جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert صنعت گردشگری؛ سنگ بنای تحول و توسعه اقتصادی کشورها

ادامه مطلب

closeصنعت گردشگری؛ سنگ بنای تحول و توسعه اقتصادی کشورها

صنعت گردشگری یکی از منابع مهم اقتصادی و عاملی موثر در توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع انسانی محسوب می‌شود. این صنعت ضمن درآمدزایی و ایجاد کارآفرینی بسیار گسترده، موجب نزدیک‌تر شدن ملل، اقوام و فرهنگ‌ها به یکدیگر شده و به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ارتقا و بهبود شاخص‌های اقتصادی کشورها تاثیر می‌گذارد.

more_vert وحشی بافقی؛ شاعر زبردست و غمگین

ادامه مطلب

closeوحشی بافقی؛ شاعر زبردست و غمگین

- وحشی بافقی شاعر نیمهٔ اول سده دهم قمری است که به خاطر اشعار پرسوز و گداز و غنایی و همچنین غرلیات و مثنوی‌های پربارش شناخته شده است. دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنیدقصه بی‌سروسامانی من گوش کنید گفت‌وگوی من و حیرانی من گوش کنید شرح این آتش جان‌سوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟ این‌ها چند بیتی از اشعار شاعر زبردست فارسی وحشی بافقی است. او که در اواسط نیمهٔ اول سده دهم در بافق‌ به دنیا آمد، با اشعارش و سوزی که در آن‌ها بود به شهرت رسید و تا به امروز ماندگار شد. کمال‌الدّین محمد یا شمس‌الدّین محمّد وحشی در ۹۳۹ قمری در یکی از شهرهای استان یزد (بافق) متولد شد. در آن زمان شاه طهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و همچنین شاه محمد خدابنده به ترتیب بر ایران حکومت می‌کردند. با اینکه اطلاعات زیادی از خانواده‌اش در دست نیست اما در تاریخ هست که برادر بزرگش مرادی بافقی هم فردی ادیب و شاعر بود. او در علاقمند شدن کمال‌الدین به ادبیات و شعر نقش زیادی داشت. با این حال بخت با او یار نبود و پیش از آنکه کمال‌الدین در شعر و شاعری به شهرت برسد، دار فانی را وداع گفت؛ اما وحشی بافقی در برخی از اشعارش از برادرش نام برده است. کمال‌الدین تحصیل را در همان بافق شروع کرد و همان جا از محضر برادر و البته شرف‌الدین علی بافقی کسب دانش کرد. شرف‌الدین علی بافقی از شاعران آن زمان بود که به دلیل رفت و آمدش به دربار شاه طهماسب در وصف او اشعاری هم می‌سرود. دیوان او متشکل از حدود چهار هزار بیت قصیده و غزل است. کمال‌الدین برای ادامه‌ تحصیلاتش به یزد رهسپار شد و بعدتر هم به کاشان رفت تا به شغل مکتب‌داری بپردازد. در کاشان شعری سرود که توجه حاکم شهر را جلب کرد؛ اما به دلیل حسادت برخی مردم آن دیار، آنجا را ترک کرد و به اراک و سپس به هرمز سفر کرد. خصوصیات اخلاقی "وحشی مردی پاکباز، وارسته، حساس، بلندهمت و گوشه‌گیر بود و با آن که سنت شاعران زمان او، سفر و مهاجرت به هند و بهره‌مندی از دربار گورگانی و امیران هند بود، از کشور پا بیرون نگذاشت و پس از بازگشت به یزد در همان جا به منظور اندوختن اندیشه و هنر و ادب ماند. گفته می‎شود که زشتی روی، سر بی موی وحشی و طبع قانع تغافل‌جوی او به گریزان بودنش از مردم و تمایل او به گوشه‌نشینی منجر شد." (۱)   نگاهی به اشعار "کلیات وحشی بافقی بیشتر از ۹ هزار بیت است که شامل، قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی می‌شود. ترکیب‌بندها و ترجیع‌بندهایش به خصوص مربع و مسدس آن‌ها، همگی از جمله نظم‌های دل‌انگیز دوره صفوی است. ساقی‌نامه طولانی او که به شکل ترجیع‌بند سروده، در نوع خود کم‌نظیر است که بعد از وحشی توسط شاعران دیگر با همان وزن و همان مضمون بارها مورد تقلید و جوابگویی قرار گرفت. به همین اندازه مسدس ترکیب‌ها و مربع ترکیب‌های او در شعر غنایی ارزشمند است و در نهایت زیبایی، چنان ساخته شده که کمتر شخصی است که تمام یا قسمتی از آن را به خاطر نسپرده باشد. اگر چه وحشی مبتکر این نوع ترکیب‌بند نیست، اما در این شیوه بر تمام شعرای شعرهای غنایی برتری دارد، به طوری که شخصی در مقام استقبال و جوابگویی به آنها برنیامده است. غزل‌های او سرآمد اشعارش است و از نظر ارزش و مقام، جزو رتبه‌های اول شعر غنایی فارسی است. در اکثر آن‌ها، احساسات و عواطف شدید و درد و تألم درونی شاعر با زبانی ساده و روان و دلپذیر با نیرومندی هرچه تمام‌تر بیان شده است. مثنوی‌های وحشی بیشتر به استقبال و در مقام جوابگویی به نظامی سروده شده است. ۲ مثنوی او به نام‌های ناظر و منظور و فرهاد و شیرین به استقبال خسرو و شیرین نظامی است. مثنوی اول او در ۱۵۶۹ بیت و در ۹۹۶ قمری به پایان رسید. مثنوی دوم او بی‌شک یکی از شاهکارهای ادبیات دراماتیک فارسی است که در همان زمان حیات شاعر شهرت بسیار یافت؛ اما وحشی نتوانست بیش از ۱۰۷۰ بیت از آن را بسراید و کار ناتمام او را شاعر معروف سده سیزدهم قمری، وصال شیرازی با افزودن ۱۲۵۱ بیت به پایان رساند و بعد از وصال، شاعر دیگری به نام صابر، ۳۰۴ بیت دیگر بر این منظومه افزوده است. وحشی همچنین مثنوی معروف دیگری به نام" خلد برین" دارد که باز هم به پیروی از نظامی و بر وزن مخزن‌الاسرار است. همچنین از وحشی، مثنوی‌های کوتاه دیگری در مدح و هجو و مانند آن‌ها باقی مانده که ارزش مثنوی‌های دیگر او را ندارد." (۲) ویژگی اشعار بافقی "مضمون‌ها و ظرایف شاعرانه و بیان احساسات و عواطف و نازک خیالی‌های او آن‌چنان با زبانی ساده و روان بیان شده که گاه آن‌ها را با زبان محاوره بیان می کند و گاهی چنان است که گویی حرف‌های روزمره‌اش را می‌زند و همین به شاعری او ارزش و اعتبار فراوان می‌دهد. او می‌کوشد از استفاده بیش از حد اختیارات شاعری دوری کند و در عوض کوشش خود را برای بیان اندیشه‌ها و تفکرات عالی خود که بیشتر به همراه احساسات و عواطف گرم است به کار می‌گیرد. او زبانی ساده و پر از صداقت را بر می‌گزیند و همین دلیلی است که در عهد خود به عنوان تواناترین شاعر مکتب وقوع محسوب می‌شود. در اشعار وحشی، واژه‌های مشکل و ترکیب‌های عربی بسیار کم دیده می‌شود؛ اما به جای آن از واژه‌ها و ترکیب‌های رایج زمان خود بسیار استفاده کرده است." (۳) داستان درگذشت وحشی بافقی در ۹۹۱ قمری در ۵۲ سالگی درگذشت و در محله‌ای که به کوچه آروک (اَهرُک) معروف است و او در آنجا زندگی می‏‏ کرد، به خاک سپرده شد. گفته می‌شود، او در زیر سنگی مرمرینی که یکی از سروده‎‎های سوزناکش بر آن کنده شده، دفن شده است. در عین حال گویا نخستین آرامگاهش در زمان آخرین پادشاهان صفویه به همت محمد علی بیگ ناظر، بنا نهاده شد و پس از آن «شمس الدین محمد بافقی» گنبدی بر فراز آن ساخته و تا ۱۰۸۲ قمری که مستوفی بافقی آن ساختمان را دیده، برقرار بوده است. این مزار برقرار بود تا ۱۳۱۲ قمری و دوره رضاخان که خوانین بختیاری مورد قهر و غضب رضاخان واقع شدند. حکومت آن زمان در یزد در اختیار مدبر نوری بود. متاسفانه او برای خوش‌خدمتی به دولت، مقبره وحشی را ویران کرد و سنگ قبر او را هم در یزد به فروش رساند اما نام این شاعر هرگز محو نشد و در ۱۳۵۶ قمری بنایی یادبود در محله پیر و برج واقع در بوستان وحشی بافقی پی‎ریزی شد که در ۱۳۵۸ قمری نیز به پایان رسید.   (منزل تاریخی وحشی بافقی) پی‌نوشت: ۱-‌ وحشی بافقی، شاعری که قبل و بعد از مرگش به آرامش نرسید، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ۲ فروردین ۱۳۹۷ ۲-‌ دانشنامه رشد، وحشی بافقی، ۳ مهرماه ۱۳۹۹ ۳-‌ همان

more_vert درباره شهید ولی‌الله فلاحی

ادامه مطلب

closeدرباره شهید ولی‌الله فلاحی

 تیمسار ولی‌الله فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که انگیزه‌های نظامی را در پرسنل نیروی زمینی ارتش احیاء کرد؛ فرماندهی که بر مبنای عملکردش از فرماندهی نیروی زمینی ارتش تا ریاست ستاد مشترک ارتش و اداره راهبردی جنگ در سال اول، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نظامیان نیروهای مسلح در یک صد سال گذشته بوده است.

more_vert کتاب «یک قدم مانده تا رویا، دوقدم به موفقیت»

