جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله عینیت بدن اخروی و بدن دنیوی در تفکر صدرایی و سازگاری آن با آیات قرآن

ادامه مطلب

closeمقاله عینیت بدن اخروی و بدن دنیوی در تفکر صدرایی و سازگاری آن با آیات قرآن

مقاله علمی و پژوهشی " عینیت بدن اخروی و بدن دنیوی در تفکر صدرایی و سازگاری آن با آیات قرآن" مقاله ای است در 18 صفحه و با 32 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است   در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  معاد جسمانی، بدن اخروی، ملاصدرا، قرآن، بدن دنیوی، عینیت پرداخته شده است چکیده مقاله معاد جسمانی یکی از اعتقادات و آموزه‌های دین اسلام است که همه مسلمانان باید به آن ایمان داشته باشند؛ حال آیا می‌توان آن را با دلیل عقلی اثبات نمود؟ ابن‌سینا به ناتوانی عقل در ارائه دلیل بر اثبات آن اعتراف کرده و بر این عقیده است که چون صادق مصدَّق گفته است، باید بدان ایمان آورد. ملاصدرا براساس مبانی فلسفی خود مانند اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری بر آن شده است که این آموزه را با دلیل عقلی مبرهن سازد و چنین نتیجه می‌گیرد که بدن محشور (اخروی) همان بدن دنیوی است؛ به‌این‌ترتیب به اثبات معاد جسمانی می‌پردازد. حال بحث در این است که آیا بدن اخروی در نظریه معاد جسمانی صدرا همان بدنی است که آیات قرآن از آن سخن می‌گوید و در واقع با آن سازگاری دارد یا خیر؟ در این مقاله پاسخ این مسئله را دنبال کرده و بیان خواهیم کرد که بدن اخروی‌ای که ملاصدرا آن را مبرهن نموده، با آنچه در آیات قرآن آمده است، ناسازگار نیست و توهم عدم سازگاری این‌دو ناشی از فهم ظاهر آیات و حمل آنها بر عنصری بودن بدن اخروی است؛ درحالی‌که آنچه در آیات قرآت مسلم است، عینیت بدن دنیوی و اخروی و جسمانی بودن آن است، نه عنصری بودن آن. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله بازپژوهی تفسیر توحید صفاتی در خطبه اول نهج‌البلاغه

ادامه مطلب

closeمقاله بازپژوهی تفسیر توحید صفاتی در خطبه اول نهج‌البلاغه

مقاله علمی و پژوهشی " بازپژوهی تفسیر توحید صفاتی در خطبه اول نهج‌البلاغه" مقاله ای است در 16 صفحه و با 45 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  توحید صفاتی، نهج‌البلاغه، نظریه عینیت، نظریه زیادت و نظریه نیابت پرداخته شده است چکیده مقاله توحید صفاتی، بیان‌گر رابطه صفات ثبوتی حقیقی با ذات الهی است و در آن سه دیدگاه کلی مطرح می‌شود: زیادت صفات بر ذات (دیدگاه اشاعره)، نیابت ذات الهی از صفات (دیدگاه معتزله) و عینیت صفات با ذات الهی (دیدگاه امامیه). امیرالمؤمنین× در خطبه اول نهج‌البلاغه، کمال اخلاص را نفی صفات از ذات الهی می‌داند: «کَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْی الصِّفَاتِ عَنْهُ». تفسیرهای متعددی در تبیین این روایت، عرضه شده که نوشتار حاضر، با روش توصیفی ـ تحلیلی، به تبیین و ارزیابی مهم‌ترین آنها پرداخته است. از رهگذر این جستار، مشخص می‌شود که در توحید صفاتی، تغایر مفهومی صفات با ذات الهی و اتحاد مصداقی صفات با ذات الهی مورد اتفاق‌اند؛ چنان‌که صفات فعلی، سلبی و ثبوتی اضافی الهی نیز خارج از محل بحث و زاید بر ذات الهی‌اند و تنها صفات حقیقی داخل در محل بحث‌اند. تعبیر «نفی صفات» در فرمایش امیرالمؤمنین×، بیان‌گر دیدگاه عینیت صفات با ذات الهی است. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله دیدگاه علامه‌طباطبایی دربارۀ عینیّت ارزش‌ها و حریّت در انگیزش اخلاقی براساس توحید اطلاقی

ادامه مطلب

closeمقاله دیدگاه علامه‌طباطبایی دربارۀ عینیّت ارزش‌ها و حریّت در انگیزش اخلاقی براساس توحید اطلاقی

مقاله علمی و پژوهشی " دیدگاه علامه‌طباطبایی دربارۀ عینیّت ارزش‌ها و حریّت در انگیزش اخلاقی براساس توحید اطلاقی" مقاله ای است در 18 صفحه و با 23 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اخلاق وحیانی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  عینیت ارزش‌های اخلاقی؛ توحید اطلاقی؛ انگیزش اخلاقی؛ علامه‌طباطبایی پرداخته شده است چکیده مقاله عینی یا ذهنی بودن ارزش‌های اخلاقی و درونی یا بیرونی بودن منبع انگیزش اخلاقی، از مباحث مسئله‌ساز  فلسفۀ اخلاق معاصرند؛ زیرا ذهنی بودن ارزش‌ها، به نسبی بودن اخلاق، و بیرونی بودن منبع انگیزش، به ضعف در عمل منجر می‌شود. هدف این مقاله، حل این مسائل براساس توحید اطلاقی از نگاه علامه‌طباطبایی است. روش ما در گام اول، تبیین و تحلیل نظریۀ توحید اطلاقی و در گام دوم، استنتاج لوازم این نظریه در پاسخ به آن مسائل است. توحید اطلاقی می‌تواند هم مبنای عینیت ارزش‌های اخلاقی و هم معیاری درونی برای انگیزش اخلاقی آزاد و متعالی باشد؛ زیرا انسان موحد براساس اسماء حق‌تعالی، که عینی‌اند، عمل کرده و فقط یک ذات را در تمام هستی می‌بیند و تمام صفات و افعال متکثر در آینه‌های آفاقی و انفسی را تصاویری از صفات و افعال حق‌تعالی می‌داند. تبیین وحدت اطلاقی و تمایز آن با سایر مراتب توحید، اثبات عینیت ارزش‌های اخلاقی و سازگار بودن آن با انگیزش اخلاقی درونی و آزادانه و نیز تمایز آن با سایر انگیزش‌های اخلاقی در نظام‌های مبتنی بر وظیفه‌گرایی و سودگروی فردی یا جمعی دنیوی یا اخروی، از دستاوردهای این مقاله است. عنوان مقاله [English] The objectivity of moral values and freedom of in motivation based on absolute monotheism in viewpoint of Allameh Tabatabai چکیده [English] .From Allamah Tabatabai's viewpoint, absolute monotheism can be defined as a basis for objective moral values and inner core for free and transcendent moral motivations in monotheist because he behaves according to Allah's attributes that are objective beings. The foundation of moral motivation in his view is objective but internal and free. His moral motivation is not like slaves, because of the fear of hell, not like businessman, because of greed to heaven, But as freemen, due to the love of God and his perfections. In this view, instead of destroying the foliage of moral vices, the roots of it disappears, namely to have an independent or non-independent essence and attributing actions and qualities to it. In this superior level of unity, Instead of seeing multiple essences, just one substance sees and all multiple attributes and actions in Internal and external mirrors, sees as pictures of Allah's attributes and actions. Explanation of pure monotheism and differentiating it from other degree of monism, Proving objectivity of moral values and its consistency whit internal and free motivation and Explaining the distinction between moral motivation in this view whit moral motivation in other schools such as moral duty and individual or collective utilitarianism, worldly or heavenly, are some research results of this article. کلیدواژه‌ها [English] objectivity of moral values, moral motivation, absolute monotheism, Allamah Tabatabai دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله علمی و پژوهشی رسانه های دگراندیش ، رویکرد انتقادی و مشارکت اجتماعی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی رسانه های دگراندیش ، رویکرد انتقادی و مشارکت اجتماعی

مقاله علمی و پژوهشی" رسانه های دگراندیش ، رویکرد انتقادی و مشارکت اجتماعی " مقاله ای است در 14 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به رسانه های دگراندیش ، رویکرد انتقادی و مشارکت اجتماعی ، هژمونیک ، ضدهژمونیک ، صنعت فرهنگ ، دیپلماسی رسانه ای ، رویکرد ذهنیت گرا ، رویکرد عینیت گرا ، رویکرد دیالکتیکی و مدل ارتباطی اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی گفتمان روزنامه نگاری و معنی شناسی ارزشی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی گفتمان روزنامه نگاری و معنی شناسی ارزشی

مقاله علمی و پژوهشی" گفتمان روزنامه نگاری و معنی شناسی ارزشی " مقاله ای است در 29  صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به گفتمان روزنامه نگاری، ایدئولوژی ، ارزشیابی ، ارزیابی ، عینیت ، ذهنیت ، گزارش خبری ، سوگیری ، روزنامه نگاری و معنی شناسی ارزشی اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله امنیت کرامت آمیز انسان؛ مبنایی شاخص در حقوق شهروندی

ادامه مطلب

closeمقاله امنیت کرامت آمیز انسان؛ مبنایی شاخص در حقوق شهروندی

مقاله علمی و پژوهشی " امنیت کرامت آمیز انسان؛ مبنایی شاخص در حقوق شهروندی " مقاله ای است در 18 صفحه و با 23 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث کرامت، انسان، امنیت، قران، حدیث پرداخته شده است چکیده مقاله از نگاه قرآن کریم توجه مردم و حکومت به کرامت ذاتی و اکتسابی آحاد افراد یک جامعه و رعایت مقتضیات آن، سبب می‌شود که هرگونه ظلم و تبعیض، و استبداد و اختناق در یک جامعه اسلامی رخت بربندد و با تعلیم و تربیت، اجتماعی، یکی از مؤلفه‌های اصلی تمدن بشری و سعادت انسانی، یعنی «امنیت دنیوی و اخروی» به مثابه شاخصه اصلی در حقوق شهروندی برقرار شود. در این تحقیق، اهمیت موضوع امنیت، از منظر کرامت بشر در اسلام و نیز ساز و کارهایی که از این رهگذر برای عینیت بخشیدن به آن منظور شده، مطمح نظر قرار می‌گیرد. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله فراگیری عام اراده الهی از دیدگاه صدرالمتألهین

ادامه مطلب

closeمقاله فراگیری عام اراده الهی از دیدگاه صدرالمتألهین

مقاله علمی و پژوهشی " فراگیری عام اراده الهی از دیدگاه صدرالمتألهین" مقاله ای است در 18 صفحه و با 32 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  اراده الهی، عمومیت اراده، بسیط‌الحقیقه، علیت و اختیار انسان پرداخته شده است چکیده مقاله یکی از مسئله‌های مهم و مرتبط با اراده الهی، عمومیت اراده است. صدرالمتألهین اراده خداوند را فراگیر می‌داند و عینیت صفات با ذات، قاعده «بسیط‌‌الحقیقه» و تبیین ویژه وی از علیت، مبانی این دیدگاه او به شمار می‌روند. یکی از مهم‌ترین چالش‌های این نظریه، ناسازگاری آن با برخی آیات و روایات و نیز اختیار داشتن انسان است. ملاصدرا در پاسخ به این اشکالات، گاه براساس نظر مشهور مشی کرده است؛ اما با تأمل بیشتر می‌توان دیدگاه ویژه او را دراین‌باره، که مبتنی بر نوعی وحدت وجود است، به دست آورد. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله دیدگاه محمدباقر بهبودی بر ادّله جسمانیتِ مادّی اَبدان در رستاخیز و نقد آن از منظر علامه طباطبائی

ادامه مطلب

closeمقاله دیدگاه محمدباقر بهبودی بر ادّله جسمانیتِ مادّی اَبدان در رستاخیز و نقد آن از منظر علامه طباطبائی

مقاله علمی و پژوهشی " دیدگاه محمدباقر بهبودی بر ادّله جسمانیتِ مادّی اَبدان در رستاخیز و نقد آن از منظر علامه طباطبائی" مقاله ای است در 18 صفحه و با 24 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  علامه طباطبائی، محمدباقر بهبودی، رستاخیز، معاد جسمانی، معاد مادّی، معاد غیر مادّی، نفس پرداخته شده است چکیده مقاله حشر جسمانی ابدان از مسائل مورد اختلاف میان متکلمان و حکمای اسلامی است. طبق نظر علامه، انسانِ محشور در قیامت به واسطه نفس او از یک‌سو عینیت با انسان دنیوی و از سویی به‌واسطه بدن او مثلیتی با انسان دنیوی دارد. مرحوم محمدباقر بهبودی جسمانیت ابدان در روز قیامت را پذیرفته و ادله‌ای برای این امر بیان می‌دارد؛ اما مبتنی بر رویکرد حکمی نقدهایی بر آن وارد است. این پژوهش با مقایسه تطبیقی هر دو دیدگاه درباره کیفیت اِلحاق اَبدان در رستاخیز و کیفیت زمین در قیامت به نقد دیدگاه جسمانیت مادّی اَبدان برای آیاتی که امکان‌ وقوع مادّی آن را پنداشته‌اند، پرداخته و در نتیجه مهم‌ترین نتایج تحقیق حاکی از آن است که  طبق نظر علامه اِعاده انسان به عینه از محالات است و محال، تحقق و هستی نمی‌‏پذیرد؛ ازاین‌رو به روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی محتوای آن پرداخته شده است. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله مقایسه تطبیقی نظریه محقق طوسی و علامۀ حلّی در معاد جسمانی با نظریه شبیه‌سازی

