جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله علمی و پژوهشی 101 راهکار برای نگارش سرمقاله

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی 101 راهکار برای نگارش سرمقاله

مقاله علمی و پژوهشی" 101 راهکار برای نگارش سرمقاله " مقاله ای است در 26 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به راهکارهای نگارش سرمقاله، سرمقاله نویسی ، مخاطب ، سوژه ، مطبوعات ،عناصر سرمقاله ، کارکرد سرمقاله و موتاسیون اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی برنامه هسته ای ایران و تحلیل گفتمان سرمقاله های روزنامه های آمریکا

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی برنامه هسته ای ایران و تحلیل گفتمان سرمقاله های روزنامه های آمریکا

مقاله علمی و پژوهشی" برنامه هسته ای ایران و تحلیل گفتمان سرمقاله های روزنامه های آمریکا " مقاله ای است در 25  صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به برنامه هسته ای ایران و تحلیل گفتمان سرمقاله های روزنامه های آمریکا ، شرق شناسی ، خاورمیانه ، گفتمان ، سرمقاله ، برنامه هسته ای اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert روزنامه طوفان، ندای آزادی‌خواهی و حق‌طلبی در عصر مشروطه

ادامه مطلب

closeروزنامه طوفان، ندای آزادی‌خواهی و حق‌طلبی در عصر مشروطه

روزنامه طوفان یکی از انتقادی‌ترین روزنامه‌های اواخر دوره قاجاریه به شمار می‌رفت که در ۱۳۰۰ خورشیدی با مدیر مسوولی میرزا محمد فرخی یزدی یکی از بزرگترین شاعران و نویسندگان سیاسی عصر مشروطه منتشر شد. اهمیت این روزنامه به این دلیل بود که مسایل و مطالبات اساسی کشور و جامعه را شناسایی و ریشه‌یابی می‌کرد و بی‌پروا بدان می‌پرداخت.

more_vert آن‌چه کرونا به ما نشان داد

ادامه مطلب

closeآن‌چه کرونا به ما نشان داد

 بدون تردید بروز پدیده شیوع ویروس کرونا را می‌توان در زمره مهم‌ترین و تاثیرگذارترین تجربیات انسان مدرن و بلکه تاریخ انسان به حساب آورد. تجربه‌ای که فراتر از یک پاندومی و اپیدمی جهانی بسیاری از مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در عرصه عمومی را دچار دگردیسی خواهد کرد. روزنامه ابتکار در سرمقاله خود به قلم علیرضا صدقی نوشت: این پدیده بیش از هر چیز به انسانِ مغرورِ مدرن نشان داد که تا چه اندازه در مواجهه و برخورد با رویدادهای ناشناخته، ناآماده است. نگاهی گذرا بر وضعیت نزدیک به ۲۰۰ کشور طی چند ماه گذشته تصویری شفاف از آزمون و خطا، آشفتگی، دستپاچگی و کم‌کارآمدی را بازتاب می‌دهد. انسانِ متکی بر عقل خودبسنده جاه‌طلب از یک سو و انسانِ سنتی بدون پشتوانه هم از سوی دیگر، هر دو در کارزار با این ویروس، میدان را باخته و عرصه را به آن به واگذار کرده‌اند. کادر درمانی و پزشکی که تا همین چند ماه پیش در زمره گروه خاص اجتماعی محسوب می‌شدند، به یکباره، سربازانِ بدونِ سلاحِ مبارزه با کرونا لقب گرفتند و هر روز تعدادی از آن‌ها مغلوب رقیب ناشناخته شدند.در سوی دیگر میدان، کرونا عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را هم با دگرگونی‌هایی اساسی روبه‌رو کرد. انسانِ مدعیِ لیبرال که حتی خود را به ابزاری برای سرمایه و قدرت بدل کرده بود، ناگهان با ناکارآمدی بت سرمایه روبه‌رو شده و زیربنای جهان‌بینی‌اش متزلزل شد.خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌ها، متاثر از شیوع کروناویروس، کاربست‌های خود را یکی پس از دیگری از دست می‌دهند و دنیا آرام آرام می‌رود تا شکلی دیگر از فرهنگ عمومی را تجربه کند. جوامع انسانی نیز تاثیراتی شگرف از این پدیده نوظهور پذیرفته‌اند. امکان و احتمال خانه‌نشینی نزدیک به ۳ میلیارد نفر از جمعیت کره زمین را تا همین سه ماه پیش هیچ‌کس باور نمی‌کرد. اما امروز تمام دنیا نه‌تنها آن را پذیرفته‌اند؛ بلکه آن را امری لازم و بایسته هم می‌دانند.از مجموعه آن‌چه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت دنیای پساکرونا با دنیای پیش از آن تفاوت‌های آشکاری خواهد داشت و همه جوامع ناچارند خود را برای این دنیا آماده کنند. دنیایی که می‌تواند از آن‌چه امروز بر جهان می‌گذرد بسیار بهتر و مناسب‌تر باشد و می‌تواند تصویری هولناک و هراس‌آور را بازتاب دهد. با این همه، این دنیا هر چه که باشد تابع مناسباتی دیگر است. البته جمع میان این مناسبات و خلق و خوی هراسناک آدمی که برگرفته از زیاده‌خواهی و آزمندی اوست، می‌تواند چیزی شبیه به داستان‌های ترسناک علمی ـ تخیلی را برای آینده دنیا رقم بزند.اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین مولفه دنیای پساکرونا جای خالی تنبلی، کاهلی و پشت هم اندازی در این دنیا باشد. دنیایی که در آن ثابت شده است آدمی زمان زیادی برای زیستن و تجربه اندوختن ندارد. فرصتِ فرصت‌سوزی برای انسان مهیا نیست و باید همه روندها و روال‌های عادی و تجربه‌های زیسته‌اش را سرعت ببخشد. باید دقتش را در مواجهه با سوداگران مرگ ـ احیانا از نوع تروریست‌های بیولوژیک ـ بالا برده و برای مقابله و مواجهه با آن‌ها مهیا شود. در این میان باید امیدوار بود و البته تلاش کرد تا تصمیم‌گیران دنیای پساکرونا انسان‌های بهتری باشند.

more_vert کتاب از اینجا تا دولت کریمه

ادامه مطلب

closeکتاب از اینجا تا دولت کریمه

کتاب از اینجا تا دولت کریمه اثر اسماعیل شفیعی سروستانی در قالب مجموعه‌ای از مقالات، وجوه مختلفی از این پرسش، تردید و دعوت دردمندانه را برای انتظار مقدّس می‌گشاید تا شاید مجال بیشتری برای ترک افتادن بر دیواره‌های نگاه و عمل فردی و جمعی ما در این عصر فراهم شود. انتظار ظهور یک منجی برای هدایت تمامی مردم و برقراری عدالت و اتحاد میان مردم در تمامی ادیان الهی به چشم می‌خورد. مسلمانان معتقدند که امام مهدی (عج)، موعود مورد نظر است و در انتظار فرج ایشان هستند. برای ظهور موعود، شرایط و وظایف خاصی برعهدهٔ مسلمانان است. ورود به تاریخ جدید که به نام دین و به نام امام مبین حضرت موعود علیه السلام آغاز می‌شود در گرو راست کردن عهد با حجت حق و پاسداشت آن درنظر و عمل است همان که مجال گذار از دالان تولّی و تبّری بزرگ و ورود به صحن تاریخ جدید را فراهم می‌آورد. استراتژی انتظار به بودن و زیستن در آخرین سال‌های عصر غفلت و غیبت معنی می‌بخشد. تنها خدا می‌داند درچه هنگام می‌توان به تمامی متذکر ضرورت و تحقق این استراتژی شد. با این همه مجموعه گام‌به‌گام تا استراتژی انتظار حاوی خطوطی است که به مناسبت‌های مختلف به تدریج و به بهانهٔ نگارش سرمقاله‌های نشریه موعود طی مدت هفت سال نوشته شده است. عنوان «استراتژی انتظار» مجالی فراهم آورد تا رویکرد عمومی به فرهنگ مهدوی، وسعت و ژرفا یابد؛ بدین معنی که پنجره‌های جدیدی بر حوزه‌های فرهنگی و تمدّنی حیات ساکنان سرزمین‌های اسلامی گشوده شد تا از منظر مهدویت، مجال بازنگری و پرسش دربارة سایر معاملات و مناسبات فرهنگی و مادّی مردم مسلمان فراهم آید.تردیدی نیست که جان مایة این رویکرد، به اتّکای منابع نظری وحیانی، در شرق اسلامی بود؛ لیکن غلبة تاریخ غربی مانع از ظهور و بروز فعّال تفکر دینی و جریان یافتن آن در حوزه‌های فرهنگی و تمدّنی بود. این اثر در سه بخش فراهم آمده است. بخش اوّل به تمامی به آن امام عزیز، ارواحنا له الفداء، اختصاص داده شده است، بخش دوم به بازشناسی موقعیت ما و رویکرد ویژة مهدوی و بالأخره بخش سوم که به آسیب‌شناسی و تذکار عمومی می‌پردازد. فهرست مطالبمقدّمهبخش اوّل: امام حیّ، حضرت بقیّه اللهانتظار جلوه خوشجهان در عصر غیبتجهان در آستانه ظهورحجّتمقام انسان کاملبیّنه طلاییبخش دوم: ما و مهدویّتتک‌ سوار دشت عشق و مااستراتژی انتظارحقیقت بهار و تحویل احوالشناخت امام زمانرانده بهشت‌ حضور!تعارف و بهانه‌ما نیازمند توبه‌ایم!غفلت‌طلب، معرفت و آمادگیتولّی و تبرّیاضطرار و اضطراباوّلین شهید ایرانیهوشیاری در شیعه‌خانه امام زمان (علیه السلام)روی نیاز به سوی بی‌نیازانتظار امامدولت مستعجل یارشیعه‌خانه امام زمان (علیه السلام)ملاحم و فتننشانه‌های ظهور را بشناسیم!معنی فراموش‌شده زندگی؛ ضرورتی برای تجدید یک عهدعهد جمعی!منتظر بر کرانه غدیرظهور تمامیّت دینولیّ، مخدوم یا خادم؟قصّه ما و اهل بیتراز بقای ایران، مأموریّت ایران استسهم امام چقدر است؟آقا اجازه!بخش سوم: آسیب‌شناسی مهدویّتهوای گرگ و میش، رنگ‌های خاکستریامّا بعد ...نگاه ابزاری به دینپیش‌گویی درباره آیندهگرایش به اسلامنشانه‌های آخرالزّمانشرق اسلامی و بلای مبلّغان مذهب ظاهربختی به نام خدااسلام؛ دین آخرینغرب و مهدویّتاندر حکایت شعیب بن صالحمسلمانان صهیونیسترویکردهای افراطی و تفریطی در حوزه مهدویّت (1)رویکردهای افراطی و تفریطی در حوزه مهدویّت (2)

more_vert نثر ملک‌الشعرای بهار-قلمی تند و جوان آمیخته به فلسفه اجتماع

ادامه مطلب

closeنثر ملک‌الشعرای بهار-قلمی تند و جوان آمیخته به فلسفه اجتماع

وحید اقدسیبرای بسیاری از ما ایرانی‌ها نام ملک‌الشعرا بهار با «ای دیو سپید پای دربند» پیونده خورده و با مستزاد معروف «مرغ سحر ناله سر کن» که به حافظه جمعی ما بدل شده است. بهار در شعر و ادب فارسی چنان جایگاه رفیعی دارد که سایر وجوه کار او را تحت‌الشعاع قرار داده است، چنانکه کمتر از بهارِ روزنامه‌نگار سخن به میان آمده است.

more_vert میراث سردار سلیمانی

ادامه مطلب

closeمیراث سردار سلیمانی

 بهت، حیرت، تعجب، افسوس، حرمان و در جاهایی و نزد کسانی خشم، حرص، کینه و شادمانی لجوجانه، عمده واکنش‌هایی بود که از نخستین ساعات انتشار خبر ترور شهید سردار قاسم سلیمانی در شبکه‌های اجتماعی دیده شد. این همه، عمدتاً واکنش‌هایی از سر احساس بود که له یا علیه سردار رخ نمود و عموماً با پیش‌فرض‌هایی ـ گاه اشتباه ـ ممزوج است. علیرضا صدقی در سرمقاله روزنامه ابتکار آورده است: برای شناخت سپهبد قاسم سلیمانی اما باید او را در مقام یک «سرباز»، یک «نظامی» و یک «ژنرال» سنجید. او نه یک کنش‌گر سیاسی بود و نه در این زمینه داعیه و دفاعیه‌ای داشت. حاج‏قاسم یک «استراتژیست نظامی» بود که مبتنی بر «راهبردهای کلان نظام» میدان نبرد را سامان می‌داد. در تمام این سال‌ها، هرگز کسی موضع شفاف سیاسی ـ در حوزه رقابت‌های جناحی داخلی ـ از او ندید. اگر سنجه و معیار داوری و قضاوت در مورد حاج‏قاسم وجه نظامی او باشد، باید دید که نتیجه آنچه او طی این سال‌ها انجام داد چه بود؟ قاسم سلیمانی در تمام سال‌های فرماندهی بر «لشگر ۴۱ ثارالله» و «سپاه قدس» پاسداران انقلاب اسلامی، لحظه‌ای میدان نبرد را رها نکرد. نتیجه این پایداری در میدان نبرد آن شد که لشگر ۴۱ ثارالله نقشی بی‌بدیل در فتح فاو ایفا کرد یا رفع غائله اشرار در استان‌های جنوبی و شرقی؛ اما مهم‌ترین اقدام سردار را می‌توان در پیچیدن طومار تکفیری‌های منطقه ارزیابی کرد. نباید فراموش کرد که حضور قاسم سلیمانی و سپاه تحت امرش در سوریه و به‏ویژه عراق، تعادل و موازنه‌ای بدیع و تازه را در منطقه رقم زد. به دیگر بیان، از زمان شکست طرح تغییر سیمای خاورمیانه در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه که با عاملیت رژیم اشغالگر قدس و تحت فرمان آمریکا، به انجام رسیده بود از یک سو و عدم توفیق جریان اخوانی در مهار و شکست قدرت‌های سنتی منطقه از سوی دیگر، موجب قدرت‏گرفتن هرچه بیشتر جریان‌های تکفیری در کشورهایی چون مصر، سوریه، لیبی و عراق شد. درست در همین زمان بود که قاسم سلیمانی وارد فاز تازه فعالیت‌های منطقه‌ای شد و پس از چند اقدام غیرعاقلانه تکفیری‌ها، توانست حمایت دولت‌های غربی از این جریان را قطع کند. مبارزه او با داعش، تحریرالشام، جبهه النصره و دیگر گروه‌های تکفیری البته تنها محدود به امکانات سپاه قدس نبود. حاج‏قاسم توانست با ساماندهی نیروهای مردمی در کشورهای منطقه و خاصه عراق، دامنه امنیت تکفیری‌ها را بسیار کم کرده و زمینه را برای تغییر موقعیت و موازنه قدرت در سطح منطقه مهیا کند. در حقیقت قاسم سلیمانی با این اقدامات نه‏ تنها به عنوان «ژنرال» نظامی ایران مطرح شد، بلکه توانست با رویکرد مدارا و پذیرش، به شخصیتی منطقه‌ای بدل شود که بسیاری از آزادیخواهان کشورهای همسایه به او احترام بگذارند.چنین کنش‌هایی در کنار شخصیت فراجناحی و غیرحزبی او موجب شد تا ایرانی‌ها نیز تصویری به‏غایت قابل احترام از حاج‏قاسم سلیمانی در ذهن داشته باشند. مجموعه این عوامل سبب شده است تا ترور ددمنشانه سردار قاسم سلیمانی به هیچ روی از سوی جامعه ایران پذیرفته نشود. این یعنی ترور قاسم سلیمانی، ترور هویت، اقتدار، شرافت، غرور و ملیت ایران است و تاریخ ثابت کرده ایرانی‌ها از کنار چنین توهین‌هایی به سادگی عبور نخواهند کرد و همواره در برابر چنین حملاتی، مواجهه‌ای سخت و برخوردی جدی خواهند داشت. برخوردی که می‌تواند عاملان، آمران و ناظران بین‌المللی را متعجب و شگفت‌زده کند. گرچه در این میان باید توجه داشت که هر تصمیمی مبنی بر خونخواهی سردار شهید قاسم سلیمانی باید مبتنی بر عقلانیت، توجه به منافع ملی و به دور از عصبیت باشد. همان‌گونه که در تمام این سال‌ها خودِ قاسم سلیمانی با تکیه بر عقلانیت و اهتمام نسبت به منافع ملی، از یک سو تکفیری‌ها را و از سوی دیگر قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای حامی تروریسم را در منطقه زمین‌گیر کرده بود.

more_vert مسعود برزین؛ روزنامه‌نگاری تاثیرگذار و صاحب سبک در عرصه فرهنگ

ادامه مطلب

closeمسعود برزین؛ روزنامه‌نگاری تاثیرگذار و صاحب سبک در عرصه فرهنگ

 امیرمسعود برزین نویسنده و چهره سرشناس روزنامه‌نگاری در ایران به شمار می‌رود که بیش از نیم سده در حوزه مطبوعات فعالیت کرد و آثار بی‌بدیلی مانند سیری در مطبوعات ایران؛ تجزیه و تحلیل آماری مطبوعات ایران از خود به یادگار گذاشت. وی همچنین از پایه‌گذاران و نخستین دبیر سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات ایران بود.

more_vert مسعود برزین؛ روزنامه‌نگاری تاثیرگذار و صاحب سبک در عرصه فرهنگ

ادامه مطلب

closeمسعود برزین؛ روزنامه‌نگاری تاثیرگذار و صاحب سبک در عرصه فرهنگ

 امیرمسعود برزین نویسنده و چهره سرشناس روزنامه‌نگاری در ایران به شمار می‌رود که بیش از نیم سده در حوزه مطبوعات فعالیت کرد و آثار بی‌بدیلی مانند سیری در مطبوعات ایران؛ تجزیه و تحلیل آماری مطبوعات ایران از خود به یادگار گذاشت. وی همچنین از پایه‌گذاران و نخستین دبیر سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات ایران بود.

more_vert حسن تقی‌زاده؛ سیاست‌مداری تجددخواه و مشروطه‌طلب

ادامه مطلب

closeحسن تقی‌زاده؛ سیاست‌مداری تجددخواه و مشروطه‌طلب

حسن تقی‌زاده از رجال سیاسی و یکی از شخصیت‌های علمی و فرهنگی با بیش از ۶ دهه فعالیت در تاریخ ایران بود که به خاطر اندیشه‌هایش، مخالفان و موافقان زیادی داشت، بسیاری او را با افکار تجددطلبانه و غربگرایانه می‌شناسند.

more_vert سرداری به وسعت ایران

ادامه مطلب

closeسرداری به وسعت ایران

هر چند سردار سلیمانی به‌حق فخر عالم تشیع بود اما امروز او به یکی از مهم‌ترین نمادهای وحدت ملت ایران تبدیل شده است؛ وحدتی که وسعت آن فراتر از هویت‌های مذهبی است و تمام ساکنان این مرز و بوم را در بر می‌گیرد. اگر مصالح کشور و حتی منافع جهان تشیع و از آن بالاتر دنیای اسلامی را درنظر بگیریم سخت نیست یافتن این نکته که نام سلیمانی باید به‌عنوان سرداری ملی در تاریخ این کشور ثبت شود و بر تارک این ملت بدرخشد. روزنامه اعتماد در سرمقاله امروز به قلم عظیم محمودآبادی آورده است: به‌ مراسم تشییع سردار می‌روم؛ راستش را بخواهید در سی‌وپنج سالی که از عمرم می‌گذرد، تا به حال تجربه حضور در نماز جمعه و مراسم تشییع شهدا و اجتماعاتی از این دست را نداشته‌ام. امروز اولین‌باری است که این توفیق نصیبم می‌شود و برایش لحظه‌شماری می‌کنم. سردار است دیگر! محبوبیتش مرزهای سیاسی و حتی فرهنگی و دینی را در نوردیده. کافی است ایرانی باشی و به این آب و خاک دل‌بسته. شناسنامه ایرانی که داشته باشی دیگر تفاوتی نمی‌کند که موافق برجام بوده‌ای یا مخالف؟ به روحانی رای داده‌ای یا به رییسی و قالیباف؟ سال هشتادوهشت جزو معترضان بوده‌ای یا در شمار مدافعان نتایج اعلام شده! برای آمدن به مراسم تشییع سردار هیچ کدام از اینها مهم نیست و دقیقا به همین دلیل است که باید قدرش را دانست و ارجش نهاد و شکرش را به‌جا آورد که«لئِن شکرتُم لأزیدنکُم.» اما برای شکر این نعمت و ارج نهادن بر آن چند نکته‌ای را که به ذهنم رسید، اینجا با مخاطبان این نوشته در میان می‌گذارم؛ ۱- اگر با چهره‌های سیاسی که موردپسندمان نیستند مواجه شدیم، علیه‌شان شعار ندهیم. هم ما اصلاح‌طلبان و هم برادران اصولگرای‌مان لازم است به این مساله توجه داشته باشیم. بنابراین اگر در مسیر تشییع ابدان مطهر شهدا، رییس‌جمهور، وزیر امور خارجه، رییس سازمان انرژی اتمی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رییس سابق کمیته حقوق بشر قوه قضاییه یا... را دیدیم از هر نوع اهانت و شعار بپرهیزیم و بدانیم که امروز، روز تسویه‌حساب‌های سیاسی نیست. فراموش نکنیم که هر کدام از این شخصیت‌ها برای دوره‌ای مشخص به نوعی نماد اراده ملت ایران بوده و هستند. گریبان هر کدام از شخصیت‌های سیاسی جناحین، اگر در مناظرات سیاسی و انتخاباتی گرفته شود احتمالا به نفع کشور خواهد بود. اما امروز همه برای مراسم تشییع سرداری می‌رویم که در شهادتشهیچ کدام از نیروهای داخلی را مقصر نمی‌دانیم و قرار است هر چه فریاد داریم بر سر امریکا بکشیم. بپذیریم که روزی تبلور اراده ملی ما در به تصویب رسیدن برجام توسط مقامات ارشد و نیروهای متخصص نظام بوده و امروز تبلور این اراده را می‌توانیم در انتقام‌خواهی خردمندانه‌ای ببینیم که کم و کیف آن توسط مقامات بلندپایه و نیروهای متخصص سیاسی و نظامی تشخیص داده خواهد شد. دیروز تجلی اراده ملت ما، «نرمش قهرمانانه» بود و امروز همراهی حداکثری با سیاست‌های کلان نظام در عرصه جهانی و منطقه‌ای. ۲- امروز حماسه ۱۶ دی است؛ آن را با نهم دی یا هر روز به یادماندنی دیگری نباید اشتباه گرفت. «بصیرتِ» واقعی در این روزِ استثنایی، پرهیز از هر نوع بازتولید شکاف‌های سیاسی-اجتماعی است. اگر بزرگ‌تر از دهانم نگفته باشم، دوست دارم پیشنهاد دهم از سال بعد حماسه شانزدهم دی، به نماد وحدتی بی‌سابقه‌ تبدیل شود. می‌دانیم طومار برنامه‌ریزی‌های قدرت‌های بزرگ جهانی با همراهی دول کوچک و تحقیر شده منطقه در طول یکی، دو سال گذشته برای ایجاد و تشدید شکاف‌های عمیق بین جامعه و حاکمیت، ظرف چند روزِ کوتاه زمستانی در هم پیچیده شد و تمام نقشه‌های‌شان نقش بر آب. شانزدهم دی ماه اما فرصتی مغتنم است که می‌تواند خیلی از خلل و فرج‌های دهه‌های پیشین را جبران کند. ۳- هر چند سردار سلیمانی به‌حق فخر عالم تشیع بود اما امروز او به یکی از مهم‌ترین نمادهای وحدت ملت ایران تبدیل شده است؛ وحدتی که وسعت آن فراتر از هویت‌های مذهبی است و تمام ساکنان این مرز و بوم را در بر می‌گیرد. اگر مصالح کشور و حتی منافع جهان تشیع و از آن بالاتر دنیای اسلامی را درنظر بگیریم سخت نیست یافتن این نکته که نام سلیمانی باید به‌عنوان سرداری ملی در تاریخ این کشور ثبت شود و بر تارک این ملت بدرخشد. نگارنده هر چند تعلقات دینی‌اش به هیچ‌وجه کمرنگ‌تر از تعلقات ملی‌اش نیست اما با این وجود معتقد است هر چه از نمادهای اصلی ملی نظیر پرچم مقدس کشورمان و سرود ملی جمهوری اسلامی ایران بهره ببریم به راه صواب و صلاح این کشور نزدیک‌تر خواهد بود. بر همین اساس معتقدم شاید بهترین شعاری که می‌تواند در این جمعیت میلیونی فریاد کشید، همان چهار کلمه‌ای باشد که چهل سال پیش سرنوشت کشور ما را برای همیشه تغییر داد؛ «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی.» امروز نیروهای داخلی شاید بیش از هر وقت دیگر بر محور این شعار اتحاد و انسجام دارند. این شعار می‌تواند خاری در چشم و استخوانی در گلوی توتالیتاریسم جهانی، ارتجاع سلطانی و تروریسم آلبانی باشد. ۴- دوست روزنامه‌نگاری دارم که از خانواده شهدای جنگ تحمیلی است و هنوز گاهی به مراسم تشییع شهدا می‌رود. یک‌بار برایم تعریف می‌کرد در برخی از این مراسم تشییع، خانم‌هایی که حجاب کامل داشتند از سر خیرخواهی و احتمالا بنا بر قاعده امر به معروف و نهی از منکر به همسرش در مورد رعایت کردن دقیق‌تر حجابش توصیه‌هایی کرده‌اند. نمی‌خواهم بگویم امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد و... اما امروز استثنائا از این فضیلت صرف‌نظر کنیم. سلایق فرهنگی و دینی و سیاسی یکدیگر را بپذیریم و تفاوت‌های‌مان را تحمل کنیم. چنانکه قاسم سلیمانی نیز چنین مرام و مسلکی داشت فتح‌های بزرگی که سردار سلیمانی در طول حیات طیبه‌اش برای کشورمان به ارمغان آورد اگرچه حیرت‌انگیز است اما در مقایسه با وفاق ملی‌ای که بعد از شهادتش نصیب این ملک و ملت شد، ناچیز است. بعد از سال‌ها هزینه‌های گزاف نظامی، سیاسی و رسانه‌ای برخی قدرت‌های جهانی و دولت‌های ارتجاعی منطقه و درست در زمانی که آنها احساس می‌کردند وقت درو کردن آنچه کاشته بودند رسیده، با یک خطای فاحش هر آنچه رشته بودند را پنبه کردند. احتمالا تصورشان این بود که سلیمانی نماد قهرمانی نظام جمهوری اسلامی در منطقه است و خواستند با به خاک و خون کشیدن او این علم برافراشته را از اهتزاز بیندازند، اما خود غلط بود آنچه می‌پنداشتند. البته که سلیمانی نماد قهرمانی نظام در منطقه بود اما بیش از آن، سمبل اقتدار ملتی بود که با شنیدن خبر شهادتش قیام کرد. قیامی که انگار خواب را از چشمان قدرت‌هایی که اکنون اشتباه محاسبات‌شان بر آفتاب و طشت رسوایی‌شان از بام آفتاده ربوده است.

more_vert ناکامی آمریکا در طبس و رسوایی بزرگ در جهان

ادامه مطلب

closeناکامی آمریکا در طبس و رسوایی بزرگ در جهان

 عملیات نظامی آمریکا در طبس با هدف آزادسازی گروگان‌هایش و شکست خفت‌بار آنها با یاری پروردگار و امدادهای غیبی حادثه‌ای عبرت‌انگیز در تاریخ معاصر محسوب می‌شود؛ رویدادی که یک ناکامی جدی برای سیاست خارجی آمریکا و باعث تحقیر ملی و رسوایی بزرگ آنها در جهان شد.

more_vert تقی‌زاده؛ نیم قرن بعد...

