جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert کتاب روش‌های ایجاد انگیزه در دیگران: چگونه مربی و رهبر موفقی باشیم

ادامه مطلب

closeکتاب روش‌های ایجاد انگیزه در دیگران: چگونه مربی و رهبر موفقی باشیم

کتاب روش‌های ایجاد انگیزه در دیگران: چگونه مربی و رهبر موفقی باشیم اثر کن بلانچارد با ارائه رازهای مربیگری، به شما کمک‌ می‌کند که از پس وظایف سنگین خود بربیایید. کتاب روش‌های ایجاد انگیزه در دیگران (The little book of coaching)، با زبانی ساده به شما نشان می‌دهد که در هر شرایط شغلی که هستید، معلم و یا رئیس یک اداره، مدیر فروش یا رهبر گروه موسیقی کُر و یا حتی افسر ارتش، باید بدانید که می‌توانید توانایی خود را برای به دست آوردن بهترین عملکرد دیگران بهبود ببخشید. یقینا فوتبال و تجارت با هم متفاوت هستند، اما این روزها مشکلات افرادی که در کار تجارت هستند با مشکلاتی که مربی در زمین فوتبال با آن مواجه می‌شود، تفاوت چندانی ندارند. تدابیر آن قدر شبیه هم هستند که پیدا کردن و به کار بردن مرزی که باعث تفاوت این دو می‌شود، نیازمند دقت مداوم است. دست آخر، چه در ورزش چه در تجارت، بردن و باختن به ترفندهای خلاق یا به کار بردن سیستمی جدید به صورت هفتگی، بستگی ندارد. رقابت کردن همان اطلاعاتی را نیاز دارد که شما در اختیار دارید. بنابراین، قرار است برای برنده شدن چه روشی را به کار بگیرید؟ مساله مهم ایجاد انگیزه در افراد است تا به صورت گروهی، خود را برای بازی آماده کنند و به شدت تلاش نمایند. و در یک کلمه مربیگری است که اهمیت دارد. در یک چشم‌انداز می‌بینیم که رهبران می‌روند و رهبرانی دیگر جایگزین می‌شوند. تعداد افرادی که موفقیت را طی دوره‌ای طولانی در سازمان‌هایشان تداوم بخشیده‌اند زیاد نیست، به خصوص در این محیط پرفشاری که ارزیابی هر هفته صورت می‌گیرد. اما دان شولا تا حدودی قادر بود موفقیت را تداوم ببخشد. به محض اینکه شما روش مربیگری او را می‌خوانید متوجه می‌شوید که اصول مربیگری او با محل کارش هم‌خوانی دارد و به این نتیجه می‌رسید که تمام سازمان‌ها در حال نزدیک‌ شدن به اوضاعی هستند که دان شولا و تمام مربیان برتر در شغلشان با آن روبه رو شدند. امروزه هیچ تضمینی وجود ندارد، اگر سازمان‌تان از مشتریان حمایت نکند و عملکرد خوبی نداشته باشد، بیرون از سازمان کسی هست که این مسئولیت‌ها را بر عهده بگیرد. این فشار همچنان برای افراد ادامه دارد تا به بهترین شکل ممکن تلاش کنند و دیگر به مربیگری نیازی نباشد. بدون توجه به اینکه منصب رسمی دارید یا نه، مردمی آن بیرون هستند که به کمک شما نیاز دارند. هر کسی در برخی از جنبه‌های زندگی‌اش مربی است و این شامل همه می‌شود. کن بلانچارد (Kenneth Blanchard) از شاخص‌ترین نویسندگان در حوزه‌ی مدیریتی و آثار فراوانی در این عرصه دارد. کتاب‌ مشهور «مدیر یک دقیقه‌ای» این نویسنده برجسته تاکنون به 37 زبان دنیا ترجمه شده است و بیش از 13 میلیون نسخه به فروش رفته است. جملات برگزیده کتاب روش‌های ایجاد انگیزه در دیگران: - مشکل بسیاری از رهبران این است که تداعی کننده‌ی رفتار خاصی نیستند در حالیکه رهبری مستلزم حرکت به سمت چیزی، یعنی حرکت به سمت هدفی مشخص است.- باورها و ایمان قلبی، مرزها و مسیری را ایجاد می‌کند که افراد برای عملکردی خوب به آن نیازمند بوده و خواستارش هستند.- چگونگی برخاستن بعد از هر شکستی، در مورد شخصیت شما، به اندازه چندین جلد کتاب اطلاعات می‌دهد.- شخصیت‌ شما حاصل جمع اعتقادات و چگونگی رفتار‌تان است.- خیره شدن به پله‌ها کافی نیست، باید از آن‌ها بالا بروید.- اگر قرار است امروز رقابت کنید و بهترین باشید، باید خود‌تان و دیگران تلاش کنید. در بخشی از کتاب روش‌های ایجاد انگیزه در دیگران می‌خوانیم: اگر افراد‌تان درباره‌ی کارهایی که باید انجام دهند نگران هستند، ممکن است تمایل به عقب‌نشینی داشته باشند. می‌خواهید بدون نگرانی کارشان را انجام بدهند. من هم می‌خواستم بازیکنانم آنقدر با تکلیف‌شان آشنا باشند که وقتی بازی شروع می‌شود به طور خودکار بازی کنند. درست مثل وقتی که رانندگی می‌کنید. اصلاً فکر نمی‌کنید که دست‌ها و پاهای‌تان قرار است چه کار کنند و فقط کاری را که باید، انجام می‌دهید. مفهوم خودکار بودن نه تنها در ورزش، بلکه در حوزه‌های دیگری مانند سخنرانی برای عموم هم اهمیت دارد. وقتی سخنران، برای سخنرانی واقعاً آماده است، می‌تواند بداهه گویی کند و آنقدر خلاق باشد که سخنرانی‌اش را به طور قابل ملاحظه‌ای بهتر کند. کار کردن به صورت خودکار شما را کاملاً آزاد می‌گذارد تا به درجات بالاتری از اجرا دست پیدا کنید. هدف خودکار عمل کردن در دنیای تجارت این است که افراد قادر باشند تا به تنهایی کارهایی را که یاد گرفته‌اند و کارهایی را که ارزش‌ها، اهداف و معیارهای شرکت را نشان می‌دهد، انجام دهند و در بقیه مواقع خلاق باشند. اگر مدیر یک سازمان افرادی دارد که به وظایف خودپایبند هستند دیگر نیازی به هدایت آن‌ها نیست چرا که نظارت و کنترل آن‌ها در دست خودشان است. فهرست مطالبتشکر و قدردانیمقدمهگام اول: ایمان به عقایدگام دوم: سماجت در یادگیریگام سوم: تمایل به انعطاف‌ پذیریگام چهارم: انسجام در رفتارگام پنجم: دورویی ممنوع!حرف آخر

more_vert کتاب هما؛ عاشقانه‌ای در دل جنگ

ادامه مطلب

closeکتاب هما؛ عاشقانه‌ای در دل جنگ

 کتاب «هما» عاشقانه‌ای از مهر، محبت و فداکاری بانویی ایثارگر در همراهی با یک مرد آسمانی، بانویی به نام هما شالباف‌زاده همسر سردار شهید محسن امیدی، او که فقط محسنِ هما نبود و امید همه بود. روزها از پی هم می گذشت و فاطمه شبها بی قراری می کرد آفتاب که غروب می کرد گریه هایش شروع می شد و تا خود صبح ادامه داشت. نمی دانستم چه کار کنم محسن هم نبود و تنهایی پابه پای فاطمه تا صبح بیدار می ماندم و توی خانه می چرخانمدش گریه های شبانه اش گیجم کرده بود. بردمش دکتر گفت دل پیچه دارد دارو داد ولی اثر نکرد و فاطمه تا خود صبح ونگ می زد روز به روز هم هوا گرمتر می شد و جای خالی محسن خودش را بیشتر نشان می داد. مامان می آمد ولی بچه توی بغل او هم آرام نمی گرفت یک عده می گفتند وقتی محسن بچه دار شود قید منطقه را می زند آخر همه می دانستند محسن چقدر بچه دوست دارد، آنقدر با بچه ها گرم می گرفت که داداشش همیشه بهش می گفت محسن! خدا بهت یکی دوجین بچه قد و نیم قد بدهد تا ببینم باز اینجوری توی سر و کله بچه ها می زنی یا نه، ولی عشق محسن به انجام وظیفه چیز دیگری بود. جبهه از همان اول بند نازک دنیایی محسن را پاره کرده بود وقتی این حرفها به گوشش رسیده بود زنگ زد بهم گفت: بهشان بگو که دیگر خیال محسن از تنها نبودن همایش راحت است و نماینده اش را گذاشته پیش هما؛ حرفش به دلم نشست. درک محسن برای همه راحت نبود ولی من او را می فهمیدم می دانستم فاطمه همه دنیایش است ولی اعتقادش آن قدر استوار بود که با همه عشق و علاقه اش به بچه، الان توی خط بود و جانش کف دستش. فاطمه بیست روزه بود که محسن با صورتی آفتاب سوخته از منطقه برگشت دردی را از چشمهایش حس می کردم ولی خودش هیچ چیز به زبان نمی آورد. هوا حسابی دم کرده و شرجی بود و فاطمه هم بی قراری می کرد از طرف سپاه به ما کولر پنجره ای داده بودند ولی بس که برق قطع و وصل می ش، قابل استفاده نبود و سر همین خانه شده بود جهنم. گرما حال محسن را هم بد کرده بود مدام پیراهنش را می گرفت و با تکان هایی که به آن می داد مثلا می خواست خودش را خنک کند ولی توی آن گرما این کارها چاره ساز نبود. زادگاه من اهواز بود و عادت داشتم به این هوا ولی محسن از خنکی هوای نهاوند می آمد و تحمل گرما برایش سخت بود البته هرچه فکر کردم دیدم گرما نمی تواند دلیل این همه ضعف محسن باشد او مقاوم تر از این حرفها بود. انگار درد داشت هر بار که خودش را باد می زد رعشه خفیفی می افتاد به صورتش، از من اصرار و از محسن انکار نمی گفت چه اتفاقی برایش افتاده آخر های شب بود که دیگر طاقتم طاق شده بود. - محسن جان تو که اینقدر نازک نارنجی نبودی یعنی از هوای اینجا از فاو و مجنونو نمی دونم خط بدتره ... باز اینجا یه سرپناهی هست ... نگو به خاطر گرماس که اینقدر بی تابی که باور نمیکنم! انگار چاره ای نداشت تن صدایش را آورد پایین. - چیزی نیست هما جان یه التهاب پوستی روی کمرم هست که وقتی گرم میشه و عرق می کنم یک کم می سوزه .   قلبم ریخت از حرفی که بهش زده بودم خجالت کشیدم نشستم کنارش و زیرپوشش را کنار زدم پوستش به شدت قرمز شده بود و بعضی جاهاش به کبودی میزد. دور کمرش هم پر از تاول بود، محسن به درد مقاوم بود مثل همان موقع ها که نهاوند بودیم و با سر باندپیچیشده برگشته بود. ترکش خمپاره پوست سرش را کنده بود و وقتی نگاهش کردم پاهام سست شده بود ولی با آن درد هم محسن دست از شوخی نکشیده بود. - دیدی هما تیر غیبو دست به سر کردم! می خواست بخوره توی قلبم ولی من با سرم ردش کردم. انگار درد روی محسن اثر نداشت؛ ولی اینبار ماجرا فرق می کرد نوع زخمهایش با هر دفعه فرق داشت تاول های عجیب و غریب توی گرمای جهنمی روییده بود. طوری بود که انگار آبجوش رویش ریخته اند گله به گله قرمز شده بود و تکه تکه دلم ضعف رفته بود و صدایم به ناله می مانست. - هما بمیره تو اینجوری و هیچی نمیگی ؟! پاشو بریم دکتر خیره شد به چشمهام. من هم دیگر محسن را نمی فهمیدم اصلا مگر آدم هم اینجور می شود مگر می شود کسی این همه درد داشته باشد و حتی خم به ابرویش نیاورد. - شلوغش نکن هما جان ... این که چیزی نیست... بچه ها توی منطقه دارن دم به دقیقه تیر می خورن و زیر بمب و گلوله تیکه تیکه می شن ولی باز چیزی نمی گن صداشونم درنمی آید. - من که چیزیم نشده دکترم رفتم پماد داده دوتا... اصلا به خاطر همین اومدم اهواز. دیگر چیزی نمی توانستم بگویم و فقط می خواستم در تحمل دردهایش سهیم باشم پمادها را از از کوله اش برداشتم و با خون دل مالیدم به پشتش و تنها دلخوشی ام این بود که محسن چند روزی پیش من و فاطمه می ماند. بعدش فاطمه را بغل کرد و گفت: برم راحت بخوابم می خواهم تا صبح دخترم را بغل کنم با سماجت پرسیدم: من خوابم نمی بره باشه فاطمه بغل تو، ولی باید بگی چی شد کمرت اینجوری شد؟ - به خاطر شنا کردن توی سد گتونده، اونم زیر تیغ آفتاب حالا شما برو دراز بکش و من و دخترم را تنها بزار می دانستم محسن شنا کردن بلد نیست ولی دیگر چیزی نگفتم و رفتم تا خلوت دختر و پدری به هم نریزد. ادامه داستان را در کتاب «هما» بخوانید که در سال ۱۳۹۹ با شمارگان یک هزار و ۲۵۰ نسخه به همت حوزه هنری همدان و انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این کتاب خاطرات هما شالباف زاده همسر سردار شهید محسن امیدی فرمانده ای غیور که در اردیبهشت ۱۳۶۵ در جبهه جزیره مجنون به شهادت رسید؛ مردی آسمانی که فقط محسن هما نبود و امید همه بود. هما عاشقانه ای است از مهر محبت و فداکاری بانویی ایثارگر در همراهی با همسر شهیدش که ربابه جعفری و جمشید طالبی خاطره نگاری آن را به عهده داشتند. وصف هما وصف آنانی است که چشم به آسودگی نبستند خستگی را به چشم و دل راه ندادند و صبورانه باغبان ثمره گلستان زندگی شان بودند و برای فرزندانشان هم پدر بودند و هم مادر.