ادامه مطلب

closeمقاله مقایسه تطبیقی نظریه محقق طوسی و علامۀ حلّی در معاد جسمانی با نظریه شبیه‌سازی

مقاله علمی و پژوهشی " مقایسه تطبیقی نظریه محقق طوسی و علامۀ حلّی در معاد جسمانی با نظریه شبیه‌سازی " مقاله ای است در 18 صفحه و با 21 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  معاد جسمانی، نظریه شبیه‌سازی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلّی پرداخته شده است چکیده مقاله مهم‌ترین چالش معاد جسمانی که از طرف برخی از فیلسوفان الهی مخالف، مطرح شده، این است که بدنِ مادی، چون جسمانی است، چگونه می‌تواند پس از جدایی از روح، بعینه دوباره محشور شود و همان روح به او بازگردد؟ آبا بازگشت عین بدن، در قیامت، مبتلا به شبهات فلسفی، مانند شبهۀ آکل و ماکول، حشر انسان عظیم و ...، نمی‌شود؟ ما در این مقاله، سعی خواهیم کرد با روش تحقیقِ بنیادی، توصیفی و پس از بررسی نظریات سه‌گانه (عینیت، مثلیت و نظریۀ ملاصدرا) پیرامون معاد جسمانی و انطباق آنها با قرآن و روایات، ثابت کنیم که نظریۀ محقق طوسی و علامه حلی، تحت عنوان بازگشت اجزاءِ اصلی بدن، علاوه بر انطباق با نظریۀ شبیه‌سازی، با برخی از ظواهر آیات و روایات نیز تطبیق دارد. بنابراین، بدن انسان در قیامت، می‌تواند عینِ بدن دنیوی باشد، بدین نحو که از جزء اصلی بدن دنیوی که همان DNA است، چیزی باقی می‌ماند که در آخرت، محشور شده و بدن اخروی انسان، از آن تشکیل می‌شود. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert دیجیتالی شدن نشریات دانشگاهی روی میز وزارت علوم

ادامه مطلب

closeدیجیتالی شدن نشریات دانشگاهی روی میز وزارت علوم

 معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری گفت: تلاش این معاونت کنار هم قرار گرفتن نشریات دیجیتالی و کاغذی است و از نشریات دانشجویی می خواهیم از فضای مجازی برای انتشار نشریات استفاده و به صورت محدود در حوزه چاپ نشریات کاغذی اقدام کنند. «غلامرضا غفاری» درمورد دیجیتالی شدن نشریات دانشگاهی اظهارداشت: وقتی از دانشگاه سبز در راستای توسعه پایدار صحبت به میان می آید، هدایت نشریات دانشجویی به سمت دیجیتالی شدن برای صرفه جویی در هزینه ها و کاغذ هم مطرح می شود.وی افزود: عقل و منطق حکم می کند نشریات دانشجویی به سمت دیجیتالی شدن حرکت کنند؛ از سوی دیگر تاثیرگذاری نشریات کاغذی دانشجویی بسیار چشمیگر است و مشارکت و کنشگری دانشجویان را در فضای فرهنگی دانشگاه قدری عینی تر می کند.معاون فرهنگی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری خاطرنشان کرد: مشاهده میز حاوی نشریات دانشجویی در فضای دانشگاه سمبل این کنشگری دانشجویان است در حالی که عینیت آن در فضای مجازی به این شکل نیست.وی با بیان اینکه فعالیت نشریات در فضای دیجیتال نیازمند پیش بینی اصلاحاتی در شیوه نامه ها و آیین نامه های مربوط به نشریات دانشجویی است، یادآور شد: جدا از بحث هزینه ها، بخشی از نشریات دانشجویی به سوی دیجیتالی شدن حرکت می کنند و به درخواست مجموعه های دانشجویی برای دیجیتالی شدن نشریات دانشگاهی پاسخ مثبت می دهیم و تمهیدات لازم باید اندیشیده شود.وی درباره استقبال دانشجویان از دیجیتالی شدن نشریات دانشجویی هم گفت: به نظر می رسد موضوع مطلوب بخش هیات تحریریه، مدیران مسئول و دانشجویان فعال در نشریات دانشجویی تلاش بر حفظ کاغذی این نشریات بوده که این نگاه کاملاً طبیعی است؛ اما با توجه به میزان کاربرانی که در فضای مجازی داریم دانشجویان در تمام اوقات حضورشان در این فضا امکان مطالعه نشریات دانشجویی دیجیتال هم دارند.معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با بیان اینکه مجموعه های دانشگاهی باید به سمت ترکیب این دو بخش بروند، ادامه داد: فلسفه نشریات دانشجویان به دنبال ارتقای آگاهی و توانمندی دانشجویان همچنین ایجاد نگاه و بینش میان دانشجویان است.غفاری تاکید کرد: برای نشریات دانشگاهی باید جایگاه ویژه ای قائل بود و قدری تامل بیشتری در نشریات نسبت به مهم ترین مسائل و موضوعاتی داشت که در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی معطوف به پیشرفت کشور در ابعاد مختلف به ویژه فرهنگی وجود دارد.وی ادامه داد: نشریات دانشجویی باید تحلیلی باشند نه تبلیغی؛ هر چند این اهتمام وجود دارد اما تاکید بر آن می تواند موثر باشد.

more_vert مقاله برنامه‌ریزی راهبردی منابع انسانی بر مبنای الگوی BSC

ادامه مطلب

closeمقاله برنامه‌ریزی راهبردی منابع انسانی بر مبنای الگوی BSC

مقاله علمی و پژوهشی " برنامه‌ریزی راهبردی منابع انسانی بر مبنای الگوی BSC" مقاله ای است در 23 صفحه و با 20 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مدیریت منابع انسانی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث برنامه‌ریزی منابع انسانی؛ راهبرد منابع انسانی؛ برنامه‌ریزی راهبردی منابع انسانی؛ الگوی BSC پرداخته شده است چکیده مقاله امروزه رسمیت و عینیت سازمان‌ها با منابع انسانی آنها شناخته می‌شود و اهمیت‌دادن به منابع انسانی، اساس و محور کار مدیران ارشد سازمان‌هاست. منابع انسانی به‌عنوان یک منبع راهبردی و مهم‌ترین عنصر سازمانی محسوب می‌شود و متفاوت از سایر منابع داخل سازمانی، تنها منبعی است که به‌عنوان تصمیم‌گیرنده و اجراکننده عمل می‌نماید. هدف تحقیق حاضر، تدوین و اولویت‌بندی راهبرد‌های منابع انسانی با استفاده از الگوی BSC، در یک شرکت پیمانکار مخابراتی است. به کمک فن تدوین راهبرد و نظرات مدیران، خبرگان و متخصصان منابع انسانی؛ نمونه‌های شاخص برنامه‌ریزی راهبردی منابع انسانی توسط صاحب‌نظران مقایسه و الگوی BSC جهت تدوین راهبرد‌های منابع انسانی انتخاب شد. ماتریس SWOT منابع انسانی با توزیع پرسشنامه میان مدیران و کارشناسان ارشد تهیه و براساس آن BSC منابع انسانی طراحی شد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی- تحلیلی و به لحاظ اجرا، از نوع میدانی است. براساس نتایج تحقیق، هماهنگی راهبردی میان راهبرد‌های منابع انسانی و راهبرد‌های کلان سازمان اثر قابل‌توجهی بر عملکرد سازمان خواهد داشت. عنوان مقاله [English] Strategic Human Resource Planning on the Basis of BSC چکیده [English] These days, the formality and subjectivity of organizations are identified by their human resource. The basis and core of high ranking managers’ work are due to how importantly they consider human resource. As a strategic component, human resource is the most important constituent of organizations. Different from other internal resources of the organization, it is the only component which is able both to make decision and perform it. This research is intended to design and prioritize human resource strategies through BSC model for a communicative contract company. First, outstanding examples of strategic human resource planning were compared with one another through BSC model by employing experts in order to design human resource strategies. For this, human resource matrix of SWOT was drawn by the questionnaires exposed to managers and specialists. This applied research follows a descriptive analytic approach by employing a survey method. The results indicated that strategic coordination among human resource strategies and the grand strategies of organizations significantly influence organizations performance. کلیدواژه‌ها [English] human resource planning, human resource strategy, Human Resource Strategic Planning, BSC Model دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواننداز محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert کتاب شمع صراط

ادامه مطلب

closeکتاب شمع صراط

 کتاب «شمع صراط» مجموعه خاطره‌هایی از شهید «سیدمحسن صفوی» است که خود معشوقی بود که عاشقان بسیار بر محور وجودش تلمذ عشق را زمزمه می‌کردند. یار ما آن مرد از تبار شرف، از قبیله سادات، از طایفه شجاعت، از قوم پایداری، از جماعت ایمان خواه در یک لحظه و یک اراده، هر چیز را با اعماق وجودش احساس کرد. شهید مورد نظر کتاب، طفل راه مکتب انسان‌سازی بود که در مقابله با دیگرانِ سر برآورده به نیرنگ و دروغ، استادی بزرگ بود. اما اگر در غریبی مادری، پهلویش می‌شکند و محسنش به شهادت می‌رسد، محسن ما فرزند همان مادر می‌شود که وقتی نامش می‌آید وجود یار ما می‌لرزد و اشکش سرازیر و همیشه از نام و یاد این مادر دامنی تر دارد. نویسنده و گردآورنده کتاب، «عباس اسماعیلی» است و از عاطفه، هوش و توان ذهنی بالایی بهره مند است. عاطفه و مذهب از اوانسانی ساخته بود که عینیت حق را می شد در او مشاهده نمود. سید محسن تازه از کارها و طرح‌های ساختمانی در شهرهای مختلف آمده است اما بی قرار می‌نشیند و می‌گوید: «جوان ها را نباید از دست داد. این همه نیرو، بچه هایی که مثل آب زلالند و روان. تا حالا خوب نگاهشان کرده ای؟ با اینها می‌شود پایه های انقلاب را محکم کرد. همه آنها یک دنیا حکایت دارند.» کمی بعد اما ادامه می‌دهد: آموزش تنها راه مبارزه با طاغوت، آموزش سیاسی و فعالیت مخفی نظامی است. جوان‌ها را باید آماده کرد، آماده یک آینده پرتلاش... او این حرف‌ها را در روزهایی می‌زند که در میان عشایر در کوه ها و بیابان هاست. روشنگری های او همیشگی‌اند. «سرلشکر یحیی رحیم صفوی» در خاطره ای نقل می‌کند که محسن به وی گفته بود آقا رحیم؛ این راه که به دنبال امام شروع کرده‌ایم راه شهادت است و بس. راه پیروزی انقلاب از شهادت می‌گذرد. راهی که امروز و با گذشته سال‌های سال از گفته آن شهید عزیز با شهادت سردار دل‌ها و همراهان شهیدش بار دیگر تداوم یافت تا پیروزیمان نزدیک و نزدیک‌تر شود. سید محسن علاوه بر درس و تحصیل، تابستان‌ها کار می‌کند چرا که کارش مهندسی است و همزمان دو سه طرح را اداره می‌کند. شهرضا با وجود او و رفقایش، محل مناسبی برای شکل گیری گروه مبارزان انقلابی است و آقا محسن هم محور همه رفت و آمدها و تبادل اطلاعات برای روزهای حیاتی آینده انقلاب بود. شهید قصه ما، پنجم آبان ماه سال ۵۶ همزمان با ولایت امیرمومنان علی(ع) عقد کرده و به همراه همسرش اعلامیه های انقلابی امام را در سمیرم و شهرضا توزیع می کند. او با همراهی شهید همت در تشکیل سپاه شهرضا فعال است و مدتی هم حکم تشکیل کمیته دفاع شهری شهرضا را دریافت می کند. بعدها نیز سپاه های سمیرم و بروجن را پایه گذاری می کند. بخش های شمالی سمیرم محل زندگی خوانین و گروه های چپ است. ناصر خان قشقایی آن زمان خود را کمتر از محمدرضا پهلوی نمی دانسته اما سید محسن آنها را کتف بسته تحویل سپاه اصفهان می دهند. آن زمان گروهک ها در بخش وردشت سمیرم و روستاهای آن بخش فعال بوده اند اما سید محسن برای مردم محل آذوقه می برده و در حرکتی انقلابی سیلی محکمی به گوش خان می زند تا ابهت پوشالی او را بشکند. همین می شود که ثمره این حرکت می شود پیوستن شیردلانی از ایل قشقایی همچون «ارژنگ نادری» و «حسین قلی جهانگیری» به سپاه و شهید شدنشان که تا امروز جاودانه اند. دستگیری خان ها و خنثی کردن توطئه آنها تا جایی پیش می رود که بنی صدر با او تماس می گیرد و می پرسد چرا اینگونه برخورد می کنی؟ و آقا محسن پاسخ می دهد: «من مسوول نظامی منطقه ام و کلیه مسوولیت ها را بر عهده می گیرم.» صفحه ۶۱ داستان کوتاهی با عنوان «عدالت خواه» روایت سمیناری در تهران با حضور مسوولان سپاه و سخنرانی ناروا و لغو ابوالحسن بنی صدر است. سید محسن فریاد می کشد: آقای بنی صدر، این حرف های ناروا، شایسه این جمع نیست چرا شما خسروخان قشقایی را آزاد کردید؟ چرا شما فلان کار را انجام دارد و ....چندین افشاگری دیگر. بنی صدر جواب می شد این بی انضباط را بیرون کیند. من او را از سپاه بیرون کنم! محسن هم جواب می دهد: بی انضباط تو هستی که باید ساعت ۲ می آمدی اما دو ساعت تاخیر داشتی. در اینجا جلسه متشنج می شود و بنی صدر هم جلسه را ترک می‌کند. همسرش درباره وداع آخر شهید از بدنی سوخته و لبخندی بر لبان شهید سخن می‌راند. شهید در نامه ای به همسرش گفته: مومنان آیه شریفه «انا لله انا الیه راجعون» را باید الگوی خویش قرار دهند تا بتوانند جهاد عظیم را به ثمر برسانند. زندگی او در کنار خانواده، ۹ سال و ۳ ماه و ۱۳ روز دوام می آورد اما زندگی جاودانه و ابدیش با شهادت تا ابد ادامه خواهد داشت. سید محسن بعد از عملیات کربلای ۵ برای انجام مأموریتی از جبهه به تهران آمد و در هنگام بازگشت در یک سانحه هوایی مظلومانه به شهادت رسید و همان طور که آرزویش بود در صراط مستقیم الهی خون سرخش را تقدیم معبود خویش کرد. انتشارات ستارگان درخشان کتاب «شمع صراط» را در ۱۲۰ صفحه به چاپ رسانده است.