ادامه مطلب

closeتقی‌زاده؛ نیم قرن بعد...

حمیدرضا محمدی«سیدحسن تقی‌زاده»، بی‌شک یکی از برجسته‌ترین اندیشمندان و سیاستمداران ایرانِ معاصر است؛ او که هم در سیاست فعالیت می‌کرد و هم قلم در دست داشت و در حوزه‌های مختلف از تاریخ و اسطوره تا ادبیات و فلسفه می‌نوشت.

more_vert درباره نصرالله پورجوادی

ادامه مطلب

closeدرباره نصرالله پورجوادی

نصرالله پورجوادی نامی آشنا برای اهل ادب و فرهنگ و از چهره‌های سرشناس و فرهیخته است که در عرصه فلسفه، عرفان و ادب فارسی با خلق آثاری ماندگار، خود را در مجامع علمی جاودانه کرد. او افزون بر نیم سده فعالیت مستمر در حوزه‌­های مختلف مرتبط با معرفت­‌شناسی و عرفان اسلامی تحقیق و تفحص، چندین کتاب در زمینه وجوه مختلف اندیشه‌­های ایرانی – اسلامی و اندیشه­‌های غربی نوشته و سال‌­ها استاد دانشگاه­‌های مختلف بوده است.

more_vert مهار و کنترل ویروس کرونا نیازمند عزم ملی

ادامه مطلب

closeمهار و کنترل ویروس کرونا نیازمند عزم ملی

همزمان با افزایش خطر انتشار گسترده ویروس کرونا در کشور، تمامی ارگان‌های کشوری، لشکری و نیروهای مرتبط با آنها نیز در جهت کمک به مردم، بسیج و در کنار نهادهای دیگر اجتماعی وارد مصاف با این ویروس شدند تا در مهار آن گام‌های مؤثری بردارند. شیوع جدیدترین ویروس از خانواده ویروس کرونا که نام رسمی آن کووید ۲۰۱۹ است و با صدمه زدن به دستگاه تنفسی فوقانی انسان، موجب عفونت شدید تنفسی شده و در بیماران مبتلا به بیماری قلبی و تنفسی به مرگ و میر منجر می شود، نگرانی‌هایی را در سطح جهانی و ایران به وجود آورده است. رعایت بیش از پیش نکات بهداشتی و اقدامات پیشگیرانه توسط مردم و مسئولان مربوطه در حوزه‌های مختلف تا تلاش خستگی‌ناپذیر کادر درمانی و پزشکی کشور که در خط مقدم مبارزه با ویروس کرونا مشغول خدمت‌رسانی هستند. همه و همه نشان از یک عزم و اراده همگانی برای کنترل این بیماری و شکست این ویروس دارد که این امید را روز به روز بیشتر می‌کند. بررسی روزنامه‌ها، تارنماها و خبرگزاری‌های داخلی نشان می‌دهد که رسانه‌های داخلی موضوع شیوع ویروس کرونا در کشور را از زوایای مختلفی مورد ارزیابی قرارداده اند. رسانه‌های اصلاح‌طلب روزنامه اعتماد: ویروس کرونا با کمال تاسف جدی گرفته نشد و تا روز آخر بهمن، همراهی و همکاری با این مساله آن طور که باید صورت نگرفت. ما باید زودتر ابعاد خطر را می‌فهمیدیم و زودتر به مساله توجه شایسته نشان می‌دادیم اما چون سازوکار مدیریت بحران ما همچنان با مشکلاتی مواجه است، نتوانستیم همکاری و قیام به موقعی صورت دهیم. روزنامه اعتماد در یادداشتی با عنوان محمود میرلوحی نوشت: وحدت فرماندهی، سرعت عمل، انسجام در تصمیمات و سلسله مراتب از اقتضاهای مدیریت بحران در جهان است که پس از دوران جنگ، نتوانسته‌ایم در مدیریت بحران به شکل گذشته عمل کنیم. تجربه‌های ما از سیل و زلزله‌های اخیر هم موید این امر است که دفاع غیرنظامی ما در شرایط بحران همچنان با خلأ مواجه است، هر از گاهی اصلاحات مختصری به خود می‌بیند اما اشکالات همچنان پا برجا هستند. به همین روال ما در آمادگی و تامین مایحتاج مبارزه با کرونا، مواد شوینده و ضدعفونی‌کننده و ماسک تاخیر کردیم و گله وزیر بهداشت در نامه خود خطاب به رییس‌جمهور موید این تاخیر است. ما در حالی ماسک صادر کردیم که خود نیز گرفتار این ویروس بودیم، گرچه ابعاد مساله را به موقع متوجه نشدیم اما پس از اعلام خبر شیوع کرونا در ایران می‌توانستیم به فکر ذخیره باشیم. همان طور که در دنیا کشورها به سمت ذخیره ماسک رفتند و حالا از اروپا و کره‌جنوبی خبر می‌رسد که برای دریافت این اقلام محدود و مشخص، مردم در صف ایستاده‌اند. این روزنامه در گزارشی دیگر آورده است: در دومین هفته از آغاز شیوع ویروس کرونا در کشور، سپاه از تشکیل قرارگاه پیشگیری و مقابله با کرونا خبر داد. اولین خبر ابتلا به این ویروس در کشور، سی‌ام بهمن‌ماه در شهر قم گزارش شد. در حالی که در ابتدا برخی، مورد اعلامی از ابتلا به این ویروس در قم را توطئه دشمن برای خدشه وارد کردن به انتخابات یازدهمین مجلس شورای اسلامی عنوان می‌کردند، اما با تایید این موضوع از سوی روابط عمومی وزارت بهداشت، ماجرا شکلی جدی به خود گرفت. در نهایت با تایید ابتلا و مرگ ۲ نفر در قم به دلیل ابتلا به ویروس کرونا و تایید ۳ مورد ابتلای دیگر در قم و اراک، روز پنجشنبه یکم اسفندماه سخنگوی دولت از تشکیل «ستاد پیشگیری و مقابله با کرونا» در وزارت بهداشت ایران خبر داد. طیبه سیاوشی نماینده دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با روزنامه آرمان ملی می گوید:‌ موضوع شیوع بیماری کرونا در ایران متاسفانه خیلی دیر اعلام شد. اطلاع رسانی در خصوص این بیماری واگیردار همگانی یک مقدار با تاخیر اعلام شد و من فکر می‌کنم اگر زودتر اعلام شده بود این امکان وجود داشت که آن را راحت‌تر مهار کنیم البته من فکر می‌کنم امکانات تشخیصی هم در کشور وجود نداشت و دیر به آن دسترسی پیدا کردیم هم اینکه دیر اطلاع‌رسانی شد و هم اطلاعات تشخیصی آن دیر به کشور رسید دست به دست هم داد تا این موضوع به اوج بحران در کشور برسد این مسائل باعث شد بدبینی و بی‌اعتمادی مردم تشدید شود و مساله فراتر از این موضوع برود مردم در حال حاضر نسبت به پنهان کاری‌های انجام شده در خصوص کرونا به شدت بدبین شده‌اند و دائما گمان می‌کنند آمار دقیقی به آنها اعلام نمی‌شود البته که من قبلا هم اشاره کرده‌ام در این زمینه هم مثل تمام موضوعات حساس کشور چندصدایی وجود دارد ما باید یک مرجع رسمی و علمی را از روز اول در این زمینه معرفی می‌کردیم که در واقع فقط از طریق آن اخبار شنیده شود و هرچقدر هم مشکلات و مسائل پیش می‌آمد آن مرجع علمی باید پاسخگو می‌بود. اما متاسفانه به‌دلیل اظهارنظرهای غیرمسئولانه و غیرکارشناسی باعث شد مردم احساس کنند بازهم نمی‌توانند به حاکمیت اعتماد کنند و این مشکل هم به بقیه مشکلات اضافه کرد، اما در حال حاضر چندروزی است که تکصدایی را از طریق وزارت بهداشت و ستاد مبازره با کرونا می‌شنویم و اگر این موضوع از ابتدا انجام می‌شد نتایج بهتری می‌گرفتیم و تا حد زیادی بحران قابل کنترل تر بود. ویروس کرونا و توهم توطئه، عنوان یادداشتی در روزنامه آرمان ملی است، در گزیده ای از آن می خوانیم: به همین عنوان ساده دقت کنید: «لابراتوارهای اهریمنی!» جذاب و فریبنده نیست؟ حس نمی‌کنید حقیقتی بزرگ و مقصران اصلی را افشا می‌کند؟ مگر از یک نظریه چه می‌خواهیم جز شناسایی «مقصر» و افشای «حقیقت»؟ اگر بدانید در پس بلایی که سر مردم آمده و شهر را به صحنه فیلم‌های ژانر وحشت تبدیل کرده، چه کسانی ایستاده‌اند «آرامش‌بخش» نیست؟ از دیگر سو، اینکه کشف کنیم در پس بلایی به ظاهر غیرانسانی نیرویی انسانی نهفته، هیجان‌انگیزتر از این است که دانشمندی کم‌مو و عینکی با تعابیر علمی برایمان شرح دهد فلان ویروس کشنده از کدام حیوان و طی چه مراحل تصادفی به انسان رسیده است. پیش از آنکه او به پایان حرفش برسد، شبکه را عوض کرده‌ایم! همه این‌ها باعث می‌شود نظریه «لابراتوارهای اهریمنی» بسیار جذاب‌تر، بادوام و عامه‌پسند باشد: افشای حقیقت، توضیح همه‌چیز به زبانی ساده، لذت‌بخش و هیجان‌انگیز بودن و از همه مهم‌تر پیدا کردن مقصر. این نظریه می‌گوید فلان بیماری همه‌گیر و کشنده ــ در این‌جا و امروز «ویروس کورونا» ــ ساخته دست‌ بشر در فلان لابراتوار است! مفتخرم که اینجا یکی از دیرینه‌ترین تئوری‌های توطئه تاریخ را خدمت‌ شما معرفی کنم. وقتی بیماری‌های همه‌گیر مانند سواران هولاکوخان شهرها را یکی پس از دیگری فتح می‌کنند، شایعه و نظریه توطئه با سرعتی بیشتر از ویروس شیوع می‌یابد. نظریه‌های توطئه‌ای هم که شکل می‌گیرد متنوع است. روزنامه همدلی در گزارشی با عنوان کرونا تا خرداد ادامه دارد، می نویسد:‌ تعداد فوتی‌ها و آمار ابتلا به کرونا بالا رفته، بسیاری از مراکز اداری و آموزشی تعطیل شده و کرونا شهر به شهر دارد ایران را فتح می‌کند، با گسترده شدن پهنه جغرافیایی کرونا در ایران حالا ذهن‌ها به این سمت رفته که حضور کرونا قرار است تا کی ادامه پیدا کند؟ طوری که بعضی از مسئولان می‌گویند این وضعیت ممکن است تا خرداد هم ادامه داشته باشد. ظهر روز گذشته کیانوش جهان‌پور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، مانند همیشه از آمار ابتلا و فوتی‌های کرونا خبر داد، به گزارش ایسنا جهان‌پور اعلام کرد: «آخرین یافته‌های آزمایشگاهی در کل بالغ بر ۳۸۵ مورد جدید ابتلای قطعی به بیماری کووید۱۹ را در کشور ظرف ۲۴ساعت گذشته نشان می‌دهد، بنابراین در مجموع تعداد مبتلایان به ویروس کرونا در ایران به ۹۷۸ تن افزایش یافت و متاسفانه آمار درگذشتگان بیماری به ۵۴ مورد رسید.»با توجه به افزایش آمارهای فوتی و ابتلا به کرونا حالا شاهد آن هستیم که تمامی استان‌ها یک به یک دارند به جدول مبتلایان به این ویروس اضافه می‌شوند، روند افزایشی کرونا در روزهای گذشته که سبب تعطیل شدن مدارس، دانشگاه‌ها، مراکز فرهنگی و کم شدن ساعات کار ادارات شده است این پرسش را ایجاد می‌کند که کرونا تا کی ادامه دارد؟ و این شرایط ایجاد شده قرار است تا به کی بر شهرها و خانه‌ها حاکم باشد. در همین رابطه یک اپیدمیولوژیست با اعلام اینکه اپیدمی‌های پیش‌رونده در مدت زمان مشخص و تعریف‌شده‌ای افزایش یافته و سپس به سطح ثابتی رسیده و در نهایت رو به خاموشی می‌گذارند به ایسنا گفت: «ویروس کرونای جدید یا کووید۱۹، خیلی پدیده عجیب و غریب و غیرقابل درکی برای دانش پزشکی موجود بشر نیست، اپیدمی‌ها می‌آیند و می‌روند. زیرا انسان به لحاظ بیولوژیک و طبیعت ذاتا مکانیزم‌ها دفاعی و پیشگیرانه را در برابر این بیماری‌ها دارد، اما تلاش ما برای این است که بتوانیم رویکرد منطقی‌تری برای خاموش کردن اپیدمی‌ها داشته باشیم و بتوانیم بار ناشی از این اپیدمی‌ها را به حداقل برسانیم.» کارشناسان درباره تأثیر ‌استرس ناشی از بیماری کرونا در گفت وگو با روزنامه ایران می گویند: رسانه‌ها دائم تأکید می‌کنند مراقب باشیم و اینکه حضور در مجامع عمومی چگونه در ابتلا به کرونا ویروس تأثیر می‌گذارد همه اینها موجبات ترس را فراهم می‌کند. یکی از دلایلی که ترس و نگرانی از کرونا در ایران بیشتر است بخشی از آن ناشی از بلاتکلیفی است که در جامعه ما به دلیل مشکلاتی که دستگاه‌های اجرایی دارند به‌وجود آمده است مانند توزیع برخی اقلام. در واقع نوعی رابطه گسیختگی بین مردم و مسئولان و رسانه ها حاصل شده و مردم نوعی بی‌اعتمادی به رسیدگی به امورشان پیدا کرده‌اند. حالا همین رسانه ها چگونه می‌توانند مردم را آرام کنند و به آنها دلگرمی و پشت‌گرمی ببخشند که مردم بیماری کرونا با بهداشت فردی و عمومی قابل پیشگیری است و نگران نباشید باهم باشید و همکاری کنید و در عین حال که مواظبت می‌کنید تا حد ممکن آرامش درونی و روانی تان را حفظ کنید. او در ادامه می‌افزاید: داشتن آرامش روانی و درونی برای مقابله با بیماری کرونا نیاز به انسجام اجتماعی دارد. در جامعه‌ای که متأسفانه تمام فرصت‌ها برای اینکه مردم باهم بودن را تجربه کنند و اعتماد به یکدیگر را حفظ کنند و در عین حال احساس یگانگی و نوع دوستی کنند، از بین رفته باشد بنابراین در فقدان این فرصت‌ها طبیعی است که مردم هم از بیماری می‌ترسند هم از همدیگر می‌ترسند. عده‌ای در چنین اوضاع و احوال کشور به جای اینکه به کمک هم بشتابند اجناس را گران می‌کنند و لوازم مورد نیاز مردم را احتکار می‌کنند یا به هر شکلی هر کسی گلیم خودش را از آب بیرون می‌کشد این مشکل باید با پشت‌گرمی و اعتماد به هم و بسیج تمام امکانات کشور برای مواجهه با این بیماری کم شود. به دلیل فقدان رابطه درست بین مردم و رسانه‌ها و مسئولان ما یک مرتبه علاوه بر این مشکل عظیم جهانی با مسأله دیگری هم مواجه شدیم. طبیعی است که جامعه ما آمادگی لازم را به لحاظ ذهنی و درونی و شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی برای مشکل فعلی کرونا ندارد طبیعتاً مردم خود را در مواجهه با این مشکل تنها احساس می‌کنند وقتی احساس تنهایی و بی‌پناهی کردی بیشتر می‌ترسی درست مانند آنکه در جنگل رها شده‌ای و هیچ کسی کنارت نیست با اینکه تهدید جدی وجود ندارد اما احساس ترس می‌کنیم. سیدجمال هادیان طبایی زواره رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت ارتباطات در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت: روز گذشته و در وسط میدان پیشگیری و مقابله با کروناویروس که ملت شریف بیش از هر زمان نیاز به آرامش فکری و همدلی داشتند و دارند یکی از روزنامه‌های قدیمی که در تخطئه و تقبیح هر امر پسندیده‌ای ید طولایی دارد تیتر زد که «جهاد وزارت بهداشت و بانک مرکزی زیر تیغ کوتاهی وزارت ارتباطات» و تلاش کرد اپیدمی کروناویروس را به فضای مجازی، مرتبط گرداند و به خیال خودش زیرکانه میان نهادهای دولت که همگی با تمام توان برای گذر از این بحران در تلاشند اختلاف بیندازد و آتش بیار معرکه شود و از این آب گل آلود ماهی‌ای بگیرد و از این نمد کلاهی برای خودش ببافد، اما دریغ از ذره‌ای مقبولیت! هر اهل منطق و عاقله مرد و زنی می‌داند که به یمن گسترش روزافزون ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی در همه شهرها و اغلب روستاهای کشور اخبار و ویدئوهای هشدار، پیشگیری و مقابله با اپیدمی کروناویروس در کسری از دقیقه یا کسری از ساعت منتشر می‌شود و مردم را با توصیه‌های ستاد کروناویروس به رعایت نکات بهداشتی درمانی تشویق و ترغیب می‌کند. البته نمی‌توان گفت هر آنچه در فضای مجازی و شبکه‌های مجازی درباره کروناویروس منتشر می‌شود صاحب سند و دقیق و قابل استناد است و چه بسا شایعه و اخبار جعلی و ساختگی نیز بسیارند و گاه موجب اختلال در سازوکار اطلاع‌رسانی می‌شوند که بخشی از آن به فرهنگ جاری برمی‌گردد و بخشی به کوتاهی نهادهایی که وظیفه تولید یا نظارت برمحتوا را عهده دار هستند و سال‌هاست برای انجام این وظیفه از جایشان تکان نخورده‌اند. نهادهایی که مجوز تولید محتوا صادر می‌کنند و وظیفه نظارت بر تولید محتوا را نیز عهده دار هستند در حالی که وظیفه وزارت ارتباطات آماده‌سازی زیرساخت‌های ارتباطی است که فراتر از برنامه‌های مصوب انجام داده است. روزنامه جهان صنعت در سرمقاله ای به قلم غلامرضا کیامهر می نویسد: گرچه ما مردم ایران سال‌هاست به تحمل انواع سختی‌ها و ناملایمات عادت کرده‌ایم و نداشتن یک روز دلهره‌ و اضطراب در زندگی برایمان به حسرت تبدیل شده است، اما دلهره‌ها، نگرانی‌ها و اضطراب‌هایی که از آبان‌ماه امسال تا امروز پشت‌ سر گذاشته‌ایم، آن‌قدر بدخیم بوده که در آستانه سال نو کمتر خانواده ایرانی را پیدا می‌کنیم که به فکر عید نوروز و تهیه سور و سات آن باشد. چه مردم علاوه بر ترس و وحشتی که امسال از خطر ابتلا به ویروس مرگبار کرونا به جان‌شان افتاده است، به تجربه دریافته‌اند که‌ نو شدن سال ارمغانی جز افزایش قیمت‌ها خصوصا در ارتباط با کالاها و خدمات انحصاری دولت، بالا رفتن باز هم بیشتر نرخ تورم، کاهش قدرت خرید و افزایش باز هم بیشتر فشارهای معیشتی و در کنار آنها تکرار برخی حوادث تلخ اجتماعی برای آنها ندارد و به‌طور کاملا طبیعی و منطقی و مطابق با قانون دومینو خروجی نهایی تمامی این شاخص‌های منفی زندگی خانوارهای ایرانی به فضای کسب‌وکار از سطح صنوف گرفته تا فعالیت‌های کلان اقتصادی در حوزه صنعت و تولید و تجارت منتقل و در نتیجه نرخ منفی رشد اقتصادی ما که امروز به حدود ۷.۰ درصد رسیده، منفی‌تر و نگران‌کننده‌تر می‌شود خصوصا با بی‌تدبیری‌های آشکاری که در خصوص مدیریت انتشار ویروس کرونا شاهدش بوده‌ایم و با تعطیلی مراکز آموزشی و بسیاری از ادارات و سازمان‌ها و کاهش شدید فروش و میزان درآمد رستوران‌ها و عرضه‌کنندگان مواد غذایی و کسب‌وکارهای وابسته به صنعت گردشگری در تمامی سطوح، در هفته‌ها و ماه‌های پیش‌رو که همیشه طبق یک روال قدیمی در مملکت ما ماه‌های رونق و به اصطلاح ایام بره‌کشان اهالی کسب‌وکار از نقطه تولید تا خرده‌فروشی و عرضه به مصرف‌کننده محسوب می‌شد، شاهد رکود و کسادی کم‌سابقه‌ای خواهیم بود. سیامک مره‌صدق نماینده مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که درصد قابل توجهی از مردم نکات مربوط به پیشگیری از شیوع کرونا را رعایت می‌کنند، اظهار کرد: با نگاهی به وضعیت ترافیک تهران می‌توان دید که درصد قابل توجهی از مردم از توصیه‌های مربوطه برای خارج نشدن از خانه‌ها تبعیت می‌کنند که این همکاری اکثریت مردم تحسین‌برانگیز است. در این بین یکسری از افراد با بی‌توجهی به مسائل بهداشتی جان خود و خانواده‌هایشان را به خطر می‌اندازند. توصیه اکید آن است که از فعالیت‌های غیراورژانسی در خارج از خانه خودداری شود یعنی اگر کسی کار ضروری ندارد از خانه خارج نشود. برای خرید عید وقت است. این‌که مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شده فرصتی برای مسافرت و خروج از خانه نیست، چون این کار می‌تواند تمامی اقدامات برای جلوگیری از شیوع کرونا را بی‌اثر کند. از دولت تقاضا دارم که در صورت جدی نگرفتن هشدارها، اماکنی همچون کافی‌شاپ‌ها و رستوران‌ها را تعطیل کنند چون در آنجا تجمعاتی صورت می‌گیرد. باید تراکم‌ها را به حداقل رساند. درباره هتل‌ها هم باید نظارت‌های کافی باشد چون تردد در هتل‌ها وجود دارد. احمد مرادی نماینده مردم بندرعباس در مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا با اشاره به نقش همبستگی ملی و اعتماد عمومی در مقابله با ویروس کرونا، بیان کرد: همه ما باید به وزارت بهداشت اعتماد کنیم. مسئولان درمانی کشور اقدامات پیشگیرانه خوبی را در دستور قرار داده‌اند و پزشکان و پرستاران با قدرت در عرصه هستند. عزم جدی در کل کشور برای مبارزه با این ویروس شکل گرفته است. دولت، مجلس و قوه قضاییه همگی برای مقابله با این ویروس در کنار هم هستند. عزم جدی برای مقابله با کرونا در کل کشور شکل گرفته است و ما هیچ راهی جز مبارزه همه جانبه با این ویروس نداریم. امروز مسئولان در هر جایگاهی که هستند باید همراه با مردم در کنار یکدیگر بایستند تا این ویروس ریشه کن شود. قطعا هر چقدر مشارکت اجتماعی مردم بالاتر باشد و مردم نیز اصول بهداشتی را رعایت کنند ما در مقابله با این ویروس موفق‌تر خواهیم شد. محمدحسین قربانی نایب رئیس کمیسیون بهداشت مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا، با تشریح جلسه ستاد مقابله با کرونای استان گیلان که با حضور نوبخت رئیس کمیسیون بهداشت مجلس، شادنوش نماینده تام‌الاختیار وزیر بهداشت و استاندار گیلان برگزارشد، گفت: با توجه به اینکه امروز گیلان یکی از کانون‌های کرونای کشور است راهکارهای عملیاتی و تدابیر خاص و امنیتی انجام شد؛ در این عرصه تعطیلی ادارات و تبدیل دو سوم ظرفیت‌ بیمارستان‌های بخش خصوصی به حوزه عفونی و تجهیز بیمارستان‌ها به عنوان خط مقدم مبارزه با کرونا تصویب شد. تعطیلی بسیاری از کلینک‌ها و درمانگاه‌های خصوصی به دلیل اینکه ۴۱ درصد بیماران از این مراکز درمانی مبتلا شده‌اند و همچنین محدود کردن ورودی و لغو همه پروازهای استان گیلان از مصوبات این جلسه بود. حضور بسیار ارزشمند سپاه استان گیلان در ضدعفونی کردن اماکن عمومی و شلوغ استان و نیز حضور میدانی هلال احمر در مبادی ورودی استان و درگیر کردن همه نهادها و ارگان‌ها برای انجام تدابیر لازم در سازمان مربوطه خودشان در دستور کار قرار گرفت. تخصیص مبلغ قابل توجهی بودجه توسط نوبخت رئیس سازمان برنامه بودجه به دانشگاه علوم پزشکی استان گیلان برای رفع کمبودها و مدیریت مالی حوزه علوم پزشکی نیز از مصوبات ستاد بود. به گزارش فرارو، در این شرایط، کاملا طبیعی است که در مورد بحران شیوع ویروس کرونا، احساس اضطراب کنیم. در این راستا، در این گزارش، توصیه‌هایی مبنی بر مدیریتِ ترس و اضطراب ناشی از شیوع ویروس کرونا، ارائه می‌شود. مغز ما عادت دارد به چیزهای ترسناک و ناشناخته توجه ویژه کند و در مورد تهدیدِ ناشی از آن ها، اغراق کند (یعنی آن‌ها را بیش از آنچه تهدید زا هستند، تصور کند). این بخشی از ویژگی ذاتیِ مغز ماست. آنچه بزرگ و ترسناک باشد، توجه را به خود جلب می‌کند. در مقابل، چیزها و پدیده‌های معمولی و همچنین آنچه به طور بالقوه برای رفاه و سلامتی ما بد است، توجه کمتری را به خود جلب می‌کند. ما از این می‌ترسیم که مبادا مورد حمله یک گرگ قرار بگیریم با این حال، درمورد خطرهای استفاده روزانه از اتومبیل و رانندگی بی توجه هستیم. این پدیده در شرایطی روی می‌دهد که احتمالِ مرگ در اتومبیل، به مراتب بیشتر از این است که هدف حمله یک گرگ قرار بگیریم. از این رو، شیوع ویروسی جدید (مثل کرونا) که ماهیتی ناشناخته نیز دارد، ترسناک به نظر می‌آید. بسیاری از رسانه‌های خبری و دیگر منابع اطلاعاتی در فضای آنلاین و شبکه‌های اجتماعی، بیش از حد در موردِ مشکل جدید (شیوع ویروس کرونا) و خطراتِ همراه آن، تاکید و اغراق گویی می‌کنند. به گزارش انصاف نیوز، عباس عبدی تحلیلگر سیاسی در یادداشتی با عنوان «کرونا آزمونِ آزمون‌ها» نوشت: خیلی روشن باید گفت که؛ وزارت بهداشت قادر به حل مناسب اپیدمی کرونا نیست. چرا؟ به این دلیل ساده که، این مساله در اصل یک پدیده سیاسی و اجتماعی است و وجه بهداشتی و درمانی آن گرچه مهم است ولی فرع به وجوه دیگر است. نه فقط این وزارتخانه بلکه مجموعه مدیریت جامعه نیز برای حل این بحران مشکل دارد. زیرا حل این بحران نیازمند اتحاد و انسجام و اقتدار و کارامدی مدیریتی در ساختار قدرت و نیز وجود حداقلی از امکانات و بالاخره اعتماد مردم و نخبگان به سیاستگذاران و مجریان است. متاسفانه هیچکدام آنها وجود ندارد. کرونا برای مدیریت سیاسی ایران به مثابه آزمونِ آزمون‌ها است. هر چند تا کنون چند پزشکان را نامفید و غیرعملی دانسته‌اند. ولی به لحاظ سیاسی و اجتماعی معتقدم این طرح جز اتلاف وقت و اثرات منفی، نتیجه دیگری نخواهد داشت. زیرا دستگاهی که یک ماه در تشخیص بیماری تاخیر داشته و تا زمان مرگ دو بیمار قادر به اعلام وجود بیماری در کشور نبوده و حتی تمهیدات احتمالی را برای انبار کردن مواد و وسایل لازم نیندیشیده چگونه می‌خواهد در عرض مدت کوتاهی از این اندازه از ناتوانی و ضعف بسوی انجام حرکتی با یک میلیون نفر فعال درمانی برسد و تازه هیچ توضیحی هم درباره کارهایی که این افراد می‌خواهند انجام دهند نداده است. رسانه های اصولگرا روزنامه کیهان: با نگاهی به خبرهای روزهای اخیر و پس از اعلام ورود ویروس کرونا به کشور، در کنار خبرهای مثبت از تلاش مردم و مسئولان و کادر پزشکی و درمانی برای شکست ویروس کرونا، دو موضوع منفی خودنمایی می‌کند. روزنامه کیهان در گزارشی نوشت: کمبود مواد و ملزومات بهداشتی از جمله ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده که به‌طور طبیعی در این شرایط مورد نیاز ویژه و مصرف مردم برای پیشگیری از ابتلا به بیماری کرونا هستند و خبر دیگر کشف انبارهای احتکار این ملزومات در مقادیر بسیار گسترده توسط نیروی انتظامی، تعزیرات و دستگاه‌های امنیتی در شهرها و استان‌های مختلف است. اما ماجرا وقتی ابعاد جدی‌تر و نگران‌کننده‌تری پیدا کرد که نامه گلایه‌آمیز وزیر بهداشت به رئیس شورای‌عالی امنیت ملی(رئیس‌جمهور) درباره فعالیت گسترده این فرصت‌طلبان منتشر شد. وزیر بهداشت در نامه‌ای که خبرگزاری‌ها آن را منتشر کرده‌اند خطاب به رئیس‌جمهور آورده است: «به استحضار می‌رسد با پیش‌بینی اینجانب از احتمال ورود ویروس کرونای جدید به کشور طی نامه‌ای به گمرکات کشور اعلام نمودم صادرات و خروج ماسک تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام شود و همکارانم را مأمور کردم تا با قیمت مناسب تولیدات داخل را خریداری و جهت روز مبادا ذخیره کنند. متأسفانه علی‌رغم پیگیری فراوان مقدار اندکی خریداری و بقیه تولیدات کشور وارد بازار سیاه شد. روزنامه جوان در یادداشتی به قلم عباس حاجی نجاری نوشت: ورود و گسترش ویروس کرونا در ایران علاوه بر آسیب‌هایی که بر مردم ایران تحمیل کرده (که البته موضوع پردازش این نوشتار نیست و در تخصص عزیزان جامعه پزشکی است که این روزها به‌خوبی وظایف خود را انجام می‌دهند) به لحاظ جنگ روانی و سوءاستفاده دشمنان از آن و متقابلاً فرصت‌هایی که در بستر آن برای کشور ایجادشده، ضرورت دارد موردتوجه بیشتر قرار گیرد. با ورود پمپئو، وزیر خارجه امریکا به موضوع ویروس کرونا در ایران و ادعای اینکه ایران درباره ویروس کرونا پنهان‌کاری می‌کند، در شرایطی که امریکا بسته‌ترین نظام اطلاع‌رسانی در مورد گسترش این ویروس در امریکا را به اجرا گذاشته و اطلاع‌رسانی در مورد آن را تنها در حیطه اختیار معاون رئیس‌جمهور امریکا قرار داده، تردیدی باقی نمی‌ماند که این موضوع نیز بخشی از جنگ روانی دشمن علیه مردم ایران است که در سال‌های اخیر در اشکال مختلف عملیاتی شده و سلامت روح و روان جامعه ایران را هدف گرفته است. درحالی‌که ایران در طی روزهای اخیر شفاف‌ترین نظام اطلاع‌رسانی را در مورد روند ورود و گسترش این ویروس در ایران به اجرا درآورده، اما رسانه‌های وابسته به قدرت‌های استکباری نظیر دویچه وله، رادیو فردا، صدای امریکا، بی‌بی‌سی و... با جایگزین کردن این موج جدید جنگ روانی به‌جای مسئله هسته‌ای و یا نفوذ منطقه‌ای ایران، با دروغ‌پردازی‌های متعدد ایران را عامل انتقال ویروس به دیگر کشورهای جهان معرفی کرده، پزشکان ایران را در مهار آن ناتوان جلوه داده و مدعی شده‌اند آمار در گذشتگان در ایران در اثر ویروس چند برابر آمار اعلام‌شده توسط مراجع رسمی ایران است. آنچه در پس این آمار سازی‌ها دنبال می‌شود بر هم زدن روابط ایران با دیگر کشورها و قطع روابط تجاری با کشورهای همسایه از طریق جلوگیری از تردد مسافران و انتقال کالاها و تکمیل حلقه محاصره اقتصادی است که از مدت‌ها قبل برای ایران برنامه‌ریزی کرده‌اند. روزنامه وطن امروز در یادداشتی به قلم حسن رضایی آورده است: این روزها ویروس کرونا بخش‌های مختلف کشور را درگیر خود کرده است. اکنون می‌توان از تاثیر کرونا بر بورس تا تاثیر آن بر قیمت کله‌پاچه و نقش آن در تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها به یک میزان سخن گفت. پرواضح است در چنین شرایطی، همه باید با دولت به عنوان مدیر اصلی مقابله با این ویروس همه‌گیر در سطح کشور همکاری و همراهی کنند. رسالت رسانه‌ها در این حوزه شاید سنگین‌تر از مابقی بخش‌ها هم باشد. اگر در فرآیند مدیریت بحران اما نقصی مشاهده شد، طبعا نمی‌توان با بهانه‌هایی چون دفاع از دولت در شرایط حاد فعلی، دهان‌ها را بست و چشم و گوش‌بسته، شعار «زنده باد!» سر داد؛ خاصه آنکه ما پیش از این، مدیریت آقای روحانی را در حوزه اقتصاد دیده و طعم آن را بخوبی چشیده‌ایم. در شرایط فعلی هم ظاهرا و با کمال تاسف شواهدی وجود دارد که احتمال اعمال مدیریتی مشابه با حوزه اقتصاد را در مواجهه با ویروس کرونا تقویت می‌کند. جنگ‌افزارهای مبارزه با کرونا، عنوان گزارشی در روزنامه صبح نو است، در گزیده ای از آن می خوانیم: ویروس مثل باکتری نیست که با مصرف آنتی‌بیوتیک از بین برود. ویروس ساختار سلولی زنده ندارد و با چسبیدن به سلول زنده ادامه حیات می‌دهد اما غشاء ویروس پروتئین یا چربی است که بدن میزبان با استفاده از سیستم ایمنی خود در بیشتر مواقع می‌تواند مانع تکثیر و رشد ویروس شود. بنابراین برای بیماری‌های ویروسی دارویی وجود ندارد و تنها راه درمان تقویت سیستم ایمنی بدن است تا خود به جنگ ویروس برود اما برای ویروس‌های شناخته شده می‌توان واکسن‌هایی تهیه کرد که به سیستم ایمنی بدن برای مقابله با آن‌ها کمک کند. درحال حاضر واکسنی برای کویید۱۹ ساخته نشده و برای همین به‌صورت تصاعدی درحال شیوع است. امیدواریم دانشمندان و زیست‌شناسان هرچه زودتر واکسن آن را تهیه کنند اما تا این اتفاق نیفتاده چگونه می‌توان با کرونا مبارزه کرد؟ فقط دو کار مهم باید انجام داد؛ اول جلوگیری از سرایت و شیوع ویروس و دوم خودمراقبتی و افزایش کارآمدی سیستم ایمنی بدن. به گزارش فرهیختگان، سال ۱۳۹۸ شمسی، ایـــران. عید نوروز در این سال با سیلاب‌های سهمگین در استان‌های مختلف کشور و وارد آمدن خسارات و جان باختن تعدادی از هموطنان آغاز شد. مازندران، گلستان، لرستان، شیراز و خوزستان استان‌هایی بودند که از این سیلاب‌ها متاثر شدند و خسارات زیادی دیدند. شیوع آنفلوانزا، آلودگی هوا، گران شدن بنزین و اعتراضات مردمی، زلزله در برخی از استان‌ها، سیلاب در بلوچستان و درنهایت شیوع بیماری خطرناک کرونا در کشور و جان باختن تعداد زیادی از مردم ایران همه بخشی از اتفاقاتی بود که در این سال برای ایرانی‌ها رخ داد و البته همه آنها نیز در سخت‌ترین شرایط اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی به وقوع پیوست. این چند خط احتمالا سال‌های بعد و شاید دهه‌های بعد در کتاب‌های درسی در توصیف و تشریح اتفاقات افتاده در سال ۹۸ در ایران مکتوب شود. به هر طریق بی‌توجه به آینده و سال‌های دور، ما دقیقا در روزهای پایانی همین سال ۹۸ هستیم و احتمالا درگیر با آخرین خوان این سال عجیب و غریب. روزنامه خراسان در گزارشی آورده است:‌ حوادثی مانند همین شیوع بیماری ویروسی کرونا که پیش می‌آید، برای انسان درس‌های فراوانی دارد. مؤمن دنیا را کلاس درس می‌داند و انسان، دانش‌آموز مدرسه هستی است؛ به این دنیا آمده‌ایم تا چیزهایی را یاد بگیریم تا در عالم دیگر، از این آموخته‌ها استفاده کنیم و یک زندگی شاد و نورانی داشته باشیم و هر چیزی را باید وسیله درس گرفتن قرارداد. بهترین درس گرفتن، درس گرفتن در میدان عمل است نه‌در کلاس درس. شیوع کرونا که زندگی همه ما را تحت تأثیر قرار داده، میدان عملی است که به ما درس‌هایی می‌دهد؛ یکی از این درس‌ها، قدرت‌نمایی خدا و متقابلاً، عجز و ضعف انسان است. به گزارش خبرگزاری مهر، ویروس کرونا به جان گردشگری ایران و جهان افتاد. اگرچه تمام برنامه‌ریزی های جهانی در حوزه جذب گردشگر در سال ۲۰۲۰ توسط کشورها بهم ریخت اما تعدادی زیادی از این کشورها بیشتر از دیگران زیان کردند مانند چین که ویروس کرونا از آنجا به تمام جهان سرایت کرد. کشورهای زیادی از جمله ایران در حال برنامه‌ریزی برای تعطیلات سال نوی چینی بودند و می‌خواستند از ۱۵۰ میلیون گردشگر چینی که همه ساله در جهان سفر می‌کنند، تعدادی را به سمت کشور خود جذب کنند، اما پشیمان شدند و الان حاضر نیستند حتی یک چینی به کشورشان بیاید از آن طرف هم کسی به گردش در شهرهای چین در این برهه زمانی نخواهد رفت. خبرگزاری فارس در گزارشی آورده است: ویروس کویید ۱۹ (کرونا) مدتی است که بسیاری از کشورهای دنیا را درگیر خود کرده و از جمله ایران نیز از آن در امان نمانده است به همین دلیل نیز هشدارهای زیادی برای پیشگیری و همینطور مقابله با آن از سوی کارشناسان و متخصصان داده می شود هرچند که تاکنون درمانی برای آن به دلیل جهش یافتگی که داشته مشخص نشده اما متخصصان معتقد هستند که رعایت موارد بهداشتی می تواند در زمینه عدم مبتلا بدان موثر باشد. این روزها شاهد هستیم که خیلی افراد به دلیل اضطراب ناشی از گرفتن این ویروس در جامعه دست به رفتارهای عجیب و غریب تری می زنند که بیشتر آنها را به بیماری جسمی و روانی نزدیک می کند. از جمله حضور در بیمارستان ها برای تست کرونا، حضور زیاد در داروخانه ها برای انبار کردن ماسک، دست کش و سایر شوینده ها و ضد عفونی کننده ها و ... به گزارش خبرگزاری پویا؛ کشور ایران با تعداد ۱۷۵ بهبودیافته (تا ۱۱ اسفند) از میان مبتلایان به کرونا، توانسته است رتبه دوم را بعد از چین، در زمینه آمار بهبودیافتگان در جهان کسب کند. بنابر آمارهای ارائه شده در جدول زیر، چین، کره جنوبی و ایتالیا تاکنون بیشترین آمار مبتلایان به ویروس کرونا (بیش از ۱۰۰۰ نفر) را گزارش کرده‌اند؛ از میان ۷۹ هزار و ۸۲۷ بیمار مبتلا به این ویروس در چین، ۴۲ هزار و ۴۲ نفر بهبود یافته‌اند که این تعداد، بیش از ۵۰ درصد مبتلایان را شامل می‌شود همچنین آمار مرگ‌ومیر ناشی از ویروس کرونا در کشور چین، حدود ۲۸۷۰ نفر است که نشان‌دهنده مرگ‌ومیر ۳.۵ درصدی در این کشور است. نگاهی به آمار بهبودیافتگان بیماری کرونا در کره جنوبی و ایتالیا نیز نشان می‌دهد موفقیت این کشورها در درمان بیماران مبتلابه این ویروس، به ترتیب حدود ۰.۸ درصد و ۴.۴ درصد بوده است. گفتنی است تاکنون ۶۴ کشور دنیا، ورود ویروس کرونا را به سرزمین‌های خود گزارش کرده‌اند و این ویروس تابه‌حال باعث ابتلای بیش از ۸۶ هزار نفر در این کشورها شده است؛ اگرچه ویروس کرونا، مرگ بیش از ۲۹۰۰ نفر را در جهان رقم زده است اما بیش از ۴۱ هزار نفر از مبتلایان به این بیماری در جهان، درمان شده و بهبود یافته‌اند. محمد حسینی، نماینده گروه دانشجویی جمعیت امام حسن (ع) و عضو قرارگاه مبارزه با کرونا بسیج دانشجویی در گفتگو با خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، گفت: جمعیت امام حسن که در محلات حاشیه نشین کشور فعال است فراخوانی را به گروه‌های فعال در عرصه آسیب‌های اجتماعی و حاشیه نشین دادیم مبنی براینکه با توجه به شیوع کرونا اقداماتی با رویکرد آموزشی برای مردم داشته باشند. مردم ساکن حاشیه شهرها بخش اعظمی از جمعیت شهرهای بزرگ را تشکیل می‌دهند و چون در معرض آسیب‌های اجتماعی هستند به احتمال زیاد از حداقل بهداشتی برخوردارند و از نظر جمعیتی هم، جمعیت قابل توجهی را شامل می‌شوند. محلات حاشیه نشین فاقد مراکز بهداشتی و سلامت هستند بنابراین در این زمینه فعالیت خواهیم کرد، اقداماتی که در این زمینه برنامه ریزی شده در ۲۰ استان و نهایتا در کل کشور که هر استان ۱ تا ۳ گروه فعال باشند. اقداماتی از قبیل: آموزش بهداشت به صورت خانه به خانه ومحله به محله که باعث تجمع نشود را داشته باشیم و احتمالا بروشورها و عکس نوشت‌هایی هم در این زمینه توزیع خواهیم کرد. به گزارش مشرق نیوز، در حالی که مردم ایران روزهای سخت مبارزه با ویروس کرونا را پشت سر می‌گذرانند، غرب شیفتگان و دشمنان ملت ایران نیز ترور روانی مردم از طریق شبکه‌های رسانه‌ای دشمنان ایران را با شدت دنبال می‌کنند. حالا با شیوع کرونا در سایر نقاط دنیا (بویژه اروپا و آمریکا) ابعاد این ترور روانی علیه ملت ایران بیشتر روشن می‌شود. در روزهای اخیر، فایل صوتی منسوب به «فرزام کمال‌آبادی»، از رهبران محفل بین‌المللی فرقه ضاله بهاییت، منتشر شده که با رضایت و خشنودی عیان از شیوع کروناویروس و بیمارشدن هموطنان، این مساله را به «انتقام کبیر الهی حضرت بهاء الله» (بنیان‌گذار این فرقه ضاله) مرتبط کرد و وعده داد که فاز اصلی این «انتقام» هنوز در پیش است! لازم به ذکر است که فرزام کمال‌آبادی، برادر «فریبا کمال‌آبادی»، عضو حلقه رهبری فرقه بهاییت در داخل کشور و محکوم امنیتی است که «فایزه هاشمی»، با او رفاقت دیرینه دارد و دو بار هم به خانه او رفته و با او و دیگر رهبران بهایی دیدار کرده است. مهرداد فلاطونی در گفت وگو با پایگاه خبری راه دانا، اظهار کرد: در جهان هستی اتفاقاتی رخ می‌دهد که تحت کنترل ما نیست، اتفاقاتی که می‌تواند روان انسان‌ها را تحت تاثیر قرار دهد، اما اگر نتوانیم اضطراب ناشی از این اتفاقات را کاهش دهیم، هورمون کورتیزول در بدن ترشح و در پی آن سیستم ایمنی بدن تضعیف می‌شود. به طور قطع ضعیف بودن سیستم ایمنی بدن نه تنها فرد را مستعد ابتلا به ویروس کرونا بلکه مستعد ابتلا به بیماری‌های دیگری نیز خواهد کرد. بیماری‌های سایکوسوماتیک (بیماری‌های روان‌تنی) بیماری‌های جسمانی هستند که ریشه در مسائل روانی دارد. زمانی که در جامعه با مسئله‌ای مانند ویروس کرونا مواجه هستیم ممکن است افراد دچار اضطراب فراگیر شوند که این اضطراب در نهایت به عنوان تنش اجتماعی در جامعه بروز می‌یابد. در این شرایط مردم باید بدانند که «قرار نیست با ویروس کرونا بمیریم» بلکه باید با روش‌های پیشگیری به این ویروس هم مانند دیگر بیماری‌های دیگر مانند آنفلوآنزا، جنون گاوی و تمامی بیماری‌هایی که در زمانه‌ای پدیدار شدند و سرانجام توانستیم آن را شکست دهیم نیز بر آن فائق شویم. پایگاه خبری الف در گزارشی آورده است: با ورود ویروس کرونا به ایران وزارت بهداشت مسئولیت پیشگیری و مقابله با این بیماری را برعهده گرفت. از روز نخست هم اعلام شد این وزارتخانه و سخنگوی آن مسئول اعلام آمار موارد ابتلا و فوتی هستند. به همین جهت هر روز حدود ساعت ۱ بعدازظهر آمار رسمی اعلام می‌شود. از طرف دیگر تلویزیون‌های فارسی زبان خارجی مثل بی‌بی‌سی فارسی، من‌وتو و ایران اینترنشنال از آمارهای دیگری سخن می‌گویند. این رسانه‌ها از روز نخست سیاست هراس‌آفرینی از این بیماری را در پیش گرفتند و در همین راستا هر روز آمارهای بیشتری از مبتلایان و افراد فوت‌شده بر اثر کرونا ارائه می‌دهند. هفته قبل، بی‌بی‌سی فارسی به نقل از منابع بیمارستانی از فوت ۲۱۰ نفر به علت کرونا خبر داد و ایران اینترنشنال نیز ۳۶۷ نفر را قربانی کرونا در ایران دانست. متاسفانه باید گفت عدم اعتماد میان مردم و حاکمیت مهمترین بحران این روزهاست؛ بحرانی به‌مراتب خطرناک‌تر از کرونا. در چنین وضعیتی است که میدان برای رسانه‌هایی که از جانب دشمنان ملت تامین می‌شوند باز شده و اینچنین در این میدان می‌تازند. وقتی بعد از سقوط هواپیمای اوکراینی سه روز پنهانکاری رخ می‌دهد یا اینکه هنوز بعد از گذشت سه ماه آمار کشته‌شدگان وقایع آبان‌ماهاعلام نشده طبیعی است مردم آمار اعلام‌شده توسط وزارت بهداشت را به‌راحتی نپذیرند و به آمار تلویزیون‌های بیگانه اعتماد کنند. به نظر می‌رسد این‌بار باید به آمار اعلام‌شده توسط وزارت بهداشت اعتماد کرد. مهم‌ترین دلیلی هم که برای این مسئله وجود دارد نسبت بالای فوتی‌ها در آمار اعلام‌شده است. مطابق آنچه وزارت بهداشت در این چند روز اعلام کرده است نسبت فوتی‌ها به مبتلایان بیش از حد معمول است و اگر وزارت بهداشت به دنبال حفظ آبروی خود و پنهانکاری در این زمینه بود آمار درگذشتگان را کمتر اعلام می‌کرد. اکبر نصراللهی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه و نویسنده کتاب‌های «راهنمای پوشش خبری» و «مدیریت اخبار پوشش بحران» در گفت وگو با خبرآنلاین گفت:‌ مردم باید خبرهایی را که از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنند، در مرحله اول با عقل خودشان انطباق دهند و در مرحله دوم اخبار را با گروه‌های مرجع چک کنند. همچنین پس از انتشار یک خبر، آن را سرچ کنند و ببینند تنها یک منبع آن را منتشر کرده است یا چند منبع، البته میزان معتبر بودن منبع و رسانه هم شرط است. به عبارتی مردم از این طریق می‌توانند جعلی بودن یا واقعی بودن یک خبر را تشخیص دهند. در شرایط بحرانی، رسانه‌ها با یک‌سری واقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شوند و نگران هستند که انتشار برخی اخبار ممکن است باعث ناراحتی مردم شود و امنیت روحی و روانی آنها به خطر بیفتد. اما این به آن معنا نیست که رسانه‌ها نخواهند همه اطلاعات را در اختیار مخاطبانشان قرار دهند، من فکر می‌کنم رسانه‌ها باید به آن وجه موضوع هم فکر کنند. یعنی در شرایطی که مردم به تمامی منابع دسترسی دارند و با گسترش تکنولوژی به سادگی می‌توانند اخبار و مطالب را از هر منبعی در هر جای دنیا به دست بیاورند، امکان پنهان‌سازی وجود ندارد.

