نگاه کنند. سرپرست این تیم پژوهشی می‌گوید: «این که افراد چه کار می‌کنند و به چه فکر می‌کنند اهمیت چندانی ندارد. در واقع مغز انسان به محض شنیدن اسمی که تلفظ می‌شود پالسهایی را ارسال و دریافت کرده و با توجه به اسم فرد درباره وی قضاوت می‌کند. زیرا نامی که ما را با آن صدا می‌زنند یک نماد و یک آینه است. در واقع اسم همچون یک کارت ویزیت عمل می‌کند که معرف و بیانگر شخصیت درونی ما است. آوا و معنایی که یک اسم دارد می‌تواند به طور مستقیم روی رفتار و قضاوت دیگران نسبت به ما اثر بگذارد. آهنگ و معنای اسم فرد حتی روی تولید هورمون‌های اکسیتوسین، دوپامین و اندورفین نیز اثر می‌گذارد.» جالب توجه این که هورمون‌های مورد اشاره در این پژوهش علمی رابطه مستقیمی با فعالیت‌های جسمی و جنسی دارند. "اکسیتوسین” که از آن به عنوان "هورمون عشق” هم نام می‌برند، توسط غده هیپوفیز ترشح می‌شود و به طور کلی در رشد رفتارهای اجتماعی و واکنش‌های فردی و کنترل اضطراب نقش کلیدی دارد. تقویت اعتماد به نفس، جلب اطمینان، فداکاری، خطرپذیری، مهربانی و تقویت روابط عاطفی و عاشقانه و تمایلات جنسی از جمله مزیت‌های ترشح این هورمون است. جالب آن که شنیدن نام یا صدای فرد مورد علاقه، یادآوری خاطرات شیرین و حتی یک نگاه مهربان از راههای ترشح این هورمون در بدن هستند. "دوپامین” هم نوعی پیام‌رسان عصبی است که ارتباط آن با اجتماعی بودن بسیار شناخته شده است. بنا بر نتایج یک مطالعه جدید ارتباط مستقیمی بین اعتماد به نفس و موقعیت اجتماعی افراد و میزان چسبندگی گیرنده‌های دوپامین وجود دارد. "آندروفین” یا مسکن‌طبیعی بدن نیز ماده‌ای است که با کاهش اضطراب درد را تسکین می‌دهد و آرامش‌بخش است. این ماده هنگام فعالیت بدنی، هیجان، احساس عشق و هنگام رسیدن به اوج لذت جنسی تولید می‌شود. آگاهی و مقاومت در برابر تبعیض‌های جنسی بسیاری از مردم در جوامع مختلف به مرور زمان به اهمیت کارکرد و نقش نام در ایجاد پیوندهای اجتماعی پی برده و تاثیرات کاربردی آن را در روابط خصوصی و عمومی خود تجربه کرده‌اند. به همین دلیل اغلب افراد علاقه دارند نام آنها تداعی‌کننده بهترین واکنش‌ها در ذهن مخاطبان باشد. در نظر داشتن جوانب گوناگون برای تغییر نام خود یا استفاده از اسامی مستعار یا صرف وقت فراوان برای برگزیدن نام فرزندان این نکته را اثبات می‌کند.منبع: روانشناسی و مشاوره

more_vert تفاوت های فردی

ادامه مطلب

closeتفاوت های فردی

تنوع در خلقت یکی از زیباترین جلوه های توانمندی خداوند متعال درآفرینش مخلوقات است. پذیرش تفاوت های فردی در انسان ها، می تواند سبب  بهره گیری حداکثری ،  از توان بالقوه بشریت باشد.