more_vert در باره پیر بوردیو

ادامه مطلب

closeدر باره پیر بوردیو

 پیر بوردیو را باید به عنوان یکی از بزرگترین اندیشمندان و متفکران سده بیستم و شاید مهم‌ترین نظریه پرداز علوم اجتماعی و انسانی در این عصر فرانسه دانست. او در آثارش از نظریه‌های مختلف در فلسفه، ادبیات، جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی بهره می‌ برد.  

more_vert کتاب فانوس نویسنده

ادامه مطلب

closeکتاب فانوس نویسنده

کتاب فانوس نویسنده نوشته سعید تارم، مخصوص کسانی است که می‌خواهند برای اولین بار بنویسند؛ اما نمی‌دانند نوشتن را باید از کجا آغاز کنند؛ کسانی که به نوشتن علاقه دارند، و حاضر نیستند هیچ چیزی، مانع تحقق رویاهایشان شود. وقتی حرفه نویسندگی، از دست‌ گرمی و ذوق‌ آزمایی صِرف، به انتخابی سرنوشت‌ساز برای ادامه مسیر زندگی تبدیل می‌شود، نگرانی‌ها و دودلی‌ها از راه می‌رسند. اگر از ورود به دنیای حرفه‌ای نوشتن واهمه دارید، و یا مدت‌هاست که در هزارتوی رازآلود نویسندگی گم شده‌اید، و یا از وادی نوشتن، به هر دلیل، مهاجرت کرده‌اید، اما همچنان دل در گرو خاطرات آن دارید، فانوس نویسنده، در این مسیر پیچاپیچ، چراغ راه شماست. کتاب فانوس نویسنده به سه سوال اساسی پاسخ می‌دهد:- چرا بنویسیم؟- از چه بنویسیم؟- برای که بنویسیم؟ علاوه بر این، در فصل ششم، مراحل نگارش مقاله، گام به گام، همراه با مثال‌های متعدد به زبانی ساده و گویا توضیح داده شده است. امتیاز بزرگ فانوس نویسنده در آن است که قبل از تجویز هر گونه الگویی برای نوشتن، ابتدا چیستی نوشتن و چرایی آن را بیان می‌کند. نویسنده‌های نوقلم، بیش از هر چیز به اعتماد به نفس نیاز دارند. این اعتماد به نفس، تا اندازه‌ای قابل ملاحظه، از طریق آگاهی‌بخشی تامین می‌شود. امتیاز دیگر فانوس نویسنده در آن است که قبل از ارائه نکات آموزشی، مسیر ناشناخته‌ی پیش روی نویسنده نوقلم را روشن می‌کند. در این حال، او آسان‌تر می‌تواند تصمیم بگیرد تا فراگیری فنون نوشتن را از کجا شروع کند و در نهایت، مهم‌ترین حسن کتاب، همدلی با نویسنده نوقلم است. بسیاری از ما، قبل از فراگیری مهارت نوشتن، نگران هستیم که آیا واقعا مطالب آموزشی را یاد می‌گیریم؟ آیا می‌توانیم در این مسیر موفق شویم؟ کتاب فانوس نویسنده نوشتن را از قدم صفر آموزش می‌دهد. حتی کسانی که تاکنون، جز از سر اجبار و اکراه دست به قلم نشده‌اند، می‌توانند از مطالب آن نهایت بهره را ببرند. برای نویسنده شدن چاره‌ای ندارید؛ مگر این که قلم در دست بگیرید و بنویسید، موانع نوشتن را بشناسید و سعی کنید با روش صحیح بر آن‌ها غلبه کنید؛ پس حتما تمرینات پایان فصل را نه یک بار که چندین با انجام بدهید. در حل تمرینات، اگر از نتیجه حاصل، به اندازه کافی راضی نبودید، به خودتان تلقین نکنید که کند ذهن و بی‌استعداد هستید. نوشته‌هایتان را به هر کسی نشان ندهید یا تا وقت کسب تجربه بیشتر، از انتشار آن خودداری کنید. در ضمن، خودتان را با دیگران به طرز نامعقول مقایسه نکنید. کافی است که اراده کنید و دست به قلم شوید، و با دست‌یابی به هر نتیجه‌ای، به تلاش خود ادامه دهید. در نهایت موفقیت از آن شما خواهد بود. در بخشی از کتاب فانوس نویسنده می‌خوانید: تعهدات شفاهی ممکن است فراموش، پس و پیش، و حتی انکار شوند. اما آنچه میان دو سوی یک تعهد نوشته می‌شود، غیر قابل حاشاست. به یاد بیاورید وقتی از یک فروشگاه خرید می‌کنید به شما یک فاکتور دست‌نویس یا چاپی داده می‌شود. وقتی خانه یا مغازه‌ای را می‌خرید یا اجاره می‌کنید نوشته‌ای با عنوان سند، اجاره‌نامه، قول‌نامه و... با ثبت و ضبط مشخصات طرفین قرارداد، تهیه و تنظیم می‌شود. اهمیت این مطلب در سایر اسناد اداری و قانونی نیز به وضوح مشهود است؛ طوری که در صورت ضرورت، به جای کمک گرفتن از حافظه، می‌توان به بایگانی این پرونده‌ها مراجعه کرد. در این زمینه به نمونه‌ای جالب، در صدر اسلام اشاره می‌کنم: پس از هجرت مسلمانان به حبشه، سران قریش متفق‌القول هم‌پیمان شدند تا «محمد (ص) و بنی هاشم را در فشار اقتصادی قرار دهند. بدین جهت، عهدنامه‌ای نوشتند که از این پس نباید کسی به فرزندان هاشم و عبدالمطلب زن دهد یا از آنان زنی بخواهد. نباید چیزی به آنان بفروشد و چیزی از آنان بخرد. سپس این عهدنامه را در خانه کعبه آویختند. از این پس بنی هاشم و بنی عبدالمطلب ناچار در دره‌ای که شعب ابی یوسف نام و به شعب ابی طالب معروف گشت، محاصره شدند. محاصره بنی هاشم دو یا سه سال طول کشید... ابوطالب به انجمن قریش رفت و گفت: برادرزاده‌ام می‌گوید موریانه پیمان‌نامه‌ای را که نوشته‌اید خورده و تنها نام خدا را باقی گذاشته؛ ببینید اگر سخن او راست است محاصره ما را بشکنید و اگر دروغ می‌گوید او را به شما خواهم سپرد. چون به سر وقت‌نامه رفتند دیدند موریانه همه آن را جز نامه خدا خورده است. بدین ترتیب پیمان محاصره بنی هاشم شکسته شد و آنان از شعب (دره) ابوطالب بیرون آمدند.» این قرارداد به مواردی اشاره داشت که اگر به صورت شفاهی منعقد می‌شد احتمال داشت تحریف، دیگرگون و یا به دست فراموشی سپرده و حتی حاشا شود؛ اما نوشتن آن، جلوه‌ای رسمی و جدی به آن بخشید؛ طوری که از بین رفتن آن، پیمان میان سران قریش را از اعتبار ساقط کرد. فهرست مطالبپیش‌گفتارداستان تلاش منموانع ظاهر می‌شوندروش پیشنهادی برای عبور از موانعقانون طلایی موفقیتراهنمای مطالعه فانوس نویسندهفصل اول: هزارتوی نوشتننویسنده کیست؟ نویسندگی چیست؟چگونه می‌توان نویسنده را از نانویسنده تشخیص داد؟چرا بنویسم؟از چه چیزی بنویسم؟برای که بنویسم؟چرا به مخاطب نیاز دارم؟اولین مخاطب کیست؟آیا واقعا ما مخاطب را انتخاب می‌کنیم؟جذب مخاطب چه مراتبی دارد؟فصل دوم: نوشتن در آیین این و آناهمیت نوشتن در متون دینی و در کلام پیشوایان مذهبینکوداشت نوشتن از زبان شاعراناهمیت نوشتن از نظر بزرگان ادبیات مللفصل سوم: کارکردهای فردی نوشتنتبدیل ذهنیت به عینیترسانه‌ای برای بیان ذهنیاتایجاد پل ارتباطیتاثیر مستقیم بر خلاقیتکمک به تخلیه زباله‌های ذهندارویی برای درمان دردهارشد و ارتقاء سطح تفکرپیشرفت در عرصه تحصیل، شغل، خانواده و...موفقیت در ارتباطات بین فردیارتباط با خویشتنامرار معاشمستند کردن قول و قرارهافصل چهارم: کارکردهای اجتماعی نوشتنثبت و انتشار معتقدات ملی، آیینی و...اعلام نابرابری‌های اجتماعیثبت تجربیات و انتقال آن‌ها به نسل‌های بعدده فرمان این فصلفصل پنجم: قالب‌های نوشتنمقالهانواع مقالهدسته‌بندی موضوعی مقالاتمراتب نگارش مقالهمعرفی منابعداستانتفاوت داستان با قصهانواع داستانانواع داستان از نظر گونهانواع داستان از نظر رده سنی مخاطبعناصر داستانمعرفی منابعفیلمنامهتفاوت فیلمنامه با داستانمعرفی یکی از روش‌های فیلمنامه نویسیمعرفی منابعخاطرهکارکردهای خاطره نویسیمعرفی منابعیادداشتانواع یادداشتتفاوت یادداشت با مقالهتفاوت یادداشت با خاطرهکارکردهای یادداشت نویسیمعرفی منابعنامهانواع نامهنامه ادارینکات کلیدی در نامه نگاری ادارینامه خصوصینکات کلیدی در نامه نگاری خصوصیمعرفی منابعده فرمان این فصلفصل ششم: تمرین نوشتنتقسیم بندی نوشته‌هانوشتن متن غیرداستانینکات مهم در طرح پرسشافتتاحیه با قصهنگارش چند بعدیایده پردازیتخمین تعداد مخاطبانتخاب ابزار پیام رسانیده فرمان این فصلسخن پایانیمنابع