more_vert تحقق وحدت ملی با انتخابات آزاد و رقابتی

ادامه مطلب

closeتحقق وحدت ملی با انتخابات آزاد و رقابتی

سخنان حسن روحانی رییس‌جمهوری در ارتباط با انتخابات آزاد و رقابتی جناح‌های سیاسی برای ورود به مجلس شورای اسلامی، نشان از راهکاری برای ایجاد همدلی و وحدت ملی است که می‌تواند به عنوان یک ترمیم‌گر بزرگ اجتماعی عمل کند و آینده روشنی را پیش‌روی جامعه مهیا سازد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحکیم پایه‌های نظام جمهوری اسلامی تاکنون بیش از ۴۰ انتخابات با وجود تمامی فراز و فرودها در نظام مردم سالاری ایران برگزاری شده است. انتخاباتی که به عنوان یکی از ارکان مهم، اثرگذار و نشانه‌های اصلی مردم‌سالاری دینی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شکل یافته است و این اهمیت زمانی چشم گیر می شود که امروزه به عنوان اساسی‌ترین رویه مشارکت مردم در امور جامعه و تعیین سرنوشت یک مملکت به شمار می آید. انتخابات در نظام مردم سالاری ایران یکی از مولفه‌های اصلی مشارکت عمومی مردم همراه با احساس مسوولیت در اداره کشور است که در سایه رقابت های جناح های سیاسی علاوه بر تحکیم نظام حکومتی کشور می تواند آینده روشنی را پیش روی مردم ایجاد کند. اردوگاه اصلاح طلبان آسیب شناسی، موانع، توصیه ها و راهبردهای انتخاباتی روزنامه ایران:‌ تشییع سردار شهید سلیمانی فرصتی بی‌بدیل بر آغاز یک همنوایی عمومی برای ترمیم زخم‌های جامعه را نوید می‌داد. داستان پرواز، بهت جامعه از دیرآگاهی، بار دیگر نگرانی‌های دیرین جامعه را به غلیان آورد. بر فراز این غم‌ها، باز ما راهی جز ایستادن در کنار هم و مساعدت عظیم و جریان اعتمادزای بزرگ اجتماعی در این شرایط را نداریم. در این اثنا رئیس جمهوری نیز همگان را به‌همدلی، مدارا و وحدت ملی فراخواند. صدایی که انتخابات آزاد و رقابتی را راه بی‌بدیل ترمیم سرمایه اجتماعی می‌داند. جان کلام وی همان پژواک مردم بود؛ زیرا همواره انتخابات در مقاطع مختلف به مثابه یک ترمیم بزرگ اجتماعی عمل کرده و آینده‌ای در پیش‌روی جامعه گشوده است.علی ربیعی دستیار ارتباطات اجتماعی رییسجمهوری و سخنگوی دولت در قسمتی از یادداشتی با عنوان «نظارت ملی و پروژه ضدملی» در روزنامه ایران گفته است: وقتی ناظرین انتخابات مجلس اول در اسفند ۵۸، هیچ یک از احزاب و جریان‌های سیاسی جامعه را در معرض حذف قرار ندادند چه مفهومی از «نظارت» را در ذهن داشتند؟ در آن روزها مرکب قانون اساسی هنوز خشک نشده بود و هنوز پدران قانون اساسی در میان ما بودند. بنابراین طبیعی است که فکر کنیم آن ناظرین چنانچه در قانون اساسی نیز منعکس شده حق نظارت وحاکمیت بدون قید و شرط را از آن خود ملت می‌دانستند. می‌توان گفت که امر نظارت در مجلس اول مفهوم دخالت و قضاوت نداشت. مخدوش کردن مرزهای نظارت با دخالت و قضاوت موجب بروز مشکلات عدیده‌ای می‌شود که شاهد آن هستیم. شاتوبریان می‌گفت «هیچ بعید نیست یک صبح آفتابی و زیبا از خواب بیدار شویم وببینیم کل منشور قانون اساسی فرانسه قربانی اصل ۱۴ شده». با این تعبیر از شاتوبریان باید نگران تعریفی از نظارت توسط نهاد ناظر بود که اظهارات رئیس جمهوری را اقدامی ضد ملی می‌خواند. وقتی برخی از موضع نظارت استصوابی، رئیس جمهوری منتخب ملت را متهم به مشارکت در «پروژه ضد ملی» می‌کنند دیگر با یک نظارت ساده و قانون اساسی بنیاد مواجه نیستیم. با نوعی از نظارت ترکیبی و ترکیب‌بندی شده با قضاوت مواجه هستیم که ریشه در قانون اساسی ندارد. به‌نظر من آشتی و وحدت ملی مسیر ناگزیری است که باید در پس این اتفاقات تلخ طی کنیم. این امر نه در حد شعار بلکه باید در عمل جان بخشی و دیده شود. انتخاباتی که در آن همگان احساس مشارکت نمایند. تنوع‌های مختلف، ادیان، مذاهب و گروه‌ها و نهادهای اجتماعی و جریانات بزرگ و کوچک سلایق خود را در آن ببینند. به تعبیری همه تشییع‌کنندگان پیکر پاک سردار شهید سلیمانی که در آن گویی نمونه‌ای از ایران بزرگ مشارکت داشتند، در این انتخاب باید دیده شوند. معترضین آبان ماه باید نمایندگان خود را در این جمع ببینند. آنان که با هیجان اعتراضی به خیابان آمدند – نه برهم زنندگان نظم عمومی –همه باید احساس کنند که سبد پر تنوعی از انتخاب برای ریختن رأی در صندوق‌ها پیش روی آنهاست. این تنوع و گوناگونی ملی نمی‌تواند در خانه ملت منعکس نشود، برعکس، مجلس همچنان که معمار جمهوری اسلامی می‌گفت عصاره ملت است و همین پیوند میان ملت-مجلس است که نحوه نگاه ما به‌هویت ملی را به نمایش می‌گذارد. ما این تفاوت میان دو نوع نگرش به هویت ملی را در نحوه بازنمایی واژه «ملت» توسط سخنگوی محترم شورای نگهبان دیدیم: همچنان که برای فهم معنای واژه «نظارت» نمی‌توان به لغت نامه‌ها بسنده کرد، برای جست‌وجوی معنای «ملت» نیز باید در نحوه کاربست این واژه در مقام عمل مداقه کرد. ملت در جمهوری اسلامی و در ایرانیتی که قانون اساسی به ما می‌آموزد یک پدیده ترکیبی و چند وجهی و چندین زبانی و چندین فرهنگی است که در نهادهای گوناگون مردمسالاری خودش را نمایندگی می‌کند. اما درک تنگ نظرانه از مفهوم هویت ملی آن «چند» و «چندین» را به «یک» هویت تجسد یافته در یک جناح و جریان خاص کاهش می‌دهد. محسن رهامی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در یادداشتی با عنوان «تنوع» گمشده اصلی فرآیند انتخابات در روزنامه ایران نوشته است: استناد بر تعداد نامزدها در ازای هر کرسی مجلس برای نشان دادن رقابتی بودن یک انتخابات نشانه‌ای واضح و روشن از بروز یک خطر است. خطری که نهاد انتخابات را به عنوان ستون مرکزی مردمسالاری و شاهراه اصلی هدایت مطالبات مردم در سطح حاکمیت از معنای واقعی خود تهی کرده و تنها از آن پوسته و صورتی بدون محتوا باقی می‌گذارد. هر چند صورت و پوسته نهاد انتخابات ناظر به امکان رأی دادن و گزینش توسط مردم است اما محتوا و معنای آن بر وجود تنوع در میان گزینه‌های قابل انتخاب و برگزیدن دلالت دارد. بر همین مبنا است که عملاً نبود تنوع، معنای واقعی را از نهاد و فرآیند انتخابات می‌گیرد و آن را در یک فرآیند کمی و غیرمؤثر محدود می‌کند. در یک مثال فرضی اگر به فردی بگویید برای پوشش خود حق انتخاب دارد اما او را به فروشگاهی ببرید و از او بخواهید از میان تعداد زیادی لباس که دارای یک فرم، سایز و رنگ هستند یکی را برگزیند، قطعاً کسی نمی‌گوید که شما به آن فرد حق انتخاب داده‌اید. چرا که گزینه‌های مختلف ارائه شده توسط شما به آن فرد عملاً فرق و تمایزی با هم نداشته‌اند. بر همین اساس فلسفه امر انتخاب نه در امکان گزینش از میان گزینه‌های «مختلف» بلکه امکان برگزیدن از میان گزینه‌های «متنوع» است. اکنون نیز همین شاخصه «تنوع» گمشده اصلی فرآیند انتخابات در کشور ماست که وجود گزینه‌های مختلف اما تقریباً هم‌شکل و همسان نمی‌تواند خلأ ناشی از آن را پر کرده و باعث تحقق فلسفه انتخاب در یک نظام سیاسی شود. به واقع آنچه مردم انتظار دارند در فرآیند انتخابات ببینند نه لیستی از اسامی مختلف اما تقریباً همفکر بلکه فهرستی از نامزدهایی است که هر کدام دارای گرایش‌هایی متفاوت و برخاسته از بخشی از بستر اجتماعی هستند. در شکل کنونی به صورت واضحی خروجی منتج شده از چنین فرآیند انتخاباتی که تنها در شکل و فرم یک انتخابات خلاصه شده، نمی‌تواند منتهی به تحقق امر نمایندگی جامعه گردد. حتی اگر فرض بگیریم که مردم به دلایل مختلفی باز هم در انتخابات شرکت کنند اما این نیز نباید سندی دال بر تحقق امر نمایندگی حقیقی باشد و قطعاً نخواهد توانست خلأ ناشی از این موضوع را پر کند.با چنین وضعیتی مردم ما به لحاظ کیفی تنها دو گزینه پیش رو دارند؛ یا اینکه در انتخابات شرکت کرده و به نامزدهای تقریباً یک شکل و یک جنس رأی دهند و یا اینکه قید حضور در انتخابات را بزنند. در نهایت نیز خروجی هر دوی این مسیرها در صندوق رأی فرق چندانی با هم ندارد. کما اینکه به لحاظ سیاسی-اجتماعی نیز محصول این مسیر چیزی جز تضعیف اعتماد عمومی و امید ملی به تأثیرگذاری در سطح حاکمیت نخواهد بود. این مسأله جدای از ایرادات مختلف حقوقی است که می‌توان به این شکل از نظارت استصوابی و بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی وارد آورد. جدای از منظر حقوقی، در ابعاد سیاسی ترتیب دهندگان و اداره کنندگان این شیوه نظارت و بررسی صلاحیت‌ها باید به میزان تأثیرگذاری در کاستن از «تنوع» نامزدهای انتخابات، در خصوص خروجی این انتخابات و کارنامه نهاد تشکیل شده در اثر آن نیز قبول مسئولیت کرده و پاسخگو باشند. واقعیت این است که نمی‌توان افرادی مسلمان، با سوابق روشن انقلابی و دلسوزی برای کشور را با دلایلی چون عدم التزام به اسلام و نظام از شرکت در انتخابات منع کرد، برای این اعلام رأی نیز سند و مدرک محکمه‌پسندی ارائه نکرد و در نهایت نیز مسئولیت خروجی انتخابات را بر عهده نگرفت. در گزیده ای از گزارشی با عنوان «انتخابات رقابتی امیدوار به رایزنی» در روزنامه ایران آمده است: سهم جریان‌های سیاسی در مرحله ثبت نام داوطلبان و پس از آن وضعیت تأیید و رد صلاحیت داوطلبان تا این لحظه واقعیت‌هایی هستند که شمای مبهم اما احتمالی انتخابات دوم اسفند را از منظر رقابتی آن ترسیم می‌کنند و با این حال خارج شدن این تصویر از ابهام و تکمیل آن به نتیجه تصمیمات شورای نگهبان در نزدیک به یک ماه آینده بستگی دارد.تا این لحظه این انتخابات با تأیید حدود ۵ هزار داوطلب از مجموع ۱۶ هزار و ۳۰۰ نفر داوطلبی که ثبت نام کرده بودند و رد صلاحیت ۹۰ نماینده کنونی مجلس گوی رقابت را از انتخابات پیشین مجلس ربوده است، اما نه از جهت رقابتی بودن.این در حالی است که وزارت کشور به عنوان مجری، «رقابتی» بودن را یکی از چهار رکن اصلی راهبرد خود برای برگزاری انتخابات قرار داد. شعاری که در ابتدا این تصور را ایجاد کرد که نوعی اراده جدی برای فراهم کردن مقدماتش در نهادهای حاکمیتی مرتبط با انتخابات شکل گرفته و اگر نه، وزارت کشور به نیابت از دولت قصد دارد تلاش خود را برای تحقق آن از طریق رایزنی‌های مستمر با دیگر نهاد مؤثر یعنی شورای نگهبان به نمایش بگذارد.رایزنی‌ها نه فقط میان نهادهای مجری و ناظر انتخابات که حتی میان آنها با نمایندگان جریان‌های سیاسی و به طور ویژه میان آنها و نیروهای اصلاح‌طلب شکل گرفت و حتی تا چند روز پس از ثبت نام داوطلبان ادامه یافت. تصور این بود که این گفت‌وگوهای رودررو و پادرمیانی وزارت کشور می‌تواند به شکاکیت دوسویه ای که طی ادوار گذشته انتخابات میان شورای نگهبان و بخش قابل توجهی از نیروهای سیاسی شکل گرفته پایان دهد. اما در مقابل شورای نگهبان هر بار بر این موضع تأکید می‌کرد که در موضوع صلاحیت‌ها بر اجرای مر قانون تأکید دارد، تحت فشار و درخواست‌های غیرقانونی قرار نمی‌گیرد و اگر ردصلاحیتی صورت می‌گیرد نه از سر سلیقه سیاسی بلکه در پی اجرای مفاد قانونی است. سخنگوی این شورا البته در معدودی از موضعگیری‌ها احتمال بروز خطای انسانی را در روند بررسی‌ها محتمل دانست اما همچنان سیاسی و سلیقه ای بودن تصمیم درباره صلاحیت‌ها را رد کرد. به این ترتیب در حالی که اخبار برگزاری جلسات و تعارفاتی که در آنها میان طرفین گفت‌وگو رد و بدل می‌شد نوعی خوش‌بینی را در سطح رسانه ای تزریق می‌کرد، اما فعالان سیاسی به کمتر نتیجه مشخصی از گفت‌وگوها دست می‌یافتند. این وضعیت نامشخص در ترکیب با رویدادهای آبان ماه سبب شد که تعداد قابل توجهی از نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب و اعتدال گرا و حتی بخشی از اصولگرایان میانه رو حتی پا در راه شعب ستاد انتخابات کشور برای ثبت نام و اعلام آمادگی برای حضور در انتخابات مجلس یازدهم نگذارند. در قسمتی از گزارشی با عنوان «رکوردزنی هیأت‌های نظارت استانی» در روزنامه ایران آمده است: طبق قانون تنها راه تغییر وضعیت داوطلبانی که صلاحیت آنها از سوی هیأت‌های اجرایی رد شده است، شکایت آنها به هیأت‌های نظارت است با این حال این هیأت‌ها خود خوان دوم پیش روی داوطلبان هستند و در این دوره نه فقط داوطلبی را به عرصه انتخابات بازنگرداندند که با رد صلاحیت بیش از ۹۰ نماینده حال حاضر مجلس و تعداد قابل توجهی از نمایندگان ادوار رکورد دار شدند.پیش از این انتخابات، مجلس چهارم با رد صلاحیت ۵۸ نفر از نمایندگان ادوار که ۴۰ نفرشان نماینده مجلس سوم بودند و انتخابات مجلس هفتم با رد صلاحیت ۸۰ نماینده مجلس ششم رکورد دار بودند.با این حال برخلاف آنکه نمایندگان رد صلاحیت شده مجالس سوم و ششم براحتی از کنار رد صلاحیت شان همزمان با برعهده داشتن مسئولیت نمایندگی عبور نکردند، در مجلس دهم کمتر صدایی از اعتراض شنیده شد و واکنش نمایندگان به رد صلاحیت شان از سوی هیأت‌های نظارت استانی هیچ نسبتی با خاطره تحصن اعتراضی مجلس ششمی‌ها نداشته است.سخنگوی شورای نگهبان دلیل بیشتر رد صلاحیت‌های انجام شده را سوء استفاده مالی و اقتصادی اعلام کرده است. اتهامی که حتی بخشی از داوطلبان رد صلاحیت شده هم تأکید دارند در صورت وجود مستندات باید به اعلام جرم در قوه قضائیه منتهی شود و نه فقط رد صلاحیت. با این حال به گفته کدخدایی، رد صلاحیت این داوطلبان با استناد به ماده ۲۸ قانون انتخابات «عدم التزام به اسلام» اعلام شده است. شاید به این دلیل که رد صلاحیت به دلیل مسائل اقتصادی صریحاً در قانون نیامده است. کسانی که رقابتی بودن انتخابات را به عنوان مقدمه مشارکت سیاسی مطلوب مردم و تأمین کننده منافع ملی ضروری می‌دانند هنوز به رایزنی و مذاکره با شورای نگهبان برای رفع ابهامات و سوء تفاهم‌ها معتقدند. حال باید دید که شورای نگهبان به عنوان آخرین خوان بررسی صلاحیت‌ها بر تعداد داوطلبان تأیید صلاحیت شده خواهد افزود یا خود حکم عدم احراز صلاحیت تعداد دیگری از آنها را صادر خواهد کرد. بهرام پارسایی نماینده مجلس در گزیده ای از یادداشتی با عنوان «سؤال‌هایی درباره کیفیت رد صلاحیت» در روزنامه ایران نوشته است: در ماجرای رد صلاحیت‌های اخیر برای انتخابات مجلس یازدهم نه می‌توان نشانی از درایت سیاسی دید و نه ضابطه‌مندی حقوقی. شکستن رکورد ردصلاحیت‌ها برای دوره بعدی مجلس در شرایط فعلی نمی‌تواند نامی جز بی‌تدبیری داشته باشد؛ بی‌تدبیری که البته آغشته به تناقض‌های بسیار بنیادینی است.وضعیت فعلی کشور ما و شکاف‌های ایجاد شده در آن بر هیچ کس پوشیده نیست. عمق این شکاف‌ها به حدی عمیق شده که به هیچ عنوان نمی‌توان آن را با شعارها و تبلیغات معمول و مرسوم نادیده گرفت و به برخی توطئه‌ها نسبت داد. به گواه اعتراف اکثریت قریب به اتفاق جامعه‌شناسان، بخش قابل ملاحظه‌ای از مردم ما در وضعیت روانی و اقتصادی خوبی به سر نمی‌برند و حالا برخی بتدریج به این نتیجه می‌رسند نقش و امکانی حداقلی هم برای تعیین سرنوشت خود ندارند و راه‌های پیگیری قانونی مطالباتشان هم روزبه‌روز مسدودتر می‌شود. در این وضعیت تخریب نهاد انتخابات به‌عنوان متعالی‌ترین مسیر بیان مطالبات جامعه، با توسل به رد صلاحیت‌های سیاسی نشان از عدم درک وضعیت فوق‌العاده کشور توسط کسانی دارد که این رد صلاحیت‌ها را مدیریت می‌کنند.از منظر حقوقی اما مسأله باز هم دارای زوایایی قابل تأمل است که نشان می‌دهد تدبیر لازم در این زمینه به کار برده نشده است. مهم‌ترین نکته هم در این زمینه طرح ایراد «فساد اقتصادی» به‌صورت گنگ و غیرشفاف به تمام نمایندگان ردصلاحیت شده است. آن هم در شرایطی که نه برای این مهم سند و مدرکی ارائه شده و نه نمایندگان ردصلاحیت شده به لحاظ استنادات پرونده‌هایشان تفکیک شده‌اند. جای سؤال این است که اگر نماینده‌ای در زمینه مسائل اقتصادی پرونده‌ای دارد، با توجه به اینکه شورای نگهبان نظارت خود را مستمر می‌داند چرا این موضوع در ماه‌های پایانی کار مجلس مطرح می‌شود و «فساد» آن نماینده در میانه راه افشا نمی‌گردد؟ دستگاه قضایی در همین ماه‌های گذشته با بازداشت دو نماینده مجلس نشان داد که اصل «مصونیت نمایندگی» را در خصوص مسائل اقتصادی لازم الاجرا نمی‌داند. جای سؤال است که چرا همین کار در خصوص باقی افرادی که به قول سخنگوی شورای نگهبان درگیر پرونده فساد اقتصادی بودند انجام نشده؟ اضافه بر اینها شورای نگهبان درباره همین موارد جدای از مشخص کردن تفکیک شده افراد، باید توضیح بدهد که بازه وقوع تخلفات چه زمانی بوده و آیا نمایندگان در همین دوره نمایندگی فعلی مرتکب تخلف شده‌اند یا مسائل به قبل از این دوره برمی‌گردد؟ اگر مسائل از قبل باشد این سؤال ایجاد می‌شود که چطور در انتخابات سال ۹۴ شورای نگهبان و مراجع قانونی این مسائل را نادیده گرفته‌اند؟ اگر هم مربوط به دوره فعلی باشد باید جهت آسیب شناسی ساختار مجلس و پاسخ به این سؤال که چرا در این ساختار امکان وقوع فساد اقتصادی وجود دارد، موارد مورد بررسی کارشناسی قرار بگیرند. علی اصغر سعیدی استاد دانشگاه تهران در گفت‌وگو با روزنامه ایران در خصوص فراز و فرود روابط فن سالاران با قدرت سیاسی، می گوید: نحوه انتخاب براساس نظارت استصوابی است، هرکسی تلاش می‌کند به کسی که صلاحیت او را تعیین کرده و در مرحله بعد به حوزه انتخابیه خودش جواب بدهد. از این رو ما شاهد تبانی و دسته‌بندی‌های درون قدرت هستیم تا این فرد بتواند باز هم انتخاب شود و نماینده حزب یا شهر خودش باشد. اینجاست که علاوه بر رقابت نخبه‌ها، رقابت بخش‌های حاکمیت و رقابت بخش‌های درون دولت را هم شاهد هستیم که این رقابت، مشکل اصلی است که امروز گریبان کشور را گرفته است. در حالی که اگر احزاب باشند، حزب مسئول است و مردم به برنامه رأی می‌دهند. حسن رسولی رییس ستاد انتخابات جبهه اصلاح‌طلبان در بخشی از گفت‌وگو با روزنامه ایران گفته است: حجم ردصلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس به مراتب بیشتر از چیزی بوده که اصلاح‌طلبان پیش‌بینی می‌کردند. حالا با این وضع دست اصلاح‌طلبان از آن چیزی که برایش برنامه‌ریزی می‌کردند خالی‌تر مانده و معنای این هم وانهادن بیشتر میدان به رقبای اصولگراست. رقبایی که هر چند برخی چهره‌های آنها نیز به سد رد صلاحیت برخورد کرده‌اند اما هنوز آنقدرها نامزد باقی مانده در صحنه دارند که بتوانند حتی بیش از یک لیست انتخاباتی کامل را ببندند. دراین شرایط برنامه اصلاح‌طلبان چیست و آنها می‌خواهند چگونه صلاحیت چهره‌های خود را بگیرند؟ این سؤال اصلی است که در مصاحبه روزنامه ایران با حسن رسولی مطرح کرده‌ایم. سؤالی که با جواب رسولی اینگونه به نظر می‌رسد که جریان اصلاحات بنایی برای رایزنی تشکیلاتی جهت بازگرداندن صلاحیت برخی نامزدهای خود ندارد. ما انتظار داشتیم و هنوز هم داریم که به دو دلیل یعنی گسترده‌تر بودن ردصلاحیت‌ها در قیاس با انتخابات گذشته و دیگری نصب العین قرار دادن شکاف‌های جدی ایجاد شده در بطن جامعه با حاکمیت و همین‌طور شکاف‌های رو به ازدیاد بخش‌های مختلف جامعه با هم که به نظر بنده در بدترین شرایط خودش به سر می‌برد، شورای نگهبان در فرصت باقی مانده متناسب با مصالح ملی که اقتضا می‌کند در چنین شرایطی برای تقلیل فشارها و مشکلات و مواجهه منطقی‌تر با مشکلات و شکاف‌های ملی، برای برگزاری یک انتخابات رقابتی در تصمیم خود در خصوص رد صلاحیت‌ها تجدیدنظر اساسی به عمل بیاورد. در آن صورت است که اولاً منافع ملی کشور بهتر تأمین خواهد شد و ثانیاً راهبرد جریان اصلاحات که حضور جدی و گسترده در همه حوزه‌های انتخابیه بوده و هست به نحو مطلوب‌تری فراهم خواهد شد. البته ممکن است به‌صورت موردی گفت‌وگوهایی با شورای نگهبان درباره تجدیدنظر در مسأله صلاحیت نامزدها صورت بگیرد. جریان اصلاحات که در مواجهه با جریان برانداز مدافع نظام بوده و هست و اعتقاد دارد که راه بهبود شرایط از اصلاحات تدریجی و عمیق می‌گذرد و این مسیرهم تنها با صندوق رأی و تقویت نهاد انتخابات محقق خواهد شد، اصرار دارد که دراین شرایط هم زمینه ارجاع حداکثری به صندوق رأی فراهم گردد. در مدت باقی مانده توصیه ما به نامزدهای محترم ردصلاحیت شده و خصوصاً نمایندگان فعلی مجلس این است که برای اعتراض درباره رأی صادر شده مبنی برعدم تأیید صلاحیت‌شان به شورای نگهبان مراجعه مجدد داشته باشند و شورای نگهبان هم طبق قانون و مصوبه مجمع تشخیص مصحت نظام باید دلایل و مستندات عدم تأیید صلاحیت نامزدها را به‌صورت مکتوب به آنها تقدیم کند. شورای عالی ائتلاف جبهه اصلاح‌طلبان ایران که مرجع اصلی سیاستگذاری احزاب و شخصیت‌های سیاسی اصلاح‌طلب است پیشاپیش راهبرد خود را به‌صورت آشکار بیان کرده و این راهبرد عبارت است از شرکت در انتخابات و پیگیری قانونی ایجاد تحول سیاسی در کشور از طریق صندوق‌های رأی. این راهبرد مصوب ماست و بنده به‌عنوان رئیس ستاد انتخابات شورای عالی اصلاح‌طلبان به‌طور طبیعی پیگیر اجرای این راهبرد خواهم بود. اما نقشه راه تعیین شده توسط شورای عالی مقید کرده که پیگیری این راهبرد منوط به مهیا بودن بستر امکان فعالیت و رقابت درانتخابات است. طبعاً بنا به فرضی که گفتید اگر در حوزه یا حوزه‌هایی که اساساً امکان رقابت برای ما وجود نداشته باشد یا کم باشد، ما فعالیتی هم نخواهیم داشت. در حوزه‌های بزرگتر مانند تهران نیز الزاماً خود را ملزم به ارائه لیست کامل به هر قیمت و با هر کیفیتی نمی‌دانیم. یعنی این‌طور نیست که از یک سطحی به پایین‌تر برای تکمیل لیست خود را راضی به ورود هر نوع فردی با هر میزان از توانمندی به فهرست انتخاباتی خود کنیم. ما از قبل این را پیش‌بینی می‌کردیم که به مسأله رد صلاحیت‌ها برخورد کنیم لیکن آنچه که امروز رخ داده و ما شاهد آن هستیم به لحاظ کمی به مراتب بیشتر از پیش‌بینی ما می‌باشد. البته ما امیدواریم که این شرایط با تجدیدنظر شورای نگهبان تغییر کند تا بتوانیم در سراسر کشور لیست بدهیم و شاخص مشارکت مردم در انتخابات را به‌عنوان یکی از پایه‌های حفظ و تحکیم مشروعیت نظام سیاسی کشور تقویت کنیم. پایگاه خبری خبرآنلاین در گزیده ای از گزارشی با عنوان «استراتژی اصلاح‌طلبان در مقابل رد صلاحیت‌ها» نوشته است: در بیانیه شورایعالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان آمده‌ است: «بر اساس آنچه تاکنون دریافت کرده ایم و برخلاف آنچه که با مغالطه به جامعه اعلام می‌شود از مجموع بیش از ۱۶ هزار نفر ثبت نام کننده، تاکنون تنها حدود ۵۰۰۰ نفر تایید صلاحیت شده‌اند. حدود هزار و پانصد نفر یا انصراف داده‌اند و یا پس از رد صلاحیت توسط هیات‌های اجرایی، اعتراض قانونی نکرده‌اند. حدود نه هزار و پانصد نفر نیز یا احراز صلاحیت نشده‌اند و یا رد صلاحیت شده‌اند. متاسفانه بیش از ۹۰ درصد کاندیداهای شناخته شده احزاب اصلاح طلب رد صلاحیت شده اند. ادامه کار برای آن با پیچیدگی‌های زیادی رو به رو است.» از همین چند جمله می‌توان این موضوع را به خوبی دریافت که راه باقی مانده تا ۲ اسفند و برگزاری انتخابات قطعا راه همواری برای اصلاح طلبان نیست و این موضوع آنها را با سردرگمی برای در پیش گرفتن نوع استراتژی مناسب برای ورود به انتخابات روبرو کرده است؛ شرایطی که می توان برای آن چند سناریو متصور شد. سناریوی اول می‌تواند اعتراض و رایزنی چپ گرایان با شورای نگهبان و گرفتن مجوز تایید صلاحیت برخی کاندیداهایشان برای حضور پررنگ تر در انتخابات باشد؛ سناریوی دوم لیست حداقلی و سناریوی سوم کنار کشیدن از انتخابات و عدم ارائه لیست باشد. سناریوی دوم لیست حداقلی نه استیجاری؛ نقشه راه دیگری که می توان آن را روی میز اصلاح‌طلبان دید ارائه لیست حداقلی است. به این معنا که هرکدام از کاندیداهای جریان اصلاحات که توانستند از سد شورای نگهبان آن هم در مرحله تجدید نظر عبور کنند لیستی با همان تعداد ارائه شود. سناریوی سوم کنار کشیدن از انتخابات؛ «کاندیدا نداشته باشیم در انتخابات شرکت نمی‌کنیم» این همان صحبتی است که تقریبا از ماه‌ها و هفته‌های پیش به یک رای حداکثری در میان اصلاح‌طلبان دست پیدا کرده بود و این موضوع را می‌توان به وضوح در بیانیه شورایعالی سیاست‌گذاری به آن اشاره کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «شورای عالی سیاستگذاری جبهه اصلاح طلبان ایران اسلامی بر اساس راهبرد مصوب خود که پیش تر نیز اعلام شده است در صورت نبودن کاندیداهای شاخص اصلاح طلب در حوزه های انتخابیه، لیستی به مردم معرفی نخواهد کرد.» البته این تنها شورایعالی سیاست‌گذاری نیست که از عدم ارائه لیست سخن می‌گوید بلکه «حزب اعتماد ملی» و «مجمع ایثارگران» نیز هر کدام در بیانیه‌های جداگانه‌ای با