ادامه مطلب

closeکتاب «یک قدم مانده تا رویا، دوقدم به موفقیت»

 « یک قدم مانده تا رویا، دو قدم تا موفقیت» عنوان کتابی است که به قلم «الهه کامجویی» از نویسندگان استان مرکزی به رشته تحریر درآمده است. این کتاب ۹۶ صفحه‌ای با شمارگان ۲ هزار نسخه از سوی انتشارات«ارشک» به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است. قیمت هر جلد از این تازه نشر که در قطع رقعی به چاپ رسیده برای علاقه‌مندان به کتابخوانی ۳۵ هزار تومان است. داشته‌های این کتاب در ۹ فصل با عناوین معنای موفقیت چیست، با رویاهات زندگی نکن، زندگیتو رویایی کن، مدیریت زمان، معاشرت با دیگران، رابطه مقدار خواب و موفقیت، قدم برداشتن برای موفقیت، چیزهای خوب رایگان هستند، انسان‌ها باید برای کامل شدن تلاش کنند و فرشته‌ها ارایه شده است. در پیشگفتار این کتاب آمده است: رویاپردازی کلید ورود به موفقیت است و برای داشتن زندگی ایده‌آل باید آگاهانه گام برداشت. سراسر زندگی با اتفاقات شکل می‌گیرد و باید بر ذهن تسلط داشت تا راه موفقیت را با سنگفرش رویا و تلاش ساخت. مواردی که در این کتاب ارایه شده تجاربی است که آغوش موفقیت را برایتان می‌گشاید اگر به آن‌ها پایبند باشید. هر انسانی باید برای رویاهایش بجنگد و برنده واقعی کسی است که حتی در شرایط منفی هم مثبت بماند و بر هدفش تمرکز کند، اگر می‌خواهیم از درخت زندگی میوه بچینیم باید شاهد مراحل رشد درخت باشیم و با مراقبت‌هایمان و ابیاری مستمر زمینه آن را فراهم کنیم.

more_vert کمال تبریزی؛ موفق ترین فیلمساز ژانر کمدی در سینمای ایران

ادامه مطلب

closeکمال تبریزی؛ موفق ترین فیلمساز ژانر کمدی در سینمای ایران

 کمال تبریزی که سینما را از دستیاری ابراهیم حاتمی‌کیا و سینمای دفاع مقدس آغاز کرد، موفق‌ترین و مشهورترین کارگردان ایرانی در حوزه ساخت فیلم‌های طنز و کمدی است که بسیاری از این فیلم ها همانند «مارمولک» و «ما همه با هم هستیم» با حاشیه و جنجال های فراوانی روبرو شد.

more_vert اعتلای نقاشی قهوه‌خانه‌ای با سبک و سیاق عباس بلوکی‌فر

ادامه مطلب

closeاعتلای نقاشی قهوه‌خانه‌ای با سبک و سیاق عباس بلوکی‌فر

 عباس بلوکی‌فر از جمله نقاشان حماسی معاصر به شمار می‌رود که شالوده شخصیت و شیوه‌ کارش را اعتقادات زلال و بی‌پیرایه مذهبی شکل داده بود. او با تصویرپردازی از واقعه عاشورا به یکی از صاحب‌نظران نقاشی قهوه‌خانه‌ای تبدیل شد و همواره به سبب قدرت قلم و توانایی به کارگیری رنگ در پرده‌هایش مورد تحسین قرار گرفت. مذهب به عنوان یکی از اصیل ترین و حیاتی ترین نیازهای معنوی انسان همواره از جایگاهی ویژه در زندگی او برخوردار بوده و هنرهای دینی، شایسته ترین جایگاه تجلی این تمایلات معنوی به حساب می آیند. نمود مذهب در هنر یا آمیختگی این ۲ باهم با یکدیگر در طول تاریخ به اندازه ای بود که بیشتر آثار هنری به شکلی نمادین، مفاهیم مذهبی و دینی را به تصویر می کشید. از طرف دیگر هنرهای مذهبی از جمله هنر عاشورایی در ایران هماهنگی و هم آمیزی بسیار قابل انطباقی با پیشینه فرهنگی و تاریخ ایران دارد. به تصویر کشیدن واقعه بزرگ کربلا در قالب نگاره های ایرانی با نام نقاشی قهوه خانه ای یا سقاخانه ای زمینه ساز تذکر به مومنین و یادآوری مجدد آن ارزش های جاویدان است. با وارد شدن ادبیات به عرصه هنر و مصورسازی کتاب های ادبی، نگرش هنرمندان در ایجاد گونه های متفاوت تحت تاثیر قرار گرفت و باعث ایجاد روحانیت و تعادل خاصی در تصاویر شد. توجه به هنر شیعی در دوران صفویه تداوم یافت و در نهایت باید گفت که اگر چه دوره قاجار، به نظر بیشتر مورخان دوران رکود یا اضمحلال بسیاری از هنرهای سنتی و بومی ایران بود اما در این زمینه یعنی شمایل نگاری و نقاشی سبک قهوه خانه ای به دوره اوج و افتخار آفرینی دست یافت. در میان نگاره های ایرانی- اسلامی، نگاره هایی با موضوع عاشورا که از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند در زمان قاجار مورد استقبال قرار گرفتند و توجه به مضامین عاشورایی و نمادهای تمثیلی آن در میان هنرمندان آن دوره به بیشترین حد خود تا آن زمان رسید و با جان و قلب ایرانیان پیوندی ناگسستنی تا به امروز یافت. نقاشی قهوه خانه ای با هنرمندانی چون حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر به اوج شکوفایی خود رسید و بر هنر معاصر نیز تاثیر گذاشت و اینان شاگردانی مانند عباس بلوکی فر را پروراندند که راه آنها را ادامه داد. عباس بلوکی فر، بازمانده ای است از تبار نقاشانی که به ضرورت محل برگزاری و نمایش تابلوها، نام نقاشی قهوه خانه را به خود گرفته است و این نام یکی از صفات مشخصه این سبک مردمی است، سبکی که در درون نقاشان آشنا با غم و درد مردم شکل گرفته و برای مردمی از همان طبقه به نمایش درآمد. برای مردم قهوه خانه ها و برای مردم خسته از کار روزانه.(۱)   زندگینامه عباس بلوکی فر عباس بلوکی‌فر در ۱۳۰۳ خورشیدی، چشم به جهان گشود. او از هنرآموختگان‌ مکتب‌ قوللر آغاسی بزرگ و محمد مدبر بود. از ۱۰ سالگی‌ فراگیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای را با شاگردی نزد آنان شروع کرد و ۵۱ سال طول کشید تا توانست در آن‌ وادی‌ بـه اسـتادی بـرسد و سپس در ۲۴ سال‌ آخـر عـمرش، لحـظه‌ای از خلق و ابداع‌ باز نایستاد و در مجموع مدت نیم سده با عظمت موضوع و زیبایی و ترکیب‌ شگفت‌آور طرح‌ها، رنگ‌ها و چهره‌پردازی‌ها، آثاری پدید آورد که هـر یـک‌ اعـجاب‌انگیزتر از دیگری است‌. بلوکی فر که بی‌ادعا زیست و در گمنامی و فقر بـه هـنر و اعتقادش مومن ماند در طول فعالیت هنری دراز مدتش، صدها اثر در ابعاد بسیار بزرگ خلق کرد که بیشتر آنها سفارش مـتولیان تـکیه‌ها، بـانیان‌ سقاخانه‌ها، صاحبان قهوه‌خانه‌ها یا پرده ‌خوان‌ها بود. خیلی وقت‌ها هم مردم عادی‌ کاری‌ را به او سفارش می‌دادند تا نذر تکیه یا زیارتگاهی کنند و اگرچه تـا خـودش‌ زنـده‌ بود، هرگز دوست نداشت، این نکته نوشته شود اما جهت ادای دِیـن بـه وی‌ و هنرش‌، ناگفته‌ نباید گذاشت که باوجود شب و روز قلم بر بوم کشیدن و رنگ بر روی‌ رنـگ‌ گـذاشتن‌ هـیچوقت نتوانست حتی یکی از تابلوهایش را برای خود نگه دارد و اگرچه همیشه‌ غم‌ نان‌ داشـت امـا قـدرت ایمانش چنان قوی بود که هرگز تسلیم‌ نشد و پیوسته‌ آثاری‌ به وجـود آورد کـه از عـمق جانش مایه می‌گرفت. او همواره از شیفتگی خود به امام‌ حـسین(ع) می گـفت. از اینکه او هم‌ مثل‌ تمام‌ همتایانش عشق خود به‌ ائمه اطهار و نفرت از اشقیاء را در تـابلوهایش‌ مـنعکس‌ مـی‌سازد. او در اینباره گفته است‌: «ما نـقاش‌ها کـاری‌ نداریم که شمر چه جوهره‌ای داشته، همیشه او را با هیأت‌ و هیبتی‌ ناساز و نـفرت‌انگیز تـصویر مـی‌کنیم‌ و امام حسین‌(ع) را حتی‌ در گودال‌ قتلگاه، پس از آنهمه زخم‌ که‌ بر خون آغشتن و آن همه زخم که بـر پیـکر شـریفش وارد آمده بود، تمیز، آراسته‌ و به دور از ذره‌ای گرد و غبار، باطراوت و بشاش‌ مجسم‌ مـی‌سازیم‌. چـون نقاشی ما با قلبمان سروکار دارد و هنرمان با عشق به ائمه در هم آمیخته است.» بلوکی‌فر، همیشه مـی‌گفت‌: «نـقاشان‌ قهوه‌خانه‌ای که همه‌شان‌ خود را تصویرپرداز کربلا و خصوصا روز عاشورا می‌دانند، تابلوهایشان را با عـشق بـه‌ ائمه‌ آغاز می‌کنند و با امید شفاعت آن بـزرگواران بـه پایـان می‌برند.» از بلوکی‌فر، صرفنظر از تابلوهای متعددی که بـه خـارج‌ از کشور انتقال یافته، ده‌ها تابلوی‌ نفیس و ارزنده‌ در موزه‌های‌ داخلی‌ نگهداری می‌شود یا نـزد مـجموعه‌داران خصوصی محفوظ است که از میان آنها می‌توان بـه‌ تـابلوهای‌ روز عـاشورا و قیام مختار اشاره کرد.(۲) ویژگی نقاشی قهوه خانه ای بلوکی فر این نقاشی دارای ویژگی های کاملا ایرانی است و مستقیم از ذهن نقاش و بدون استفاده از مضامین خارجی و با تکنیک خاص خود که عدم پرداخت دقیق به آناتومی و پرسپکتیو است‌، نشأت می گیرد. او در این سبک چهره هایی را می پردازد که کاملا زاییده تفکر و ذهنیت خود اوست. به همین دلیل شخصیت های واحد در تابلوهای مختلف از نقاشان گوناگون چهره های متفاوتی دارند و هر نقاش نسبت به برداشت خویش چهره ای را می سازد.(۳) پرهیز از وقع گرایی دیگر ویژگی نقاشی های بلوکی فر است که در این شیوه مدل چهره هایی را به تصویر می کشد که کاملا زاییده فکر و ذهنیت خود است. این خیالی سازی و ذهن گرایی ممکن به نظر می رسد به ترکیب نمایش فرم ها و عناصری منجر شود که به ارایه صحنه ای به اصطلاح غلط بیانجامد، چیزی که خود نقاشان از آن به غلط سازی یاد می کنند. به گفته بلوکی فر: «برای کشیدن حضرت یوسف(ع) ما به این که در چه سالی بوده، چه سنی داشته و قدش چه اندازه بوده توجهی نمی کنیم، ما یوسف خودمان را می کشیم. یوسفی زیبا، باوقار و در نهایت آرامش. پس یوسف خیال ما زیبا با شخصیت است که در ذهن ما غیر از آن ممکن نیست.» روایتگری و اصالت در چهره سازی از دیگر ویژگی های خیالی نگاری اصالت در چهره سازی است، به طوری که حتی در پرداخت صحنه های شلوغ و پرپیکره نیز تکیه نقاش را بر چهره ها به آسانی می توان دریافت. بلوکی فر در این خصوص عقیده داشت: «شمر را هر قیافه ای که داشته با ترکیبی ناسازگار و نفرت بار تصویر می کنیم و امام حسین (ع) را حتی در گودال قتلگاه پس از آن همه مصیبت و به خاک و خون کشیده شده همچنان با ابهت و به دور از ذره ای گرد و غبار، پرطراوت و سرحال ترسیم می کنیم.» عمق نمایی و سایه روشن در آثار خیال نگاری، اصول عمق نمایی کمتر گرفته شده است و سایه – روشن و بازی نور بر سطوح به منظور تشدید جسمیت سه بعدی بسیار ضعیف به چشم می خورد. در آثار بلوکی فر منبع و جهت تابش نور مشخص نیست و او نوری یکسان بر سراسر تابلوی خود تابانده است تا رنگ ها همچنان بدرخشند. بر روی عناصر تابلو فقط نیم سایه هایی دیده می شوند که در اثر تابش نور در جهات مختلف به وجود آمده است. در این تصاویر گرچه برجسته نمایی برای جلوه دادن عناصر تابلو به کار رفته است اما تضاد موثری میان روشنی و تاریکی مطرح نیست. در نقش صورت و دست این تضاد ضعیف تر هم شده است. تیرگی و روشنی بر روی لباس ها ضعیف است و روی لباس های منقوش تنها در بخش کوچکی که کم نقش تر است، نیم سایه ای جزیی دیده می شود. بلوکی فر در بیش از ۳۰ نمایشگاه در ایران و سه نمایشگاه در خارج از کشور شرکت کرد. نمایش آثار او در دوسلدروف آلمان بسیار موفق بود.(۴) سرانجام بلوکی فر بلوکی فر، هر تابلوی خود را با اشعاری از خود می آراست که به مناسبت همان اثر سروده شده بودند. او نزدیک به ۷۰ سال برای اعتلای نقاشی قهوه خانه ای کوشید و پس از یک دوره بیماری طولانی پنجم مهر ۱۳۸۸ خورشیدی چشم از جهان فروبست. منابع: ۱. امامی، کریم، راهنمای کتاب، اسفند ۱۳۴۶ ش، سال دهم ۲. بلوکی فر، عباس، فصل نامه هنر، پاییر ۱۳۶۲، ش۴ ۳. بلوک باشی،علی، قهوه خانه های ایران، تهران ۱۳۷۵دفتر پژوهش های فرهنگی ۴. نبوی، ایرج، هنر و مردم، فروردین ۱۳۵۳، ش۱۳۸