more_vert چرا زنان موافق شوخی‌های مردانه علیه خود هستند؟

ادامه مطلب

closeچرا زنان موافق شوخی‌های مردانه علیه خود هستند؟

چرا زنان موافق شوخی‌های مردانه علیه خود هستند؟همه باهم می‌زنند زیر خنده، زنها حتی بلندتر از مردها. مجری با صدای بلند می‌گوید: «خانم‌ها که فقط کارشون خریده...» و چند جمله بعد: «آخ آخ امان از این خانم‌ها که فقط غرمی‌زنن...» رو به میهمان بعدی برنامه: «آقا شغلش چیه؟ خانم هم که معلومه خانه‌دار و...» و چند لحظه بعد: «خانم‌ها که فقط غیبت می‌کنن...» و «خانم‌ها هم که ماشالله باید یک جمله رو 10 بار براشون بگی.» بازهم صدای خنده حضار و بازهم خانم‌ها بلندتر از آقایان. فضای خنده و شوخی داغ است. در اینستاگرام، توئیترو تلگرام و همان‌ها که این روزها شبکه اجتماعی می‌نامیم‌شان. شوخی های جنسی و جنسیتی گوی سبقت را از بقیه شوخی‌ها ربوده. اصلاً به نظر می‌رسد خیلی‌ها در به در دنبال این گزاره‌ها هستند که بنشینند و بخوانند و تعریف کنند و غش غش بخندند. هرچه رکیک‌تر بامزه‌تر، هر چه وقیح‌تر باحال‌تر. گاهی دخترها پیشتازترند. چرا باید عقب بیفتند از گفتمان مسلط مردانه؟ چرا باید کم بیاورند وقتی می‌توانند با جسارت بیشتری شوخی جنسی و جنسیتی کنند و کلمات جنسیت‌زده به کار ببرند؟ گاهی جملات‌شان شوکه‌ات می‌کنند و از خودت می‌پرسی چرا؟ این همه رکیک بودن برای چه؟ بارها این جمله را شنیده‌ایم که خشونت فقط خشونت فیزیکی نیست، خشونت زبانی هم هست. پس چرا آنقدر دست کمش می‌گیریم؟ چرا این همه در طول روز از واژه‌های جنسیت‌زده استفاده می‌کنیم؟ در گفت‌و‌گوهای دورهمی، در سینما و تلویزیون، در خیابان و...آیا صدا و سیما شگرد بهتری برای جذب مخاطب در آستین ندارد؟ زبان امری اجتماعی است و نمی‌توان نسبت به تأثیرات مهم و بازتاب‌های مکرر آن در جامعه بی‌تفاوت ماند. آیا کلمات و جملات خشونت‌زده به بازتولید خشونت نمی‌انجامند؟ چرا خود زنان هم با وجود دانستن این‌ها باز هم با هر چیزی شوخی می‌کنند؛ با تجاوز، آزارجنسی، متلک و آزار کلامی و... چرا؟ چرا آنها به شوخی‌های جنسیتی بلندتر از مردها می‌خندند؟ آیا همه این‌ها به فضای پر خشونت دامن نمی‌زند؟ خشونت خاموش. تقلید از زبان مردانه مرسوم، استفاده از شوخی‌های کوچه و بازاری در فضای مجازی نشانه چیست؟ آیا تقلید و استفاده از این واژه‌ها راهی برای برابری خواهی است یا عقب نماندن از قافله مردسالاری؟ عامری، پژوهشگر اجتماعی و نویسنده کتاب در گفت‌و‌گویی با ما در این باره می‌گوید: «تقلید از زبان مردانه، شامل شوخی‌ها، الفاظ، گاهی فحش‌های کوچه و خیابانی، حرکتی در راستای جنسیت‌زدایی و برابری نیست. چراکه ساختاری که از زبان موجود می‌شناسیم به طور کلی «مردساخته» است و هر مقابله به مثل و یا تقلیدی از این موارد، دویدن در زمین سلطه تاریخمند جنسیتی به شمار می‌آید، نه اقدامی رهایی بخش.» عامری با تأکید بر اینکه این روزها خیلی از زنان از الفاظ جنسی بویژه در فضاهای مجازی استفاده می‌کنند، تأکید می‌کند: «بنابه نتایج پژوهش‌ها، تبعیض‌های حقیقی در جامعه و کلیشه‌های تبعیض‌آمیز جنسیتی در فرهنگ، زمانی رفع می‌شوند که مبانی فکری افراد جامعه تغییر کرده باشد. یکی از شیوه‌های تشخیص اصلاح یا جمود فکری جامعه نیز تحلیل زبانی است. از این رو یکی از وظایف و فعالیت‌های جدی فعالان زن، بویژه در دوره پست مدرن، تحلیل عملکرد زبان جنسیت‌گراست. براساس پژوهش‌ها، موارد مختلف نمایش فرودستی زنان در زبان، مورد توجه قرار گرفته. واژه‌هایی که عامل به حاشیه رانده شدن زنان معرفی شده‌اند. مثل واژ‌ه های مردانه‌ای که برای مخاطب قرار دادن عموم به کار می‌روند تا واژگان جنسیتی شده و الفاظی که تمرکز بر جنس زن یا بخش‌هایی از بدن زنان با کاربرد نهانی تحقیر، تمسخر، کم ارزش‌انگاری و... دارند.» به گفته او زبان جنسیت‌زده و مردساخته، نیازمند شالوده شکنی به صورت کاملاً علمی و نه برمبنای برداشت شخصی ماست و تنها با این شیوه، می‌توان از زبانی که کارکرد بازتولید تبعیض و خشونت جنسی- جنسیتی نداشته باشد، استفاده کرد، نه تقابل با روش‌های مردانه و یا همان زبان مردسالارانه و مردساخته. ژرف‌تر شدن خشونت‌های کلامی در جامعه «شوخی‌های جنسیتی و طنزهای موجود جنسی معمولاً «مرد محورند »و در واقع به خاطر سلطه مردسالاری و سلطه مردمحوری در فرهنگ ما رسوخ کرده‌اند. زنان و دختران ما که ناخودآگاه فهمیده‌اند ارزش مسلط جامعه چیست، می‌خواهند با این ارزش های مسلط همنوایی کنند و بگویند از قدرت مسلط جامعه دور نیستند.» این‌ها گفته‌های محمد تقی کرمی، دانشیار گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه در گفت‌و‌گو با ماست. او معتقد است خیلی از زنان و دختران برای عقب نیفتادن از فرهنگ مسلط جامعه، با شوخی‌های رکیک جنسیتی همراه می‌شوند و همنوایی می‌کنند. او در ادامه می‌گوید: «این دختران گاهی با خود می‌گویند اگر مردی می‌تواند با شوخی‌های جنسی، دوستانش را به چالش بکشاند، من هم می‌توانم همین کار را بکنم و برای همین در شبکه‌های مجازی شاهد موجی از این گونه شوخی‌های جنسی و جنسیتی از سوی زنان هستیم. جریان آکادمیک هم هرچند در بعد نظری، مردسالاری را به چالش می‌کشد اما در عینیت و در فرهنگ توده این کار را نمی‌کند و تحت تأثیر هژمونی فرهنگ امریکایی که بر فضای مجازی مسلط شده راه دیگری می‌رود. اگر دقیق تر نگاه کنید، خشونت های کلامی این گونه عمیق‌ترو پیچیده‌تر شده است. یعنی هر چقدر گفتمان‌های انتقادی قوی‌ترعمل می‌کنند، خشونت ها و الگوهای آن هم به ساختارهای ژرف‌تررفته و پیچیده‌ترمی‌شوند.» او برای حرف هایش مثال هم می‌آورد: «به عنوان مثال برنامه دورهمی که همین چند وقت پیش از تلویزیون پخش می‌شد تحت تأثیر همین خشونت های جنسی و جنسیتی بود. در این برنامه وقتی یک شوخی جنسیتی می‌شد، خانم‌ها بیشتر و بلندتر از مردها می‌خندیدند که این مسأله در جامعه شناسی مخاطب، بسیار مهم است. چراکه خانم‌ها برای اینکه از این شوخی‌ها لذت می‌برند به آنها نمی‌خندند بلکه می‌خندند تا بگویند ما نکته این شوخی‌ها را گرفته‌ایم و از قافله عقب نیستیم. شوخی‌هایی که بارها در فیلم‌های سینمایی هم تکرار می‌شود؛ حتی گاهی موقع پخش این شوخی‌ها می‌توان اخم و خجالت را در چهره مردان دید اما صدای خنده بلند زنان در این میان همیشه جلب توجه می‌کند که نیاز به تحلیل و تأمل جدی دارد. معلوم نیست چه اتفاقی در ساختارهای زبانی و فرهنگی جامعه در حال شکل‌گیری است، اما نتیجه‌اش این رفتارهاست.» قصدمان فقط شوخی است! وقتی در فضای مجازی به این شوخی‌ها انتقاد می‌شود و از این افراد خواسته می‌شود با مسائل مهم شوخی نکنند یا از کلمات جنسیت‌زده استفاده نکنند، آنها در پاسخ می‌گویند که حق دارند با همه چیز شوخی کنند. کرمی در پاسخ به این سؤال که آیا می‌توان با این مسائل بویژه موضوعاتی که مورد نفرت عمومی است، شوخی کرد، می‌گوید: «اساس طنز برای به چالش کشیدن قدرت است و از این منظر می‌توان با هر چیزی شوخی کرد. مهم این است که هدف ما انسانی باشد. شوخی که هدفش نقد، انتقاد و اصلاح‌طلبی نیست، اساساً شوخی نیست و در هیچ چارچوب معرفتی پذیرفته شده‌ای نیست. شوخی که بازتولید روابط قدرت باشد، هیچ مشروعیتی ندارد. این فضای «شوخی برای شوخی» در فضای طنز فعلی جامعه ما معنایی ندارد و بیشتر شبیه هجو است.» وی از این خشونت‌ها با عنوان خشونت‌های نمادین، خشونت های احساسی وعاطفی و خشونت خاموش نام می‌برد: «درخشونت های شخصی، معمولاً رفتار تحقیرآمیز وجود دارد و اکثر آدم ها به این خشونت‌ها واکنش نشان می‌دهند، چون سویه شخصی مشخص دارند اما در خشونت‌های کلامی چون سویه شخصی وجود ندارد، معمولاً آدم‌ها نسبت به آن ناراحت نمی‌شوند و واکنش مستقیم نشان نمی‌دهند، اما معنایش این نیست که افراد جامعه را تهدید نمی‌کند. به این معنا خشونت‌های خاموش با پنبه سر می‌برند.» چرا به خشونت‌های زبانی بی‌تفاوتیم؟ «تاکنون تحقیقاتی با محور «زبانشناسی جنسیت» در زبان فارسی کمتر انجام شده و بیشتر به کاربردهای زبانی مختلف برای جنس و جنسیت‌ تمرکز شده و کار منسجمی در این باره انجام نشده و یا مورد توجه قرار نگرفته است.» این‌ها را پردیس عامری می‌گوید و اضافه می‌کند: «مطابق دیدگاه پست مدرن، از طریق معکوس کردن پیش فرض های بنیادین، می‌توان فضا را برای پیش فرض‌هایی که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته‌اند، آماده کرد. پس شالوده شکنی در حقیقت، شیوه غلبه بر تحکم تاریخمند یک ایده و تفکر است که اینجا می‌توان به تسلط مردسالارانه نهان و آشکار در زبان اشاره کرد. اگر نگران تبعیض‌های اجتماعی و جنسیتی هستیم، لازم است به گفتمان عمومی دقت کنیم و موضوعات بحث انگیز و پیچیده‌ را از منظرهای گوناگون موشکافی و واکاوی کنیم تا در نهایت افراد نسبت به پیش فرض‌های خود که بصورت خواسته و ناخواسته، تحت تسلط فرهنگ مردسالارانه و ترویج «دیگربودگی» و فرودست انگاری جنسی است، مردد شوند. از آنجا که در شالوده‌شکنی زبانی، افراد مشاهده‌گر اندیشه خود هستند، بنابراین امکان ایجاد تحول در یک ایده و اندیشه و بسط و گسترش این تحول به جامعه، ایجاد می‌شود.» کرمی هم با تأکید بر اینکه در همه دنیا فضای زردی که رسانه‌های رسمی و غیررسمی تولید می‌کنند مشکلات زبانی را ترویج می‌کنند، می‌گوید: «این رسانه‌ها می‌کوشند فضا را مردانه و زنانه کنند و از خانم‌ها خنده بگیرند اما اینکه چرا این بحث از سطح نخبگان به سطح توده‌ها نمی‌آید جای سؤال است. به عنوان مثال بخش مهمی از سینمای پرفروش ما ازهمین خشونتهای جنسی و کلامی استفاده می‌کند، به اصطلاح کارگردان‌ها، سناریونویس‌ها و طنزپردازها که انتظار داریم از طبقه نخبه جامعه باشند هم برای جذب مخاطب ازکلیشه‌های جنسی و جنسیتی استفاده می‌کنند. یعنی من استاد دانشگاه و کارگردان، ممکن است در کلاس درس و حوزه کاری خودم این حرفها را بزنم اما در فضای فرهنگی آنها را بازتولید می‌کنم. این به این معنا است که هنوز نخبگان ما به این رهایی بخشی اعتقاد ندارند. چون من استاد دانشگاه وقتی یک طنز جنسیت‌زده می‌بینم باید به آن واکنش نشان دهم، بیانیه بدهم، نقدش کنم، برایش کمپین تشکیل دهم تا این بحثها و نقدها از سطح دانشگاه به جامعه هم برسد.» حتماً شنیده‌اید که بعضی از آقایان روز زن، برای دوست و همکارشان کادو می‌گیرند؛ لابد تا مدت‌ها می‌شود به این شوخی خندید و دهان به دهان از این دورهمی به آن دورهمی تعریف کرد. حتماً شنیده‌اید که رفتار خیلی از راننده‌ها نسبت به یک راننده زن فرق دارد تا یک راننده هم جنس؛ به راننده مرد می‌شود راه داد، اگر اشتباهی کرد می‌شود ندید اما در مورد راننده زن قضیه فرق می‌کند. باید حالش را گرفت، باید آخرین متلکی را که همین دیروز یاد گرفته‌ای توی صورتش داد بزنی و تکرار کنی. طوری که همه راننده‌های دور و بر بخندند؛ «برو بشین پشت ماشین لباسشویی» دیگر تکراری شده و باحال نیست. آدم باید به روز باشد. جوک باید دست اول باشد، باید خنده‌دار باشد، باید بشود از یک برنامه میلیونی تکرارش کرد؛ طوری که زنان هم غش غش بخندند. منبع: روزنامه ایران/برترینها