more_vert کتاب بر زبان آر تا بدست آری: راهنمای افراد برای ارتباط قاطعانه

ادامه مطلب

closeکتاب بر زبان آر تا بدست آری: راهنمای افراد برای ارتباط قاطعانه

کتاب بر زبان آر تا بدست آری: راهنمای افراد برای ارتباط قاطعانه به قلم جودیت تینگلی، در دوازده فصل بررسی می‌کند که ارتباطات گفتاری و روابط اجتماعی در کسب و کار چگونه سبب موفقیت می‌شود. مادامی که آرام هستید و سخنی نمی‌گویید، نامرئی هستید و دیده نمی‌شوید. تا وقتی که نامرئی باشید. دارای کم‌ترین تأثیر و فرصت برای پیشرفت و ترقی هستید. سال‌هاست در جوامعی زندگی می‌کنید که بلندگوهای آن همیشه در دستان عوامل پول، قدرت و مسند است؛ صداهایی را می‌شنوید که از صدای سایر اعضای پیرامون آن بلندتر است. مردم چه بخواهند یا نه به آن صدا گوش می‌دهند و این شما هستید که باید یاد بگیرید بایستید و با صدای بلند و قاطعانه آنچه را که خواهان آن هستید تا اعضای پیرامون شما بشنوند، بیان کنید. کتاب بر زبان آر تا بدست آری (Say what you mean get what you want: a businessperson's guide to direct communication) نشان می‌دهد که در دنیای هدفمند تجارت و ... پیروزی در دست فرد و گروهی است که آنچه را که می‌خواهند بر زبان آورند. به دست آوردن اهداف، در گرو شناخت و به کارگیری جسارت، قدرت، سماجت و دانش ارتباط صریح و صحیح در جوامع هدفمند امروزی است. جودیت تینگلی (Judith C. Tingley) در این کتاب موادری همچون مهارت‌های کاربردی تجاری و سازمانی برای کمک به «نه» گفتن، مقابله با حملات تهاجمی، مهارت‌های صریح و جسورانه سخن گفتن و ... را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد. در بخشی از کتاب بر زبان آر تا بدست آری می‌خوانیم: زمانی‌ که تصمیم گرفتید نتیجۀ ارتباط‌تان را بدانید و همین‌طور با مهارت‌های کاربردی ارتباط تجاری و سازمانی آشنا شوید، باید به موانعی که احتمالاً در سر راهتان در زمان انجام کار قرار می‌گیرد توجه کنید. اگر هیچ مانعی در سر راهتان نیست، پس حتی مجبور نیستید که این کتاب را تا آخر بخوانید. می‌توانید بروید و هر کاری که می‌خواهید انجام دهید. اما در سر راه بیش‌تر ما موانع مختلفی وجود دارد که ما را از انجام کار دلخواهمان باز می‌دارد، اگر چه آن کار ساختن یک ساختمان، یاد گرفتن بازی گلف و یا بهبود مهارت‌های ارتباطی در کار باشد. همواره در کنگره‌های ارتباط قاطعانه از افراد می‌خواهم که خود را در وضعیت نهایی‌شان ببینند. همچنین متفاوت از حالات همیشگی خود نباشند و در عوض به احساسات، افکار و همین‌طور رفتارشان توجه داشته باشند. سپس به عنوان افرادی هدف‌دار در آن موقعیت بخصوص تعیین کنند که چه چیزی مانع انجام آن‌چه که خودشان خواستار آن هستند، می‌باشد. بزرگترین مانع ارتباط قاطعانه در همۀ کارگاه‌های آموزشی من با آن همه شرکت‌ کننده، ترس است. ترس از رد شدن، تغییر، ناشناخته‌ها، ترس از برخورد، مرکز توجه قرار گرفتن، صدمه زدن به احساسات دیگران، به شدت عصبانی شدن و پایان دادن به احساس بدبختی، ترس از دیده شدن به عنوان یک فرد سطح پایین و نه خوب و حتی ترس از بریده بریده خواندن کلمات و جملات. همیشه ترس‌هایی وجود دارد: ترس از جا خوردن، ترس از این‌که ندانید به کسی که به اصرارتان پاسخ مثبت نداده است چه بگویید، ترس از دست دادن کنترل، قدرت، مقام و یا ترس از دست دادن رابطه دوستی یا فامیلی. منشأ تمام ترس‌ها این جمله است که با خود زمزمه می‌کنیم: - «من به اندازۀ کافی خوب نیستم.» نمونۀ معمولی دیگر، بیان این سؤال توسط شرکت‌کنندگان است: «چرا به خودم زحمت دهم؟» و آن مانعی است که با فکر کردن به آن‌چه که انجامش برای شخص فرق نمی‌کند به‌وجود می‌آید. فهرست مطالب فصل اول: قطعاً باید انجامش بدهیدقاطعیت‌محوری در کجا و چگونه کاربردی دارد؟خود ارزیابیمعیارهای ارتباطینظرسنجی ارتباطیفصل دوم: هفت شیوه ارتباط موثرمهارت‌های کاربردی هفت مرحله‌ای ارتباطات تجاری و سازمانی1- خواسته‌هایتان را مشخص کنید2- افکار منفی را مشخص کنید.3- جایگزین کن، مبارزه کن، کنار بگذار4- انتخاب تکنیک5- پیاده کردن تکنیک6-به خودتان پاداش دهید7- ارزیابی کنید که تا چه حد موثر بوده‌ایدفصل سوم: موانع کدام‌ها هستند؟افکار منفیبازسازی شناختیجملات روحیه‌بخشبازآفرینیمبارزهتوقفتصویر پردازی ذهنیفصل چهار: ساخت یک برنامه، انتخاب یک تکنیکمختصر و گویاسلب مسئولیت و عذرخواهی را کنار بگذاریدجزییات و توضیحات را کم‌تر کنیدبه جای جملات پرسشی از جملات خبری استفاده کنید"چرا" را کنار بگذاریدجملاتی که با "من" شروع می‌شوندآن‌چه را که می‌خواهید بر زبان آریدپذیرش مشروطنه گفتنابهامپرس‌وجوی منفیجمع‌بندیفصل پنجم: پاسخ منفی و اراده گفتن آنطرح مسئلهاستفاده از مهارت‌های کاربردی ارتباطات تجاری و سازمانی برای کمک به گفتن "نه"شناسایی تفکر منفیجایگزین کنید، مبارزه کنید، کنار بگذاریدانتخاب تکنیکپاسخ منفی صریحنه قاطعانه در آغاز گفت‌وگویادآوریفصل ششم: به صراحت سخن گفتنطرح مسئلهروش مهارت‌های کاربردی ارتباط تجاری و سازمانی برای صریح و جسورانه سخن گفتنافکار منفی را تشخیص دهیدجایگزین کنید، مبارزه کنید، کنار بگذاریدتکنیک‌تان را انتخاب کنیدجملات مختصر و مفید و جملات اول شخصپذیرش مشروطآن‌چه را که می‌خواهید، بر زبان آریدابهامیادآوریفصل هفتم: گفتن واقعیت آن‌گونه که هستطرح مسئلهمهارت‌های کاربردی ارتباط تجاری و سازمانی برای گفتن صریح واقعیتافکار منفی‌تان را تشخیص دهیدجایگزین کنید، مبارزه کنید، کنار بگذاریدانتخاب تکنیکنه گفتنیادآوریفصل هشتم: پیشگیری از به خطا رفتن هدفطرح مسئلهروش مهارت‌های کاربردی ارتباط تجاری و سازمانی برای مقابله با طعنه و کنایه غیرمستقیمخواسته‌هایتان را مشخص کنیدتشخیص تفکر منفیجایگزین کنید، مبارزه کنید، کنار بگذاریدانتخاب تکنیکحذف سوالاتی که با "چرا" شروع می‌شوندجملاتی که با "من" شروع می‌شوندبیان خواسته‌ها و پذیرش مشروطجملات مبهم و پرس‌وجوی منفییادآوریفصل نهم: مرا جدی بگیرید!طرح مسئلهروش مهارت‌های کاربردی ارتباط تجاری و سازمانی برای جدی گرفته شدنافکار منفی را تشخیص دهیدجایگزین کنید، مبارزه کنید، کنار بگذاریدتکنیک‌تان را انتخاب کنیدجملات سلب مسئولیت و پوزش خواهی را به کار نبریدجزئیات و توضیحات را کاهش دهیدجملاتی که با من شروع می‌شوندآن‌چه را که می‌خواهید بر زبان آریدیاد آوریفصل دهم: نجات یافتن از حمله تهاجمیطرح مسئلهمهارت‌های کاربردی ارتباط تجاری و سازمانی برای مقابله با حملات تهاجمیافکار منفی‌تان را شناسایی کنیدجایگزین کنید، مبارزه کنید، کنار بگذاریدتکنیک‌تان را انتخاب کنیدجملات سلب مسئولیت و پوزش‌خواهی را به کار نبریدجملات دو پهلو و جملات پذیرشیپرس‌وجوی عوامل منفیآن‌چه که می‌خواهید بر زبان آریدیادآوریفصل یازدهم: یک روز از زندگی یک رابط "کار محور"فصل دوازدهم: مرحله بعدطرح مسئلهنگهداریمرحله بعدی چیست؟فراتر از صراحتجملات مثبت و متحول‌گرکتاب شناسی