more_vert رضا مافی؛ هنرمندی چیره‌دست در نقاشیخط

ادامه مطلب

closeرضا مافی؛ هنرمندی چیره‌دست در نقاشیخط

رضا مافی از خوشنویسان صاحب‌نام و هنرمندان تأثیرگذار در هنر معاصر ایران بود که به خلق نقاشیخط پرداخت و در اشاعه این شیوه خوشنویسی، نقش به سزایی ایفا کرد. بنابراین او یکی از خوشنویسان نوگرای ایران است که در شکل‌گیری نهضت بازگشت به شیوه‌ خوشنویسان دوره قاجار گام برداشت. از این رنگ بوی سنت و تجربه و کمال به مشام می‌رسد. نمی‌خواهم با ادغام بی دلیل رنگ‌ها و بدون اندیشیدن به محتوا، نقاشی و خطاطی کنم. من به فرهنگ غربی دامن نمی‌زنم و مانند هر انسان وطن‌دوستی که به فرهنگ کشورش علاقه‌دارد، نمی‌گذارم فرهنگ بیگانه بر من مسلط شود؛ اینها بخشی از گفته های رضا مافی است که به خلق نقاشیخط در دوره معاصر پرداخت.   رضا مافی در پنجم آذر ۱۳۲۲ خورشیدی در مشهد به دنیا آمد. پدرش زرگر و حکاک بود و برادر بزرگترش محمد نقاشی می‌کرد و به هنرهای تجسمی بسیارعلاقه‌مند بود. به همین دلیل رضا هم از همان دوران کودکی به آموختن خوشنویسی پرداخت. بنابراین رش و نمو در چنین خانواده هنر دوستی باعث تاثیر زیادی در زندگی رضا مافی شد تا اینکه در نوجوانی به گلدوزی نقوش تزئینی و مذهبی بر روی پارچه‌های مخمل در مغازه گلدوزی مشغول شد. کلاس‌های خوشنویسی مافی در سال های نوجوانی در مشهد در کلاس های خوشنویسی حاضر می شد و در خدمت جلال الدین اعتضادی مشق خط می کرد. اعتضادی که در دستان کوچک رضا، کیمیایی می دید، بی دریغ آن چه می دانست به او آموخت. شاگردی اعتضادی فرصتی طلایی در آشنایی با تاریخ و شیوه های خوشنویسی قدیم برای مافی به وجود آورد. رضا مافی مدتی بعد به تهران رفت و در ۱۳۴۳ خورشیدی در انجمن خوشنویسان ایران، در کلاس درس حسین میرخانی استاد ارشد آن انجمن شاگردی کرد و بعد هم به تمرین از خطوط میرزا غلامرضا اصفهانی خوشنویس صاحب‌نام عهد ناصرالدین شاه پرداخت و شیوه‌اش بر خلاف خوشنویسان هم عصر خود به طرف کار قدما میل کرد. این هنرمند در کلاس‌های آزاد خوشنویسی، رموز این فن را به‌سرعت و دقت آموخت و در زمینه نستعلیق و شکسته‌نستعلیق استاد شد و آن را زیبا می نوشت، چنان‌که از همان نخستین نمایشگاهش در موزه ایران باستان در ۱۳۴۶ خورشیدی توجه هنرشناسان به خط‌ و ربط او جلب شد. ویژگی‌های هنر نقاشیخط مافی در خلق آثارش یک سونگر و تک بعدی نبود و به یک اندازه به هر ۲ بیان بصری سنتی و مدرن توجه داشت. این ویژگی، او را در میان خوشنویسان و نقاشان معاصرش ممتاز کرد. وی در استفاده از تکنیک‌ها و متریال‌های گوناگون دست به تجارب جدید می‌زد و با تلفیق مواد مختلف به مضمون اثر می‌رسید. بنابراین او در ایجاد اثر هنری نقاشیخط، روش‌های خاص خود را داشت و به احساس آنی یا بداهه علاقه‌مند بود و آن را مهم می‌دانست. مافی از خوشنویسی صرف آغاز کرد، جذبه خط نستعلیق او را به نقاشی کشاند. خمره‌های متفاوت او در پی یکدیگر و به شیوه ای تکامل یابنده بود. تابلوهای او نقاشی‌هایی است که از خط نیز بهره‌برده‌ است. این هنرمند در آثارش پیشرو و آگاه و ترکیب آثارش متنوع و هوشیارانه بود. در یک تابلو، او ترکیبی اریب از رنگ قهوه‌ای ساخته است. انگار از تکه ابری باران بارد و قطرات باران حرف های نستعلیق است اما در مجموع از دور که بنگری، ترکیب تابلو از حرکت رنگ، سایه‌روشن حروف، با حرکت سریع قلم، ساخته شده‌است. در اثری دیگر شرابه‌های حروف بر سطح تابلو می‌لغزد و رویه‌های گوناگون پدید می‌آورد. انگار واژه‌ها در هم بافته شده است.   مافی درباره آثار و شیوه هنری خود می‌گوید: هدف من زنده نگه داشتن خط زیبای نستعلیق است. تابلوهای من بر پایه‌های یک هنر اصیل و سنتی استوار است و از این روست که با فارغ بالی جست و جو می‌کنم بی‌آنکه بخواهم ریشه این هنر را بخشکانم، چراکه هدف آن احیاست نه انهدام. فکر می‌کنم انواع خطوط و به ویژه خط نستعلیق از نظر فرم بسیار غنی است، با فراز و نشیب‌ها و کشیدگی‌ها و دوایر آن که کاملاً حالات القایی زیادی را دربردارند. این هنرمند به سنت و مدرنیسم توجه داشت. با اینکه آثار او متوجه و متاثر از هنرهای سنتی است اما دستیابی به فرم‌های جدید از اصول تخطی ناپذیر او بود. بیان تصویری آثارش یکسونگر و تک بعدی نبود و از ویژگی‌های مهم کارهای او چند بعدی بودن نگرشش در قلمرو هنر خوشنویسی بود. این ویژگی او را در میان خوشنویسان و نقاشان معاصرش ممتاز کرده بود. گرایش به ادبیات و فرهنگ ایرانی و اسلامیاین هنرمند به ادبیات و فرهنگ ایرانی و اسلامی گرایش شدید داشت. خود او در این باره می‌گوید: من یک نقاش خطاط هستم ولی خواننده شعر هستم و زیاد هم شعر می‌خوانم و همین شعرها است که بر من تأثیر می‌گذارند و من می‌توانم یک تابلو به وجود آورم اما از شعرهایی استفاده می‌کنم که حرف اتصالی بیشتری داشته باشند. برای مثال «باهر دو جهان عشق، به یک دل نتوان باخت»، یکی از شعرهایی است که خیلی خوب می‌شود از آن استفاده کرد. دستاوردهای هنری مافی علاوه بر کار هنری، برای تحقیق و به قول خودش سیاحت و مطالعه در زمینه هنرهای شرقی چندین بار به کشورهای آسیایی و اروپایی سفر کرد و ره‌آورد این سفرها همیشه برای او پربار بود. برگزاری نمایشگاهی از آثار نقاشی آمیخته با خط این هنرمند در گالری سیحون نقطه عطفی در تاریخ این هنر به شمار می‌رود زیرا برای نخستین بار خوشنویسی که تا به آن روز هنری سنتی به حساب می‌آمد با شیوه‌های نقاشی مدرن تلفیق می‌شد. مافی که هم خوشنویس بود و هم نقاش، از ترکیب این ۲ هنر راهی نو و شیوه‌ای جدید در هنر معاصر ایران پدید آورد که تا به امروز ادامه پیدا کرده‌ و پیروان فراوانی دارد. مافی در ۱۳۵۸ خورشیدی نمایشگاهی در باغ فردوس ترتیب داد که سخت مورد استقبال قرار گرفت. وی با خط سودایی خود، شعرهای انقلابی شاعران متعهد زمان را هنرمندانه بازتاب داد. مافی در طول ۳۹ سال زندگی بیش از ۸۰۰ تابلو از خود به یادگار گذاشت و در حدود ۵۰ نمایشگاه از آثار او در داخل و خارج از کشور از جمله در کشورهای فرانسه، پاکستان، بلژیک، ترکیه، یوگسلاوی، انگلستان، سوئیس و ایتالیا عرضه و مورد توجه علاقه‌مندان قرار گرفت و در حال حاضر هم نمونه‌هایی از آثارش در گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران، کتابخانه ملی ایران، وزارت امور خارجه و چند مجموعه خصوصی خارج از ایران نگهداری می‌شود. همچنین نمایشگاه در موزه ایران باستان (۱۳۴۶)، نمایشگاه‌های انفرادی (سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴)، نمایشگاه جمعی در پاریس (۱۹۷۱)، نمایشگاه انفرادی در پاریس (۱۹۷۲)، نمایشگاه انفرادی تهران -نمایشگاه هنرمندان معاصر در موزه ایران باستان (۱۳۵۰)، نمایشگاه جمعی تالار دانشکده‌های هنرهای زیبا (۱۳۵۱)، شرکت در نمایشگاه هنرمندان ایران در پاکستان (۱۳۵۲)، نمایشگاه جمعی در گالری لوترک (۱۳۵۳)، نمایشگاه سیمایی از هنر معاصر ایران (۱۳۵۴)، نمایشگاه جهانی بلونیا در ایتالیا و شهر بال سوئیس (۱۳۵۵)، نمایشگاه انفرادی در بزرگداشت شهدای انقلاب اسلامی در باغ فردوس (۱۳۵۸) از جمله نمایشگاه هایی هستند که مافی در آنها شرکت داشت.   درگذشت رضا مافی آخرین نمایشگاه آثارش را در ۱۳۵۸ خورشیدی در تهران برای بزرگداشت شهیدان راه آزادی برپا کرد. در این نمایشگاه در پوستری تحت عنوان «آزادی اگر می‌طلبی غرقه به خون باش» نوشت: نقدینه‌ای که از فروش تابلوها به دست آمده خرج سنگ نبشته‌های انقلاب اسلامی شود و سرانجام این هنرمند در یکم مهر ۱۳۶۱ خورشیدی در ۳۹ سالگی و در اوج موفقیت هنری به‌هنگام اسب‌سواری از اسب سقوط کرد و دچار خون‌ریزی مغزی شد و در روز چهارم مهرماه درگذشت و در حرم عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.