more_vert شخصیت سالم این ویژگی ها را دارا است

ادامه مطلب

closeشخصیت سالم این ویژگی ها را دارا است

هیچ کس از داشتن آرامش بدش نمی آید. می توان گفت تلاش ها ، کار و فعالیت های افراد برای رسیدن به آرامش در زندگی است. دانستن معیار های سلامت روانی به شما کمک می کند تا سریع تر به تصویری که از آرامش و شادابی در ذهنتان است ، دست یابید. سلامت روانی و جسمانی خواست همه انسانهاست و همه در تلاشیم شخصیت های سالمی درزندگی برای برقراری مناسبات سالم انسانی پیدا کنیم. اما آیا تا کنون اندیشیده اید که چه فردی ازشخصیت سالم بهره مند است . گوردن آلپورت یکی از نخستین روان شناسی بود که توجه خود را به شخصیت سالم معطوف داشت . از نظر وی افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل می کنند ،از قید و بندهای گذشته آزادند و از نیروهایی که آنها را هدایت می کنند کاملا آگاهند و می توانند برآنها چیره شوند . راهنمای اشخاص بالغ ، زمان حال ، هدفها و انتظارهایی است که از آینده دارند. جنبه بنیادی شخصیت آدمی را مقاصد سنجیده و آگاهانه (امیدها و آرزوهای او ) تشکیل می دهد . این هدفها ، انگیزه شخصیت سالم قرار می گیرد و بهترین راهنما برای فهم رفتار کنونی انسان هستند .وجود آدمی برداشتن هدفهای دراز مدت استوار است و انسا ن را از حیوان ، کودک را از سالمند ،در اکثر موارد ، شخصیت سالم را از بیمار متمایز می کند . از نظر آلپورت، انسانهای سالم نیاز مداومی به تنوع، احساس و درگیری تازه دارند .کارهای روزمره و عادی را کنار می گذارند و درجست و جوی تجربه های تازه هستند . ماجراجو هستند ، خطر می کنند و چیزهای تازه کشف می نمایند. همه این فعالیتها ایجاد تنش می کند و در هر صورت تنها از راه تجربه ها و خطرهای تنش زاست که بشر می تواند ببالد . نگاه شخص سالم به آینده او را پیش میراند و این نگرش با هدفهای خاص خود شخصیت را یگانه می سازد و سبب افزایش میزان تنش او می شود . از دیدگاه آلپورت گسترش مفهوم خود ،ارتباط صمیمانه خود با دیگران ، امنیت عاطفی ، ادارک واقع بینانه ، مهارتها و وظایف ، عیینیت بخشیدن به خود و فلسفه یگانه سازندگی هفت معیار شخصیت سالم است .ازسوی دیگر اریک فروم معتقد است که به سبب اهمیت نیروهای اجتماعی و فرهنگی برای درک یکایک اعضای جامعه ،باید ساختار آن جامعه درگذشته و حال تجزیه و تحلیل گردد . بنابراین شناسایی ماهیت جامعه کلید درک شخصیت متغیر انسان است . شخصیت ،خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگی دارد . فرهنگ مانع یا حامی رشد و تکامل مثبت انسان است. از دید فروم فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ میداند . از نظر وی سلامت روان بستگی به این دارد که جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد جامعه را برآورده می کند ،نه اینکه فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار می کند . در نتیجه سلامت روان بیش از آنکه امری فردی باشد . مساله ای اجتماعی است . جامعه ناسالم در بین اعضای خود دشمنی بدگمانی بی اعتمادی میآفریند و مانع از رشد کامل آنها می گردد . درمقابل جامعه سالم به اعضای خود امکان می دهد به یکدیگر عشق بورزند ،بارور، کارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عینیت خود را بارورو نیرومند سازند . از نظر مزلو نیز که یک روانشناس انسانگر است .شخص سالم در حال خودشکوفایی یا تحقیق ذات است ،شخصی است که شایستگی بودن و شدن را داراست. درگ درست ازواقعیت ،ذهن بازداشتن به تجربه ها ، افکار ، اطلاعات جدید، وحدت شخصیت هویت راسخ ، خود را می شناسد و برآن اساس رفتار می کند ،توانایی گسترش روابط صیمیانه ،خلاقیت و برخورداری از رفتار اخلاقی مبتنی بر اصول معنوی را ویژگی های شخصیت سالم می داند و معقتد است افرادی که خواستار خود شکوفایی هستند به نوبه خود نیازهای سطوح پایین تر شان (یعنی نیازهای جسمانی ، ایمنی ، تعلق ، محبت و احترام ) را برآورده سازند آنان دچار بیمارهای روانی نیستند ،آنان الگوهای بلوغ ، پختگی و سلامتی هستند و با حداکثر استفاده از همه قابلیتها تواناییهایشان خویشتن را فعلیت و تحقق می بخشند . میدانند چسیتند ،کیسیتند و کجا می روند . به اعتقاد وی جوانان نمی توانند کاملا خواستار تحقق خود باشند ،آنان احساس هویت نیرومند و استقلال ندارند ، به رابطه عاشقانه پایدار نرسیده اند، اما می توانند به سوی تحقق خود پیش بروند و از خود ویژگیهای نشان دهند که حاکی از توجه به بلوغ و سلامت روان باشد. از دیدگاه مزلو به اعتقاد مزلو ویژگی دیگرافراد خود شکوفا ، ادراک صحیح از واقعیت عینی شناخت عینی از موضوعهاو اشخاص پیرامون خود به همانگونه که وجود دارد و تشخیص ریاکاری و نادرستی است .شخصیتهای نا سالم ، جهان را با قالب ذهنی خویش ادارک می کنند و می خواهند به زور آن را به شکل ترسها ، نیازها ، وارزشهای خود درآورند. ازسوی دیگر روان شناسان شناخت گرا ، براین باورند که شخص سالم ، رویدادهای محیط را با استفاده از روشهایی تعبیر و تفسیر می کند که به احساس خوب (یا امید ) می انجامند و او را قادر می سازند به اینکه برای حل مسائل زندگی خود مهارتهای خاصی را به بکار برد . وین و دایر با پیش کشیدن بحثی تحت عنوان تصویر اشخاصی که نقاط ضعف شخصیت خویش را از بین برده اند. معتقد است که این اشخاص همه چیز زندیگ را دوست دارند ، ازانجام هیچ کاری ناراحت نمیشوند .اوقات خود را با شکوه و شکایت ، یا این آرزو که اوضاع طوردیگری باشد ، تلف نمی کنند . نسبت به امور زندگی احساس شور و هیجان دارند .خواست و توقعشان از زندگی تاحدی است که دستیابی به آ ن برابیشا ن امکان داشته باشد . وقتی افراد دیگری نزدیک چنین افرادی هستند ، در وجود آنان هیچگونه ناله و شکایت یا حتی آههای افسوس بار نمی بینند . در مهمانی ها یا درتنهایی ، به سادگی به آنچه که در اطرافشان قراردارد خود را سرگرم میکنند . تظاهر به لذت بردن نیم کنند . بلکه هر آنچه را که هست بطور خردمندانه میپذیرند و توانایی شگفت انگیز در لذت بردن ازواقعیات دارند . اگر لازم باشد که اوضاع و شرایطی عوض شود . سعی در تغییر آن می کنند و از این تلاش و کوشش لذت می برند . به راستی دوستدار زندگی هستند و تا حد امکان ازآن بهره میگیرند . نگرش کارل راحرز به الگوی شخصیت سالم ،تصویر خوش بینانه ای از طبیعت انسان عرضه می کند که مضمون عمده آن این ست که شخص باید فقط بر تجربه ای که خود از جهان دارد متکی باشد چرا که این تجربه تنها واقعیتی است که هر فرد می تواند بشناسد .به اعتقاد وی ، ادراک آگاهانه از خویشتن و دنیای پیرامون است که شخص راهدایت می کند ، نه نیروی ناآگاهی که در اختیار و به فرمان او نیست . تجربه هوشیار و آگاهانه زیربنای عاطفی انسان رامی سازند و شخصیت سالم ،اهمیت زمان حال و چگونگی ادراک آن ،بیش از گذشته است . البته نباید منکر تاثیر رویدادهای گذشته برشیوه نگرش کنونی شد زیرا رویدادها در میزان سلامت روانی انسانها موثر واقع می شود ، اما تاکید عمده بر رویدادهای کنونی است نه آنچه در کذشته پیش آمده است . راجرز برای شخصیت سالم ازخود پنداری مثبت و سالم سخن به میان می آورد و پذیرش احساسات ،عزت نفس ،ارتباط خوب با دیگران ، زندگی کامل در زمان حال ، ادامه یادگیری چگونه آموختن ،ذهن بازداشتن به افکار خود ، توانایی تصمیم گیری مستقل وخلاقیت را از خصایص شخص سالم برمی شمارد . معیارهای سلامت روانی براساس نظر کارشناسان سازمان جهانی بهداشت ، سلامتی نه فقط به فقدان بیماریو نقص عضو بلکه به حالت رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی اطلاق می شود بنابراین تعریف ، سلامت روانی به عنوان یکی از معیارهای تعیین کننده سلامت عمومی شناخهت می وشد . فردی که از سلامت روانی برخوردار است ،ضمن احساس راحتی و آسایش قادر است در اجتماع به راحتی و بدون اشکال به فعالیت بپردازد و ویژگی های شخصی وی در آن اجتماع ، موجب خشنودی و رضایت است. سلامت روانی و بدنی لازم و ملزومند . متخصصان علوم تغذیه و پژوهشگران تناسب فیزیکی ،بین سلامت روان و بدن با کیفیت تغذیه و میزان تحریک جسمی ، ارتباط معناداری یافته اند . مطالعات زیستی ـ شیمیایی مغز انسان نشان می دهد که سلامت روان و ذهن ،احتمالا به منظم و متعادل بودن فعالیتهای الکتروشیمیایی سلولهای مغز ی و دستگاههای عصبی بستگی دارد . به سختی می توان کسی را یافت که متعادل منطقی و آگاه به اعمال خود باشد هر فرد در دوره هایی از ندگی خود دارای ویژگیهایی از قبیل شیدایی ، افسردگی ،اجتماعی بودن ،بیگانگی ، جست و خیز و انفعالی بودن است ،بنابراین به شکلی رفتارهای غیرم نطقی را تجربه می کند . تفاوت رفتارهای عادی و غیر عادی یک امر رتبه ای و درجه بندی شده است .برخی از مردم بیش از دیگران غیر منطقی هستند . و بعضی دیگر چنان غیر منظقی هستند که در زمینه سازگار شدن با زندگی به کمک نیاز دارند . همچنین فرانکل اراده معطوف به معنا را ملاک سلامت روان می داند . او نظریه معنا درمانی را برای درمان کسانی که زندگیشان بدون معناست معرفی می نماید .در این نظریه ، طبیعت انسان بر سه محور استوار است :آزادی اراده ،اراده معطوف به معنا و معنای زندگی .او معتقد است با آنکه در معرض شرایط بیرونی معینی هستیم که برزندگی ماتاثیر می گذارد با این حال در انتخاب واکنشهای خود نسبت به این اوضاع و شرایط آزاد هستیم . اراده معطوف به معنا و معنای زندگی به نیاز مداوم انسان به جست و جستجو نه برای خویشتن بلکه برای معنایی که به هستی ما منظور می بخشد ارتباط می یابد . هرچه بتوانیم از خود فراتر رویم و خود را در راه چیزی یا کسی ایثار کنیم انسان تر می شویم . مجذوب شخص یا چیزی فراسوی خودشدن معیار نهایی رشد و پرورش شخصیت سالم است . به اعتقاد فرانکل جوهر وجود انسان را سه عامل معنویت ،آزادی و مسولیت تشکیل می دهند . برای دسترسی به سلامت روانی باید بپذیریم که در رفتار خود آزادی انتخاب داریم و این آزادی را هب کار ببریم و مسوولیت انتخاب نیز با خودماست . بنابراین سلامتی و عدم سلامتی روانی به مقدار زیادی ناشی از تجارب موفق و ناموفق در دوران تحصیلی و واکنشهای معلمان و والدین نسبت به اآنان است . زمانی که شخصیت کودک شکل نگرفته ،سالهای نخست زندگی تحصیلی خود را آغاز می کند ، در مسیر رشد و بالندگی قرار می گیرد و درطول بهترین سالهای عمر خود ، با عوامل مختلف موثر بر تحول شناختی ،عاطفی و اجتماعی به کنش متقابل می پردازد که نتیجه اش همان چیزی است که به صورت جوان ۱۹ ـ ۱۸ ساله ای به جامعه تحویل داده می شود . حال چنانچه این فرد به ویژگی ها و خصایص شخصیت سالم آشنا و در جهت کسب آنها تلاش کند . زندگی ای سرشار ازامید ، شادی ، آرامش و همراه با موفقیت خواهد داشت. منبع: دکترسلام