more_vert 8 راز موفقیت که لازم است بدانید

ادامه مطلب

close8 راز موفقیت که لازم است بدانید

«الکس گاردا»، مدیرعامل یکی از شرکت های موفق تولید کننده بازی های رایانه ای، تمرین و ارتقای مهارت ار راز موفقیت می داند. به نظر او موفق شدن عجیب و وابسته به یک فرمول جادویی نیست و تنها نیازمند تمرین و تمرین و تمرین است.او بیش از یک دهه از عمرش را به مطالعه، بررسی و تحلیل داستان های موفقیت افراد مختلف گذرانده است. حاصل فعالیت های گسترده او در هشت کلمه جادویی، سه دقیقه شگفت انگیز و یک کتاب موفق خلاصه می شود. جرقه این پروژه در هواپیما و بو سوالی که یکی از مسافران درباره دلایل واقعی موفقیت از او پرسید، زده شد و همین پرسش باعث شد ریچارد 10 سال از عمرش را به بررسی فرآیند موفقیت و مصاحبه با بیش از 500 فرد بسیار موفق در حوزه های مختلف اختصاص دهد. او ابتدا دلایل موفقیت این افراد را از آنها جویا شد و سپس با بررسی و تحلیل پاسخ های دریافتی، داده های به دست آمده را در پایگاه داده های منظم گردآوری کرد و در نهایت توانست هشت ویژگی مشترک افراد موفق را شناسایی کند. او بر همین اساس کتاب پرفروش و موفق «هشت نکته برای عالی بودن» را منتشر کرد که در واقع این کتاب گنجینه ای ارزشمند از راه های موفقیت افراد بسیار موفق است. ریچارد با نگارش و انتشار این کتاب، این رازهای طلایی را با خوانندگان به اشتراک می گذارد. این رازها به مخاطبان کمک می کند تا در مسیری که در پیش گرفته اند، موفق شوند و به هدف خود که ممکن است راه اندازی کسب و کار، تغییر جهان، رهایی از فقر، تشکیل خانواده، آموزش فرزندان و ... باشد دست یابند. این کتاب حس اعتماد به نفس افراد را تقویت کرده و توانمندی های بالقوه و بالفعل آنها را شناسایی می کند. در ادامه، متن سخنرانی شگفت انگیز سه دقیقه ای ریچارد سنت جان را می خوانید.سخنرانی مختصر سه دقیقه ای امروز نسخه فشرده سخنرانی دو ساعته ای است که برای دانش آموزان دبیرستانی ارائه می دهم. همه چیز از روزی شروع شد که سوار هواپیما شده و در راه آمدن به کنفرانس «تد» بودم. تقریبا هفت سال پیش بود. در صندلی کنار من دختر نوجوانی نشسته بود که به نظر می رسید دبیرستانی باشد. این دختر خانواده بسیار فقیری داشت و می خواست در زندگی اش موفق شود. او سوال بسیار ساده ای را از من پرسی و گفت: «چه عاملی باعث دستیابی به موفقیت می شود؟» از اینکه نمی توانستم پاسخ مناسبی به این نوجوان بدهم، احساس بدی داشتم. زمانی که از هواپیما پیاده شدم و به کنفرانس تد آمدم، در همان ابتدای ورود به سالن به طور ناگهانی و گویی که به من الهام شده باشد، به خودم گفتم: «خدایا! من داخل اتاقی هستم که پر از افراد موفق است. بهتر نیست از همین افراد دلایل و عوامل موفقیت شان را جویا شوم و پاسخ هایشان را با کودکان و نوجوانان به اشتراک بگذارم؟» و امروز هفت سال از آن روز سرنوشت ساز گذشته است و من در این مدت با 500 فرد موفق مصاحبه و گفتگو کرده ام و قصد دارم در این سخنرانی شما را با آنچه که به موفقیت می انجامد، آشنا کنم. 1- اشتیاق؛ انگیزه ما برای طی مسیر نخستین عامل موفقیت، اشتیاق است. «فریمن توماس»، طراح اتومبیل شرکت دایملر کرایسلر، اشتیاق را عامل انگیزه بخش و هدایتگر خود برای رسیدن به موفقیت می داند؛ پس افراد موفق کاری را انجام می دهند که به آن عشق می ورزند و تنها کسب درآمد به آنها انگیزه بیشتر نمی دهد. نکته جالب اینجاست که اگر کاری را با علاقه انجام دهید، پول و درآمد هم خود به خود به دست می آید. 2- کار برایتان مثل تفریح باشد دومین عامل، کار و تلاش است. «روپرت مورداک»، مدیرعامل سرشناس چندین شرکت بزرگ و موفق و یکی از غول های رسانه ای جهان، کار و تلاش را عامل ضروری موفقیت می داند. به گفته او، هیچ چیز آسان به دست نمی آید و کار و تلاش هم به نوبه خود مفرح و سرگرم کننده است.درست شنیدید روپرت مورداک معروف، کار و تلاش را سرگرم کننده می داند؛ پس افراد موفق کار کردن را نوعی تفریح می دانند و سخت برای آن تلاش می کنند. در حقیقت این افراد معتاد کار نیستند و واقعا از کار و تلاش خود لذت می برند. 3- تمرین مداوم و دیگر هیچ «الکس گاردا»، مدیرعامل یکی از شرکت های موفق تولید کننده بازی های رایانه ای، تمرین و ارتقای مهارت ار راز موفقیت می داند. به نظر او موفق شدن عجیب و وابسته به یک فرمول جادویی نیست و تنها نیازمند تمرین و تمرین و تمرین است. 4- تمرکز بر هدف واحد عامل بعدی تمرکز است. «نورمن جویسن»، فیلمساز معتقد است برای موفق شدن باید تنها بر روی یک هدف تمرکز کرد. 5- اراده ترغیب کننده حالا نوبت به اراده می رسد. «دیوید گالو»، دانشمند علوم دریایی، اراده جسمی و روحی را یکی از عوامل مهم موفقیت می داند و بسیار بر توجه به آن تاکید می کند. افراد موفق با اراده قوی خود اعتماد به نفس را در وجودشان به وجود می آورند و خود را از تردید و خجالت رها می کنند. «گلدی هاون»، بازیگر معروف آمریکایی، اعتراف می کند که در ابتدا نسبت به خود و توانایی هایش دچار شک و تردید بود و خود را به اندازه کافی باهوش و خوب تصور نمی کرد. او فکر می کرد که هرگز موفق نخواهد شد؛ البته ترغیب خود و ایجاد اراده همیشه چندان هم آسان نیست. مادرها همیشه منبع خوبی برای ایجاد انگیزه، اراده و پشتکار هستند. «فرانک گری» که معماری موفق و شناخته شده است، مادرش را عامل ایجاد انگیزه و اراده در خود می داند. 6- ارائه خدمات ارزشمند خدمت کردن به دیگران عامل هفتم موفقیت است. «شروین نولاند»، استاد جراحی دانشگاه یِیل آمریکا، خدمت در کِسوت یک پزشک را نوعی امتیاز ویژه می داند. بسیاری از کودکان و نوجوانان آرزو دارند روزی میلیونر شوند؛ پس باید به این بچه ها یاد داد که با ارائه خدمات ارزشمند به دیگران می توان به این آرزو رسید و ثروتمند شد. 7- ایده های ناب و خلاق برخورداری از ایده های ناب و ارزشمند یکی دیگ راز عناصر لازم برای دستیابی به موفقیت است. بیل گیتس، مدیرعامل مایکروسافت، می گوید: «من یک ایده ناب و فوق العاده داشتم و می خواستم نخستین شرکت تولیدکننده نرم افزارهای ویژه رایانه های شخصی و خانگی را راه اندازی کنم.» به نظر من هم ایده گیتس بسیار خوب بود. خلق ایده های ناب، فرآیندی عجیب و جادویی نیست؛ در واقع این فرآیند از چند مرحله بسیار ساده تشکیل شده است که توجه به اطراف و کنجکاوی از عناصر ضروری آن به شمار می رود. 8- مقاومت در برابر ناملایمات بالاخره نوبت هشتمین عامل، یعنی سماجت رسید. شما باید در برابر شکست سمج باشید، روحیه خود را نبازید، در برابر ناملایمات مقاومت کنید و در نهایت مقابل انتقادها، طرد شدن ها، فشارها و آزار دیگران جا نزنید. باور کنید با توجه به این هشت عامل می توانید به آسانی به فردی موفق تبدیل شوید. به من اعتماد داشته باشید و این هشت توصیه را سرلوحه کار خود قرار دهید. مطمئنم هرگز پشیمان نخواهید شد. منبع: مجله موفقیت

more_vert متلک اون هم زیر یک سقف!

ادامه مطلب

closeمتلک اون هم زیر یک سقف!

بیان حقیقت مهارتی است که باید از طریق عشق و احساس روانه شود زیرا بدون عشق بی شک حقیقت می تواند آزاردهنده و رنج آور باشد. هیچ افتخاری در بیان آنچه رخ داده است و حقیقت به شمار می رود، به بهای جریحه دار شدن احساسات و عواطف همسرمان وجود ندارد.وقتی این لباس قرمزو می پوشی شبیه دلقکای سیرک می شی. خواهشا این کفشای پاشه بلندتو نپوش باهاش کج کج راه می ری... بابات همیشه این قدر بد غذا می خوره؟ چه قدر موقع غذا خوردن ملچ و مولوچ می کنه... مادرت چرا مثل خدمتکارا هر جا می ره شروع می کنه به کار کردن؟ چرا یه ذره کلاس نداره؟... متلک گویی یکی از انواع خشونت گفتاری علیه طرف مقابل است و عمدتا افراد متلک گو فاقد اعتماد به نفس بوده و دچار خود کم بینی و فاقد بهداشت روانی هستند. عمدتا متلک گویی به معنای خروج واژه ها از استانداردهای منطقی و شرعی و عرفی و حسی است و عمدتا تهدید کننده عزت یک انسان دیگر است و موجب توهین به او می شود که متاسفانه در روابط برخی از زوجین بسیار شاهد ان هستیم. بیان حقیقت مهارتی است که باید از طریق عشق و احساس روانه شود زیرا بدون عشق بی شک حقیقت می تواند آزاردهنده و رنج آور باشد. هیچ افتخاری در بیان آنچه رخ داده است و حقیقت به شمار می رود، به بهای جریحه دار شدن احساسات و عواطف همسرمان وجود ندارد. شاید خیلی از مفاهیمی که در متلک گویی زوجین نسبت به هم رد و بدل می شود واقعیت داشته باشد اما طرز بیان و ادبیات به کار رفته شده ان قدر خشن و آزار دهنده است که تنها صدمات روحی برای طرف مقابل به همراه دارد. افراد متلک گو عمدتا عناوینی مثل رک گویی، صراحت و بی شیله پیله بودن را در مورد خود به کار می برند. اما تاثیراتی همچون پست و خوار کردن، تضعیف کردن یا صدمه زدن به قربانی خود را دارد.عمدتا متلک گویی به معنای خروج واژه ها از استانداردهای منطقی و شرعی و عرفی و حسی است و عمدتا تهدید کننده عزت یک انسان دیگر است البته هر کس دنیا را بر اساس تجارب قبلی خود به شکل متفاوتی درک می کند که به ان دنیای خصوصی شخص گفته می شود. بنا براین چون نحوه نگرش و دید ما نسبت به مسایل با یکدیگر فرق دارد رفتارمان نیز با هم متفاوت است، وجود تفاوت در باورهای ما نیز طبیعی است و گاها به خاطر همین تفاوتها با دیگران دچار اختلاف و تعارض می شویم. پس تعارض و اختلاف زناشویی نه تنها یک امر طبیعی و اجتناب ناپذیر است بلکه می تواند نقش مثبت و موثری در تثبیت رابطه داشته باشد. اما گاه این تعارضات باعث می شود که هر یک از زوجین به اشتباه رفتار اشتباهی را در پیش گرفته و لذا بر شدت ناکامی ها و تنشهای ارتباطی بیفزاید. عوامل زیادی می تواند سبب شود که این اختلافات و تعارضات طبیعی به آشفتگی تبدیل شود. یکی از این عوامل زمینه ساز در تبدیل اختلافات و تعارضات زناشویی، طرز تفکر و نگرش آنها و همچنین نوع برخوردشان به تعارضات زناشویی است. یکی از تعارضات جدی میان زوجین در زندگی مشترک صحبت کردن در لفافه یا همان متلک اندازی یکی از زوجین یا هر دو آنها نسبت به دیگری است. وقتی زن و شوهر صریح و شفاف در مورد مسایل و مشکلات ارتباطی با هم صحبت نکرده و با غلو کردنهای زیاد سعی دارند یک صفت منفی را در همسر خود بزرگتر جلوه داده و در کلام، وی را مورد خشونت قرار دهند، در اصطلاح متلک اندازی گفته می شود. حال متلک اندازی زاییده چه نوع ارتباطی است؟ در ادامه انواع ارتباط میان زوجین مورد بررسی قرار گرفته و این سبک رفتاری هم بررسی می شود. گفتگوی منفعلانه در یک گفتگوی منفعلانه فرد نسبت به بیان افکار، احساسات و تمایلات و همچنین روراستی و صداقت بی میل است و در واقع این افکار و احساسات را نزد خودش نگه می دارد. این روش می تواند ناشی ازاعتماد به نفس پایین باشد و به طور مشخص و به منظور اجتناب از جریحه دار شدن احساسات دیگران یا جلوگیری از سرزنش به کار گرفته شود. زوجهای منفعل به دلیل اینکه نیازهای عاطفی خود را بیان نمی کنند معمولا به آنچه که می خواهند نمی رسند و در نتیجه ارتباطی بی روح و با حداقل صمیمیت خواهند داشت. گفتگوی تهاجمی فرد دارای چنین سبکی همیشه طرف مقابل را سرزنش و متهم می کند، اغلب از بیاناتی شبیه به"شما هرگز" یا " شما همیشه" و .. استفاده می کند. عموما این روش هنگامی که یکی از طرفین احساس تهدید میکند و یا افکار و احساسات منفی دارد رخ می دهد.در این سبک ارتباطی عمدتا افراد قصد دارند که دیگران را مسئول احساست خود قلمداد کنند. زن و شوهر گفتگوی منفعل- مهاجم افراد دارای این سبک عمدتا به صورت نامشخص پرخاشگری می کنند و خشم خود را به صورت غیر مستقیم نسبت به دیگری بیان می کنند و انتظار دارند که دیگری بداند که برای چه این کار را می کند. البته این سبک ارتباطی هم می تواند رفتاری باشد و هم گفتاری. در سبک رفتاری فرد سعی می کند حالات پرخاشگری را در عمل نشان دهد مثل خانمی که دوست دارد همسرش روزهای تعطیل بیشتر کنار او باشد اما همسر بیشتر دنبال خواب و استراحت است و لذا زن به طور منفعلانه با ایجاد سر و صدا سعی می کند مانع از خواب همسرش شود. در این سبک گفتاری که همان متلک پراکنی است یکی از طرفین سعی دارد با بیان کلمات دو پهلو و نیش دار منظور و مقصود خود را به طرف مقابل بفهماند که در حقیقت مرتکب نوعی خشونت گفتاری می شود.البته گاه دیده می شود که برخی از زوجین هر دو نسبت به هم چنین سبک تعاملی داشته و کلا با کلمات دوپهلو و آزار دهنده با هم تعامل برقرار می کنند. گفتگوی صریح فرد در این سبک بدون احساس ترس یا پرخاشجویانه رفتار کردن، احساسات،خواسته ها و افکار خود را بیان می کند. فرد نه از حق خود گذشته و نه به دیگری بی احترامی می کند و در واقع هم از یک سو حالت انفعالی ندارد و نمی گذارد دیگران از وی سواستفاده کنند و از طرف دیگر نیازهای دیگران را می شناسد و سعی می کند خود را به نحوی معقول با آنها منطبق کند. چنین حسی به نوبه خود حس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی را در ارتباط با دیگران بالا می برد.دراین گفتگو افراد خود را به روش سالم، غیر تواضعی و بدون سماجت نشان دهند و این به معنای عنوان کردن شفاف و مستقیم خواسته و مودب بودن در گفتگو است. راه حل وقتی رابطه زوجین درگیر متلک پراکنی می شود به طور خلاصه رعایت این اصول برای اصلاح طرز بیان توصیه می شود: هرگاه از همسرتان انتقادی داشتید یا رفتاری از وی آزارتان داد این اصول را در گفتگوی صریح خود حتما رعایت کنید: 1- خلاصه حرف بزنید: اغلب اوقات می توان همه گفتنی ها را در دوجمله بیان کرد. با این روش از صحبت درباره مطالب خارج از برنامه که اغلب ایجاد تنش می کند جلوگیری کنید. مثلا " من از انجام کارهای زیاد خانه واقعا خسته میشم. دوست دارم شما هم قدری کمکم کنی". به جای اینکه بگویید: خدا شانس بده. زنای مردم وقتی شوهرشون به منزل میاد اول استراحتشونه، من بیچاره اول کارگری و سرویس دادن.... 2- صریح و موجز حرف بزنید: از صحبت های مبهم و از کلی گویی بپرهیزید. مثلا به جای اینکه بگویید" آرزو به دلم موند یه دفعه تو رو صاف و صوف ببینم" بگویید" دلم می خواهد برای حضور در این مهمانی لباسهای مرتب تری بپوشی". 3- از توهین و تهمت خودداری کنید. 4- از زدن برچسب مانند شلخته، خودخواه یا بی ملاحظه خودداری کنید. 5- حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید: مثلا به جای اینکه بگویید" تو هیچ وقت نفهمیدی کارهای این خانه چطور پیش می رود" بگویید" اگر در شستن ظرفها به من کمک کنی بسیار ممنون می شوم. یعنی کلی گویی نکنید و دقیقا آنچه را که می خواهید بیان کنید. منبع: تبیان