more_vert درباره شهید موسی نامجو

ادامه مطلب

closeدرباره شهید موسی نامجو

شهید موسی نامجو از جمله فرماندهان شهید در جنگ تحمیلی به شمار می‌رود که با ارایه طرح‌های ابتکاری و موثر خود نقش بسزایی در تثبیت نظام جمهوری اسلامی و پیروزی نیروهای نظامی در مقابل دشمن بعث داشت. تجربه و تفکر راهبردی و عملیاتی فرماندهان در جنگ، توانایی آنها را برای شناخت و اشراف بر تحرکات دشمن، بالابردن توانایی رزمندگان و در نتیجه هدایت راهبردی و عملیاتی در جنگ را شکل داد و ارتقاء بخشید، به گونه‌ای که آثار و نتایج آن را در بسیاری از پیروزی‌های نظامی جنگ، تحولات ساختاری و نظامی، می‌توان مشاهده کرد. یکی از این فرماندهان دلیر ارتش جمهوری اسلامی ایران، شهید سید موسی نامجوی است که در سال‌های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه ایران با ارایه طرح‌های ابتکاری و موثر خود، نقش بسزایی در تثبیت نظام جمهوری اسلامی و پیروزی نیروهای نظامی ایران در مقابل دشمن متجاوز ایفا کرد.   زندگینامه موسی نامجو موسی نامجو در ۲۶ آذر ۱۳۱۷ خورشیدی در بندر انزلی در خانواده‌ای متدین به چشم به جهان گشود. پدر او حافظ قرآن بود و با روحانیت ارتباط خوبی داشت، از این روی وی هم با تربیت پدری متدین با مبانی مذهبی آشنا شد و در پنج سالگی مکتبیِ مسجد محلشان بود. با هوش و ذکاوت که از خود نشان داد، مسوولان مدرسه ابتدایی را قانع کرد که او را در پنج سالگی به عنوان دانش آموز بپذیرند و او شاگرد اول دبستان شد. موسی نامجو با نمرات بسیار خوب، ‌دوره دبستان را تمام کرد و وارد دوره دبیرستان شد. بر اثر حادثه ای که برای پدرش پیش آمد، او مجبور شد، برای پیدا کردن کار به تهران برود و در غیاب پدر برای تأمین مخارج زندگی خانواده با چند باغدار وارد مذاکره شد و مرکبات آنها را خریداری می کرد و در بازار به فروش می رسانید و به این ترتیب مخارج زندگی خانواده را به مدت ۲ سال تأمین می کرد. وی به دلیل احتیاج مادی وارد مدرسه نظامی شد. او به عنوان یکی از بهترین شاگردان دبیرستان نظام دیپلم ریاضی گرفت و وارد دانشکده افسری شد. سید موسی جوان رشید و دارای توانمندی های زیادی بود و برای آنکه از انرژی خود در راهی صحیح استفاده کند، شروع به تحقیق و مطالعه در امور سیاسی و علمی کرد و به فراگیری زبان های انگلیسی و فرانسه پرداخت. او گاهی برای پر کردن اوقات بیکاری خود به سوارکاری می پرداخت و در این رشته مهارت خاصی یافت. وی با این کار ضمن تقویت روح و جسم، خود را برای اجرای آرزوهای بزرگتر آماده ساخت. او تحصیلات دانشکده افسری را به پایان رسانید و با درجه ستوان دومی به عنوان استاد نقشه‌خوانی عضو هیات علمی دانشکده افسری شد. وی خیلی زود به عنوان استاد نقشه خوانی به تدریس پرداخت و در مدت کمی خصوصیات و خصلت های ویژه و بارز خود را نمایان ساخت. دانشجویان به او ارادت خاصی داشتند و چون کلاس نقشه خوانی دارای چند استاد بود، ‌بیشتر دانشجویان تمایل داشتند از محضر وی استفاده کنند. تحول در زندگی شهید نامجوی تحول در زندگی شهید نامجو با آشنایی با امام خمینی(ره) شروع می شود و از آن به بعد مرتب به دیدار امام خمینی(ره) می‌رود و این مراوده ها در زندگی او تاثیر زیادی به جا گذاشت. پس از چندی با آن که امام (ره) به ترکیه تبعید شدند اما تحول فکری سید موسی پابرجا ماند و او توانست در بعضی از دوستان نزدیکش نیز تحول ایجاد کند؛ به طوری که از دوستان خود می خواست که در اجرای فرائض دینی بیش از پیش بکوشند و نیز سایر دوستانشان را ارشاد و راهنمایی کنند. وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷خورشیدی، شهید نامجوی که آشنایی کاملی با دانشکده افسری داشت کوشید، ضمن حفظ و حراست دانشکده از ناآرامی‌های ایجاد شده در کشور، زمینه‌های تغییر و تحول انقلابی را در آنجا نیز فراهم کند. بنابر این با توجه به اقدامات انجام گرفته به وسیله وی، مسوولان امر تصمیم به انتصاب نامجوی به عنوان فرمانده دانشکده گرفتند و از این زمان، دوران فرماندهی نامجو شروع شد. پس از شهیدشدن مصطفی چمران، نماینده فرمانده کل قوا در شورای عالی دفاع بود و مدتی بعد در نقش وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به خدمت پرداخت. زمان زیادی از انتصاب شهید نامجو به عنوان فرمانده دانشکده افسری نگذشته بود که تهاجم رژیم بعث عراق به سرزمین ایران اسلامی آغاز شد. ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، روز آغاز سال تحصیلی در دانشکده افسری بود. صدای چند انفجار مهیب، خبر از رویدادی مهم و در عین حال تلخ می‌داد. دقایقی چند لازم بود تا معلوم شود که صدای انفجارها ناشی از حملات هوایی ارتش بعث عراق به فرودگاه مهر آباد و نقاط دیگر است. به دستور سرهنگ نامجو کلاس‌های درس تعطیل شد و فقط پس از چند ساعت، تصمیم برای اعزام دانشجویان دانشکده افسری به جبهه‌های نبرد برای مقابله با تجاوز دشمن گرفته شد. شهید نامجوی با درک صحیح از شرایط بحرانی و لزوم بسیج تمامی قوا و امکانات دست به اقدامی زد که گذشت زمان بر صحت آن مهر تأیید زد. حضور دانشجویان در جبهه‌های نبرد و در کنار تکاوران نیروی دریایی ارتش و دیگر نیروها مانند سپاه و نیروهای مردمی نه تنها توانست سقوط خرمشهر را بیش از یک ماه به تأخیر اندازد بلکه خبر این حضور که به طور قطع به اردوگاه دشمن واصل شد، پیامی از میزان پایمردی و استقامت، عزم و اراده جدی و شکست ناپذیر ارتش و مردم ایران را به فرماندهان و سران رژیم بعث عراق رسانید؛ پیامی که بی تردید بر میزان ترس و تردید آنان بیش از پیش افزود و این‌ها همه گوشه‌ای از نتایج و آثار یک تصمیم صحیح، سریع و به موقع بود که از نبوغ نظامی فرمانده‌ای مانند شهید نامجو ناشی شد. فعالیت شهید نامجو در زمینه آگاهی بخشی سیاسی در زمینه‌های آموزشی و به ویژه آگاهی‌های سیاسی نیز اقدامات مفیدی را در دوران تصدی‌اش به عنوان فرمانده دانشکده افسری انجام داد؛ دعوت از اساتید آگاه و انقلابی دانشگاهی برای ارتقای بینش سیاسی دانشجویان از جمله اقداماتی بود که شهید نامجو از همان ابتدای پذیرش مسوولیتش در دانشکده با جدیت تمام دنبال کرد. او به این هم بسنده نکرد و با سپردن مسوولیت تهیه کتاب‌هایی با عنوان «تاریخ سیاسی معاصر» به سید جلال الدین مدنی برای تدریس در دانشکده افسری، گام بلند دیگری برداشت تا افسران آینده این مرز و بوم تاریخ سیاسی معاصر کشورشان را بهتر بشناسند و بدانند که دستکم در ۱۰۰ سال گذشته بر این مرز و بوم چه رفته است. درس دیگری با عنوان «شناخت امپریالیسم» نیز از جمله ابتکارات آموزش سیاسی شهید نامجو بود که با حضور اساتید مجرب تدریس می‌شد.   سرانجام سید موسی نامجو در هفتم مهر ۱۳۶۰ خورشیدی در جریان عملیات ثامن الائمه و پس از بازدید از فتوحات ارتش اسلام به هنگام بازگشت در حادثه سقوط هواپیمای "سی – ۱۳۰" به همراه شهیدان فلاحی، فکوری، کلاهدوز و جهان آرا به درجه رفیع شهادت نائل آمد. منبع: یادمان شهدای دولت جمهوری اسلامی، شماره ۱۰، شهریور ۱۳۸۵