انتقاد از رویکرد شورای نگهبان اعلام کرده‌اند چنانچه کاندیداهایشان نتوانند از سد شورای نگهبان عبور کنند نه تنها لیستی ارائه نمی‌کنند بلکه از کاندیدایی هم حمایت نخواهد کرد. محسن هاشمی رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، در قسمتی از گفت و گوی خود با خبرگزاری ایسنا می گوید: باید توجه داشت گروه‌های سیاسی که در انتخابات رای می‌آورند، اگر در عمل‌گرایی کم بیاورند، مردم دچار ناامیدی می‌شوند. در حال حاضر امکانات خوبی در اختیار ماست و باید با نظرسنجی‌ها متوجه شویم مردم دنبال چه اولویت‌هایی هستند. لازم است این اولویت‌های تحقق‌پذیر را پایش کرده و با این کار به مردم بقبولانیم که برای آن‌ها کار می‌کنیم. رئیس شورای شهر تهران اضافه کرد: در کشور ما گهگاه نیروهای انتصابی به دلیل برخی از مسائل بر نیروهای انتخابی حاکم شده‌اند؛ باید ثابت کرد نیروهای انتخابی نیز می‌توانند موثر باشند و نیروهای انتصابی نمی‌توانند آن‌ها را به این صورت تخریب کنند. به عنوان نمونه برای مردم دریافت خدمات از شهرداری در اولویت بوده و وظیفه اصلی شهرداری‌ها ارائه خدمات است. حال که شهرداری‌ها پیشرفت کرده‌اند و قرار است براساس قانون اساسی ۲۴ وظیفه به آن واگذار شود، که البته تاکنون حدود ۷ مورد آن واگذار شده، باید در این حوزه‌ها بتوانند که کارا باشند. به عنوان نمونه در تهران اولویت اصلی ما ترافیک، آلودگی هوا و حمل و نقل است. باید حمل و نقل عمومی را گسترش داد و آن را کارا، ایمن، پرسرعت و... کرد، وقتی خواسته ۹۳ درصد مردم این شهر این است، باید تمام تلاش نیروهای انتخابی نیز تحقق این خواسته‌ها باشد. رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران اظهار کرد: نمونه دیگر طرح جامع پسماند است که برای شهرداری‌ها یک منبع درآمد است که از نظر اقتصادی قابل انجام است و نیروهای انتخابی باید برای آن وقت گذارند که چنین اقداماتی را انجام دهند. نمونه دیگر اوقات فراغت است که مردم حاضرند در این زمینه سرمایه‌گذرای کنند. ما باید فضای لازم را برای این سرمایه‌گذاری‌ها فراهم آوریم. این نقدینگی سرگردان حجیم و عظیم مردم می‌تواند در این مواقع موثر واقع شود و مسیر نقدینگی به سمت سرمایه‌گذاری‌های اینچینی سوق پیدا کند. باید به این روش‌ها فکر کنیم، نه اینکه تا قدرت را به دست می‌آوریم به فکر اینکه تندروی کنیم، نباشیم. البته این‌ها بد نیست اما ساختار اهمیت خود را دارد ولی مردم باید بفهمند برای آن‌ها کار انجام می‌شود. مسیح مهاجری در یادداشت مدیر مسوول و سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «خود ملت پنداران» این گونه آورده است: شورای نگهبان، نهاد دیگری است که باید تقویت شود. بهترین و موثرترین راه تقویت این نهاد مهم و سرنوشت‌ساز، عملکرد و مواضع اعضاء خود این نهاد است. کسی نمی‌تواند مدعی شود شورای نگهبان هرگز مرتکب اشتباه نمی‌شود و تمام تصمیماتش درست است. بنابراین، طبیعی است که انتقادهائی هم متوجه شورای نگهبان باشد. وقتی رئیس‌جمهور می‌گوید وجود ۱۷ داوطلب برای هر کرسی مجلس شورای اسلامی از یک جناح انتخابات نیست چون رقابت محسوب نمی‌شود، در واقع به عملکرد هیات‌های نظارت انتقاد کرده است. سخنگوی شورای نگهبان اگر این انتقاد را وارد نمی‌داند می‌تواند توضیح بدهد و به افکار عمومی بگوید این سخن رئیس‌جمهور به این دلیل نادرست است. چنین روشی را همه می‌پسندند و شورای نگهبان هم با این روش تقویت می‌شود. اما وقتی سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به انتقاد رئیس‌جمهور، او را پیشگام یک جریان «ضدملی» می‌نامد، چنین تهمتی را نه می‌توان پاسخ به انتقاد دانست و نه تنویر افکار عمومی. این روش، به زیان نهاد شورای نگهبان است و دشمنان نظام جمهوری اسلامی را به ابزار کارآمدی برای متهم ساختن این نظام به انواع و اقسام انحرافات و تخلفات از موازین مجهز می‌کند. چرا سخنگوی شورای نگهبان به جای این برخورد خارج از ضوابط، مرتکب چنین اشتباه بزرگی شده است؟ آیا قرار نیست شورای نگهبان از اعتبار خودش نگهبانی کند تا بتواند زمینه‌ساز برگزاری انتخاباتی پرشور و پر مشارکت باشد!؟وجه مشترک سخنان پنج نفری که هفته گذشته ضوابط را زیرپا گذاشتند اینست که هریک از آنها خود را ملت می‌پندارند. دقیقاً همین «خود ملت پنداری» است که مشکلات زیادی ایجاد کرده است.راه‌ حل اینست که همه از فرهنگ غلط «خود ملت پنداری» دست بردارند و هرکس حد و اندازه خود را بفهمد و اندازه نگهدارد. اگر حد و اندازه نگه نداریم، هدف را گم خواهیم کرد. ابوالفضل موسویان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم در بخشی از گفت وگوی خود با پایگاه اطلاع رسانی شفقنا، گفته است: متأسفانه اندیشه ای قبل و بعد از انقلاب، مدام بر این مساله پافشاری می کردند که مردم هیچ حقی ندارند، امروز مقداری این اندیشه جرأت بیشتری پیدا کرده که در مقابل مردم بایستد. موسویان گفت: مانع دیگر برای تحقق حقوق ملت این است که مردم به حقوق خود کمتر آشنا هستند. البته شاید حکومت ها هم در طول تاریخ نمی خواستند مردم با حقوق خود آشنا باشند و بدانند که کسانی که در رأس امور قرار می گیرند خدمتگذار و حقوق بگیر مردم هستند، نه اینکه آقا بالاسر مردم باشند. موسویان در مورد میزان حساسیت روشنفکران و حوزویان امروز نسبت به حقوق ملت، اظهار کرد: متأسفانه این حساسیت جهت منفی پیدا کرده است. بر طبق صحبت هایی که امروز می شود منشأ بسیاری از مفاسد گردن انتخابات انداخته می شود، در صورتی که همین انتخابات به گونه ای است که کسی نمی تواند درست انتخاب کند، افراد قبل از اینکه توسط مردم انتخاب شوند، توسط گروه دیگری معرفی و تأیید می شوند. لذا تعجب می کنم کسانی که این صحبت ها را مطرح می کنند چطور شورای نگهبان به آنان اجازه می دهد که در انتخابات شرکت کنند و با رأی مردم وارد مجلس شوند! کسی که اصلاً رأی مردم را قبول ندارد، چطور می خواهد به عنوان نماینده مردم، وارد مجلس شود! یحیی کمالی پور نایب رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، در مورد یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: فکر می کنم با این روندی که اکنون وجود دارد مقداری حضور مردم پررنگ نباشد، باید توجه کنیم هیچ شخصی کامل نبوده و شاید نواقصی هم وجود داشته باشد اما اگر واقعا به دنبال حضور مردم در انتخابات هستیم باید با دید بهتری و با نگاه مثبت تری به موضوع نگاه شود تا موجب حضور هرچه بیشتر مردم بر پای صندوق های رای شود. عبدالرضا هاشم‌زایی رییس سنی مجلس دهم در گفت‌وگو با ایسنا با بیان این‌که رد صلاحیت نمایندگان فعلی مجلس شورای اسلامی به استناد عدم التزام به اسلام و عدم التزام به نظام با تداوم وظیفه نمایندگی آنها طی چهار ماه آینده تناقض دارد، اظهار کرد: اگر به تاریخ اسلام نگاه کنیم می‌بینیم پیامبر (ص) با رافت و مهربانی امت تشکیل داد و وقتی مکه فتح شد خانه ابوسفیان که دشمن‌ترین فرد با پیامبر (ص) و اسلام بود، مرکز امن بود. هر کسی هم که شهادتین می‌گفت مسلمان بود. من نمی‌دانم چه‌طور التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه را تشخیص می‌دهند؟ این عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی یادآور شد: کسانی که نسبت به بررسی صلاحیت‌ها اقدام می‌کنند باید مراقب باشند که کاندیدای نمایندگی مجلس فاسد نباشد و شرایط قانونی کاندیداتوری را داشته باشد وگرنه احراز صلاحیت به صورت سلیقه‌ای و استصوابی به صلاح نیست. وی با اشاره به اظهارات سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر این‌که ۹۰ درصد از نمایندگان رد صلاحیت فعلی مشکل مالی دارند یادآور شد: پرونده‌های فسادهای چند هزار میلیاردی باعث شده افکار عمومی این فساد را نهادینه بدانند و وقتی این اظهارات مطرح می‌شود دیگر اعتباری برای جمهوری اسلامی ایران و مجلس شورای اسلامی باقی نمی‌ماند؛ مردم با خودشان می‌گویند چه کسی در این مملکت سالم است. عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی در پایان برخی اظهارنظرها در جریان بررسی صلاحیت کاندیداها را دارای اثر سوء در کاهش مشارکت مردم در انتخابات عنوان و خاطر نشان کرد: من احساس می‌کنم با حرف‌هایی که شده ما دیگر در مجلس شورای اسلامی مشروعیت نداریم و باید از مرجع تقلیدی بپرسیم که‌ آیا حقوقی که نمایندگان در چهار ماه باقی‌مانده از مجلس دهم می‌گیرند حلال است یا خیر. بهرام پارسایی نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی در قسمتی از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری ایسنا، اظهار کرد: در جریان انتخابات شوراها من به همراه آقایان میرزایی نیکو، کولیوند، تجری و محمودی شاه‌نشین عضو هیات مرکزی نظارت بر انتخابات بودیم که حالا در انتخابات مجلس یازدهم هر پنج نفرمان رد صلاحیت شدیم. وی با بیان این که «یکی از ما پنج نفر برادر سه شهید و بقیه ایثارگر، جانباز و رزمنده هستند و در عمل به این نظام خدمت کرده‌اند» ابراز عقیده کرد: من یکی از دلایل رد صلاحیت شدن پنج عضو هیات مرکزی نظارت بر انتخابات شوراها را قانون‌مداری و پایبندی به قانون و حقوق کاندیداها در انتخابات شورای شهر می‌دانم. نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: در یکی از مواردی که شورای نگهبان رسما با ما در جریان انتخابات شوراها مکاتبه داشت این بود که اقلیت‌های دینی برای کاندیداتوری برای انتخابات شوراها نباید تایید صلاحیت شوند، در حالی که طبق ماده ۲۶ بند «د» قانون انتخابات شوراها، اقلیت‌های دینی شناخته شده در قانون اساسی باید به اصل دین خود التزام داشته باشد. پارسایی همچنین با ادعای این که «تعداد زیادی لیست به هیات مرکزی نظارت ارائه شد که این افراد نباید تایید صلاحیت شوند» افزود: اما چون ادله‌ای برای رد صلاحیت وجود نداشت، هیات مرکزی نظارت طبق وظیفه قانونی خود عمل کرد و یکی از دلایلی که حالا شاهد رد صلاحیت هر پنج عضو هیات نظارت بر انتخابات شوراها هستیم این است. این نماینده اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی در پایان گفت: اگر هیات‌های نظارت و شورای نگهبان به نتیجه قطعی در مورد رد صلاحیت‌ها رسیده‌اند و معتقدند یک سوم از نمایندگان فعلی مجلس شورای اسلامی صلاحیت نمایندگی را ندارند در این صورت قانون‌گذاری در این مجلس محلی از اعراب ندارد. مجلس شورای اسلامی با دو سوم نمایندگان رسمیت پیدا می‌کند و اگر یک سوم از این نمایندگان صلاحیت ندارند پس وجود این مجلس در چند ماه باقی‌مانده از نظر منطقی هم توجیه و دلیلی ندارد. رصد جریان متقابل غلامرضا فدائی استاد دانشگاه تهران در بخشی از یادداشتی با عنوان «نامزد انتخاباتی مجلس به چه مسایلی باید پاسخگو باشد؟» در وبگاه خبرآنلاین نوشته است: اگر مجلس بخواهد در رأس امور باشد باید نامزدها علاوه بر صلاحیت های عمومی ویژگی های علمی و تجربی داشته، تا کارآمد باشند. نمایندگان جدید نباید مدتی در مجلس فقط کارآموزی کنند تا حال و هوای مجلس به دستشان بیاید. آنهائی که داعیه قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن را دارند باید برای رأی دهندگان دلایل متقن ارائه بدهند که بر انجام چنین کار خطیری آماده و توانا هستند. مجلس، در رأس امور و آنقدر مهم است که همچون دو قوه دیگر می تواند اثرگذار باشد. اخیراً رئیس مجلس در مورد تغییر ساختار بودجه اظهار داشت که تا کنون فقط حدود ۵ درصد تغییر رخ داده است. خوب اولین سؤال می تواند این باشد که پس مجلسیان چه کرده اند و وظیفه نظارتی آنها کجا رفته است؟ به نظر می رسد علاوه بر صلاحیت های عمومی و نیز داشتن بُرِش نمایندگی، خوش بیان، پاک دست و پرهیزگار، پیگیر و شجاع بودن، داشتن آشنایی کامل به زبان فارسی و دست کم آشنائی با یک زبان خارجی، اطلاع بلکه تسلط کافی آنها بر دو امر مهم قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن در کشور است. اگر نهاد مجلس به این امر مهم فکر می کرد لازم بود برای پیش از انتخابات آموزش هایی را تدارک می نمود تا چنانچه افرادی داوطلب نمایندگی هستند دوره هایی را بگذرانند و صلاحیت علمی و اجرایی لازم را کسب کنند یا دست کم با آن آشنایی داشته باشند، یا خودآموزها یا خودآزمایی هایی تهیه و در اختیار عموم قرار داده می شد تا داوطلبان قبل از ثبت نام آن را بخوانند و خود آزمایی کنند آنگاه به صحنه انتخابات وارد شوند. این آموزش ها می تواند به صورت مجازی باشد. فایده این کار این است که هر نامزد به جای کلی گویی با اشراف بر مسائلی که از طریق دانش یا تجربه به دست آورده است داوطلب نمایندگی می شود؛ و با ورود به مجلس، زمانی را برای کارآموزی سپری، و هزینه هنگفتی را بر کشور تحمیل نمی نماید و هر دوره چه بسا تعداد کمتری نامزد نمایندگی می شوند تا هزینه کمتری بر کشور تحمیل گردد. واقعیت این است که طبعاً هر نامزدی که علاقمند است انتخاب شود بنا بر تجربه و تخصص خود، می خواهد در یک کمیسیون به فعالیت بپردازد، اما از آنجائی که ظرفیت هر کمیسیون محدود است باید کمیسیون های بعدی خود را هم در نظر داشته باشد تا اگر ظرفیت انتخاب اول او پر شد بتواند کمیسیون های دیگر را که در اولویت بعدی اوست انتخاب کند. بنابراین باید نسبت به انتخابی که می کند قبلاً برای خود به سؤالاتی پاسخ دهد و موکلین خود را هم برای این نامزدی توجیه کند. خبرگزاری فارس در بخشی از گزارشی با عنوان «انتخابات؛ از ثبت‌نام تا رای‌گیری» آورده است: داوطلبانی که صلاحیتشان در هیات اجرایی رد شده است می‌توانند به استناد تبصره ذیل ماده ۵۱ قانون مجلس شورای اسلامی ظرف مهلت ۴ روز از ابلاغ مراتب رد صلاحیت شکایت خود را مستنداً و مستدلاً به هیات نظارت استان مربوطه اعلام نمایند که این عمل حسب مصوبه مورخ ۲۲ آبانماه ۷۸ مجمع تشخیص مصلحت نظام به صورت شفاهی هم قابل استماع اعضای هیات نظارت استان است. اعظای هیات نظارت بر اساس ماده ۳۱ آئین نامه اجرایی قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی در اجرای ماده ۵۲ قانون ظرف مهلت ۷ روز (که تا ۲۰ روز قابل افزایش است) به شکایت دریافتی از داوطلبان ردصلاحیت شده در هیات اجرایی رسیدگی کرده و اظهار نظر خود را نفیاً یا ثباتاً صورتجلسه نمایند و به هیات مرکزی نظارت ارسال نمایند. اردوگاه اصولگرایان توصیه ها، برنامه ها و وعده ها و راهبردهای انتخاباتی خبرگزاری تسنیم: یک عضو حقوقدان شورای نگهبان اعلام کرد که برای حفظ انسجام و وحدت کشور پاسخ نامه وزیر کشور درباره اظهارات رئیس‌جمهور به‌طور محرمانه برای او ارسال شده است.خبرگزاری تسنیم در قسمتی از گزارشی با عنوان «پاسخ محرمانه شورای نگهبان به رحمانی‌فضلی درباره اظهارات اخیر روحانی» آورده است: هادی طحان‌نظیف در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی نوشته است که فرآیند بررسی صلاحیت داوطلبان در هیات‌های نظارت استانی و هیات مرکزی نظارت بر انتخابات تمام شد و اکنون زمان رسیدگی به شکایات داوطلبان از نتایج اعلام شده توسط خودِ اعضای شورای نگهبان است. کار شورای نگهبان تازه آغاز شده و تلاش می‌شود، شکایات به‌طور دقیق بررسی شود تا حقی از افراد و مردم ضایع نشود. سیدحسن حسینی‌شاهرودی سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم با اشاره به اعلام شورای نگهبان مبنی بر ردصلاحیت ۹۰ نماینده فعلی مجلس از سوی این شورا برای انتخابات آتی، گفته است: معتقدم قوه‌قضائیه باید پرونده‌های این تعداد نمایندگان را که به دلیل مسائل مالی ردصلاحیت شده‌اند، با حساسیت بیشتری بررسی کند. وی، همچنین از شورای نگهبان نیز خواست که پرونده و اسامی دقیق این نمایندگان را که به دلیل مسائل مالی ردصلاحیت شده‌اند، به قوه‌قضائیه اعلام کند، اظهار داشت: البته قوه‌قضائیه به عنوان یکی از مراجع رسیدگی‌کننده، گزارش‌هایی را برای بررسی صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس در اختیار شورای نگهبان قرار داده، اما از طرف دیگر معتقدم که باید با جدیت بیشتری نسبت به این پرونده‌ها از سوی قوه‌قضائیه اقدام شود. سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه اگر شفافیت مالی در کشور اجرا شود که هم قانون و هم سامانه‌هایش در حوزه پولی، مالی و ارزی وجود دارد، شاهد این تعداد پرونده‌های فساد مالی، به‌خصوص در بین نمایندگان مجلس نخواهیم بود، افزود: متأسفانه شاهدیم که قانون شفافی مالی و رسیدگی به اموال مسئولان اجرا نمی‌شود، اگر این اتفاق بیافتد و از جمله قوانین، قانون شفافیت اموال مسئولان و نمایندگان مجلس، اجرا شود این اتفاقات نخواهد افتاد و یا نادر خواهد بود و شاهد ردصلاحیت ۹۰ نماینده برای مسائل مالی نخواهیم بود. حسینی‌شاهرودی ادامه داد: اگر قوانین در حوزه رسیدگی به اموال و دارایی‌ها به درستی اجرا شود، کسی جرئت و جسارت دست‌اندازی به بیت‌المال و کسب مال حرام را نخواهد داشت؛ تا زمانی که نظام‌سازی برای برخورد با مفاسد ایجاد نشود، هیچ فایده‌ای ندارد که ما با این شیوه‌ها خواسته باشیم به دنبال سالم‌سازی محیط باشیم. مجتبی شاکری، دبیرکل جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان در مورد «آخرین وضعیت لیست انتخاباتی جبهه پایداری» اظهار کرد: حضور حداکثری مردم در انتخابات همواره جزو توصیه‌های امام راحل و مقام معظم رهبری بوده است. با توجه به اینکه در گام دوم انقلاب هستیم و پس از شهادت سردار سلیمانی ماجرای انتقام بزرگ را پشت سر گذاشتیم باید انسجام و وحدت رویه بیشتری داشته باشیم. ما در میدانی هستیم که طرف مقابل به دنبال تحمیل هیبت و هیمنه خود است و هر چه در عرصه‌های مختلف موفقیت به دست آوریم، قدرتش برای تحمیل خواسته‌اش کمتر می‌شود. دبیرکل جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی تصریح کرد: قهر از صندوق رأی قصه سوخته‌ای است که از طرف افرادی که مقبولیتشان در میان مردم دچار مشکل شده مطرح می‌شود. آنها پیش از انتخابات با تکرار مطالبی، چون زیر سوال بردن نظارت استصوابی به فضاسازی می‌پردازند، اما نظام بعد از ۴۰ سال خودش را به مردم و منطقه نشان داده است. ممکن است جبهه پایداری جدا از لیست شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی لیست انتخاباتی دهد. سایت جامعه خبری تحلیلی الف در قسمتی از گزارشی با عنوان «جبهه پایداری و انتخابات پیش رو» آورده است: طی هفته‌ها و ماه های گذشته بحث‌های مختلفی درباره جبهه پایداری در محافل سیاسی و رسانه ای مطرح شده است. آنگونه که رسانه ها و فعالین انتخاباتی خبر داده‌اند مذاکرات متعددی از سوی شورای ائتلاف نیروهای انقلاب یا جبهه پایداری صورت گرفته تا آنان نیز به جمع ائتلاف بپیوندند و هم افزایی صورت بگیرد. اینکه جبهه پایداری چه آورده‌ای داشته و خواهد داشت محل بحث نیست، مساله این است که آیا جبهه پایداری از ظرفیت‌های لازم برای نشان دادن یک تشکیلات قوی و دارای پایگاه اجتماعی در میان عوام و خواص همفکر برخوردار است یا نه؟ همایش روز ۸ دی‌ماه این جریان در تهران نشان داد که پاسخ این سوال منفی است. این مراسم که به مناسبت حماسه ۹ دی برگزار شده نشان میدهد که این جریان نه در جذب و جلب عوام توفیق چندانی دارد و نه در بکار گیری خواص. شاید اگر این جریان یکبار دیگر مانیفیست سیاسی خود را اعلام کند و نسبت خود را با برخی از افراد شفاف سازد بهتر بتواند این ارتباط را برقرار نماید. بی تردید جبهه پایداری بخشی از ظرفیت جریان انقلابی در کشور است اما تا زمانی که رابطه آیت الله مصباح با این جریان، رابطه این جریان با احمدی نژاد، نسبت جبهه با مرکزیت جریان اصولگرایی روشن و صریح بیان نشود. نمیتوان به وزن یافتن آن در قالبهای سیاسی امید بست. حمیدرضا فولادگر نماینده مردم اصفهان و از اعضای جامعه اسلامی مهندسین از جمله نمایندگان مجلس دهم است که برای یازدهمین دوره انتخابات مجلس ثبت نام نکرد در بخشی از گفت وگوی خود با پایگاه خبری مشرق می‌گوید: «اصلاح‌طلبان قطعاً انتخابات را تحریم نمی‌کنند بلکه با شعارهای سلبی و قراردادن پایگاه رأی خود و مردم در انتخاب بین بد و بدتر به صورت گفتمانی و با ائتلاف با اعتدالیون در انتخابات ۹۸ حضور می‌یابند.» به گفته فولادگر، اصلاح‌طلبان در انتخابات ۹۸ با گفتمان «می‌خواهم زندگی کنم» یا «مردم باید واقعیت تحریم‌ها و FATF را بدانند» در انتخابات حضور می‌یابند. نماینده اصولگرای مردم اصفهان در دوره‌های هفتم، هشتم، نهم و دهم مجلس شورای اسلامی در واکنش به ادعای شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان مبنی بر اینکه ۹۰ درصد نامزدهای شناخته شده اصلاح طلبان از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شده اند، می‌گوید: «اصلاح‌طلبان برای انتخابات ۹۸ نمی‌خواستند ریسک کنند بنابراین مهره‌های شناخته شده خود را معرفی نکردند.» این عضو فراکسیون ولایی در مورد علت انصراف لاریجانی از حضور در انتخابات مجلس یازدهم گفت: لاریجانی اعلام کرد که ۱۲ سال قبل به خاطر برخی شرایط و اقتضائات کشور در مجلس حضور یافته و امروز آن شرایط و اقتضائات وجود ندارد، لذا قصد کاندیداتوری برای مجلس یازدهم ندارد اما من معتقدم به دلیل احتمال عدم رأی آوری وی از حضور در انتخابات، انصراف دادند. فضای سیاسی که در سال‌های اخیر علیه لاریجانی ایجاد شد و انتقاداتی که علیه وی وجود داشت که بخشی از آنها وارد بود و بخشی وارد نبود و همچنین احتمال عدم رای‌آوری وی و احتمال کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، به نظر می‌رسد از دلایلی بود که وی از حضور در انتخابات مجلس یازدهم انصراف دادند. تصمیمات لاریجانی بر اساس محاسبات و برنامه ریزی دقیق است و به همین دلیل ارزیابی وی از احتمال عدم رأی آوری، می‌تواند در تصمیم گیری نهایی وی تأثیرگذار باشد. رصد جریان رقیب خبرگزاری تسنیم در گزارشی با عنوان «سخنان روحانی بهانه اتهامات جدید پامپئو علیه ایران» نوشته است: وزیر خارجه دولت آمریکا به تازگی در توئیتی نظام جمهوری اسلامی ایران را متهم به دروغ‌گویی و تقلب در انتخابات کرده و در این راستا به سخنان اخیر رئیس جمهوری اشاره کرده است. پامپئو عنوان کرد: «نظام ایران بطور مرتب به مردم ایران دروغ می‌گوید و آن‌ها را تحقیر می‌کند. اکنون این نظام مانع از حضور هزاران نفر از نامزدها در انتخابات مجلس شده، انتخاباتی که علناً پر از تقلب است. حتی رئیس جمهوری ایران نیز می‌گوید که این انتخابات واقعی نیست.» رئیس‌جمهور به تازگی در واکنش به ردصلاحیت برخی از نمایندگان مجلس که به گفته سخنگوی شورای نگهبان عمده آنان به دلیل مسائل مالی رد صلاحیت شده‌اند، گفت: «مردم تنوع می‌خواهند. بگذارید در میدان انتخابات همه احزاب و گروه‌ها شرکت کنند، قطعا ضرر نمی‌کنید. با یک جناح نمی‌شود، کشور را اداره کرد. کشور متعلق به همه است. اگر تمام ۸۳ میلیون متحد باشیم و یک نفر مخالف، باید تلاش کنیم آن یک نفر را هم جذب کنیم. یک نفر مخالف هم برای ما زیاد است در حالیکه شما یک جناح و جمعیت بزرگ را مخالف می‌کنید. باید حواسمان را جمع کنیم.» پایگاه خبری مشرق در بخشی از گزارشی با عنوان «سرنوشت قانونگذاران پس از ردصلاحیت» آورده است: با رد صلاحیت تعداد زیادی از نمایندگان فعلی مجلس، به طور طبیعی این ابهام به ذهن متبادر می‌شود که نماینده‌ای که برای دوره بعد صلاحیت تکیه بر کرسی قانونگذاری ندارد چطور می‌تواند در ماه‌های باقی مانده از مجلس همچنان بر مسند قانونگذاری بماند و ابهام دیگر اینکه از چه زمانی این نماینده صلاحیت خود را از دست داده است که حالا بعد از ۴ سال قانونگذاری مشخص شده فاقد صلاحیت است. امیرحسین قاضی زاده هاشمی عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی در پاسخ به خبرنگار فارس، این موضوع را موضوعی قابل بحث می داند اما تاکید می‌کند که چون چارچوب آن با قانون اساسی در تعارض است، تا به حال به نتیجه نرسیده است. وقتی اعتبارنامه نماینده‌ای به تصویب می‌رسد تا پایان دوره نمایندگی فقط به سه طریق ممکن است که از مجلس خارج شود اولین که فوت کند، دیگر اینکه استعفا دهد و یا غیبت کند در غیر اینصورت کسی نمی‌تواند او را از سمت نمایندگی مجلس عزل کند. در این شرایط در واقع نمایندگی مجلس چک سفید امضایی است که به تایید صلاحیت شدگان یک دوره مجلس شورای اسلامی داده می‌شود و تا پایان دوره نیز سند کرسی نمایندگی مجلس به نام آنها زده می‌شود؛ سندی که غیر قابل واگذاری به غیر و غیر قابل باز پس گیری است.