more_vert درباره علی‌اشرف درویشیان

ادامه مطلب

closeدرباره علی‌اشرف درویشیان

 علی‌اشرف درویشیان از جمله برجسته‌ترین داستان‌نویسانی است که سعی کرد، قالب قصه را برای بیان نابسامانی‌های اجتماعی برگزیند. او با نام مستعار "لطیف تلخستانی" آشنایی دیرینه با روستا داشت و می کوشید تا اقلیم و زادبوم خود را در آثارش با سبکی واقع‌گرایانه منعکس کند.

more_vert جزء بیست و پنجم قرآن کریم با ترجمه

ادامه مطلب

closeجزء بیست و پنجم قرآن کریم با ترجمه

سوره فصلت   دانستن هنگام رستاخیز فقط منحصر به اوست و میوه‏ها از غلافهایشان بیرون نمى‏آیند و هیچ مادینه‏اى بار نمى‏گیرد و بار نمى‏گذارد مگر آنکه او به آن علم دارد و روزى که [خدا] آنان را ندا مى‏دهد شریکان من کجایند مى‏گویند با بانگ رسا به تو مى‏گوییم که هیچ گواهى از میان ما نیست ( ۴۷)   إِلَیْهِ یُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَکْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ أَیْنَ شُرَکَائِی قَالُوا آذَنَّاکَ مَا مِنَّا مِن شَهِیدٍ ﴿ ۴۷ ﴾ و آنچه از پیش مى‏خواندند از [نظر] آنان ناپدید مى‏شود و مى‏دانند که آنان را روى گریز نیست ( ۴۸)   وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُوا یَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ ﴿ ۴۸ ﴾ انسان از دعاى خیر خسته نمى‏شود و چون آسیبى به او رسد مایوس [و] نومید مى‏گردد ( ۴۹)   لَا یَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَیْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیَؤُوسٌ قَنُوطٌ ﴿ ۴۹ ﴾ و اگر از جانب خود رحمتى پس از زیانى که به او رسیده است بچشانیم قطعا خواهد گفت من سزاوار آنم و گمان ندارم که رستاخیز برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانیده شوم قطعا نزد او برایم خوبى خواهد بود پس بدون شک کسانى را که کفران کرده‏اند به آنچه انجام داده‏اند آگاه خواهیم کرد و مسلما از عذابى سخت به آنان خواهیم چشانید ( ۵۰)   وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ هَذَا لِی وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّی إِنَّ لِی عِندَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ ﴿ ۵۰ ﴾ و چون انسان را نعمت بخشیم روى برتابد و خود را کنار کشد و چون آسیبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد ( ۵۱)   وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِیضٍ ﴿ ۵۱ ﴾ بگو به من خبر دهید اگر [قرآن] از نزد خدا [آمده] باشد و آن را انکار کرده باشید چه کسى گمراه‏تر از آن کس خواهد بود که به مخالفتى دور و دراز [دچار] آمده باشد ( ۵۲)   قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِن کَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ کَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ ﴿ ۵۲ ﴾ به زودى نشانه‏هاى خود را در افقها[ى گوناگون] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است آیا کافى نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزى است ( ۵۳)   سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ﴿ ۵۳ ﴾ آرى آنان در لقاى پروردگارشان تردید دارند آگاه باش که مسلما او به هر چیزى احاطه دارد ( ۵۴)   أَلَا إِنَّهُمْ فِی مِرْیَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطٌ ﴿ ۵۴ ﴾ سوره الشوری  به نام خداوند رحمتگر مهربان   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ حاء میم ( ۱)   حم ﴿ ۱ ﴾ عین سین قاف ( ۲)   عسق ﴿ ۲ ﴾ این گونه خداى نیرومند حکیم به سوى تو و به سوى کسانى که پیش از تو بودند وحى مى‏کند ( ۳)   کَذَلِکَ یُوحِی إِلَیْکَ وَإِلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکَ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿ ۳ ﴾ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و او بلندمرتبه بزرگ است ( ۴)   لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ﴿ ۴ ﴾ چیزى نمانده که آسمانها از فرازشان بشکافند و [حال آنکه] فرشتگان به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‏گویند و براى کسانى که در زمین هستند آمرزش مى‏طلبند آگاه باش در قیقت‏خداست که آمرزنده مهربان است ( ۵)   تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿ ۵ ﴾ و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند خدا بر ایشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نیستى ( ۶)   وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِیَاء اللَّهُ حَفِیظٌ عَلَیْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم بِوَکِیلٍ ﴿ ۶ ﴾ و بدین گونه قرآن عربى به سوى تو وحى کردیم تا [مردم] مکه و کسانى را که پیرامون آنند هشدار دهى و از روز گردآمدن [خلق] که تردیدى در آن نیست بیم دهى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش ( ۷)   وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ ﴿ ۷ ﴾ و اگر خدا مى‏خواست قطعا آنان را امتى یگانه مى‏گردانید لیکن هر که را بخواهد به حمت‏خویش درمى‏آورد و ستمگران نه یارى دارند و نه یاورى ( ۸)   وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِن یُدْخِلُ مَن یَشَاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ ﴿ ۸ ﴾ آیا به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند خداست که دوست راستین است و اوست که مردگان را زنده مى‏کند و هموست که بر هر چیزى تواناست ( ۹)   أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ وَهُوَ یُحْیِی المَوْتَى وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿ ۹ ﴾ و در باره هر چیزى اختلاف پیدا کردید داوریش به خدا [ارجاع مى‏گردد] چنین خدایى پروردگار من است بر او توکل کردم و به سوى او بازمى‏گردم ( ۱۰)   وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ ﴿ ۱۰ ﴾ پدیدآورنده آسمانها و زمین است از خودتان براى شما جفتهایى قرار داد و از دامها [نیز] نر و ماده [قرار داد] بدین وسیله شما را بسیار مى‏گرداند چیزى مانند او نیست و اوست‏شنواى بینا ( ۱۱)   فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا یَذْرَؤُکُمْ فِیهِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ ﴿ ۱۱ ﴾ کلیدهاى آسمانها و زمین از آن اوست براى هر کس که بخواهد روزى را گشاده یا تنگ مى‏گرداند اوست که بر هر چیزى داناست ( ۱۲)   لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿ ۱۲ ﴾ از [احکام] دین آنچه را که به نوح در باره آن سفارش کرد براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که در باره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقه‏اندازى مکنید بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوى آن فرا مى‏خوانى گران مى‏آید خدا هر که را بخواهد به سوى خود برمى‏گزیند و هر که را که از در توبه درآید به سوى خود راه مى‏نماید ( ۱۳)   شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ ﴿ ۱۳ ﴾ و فقط پس از آنکه علم برایشان آمد راه تفرقه پیمودند [آن هم] به صرف حسد [و برترى جویى] میان همدیگر و اگر سخنى [دایر بر تاخیر عذاب] از جانب پروردگارت تا زمانى معین پیشى نگرفته بود قطعا میانشان داورى شده بود و کسانى که بعد از آنان کتاب [تورات] را میراث یافتند واقعا در باره او در تردیدى سخت [دچار]اند ( ۱۴)   وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَلَوْلَا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّکَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ ﴿ ۱۴ ﴾ بنابراین به دعوت پرداز و همان گونه که مامورى ایستادگى کن و هوسهاى آنان را پیروى مکن و بگو به هر کتابى که خدا نازل کرده است ایمان آوردم و مامور شدم که میان شما عدالت کنم خدا پروردگار ما و پروردگار شماست اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شماست میان ما و شما خصومتى نیست‏خدا میان ما را جمع مى‏کند و فرجام به سوى اوست ( ۱۵)   فَلِذَلِکَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن کِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ لَا حُجَّةَ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ اللَّهُ یَجْمَعُ بَیْنَنَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ ﴿ ۱۵ ﴾ و کسانى که در باره خدا پس از اجابت [دعوت] او به مجادله مى‏پردازند حجتشان پیش پروردگارشان باطل است و خشمى [از خدا] برایشان است و براى آنان عذابى سخت‏خواهد بود ( ۱۶)   وَالَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ ﴿ ۱۶ ﴾ خدا همان کسى است که کتاب و وسیله سنجش را به حق فرود آورد و تو چه مى‏دانى شاید رستاخیز نزدیک باشد ( ۱۷)   اللَّهُ الَّذِی أَنزَلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ ﴿ ۱۷ ﴾ کسانى که به آن ایمان ندارند شتابزده آن را مى‏خواهند و کسانى که ایمان آورده‏اند از آن هراسناکند و مى‏دانند که آن حق است بدان که آنان که در مورد قیامت تردید مى‏ورزند قطعا در گمراهى دور و درازى‏اند ( ۱۸)   یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یُمَارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ ﴿ ۱۸ ﴾ خدا نسبت به بندگانش مهربان است هر که را بخواهد روزى مى‏دهد و اوست نیرومند غالب ( ۱۹)   اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِیُّ العَزِیزُ ﴿ ۱۹ ﴾ کسى که کشت آخرت بخواهد براى وى در کشته‏اش مى‏افزاییم و کسى که کشت این دنیا را بخواهد به او از آن مى‏دهیم و[لى] در آخرت او را نصیبى نیست ( ۲۰)   مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ ﴿ ۲۰ ﴾ آیا براى آنان شریکانى است که در آنچه خدا بدان اجازه نداده برایشان بنیاد آیینى نهاده‏اند و اگر فرمان قاطع [در باره تاخیر عذاب در کار] نبود مسلما میانشان داورى مى‏شد و براى ستمکاران شکنجه‏اى پر درد است ( ۲۱)   أَمْ لَهُمْ شُرَکَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿ ۲۱ ﴾ [در قیامت] ستمگران را از آنچه انجام داده‏اند هراسناک مى‏بینى و [جزاى عملشان] به آنان خواهد رسید و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند در باغهاى بهشتند آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان خواهند داشت این است همان فضل عظیم ( ۲۲)   تَرَى الظَّالِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا کَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِی رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُم مَّا یَشَاؤُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الکَبِیرُ ﴿ ۲۲ ﴾ این همان [پاداشى] است که خدا بندگان خود را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند [بدان] مژده داده است بگو به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نیستم مگر دوستى در باره خویشاوندان و هر کس نیکى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد] براى او در ثواب آن خواهیم افزود قطعا خدا آمرزنده و قدرشناس است ( ۲۳)   ذَلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَن یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ ﴿ ۲۳ ﴾ آیا مى‏گویند بر خدا دروغى بسته است پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى نهد و خدا باطل را محو و حقیقت را با کلمات خویش پا برجا مى‏کند اوست که به راز دلها داناست ( ۲۴)   أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا فَإِن یَشَأِ اللَّهُ یَخْتِمْ عَلَى قَلْبِکَ وَیَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَیُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿ ۲۴ ﴾ و اوست کسى که توبه