more_vert سعید بیابانکی؛ شاعر نام آشنا و منتقد ادبی

ادامه مطلب

closeسعید بیابانکی؛ شاعر نام آشنا و منتقد ادبی

سعید بیابانکی،شاعر نام آشنا و منتقد ادبی به شمار می‌رود که با خلق آثار بی‌نظیری مانند سنگچین و نامه‌های کوفی در عرصه شعر آیینی و طنز و پژوهش‌های گرانسنگ ادبیات فارسی به شهرت رسید وی همچنین به خاطر سرودن اشعار زیبا و روان موفق به دریافت جوایزی ارزنده از جمله برگزیده سومین جشواره شعر فجر شده است.

more_vert درباره شهید مهدی زین‌الدین

ادامه مطلب

closeدرباره شهید مهدی زین‌الدین

شهید مهدی زین‌الدین یکی از فرماندهان و نامداران دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به شمار می‌رود که با برخورداری از بینش عمیق سیاسی در خنثی کردن حرکت‌های انحرافی و ضدانقلابی گروهک‌های تروریستی نقش به سزایی داشت و در دوران دفاع مقدس با فرماندهی لشکر ۱۷ علی بن‌ابی طالب رشادت‌های بسیاری از خود نشان داد.

more_vert بلای قاچاق بر سر اقتصاد

ادامه مطلب

closeبلای قاچاق بر سر اقتصاد

 شاید تصور اولیه حاکی از آن باشد که افزایش فعلی قیمت دلار موجب کاهش قاچاق در کشور شده باشد و موجب شده که پدیده قاچاق به معنای واردات کالا، بدون انجام تشریفات قانونی و نظارت‌های دولتی کم شده و صرفه اقتصادی نداشته باشد در حالی که واقعیت حاکی از آن است که با شدت و قدرت قاچاق در انواع و ابعاد مختلف آن وجود دارد. روزنامه اعتماد، پنجشنبه ۳ شهریور در یادداشتی به قلم پرویز کولیوند، آورده است: در ادبیات اقتصادی از جمله عواملی که به بروز پدیده قاچاق منجر می‌شوند عبارتند از تعرفه بالای کالاها، بیکاری، توسعه‌نیافتگی مناطق مرزی، منع قانونی واردات برخی کالاها و ... و بدیهی است که این امر خود موجب رانت‌خواری، عدم تعادل در قیمت کالاها، ازهم‌پاشیدگی تولید و از هم گسیختی نظام اطلاعات بازار کالا و مصرف در کشور می‌شود. پرواضح است که متاسفانه سبک زندگی جامعه ایرانی به سمت استفاده از کالاهای خارجی و غربی سوق پیدا کرده است و متاثر از نظام سرمایه‌داری و ارزش‌های آن مانند تجمل‌گرایی، جذابیت کالاهای خارجی، ارتباطات ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات وسیع آنها، متاسفانه مصرف‌گرایی به شکل افراطی آن به خصوص در سال‌هایی که فروش نفت با قیمت بالا در کشور وجود داشت به شکل نامحسوس ترغیب و تشویق می‌شود و بدیهی است تغییر سبک زندگی زمانی که تحت‌تاثیر شرایط متفاوتی قرار بگیرد ممکن است پیامدهای اجتماعی و حتی سیاسی نامطلوبی بر جای بگذارد. فارغ از تبعات کلان فرهنگی اجتماعی و حتی سیاسی پدیده قاچاق، در ابعاد اقتصادی این موضوع می‌تواند چالش‌های زیادی به همراه داشته باشد از دامن زدن به پدیده بیکاری در عین ایجاد اشتغال کاذب و موقتی تا ضعف صنایع داخلی و در نهایت ورشکستگی آنها، از بین بردن فرصت‌های شغلی مولد داخلی، اختلال در بازار و چند نرخی کردن کالا، کاهش منابع درآمدی دولت به دلیل عدم پرداخت حقوق و عوارض قانونی در حالی که تولیدکننده داخلی و فعال اقتصادی قانونی باید همه این موارد را دقیق و به موقع پرداخت کند که همین پدیده عملا فعالیت اقتصادی و تولید و توزیع داخل و قانونی را از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نمی‌کند. همه این موارد را باید در کنار عوارض بهداشتی قرار داد که قاچاق در مورد برخی کالاها به همراه دارد. به عنوان مثال در مورد پدیده قاچاق سیگار و محصولات دخانی که اصل پدیده از لحاظ بهداشتی دارای عوارض برای سلامتی انسان است با این وجود در مورد تولیدات قانونی و داخلی تحت نظارت و در قالب استانداردهای این امر صورت می‌گیرد در حالی‌که در مورد قاچاق به کرات مشاهده شده که به‌رغم بسته‌بندی‌های شکیل و زیبا اما محتویات آن از موارد غیراستاندارد، غیربهداشتی و حتی در پاره‌ای موارد غیراخلاقی پر شده است که سلامتی و جان مصرف‌کننده را بازیچه و طعمه سودجویی و منافع شخصی زودگذر قرار می‌دهد. بدیهی است در شرایط فعلی اقتصاد ایران که از یک سو بیکاری به‌ شدت زیاد و از سوی دیگر قیمت ارز افسارگسیخته است، یک عزم ملی هم از سوی تولیدکننده و هم از سوی مصرف‌کننده می‌طلبد. از یک سو تولیدکننده باید تمام هم و غم خود را بر تولید محصول باکیفیت منطبق بر استانداردهای بین‌المللی و در شأن مصرف‌کننده ایرانی قرار دهد و از سوی دیگر مصرف‌کننده ایرانی با افتخار به تولید ملی تلاش کند در میان‌مدت کیفیت محصول داخل را ارتقا دهد. بدیهی است نقش دولت به عنوان نظارت‌کننده و برنامه‌ریز در این خصوص غیرقابل کتمان است تا بلایی که مصرف‌کننده ایرانی در اعتماد به برخی محصولات داخلی مانند خودرو متحمل شده، در سایر محصولات تکرار نشود. در پایان باید اشاره کرد پدیده قاچاق یک عمل غیرشرعی و غیراخلاقی است که ضربات هولناکی بر پیکره اقتصاد و تولید ملی وارد می‌کند که اگر به شکل سیستماتیک کنترل و مقابله نشود فعال اقتصادی قانونی داخلی اعم از تولیدکننده و توزیع‌کننده را ناامید و دلسرد خواهد کرد و اقتصاد ناسالم خواهد بود. پدیده قاچاق چرخه معیوب فقر و بیکاری را گسترش می‌دهد چرا که با خروج سرمایه از مسیر اصلی خود، تولید ملی و درآمد سرانه را کاهش و بیکاری و فقر را افزایش می‌دهد و در شرایطی که کشور بیش از هر زمانی به تقویت ارزش پول ملی نیاز دارد با واردات و قاچاق تقاضا برای ارز افزایش یافته و ارزش پول ملی بیش از پیش کاهش می‌یابد. بر این اساس نقش دولت به عنوان مجری قانون، بسیار مهم و حیاتی است و البته نقشی که NGO‌ها و تشکل‌های اقتصادی می‌توانند در همراهی با دولت برای کنترل و مهار آن ایفا کنند. این پدیده شوم که با یک عزم ملی از سوی همه ریشه‌کن و نابود شود نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