more_vert مهندسی معکوس در حوزه و دانشگاه

ادامه مطلب

closeمهندسی معکوس در حوزه و دانشگاه

شاید سرنوشت طلابی که روزی با شکستن سد کنکور و نشستن پشت میزهای دانشگاه‌های معروف کشور در رویای دکتر و مهندس شدن بودند، بیشتر به یک داستان شبیه باشد ولی شنیدن سخنان آنان می تواند راهگشای بسیاری از کسانی باشد که می خواهند این مسیر را طی کنند. ۲۷ آذرماه مصادف با چهلمین سالروز شهادت فردی است که پیشنهاد وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح و از آن روز موضوع وحدت حوزه و دانشگاه همه ساله به بهانه شهادت آیت الله محمد مفتح مطرح می شود. حضرت امام خمینی (ره) تلفیق فرهنگ دانشگاه و حوزه را سبب گسترش معارف اسلامی دانسته و تاکید داشتند که باید با کم کردن فاصله‏‌ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیع تر گردد. حرکت پا به پای علم و دین تعبیری است که حضرت آیت الله خامنه‌ای در بیان وحدت حوزه و دانشگاه به کار بردند و در ۴۰ سال گذشته خواستار تحقق این وحدت در قالب تأسیس همه دانشکده‌های گوناگون در حوزه، دنبال کردن تخصص‌های حوزوی در دانشگاه و بالعکس و همچنین جایگزینی صد درصد روش‌های حوزه در دانشگاه و بالعکس شدند. به اعتقاد رهبر معظم انقلاب آنچه حوزه باید از دانشگاه بگیرد، شامل تخصص‌گرایی و تأسیس رشته‌های درسی گوناگون، توجه به واقعیات، تحول و استفاده از روش‌های علمی جدید و کارساز و همچنین آینده ‌نگری همراه با طرح و برنامه است و دانشگاه نیز باید از حوزه یاد بگیرد که چگونه در درس خواندن احساس وظیفه کند و ضمن سخت‌کوشی در آموختن و کسب اخلاص و معنویت، به سنت‌های اصیل و ارزشمند احترام بگذارد و از روش‌های علمی سنّتیِ مفیدِ بومی بهره گیرد. الزامات وحدت حوزه و دانشگاه از منظر رهبر معظم انقلاب شامل شناخت محیط طلبگی از سوی دانشگاهیان، آگاهی حوزه از نظام آموزش دانشگاهی، حضور فعّال حوزه در مسائل عمده علمی جهانی، حضور عالمانه روحانیون در دانشگاه‌ها، ارتباط مستمر و منظم متناسب با نیاز حوزه و دانشگاه، ترویج ارزش‌های معنوی و دینی در دانشگاه‌ها و تشکیل جلسات همفکری مشترک است. بررسی مسائل مربوط به وحدت حوزه و دانشگاه تاکنون از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و بسیاری از صاحبنظران دانشگاه و حوزه در این زمینه نظریاتی را مطرح کرده اند اما کسانی که به صورت همزمان در این دو مرکز تحصیل کرده باشند، ممکن است تجربه های گرانبهایی داشته باشند که ره توشه ای برای علاقه مندان به علم و تهذیب باشد که می خواهند از طریق دانشگاه یا حوزه آن را کسب کنند. مجتبی عرب مازار متولد سال ۶۶ یکی از دانشجویانی است که در سال ۸۴ وارد دانشگاه صنعتی شریف شده و پس از گرفتن مدرک کارشناسی در رشته مکانیک، همزمان با تحصیل در رشته مدیریت منابع انسانی و توسعه سازمانی همان دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد، از سال ۹۲ تحصیلات حوزوی را آغاز کرد و همچنان در این دانشگاه و حوزه فعالیت دارد. وی که طلبه انتهای سطح است و سه فرزند دارد، تا هفته گذشته مسئولیت بسیج طلاب حوزه علمیه مشکات را به عهده داشته در سال ۸۷ مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شریف بوده و اکنون مدرس حوزه علمیه مشکات و دارالحکمه است و مسئولیت بخش دانشگاهی بنیاد نهضت را به عهده دارد و عضو هیات مدیره حوزه علمیه عملیه نهضت نیز می باشد. حوزه علمیه مشکات ویژه طلابی است که از دانشگاه فارغ التحصیل شده و پس از اخذ مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و یا دکتری به دروس حوزوی مشغول می شوند. عرب درباره علت ورودش به حوزه علمیه به خبرنگار معارف ایرنا گفت: من برای خودم یک ماموریت کاری مشخصی را در فضای کار برای انقلاب اسلامی در نظر داشتم که به حوزه فرهنگ بسیار نزدیک باشد و به اقتضای همین مساله، کارشناسی و کارشناسی ارشد را در همین چارچوب دنبال می کردم. وی افزود: من بسیاری از کارها را برای حرکت کلی انقلاب و کشور دنبال می کنم که معادل آن در یک رشته مشخصی وجود خارجی ندارد و باید مسیری را برای خودم تعریف کنم تا چیزی که متناسب با بخشی از نیازمندی های آن کار است را برای من تامین کند. این مدرس حوزه اضافه کرد: من همواره تلاش کردم تا در این مجموعه ارتباط خود را در محیط دانشگاه شریف و حوزه علمیه حفظ کنم و بر همین اساس معتقدم دیدن و دانستن بعضی رشته ها مانند علوم انسانی در دانشگاه ها لازم است ولی کسانی که می خواهند در راستای این ماموریت کار کنند و در فرهنگی اثرگذار باشند که به معنای اعم آن است و به گفته رهبر معظم انقلاب، فضای تنفسی جامعه است، باید یک پایگاه معرفتی برای خود کسب کنند که این پایگاه، دانش دین است که در حوزه متبلور است. وی افزود: البته همه آن چیزی که ما می خواهیم در مسیر حوزه علمیه نیست و در آنجا نیز اشکالاتی وجود دارد. کسی که با این نگاه ماموریت محور به حوزه می رود باید در آنجا به دنبال افزونه هایی برای تحصیل حوزوی و طلبگی باشد. مثلا حوزه به تنهایی ارتباط با مردم را فراهم نمی کند یا تسلط به اجتهادهای کلان دینی مثل منظومه اندیشه امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب را تامین نمی کند و ما باید برای این موارد برنامه داشته باشیم. عرب مازار اظهار داشت: به نظر من آن هویتی که در جامعه باید چنین نقش آفرینی کند، هویت طلبگی است و خاستگاه معرفتی این هویت باید یک خاستگاه دانش دینی باشد که حوزه است. الیته آن حوزه ای که فضای دانشگاه و نخبگانی را می فهمد و با آن ارتباط دارد و دانشگاهیان نیز او را بیگانه نمی بینند. ذره ای پشیمان نیستم برخی معتقدند که تحصیل در حوزه پس از گرفتن مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد از دانشگاه، کاری بیهوده است و از طرف دیگر ممکن است برخی از دانشگاهیان پس از ورود به حوزه از تحصیل خود در دانشگاه پیشمان شوند چون می توانستند پس از اخذ دیپلم وارد حوزه شوند ولی حجت الاسلام عرب مازار ذره ای از دانشگاه رفتن خود پشیمان نیست. این کارشناس مذهبی گفت: بنده به عنوان یک طلبه معتقدم که در مسیر یک زایش تمدنی هستیم و به سوی تمدن نوین اسلامی در حرکتیم و در مرحله زایش تمدنی شاهد بحران ناکارآمدی ساختارها و رویه ها هستیم. یعنی نه دانشگاه کارکرد لازم را برای جریان سازی در مسیر انسان پروری و ایجاد دانش و دانش افزایی دارد و نه حوزه ای که هنوز خود را با این فضا تطبیق نداده است. وی افزود: در چنین فضایی انسان هوشمند انقلابی باید بتواند به هر شکلی حداکثر استفاده از این مسیری را داشته باشد که وجود خارجی ندارد و محیط دانشگاه برای من از نظر فهم عینیت های حقیقی انقلاب اسلامی بسیار مفید بوده است. عرب اضافه کرد: کسی که از ابتدا به حوزه بیاید، راه دسترسی به چنین چیزهایی برای او خیلی سخت است. ما مسائلی مانند مشکلات اقتصادی، اجتماعی و رسانه ای در زندگی مردم یا بحث نفوذ در بدنه حاکمیت و در سطح نظام را داریم که چنین مسائلی با یک جا نشستن و خواندن اخبار حاصل نمی شود و اگر کسی از نزدیک آنها را لمس نکرده باشد، نمی تواند این مشکلات را به خوبی درک کند. وی از ضرورت فعالیت دانشجویان و طلاب در تشکل ها سخن گفت و افزود: مسائل و معیارهایی در فضای تشکیلاتی و صحنه های دانشگاه و حوزه وجود دارد که هر جایی یافت نمی شود و آموزش های رسمی و سیستم های رسمی در حوزه و دانشگاه نمی تواند چنین تجربه هایی را ارائه دهد. دانشگاه مبدا همه تحولات است عرب مازار اشاره ای هم به بیانات امام خمینی(ره) درباره وحدت حوزه و دانشگاه کرد و گف: سخن امام(ره) بسیار دقیق است. چون به وحدت دانشگاه و حوزه اشاره کردند و نه توحید حوزه و دانشگاه. توحید یعنی یکی کردن دانشگاه و حوزه در حالی که وحدت یعنی یکی شدن در مسیر و قرار نیست یکی از این ها در این میان از بین برود. وی افزود: امام(ره) فرمود دانشگاه مبدا همه تحولات است. البته باید به ادامه این سخن نیز توجه کنیم که فرمود چه دانشگاه علوم قدیمه و چه دانشگاه علوم جدیده. یعنی یک مبداء برای همه تحولات در کشور وجود دارد که آن جریان پویای جوانانه اهل فضلی است که می توان در حوزه و دانشگاه پیدا کرد؛ نه فقط در حوزه یا فقط در دانشگاه و باید فضائلی در کنار هم جمع شود تا این تحولات بوجود بیاید و کسی که این مسیر را انتخاب می کند، باید تلاش کند تا این جامعیت را در خود محقق کند. این پژوهشگر مذهبی اضافه کرد: محیط دانشگاه آورده های بسیاری دارد ولی من از تمام درس های مکانیک دانشگاه شریف استفاده مستقیم نمی کنم. چون معتقدم در مرحله زایش تمدنی هستیم و کسی که نمی خواهد یک مهندس معمولی یا طلبه مرسوم شود، باید مسیرهای پیچیده تری را طی کند و بتواند از دانشگاه و حوزه به موقع استفاده کند تا مسیرهای جدیدی ایجاد شود. انتخاب حوزه یا دانشگاه؟ برخی از دانش آموزانی که دوره متوسطه را به پایان می رسانند در یک دو راهی قرار می گیرند که در دانشگاه قدم بگذارند یا وارد حوزه شوند یا این که پس از اخذ کارشناسی، تحصیلات خود را در حوزه ادامه دهند. به اعتقاد عرب مازار امروز مشاوران می توانند راهنمایی های خوبی برای این دسته از افراد داشته باشند. این استاد حوزه دوباره از مسیر تمدنی سخن گفت و اظهار داشت: هر چه تعداد افرادی که می خواهند این مسیر را طی کنند، بیشتر باشد همچون گام نهادن در میدان مین در شب های عملیات است. یعنی باعث می شود افراد بعدی راحت تر بتوانند در این مسیر گام بردارند. وی افزود: شرایطی که اکنون موجود است، خیلی بهتر از دورانی است که من طی کردم. چون در آن زمان تصمیم برای چنین انتخاب هایی سخت بود ولی امروز در کنار دانشجویان مشاورانی وجود دارد که همین مسیر را طی کرد ه اند و تجربه هر دو فضا را دارند و می توانند تشخیص دهند کسی که به دنبال انتخاب است، پایگاه خود را حوزه قرار دهد یا دانشگاه. البته به گفته این فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف مسیرهای میانه به تدریج راه خود را باز می کنند و به حوزه دانشجویی یا دوره های تحصیلی جنبی دروس حوزوی به عنوان پدیده اشاره کرد. عرب مازار گفت: اینها کمک می کند مسیری که وجود نداشت، خلق شود و انسان آن فضا را بچشد. اگر تجربه های انباشته گذشته ما در وحدت حوزه و دانشگاه مورد بررسی قرار گیرد آن زمان متوجه می شویم که نظریه وحدت ساختاری تا چه اندازه می تواند موثر باشد. یعنی نهادی که هم حوزه باشد هم دانشگاه مانند دانشگاه مام صادق(ع) یا موسسه امام خمینی(ره) پا به عرصه می گذارد و تجربه ای است که می توان آن را لمس کرد اما باید دید خروجی آن چه بوده است. وی افزود: تجربه دانشگاهیانی که به حوزه آمدند یا حوزویانی که در امتداد حوزه به دانشگاه رفتند یا موفقیت ها و شکست های آنان به ویژه مشاورانی که هر دو فضا را به خوبی می شناسند، برای کسانی که می خواهند در این عرصه وارد شوند، بسیار مفید خواهد بود. مهندسی معکوس برای حوزه عرب مازار زمان ورود دانشجویان یا دانش آموزان به حوزه های علمیه را مشروط دانست و گفت: این مساله به وضعیت و شرایط افراد بستگی دارد. برخی افراد بهتر است از همان ابتدا یعنی پس از دیپلم به حوزه بیایند ولی برخی حتما باید دانشگاه را طی کنند. وی افزود: البته نکته مهم این است که تصویر افراد نسبت به حوزه و دانشگاه چیست. برخی تصور می کنند طلبه فقط یک روضه خوان است در حالی که کار اصلی او این است که وارث پیامبران است. یعنی نظام های اجتماعی در یک محله، شهر یا کشور یا فضای علمی نیاز به امتداد دستگاه ولایت دارد و طلبه می تواند تاثیرگذار باشد. این پژوهشگر مذهبی اضافه کرد: بنابر این یک طلب هم روضه می خواند و هم درس و پژوهش و تدریس هم دارد. ممکن است تصور کسی از حوزه این باشد که باید انسان اخلاقی شود. در حالی که محصول جانبی حوزه این است. تصویر صحیحی از کارکرد دانشگاه و حوزه ندارند و باید در ابتدا این تصویر روشن شود که طلبه چه کاره است و آن وقت مسیر را به کمک مشاوران، مهندسی معکوس کنند. وی تاکید کرد: به این نکته هم توجه داشته باشیم گزینه ای که به صورت ۱۰۰ درصد همه مطلوب های ذهنی ما در آن جمع باشد، وجود ندارد. یعنی هرچند فضای حوزه یک فضای بسیار پربرکتی است که انسان احساس نورانیت و کمک به ارتقاء دین خدا و انقلاب می کند ولی باید بدانیم هر جایی ضعف هایی دارد که باید ببینیم چگونه می توان این ضعف را برطرف کرد. به دنبال تکلیف باشیم عرب مازار افزود: افراد نباید به دنبال هدف های خود باشند بلکه به دنبال تکلیف باشند. اگر تکلیف ما حضور در حوزه است به تکلیفمان عمل کنیم. گاهی برخی افراد به دنبال اهداف خود هستند ولی نه در حوزه موفق می شوند و نه در دانشگاه. به همین دلیل چنین افرادی درس دانشگاه را به خوبی نمی خوانند و از حوزه نیز بازمی مانند در حالی که چنین کاری اتلاف عمر است. وی اضافه کرد: بسیاری از دانشجویان مشورت می کنند تا درس دانشگاه را رها کرده و طلبه شوند و سفارش من به این افراد این است که درس خود را تا مقطع کارشناسی به پایان برسانند و از فضای دانشگاه و کارهای تشکیلاتی و انقلابی استفاده کنند و با کسبب تجربه، دانش خود را در میدان عمل افزایش دهند و با یک دانش انباشته وارد حوزه شوند و هیچ تاخیری هم محسوب نمی شوند.