را از بندگان خود مى‏پذیرد و از گناهان درمى‏گذرد و آنچه مى‏کنید مى‏داند ( ۲۵)   وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿ ۲۵ ﴾ و [درخواست] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند اجابت مى‏کند و از فضل خویش به آنان زیاده مى‏دهد و[لى] براى کافران عذاب سختى خواهد بود ( ۲۶)   وَیَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْکَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ ﴿ ۲۶ ﴾ و اگر خدا روزى را بر بندگانش فراخ گرداند مسلما در زمین سر به عصیان برمى‏دارند لیکن آنچه را بخواهد به اندازه‏اى [که مصلحت است] فرو مى‏فرستد به راستى که او به [حال] بندگانش آگاه بیناست ( ۲۷)   وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَکِن یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ ﴿ ۲۷ ﴾ و اوست کسى که باران را پس از آنکه [مردم] نومید شدند فرود مى‏آورد و رحمت‏خویش را مى‏گسترد و هموست‏سرپرست‏ستوده ( ۲۸)   وَهُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ ﴿ ۲۸ ﴾ و از نشانه‏هاى [قدرت] اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از [انواع] جنبنده در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست ( ۲۹)   وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَاءُ قَدِیرٌ ﴿ ۲۹ ﴾ و هر [گونه] مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسیارى درمى‏گذرد ( ۳۰)   وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ ﴿ ۳۰ ﴾ و شما در زمین درمانده کننده [خدا] نیستید و جز خدا شما را سرپرست و یاورى نیست ( ۳۱)   وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ ﴿ ۳۱ ﴾ و از نشانه‏هاى او سفینه‏هاى کوه‏آسا در دریاست ( ۳۲)   وَمِنْ آیَاتِهِ الْجَوَارِ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلَامِ ﴿ ۳۲ ﴾ اگر بخواهد باد را ساکن مى‏گرداند و [سفینه‏ها] بر پشت [آب] متوقف مى‏مانند قطعا در این [امر] براى هر شکیباى شکرگزارى نشانه‏هاست ( ۳۳)   إِن یَشَأْ یُسْکِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿ ۳۳ ﴾ یا به [سزاى] آنچه [کشتى‏نشینان] مرتکب شده‏اند هلاکشان کند و[لى] از بسیارى درمى‏گذرد ( ۳۴)   أَوْ یُوبِقْهُنَّ بِمَا کَسَبُوا وَیَعْفُ عَن کَثِیرٍ ﴿ ۳۴ ﴾ و [تا] آنان که در آیات ما مجادله مى‏کنند بدانند که ایشان را [روى] گریزى نیست ( ۳۵)   وَیَعْلَمَ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ ﴿ ۳۵ ﴾ و آنچه به شما داده شده برخوردارى [و کالاى] زندگى دنیاست و آنچه پیش خداست براى کسانى که گرویده‏اند و به پروردگارشان اعتماد دارند بهتر و پایدارتر است ( ۳۶)   فَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ ﴿ ۳۶ ﴾ و کسانى که از گناهان بزرگ و زشتکاریها خود را به دور مى‏دارند و چون به خشم درمى‏آیند درمى‏گذرند ( ۳۷)   وَالَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ ﴿ ۳۷ ﴾ و کسانى که [نداى] پروردگارشان را پاسخ [مثبت] داده و نماز برپا کرده‏اند و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان داده‏ایم انفاق مى‏کنند ( ۳۸)   وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴿ ۳۸ ﴾ و کسانى که چون ستم بر ایشان رسد یارى مى‏جویند [و به انتقام بر مى‏خیزند] ( ۳۹)   وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْیُ هُمْ یَنتَصِرُونَ ﴿ ۳۹ ﴾ و جزاى بدى مانند آن بدى است پس هر که درگذرد و نیکوکارى کند پاداش او بر [عهده] خداست به راستى او ستمگران را دوست نمى‏دارد ( ۴۰)   وَجَزَاء سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ ﴿ ۴۰ ﴾ و هر که پس از ستم [دیدن] خود یارى جوید [و انتقام گیرد] راه [نکوهشى] بر ایشان نیست ( ۴۱)   وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِکَ مَا عَلَیْهِم مِّن سَبِیلٍ ﴿ ۴۱ ﴾ راه [نکوهش] تنها بر کسانى است که به مردم ستم مى‏کنند و در [روى] زمین به ناحق سر برمى‏دارند آنان عذابى دردناک [در پیش] خواهند داشت ( ۴۲)   إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَیَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِکَ لَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿ ۴۲ ﴾ و هر که صبر کند و درگذرد مسلما این [خویشتن دارى حاکى] از اراده قوى [در] کارهاست ( ۴۳)   وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِکَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿ ۴۳ ﴾ و هر که را خدا بى‏راه گذارد پس از او یار [و یاور]ى نخواهد داشت و ستمگران را مى‏بینى که چون عذاب را بنگرند مى‏گویند آیا راهى براى برگشتن [به دنیا] هست ( ۴۴)   وَمَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِیٍّ مِّن بَعْدِهِ وَتَرَى الظَّالِمِینَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ یَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِّن سَبِیلٍ ﴿ ۴۴ ﴾ آنان را مى‏بینى [که چون] بر [آتش] عرضه مى‏شوند از [شدت] زبونى فروتن شده‏اند زیرچشمى مى‏نگرند و کسانى که گرویده‏اند مى‏گویند در حقیقت زیانکاران کسانى‏اند که روز قیامت‏خودشان و کسانشان را دچار زیان کرده‏اند آرى ستمکاران در عذابى پایدارند ( ۴۵)   وَتَرَاهُمْ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا خَاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ یَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِیٍّ وَقَالَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِینَ فِی عَذَابٍ مُّقِیمٍ ﴿ ۴۵ ﴾ و جز خدا براى آنان دوستانى [دیگر] نیست که آنها را یارى کنند و هر که را خدا بى‏راه کذارد هیچ راهى براى او نخواهد بود ( ۴۶)   وَمَا کَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِیَاء یَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَمَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن سَبِیلٍ ﴿ ۴۶ ﴾ پیش از آنکه روزى فرا رسد که آن را از جانب خدا برگشتى نباشد پروردگارتان را اجابت کنید آن روز نه براى شما پناهى و نه برایتان [مجال] انکارى هست ( ۴۷)   اسْتَجِیبُوا لِرَبِّکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَکُم مِّن مَّلْجَأٍ یَوْمَئِذٍ وَمَا لَکُم مِّن نَّکِیرٍ ﴿ ۴۷ ﴾ پس اگر روى برتابند ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‏ایم بر عهده تو جز رسانیدن [پیام] نیست و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانیم بدان شاد و سرمست گردد و چون به [سزاى] دستاورد پیشین آنها به آنان بدى رسد انسان ناسپاسى مى‏کند ( ۴۸)   فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیْکَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ کَفُورٌ ﴿ ۴۸ ﴾ فرمانروایى [مطلق] آسمانها و زمین از آن خداست هر چه بخواهد مى‏آفریند به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مى‏دهد ( ۴۹)   لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ ﴿ ۴۹ ﴾ یا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با یکدیگر مى‏گرداند و هر که را بخواهد عقیم مى‏سازد اوست داناى توانا ( ۵۰)   أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَإِنَاثًا وَیَجْعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ ﴿ ۵۰ ﴾ و هیچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید جز [از راه] وحى یا از فراسوى حجابى یا فرستاده‏اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نماید آرى اوست بلندمرتبه سنجیده‏کار ( ۵۱)   وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ ﴿ ۵۱ ﴾ وهمین گونه روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم تو نمى‏دانستى کتاب چیست و نه ایمان [کدام است] ولى آن را نورى گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه مى‏نماییم و به راستى که تو به خوبى به راه راست هدایت مى‏کنى ( ۵۲)   وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَکِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿ ۵۲ ﴾ راه همان خدایى که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست هش‏دار که [همه] کارها به خدا بازمى‏گردد ( ۵۳)   صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الأمُورُ ﴿ ۵۳ ﴾ سوره الزخرف  به نام خداوند رحمتگر مهربان   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ حاء میم ( ۱)   حم ﴿ ۱ ﴾ سوگند به کتاب روشنگر ( ۲)   وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿ ۲ ﴾ ما آن را قرآنى عربى قرار دادیم باشد که بیندیشید ( ۳)   إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿ ۳ ﴾ و همانا که آن در کتاب اصلى [=لوح محفوظ] به نزد ما سخت والا و پر حکمت است ( ۴)   وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ ﴿ ۴ ﴾ آیا به [صرف] اینکه شما قومى منحرفید [باید] قرآن را از شما باز داریم ( ۵)   أَفَنَضْرِبُ عَنکُمُ الذِّکْرَ صَفْحًا أَن کُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِینَ ﴿ ۵ ﴾ و چه بسا پیامبرانى که در [میان] گذشتگان روانه کردیم ( ۶)   وَکَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِیٍّ فِی الْأَوَّلِینَ ﴿ ۶ ﴾ و هیچ پیامبرى به سوى ایشان نیامد مگر اینکه او را به ریشخند مى‏گرفتند ( ۷)   وَمَا یَأْتِیهِم مِّن نَّبِیٍّ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون ﴿ ۷ ﴾ و نیرومندتر از آنان را به هلاکت رسانیدیم و سنت پیشینیان تکرار شد ( ۸)   فَأَهْلَکْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِینَ ﴿ ۸ ﴾ و اگر از آنان بپرسى آسمانها و زمین را چه کسى آفریده قطعا خواهند گفت آنها را همان قادر دانا آفریده است ( ۹)   وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ ﴿ ۹ ﴾ همان کسى که این زمین را براى شما گهواره‏اى گردانید و براى شما در آن راهها نهاد باشد که راه یابید ( ۱۰)   الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلًا لَّعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿ ۱۰ ﴾ و آن کس که آبى به اندازه از آسمان فرود آورد پس به وسیله آن سرزمینى مرده را زنده گردانیدیم همین گونه [از گورها] بیرون آورده مى‏شوید ( ۱۱)   وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا کَذَلِکَ تُخْرَجُونَ ﴿ ۱۱ ﴾ و همان کسى که جفتها را یکسره آفرید و براى شما از کشتیها و دامها [وسیله‏اى که] سوار شوید قرار داد ( ۱۲)   وَالَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا وَجَعَلَ لَکُم مِّنَ الْفُلْکِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْکَبُونَ ﴿ ۱۲ ﴾ تا بر پشت آن[ها] قرار گیرید پس چون بر آن[ها] برنشستید نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگویید پاک است کسى که این را براى ما رام کرد و[گرنه] ما را یاراى [رام‏ساختن] آنها نبود ( ۱۳)   لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُوا نِعْمَةَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ ﴿ ۱۳ ﴾ و به راستى که ما به سوى پروردگارمان بازخواهیم گشت ( ۱۴)   وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ﴿ ۱۴ ﴾ و براى او بعضى از بندگان [خدا] را جزئى [چون فرزند و شریک] قرار دادندبه راستى که انسان بس ناسپاس آشکار است ( ۱۵)   وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنسَانَ لَکَفُورٌ مُّبِینٌ ﴿ ۱۵ ﴾ آیا از آنچه مى‏آفریند خود دخترانى برگرفته و به شما پسران را اختصاص داده است ( ۱۶)   أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا یَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاکُم بِالْبَنِینَ ﴿ ۱۶ ﴾ و چون