more_vert درباره آیت‌الله حسن ممدوحی

ادامه مطلب

closeدرباره آیت‌الله حسن ممدوحی

 آیت‌الله‌ حسن ممدوحی‌ به عنوان استاد مبرز حوزه علمیه قم شناخته می‌شد که در دوران مبارزه با رژیم پهلوی فعالیت داشت و در دوره هجوم همه‌جانبه به ارزش‌های ناب اسلامی و انقلابی، وارد میدان شد و تبیین‌ها و سخنرانی‌های وی درباره گروه‌های فاقد مشروعیت سیاسی در کشور کارساز و تاثیرگذار بود. حسن ممدوحی در ۱۳۱۸ خورشیدی در کرمانشاه‌ به دنیا آمد. پدرش‌ شغل تجارت‌ داشت‌ و خودش نیز تا شرح‌ لعمه‌ را خوانده‌ و بر آن‌ مسلّط‌ بود و شاید به همین دلیل هم خانه‌ آنها محل‌ رفت‌ و آمد روحانیان‌ و علماء شهر بود. فرزند خانواده تحصیلات دبستان را پشت سر گذاشت و پس‌ از پایان تحصیلات‌ کلاسیک‌ به‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌ روی‌ آورد تا اینکه بخشی‌ از دروسِ دوره مقدمات‌ را به‌ پایان‌ رساند و عازم قم شد. تحصیل دروس حوزوی قم ممدوحی هنگامی که به قم رفت به‌ تکمیل‌ دروس‌ دوره‌ مقدمات‌ همت گمارد و سپس‌ به‌ فراگیری درس‌ شرح‌ لمعتین‌ پرداخت. او در مدرسه‌ علمیه حجتیه‌ حجره داشت و شرط‌ ورود به‌ آن، امتحان‌ دادن‌ شرح‌ لمعه‌ بود امّا سفارش‌ ویژه‌ آیت‌الله‌ سید احمد زنجانی‌ باعث‌ شد که‌ وی‌ را بدون‌ امتحان‌ به‌ آن‌ مدرسه‌ بپذیرند. وی هنگامی که دوره سطح‌ را به پایان رساند، درس‌ خارج‌ را شروع کرد و تحصیل در علوم‌ عقل‌ و حکمت‌ را نیز ادامه داد و از شاگردان‌ دروس‌ عمومی‌ و خصوصی‌ علامه‌ طباطبایی‌(ره) بود و خودش نیز به تدریس پرداخت. وی در خصوص این دوره از زندگی اش نوشته است: اینجانب حسن ممدوحی پس از گذراندن ۱۴ الی ۱۵ سال درس خارج فقه و حدود ۷ سال خارج اصول روی به تدریس متون عالیه از رسائل، کفایه و غیره آورده و چندین بار دوره های آن کتب علمی را در عرصه تدریس خود داشته ام. با اضافه تعلیقه و حواشی بر تمامی کتب مزبور همزمان به تحصیل علوم عقلی (کلام، فلسفه و عرفان نظری) پرداخته و تمامی دوره های فلسفه مشاء و متعالیه را با طی کتب مرسوم به پایان رسانیده و سپس به تدریس جملگی آنها پرداختم و با تدریس و شرح و حواشی و تعلیقه شاگردان توان مندی را بحمدالله به عرصه مسایل عقلی عرضه داشته ایم که خود موجب گسترش فن عقلایی علوم حوزوی در نسل آتی حوزه علمیه خواهد بود. استادان وی هنگامی که در قم بود از محضر استادان بزرگ حوزه بهره ها برد. به این صورت که شرح‌ لمعه‌ را نزد آیت‌الله‌ ستوده‌ و کتاب‌ مکاسب‌ را نزد آیت‌الله‌ مشکینی‌ یاد گرفت. رسائل‌ را از محضر آیت‌ الله‌ نوری‌ همدانی‌ و آیت‌الله‌ آذری‌ قمی‌ و کفایه‌ را خدمت‌ آیت‌ الله‌ سلطانی‌ فرا گرفت. ممدوحی با پایان دوره‌ سطح‌ و ورود به‌ درس‌ خارج، در درس‌ فقه‌ محقق‌ داماد شرکت‌ کرد و مدت‌ ۱۴سال‌ در کلاس درس‌ آیت‌الله‌ گلپایگانی‌ حاضر می شد. همچنین اصول‌ فقه‌ را نزد میرزا هاشم‌ آملی‌ فراگرفت و در درس‌ اسفار و فصوص‌ الحکم‌ آیت‌الله‌ جوادی‌ آملی‌ شرکت‌ کرد و همچنین در مکتب درس آیت‌الله‌ حسن‌زاده آملی‌ نیز حضور می یافت. مبارزات پیش از انقلاب اسلامی آیت‌الله‌ ممدوحی‌ با اوج گیری قیام ملت ایران علیه رژیم پهلوی به مبارزه با استبداد و اختناق موجود پرداخت و در این راه بارها مورد تهدید و تعقیب مأموران ساواک و دستگاه امنیتی قرار گرفت اما دست از مبارزه نکشید. در همین خصوص و از همان سال‌های آغاز تشکیل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با آنها همکاری داشت و در امور گوناگون به برنامه‌ریزی برای مبارزه پرداخت. وی در اماکن و شهرهای گوناگون سخنرانی‌های تندی علیه رژیم پهلوی انجام می‌داد و با شناخت هجمه‌های فرهنگی و ضرورت تلاش برای خنثی کردن شبهه‌های مارکسیسم و کمونیسم به تلاش برای آشنایی جوانان با مبانی اسلام و نقد دیدگاه‌های مکاتب التقاطی می‌پرداخت که گاه به دستگیری و بازداشت وی نیز می‌انجامید. وی پس‌ از انقلاب‌ به‌ حمایت‌ خود از امام‌ خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری ادامه‌ داد و در مسایل‌ گوناگون‌ همواره‌ مدافع‌ انقلاب‌ بود.   سمت‌های اجرایی آیت‌الله‌ ممدوحی‌ علاوه بر تدریس در حوزه علمیه، نماینده مردم کرمانشاه در دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری بود و همچنین سمت عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را در اختیار داشت. خدمات و تالیفات زندگی‌ آیت‌الله‌ ممدوحی‌ سرشار از تلاش‌های‌ علمی‌ و فرهنگی‌ است. وی در سال‌های‌ عمر خود بارها کتاب های‌ فقهی‌ و اصولی‌ تا سطح‌ کفایه‌ الاصول‌ را تدریس‌ و از این‌ رهگذر شاگردان‌ بسیاری‌ را تربیت‌ کرد. همچنین با توجه‌ به‌ نیاز حوزه‌های‌ علمیه‌ به‌ آشنایی‌ با علوم‌ عقلی‌ و با توجه‌ به‌ ضرورت های‌ موجود در جهان‌ اسلام‌ و با سفارش‌ آیت‌الله‌ جوادی‌ آملی به‌ تدریس‌ علوم‌ عقلی‌ روی‌ آورد. علاوه بر تدریس در حوزه علمیه، آیت الله ممدوحی آثار فراوانی‌ را به رشته تحریر درآورده است که‌ از آن‌ میان‌ می‌توان‌ به‌ «شرح‌ صحیفه‌ سجادیه، شرح‌ نهج‌البلاغه، شرح‌ رساله‌ الولایه‌ علامه‌ طباطبایی، رساله‌ای‌ در علم‌ امام، حقوق‌ اساسی، انسان‌ و جهان‌ در شناخت‌ مکتب‌ اسلام، اجتهاد و تقلید، حکمت‌ حکومت‌ فقیه‌ و شرح‌ رساله‌ الوجود کاشف‌ الغطاء» اشاره‌ کرد. همچنین وی بارها در مجامع‌ عمومی‌ و در شهرهای‌ گوناگون‌ به‌ سخنرانی‌ و تبلیغ‌ مبانی‌ اسلام‌ و شیعه‌ پرداخت که‌ همواره‌ با استقبال‌ اقشار گوناگون به‌ ویژه‌ جوانان‌ روبه‌رو می شد. دیدگاه‌ها آیت‌الله‌ ممدوحی‌ به عنوان استاد مبرز حوزه علمیه قم دیدگاه های مختلفی در ارتباط با مسایل سیاسی و اعتقادی داشت. وی در دوره هجوم همه‌جانبه به ارزش‌های ناب اسلامی و انقلابی، وارد میدان شد که روشنگری ها و سخنرانی‌هایش درباره گروه‌های فاقد مشروعیت سیاسی، هرگز از یاد مردم مومن و انقلابی نخواهد رفت. یک نمونه از دیدگاه های او در مورد جریان‌های روشنفکرنما در کشور است که آنها را جریان بسیار خطرناکی می دانست و معتقد بود: روشنفکرنماها از ابتدا مزاحم بودند و اجازه نمی دانند امور پیش برود. این افراد باعث شدند که رشد لازم برای کشور در طول این مدت متوقف شود در حالی که این رشد باید بسیار بیشتر از اینها باشد. وی همچنین در خصوص میزان نفوذ و تاثیر گذاری روحانیت میان مردم معتقد بود: عده ای می خواهند نقطه ضعف درست کنند و این نقطه ضعف را به رخ بکشند؛ لذا می گویند رابطه کم شده است، اما این اظهار نظرها دقیق نیستند. همین حالا؛ روحانیون در روزهای نخست حضور در دانشگاه اغلب مورد بی اعتنایی قرار می گیرند، اما بعد از مدتی او را بشدت مورد احترام قرار می دهند. خود ما وقتی در گذشته به دانشگاه ها می رفتیم، اوایل می گفتند این روحانی چه دارد که بگوید؟ اما وقتی حضور ما تداوم یافت، در دانشجویان حالت جدی پیدا می شد.   درگذشت سرانجام این استاد فرهیخته حوزه علمیه پس از آن که در چند سال گذشته مبتلا به سرطان شده بود، پس از سال ها خدمت به اسلام و انقلاب سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۹ خورشیدی دعوت حق را لبیک گفت. آیت الله اعرافی مدیر حوزه‌های علمیه در پیامی درگذشت آیت الله ممدوحی را تسلیت گفت و نوشت: آن دانشمند فرهیخته از پیشگامان انقلاب اسلامی و دارای مراتب ارزشمندی از دانش و معرفت و فضیلت بود و آثار گرانبهایی از ایشان به یادگار مانده است و خدمت‌های آن مرحوم در جامعه مدرسین و مجلس خبرگان رهبری و دیگر سنگرها از حسنات ماندگار وی بشمار می‌آید.