more_vert تحقق وحدت ملی با انتخابات آزاد و رقابتی

ادامه مطلب

closeتحقق وحدت ملی با انتخابات آزاد و رقابتی

 سخنان حسن روحانی رییس‌جمهوری در ارتباط با انتخابات آزاد و رقابتی جناح‌های سیاسی برای ورود به مجلس شورای اسلامی، نشان از راهکاری برای ایجاد همدلی و وحدت ملی است که می‌تواند به عنوان یک ترمیم‌گر بزرگ اجتماعی عمل کند و آینده روشنی را پیش‌روی جامعه مهیا سازد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحکیم پایه‌های نظام جمهوری اسلامی تاکنون بیش از ۴۰ انتخابات با وجود تمامی فراز و فرودها در نظام مردم سالاری ایران برگزاری شده است. انتخاباتی که به عنوان یکی از ارکان مهم، اثرگذار و نشانه‌های اصلی مردم‌سالاری دینی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شکل یافته است و این اهمیت زمانی چشم گیر می شود که امروزه به عنوان اساسی‌ترین رویه مشارکت مردم در امور جامعه و تعیین سرنوشت یک مملکت به شمار می آید. انتخابات در نظام مردم سالاری ایران یکی از مولفه‌های اصلی مشارکت عمومی مردم همراه با احساس مسوولیت در اداره کشور است که در سایه رقابت های جناح های سیاسی علاوه بر تحکیم نظام حکومتی کشور می تواند آینده روشنی را پیش روی مردم ایجاد کند. اردوگاه اصلاح طلبان آسیب شناسی، موانع، توصیه ها و راهبردهای انتخاباتی روزنامه ایران:‌ تشییع سردار شهید سلیمانی فرصتی بی‌بدیل بر آغاز یک همنوایی عمومی برای ترمیم زخم‌های جامعه را نوید می‌داد. داستان پرواز، بهت جامعه از دیرآگاهی، بار دیگر نگرانی‌های دیرین جامعه را به غلیان آورد. بر فراز این غم‌ها، باز ما راهی جز ایستادن در کنار هم و مساعدت عظیم و جریان اعتمادزای بزرگ اجتماعی در این شرایط را نداریم. در این اثنا رئیس جمهوری نیز همگان را به‌همدلی، مدارا و وحدت ملی فراخواند. صدایی که انتخابات آزاد و رقابتی را راه بی‌بدیل ترمیم سرمایه اجتماعی می‌داند. جان کلام وی همان پژواک مردم بود؛ زیرا همواره انتخابات در مقاطع مختلف به مثابه یک ترمیم بزرگ اجتماعی عمل کرده و آینده‌ای در پیش‌روی جامعه گشوده است.علی ربیعی دستیار ارتباطات اجتماعی رییسجمهوری و سخنگوی دولت در قسمتی از یادداشتی با عنوان «نظارت ملی و پروژه ضدملی» در روزنامه ایران گفته است: وقتی ناظرین انتخابات مجلس اول در اسفند ۵۸، هیچ یک از احزاب و جریان‌های سیاسی جامعه را در معرض حذف قرار ندادند چه مفهومی از «نظارت» را در ذهن داشتند؟ در آن روزها مرکب قانون اساسی هنوز خشک نشده بود و هنوز پدران قانون اساسی در میان ما بودند. بنابراین طبیعی است که فکر کنیم آن ناظرین چنانچه در قانون اساسی نیز منعکس شده حق نظارت وحاکمیت بدون قید و شرط را از آن خود ملت می‌دانستند. می‌توان گفت که امر نظارت در مجلس اول مفهوم دخالت و قضاوت نداشت. مخدوش کردن مرزهای نظارت با دخالت و قضاوت موجب بروز مشکلات عدیده‌ای می‌شود که شاهد آن هستیم. شاتوبریان می‌گفت «هیچ بعید نیست یک صبح آفتابی و زیبا از خواب بیدار شویم وببینیم کل منشور قانون اساسی فرانسه قربانی اصل ۱۴ شده». با این تعبیر از شاتوبریان باید نگران تعریفی از نظارت توسط نهاد ناظر بود که اظهارات رئیس جمهوری را اقدامی ضد ملی می‌خواند. وقتی برخی از موضع نظارت استصوابی، رئیس جمهوری منتخب ملت را متهم به مشارکت در «پروژه ضد ملی» می‌کنند دیگر با یک نظارت ساده و قانون اساسی بنیاد مواجه نیستیم. با نوعی از نظارت ترکیبی و ترکیب‌بندی شده با قضاوت مواجه هستیم که ریشه در قانون اساسی ندارد. به‌نظر من آشتی و وحدت ملی مسیر ناگزیری است که باید در پس این اتفاقات تلخ طی کنیم. این امر نه در حد شعار بلکه باید در عمل جان بخشی و دیده شود. انتخاباتی که در آن همگان احساس مشارکت نمایند. تنوع‌های مختلف، ادیان، مذاهب و گروه‌ها و نهادهای اجتماعی و جریانات بزرگ و کوچک سلایق خود را در آن ببینند. به تعبیری همه تشییع‌کنندگان پیکر پاک سردار شهید سلیمانی که در آن گویی نمونه‌ای از ایران بزرگ مشارکت داشتند، در این انتخاب باید دیده شوند. معترضین آبان ماه باید نمایندگان خود را در این جمع ببینند. آنان که با هیجان اعتراضی به خیابان آمدند – نه برهم زنندگان نظم عمومی –همه باید احساس کنند که سبد پر تنوعی از انتخاب برای ریختن رأی در صندوق‌ها پیش روی آنهاست. این تنوع و گوناگونی ملی نمی‌تواند در خانه ملت منعکس نشود، برعکس، مجلس همچنان که معمار جمهوری اسلامی می‌گفت عصاره ملت است و همین پیوند میان ملت-مجلس است که نحوه نگاه ما به‌هویت ملی را به نمایش می‌گذارد. ما این تفاوت میان دو نوع نگرش به هویت ملی را در نحوه بازنمایی واژه «ملت» توسط سخنگوی محترم شورای نگهبان دیدیم: همچنان که برای فهم معنای واژه «نظارت» نمی‌توان به لغت نامه‌ها بسنده کرد، برای جست‌وجوی معنای «ملت» نیز باید در نحوه کاربست این واژه در مقام عمل مداقه کرد. ملت در جمهوری اسلامی و در ایرانیتی که قانون اساسی به ما می‌آموزد یک پدیده ترکیبی و چند وجهی و چندین زبانی و چندین فرهنگی است که در نهادهای گوناگون مردمسالاری خودش را نمایندگی می‌کند. اما درک تنگ نظرانه از مفهوم هویت ملی آن «چند» و «چندین» را به «یک» هویت تجسد یافته در یک جناح و جریان خاص کاهش می‌دهد. محسن رهامی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در یادداشتی با عنوان «تنوع» گمشده اصلی فرآیند انتخابات در روزنامه ایران نوشته است: استناد بر تعداد نامزدها در ازای هر کرسی مجلس برای نشان دادن رقابتی بودن یک انتخابات نشانه‌ای واضح و روشن از بروز یک خطر است. خطری که نهاد انتخابات را به عنوان ستون مرکزی مردمسالاری و شاهراه اصلی هدایت مطالبات مردم در سطح حاکمیت از معنای واقعی خود تهی کرده و تنها از آن پوسته و صورتی بدون محتوا باقی می‌گذارد. هر چند صورت و پوسته نهاد انتخابات ناظر به امکان رأی دادن و گزینش توسط مردم است اما محتوا و معنای آن بر وجود تنوع در میان گزینه‌های قابل انتخاب و برگزیدن دلالت دارد. بر همین مبنا است که عملاً نبود تنوع، معنای واقعی را از نهاد و فرآیند انتخابات می‌گیرد و آن را در یک فرآیند کمی و غیرمؤثر محدود می‌کند. در یک مثال فرضی اگر به فردی بگویید برای پوشش خود حق انتخاب دارد اما او را به فروشگاهی ببرید و از او بخواهید از میان تعداد زیادی لباس که دارای یک فرم، سایز و رنگ هستند یکی را برگزیند، قطعاً کسی نمی‌گوید که شما به آن فرد حق انتخاب داده‌اید. چرا که گزینه‌های مختلف ارائه شده توسط شما به آن فرد عملاً فرق و تمایزی با هم نداشته‌اند. بر همین اساس فلسفه امر انتخاب نه در امکان گزینش از میان گزینه‌های «مختلف» بلکه امکان برگزیدن از میان گزینه‌های «متنوع» است. اکنون نیز همین شاخصه «تنوع» گمشده اصلی فرآیند انتخابات در کشور ماست که وجود گزینه‌های مختلف اما تقریباً هم‌شکل و همسان نمی‌تواند خلأ ناشی از آن را پر کرده و باعث تحقق فلسفه انتخاب در یک نظام سیاسی شود. به واقع آنچه مردم انتظار دارند در فرآیند انتخابات ببینند نه لیستی از اسامی مختلف اما تقریباً همفکر بلکه فهرستی از نامزدهایی است که هر کدام دارای گرایش‌هایی متفاوت و برخاسته از بخشی از بستر اجتماعی هستند. در شکل کنونی به صورت واضحی خروجی منتج شده از چنین فرآیند انتخاباتی که تنها در شکل و فرم یک انتخابات خلاصه شده، نمی‌تواند منتهی به تحقق امر نمایندگی جامعه گردد. حتی اگر فرض بگیریم که مردم به دلایل مختلفی باز هم در انتخابات شرکت کنند اما این نیز نباید سندی دال بر تحقق امر نمایندگی حقیقی باشد و قطعاً نخواهد توانست خلأ ناشی از این موضوع را پر کند.با چنین وضعیتی مردم ما به لحاظ کیفی تنها دو گزینه پیش رو دارند؛ یا اینکه در انتخابات شرکت کرده و به نامزدهای تقریباً یک شکل و یک جنس رأی دهند و یا اینکه قید حضور در انتخابات را بزنند. در نهایت نیز خروجی هر دوی این مسیرها در صندوق رأی فرق چندانی با هم ندارد. کما اینکه به لحاظ سیاسی-اجتماعی نیز محصول این مسیر چیزی جز تضعیف اعتماد عمومی و امید ملی به تأثیرگذاری در سطح حاکمیت نخواهد بود. این مسأله جدای از ایرادات مختلف حقوقی است که می‌توان به این شکل از نظارت استصوابی و بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی وارد آورد. جدای از منظر حقوقی، در ابعاد سیاسی ترتیب دهندگان و اداره کنندگان این شیوه نظارت و بررسی صلاحیت‌ها باید به میزان تأثیرگذاری در کاستن از «تنوع» نامزدهای انتخابات، در خصوص خروجی این انتخابات و کارنامه نهاد تشکیل شده در اثر آن نیز قبول مسئولیت کرده و پاسخگو باشند. واقعیت این است که نمی‌توان افرادی مسلمان، با سوابق روشن انقلابی و دلسوزی برای کشور را با دلایلی چون عدم التزام به اسلام و نظام از شرکت در انتخابات منع کرد، برای این اعلام رأی نیز سند و مدرک محکمه‌پسندی ارائه نکرد و در نهایت نیز مسئولیت خروجی انتخابات را بر عهده نگرفت. در گزیده ای از گزارشی با عنوان «انتخابات رقابتی امیدوار به رایزنی» در روزنامه ایران آمده است: سهم جریان‌های سیاسی در مرحله ثبت نام داوطلبان و پس از آن وضعیت تأیید و رد صلاحیت داوطلبان تا این لحظه واقعیت‌هایی هستند که شمای مبهم اما احتمالی انتخابات دوم اسفند را از منظر رقابتی آن ترسیم می‌کنند و با این حال خارج شدن این تصویر از ابهام و تکمیل آن به نتیجه تصمیمات شورای نگهبان در نزدیک به یک ماه آینده بستگی دارد.تا این لحظه این انتخابات با تأیید حدود ۵ هزار داوطلب از مجموع ۱۶ هزار و ۳۰۰ نفر داوطلبی که ثبت نام کرده بودند و رد صلاحیت ۹۰ نماینده کنونی مجلس گوی رقابت را از انتخابات پیشین مجلس ربوده است، اما نه از جهت رقابتی بودن.این در حالی است که وزارت کشور به عنوان مجری، «رقابتی» بودن را یکی از چهار رکن اصلی راهبرد خود برای برگزاری انتخابات قرار داد. شعاری که در ابتدا این تصور را ایجاد کرد که نوعی اراده جدی برای فراهم کردن مقدماتش در نهادهای حاکمیتی مرتبط با انتخابات شکل گرفته و اگر نه، وزارت کشور به نیابت از دولت قصد دارد تلاش خود را برای تحقق آن از طریق رایزنی‌های مستمر با دیگر نهاد مؤثر یعنی شورای نگهبان به نمایش بگذارد.رایزنی‌ها نه فقط میان نهادهای مجری و ناظر انتخابات که حتی میان آنها با نمایندگان جریان‌های سیاسی و به طور ویژه میان آنها و نیروهای اصلاح‌طلب شکل گرفت و حتی تا چند روز پس از ثبت نام داوطلبان ادامه یافت. تصور این بود که این گفت‌وگوهای رودررو و پادرمیانی وزارت کشور می‌تواند به شکاکیت دوسویه ای که طی ادوار گذشته انتخابات میان شورای نگهبان و بخش قابل توجهی از نیروهای سیاسی شکل گرفته پایان دهد. اما در مقابل شورای نگهبان هر بار بر این موضع تأکید می‌کرد که در موضوع صلاحیت‌ها بر اجرای مر قانون تأکید دارد، تحت فشار و درخواست‌های غیرقانونی قرار نمی‌گیرد و اگر ردصلاحیتی صورت می‌گیرد نه از سر سلیقه سیاسی بلکه در پی اجرای مفاد قانونی است. سخنگوی این شورا البته در معدودی از موضعگیری‌ها احتمال بروز خطای انسانی را در روند بررسی‌ها محتمل دانست اما همچنان سیاسی و سلیقه ای بودن تصمیم درباره صلاحیت‌ها را رد کرد. به این ترتیب در حالی که اخبار برگزاری جلسات و تعارفاتی که در آنها میان طرفین گفت‌وگو رد و بدل می‌شد نوعی خوش‌بینی را در سطح رسانه ای تزریق می‌کرد، اما فعالان سیاسی به کمتر نتیجه مشخصی از گفت‌وگوها دست می‌یافتند. این وضعیت نامشخص در ترکیب با رویدادهای آبان ماه سبب شد که تعداد قابل توجهی از نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب و اعتدال گرا و حتی بخشی از اصولگرایان میانه رو حتی پا در راه شعب ستاد انتخابات کشور برای ثبت نام و اعلام آمادگی برای حضور در انتخابات مجلس یازدهم نگذارند. در قسمتی از گزارشی با عنوان «رکوردزنی هیأت‌های نظارت استانی» در روزنامه ایران آمده است: طبق قانون تنها راه تغییر وضعیت داوطلبانی که صلاحیت آنها از سوی هیأت‌های اجرایی رد شده است، شکایت آنها به هیأت‌های نظارت است با این حال این هیأت‌ها خود خوان دوم پیش روی داوطلبان هستند و در این دوره نه فقط داوطلبی را به عرصه انتخابات بازنگرداندند که با رد صلاحیت بیش از ۹۰ نماینده حال حاضر مجلس و تعداد قابل توجهی از نمایندگان ادوار رکورد دار شدند.پیش از این انتخابات، مجلس چهارم با رد صلاحیت ۵۸ نفر از نمایندگان ادوار که ۴۰ نفرشان نماینده مجلس سوم بودند و انتخابات مجلس هفتم با رد صلاحیت ۸۰ نماینده مجلس ششم رکورد دار بودند.با این حال برخلاف آنکه نمایندگان رد صلاحیت شده مجالس سوم و ششم براحتی از کنار رد صلاحیت شان همزمان با برعهده داشتن مسئولیت نمایندگی عبور نکردند، در مجلس دهم کمتر صدایی از اعتراض شنیده شد و واکنش نمایندگان به رد صلاحیت شان از سوی هیأت‌های نظارت استانی هیچ نسبتی با خاطره تحصن اعتراضی مجلس ششمی‌ها نداشته است.سخنگوی شورای نگهبان دلیل بیشتر رد صلاحیت‌های انجام شده را سوء استفاده مالی و اقتصادی اعلام کرده است. اتهامی که حتی بخشی از داوطلبان رد صلاحیت شده هم تأکید دارند در صورت وجود مستندات باید به اعلام جرم در قوه قضائیه منتهی شود و نه فقط رد صلاحیت. با این حال به گفته کدخدایی، رد صلاحیت این داوطلبان با استناد به ماده ۲۸ قانون انتخابات «عدم التزام به اسلام» اعلام شده است. شاید به این دلیل که رد صلاحیت به دلیل مسائل اقتصادی صریحاً در قانون نیامده است. کسانی که رقابتی بودن انتخابات را به عنوان مقدمه مشارکت سیاسی مطلوب مردم و تأمین کننده منافع ملی ضروری می‌دانند هنوز به رایزنی و مذاکره با شورای نگهبان برای رفع ابهامات و سوء تفاهم‌ها معتقدند. حال باید دید که شورای نگهبان به عنوان آخرین خوان بررسی صلاحیت‌ها بر تعداد داوطلبان تأیید صلاحیت شده خواهد افزود یا خود حکم عدم احراز صلاحیت تعداد دیگری از آنها را صادر خواهد کرد. بهرام پارسایی نماینده مجلس در گزیده ای از یادداشتی با عنوان «سؤال‌هایی درباره کیفیت رد صلاحیت» در روزنامه ایران نوشته است: در ماجرای رد صلاحیت‌های اخیر برای انتخابات مجلس یازدهم نه می‌توان نشانی از درایت سیاسی دید و نه ضابطه‌مندی حقوقی. شکستن رکورد ردصلاحیت‌ها برای دوره بعدی مجلس در شرایط فعلی نمی‌تواند نامی جز بی‌تدبیری داشته باشد؛ بی‌تدبیری که البته آغشته به تناقض‌های بسیار بنیادینی است.وضعیت فعلی کشور ما و شکاف‌های ایجاد شده در آن بر هیچ کس پوشیده نیست. عمق این شکاف‌ها به حدی عمیق شده که به هیچ عنوان نمی‌توان آن را با شعارها و تبلیغات معمول و مرسوم نادیده گرفت و به برخی توطئه‌ها نسبت داد. به گواه اعتراف اکثریت قریب به اتفاق جامعه‌شناسان، بخش قابل ملاحظه‌ای از مردم ما در وضعیت روانی و اقتصادی خوبی به سر نمی‌برند و حالا برخی بتدریج به این نتیجه می‌رسند نقش و امکانی حداقلی هم برای تعیین سرنوشت خود ندارند و راه‌های پیگیری قانونی مطالباتشان هم روزبه‌روز مسدودتر می‌شود. در این وضعیت تخریب نهاد انتخابات به‌عنوان متعالی‌ترین مسیر بیان مطالبات جامعه، با توسل به رد صلاحیت‌های سیاسی نشان از عدم درک وضعیت فوق‌العاده کشور توسط کسانی دارد که این رد صلاحیت‌ها را مدیریت می‌کنند.از منظر حقوقی اما مسأله باز هم دارای زوایایی قابل تأمل است که نشان می‌دهد تدبیر لازم در این زمینه به کار برده نشده است. مهم‌ترین نکته هم در این زمینه طرح ایراد «فساد اقتصادی» به‌صورت گنگ و غیرشفاف به تمام نمایندگان ردصلاحیت شده است. آن هم در شرایطی که نه برای این مهم سند و مدرکی ارائه شده و نه نمایندگان ردصلاحیت شده به لحاظ استنادات پرونده‌هایشان تفکیک شده‌اند. جای سؤال این است که اگر نماینده‌ای در زمینه مسائل اقتصادی پرونده‌ای دارد، با توجه به اینکه شورای نگهبان نظارت خود را مستمر می‌داند چرا این موضوع در ماه‌های پایانی کار مجلس مطرح می‌شود و «فساد» آن نماینده در میانه راه افشا نمی‌گردد؟ دستگاه قضایی در همین ماه‌های گذشته با بازداشت دو نماینده مجلس نشان داد که اصل «مصونیت نمایندگی» را در خصوص مسائل اقتصادی لازم الاجرا نمی‌داند. جای سؤال است که چرا همین کار در خصوص باقی افرادی که به قول سخنگوی شورای نگهبان درگیر پرونده فساد اقتصادی بودند انجام نشده؟ اضافه بر اینها شورای نگهبان درباره همین موارد جدای از مشخص کردن تفکیک شده افراد، باید توضیح بدهد که بازه وقوع تخلفات چه زمانی بوده و آیا نمایندگان در همین دوره نمایندگی فعلی مرتکب تخلف شده‌اند یا مسائل به قبل از این دوره برمی‌گردد؟ اگر مسائل از قبل باشد این سؤال ایجاد می‌شود که چطور در انتخابات سال ۹۴ شورای نگهبان و مراجع قانونی این مسائل را نادیده گرفته‌اند؟ اگر هم مربوط به دوره فعلی باشد باید جهت آسیب شناسی ساختار مجلس و پاسخ به این سؤال که چرا در این ساختار امکان وقوع فساد اقتصادی وجود دارد، موارد مورد بررسی کارشناسی قرار بگیرند. علی اصغر سعیدی استاد دانشگاه تهران در گفت‌وگو با روزنامه ایران در خصوص فراز و فرود روابط فن سالاران با قدرت سیاسی، می گوید: نحوه انتخاب براساس نظارت استصوابی است، هرکسی تلاش می‌کند به کسی که صلاحیت او را تعیین کرده و در مرحله بعد به حوزه انتخابیه خودش جواب بدهد. از این رو ما شاهد تبانی و دسته‌بندی‌های درون قدرت هستیم تا این فرد بتواند باز هم انتخاب شود و نماینده حزب یا شهر خودش باشد. اینجاست که علاوه بر رقابت نخبه‌ها، رقابت بخش‌های حاکمیت و رقابت بخش‌های درون دولت را هم شاهد هستیم که این رقابت، مشکل اصلی است که امروز گریبان کشور را گرفته است. در حالی که اگر احزاب باشند، حزب مسئول است و مردم به برنامه رأی می‌دهند. حسن رسولی رییس ستاد انتخابات جبهه اصلاح‌طلبان در بخشی از گفت‌وگو با روزنامه ایران گفته است: حجم ردصلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس به مراتب بیشتر از چیزی بوده که اصلاح‌طلبان پیش‌بینی می‌کردند. حالا با این وضع دست اصلاح‌طلبان از آن چیزی که برایش برنامه‌ریزی می‌کردند خالی‌تر مانده و معنای این هم وانهادن بیشتر میدان به رقبای اصولگراست. رقبایی که هر چند برخی چهره‌های آنها نیز به سد رد صلاحیت برخورد کرده‌اند اما هنوز آنقدرها نامزد باقی مانده در صحنه دارند که بتوانند حتی بیش از یک لیست انتخاباتی کامل را ببندند. دراین شرایط برنامه اصلاح‌طلبان چیست و آنها می‌خواهند چگونه صلاحیت چهره‌های خود را بگیرند؟ این سؤال اصلی است که در مصاحبه روزنامه ایران با حسن رسولی مطرح کرده‌ایم. سؤالی که با جواب رسولی اینگونه به نظر می‌رسد که جریان اصلاحات بنایی برای رایزنی تشکیلاتی جهت بازگرداندن صلاحیت برخی نامزدهای خود ندارد. ما انتظار داشتیم و هنوز هم داریم که به دو دلیل یعنی گسترده‌تر بودن ردصلاحیت‌ها در قیاس با انتخابات گذشته و دیگری نصب العین قرار دادن شکاف‌های جدی ایجاد شده در بطن جامعه با حاکمیت و همین‌طور شکاف‌های رو به ازدیاد بخش‌های مختلف جامعه با هم که به نظر بنده در بدترین شرایط خودش به سر می‌برد، شورای نگهبان در فرصت باقی مانده متناسب با مصالح ملی که اقتضا می‌کند در چنین شرایطی برای تقلیل فشارها و مشکلات و مواجهه منطقی‌تر با مشکلات و شکاف‌های ملی، برای برگزاری یک انتخابات رقابتی در تصمیم خود در خصوص رد صلاحیت‌ها تجدیدنظر اساسی به عمل بیاورد. در آن صورت است که اولاً منافع ملی کشور بهتر تأمین خواهد شد و ثانیاً راهبرد جریان اصلاحات که حضور جدی و گسترده در همه حوزه‌های انتخابیه بوده و هست به نحو مطلوب‌تری فراهم خواهد شد. البته ممکن است به‌صورت موردی گفت‌وگوهایی با شورای نگهبان درباره تجدیدنظر در مسأله صلاحیت نامزدها صورت بگیرد. جریان اصلاحات که در مواجهه با جریان برانداز مدافع نظام بوده و هست و اعتقاد دارد که راه بهبود شرایط از اصلاحات تدریجی و عمیق می‌گذرد و این مسیرهم تنها با صندوق رأی و تقویت نهاد انتخابات محقق خواهد شد، اصرار دارد که دراین شرایط هم زمینه ارجاع حداکثری به صندوق رأی فراهم گردد. در مدت باقی مانده توصیه ما به نامزدهای محترم ردصلاحیت شده و خصوصاً نمایندگان فعلی مجلس این است که برای اعتراض درباره رأی صادر شده مبنی برعدم تأیید صلاحیت‌شان به شورای نگهبان مراجعه مجدد داشته باشند و شورای نگهبان هم طبق قانون و مصوبه مجمع تشخیص مصحت نظام باید دلایل و مستندات عدم تأیید صلاحیت نامزدها را به‌صورت مکتوب به آنها تقدیم کند. شورای عالی ائتلاف جبهه اصلاح‌طلبان ایران که مرجع اصلی سیاستگذاری احزاب و شخصیت‌های سیاسی اصلاح‌طلب است پیشاپیش راهبرد خود را به‌صورت آشکار بیان کرده و این راهبرد عبارت است از شرکت در انتخابات و پیگیری قانونی ایجاد تحول سیاسی در کشور از طریق صندوق‌های رأی. این راهبرد مصوب ماست و بنده به‌عنوان رئیس ستاد انتخابات شورای عالی اصلاح‌طلبان به‌طور طبیعی پیگیر اجرای این راهبرد خواهم بود. اما نقشه راه تعیین شده توسط شورای عالی مقید کرده که پیگیری این راهبرد منوط به مهیا بودن بستر امکان فعالیت و رقابت درانتخابات است. طبعاً بنا به فرضی که گفتید اگر در حوزه یا حوزه‌هایی که اساساً امکان رقابت برای ما وجود نداشته باشد یا کم باشد، ما فعالیتی هم نخواهیم داشت. در حوزه‌های بزرگتر مانند تهران نیز الزاماً خود را ملزم به ارائه لیست کامل به هر قیمت و با هر کیفیتی نمی‌دانیم. یعنی این‌طور نیست که از یک سطحی به پایین‌تر برای تکمیل لیست خود را راضی به ورود هر نوع فردی با هر میزان از توانمندی به فهرست انتخاباتی خود کنیم. ما از قبل این را پیش‌بینی می‌کردیم که به مسأله رد صلاحیت‌ها برخورد کنیم لیکن آنچه که امروز رخ داده و ما شاهد آن هستیم به لحاظ کمی به مراتب بیشتر از پیش‌بینی ما می‌باشد. البته ما امیدواریم که این شرایط با تجدیدنظر شورای نگهبان تغییر کند تا بتوانیم در سراسر کشور لیست بدهیم و شاخص مشارکت مردم در انتخابات را به‌عنوان یکی از پایه‌های حفظ و تحکیم مشروعیت نظام سیاسی کشور تقویت کنیم. پایگاه خبری خبرآنلاین در گزیده ای از گزارشی با عنوان «استراتژی اصلاح‌طلبان در مقابل رد صلاحیت‌ها» نوشته است: در بیانیه شورایعالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان آمده‌ است: «بر اساس آنچه تاکنون دریافت کرده ایم و برخلاف آنچه که با مغالطه به جامعه اعلام می‌شود از مجموع بیش از ۱۶ هزار نفر ثبت نام کننده، تاکنون تنها حدود ۵۰۰۰ نفر تایید صلاحیت شده‌اند. حدود هزار و پانصد نفر یا انصراف داده‌اند و یا پس از رد صلاحیت توسط هیات‌های اجرایی، اعتراض قانونی نکرده‌اند. حدود نه هزار و پانصد نفر نیز یا احراز صلاحیت نشده‌اند و یا رد صلاحیت شده‌اند. متاسفانه بیش از ۹۰ درصد کاندیداهای شناخته شده احزاب اصلاح طلب رد صلاحیت شده اند. ادامه کار برای آن با پیچیدگی‌های زیادی رو به رو است.» از همین چند جمله می‌توان این موضوع را به خوبی دریافت که راه باقی مانده تا ۲ اسفند و برگزاری انتخابات قطعا راه همواری برای اصلاح طلبان نیست و این موضوع آنها را با سردرگمی برای در پیش گرفتن نوع استراتژی مناسب برای ورود به انتخابات روبرو کرده است؛ شرایطی که می توان برای آن چند سناریو متصور شد. سناریوی اول می‌تواند اعتراض و رایزنی چپ گرایان با شورای نگهبان و گرفتن مجوز تایید صلاحیت برخی کاندیداهایشان برای حضور پررنگ تر در انتخابات باشد؛ سناریوی دوم لیست حداقلی و سناریوی سوم کنار کشیدن از انتخابات و عدم ارائه لیست باشد. سناریوی دوم لیست حداقلی نه استیجاری؛ نقشه راه دیگری که می توان آن را روی میز اصلاح‌طلبان دید ارائه لیست حداقلی است. به این معنا که هرکدام از کاندیداهای جریان اصلاحات که توانستند از سد شورای نگهبان آن هم در مرحله تجدید نظر عبور کنند لیستی با همان تعداد ارائه شود. سناریوی سوم کنار کشیدن از انتخابات؛ «کاندیدا نداشته باشیم در انتخابات شرکت نمی‌کنیم» این همان صحبتی است که تقریبا از ماه‌ها و هفته‌های پیش به یک رای حداکثری در میان اصلاح‌طلبان دست پیدا کرده بود و این موضوع را می‌توان به وضوح در بیانیه شورایعالی سیاست‌گذاری به آن اشاره کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «شورای عالی سیاستگذاری جبهه اصلاح طلبان ایران اسلامی بر اساس راهبرد مصوب خود که پیش تر نیز اعلام شده است در صورت نبودن کاندیداهای شاخص اصلاح طلب در حوزه های انتخابیه، لیستی به مردم معرفی نخواهد کرد.» البته این تنها شورایعالی سیاست‌گذاری نیست که از عدم ارائه لیست سخن می‌گوید بلکه «حزب اعتماد ملی» و «مجمع ایثارگران» نیز هر کدام در بیانیه‌های جداگانه‌ای با انتقاد از رویکرد شورای نگهبان اعلام کرده‌اند چنانچه کاندیداهایشان نتوانند از سد شورای نگهبان عبور کنند نه تنها لیستی ارائه نمی‌کنند بلکه از کاندیدایی هم حمایت نخواهد کرد. محسن هاشمی رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، در قسمتی از گفت و گوی خود با خبرگزاری ایسنا می گوید: باید توجه داشت گروه‌های سیاسی که در انتخابات رای می‌آورند، اگر در عمل‌گرایی کم بیاورند، مردم دچار ناامیدی می‌شوند. در حال حاضر امکانات خوبی در اختیار ماست و باید با نظرسنجی‌ها متوجه شویم مردم دنبال چه اولویت‌هایی هستند. لازم است این اولویت‌های تحقق‌پذیر را پایش کرده و با این کار به مردم بقبولانیم که برای آن‌ها کار می‌کنیم. رئیس شورای شهر تهران اضافه کرد: در کشور ما گهگاه نیروهای انتصابی به دلیل برخی از مسائل بر نیروهای انتخابی حاکم شده‌اند؛ باید ثابت کرد نیروهای انتخابی نیز می‌توانند موثر باشند و نیروهای انتصابی نمی‌توانند آن‌ها را به این صورت تخریب کنند. به عنوان نمونه برای مردم دریافت خدمات از شهرداری در اولویت بوده و وظیفه اصلی شهرداری‌ها ارائه خدمات است. حال که شهرداری‌ها پیشرفت کرده‌اند و قرار است براساس قانون اساسی ۲۴ وظیفه به آن واگذار شود، که البته تاکنون حدود ۷ مورد آن واگذار شده، باید در این حوزه‌ها بتوانند که کارا باشند. به عنوان نمونه در تهران اولویت اصلی ما ترافیک، آلودگی هوا و حمل و نقل است. باید حمل و نقل عمومی را گسترش داد و آن را کارا، ایمن، پرسرعت و... کرد، وقتی خواسته ۹۳ درصد مردم این شهر این است، باید تمام تلاش نیروهای انتخابی نیز تحقق این خواسته‌ها باشد. رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران اظهار کرد: نمونه دیگر طرح جامع پسماند است که برای شهرداری‌ها یک منبع درآمد است که از نظر اقتصادی قابل انجام است و نیروهای انتخابی باید برای آن وقت گذارند که چنین اقداماتی را انجام دهند. نمونه دیگر اوقات فراغت است که مردم حاضرند در این زمینه سرمایه‌گذرای کنند. ما باید فضای لازم را برای این سرمایه‌گذاری‌ها فراهم آوریم. این نقدینگی سرگردان حجیم و عظیم مردم می‌تواند در این مواقع موثر واقع شود و مسیر نقدینگی به سمت سرمایه‌گذاری‌های اینچینی سوق پیدا کند. باید به این روش‌ها فکر کنیم، نه اینکه تا قدرت را به دست می‌آوریم به فکر اینکه تندروی کنیم، نباشیم. البته این‌ها بد نیست اما ساختار اهمیت خود را دارد ولی مردم باید بفهمند برای آن‌ها کار انجام می‌شود. مسیح مهاجری در یادداشت مدیر مسوول و سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «خود ملت پنداران» این گونه آورده است: شورای نگهبان، نهاد دیگری است که باید تقویت شود. بهترین و موثرترین راه تقویت این نهاد مهم و سرنوشت‌ساز، عملکرد و مواضع اعضاء خود این نهاد است. کسی نمی‌تواند مدعی شود شورای نگهبان هرگز مرتکب اشتباه نمی‌شود و تمام تصمیماتش درست است. بنابراین، طبیعی است که انتقادهائی هم متوجه شورای نگهبان باشد. وقتی رئیس‌جمهور می‌گوید وجود ۱۷ داوطلب برای هر کرسی مجلس شورای اسلامی از یک جناح انتخابات نیست چون رقابت محسوب نمی‌شود، در واقع به عملکرد هیات‌های نظارت انتقاد کرده است. سخنگوی شورای نگهبان اگر این انتقاد را وارد نمی‌داند می‌تواند توضیح بدهد و به افکار عمومی بگوید این سخن رئیس‌جمهور به این دلیل نادرست است. چنین روشی را همه می‌پسندند و شورای نگهبان هم با این روش تقویت می‌شود. اما وقتی سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به انتقاد رئیس‌جمهور، او را پیشگام یک جریان «ضدملی» می‌نامد، چنین تهمتی را نه می‌توان پاسخ به انتقاد دانست و نه تنویر افکار عمومی. این روش، به زیان نهاد شورای نگهبان است و دشمنان نظام جمهوری اسلامی را به ابزار کارآمدی برای متهم ساختن این نظام به انواع و اقسام انحرافات و تخلفات از موازین مجهز می‌کند. چرا سخنگوی شورای نگهبان به جای این برخورد خارج از ضوابط، مرتکب چنین اشتباه بزرگی شده است؟ آیا قرار نیست شورای نگهبان از اعتبار خودش نگهبانی کند تا بتواند زمینه‌ساز برگزاری انتخاباتی پرشور و پر مشارکت باشد!؟وجه مشترک سخنان پنج نفری که هفته گذشته ضوابط را زیرپا گذاشتند اینست که هریک از آنها خود را ملت می‌پندارند. دقیقاً همین «خود ملت پنداری» است که مشکلات زیادی ایجاد کرده است.راه‌ حل اینست که همه از فرهنگ غلط «خود ملت پنداری» دست بردارند و هرکس حد و اندازه خود را بفهمد و اندازه نگهدارد. اگر حد و اندازه نگه نداریم، هدف را گم خواهیم کرد. ابوالفضل موسویان عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم در بخشی از گفت وگوی خود با پایگاه اطلاع رسانی شفقنا، گفته است: متأسفانه اندیشه ای قبل و بعد از انقلاب، مدام بر این مساله پافشاری می کردند که مردم هیچ حقی ندارند، امروز مقداری این اندیشه جرأت بیشتری پیدا کرده که در مقابل مردم بایستد. موسویان گفت: مانع دیگر برای تحقق حقوق ملت این است که مردم به حقوق خود کمتر آشنا هستند. البته شاید حکومت ها هم در طول تاریخ نمی خواستند مردم با حقوق خود آشنا باشند و بدانند که کسانی که در رأس امور قرار می گیرند خدمتگذار و حقوق بگیر مردم هستند، نه اینکه آقا بالاسر مردم باشند. موسویان در مورد میزان حساسیت روشنفکران و حوزویان امروز نسبت به حقوق ملت، اظهار کرد: متأسفانه این حساسیت جهت منفی پیدا کرده است. بر طبق صحبت هایی که امروز می شود منشأ بسیاری از مفاسد گردن انتخابات انداخته می شود، در صورتی که همین انتخابات به گونه ای است که کسی نمی تواند درست انتخاب کند، افراد قبل از اینکه توسط مردم انتخاب شوند، توسط گروه دیگری معرفی و تأیید می شوند. لذا تعجب می کنم کسانی که این صحبت ها را مطرح می کنند چطور شورای نگهبان به آنان اجازه می دهد که در انتخابات شرکت کنند و با رأی مردم وارد مجلس شوند! کسی که اصلاً رأی مردم را قبول ندارد، چطور می خواهد به عنوان نماینده مردم، وارد مجلس شود! یحیی کمالی پور نایب رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، در مورد یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: فکر می کنم با این روندی که اکنون وجود دارد مقداری حضور مردم پررنگ نباشد، باید توجه کنیم هیچ شخصی کامل نبوده و شاید نواقصی هم وجود داشته باشد اما اگر واقعا به دنبال حضور مردم در انتخابات هستیم باید با دید بهتری و با نگاه مثبت تری به موضوع نگاه شود تا موجب حضور هرچه بیشتر مردم بر پای صندوق های رای شود. عبدالرضا هاشم‌زایی رییس سنی مجلس دهم در گفت‌وگو با ایسنا با بیان این‌که رد صلاحیت نمایندگان فعلی مجلس شورای اسلامی به استناد عدم التزام به اسلام و عدم التزام به نظام با تداوم وظیفه نمایندگی آنها طی چهار ماه آینده تناقض دارد، اظهار کرد: اگر به تاریخ اسلام نگاه کنیم می‌بینیم پیامبر (ص) با رافت و مهربانی امت تشکیل داد و وقتی مکه فتح شد خانه ابوسفیان که دشمن‌ترین فرد با پیامبر (ص) و اسلام بود، مرکز امن بود. هر کسی هم که شهادتین می‌گفت مسلمان بود. من نمی‌دانم چه‌طور التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه را تشخیص می‌دهند؟ این عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی یادآور شد: کسانی که نسبت به بررسی صلاحیت‌ها اقدام می‌کنند باید مراقب باشند که کاندیدای نمایندگی مجلس فاسد نباشد و شرایط قانونی کاندیداتوری را داشته باشد وگرنه احراز صلاحیت به صورت سلیقه‌ای و استصوابی به صلاح نیست. وی با اشاره به اظهارات سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر این‌که ۹۰ درصد از نمایندگان رد صلاحیت فعلی مشکل مالی دارند یادآور شد: پرونده‌های فسادهای چند هزار میلیاردی باعث شده افکار عمومی این فساد را نهادینه بدانند و وقتی این اظهارات مطرح می‌شود دیگر اعتباری برای جمهوری اسلامی ایران و مجلس شورای اسلامی باقی نمی‌ماند؛ مردم با خودشان می‌گویند چه کسی در این مملکت سالم است. عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی در پایان برخی اظهارنظرها در جریان بررسی صلاحیت کاندیداها را دارای اثر سوء در کاهش مشارکت مردم در انتخابات عنوان و خاطر نشان کرد: من احساس می‌کنم با حرف‌هایی که شده ما دیگر در مجلس شورای اسلامی مشروعیت نداریم و باید از مرجع تقلیدی بپرسیم که‌ آیا حقوقی که نمایندگان در چهار ماه باقی‌مانده از مجلس دهم می‌گیرند حلال است یا خیر. بهرام پارسایی نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی در قسمتی از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری ایسنا، اظهار کرد: در جریان انتخابات شوراها من به همراه آقایان میرزایی نیکو، کولیوند، تجری و محمودی شاه‌نشین عضو هیات مرکزی نظارت بر انتخابات بودیم که حالا در انتخابات مجلس یازدهم هر پنج نفرمان رد صلاحیت شدیم. وی با بیان این که «یکی از ما پنج نفر برادر سه شهید و بقیه ایثارگر، جانباز و رزمنده هستند و در عمل به این نظام خدمت کرده‌اند» ابراز عقیده کرد: من یکی از دلایل رد صلاحیت شدن پنج عضو هیات مرکزی نظارت بر انتخابات شوراها را قانون‌مداری و پایبندی به قانون و حقوق کاندیداها در انتخابات شورای شهر می‌دانم. نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: در یکی از مواردی که شورای نگهبان رسما با ما در جریان انتخابات شوراها مکاتبه داشت این بود که اقلیت‌های دینی برای کاندیداتوری برای انتخابات شوراها نباید تایید صلاحیت شوند، در حالی که طبق ماده ۲۶ بند «د» قانون انتخابات شوراها، اقلیت‌های دینی شناخته شده در قانون اساسی باید به اصل دین خود التزام داشته باشد. پارسایی همچنین با ادعای این که «تعداد زیادی لیست به هیات مرکزی نظارت ارائه شد که این افراد نباید تایید صلاحیت شوند» افزود: اما چون ادله‌ای برای رد صلاحیت وجود نداشت، هیات مرکزی نظارت طبق وظیفه قانونی خود عمل کرد و یکی از دلایلی که حالا شاهد رد صلاحیت هر پنج عضو هیات نظارت بر انتخابات شوراها هستیم این است. این نماینده اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی در پایان گفت: اگر هیات‌های نظارت و شورای نگهبان به نتیجه قطعی در مورد رد صلاحیت‌ها رسیده‌اند و معتقدند یک سوم از نمایندگان فعلی مجلس شورای اسلامی صلاحیت نمایندگی را ندارند در این صورت قانون‌گذاری در این مجلس محلی از اعراب ندارد. مجلس شورای اسلامی با دو سوم نمایندگان رسمیت پیدا می‌کند و اگر یک سوم از این نمایندگان صلاحیت ندارند پس وجود این مجلس در چند ماه باقی‌مانده از نظر منطقی هم توجیه و دلیلی ندارد. رصد جریان متقابل غلامرضا فدائی استاد دانشگاه تهران در بخشی از یادداشتی با عنوان «نامزد انتخاباتی مجلس به چه مسایلی باید پاسخگو باشد؟» در وبگاه خبرآنلاین نوشته است: اگر مجلس بخواهد در رأس امور باشد باید نامزدها علاوه بر صلاحیت های عمومی ویژگی های علمی و تجربی داشته، تا کارآمد باشند. نمایندگان جدید نباید مدتی در مجلس فقط کارآموزی کنند تا حال و هوای مجلس به دستشان بیاید. آنهائی که داعیه قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن را دارند باید برای رأی دهندگان دلایل متقن ارائه بدهند که بر انجام چنین کار خطیری آماده و توانا هستند. مجلس، در رأس امور و آنقدر مهم است که همچون دو قوه دیگر می تواند اثرگذار باشد. اخیراً رئیس مجلس در مورد تغییر ساختار بودجه اظهار داشت که تا کنون فقط حدود ۵ درصد تغییر رخ داده است. خوب اولین سؤال می تواند این باشد که پس مجلسیان چه کرده اند و وظیفه نظارتی آنها کجا رفته است؟ به نظر می رسد علاوه بر صلاحیت های عمومی و نیز داشتن بُرِش نمایندگی، خوش بیان، پاک دست و پرهیزگار، پیگیر و شجاع بودن، داشتن آشنایی کامل به زبان فارسی و دست کم آشنائی با یک زبان خارجی، اطلاع بلکه تسلط کافی آنها بر دو امر مهم قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن در کشور است. اگر نهاد مجلس به این امر مهم فکر می کرد لازم بود برای پیش از انتخابات آموزش هایی را تدارک می نمود تا چنانچه افرادی داوطلب نمایندگی هستند دوره هایی را بگذرانند و صلاحیت علمی و اجرایی لازم را کسب کنند یا دست کم با آن آشنایی داشته باشند، یا خودآموزها یا خودآزمایی هایی تهیه و در اختیار عموم قرار داده می شد تا داوطلبان قبل از ثبت نام آن را بخوانند و خود آزمایی کنند آنگاه به صحنه انتخابات وارد شوند. این آموزش ها می تواند به صورت مجازی باشد. فایده این کار این است که هر نامزد به جای کلی گویی با اشراف بر مسائلی که از طریق دانش یا تجربه به دست آورده است داوطلب نمایندگی می شود؛ و با ورود به مجلس، زمانی را برای کارآموزی سپری، و هزینه هنگفتی را بر کشور تحمیل نمی نماید و هر دوره چه بسا تعداد کمتری نامزد نمایندگی می شوند تا هزینه کمتری بر کشور تحمیل گردد. واقعیت این است که طبعاً هر نامزدی که علاقمند است انتخاب شود بنا بر تجربه و تخصص خود، می خواهد در یک کمیسیون به فعالیت بپردازد، اما از آنجائی که ظرفیت هر کمیسیون محدود است باید کمیسیون های بعدی خود را هم در نظر داشته باشد تا اگر ظرفیت انتخاب اول او پر شد بتواند کمیسیون های دیگر را که در اولویت بعدی اوست انتخاب کند. بنابراین باید نسبت به انتخابی که می کند قبلاً برای خود به سؤالاتی پاسخ دهد و موکلین خود را هم برای این نامزدی توجیه کند. خبرگزاری فارس در بخشی از گزارشی با عنوان «انتخابات؛ از ثبت‌نام تا رای‌گیری» آورده است: داوطلبانی که صلاحیتشان در هیات اجرایی رد شده است می‌توانند به استناد تبصره ذیل ماده ۵۱ قانون مجلس شورای اسلامی ظرف مهلت ۴ روز از ابلاغ مراتب رد صلاحیت شکایت خود را مستنداً و مستدلاً به هیات نظارت استان مربوطه اعلام نمایند که این عمل حسب مصوبه مورخ ۲۲ آبانماه ۷۸ مجمع تشخیص مصلحت نظام به صورت شفاهی هم قابل استماع اعضای هیات نظارت استان است. اعظای هیات نظارت بر اساس ماده ۳۱ آئین نامه اجرایی قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی در اجرای ماده ۵۲ قانون ظرف مهلت ۷ روز (که تا ۲۰ روز قابل افزایش است) به شکایت دریافتی از داوطلبان ردصلاحیت شده در هیات اجرایی رسیدگی کرده و اظهار نظر خود را نفیاً یا ثباتاً صورتجلسه نمایند و به هیات مرکزی نظارت ارسال نمایند. اردوگاه اصولگرایان توصیه ها، برنامه ها و وعده ها و راهبردهای انتخاباتی خبرگزاری تسنیم: یک عضو حقوقدان شورای نگهبان اعلام کرد که برای حفظ انسجام و وحدت کشور پاسخ نامه وزیر کشور درباره اظهارات رئیس‌جمهور به‌طور محرمانه برای او ارسال شده است.خبرگزاری تسنیم در قسمتی از گزارشی با عنوان «پاسخ محرمانه شورای نگهبان به رحمانی‌فضلی درباره اظهارات اخیر روحانی» آورده است: هادی طحان‌نظیف در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی نوشته است که فرآیند بررسی صلاحیت داوطلبان در هیات‌های نظارت استانی و هیات مرکزی نظارت بر انتخابات تمام شد و اکنون زمان رسیدگی به شکایات داوطلبان از نتایج اعلام شده توسط خودِ اعضای شورای نگهبان است. کار شورای نگهبان تازه آغاز شده و تلاش می‌شود، شکایات به‌طور دقیق بررسی شود تا حقی از افراد و مردم ضایع نشود. سیدحسن حسینی‌شاهرودی سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم با اشاره به اعلام شورای نگهبان مبنی بر ردصلاحیت ۹۰ نماینده فعلی مجلس از سوی این شورا برای انتخابات آتی، گفته است: معتقدم قوه‌قضائیه باید پرونده‌های این تعداد نمایندگان را که به دلیل مسائل مالی ردصلاحیت شده‌اند، با حساسیت بیشتری بررسی کند. وی، همچنین از شورای نگهبان نیز خواست که پرونده و اسامی دقیق این نمایندگان را که به دلیل مسائل مالی ردصلاحیت شده‌اند، به قوه‌قضائیه اعلام کند، اظهار داشت: البته قوه‌قضائیه به عنوان یکی از مراجع رسیدگی‌کننده، گزارش‌هایی را برای بررسی صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس در اختیار شورای نگهبان قرار داده، اما از طرف دیگر معتقدم که باید با جدیت بیشتری نسبت به این پرونده‌ها از سوی قوه‌قضائیه اقدام شود. سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه اگر شفافیت مالی در کشور اجرا شود که هم قانون و هم سامانه‌هایش در حوزه پولی، مالی و ارزی وجود دارد، شاهد این تعداد پرونده‌های فساد مالی، به‌خصوص در بین نمایندگان مجلس نخواهیم بود، افزود: متأسفانه شاهدیم که قانون شفافی مالی و رسیدگی به اموال مسئولان اجرا نمی‌شود، اگر این اتفاق بیافتد و از جمله قوانین، قانون شفافیت اموال مسئولان و نمایندگان مجلس، اجرا شود این اتفاقات نخواهد افتاد و یا نادر خواهد بود و شاهد ردصلاحیت ۹۰ نماینده برای مسائل مالی نخواهیم بود. حسینی‌شاهرودی ادامه داد: اگر قوانین در حوزه رسیدگی به اموال و دارایی‌ها به درستی اجرا شود، کسی جرئت و جسارت دست‌اندازی به بیت‌المال و کسب مال حرام را نخواهد داشت؛ تا زمانی که نظام‌سازی برای برخورد با مفاسد ایجاد نشود، هیچ فایده‌ای ندارد که ما با این شیوه‌ها خواسته باشیم به دنبال سالم‌سازی محیط باشیم. مجتبی شاکری، دبیرکل جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان در مورد «آخرین وضعیت لیست انتخاباتی جبهه پایداری» اظهار کرد: حضور حداکثری مردم در انتخابات همواره جزو توصیه‌های امام راحل و مقام معظم رهبری بوده است. با توجه به اینکه در گام دوم انقلاب هستیم و پس از شهادت سردار سلیمانی ماجرای انتقام بزرگ را پشت سر گذاشتیم باید انسجام و وحدت رویه بیشتری داشته باشیم. ما در میدانی هستیم که طرف مقابل به دنبال تحمیل هیبت و هیمنه خود است و هر چه در عرصه‌های مختلف موفقیت به دست آوریم، قدرتش برای تحمیل خواسته‌اش کمتر می‌شود. دبیرکل جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی تصریح کرد: قهر از صندوق رأی قصه سوخته‌ای است که از طرف افرادی که مقبولیتشان در میان مردم دچار مشکل شده مطرح می‌شود. آنها پیش از انتخابات با تکرار مطالبی، چون زیر سوال بردن نظارت استصوابی به فضاسازی می‌پردازند، اما نظام بعد از ۴۰ سال خودش را به مردم و منطقه نشان داده است. ممکن است جبهه پایداری جدا از لیست شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی لیست انتخاباتی دهد. سایت جامعه خبری تحلیلی الف در قسمتی از گزارشی با عنوان «جبهه پایداری و انتخابات پیش رو» آورده است: طی هفته‌ها و ماه های گذشته بحث‌های مختلفی درباره جبهه پایداری در محافل سیاسی و رسانه ای مطرح شده است. آنگونه که رسانه ها و فعالین انتخاباتی خبر داده‌اند مذاکرات متعددی از سوی شورای ائتلاف نیروهای انقلاب یا جبهه پایداری صورت گرفته تا آنان نیز به جمع ائتلاف بپیوندند و هم افزایی صورت بگیرد. اینکه جبهه پایداری چه آورده‌ای داشته و خواهد داشت محل بحث نیست، مساله این است که آیا جبهه پایداری از ظرفیت‌های لازم برای نشان دادن یک تشکیلات قوی و دارای پایگاه اجتماعی در میان عوام و خواص همفکر برخوردار است یا نه؟ همایش روز ۸ دی‌ماه این جریان در تهران نشان داد که پاسخ این سوال منفی است. این مراسم که به مناسبت حماسه ۹ دی برگزار شده نشان میدهد که این جریان نه در جذب و جلب عوام توفیق چندانی دارد و نه در بکار گیری خواص. شاید اگر این جریان یکبار دیگر مانیفیست سیاسی خود را اعلام کند و نسبت خود را با برخی از افراد شفاف سازد بهتر بتواند این ارتباط را برقرار نماید. بی تردید جبهه پایداری بخشی از ظرفیت جریان انقلابی در کشور است اما تا زمانی که رابطه آیت الله مصباح با این جریان، رابطه این جریان با احمدی نژاد، نسبت جبهه با مرکزیت جریان اصولگرایی روشن و صریح بیان نشود. نمیتوان به وزن یافتن آن در قالبهای سیاسی امید بست. حمیدرضا فولادگر نماینده مردم اصفهان و از اعضای جامعه اسلامی مهندسین از جمله نمایندگان مجلس دهم است که برای یازدهمین دوره انتخابات مجلس ثبت نام نکرد در بخشی از گفت وگوی خود با پایگاه خبری مشرق می‌گوید: «اصلاح‌طلبان قطعاً انتخابات را تحریم نمی‌کنند بلکه با شعارهای سلبی و قراردادن پایگاه رأی خود و مردم در انتخاب بین بد و بدتر به صورت گفتمانی و با ائتلاف با اعتدالیون در انتخابات ۹۸ حضور می‌یابند.» به گفته فولادگر، اصلاح‌طلبان در انتخابات ۹۸ با گفتمان «می‌خواهم زندگی کنم» یا «مردم باید واقعیت تحریم‌ها و FATF را بدانند» در انتخابات حضور می‌یابند. نماینده اصولگرای مردم اصفهان در دوره‌های هفتم، هشتم، نهم و دهم مجلس شورای اسلامی در واکنش به ادعای شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان مبنی بر اینکه ۹۰ درصد نامزدهای شناخته شده اصلاح طلبان از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شده اند، می‌گوید: «اصلاح‌طلبان برای انتخابات ۹۸ نمی‌خواستند ریسک کنند بنابراین مهره‌های شناخته شده خود را معرفی نکردند.» این عضو فراکسیون ولایی در مورد علت انصراف لاریجانی از حضور در انتخابات مجلس یازدهم گفت: لاریجانی اعلام کرد که ۱۲ سال قبل به خاطر برخی شرایط و اقتضائات کشور در مجلس حضور یافته و امروز آن شرایط و اقتضائات وجود ندارد، لذا قصد کاندیداتوری برای مجلس یازدهم ندارد اما من معتقدم به دلیل احتمال عدم رأی آوری وی از حضور در انتخابات، انصراف دادند. فضای سیاسی که در سال‌های اخیر علیه لاریجانی ایجاد شد و انتقاداتی که علیه وی وجود داشت که بخشی از آنها وارد بود و بخشی وارد نبود و همچنین احتمال عدم رای‌آوری وی و احتمال کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، به نظر می‌رسد از دلایلی بود که وی از حضور در انتخابات مجلس یازدهم انصراف دادند. تصمیمات لاریجانی بر اساس محاسبات و برنامه ریزی دقیق است و به همین دلیل ارزیابی وی از احتمال عدم رأی آوری، می‌تواند در تصمیم گیری نهایی وی تأثیرگذار باشد. رصد جریان رقیب خبرگزاری تسنیم در گزارشی با عنوان «سخنان روحانی بهانه اتهامات جدید پامپئو علیه ایران» نوشته است: وزیر خارجه دولت آمریکا به تازگی در توئیتی نظام جمهوری اسلامی ایران را متهم به دروغ‌گویی و تقلب در انتخابات کرده و در این راستا به سخنان اخیر رئیس جمهوری اشاره کرده است. پامپئو عنوان کرد: «نظام ایران بطور مرتب به مردم ایران دروغ می‌گوید و آن‌ها را تحقیر می‌کند. اکنون این نظام مانع از حضور هزاران نفر از نامزدها در انتخابات مجلس شده، انتخاباتی که علناً پر از تقلب است. حتی رئیس جمهوری ایران نیز می‌گوید که این انتخابات واقعی نیست.» رئیس‌جمهور به تازگی در واکنش به ردصلاحیت برخی از نمایندگان مجلس که به گفته سخنگوی شورای نگهبان عمده آنان به دلیل مسائل مالی رد صلاحیت شده‌اند، گفت: «مردم تنوع می‌خواهند. بگذارید در میدان انتخابات همه احزاب و گروه‌ها شرکت کنند، قطعا ضرر نمی‌کنید. با یک جناح نمی‌شود، کشور را اداره کرد. کشور متعلق به همه است. اگر تمام ۸۳ میلیون متحد باشیم و یک نفر مخالف، باید تلاش کنیم آن یک نفر را هم جذب کنیم. یک نفر مخالف هم برای ما زیاد است در حالیکه شما یک جناح و جمعیت بزرگ را مخالف می‌کنید. باید حواسمان را جمع کنیم.» پایگاه خبری مشرق در بخشی از گزارشی با عنوان «سرنوشت قانونگذاران پس از ردصلاحیت» آورده است: با رد صلاحیت تعداد زیادی از نمایندگان فعلی مجلس، به طور طبیعی این ابهام به ذهن متبادر می‌شود که نماینده‌ای که برای دوره بعد صلاحیت تکیه بر کرسی قانونگذاری ندارد چطور می‌تواند در ماه‌های باقی مانده از مجلس همچنان بر مسند قانونگذاری بماند و ابهام دیگر اینکه از چه زمانی این نماینده صلاحیت خود را از دست داده است که حالا بعد از ۴ سال قانونگذاری مشخص شده فاقد صلاحیت است. امیرحسین قاضی زاده هاشمی عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی در پاسخ به خبرنگار فارس، این موضوع را موضوعی قابل بحث می داند اما تاکید می‌کند که چون چارچوب آن با قانون اساسی در تعارض است، تا به حال به نتیجه نرسیده است. وقتی اعتبارنامه نماینده‌ای به تصویب می‌رسد تا پایان دوره نمایندگی فقط به سه طریق ممکن است که از مجلس خارج شود اولین که فوت کند، دیگر اینکه استعفا دهد و یا غیبت کند در غیر اینصورت کسی نمی‌تواند او را از سمت نمایندگی مجلس عزل کند. در این شرایط در واقع نمایندگی مجلس چک سفید امضایی است که به تایید صلاحیت شدگان یک دوره مجلس شورای اسلامی داده می‌شود و تا پایان دوره نیز سند کرسی نمایندگی مجلس به نام آنها زده می‌شود؛ سندی که غیر قابل واگذاری به غیر و غیر قابل باز پس گیری است.