یکى از آنان را به آنچه به [خداى] رحمان نسبت مى‏دهد خبر دهند چهره او سیاه مى‏گردد در حالى که خشم و تاسف خود را فرو مى‏خورد ( ۱۷)   وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ ﴿ ۱۷ ﴾ آیا کسى [را شریک خدا مى‏کنند] که در زر و زیور پرورش یافته و در [هنگام] مجادله بیانش غیر روشن است ( ۱۸)   أَوَمَن یُنَشَّأُ فِی الْحِلْیَةِ وَهُوَ فِی الْخِصَامِ غَیْرُ مُبِینٍ ﴿ ۱۸ ﴾ و فرشتگانى را که خود بندگان رحمانند مادینه [و دختران او] پنداشتند آیا در خلقت آنان حضور داشتند گواهى ایشان به زودى نوشته مى‏شود و [از آن] پرسیده خواهند شد ( ۱۹)   وَجَعَلُوا الْمَلَائِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَیُسْأَلُونَ ﴿ ۱۹ ﴾ و مى‏گویند اگر [خداى] رحمان مى‏خواست آنها را نمى‏پرستیدیم آنان به این [دعوى] دانشى ندارند [و] جز حدس نمى‏زنند ( ۲۰)   وَقَالُوا لَوْ شَاء الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُم مَّا لَهُم بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ ﴿ ۲۰ ﴾ آیا به آنان پیش از آن [قرآن] کتابى داده‏ایم که بدان تمسک مى‏جویند ( ۲۱)   أَمْ آتَیْنَاهُمْ کِتَابًا مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِکُونَ ﴿ ۲۱ ﴾ [نه] بلکه گفتند ما پدران خود را بر آیینى یافتیم و ما [هم با] پى گیرى از آنان راه یافتگانیم ( ۲۲)   بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ ﴿ ۲۲ ﴾ و بدین گونه در هیچ شهرى پیش از تو هشداردهنده‏اى نفرستادیم مگر آنکه خوشگذرانان آن گفتند ما پدران خود را بر آیینى [و راهى] یافته‏ایم و ما از پى ایشان راهسپریم ( ۲۳)   وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ ﴿ ۲۳ ﴾ گفت هر چند هدایت کننده‏تر از آنچه پدران خود را بر آن یافته‏اید براى شما بیاورم گفتند ما [نسبت] به آنچه بدان فرستاده شده‏اید کافریم ( ۲۴)   قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَیْهِ آبَاءکُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ ﴿ ۲۴ ﴾ پس از آنان انتقام گرفتیم پس بنگر فرجام تکذیب‏کنندگان چگونه بوده است ( ۲۵)   فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ ﴿ ۲۵ ﴾ و چون ابراهیم به [نا]پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى‏پرستید بیزارم ( ۲۶)   وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِی بَرَاء مِّمَّا تَعْبُدُونَ ﴿ ۲۶ ﴾ مگر [از] آن کس که مرا پدید آورد و البته او مرا راهنمایى خواهد کرد ( ۲۷)   إِلَّا الَّذِی فَطَرَنِی فَإِنَّهُ سَیَهْدِینِ ﴿ ۲۷ ﴾ و او آن را در پى خود سخنى جاویدان کرد باشد که آنان [به توحید] بازگردند ( ۲۸)   وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ﴿ ۲۸ ﴾ بلکه اینان و پدرانشان را برخودارى دادم تا حقیقت و فرستاده‏اى آشکار به سویشان آمد ( ۲۹)   بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى جَاءهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِینٌ ﴿ ۲۹ ﴾ و چون حقیقت به سویشان آمد گفتند این افسونى است و ما منکر آنیم ( ۳۰)   وَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ کَافِرُونَ ﴿ ۳۰ ﴾ و گفتند چرا این قرآن بر مردى بزرگ از [آن] دو شهر فرود نیامده است ( ۳۱)   وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ ﴿ ۳۱ ﴾ آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم مى‏کنند ما [وسایل] معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‏ایم و برخى از آنان را از [نظر] درجات بالاتر از بعضى [دیگر] قرار داده‏ایم تا بعضى از آنها بعضى [دیگر] را در خدمت گیرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏اندوزند بهتر است ( ۳۲)   أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ ﴿ ۳۲ ﴾ و اگر نه آن بود که [همه] مردم [در انکار خدا] امتى واحد گردند قطعا براى خانه‏هاى آنان که به [خداى] رحمان کفر مى‏ورزیدند سقفها و نردبانهایى از نقره که بر آنها بالا روند قرار مى‏دادیم ( ۳۳)   وَلَوْلَا أَن یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ ﴿ ۳۳ ﴾ و براى خانه‏هایشان نیز درها و تختهایى که بر آنها تکیه زنند ( ۳۴)   وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَیْهَا یَتَّکِؤُونَ ﴿ ۳۴ ﴾ و زر و زیورهاى [دیگر نیز] و همه اینها جز متاع زندگى دنیا نیست و آخرت پیش پروردگار تو براى پرهیزگاران است ( ۳۵)   وَزُخْرُفًا وَإِن کُلُّ ذَلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ ﴿ ۳۵ ﴾ و هر کس از یاد [خداى] رحمان دل بگرداند بر او شیطانى مى‏گماریم تا براى وى دمسازى باشد ( ۳۶)   وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ ﴿ ۳۶ ﴾ و مسلما آنها ایشان را از راه باز مى‏دارند و [آنها] مى‏پندارند که راه یافتگانند ( ۳۷)   وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿ ۳۷ ﴾ تا آنگاه که او [با دمسازش] به حضور ما آید [خطاب به شیطان] گوید اى کاش میان من و تو فاصله خاور و باختر بود که چه بد دمسازى هستى ( ۳۸)   حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ ﴿ ۳۸ ﴾ و امروز هرگز [پشیمانى] براى شما سود نمى‏بخشد چون ستم کردید در حقیقت‏شما در عذاب مشترک خواهید بود ( ۳۹)   وَلَن یَنفَعَکُمُ الْیَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّکُمْ فِی الْعَذَابِ مُشْتَرِکُونَ ﴿ ۳۹ ﴾ پس آیا تو مى‏توانى کران را شنوا کنى یا نابینایان و کسى را که همواره در گمراهى آشکارى است راه نمایى ( ۴۰)   أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِی الْعُمْیَ وَمَن کَانَ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿ ۴۰ ﴾ پس اگر ما تو را [از دنیا] ببریم قطعا از آنان انتقام مى‏کشیم ( ۴۱)   فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ ﴿ ۴۱ ﴾ یا [اگر] آنچه را به آنان وعده داده‏ایم به تو نشان دهیم حتما ما بر آنان قدرت داریم ( ۴۲)   أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِم مُّقْتَدِرُونَ ﴿ ۴۲ ﴾ پس به آنچه به سوى تو وحى شده است چنگ د رز ن که تو بر راهى راست قرار دارى ( ۴۳)   فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿ ۴۳ ﴾ و به راستى که [قرآن] براى تو و براى قوم تو [مایه] تذکرى است و به زودى [در مورد آن] پرسیده خواهید شد ( ۴۴)   وَإِنَّهُ لَذِکْرٌ لَّکَ وَلِقَوْمِکَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿ ۴۴ ﴾ و از رسولان ما که پیش از تو گسیل داشتیم جویا شو آیا در برابر [خداى] رحمان خدایانى که مورد پرستش قرار گیرند مقرر داشته‏ایم ( ۴۵)   وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ ﴿ ۴۵ ﴾ و همانا موسى را با نشانه‏هاى خویش به سوى فرعون و سران [قوم] او روانه کردیم پس گفت من فرستاده پروردگار جهانیانم ( ۴۶)   وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿ ۴۶ ﴾ پس چون آیات ما را براى آنان آورد ناگهان ایشان بر آنها خنده زدند ( ۴۷)   فَلَمَّا جَاءهُم بِآیَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا یَضْحَکُونَ ﴿ ۴۷ ﴾ و [ما] نشانه‏اى به ایشان نمى‏نمودیم مگر اینکه آن از نظیر [و مشابه] آن بزرگتر بود و به عذاب گرفتارشان کردیم تا مگر به راه آیند ( ۴۸)   وَمَا نُرِیهِم مِّنْ آیَةٍ إِلَّا هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ﴿ ۴۸ ﴾ و گفتند اى فسونگر پروردگارت را به [پاس] آنچه با تو عهد کرده براى ما بخوان که ما واقعا به راه درست درآمده‏ایم ( ۴۹)   وَقَالُوا یَا أَیُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّکَ بِمَا عَهِدَ عِندَکَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ ﴿ ۴۹ ﴾ و چون عذاب را از آنها برداشتیم بناگاه آنان پیمان شکستند ( ۵۰)   فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ یَنکُثُونَ ﴿ ۵۰ ﴾ و فرعون در [میان] قوم خود ندا درداد [و] گفت اى مردم [کشور] من آیا پادشاهى مصر و این نهرها که از زیر [کاخهاى] من روان است از آن من نیست پس مگر نمى‏بینید ( ۵۱)   وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یَا قَوْمِ أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِن تَحْتِی أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿ ۵۱ ﴾ آیا [نه] من از این کس که خود بى‏مقدار است و نمى‏تواند درست بیان کند بهترم ( ۵۲)   أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَلَا یَکَادُ یُبِینُ ﴿ ۵۲ ﴾ پس چرا بر او دستبندهایى زرین آویخته نشده یا با او فرشتگانى همراه نیامده‏اند ( ۵۳)   فَلَوْلَا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاء مَعَهُ الْمَلَائِکَةُ مُقْتَرِنِینَ ﴿ ۵۳ ﴾ پس قوم خود را سبک‏مغز یافت [و آنان را فریفت] و اطاعتش کردند چرا که آنها مردمى منحرف بودند ( ۵۴)   فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ ﴿ ۵۴ ﴾ و چون ما را به خشم درآوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه آنان را غرق کردیم ( ۵۵)   فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿ ۵۵ ﴾ و آنان را پیشینه‏اى [بد] و عبرتى براى آیندگان گردانیدیم ( ۵۶)   فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِینَ ﴿ ۵۶ ﴾ و هنگامى که [در مورد] پسر مریم مثالى آورده شد بناگاه قوم تو از آن [سخن] هلهله درانداختند [و اعراض کردند] ( ۵۷)   وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ ﴿ ۵۷ ﴾ و گفتند آیا معبودان ما بهترند یا او آن [مثال] را جز از راه جدل براى تو نزدند بلکه آنان مردمى جدل‏پیشه‏اند ( ۵۸)   وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَیْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ ﴿ ۵۸ ﴾ [عیسى] جز بنده‏اى که بر وى منت نهاده و او را براى فرزندان اسرائیل سرمشق [و آیتى] گردانیده‏ایم نیست ( ۵۹)   إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَیْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِّبَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿ ۵۹ ﴾ و اگر بخواهیم قطعا به جاى شما فرشتگانى که در [روى] زمین جانشین [شما] گردند قرار دهیم ( ۶۰)   وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنکُم مَّلَائِکَةً فِی الْأَرْضِ یَخْلُفُونَ ﴿ ۶۰ ﴾ و همانا آن نشانه‏اى براى [فهم] رستاخیز است پس زنهار در آن تردید مکن و از من پیروى کنید این است راه راست ( ۶۱)   وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ ﴿ ۶۱ ﴾ و مبادا شیطان شما را از راه به در برد زیرا او براى شما دشمنى آشکار است ( ۶۲)   وَلَا یَصُدَّنَّکُمُ الشَّیْطَانُ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿ ۶۲ ﴾ و چون عیسى دلایل آشکار آورد گفت به راستى براى شما حکمت آوردم و تا در باره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى‏کردید برایتان توضیح دهم پس از خدا بترسید و فرمانم ببرید ( ۶۳)   وَلَمَّا جَاء عِیسَى بِالْبَیِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُکُم بِالْحِکْمَةِ وَلِأُبَیِّنَ لَکُم بَعْضَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿ ۶۳ ﴾ در حقیقت‏خداست که خود پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید این است راه راست ( ۶۴)   إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ ﴿ ۶۴ ﴾ تا [آنکه] از میانشان احزاب دست به اختلاف زدند پس واى بر کسانى که ستم کردند از عذاب روزى دردناک ( ۶۵)   فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ یَوْمٍ أَلِیمٍ ﴿ ۶۵ ﴾ آیا جز [این] انتظار مى‏برند که رستاخیز در حالى که حدس نمى‏زنند ناگهان بر آنان در رسد ( ۶۶)   هَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِیَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿ ۶۶ ﴾ در آن روز یاران جز پرهیزگاران بعضى‏شان دشمن بعضى دیگرند ( ۶۷)   الْأَخِلَّاء یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ ﴿ ۶۷ ﴾ اى بندگان من امروز بر شما بیمى نیست و غمگین نخواهید شد ( ۶۸)   یَا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿ ۶۸ ﴾ همان کسانى که به آیات ما ایمان آورده و تسلیم بودند ( ۶۹)   الَّذِینَ آمَنُوا بِآیَاتِنَا وَکَانُوا مُسْلِمِینَ ﴿ ۶۹ ﴾ شما با همسرانتان شادمانه داخل بهشت‏شوید ( ۷۰)   ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ تُحْبَرُونَ ﴿ ۷۰ ﴾ سینیهایى از طلا و جام‏هایى در برابر آنان مى‏گردانند و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست] و شما در آن جاودانید ( ۷۱)   یُطَافُ عَلَیْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَأَکْوَابٍ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَأَنتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿ ۷۱ ﴾ و این است همان بهشتى که به [پاداش] آنچه مى‏کردید میراث یافتید ( ۷۲)   وَتِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِی أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿ ۷۲ ﴾ در آنجا براى شما میوه‏هایى فراوان خواهد بود که از آنها مى‏خورید ( ۷۳)   لَکُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ کَثِیرَةٌ مِنْهَا تَأْکُلُونَ ﴿ ۷۳ ﴾ بى‏گمان مجرمان در عذاب جهنم ماندگارند ( ۷۴)   إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿ ۷۴ ﴾ [عذاب] از آنان تخفیف نمى‏یابد و آنها در آنجا نومیدند ( ۷۵)   لَا یُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ ﴿ ۷۵ ﴾ و ما بر ایشان ستم نکردیم بلکه خود ستمکار بودند ( ۷۶)   وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَکِن کَانُوا هُمُ الظَّالِمِینَ ﴿ ۷۶ ﴾ و فریاد کشند اى مالک [بگو] پروردگارت جان ما را بستاند پاسخ دهد شما ماندگارید ( ۷۷)   وَنَادَوْا یَا مَالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنَا رَبُّکَ قَالَ إِنَّکُم مَّاکِثُونَ ﴿ ۷۷ ﴾ قطعا حقیقت را برایتان آوردیم لیکن بیشتر شما حقیقت را خوش نداشتید ( ۷۸)   لَقَدْ جِئْنَاکُم بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَکُمْ لِلْحَقِّ کَارِهُونَ ﴿ ۷۸ ﴾ یا در کارى ابرام ورزیده‏اند ما [نیز] ابرام مى‏ورزیم ( ۷۹)   أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ﴿ ۷۹ ﴾ آیا مى‏پندارند که ما راز آنها و نجوایشان را نمى‏شنویم چرا و فرشتگان ما پیش آنان [حاضرند و] ثبت مى‏کنند ( ۸۰)   أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ ﴿ ۸۰ ﴾ بگو اگر براى [خداى] رحمان فرزندى بود خود من نخستین پرستندگان بودم ( ۸۱)   قُلْ إِن کَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِینَ ﴿ ۸۱ ﴾ پروردگار آسمانها و زمین [و] پروردگار عرش از آنچه وصف مى‏کنند منزه است ( ۸۲)   سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿ ۸۲ ﴾ پس آنان را رها کن تا در یاوه‏گویى خود فرو روند و بازى کنند تا آن روزى را که بدان وعده داده مى‏شوند دیدار کنند ( ۸۳)   فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَیَلْعَبُوا حَتَّى یُلَاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ ﴿ ۸۳ ﴾ و اوست که در آسمان خداست و در زمین خداست و هموست‏سنجیده‏کار دانا ( ۸۴)   وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَاء إِلَهٌ وَفِی الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْعَلِیمُ ﴿ ۸۴ ﴾ و خجسته است کسى که فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن اوست و علم قیامت پیش اوست و به سوى او برگردانیده مى‏شوید ( ۸۵)   وَتَبَارَکَ الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿ ۸۵ ﴾ و کسانى که به جاى او مى‏خوانند [و مى‏پرستند] اختیار شفاعت ندارند مگر آن کسانى که آگاهانه به حق گواهى داده باشند ( ۸۶)   وَلَا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿ ۸۶ ﴾ و اگر از آنان بپرسى چه کسى آنان را خلق کرده مسلما خواهند گفت‏خدا پس چگونه [از حقیقت] بازگردانیده مى‏شوند ( ۸۷)   وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ ﴿ ۸۷ ﴾ و گوید اى پروردگار من اینها جماعتى‏اند که ایمان نخواهند آورد ( ۸۸)   وَقِیلِهِ یَارَبِّ إِنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ لَّا یُؤْمِنُونَ ﴿ ۸۸ ﴾ [و خدا فرمود] از ایشان روى برتاب و بگو به سلامت پس زودا که بدانند ( ۸۹)   فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ ﴿ ۸۹ ﴾ سوره الدخان  به نام خداوند رحمتگر مهربان   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ حاء میم ( ۱)   حم ﴿ ۱ ﴾ سوگند به کتاب روشنگر ( ۲)   وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿ ۲ ﴾ [که] ما آن را در شبى فرخنده نازل کردیم [زیرا] که ما هشداردهنده بودیم ( ۳)   إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ ﴿ ۳ ﴾ در آن [شب] هر [گونه] کارى [به نحوى] استوار فیصله مى‏یابد ( ۴)   فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ ﴿ ۴ ﴾ [این] کارى است [که] از جانب ما [صورت مى‏گیرد] ما فرستنده [پیامبران] بودیم ( ۵)   أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ ﴿ ۵ ﴾ [و این] رحمتى از پروردگار توست که او شنواى داناست ( ۶)   رَحْمَةً مِّن رَّبِّکَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿ ۶ ﴾ پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است اگر یقین دارید ( ۷)   رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا إِن کُنتُم مُّوقِنِینَ ﴿ ۷ ﴾ خدایى جز او نیست او زندگى مى‏بخشد و مى‏میراند پروردگار شما و پروردگار پدران شماست ( ۸)   لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ رَبُّکُمْ وَرَبُّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِینَ ﴿ ۸ ﴾ ولى نه آنها به شک و شبهه خویش سرگرمند ( ۹)   بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ یَلْعَبُونَ ﴿ ۹ ﴾ پس در انتظار روزى باش که آسمان دودى نمایان برمى‏آورد ( ۱۰)   فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِینٍ ﴿ ۱۰ ﴾ که مردم را فرو مى‏گیرد این است عذاب پر درد ( ۱۱)   یَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿ ۱۱ ﴾ [مى‏گویند] پروردگارا این عذاب را از ما دفع کن که ما ایمان داریم ( ۱۲)   رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿ ۱۲ ﴾ آنان را کجا [جاى] پند[گرفتن] باشد و حال آنکه به یقین براى آنان پیامبرى روشنگر آمده است ( ۱۳)   أَنَّى لَهُمُ الذِّکْرَى وَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مُّبِینٌ ﴿ ۱۳ ﴾ پس از او روى برتافتند و گفتند تعلیم‏یافته‏اى دیوانه است ( ۱۴)   ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿ ۱۴ ﴾ ما این عذاب را اندکى از شما برمى‏داریم [ولى شما] در حقیقت باز از سر مى‏گیرید ( ۱۵)   إِنَّا کَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِیلًا إِنَّکُمْ عَائِدُونَ ﴿ ۱۵ ﴾ روزى که دست به حمله مى‏زنیم همان حمله بزرگ [آنگاه] ما انتقام‏کشنده‏ایم ( ۱۶)   یَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْکُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿ ۱۶ ﴾ و به یقین پیش از آنان قوم فرعون را بیازمودیم و پیامبرى بزرگوار برایشان آمد ( ۱۷)   وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ ﴿ ۱۷ ﴾ که [به آنان گفت] بندگان خدا را به من بسپارید زیرا که من شما را فرستاده‏اى امینم ( ۱۸)   أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ ﴿ ۱۸ ﴾ و بر خدا برترى مجویید که من براى شما حجتى آشکار آورده‏ام ( ۱۹)   وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّی آتِیکُم بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ ﴿ ۱۹ ﴾ و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‏برم از اینکه مرا سنگباران کنید ( ۲۰)   وَإِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَرَبِّکُمْ أَن تَرْجُمُونِ ﴿ ۲۰ ﴾ و اگر به من ایمان نمى‏آورید پس از من کناره گیرید ( ۲۱)   وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِی فَاعْتَزِلُونِ ﴿ ۲۱ ﴾ پس پروردگار خود را خواند که اینها مردمى گناهکارند ( ۲۲)   فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ ﴿ ۲۲ ﴾ [فرمود] بندگانم را شبانه ببر زیرا شما مورد تعقیب واقع خواهید شد ( ۲۳)   فَأَسْرِ بِعِبَادِی لَیْلًا إِنَّکُم مُّتَّبَعُونَ ﴿ ۲۳ ﴾ و دریا را هنگامى که آرام است پشت‏سر بگذار که آنان سپاهى غرق‏شدنى‏اند ( ۲۴)   وَاتْرُکْ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ ﴿ ۲۴ ﴾ [وه] چه باغها و چشمه‏سارانى [که آنها بعد از خود] بر جاى نهادند ( ۲۵)   کَمْ تَرَکُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿ ۲۵ ﴾ و کشتزارها و جایگاه‏هاى نیکو ( ۲۶)   وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ کَرِیمٍ ﴿ ۲۶ ﴾ و نعمتى که از آن برخوردار بودند ( ۲۷)   وَنَعْمَةٍ کَانُوا فِیهَا فَاکِهِینَ ﴿ ۲۷ ﴾ [آرى] این چنین [بود] و آنها را به مردمى دیگر میراث دادیم ( ۲۸)   کَذَلِکَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِینَ ﴿ ۲۸ ﴾ و آسمان و زمین بر آنان زارى نکردند و مهلت نیافتند ( ۲۹)   فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا کَانُوا مُنظَرِینَ ﴿ ۲۹ ﴾ و به راستى فرزندان اسرائیل را از عذاب خفت‏آور رهانیدیم ( ۳۰)   وَلَقَدْ نَجَّیْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِینِ ﴿ ۳۰ ﴾ از [دست] فرعون که متکبرى از افراطکاران بود ( ۳۱)   مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ کَانَ عَالِیًا مِّنَ الْمُسْرِفِینَ ﴿ ۳۱ ﴾ و قطعا آنان را دانسته بر مردم جهان ترجیح دادیم ( ۳۲)   وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِینَ ﴿ ۳۲ ﴾ و از نشانه‏ها [ى الهى] آنچه را که در آن آزمایشى آشکار بود بدیشان دادیم ( ۳۳)   وَآتَیْنَاهُم مِّنَ الْآیَاتِ مَا فِیهِ بَلَاء مُّبِینٌ ﴿ ۳۳ ﴾ هر آینه این [کافران] مى‏گویند ( ۳۴)   إِنَّ هَؤُلَاء لَیَقُولُونَ ﴿ ۳۴ ﴾ جز مرگ نخستین دیگر [واقعه‏اى] نیست و ما زنده‏شدنى نیستیم ( ۳۵)   إِنْ هِیَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِینَ ﴿ ۳۵ ﴾ اگر راست مى‏گویید پس پدران ما را [باز] آورید ( ۳۶)   فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿ ۳۶ ﴾ آیا ایشان بهترند یا قوم تبع و کسانى که پیش از آنها بودند آنها را هلاک کردیم زیرا که گنهکار بودند ( ۳۷)   أَهُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنَاهُمْ إِنَّهُمْ کَانُوا مُجْرِمِینَ ﴿ ۳۷ ﴾ و آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازى نیافریده‏ایم ( ۳۸)   وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ ﴿ ۳۸ ﴾ آنها را جز به حق نیافریده‏ایم لیکن بیشترشان نمى‏دانند ( ۳۹)   مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿ ۳۹ ﴾ در حقیقت روز جدا سازى موعد همه آنهاست ( ۴۰)   إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقَاتُهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿ ۴۰ ﴾ همان روزى که هیچ دوستى از هیچ دوستى نمى‏تواند حمایتى کند و آنان یارى نمى‏شوند ( ۴۱)   یَوْمَ لَا یُغْنِی مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَیْئًا وَلَا هُمْ یُنصَرُونَ ﴿ ۴۱ ﴾ مگر کسى را که خدا