more_vert درباره شهید علی‌اکبر شیرودی

ادامه مطلب

closeدرباره شهید علی‌اکبر شیرودی

 علی اکبر شیرودی از خلبانان شجاع و دلاور در جنگ تحمیلی بود که با بیش از یک هزار ساعت پرواز، نام خود را برای همیشه در تاریخ ماندگار کرد و صاحب‌نظران جنگ‌های هوایی، او را از جمله خلبانان صاحب سبک در رزم­‌ها و درگیری­‌های هوایی و هوانوردی و نامدارترین خلبان جهان نامیده‌اند.

more_vert کاوه گوهرین خالق هایکوهای ایرانی

ادامه مطلب

closeکاوه گوهرین خالق هایکوهای ایرانی

 کاوه گوهرین نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات ایران به شمار می‌رود که با خلق آثاری مانند هایکوهای ایرانی، مجموعه اشعار خسرو گلسرخی و بی گزند از باد و باران به شهرت رسید.

more_vert نبوغ بی‌نظیر پرویز یاحقی در موسیقی

ادامه مطلب

closeنبوغ بی‌نظیر پرویز یاحقی در موسیقی

یک هنرمند برای آنکه هنرمندی اصیل، راستین و خلاق شود، نیاز به جوهر و آنی دارد که همه‌اش اکتسابی نیست؛ ودیعه‌ای است الهی و البته که پرویز یاحقی، خود یکی از بهترین نمونه‌ها و مثال‌های چنین ودیعه‌هایی است که خداوند به برخی از بندگان خویش عطا می‌کند.

more_vert همدلی و انسجام؛ رمز موفقیت عملیات بیت‌المقدس

ادامه مطلب

closeهمدلی و انسجام؛ رمز موفقیت عملیات بیت‌المقدس

 عملیات بیت‌المقدس که با عنوان طرح عملیات کربلا ۳ طرح‌ریزی شد، یکی از طولانی‌ترین نبردها در طول جنگ‌ تحمیلی به شمار می‌آید که با شرکت یگان‌های عمده از ظفرمندان ارتش، دلاورمردان بسیج و سپاه، سنگرسازان بی‌سنگر جهاد سازندگی و دیگر نیروهای مردمی از دهم اردیبهشت تا سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی در جنوب غربی اهواز انجام گرفت و سرانجام با همدلی، هماهنگی و انسجام رزمندگان اسلام و پشتیبانی خوب ملت به پیروزی رسید.

more_vert نادر گلچین؛ خواننده‌ای صاحب سبک آواز سنتی

ادامه مطلب

closeنادر گلچین؛ خواننده‌ای صاحب سبک آواز سنتی

 نادر گلچین از جمله خوانندگان صاحب سبک آواز سنتی ایران محسوب می‌شود که تلفیق شعر و موسیقی و مدیریت صدا را با هم داشت. از آثار او می‌توان به تصنیف مرغ سحر، ناوک مژگان، قصه شهر عشق، مسبب و آلبوم های گریز، نفس باد صبا، زلف بنفشه اشاره کرد.

more_vert درباره شهید منصور ستاری

ادامه مطلب

closeدرباره شهید منصور ستاری

 منصور ستاری فرمانده نیروی هوایی ارتش و بدون شک نخبه‌ای نظامی بود که با ارایه طرح‌ها و برنامه و اتکا به شایستگی فردی خود، توانست خدمات شایان توجهی را عرضه کند و زیرساخت‌های اساسی و به یادماندنی از جمله دانشگاه هوایی را از خود به یادگار گذارد.