more_vert نظام رتبه‌بندی معلمان فرصتی طلایی در تحول بنیادین نظام آموزشی کشور

ادامه مطلب

closeنظام رتبه‌بندی معلمان فرصتی طلایی در تحول بنیادین نظام آموزشی کشور

 نظام رتبه‌بندی معلمان، به عنوان یکی از شاه‌ بیت‌های اصلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، فرصتی طلایی در راستای تحولات اساسی در نظام آموزشی کشور به شمار می رود که اجرای آن مستلزم تدابیر ویژه و آگاهانه‌ است. معاون دبیرکل شورای عالی آموزش‌ و پرورش روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار گروه دانشگاه و آموزش ایرنا، درباره اجرای نظام رتبه‌بندی معلمان اظهار داشت: نظام رتبه‌ بندی معلمان یکی از ۱۴ نظامی است که در سند تحول بنیادین آموزش‌ و پرورش به آن اشاره شده و یکی از شاه‌ بیت‌ های تحولی است. از حدود سه سال پیش، در زمان وزارت فخرالدین احمدی دانش آشتیانی (سال ۹۵)، مستقیما مسئولیت تدوین این نظام به همراه دو نظام دیگر، یعنی نظام سنجش صلاحیت و سازمان نظام معلمی به دبیرخانه شورای عالی آموزش‌ و پرورش واگذار شد. احمد عابدینی تصریح کرد: به همین منظور موضوع رتبه بندی معلمان از ابعاد گوناگون و به روش علمی مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات تطبیقی، بررسی منابع علمی موجود، بررسی تجارب گذشته و پژوهش مستقل به روش خبرگانی با حضور بیش از ۴۰ نفر از صاحب نظران، کارشناسان، مدیران و نمایندگان سازمان‌ها از جمله اقداماتی بود که برای تدوین اصولی آن صورت گرفت، ولی از ابتدا در تعیین مرجع تصویب اختلاف نظر وجود داشت؛ این که در مجلس شورای اسلامی تصویب شود یا هیات دولت. دولت معتقد بود می تواند با استفاده از قانون مدیریت خدمات کشوری آن را تصویب کند.عابدینی افزود: پیرامون اصل رتبه‌بندی چند نکته مورد تاکید است، اگر رتبه‌بندی را فرآیند نظام‌مند سنجش صلاحیت حرفه‌ای معلمان و تعیین مراتب علمی و تخصصی آنان تعریف کنیم، اولین اقدام تدوین معیارها و ملاک‌های مشخص، پیش‌ بینی سازوکارهای اجرایی، منابع انسانی واجد صلاحیت برای سنجش و رتبه‌بندی، طراحی نظام حقوق و دستمزد مناسب آن و حتی نظام پاداش بود تا پس از سنجش نظام‌مند، مراتب علمی آن به صورت دقیق مشخص شود. باید نظام سنجش صلاحیت معلمان طراحی شودوی با اشاره به اینکه نظام رتبه‌بندی معلمان چند ویژگی اساسی شامل داشتن نظام سنجش صلاحیت معلمان، شایستگی آنان، عملکرد معلمان و رقابت پذیری دارد، اظهار داشت: معتقدم اگر این ویژگی‌ها در رتبه‌بندی معلمان وجود نداشته باشد، نمی‌توان آن را رتبه‌بندی اطلاق کرد؛ باید قبل از نظام رتبه بندی، نظام سنجش صلاحیت معلمان طراحی شود تا مشخص شود با چه ملاک، شاخص و معیاری و همچنین با چه فرآیند، افراد و سازمانی باید اجرا و به مطالبات قاطبه معلمان پاسخ مناسب داده شود و مراتب دقیقا مشخص و قابل دفاع باشد. نظام سنجش صلاحیت معلمان عابدینی در مورد ویژگی‌های نظام سنجش صلاحیت معلمان اینگونه توضیح داد: اولین و اساسی ترین این نظام این است که رتبه‌بندی مستلزم نظام سنجش و اساسا مبتنی بر کسب شایستگی‌های بیشتر و عملکرد بهتر معلمان است و چهارمین ویژگی بارز آن، ایجاد رقابت سالم بین مخاطبان است که در اینجا معلمان باید برای کسب حداکثری این صلاحیت‌ها تلاش کنند و از همدیگر سبقت بگیرند.معاون دبیرکل شورای عالی آموزش‌ و پرورش گفت: وقتی تمام این ویژگی‌ها مدنظر قرار گرفت، یک اقدام اساسی و مبنایی باید انجام و راهکارهایی دنبال شود تا رتبه‌بندی معنا پیدا کرده و استمرار یابد و آن «تغییر نظام حقوق و دستمزد» است. نظام حقوق و دستمزد ما یکی از بدترین و ناکارآمدترین نظام های دنیاست که بر اساس منطق معیوب و روش توزیعی شکل گرفته است و با کارآمدی و عمکلرد کارکنان هیچ نسبت و ارتباطی ندارد. وی افزود: اجرای رتبه‌بندی می‌توانست فرصت طلایی برای اصلاح نظام تربیت معلم و توانمندسازی آنان باشد تا به این بهانه، نظام «حقوق امتیازی» بر اساس میزان مهارت، شایستگی و توفیق در انجام وظایف یا ارائه عملکرد مطلوب، تغییر پیدا کرده و جایگزین نظام قبلی شود.عابدینی خاطرنشان کرد: اگر این چهار ویژگی حاصل شود، بر اساس این شاخص‌ها با اطمینان می‌توان گفت که سنجش صلاحیت و رتبه‌بندی به معنی واقعی انجام شده است، اما اگر یکی از این ویژگی‌ها هم حاصل نشود، نمی‌توانیم مدعی اجرای رتبه‌بندی واقعی باشیم و چه بسا ناآگاهانه از این عنوان بسیار ارزشمند و تحولی، برای انجام کاری‌های سلیقه‌ای و مقاصد شخصی و زودگذر خود استفاده کنیم؛ در غیر این‌ صورت، به‌ بهانه این راهکار بسیار متعالی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، دست به نوعی افزایش حقوق زده‌ایم که خیلی نمی‌تواند هدفمند و وافی به مقصود باشد. عابدینی معتقد است: همه این کارها برای یک هدف ارزشمندتر و متعالی‌تری باید انجام شود و آن «ارتقای کیفیت تعلیم‌ و تربیت» است. اگر به اعتلای آموزش و پرورش، تغییر رویه‌ها و روش‌های ناکارآمد گذشته و خلق و تثبیت ارزش‌ها و سازوکارهای جدید و موثر منجر نشود، ارزش چندانی بر آن مترتب نخواهد بود. لذا می‌توان صرفاً از آن به افزایش حداقلی حقوق و مزایا یاد کرد که در افزایش انگیزه معلمان برای ارتقای کیفیت خدمات آموزشی تاثیر چندانی نخواهد داشت. باید از توانمندی های معلمان استفاده منطقی کردوی تصریح کرد: باید به دغدغه‌های کارشناسان دلسوز، تصمیم‌گیران، صاحب‌نظران و تجارب موفق جهانی توجه جدی شود و همه ملاک‌ها، شاخص‌ها و ویژگی‌های تخصصی و تحولی مدنظر قرار گیرد. یکی از راهکارهای اساسی، استفاده منطقی و هوشمندانه از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود معلمان است؛ به همین منظور در کنار این طرح، سازمان نظام معلمان تدوین و حتی در کمیسیون‌های مربوط نیز تصویب شد و حدود ۱۷ تا ۱۸ وظیفه غیرحاکمیتی، تخصصی و حرفه‌ای آموزش‌ و پرورش به خود معلمان واگذار شد تا آنان در سطوح گوناگون، معین و هم‌یار آموزش‌ و پرورش باشند، نه رودرروی آن. معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش اظهار داشت: اما این اتفاق بزرگ هم بنا به دلایل موهوم نیفتاد و به فراموشی سپرده شد. همه تاکید و اهتمام ما در آن نظامی که بر مبنای سندتحول طراحی شد، این بود که صرفاً به صلاحیت حرفه‌ای معلمان بپردازیم، نه صلاحیت عمومی آنها؛ چون در آزمون استخدامی و فرایند استخدام اولیه به قدر کافی به آنها پرداخته شده است. این خطاست که دوباره به آن برگردیم یا برخی از ملاک‌های قبلی مثل مدرک تحصیلی را در آن لحاظ کنیم.وی ادامه داد: تمام تلاش ما به عنوان یک کارشناس که هم در فرآیند تدوین سند تحول بنیادین و هم در تدوین زیرنظام‌های آن حضور و از آن شناخت داشتیم، این بود که نظام سنجش صلاحیت و رتبه‌بندی باید توامان مدنظر باشد و به صورت کامل اجرا و نهادینه شود؛ چون اگر ناقص اجرا شود، تمام آرزوهای ما راجع به تحول بر باد خواهد رفت. من شخصا معتقدم بدون ایجاد تحول در معلمان، ایجاد تحول در سایر حوزه‌ها و زیرنظام‌ها بی‌معنی است.عابدینی افزود: در رتبه‌بندی تلاش برای تغییر مسیر شغلی هم یکی از اهداف اصلی است که باید تغییر یابد تا ارتقای معلمان، نه به‌ عنوان یک کارمند معمول اداری، بلکه بر اساس نظام خاصی، مشابه نظام مسیر شغلی استادان و اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها انجام شود. وی خاطر نشان کرد: نظام رتبه‌بندی باید به صورت سیستماتیک با همه زیرنظام‌های دیگر، به‌ ویژه نظام‌های ارتقا، پژوهش، حقوق و دستمزد، ارزشیابی و از همه مهم‌تر، نظام سنجش صلاحیت و ارزیابی عملکرد ارتباط ارگانیک داشته باشد؛ چون اگر این پیوند مبارک برقرار نشود، مانند نهالی خواهد بود که بعد از کاشت، از همه مواد حیاتی، از قبیل آب، خاک و نور خورشید بی‌نصیب مانده است. لذا بعد از مدتی سرنوشت محتومی جز خشک شدن و از بین رفتن نخواهد داشت. عابدینی ادامه داد: در نظام اصلی، به ۶ مولفه اساسی، به عنوان اصول اساسی نظام توجه شده است که اگر در اجرا به اینها به عنوان الزامات اصلی اجرایی شدن سند تحول توجه نشود، طرح رتبه‌بندی با شکست مواجه شده و ممکن است به ضد خودش تبدیل شود. سنجش معلمان باید بر اساس شاخص های دقیق انجام شودوی افزود: در بخش اول کلیات، اهداف، تعاریف، اصول و سیاست‌های نظام رتبه‌بندی معلمان آمده است، چون ما معتقدیم، اگر مشخص نشود که دنبال چه اصول و سیاستی هستیم و چه رویکرد مشخصی داریم، نمی‌توانیم به نتیجه صحیح و اهداف قصد شده خود برسیم. هدف اصلی، به‌ عبارت دیگر، مقصد و مقصود اصلی ما در نظام سنجش صلاحیت و رتبه‌بندی، معلمان است که حتما باید بر اساس شاخص‌های دقیق این سنجش صورت گیرد.