رحمت کرده است زیرا که اوست همان ارجمند مهربان ( ۴۲)   إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿ ۴۲ ﴾ آرى درخت زقوم ( ۴۳)   إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ ﴿ ۴۳ ﴾ خوراک گناه پیشه است ( ۴۴)   طَعَامُ الْأَثِیمِ ﴿ ۴۴ ﴾ چون مس گداخته در شکمها مى‏گدازد ( ۴۵)   کَالْمُهْلِ یَغْلِی فِی الْبُطُونِ ﴿ ۴۵ ﴾ همانند جوشش آب جوشان ( ۴۶)   کَغَلْیِ الْحَمِیمِ ﴿ ۴۶ ﴾ او را بگیرید و به میان دوزخش بکشانید ( ۴۷)   خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاء الْجَحِیمِ ﴿ ۴۷ ﴾ آنگاه از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ریزید ( ۴۸)   ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِیمِ ﴿ ۴۸ ﴾ بچش که تو همان ارجمند بزرگوارى ( ۴۹)   ذُقْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ ﴿ ۴۹ ﴾ این است همان چیزى که در باره آن تردید مى‏کردید ( ۵۰)   إِنَّ هَذَا مَا کُنتُم بِهِ تَمْتَرُونَ ﴿ ۵۰ ﴾ به راستى پرهیزگاران در جایگاهى آسوده [اند] ( ۵۱)   إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقَامٍ أَمِینٍ ﴿ ۵۱ ﴾ در بوستانها و کنار چشمه‏سارها ( ۵۲)   فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ ﴿ ۵۲ ﴾ پرنیان نازک و دیباى ستبر مى‏پوشند [و] برابر هم نشسته‏اند ( ۵۳)   یَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِینَ ﴿ ۵۳ ﴾ [آرى] چنین [خواهد بود] و آنها را با حوریان درشت‏چشم همسر مى‏گردانیم ( ۵۴)   کَذَلِکَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِینٍ ﴿ ۵۴ ﴾ در آنجا هر میوه‏اى را [که بخواهند] آسوده خاطر مى‏طلبند ( ۵۵)   یَدْعُونَ فِیهَا بِکُلِّ فَاکِهَةٍ آمِنِینَ ﴿ ۵۵ ﴾ در آنجا جز مرگ نخستین مرگ نخواهند چشید و [خدا] آنها را از عذاب دوزخ نگاه مى‏دارد ( ۵۶)   لَا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿ ۵۶ ﴾ [این] بخششى است از جانب پروردگار تو این است همان کامیابى بزرگ ( ۵۷)   فَضْلًا مِّن رَّبِّکَ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿ ۵۷ ﴾ در حقیقت [قرآن] را بر زبان تو آسان گردانیدیم امید که پند پذیرند ( ۵۸)   فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ﴿ ۵۸ ﴾ پس مراقب باش زیرا که آنان هم مراقبند ( ۵۹)   فَارْتَقِبْ إِنَّهُم مُّرْتَقِبُونَ ﴿ ۵۹ ﴾ سوره الجاثیه        به نام خداوند رحمتگر مهربان   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ حاء میم ( ۱)   حم ﴿ ۱ ﴾ فرو فرستادن این کتاب از جانب خداى ارجمند سنجیده‏کار است ( ۲)   تَنزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿ ۲ ﴾ به راستى در آسمانها و زمین براى مؤمنان نشانه‏هایى است ( ۳)   إِنَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِینَ ﴿ ۳ ﴾ و در آفرینش خودتان و آنچه از [انواع] جنبنده[ها] پراکنده مى‏گرداند براى مردمى که یقین دارند نشانه‏هایى است ( ۴)   وَفِی خَلْقِکُمْ وَمَا یَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آیَاتٌ لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ ﴿ ۴ ﴾ و [نیز در] پیاپى آمدن شب و روز و آنچه خدا از روزى از آسمان فرود آورده و به [وسیله] آن زمین را پس از مرگش زنده گردانیده است و [همچنین در] گردش بادها [به هر سو] براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏هایى است ( ۵)   وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ آیَاتٌ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿ ۵ ﴾ این[ها]ست آیات خدا که به راستى آن را بر تو مى‏خوانیم پس بعد از خدا و نشانه‏هاى او به کدام سخن خواهند گروید ( ۶)   تِلْکَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُونَ ﴿ ۶ ﴾ واى بر هر دروغزن گناه‏پیشه ( ۷)   وَیْلٌ لِّکُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ ﴿ ۷ ﴾ [که] آیات خدا را که بر او خوانده مى‏شود مى‏شنود و باز به حال تکبر چنانکه گویى آن را نشنیده است‏سماجت مى‏ورزد پس او را از عذابى پردرد خبر ده ( ۸)   یَسْمَعُ آیَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِرًا کَأَن لَّمْ یَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿ ۸ ﴾ و چون از نشانه‏هاى ما چیزى بداند آن را به ریشخند مى‏گیرد آنان عذابى خفت‏آور خواهند داشت ( ۹)   وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آیَاتِنَا شَیْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿ ۹ ﴾ پیشاپیش آنها دوزخ است و نه آنچه را اندوخته و نه آن دوستانى را که غیر از خدا اختیار کرده‏اند به کارشان مى‏آید و عذابى بزرگ خواهند داشت ( ۱۰)   مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا یُغْنِی عَنْهُم مَّا کَسَبُوا شَیْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿ ۱۰ ﴾ این رهنمودى است و کسانى که آیات پروردگارشان را انکار کردند بر ایشان عذابى دردناک از پلیدى است ( ۱۱)   هَذَا هُدًى وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِیمٌ ﴿ ۱۱ ﴾ خدا همان کسى است که دریا را به سود شما رام گردانید تا کشتیها در آن به فرمانش روان شوند و تا از فزون بخشى او [روزى خویش را] طلب نمایید و باشد که سپاس دارید ( ۱۲)   اللَّهُ الَّذِی سخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿ ۱۲ ﴾ و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعا در این [امر] براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏هایى است ( ۱۳)   وَسَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِّنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لَّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿ ۱۳ ﴾ به کسانى که ایمان آورده‏اند بگو تا از کسانى که به روزهاى [پیروزى] خدا امید ندارند درگذرند تا [خدا هر] گروهى را به [سبب] آنچه مرتکب مى‏شده‏اند به مجازات رساند ( ۱۴)   قُل لِّلَّذِینَ آمَنُوا یَغْفِرُوا لِلَّذِینَ لا یَرْجُون أَیَّامَ اللَّهِ لِیَجْزِیَ قَوْمًا بِما کَانُوا یَکْسِبُونَ ﴿ ۱۴ ﴾ هر که کارى شایسته کند به سود خود اوست و هر که بدى کند به زیانش باشد سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى‏شوید ( ۱۵)   مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ ﴿ ۱۵ ﴾ و به یقین فرزندان اسرائیل را کتاب [تورات] و حکم و پیامبرى دادیم و از چیزهاى پاکیزه روزیشان کردیم و آنان را بر مردم روزگار برترى دادیم ( ۱۶)   وَلَقَدْ آتَیْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ ﴿ ۱۶ ﴾ و دلایل روشنى در امر [دین] به آنان عطا کردیم و جز بعد از آنکه علم برایشان [حاصل] آمد [آن هم] از روى رشک و رقابت میان خودشان دستخوش اختلاف نشدند قطعا پروردگارت روز قیامت میانشان در باره آنچه در آن اختلاف مى‏کردند داورى خواهد کرد ( ۱۷)   وَآتَیْنَاهُم بَیِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ ﴿ ۱۷ ﴾ سپس تو را در طریقه آیینى [که ناشى] از امر [خداست] نهادیم پس آن را پیروى کن و هوسهاى کسانى را که نمى‏دانند پیروى مکن ( ۱۸)   ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَى شَرِیعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ ﴿ ۱۸ ﴾ آنان هرگز در برابر خدا از تو حمایت نمى‏کنند [و به هیچ وجه به کار تو نمى‏آیند ] و ستمگران بعضى‏شان دوستان بعضى [دیگر]ند و خدا یار پرهیزگاران است ( ۱۹)   إِنَّهُمْ لَن یُغْنُوا عَنکَ مِنَ اللَّهِ شَیئًا وإِنَّ الظَّالِمِینَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ ﴿ ۱۹ ﴾ این [کتاب] براى مردم بینش‏بخش و براى قومى که یقین دارند رهنمود و رحمتى است ( ۲۰)   هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ یُوقِنُونَ ﴿ ۲۰ ﴾ آیا کسانى که مرتکب کارهاى بد شده‏اند پنداشته‏اند که آنان را مانند کسانى قرار مى‏دهیم که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند [به طورى که] زندگى آنها و مرگشان یکسان باشد چه بد داورى مى‏کنند ( ۲۱)   أًمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْیَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا یَحْکُمُونَ ﴿ ۲۱ ﴾ و خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده است و تا هر کسى به [موجب] آنچه به دست آورده پاداش یابد و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت ( ۲۲)   وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ ﴿ ۲۲ ﴾ پس آیا دیدى کسى را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده‏اش پرده نهاده است آیا پس از خدا چه کسى او را هدایت‏خواهد کرد آیا پند نمى‏گیرید ( ۲۳)   أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ ﴿ ۲۳ ﴾ و گفتند غیر از زندگانى دنیاى ما [چیز دیگرى] نیست مى‏میریم و زنده مى‏شویم و ما را جز طبیعت هلاک نمى‏کند و[لى] به این [مطلب] هیچ دانشى ندارند [و] جز [طریق] گمان نمى‏سپرند ( ۲۴)   وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِکُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ ﴿ ۲۴ ﴾ و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود دلیلشان همواره جز این نیست که مى گویند اگر راست مى‏گویید پدران ما را [حاضر] آورید ( ۲۵)   وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ مَّا کَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿ ۲۵ ﴾ بگو خدا[ست که] شما را زندگى مى‏بخشد سپس مى‏میراند آنگاه شما را به سوى روز رستاخیز که تردیدى در آن نیست گرد مى‏آورد ولى بیشتر مردم [این را] نمى‏دانند ( ۲۶)   قُلِ اللَّهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَا رَیبَ فِیهِ وَلَکِنَّ أَکَثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿ ۲۶ ﴾ و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست و روزى که رستاخیز بر پا شود آن روز است که باطل‏اندیشان زیان خواهند دید ( ۲۷)   وَلَلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَیَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ ﴿ ۲۷ ﴾ و هر امتى را به زانو در آمده مى‏بینى هر امتى به سوى کارنامه خود فراخوانده مى‏شود [و بدیشان مى‏گویند] آنچه را مى‏کردید امروز پاداش مى‏یابید ( ۲۸)   وَتَرَى کُلَّ أُمَّةٍ جَاثِیَةً کُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى کِتَابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿ ۲۸ ﴾ این است کتاب ما که علیه شما به حق سخن مى‏گوید ما از آنچه مى‏کردید نسخه بر مى‏داشتیم ( ۲۹)   هَذَا کِتَابُنَا یَنطِقُ عَلَیْکُم بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿ ۲۹ ﴾ و اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت‏خویش داخل مى‏گرداند این همان کامیابى آشکار است ( ۳۰)   فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِی رَحْمَتِهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ ﴿ ۳۰ ﴾ و اما کسانى که کافر شدند [بدانها مى‏گویند] پس مگر آیات من بر شما خوانده نمى‏شد و[لى] تکبر نمودید و مردمى بدکار بودید ( ۳۱)   وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا أَفَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَاسْتَکْبَرْتُمْ وَکُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِینَ ﴿ ۳۱ ﴾ و چون گفته شد وعده خدا راست است و شکى در رستاخیز نیست گفتید ما نمى‏دانیم رستاخیز چیست جز گمان نمى‏ورزیم و ما یقین نداریم ( ۳۲)   وَإِذَا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَیْبَ فِیهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِی مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ ﴿ ۳۲ ﴾