عابدینی ادامه داد: اینجا یک سوال اساسی دیگر هم مطرح است که آیا برای اجرای آن، یک سازمان مشخص، یک ساختار کارآمد و افرادی با وظایف مشخص لازم نیست؟ اگر این کار مهم است آیا لازم نیست برای تربیت و آموزش هدفمند منابع انسانی قدم‌های جدی و موثری برداریم؟ یکی از آفت‌های اساسی امور تحولی سپردن وظایف متعدد به یک فرد است در کنار همه وظایف اداری و اجرایی باید این کار بزرگ را هم انجام دهد.وی تصریح کرد: بی‌تردید این کار عظیم نیازمند تمهیدات لازم، از جمله تربیت انسان‌هایی است که موضوع را در مرحله اول خوب درک کنند و مختصات آن را بدانند و انگیزه و توان لازم برای انجام آن را داشته باشند. عابدینی تاکید کرد: این امر مستلزم توانمندسازی و کسب مهارت‌های لازم است که آموزش‌های اولیه می‌تواند یکی از این تمهیدات باشد، به همین منظور ما در آن نظام اصلی، ساختار اجرایی و سازمان مستقلی برای اجرای رتبه‌بندی تعریف کردیم؛ از مدرسه به‌عنوان کانون مرکزی ارزیابی‌های اولیه تا هیات ممیزه استان، به عنوان سازمان مستقل تصمیم‌گیری پیش‌بینی شد تا مجریان آموزش‌های لازم را درباره این نظام فراگیرند و با توان کارشناسی و راهبری بالا تصمیم بگیرند. وی ادامه داد: این که افراد در کنار ده‌ها کار و وظیفه‌ای که دارند این وظیفه مالایطاق (آنچه که در قدرت کسی نباشد یا طاقت فرسا) را هم انجام دهند، نمی‌توان انتظار تحقق اهداف را داشت. اگر قرار است رتبه‌بندی درست انجام شود، امکان اجرای آن با نظام کهنه، فرسوده و ناکارآمد گذشته وجود ندارد. گره زدن رتبه بندی به حقوق خطای بزرگی است معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش اضافه کرد: در اجرای مطلوب رتبه‌بندی موضوع نظارت و ارزشیابی هم بسیار مهم است که باید بر آن تأکید شود و با نظارت مستمر، نهادینه شود و پایدار بماند. در واقع تمام تلاش ما این بود که این کار تدریجی، منطقی و در یک بازه زمانی مشخص و با منطق فازی یا مرحله‌ ای آغاز شود تا افراد به تدریج خود را با شرایط جدید وفق دهند تا بار مضاعفی، از نظر منابع‌ مالی و حجم کار، بر آموزش‌ و پرورش و معلمان تحمیل نشود.وی خاطرنشان کرد: یکی از خطاهای بزرگ و نابخشودنی که مغایرت آشکاری با روح سند تحول بنیادین دارد، گره زدن رتبه‌بندی به حقوق و دستمزد و معیشت معلمان است؛ اگر هم بنا به دلایلی باید این کار انجام شود باید افزایش حقوق و تسهیلات به قدری انگیزاننده باشد که این اقدام انگیزه‌ای برای دیگر معلمان و هم زمینه‌ای برای رقابت برای کسب صلاحیت بیشتر و تلاش برای ارتقای کیفیت تعلیم‌ و تربیت باشد.وی اظهار کرد: اگر نظام رتبه‌بندی معلمان بخواهد درست انجام شود، باید همه این مراحل و فرآیندها گذرانده شود و با سنجش دقیق و هدفمند صلاحیت‌های معلمان تمایز بین آنان مشهود و معین شود، البته باور داریم لازمه انجام این کار بزرگ صرف هزینه، تحمل مشکلات و مصائب فراوان و بسیار انرژی و زمان بر است و در یک فرصت کوتاه‌ مدت نمی‌توان ارزیابی دقیقی از صلاحیت‌های معلمان داشت؛ به همین دلیل بود که ما یک دوره ۵ ساله برای آن تعریف و منطق فازی را پیشنهاد داده بودیم.معاون دبیرکل شورای عالی آموزش‌ و پرورش ادامه داد: در مجموع معتقدیم که ارتباط دادن نظام‌رتبه‌بندی به حقوق و معیشت معلمان یک خطای راهبردی و اشتباه فاحش است، اگر به معیشت و رفاه آنان متصل شود، مشکل‌ساز می‌شود که حداقل آسیب آن بی‌تفاوتی به سرنوشت میلیون‌ها کودک، جوان و نوجوان معصومی است که خانواده‌ها و مردم عزیز با اعتماد به آموزش‌ و پرورش، آنها را به دست ما سپرده‌ اند. اگرچه معتقدم معیشت معلمان نیازمند ترمیم اساسی است و با نیازهای اولیه آنان بسیار فاصله داریم، ولی قاعده رتبه‌بندی کاملا جدا از این مسئله است. کیفیت فعالیت‌های آموزشی‌تربیتی هدف اصلی این نظام است. بیشترین امتیاز رتبه بندی به معلمان حرفه ای داده شودوی اضافه کرد: باید بیشترین امتیاز به معلمانی داده شود که حرفه‌ای‌تر و تخصصی‌تر عمل می‌کنند و عملکرد درستی دارند. باید این ملاک‌ها مدنظر باشد که آیا معلم خودش تخصصی دارد؟ آیا گواهینامه صلاحیت دارد؟ باید این موضوعات مصداق و عینیت پیدا کند.عابدینی افزود: یکی از خطاهای بزرگ در نظام رتبه‌بندی معلمان این است که دوباره شرایط اولیه استخدام را ملاک رتبه‌بندی لحاظ کنیم. صرف گذراندن دوره‌های آموزشی ضمن‌خدمت، مدرک تحصیلی یا درجه‌های کسب شده قبلی معنا ندارد و نمی‌تواند در رتبه‌بندی مورد توجه باشد، چون در رتبه‌بندی، مثل مسابقات گوناگون توانایی انجام کار و عملکرد مناسب مهم‌تر و اساسی‌تر است. این که معلم چقدر مهارت و توانایی تدریس دارد و بر موضوعات مسلط است، چقدر در انجام وظایف خود حرفه‌ای عمل می‌کند و چقدر تخصص دارد، مهم است نه چیز دیگری.وی تصریح کرد: باید در رتبه‌بندی، سنجش صلاحیت معلمان انجام شود تا بنای درستی برای کیفیت بخشی آموزش داشته باشیم و ما هیچ راهی نداریم جز اینکه افراد را با شاخص‌ها و معیارهای جدید سنجش صلاحیت کنیم و بگوییم شما در چه رتبه‌ای قرار می‌گیرید. البته باید مشخص شود که چگونه بدون آزمون و سنجش این رتبه‌بندی اجرا می شود.عابدینی اضافه کرد: هرکس با شاخص‌های گفته شده می‌تواند تفاوت رتبه‌بندی واقعی و اصیل را تشخیص دهد و دریافت خود را بیان کند و با رتبه‌بندی اسمی و بدلی مقایسه کند. دوست داریم نظام رتبه‌بندی معلمان به بهترین نحو اجرا شود، جایگاه معلمان ارتقا پیدا کند و نظام تعلیم‌ و تربیت نیز کیفیت بهتری داشته باشد.وی در عین حال تاکید کرد: عمده شاخص‌های این نظام مشخص است، یکی از بهترین راه‌ها در بحث سنجش صلاحیت‌ها این است‌که بررسی این صلاحیت‌ها به یک مرکز مستقل و جدای از آموزش‌ و پرورش واگذار شود؛ به همین منظور نظام‌ معلمی مستقل و غیردولتی را طراحی کردیم تا این فعالیت را انجام دهد، اینکه سازمانی خودش طرح بدهد، خودش انجام دهد و خودش ارزیابی کند و به خودش بالاترین امتیاز را بدهد، با اهداف اصلی قضیه تعارض دارد؛ باید یک مرکز مستقل تشکیل شود و بدون توجه به مسائل جانبی سنجش صلاحیت معلمان را انجام شود.عابدینی در توضیح شاخص‌های جدید رتبه‌بندی معلمان گفت: البته باید شاخص‌ها به‌ گونه‌‍‌ای در نظر گرفته شود که افراد امکان دستیابی به آن را داشته باشند یا اینکه ویژگی‌های شخصیتی و ذاتی آنها را مورد توجه قرار ندهد. وی درباره رتبه‌ ها و عناوین طرح این‌گونه توضیح داد و گفت: رتبه ۵ با نام معلم پایه، رتبه ۴ معلم مربی، رتبه ۳ معلم حرفه‌ای، رتبه ۲معلم سرآمد و رتبه یک معلم راهبر عنوان گرفت. معلمان پس از دستیابی به هر کدام از این رتبه‌ها، ضریبی برای افزایش حقوق را کسب می ‌کنند که برای این منظور ۲ مدل پیشنهاد شده است.عابدینی اظهار داشت: مدل اول با تاثیر ضریب افزایش حقوق در اعدادی مشخص برای هر رتبه است و مدل دیگر اعمال ضرایب نیم تا ۳ درصدی در حق شغل و شاغل برای هر رتبه است.

more_vert کتاب تئوری و عمل در روابط عمومی

ادامه مطلب

closeکتاب تئوری و عمل در روابط عمومی

کتاب تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات اثر استاد میرسعید قاضی یکی از کتاب های با ارزش کاربردی، علمی و تاریخی است که بارها تجدید چاپ شده است.  خلاصه تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات نویسنده کتاب : علی میر سعید قاضی