more_vert بازخوانی تاریخ دفاع مقدس؛ ضامن تداوم گفتمان انقلاب اسلامی

ادامه مطلب

closeبازخوانی تاریخ دفاع مقدس؛ ضامن تداوم گفتمان انقلاب اسلامی

 هشت سال دفاع مقدس به عنوان یکی از ارزشمندترین و درخشان‌ترین فصل‌های کتاب انقلاب اسلامی شناخته می‌شود، هنگامه‌ای که ملت ایران با اتحاد و یکپارچگی برای حفظ مام وطن و دفاع از اسلام به مصاف دشمن متجاوز رفتند و ایثار و شهادت را سرلوحه خود قرار دادند. ۴۰ سال از سالروز آغاز جنگ تحمیلی می‌گذرد، جنگی نابرابر که از طرف رژیم بعث بر نظام جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد. در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ خورشیدی یعنی کمتر از ۲ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی کشور، جنگی که با تصمیم صدام بر کشور و مردم مسلمان ایران تحمیل شد. جایگاه والای دوران دفاع مقدس در تاریخ کشور و نقش تعیین کننده آن در بقای نظام مقدس جمهوری اسلامی بر هیچ فردی پوشیده نیست، ایران اسلامی در حالی وارد جنگ با دشمن شد که بازسازی کشور و ایجاد تحولات بنیادین بر اساس حکومت اسلامی را در دستور کار داشت. با نگاهی گذرا به صفحات تاریخ و مرور جنگ های ایران، می بینیم که همواره در پی بروز هر جنگی بخش هایی از خاک کشور به دست بیگانگان جدا شده بود، به گونه‌ای که می‌توان گفت تنها در ۲۰۰ سال گذشته، نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران جدا شده که با وجود پشتیبانی قدرت های بزرگ از صدام، این روند در جنگ ایران و عراق ادامه پیدا نکرد و فصل جدیدی در تاریخ این مرز و بوم رقم خورد و عراق به عنوان کشور متجاوز به نظام بین الملل معرفی شد.   تغییرات شدید در منطقه و روابط ایران و عراق روابط ایران و عراق که در آخرین سال های رژیم پهلوی با میانجیگری الجزایر و در قالب قرارداد الجزایر به صورت عادی و مسالمت آمیز درآمده بود با پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ خورشیدی دستخوش دگرگونی و تیرگی شد. (یکتا، ۱۳۸۱) در این برهه از زمان فعالیت های حزب بعث در بخش های غربی در حال شدت گرفتن بود و گروه های وابسته به صدام، اقدام به سازماندهی تشکیلات خود در ایران کردند. درگیری های مرزی و پیشروی در خاک ایران از جمله برنامه هایی به شمار می رفت که بعثی ها در دستور کار خود داشتند، به طوری که تا پیش از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ خورشیدی، مرزهای ایران ۶۳۶ بار از طرف نیروهای صدام مورد تجاوز قرارگرفت. (علی‌اکبر، ولایتی،۱۳۹۳) رژیم بعث در ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ خورشیدی اعلام کرد که قرارداد الجزایر و دیگر موافقت نامه های مربوط را به دلیل نقض مفاد قرارداد از طرف ایران و دخالت ایران در امور داخلی عراق و قصور در بازگرداندن زمین هایی از عراق که تحت تصرف ایران بوده، به صورت یکجانبه فسخ کرد. چند روز بعد وزارت امورخارجه ایران در پاسخ به این ادعا، اعلام می کند که این دولت عراق است که مفاد اعلامیه الجزایر را نادیده گرفته و با فرستادن گروه های مسلح به خاک ایران، به اقدامات خرابکارانه مبادرت ورزیده است. (وزارت امور خارجه، ۱۳۶۰ ) نوپایی نظام جمهوری اسلامی، بحران های داخلی متعدد و عدم آمادگی نیروهای نظامی برای مقابله با تهاجم های احتمالی و به خطر افتادن منافع دولت های غربی در منطقه به واسطه شرایط جدید ایران پس از انقلاب از جمله عوامل موثر در حمله رژیم بعث به خاک وطن به شمار می رفت. در نهایت این عوامل سبب شد که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ خورشیدی حمله‌ سراسری‌ و رسمی‌ نیروهای صدام با به‌ کارگیری‌ حداکثر توان‌ نظامی‌ و با عبور از مرزهای‌ بین‌المللی‌ و تجاوز به‌ خاک ایران‌، آغاز شود.   صدور فرمان مقاومت آغاز این جنگ تحمیلی با تجاوز گسترده نظامی عراق در طول یک هزار و ۲۸۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران بود و همزمان هواپیماهای نظامی بعث، فرودگاه مهرآباد تهران و مناطق دیگر را بمباران کردند. مقاومت و دفاع در جنگی نابرابر یا تسلیم شدن تنها راه ایران در مقابل این عمل انجام‏ شده بود. امام خمینی(ره) در واکنش به این توطئه، فرمان مقاومت صادر کردند و نظارت و هدایت این جنگ را به عهده گرفتند. ایشان در سخنانی آمریکا را عامل اصلی جنگ و حامی و تحریک‏ کننده صدام خواندند و با صراحت به مردم اطمینان دادند که اگر برای خدا به دفع تجاوز دشمن به ‏عنوان یک تکلیف شرعی بپا خیزید، شکست دشمن قطعی است، هرچند که همه عوامل ظاهری خلاف آن را ثابت کنند. فردای روز نخست تجاوز رژیم بعث، امام خمینی(ره) در پیامی به ملت ایران، خطوط اصلی چگونگی اداره امور جنگ و امور کشور در شرایط جنگی را در هفت بند کوتاه اما بسیار دقیق و جامع ترسیم کردند و متعاقب آن در چند پیام با ملت و ارتش عراق اتمام حجت کرد و از آن پس نظارت و هدایت امر دشوار دفاع طولانی و هشت ساله ملت را با مدیریتی کم‏ نظیر آغاز کردند. رژیم بعثی که از مدت ها پیش به کمک دولت فرانسه و کارخانه های اسلحه‏ سازی امریکایی و انگلیسی و تجهیزات نظامی روسی آماده این تجاوز شده بود به سرعت کیلومترها در خاک ایران پیشروی کرد و مناطقی وسیع از پنج استان ایران را اشغال کرد. دفاع جانانه مرزنشینان در مراحل اولیه جنگ به علت عدم اطلاع و آمادگی قبلی و نیز نداشتن تجهیزات و نیروی نظامی، با قساوت بعثی ها در هم شکسته شد. شهرها و روستاهای موجود در مناطق اشغالی به سرعت، تخریب و ده ها هزار تن از خانه و کاشانه خود آواره شدند. ارتش ایران که بر اثر حوادث انقلاب به شدت آسیب دیده و از هم گسیخته بود، دوران اولیه بازسازی خود را می ‏گذراند و سپاه پاسداران انقلاب هم که به فرمان امام خمینی(ره) تازه تاسیس شده بود در آغاز راه قرار داشت و نیرو، تجهیزات و تجربه کافی را در روزهای نخست جنگ نداشت، این عوامل سبب شد تا رژیم بعث سرخوش از پیروزی های خود به پیشروی در خاک ایران ادامه دهد. صدام حسین با اطلاعاتی که آمریکا و فرانسه و عوامل ستون پنجم در اختیارش گذاشته بودند، از این نقاط ضعف به خوبی آگاهی داشت و به همین جهت نیز حتی نقشه‏ عراق بزرگ را آماده کرده بود که در آن، استان خوزستان به طور کامل و بخش هایی از استان های غربی ایران، جزو خاک عراق دیده می ‏شد. او مطمئن شده بود که نظام اسلامی توان مقابله در برابر این لشکرکشی را نداشته و بزودی ساقط خواهد شد و دنیای استکبار نیز از او حمایت خواهد کرد. (مرندی، ۱۳۸۳) شورای امنیت بعد از تجاوز عراق چند بیانیه صادر کرد، اما بدون اشاره به آغاز کننده جنگ و تعیین متجاوز از ۲ طرف خواسته بود که به این ماجرا خاتمه دهند. ایران با تاکید بر قطعیت تجاوز نظامی رژیم بعث به ایران، مقابله با این تجاوز را دفاع از خویش تلقی کرد و اعلام داشت تا زمانی که شورای امنیت، تدابیر اجرایی برای دفع تجاوز اتخاذ نکند و دولت عراق از تجاوز خود به خاک ایران دست برندارد، ایران حق دفاع را برای خود محفوظ می دارد و این دفاع از نظر حقوقی می تواند حتی در داخل خاک کشور مصداق داشته باشد. (وزارت امور خارجه، ۱۳۶۰) عملیات های مشترک میان ارتش و سپاه پس از شکل‌گیری اتحاد و انسجام در میان نیروهای انقلابی و طرد نیروهای وابسته، حماسه‌ای مقدس شکل گرفت که در تاریخ ایران اسلامی بی‌سابقه بود. جنگ تنها محدود به خطوط مقدم جبهه ها نبود، بلکه تمام سرزمین اسلامی از جمله شهرها و روستاها را در برگرفت. وقتی امام خمینی(ره) در مقام فرماندهی کل قوا، بر لزوم شکسته شدن حصر آبادان تأکید کردند، ماشین پیشروی ایران در مسیر بازپس‌گیری مناطق اشغالی شروع به حرکت کرد. پس از عملیات ثامن‌الائمه که به محاصره آبادان پایان داد، در عملیات طریق‌القدس رزمندگان اسلام بستان را آزاد کردند. دهلاویه، غرب شوش و دزفول در عملیات بزرگ فتح‌المبین آزاد شد و در نقطه اوج پیروزی‌ها در عملیات بیت‌المقدس خرمشهر نیز آزاد گشت. همه این عملیات‌ها به صورت مشترک و هماهنگ میان نیروهای ارتش و سپاه اعم از زمینی و هوایی و هم چنین نیروهای مردمی اجرا می‌شد. هدایت معنوی امام خمینی(ره) و حضور همیشگی مردم در صحنه و پیروی آنها از دستورات ایشان سبب شد تا نظام جمهوری اسلامی در دفاع همه جانبه در برابر صدام و دولت های حامی آن، مقاومت کند. همین عوامل سبب شد تا خاک وطن از چنگال دشمنان پس گرفته شود. دستاوردهای حماسه دفاع مقدس تثبیت اقتدار نظام جمهوری اسلامی در دفاع مقدس سبب شد تا دست جهانخواران از تجاوز در کشور کوتاه شود. عملیات‌های غرور آفرین فتح المبین، بیت المقدس، والفجر ۸ و کربلای ۵، نمونه هایی از این شگفتی‌های فرزندان دلاور جمهوری اسلامی ایران بود که ‌بندهای قطعنامه ۵۹۸ را به مرور در صحن شورای امنیت به اعضای آن، دیکته کرد. همچنین تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی آغاز و در اوایل ۱۳۵۹ خورشیدی به صورت رسمی از طرف دولت آمریکا اعلام شد و بخش قابل توجهی از نیازهای گسترده مردم و نیروهای مسلح را با مشکل جدی مواجه کرد. ملت ایران در دوران دفاع مقدس با روحیه قناعت مقاومت کرد و در تولید و ساخت نیازهای مختلف عمومی و تخصصی تا مرز خودکفایی بخش قابل توجهی از نیازهای ضروری پیش رفت. از دیگر دستاوردهای مهم دفاع مقدس، تقویت اعتماد به نفس و خود باوری بود. چنانچه تأثیر این خودباوری، بعد از جنگ در عرصه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فناوری‌های نوین دفاعی چشمگیر شد. منابع: - رضاپور، ابراهیم، چرا آغاز جنگ را هفته ی دفاع مقدس می نامیم، www.rasekhoon.net، دسترسی در ۱۳ شهریور ۹۴. - موسوی خمینی، سید روح الله (۱۳۶۱)، صحیفه نور، ج ۱۳. تهران: سازمان چاپ و انتشارات. - مرندی، مهدی و سلیمانی، داوود (۱۳۸۳)، دفاع مقدس (جنگ تحمیلی) در اندیشه امام خمینی، تهران: انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. - وزارت امور خارجه (۱۳۶۰)، تحلیلی‌ بر جنگ‌ تحمیلی‌ رژیم‌ عراق‌ علیه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، تهران‌: انتشارات وزارت‌ امورخارجه‌. - ولایتی، علی اکبر و همکاران(۱۳۹۳)، جنگ عراق با ایران، در: دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران: انتشارات بنیاد دایره المعارف اسلامی. - یکتا، حسین (۱۳۸۱)، جنگ ایران و عراق؛ اختلافات تاریخی، نشریه زمانه، شماره ۱.

more_vert تمام محاسبات غلط یک دیکتاتور

ادامه مطلب

closeتمام محاسبات غلط یک دیکتاتور

بهروز اشرف سمنانی «صدام حسین» دیکتاتور معدوم عراق در آغاز جنگ تصور می‌کرد که می‌تواند در یک حمله برق‌آسا و با غافلگیری ایران به اهداف خود دست پیدا کند؛ اما با پاسخ‌های قاطعی که روز ۳۱ شهریورماه دریافت کرد، به سرعت دریافت که محاسبات او اشتباه بوده‌است. زمانی که «صدام حسین» دیکتاتور عراق تصمیم گرفت جنگ تحمیلی را آغاز کند، تصور می‌کرد این جنگ به سرعت و ظرف چند روز به نفع حزب بعث به پایان خواهد رسید و او به اهداف تعیین شده خود دست خواهد یافت، اما به سرعت مشخص شد که تصورات او بطور کلی اشتباه بوده است، اما این تصورات چه بود و چرا صدام حسین حتی پس از هشت سال جنگ تحمیلی، باز هم نتوانست به نتایجی که می‌خواهد دست پیدا کند؟ مفروضاتی که از پایه غلط بود صدام حسین هرچند دیکتاتور و خودرای بود؛ اما تصور می‌کرد با کمک مشاوران خود محاسبات درستی را طراحی کرده است. فارغ از اهدافی که صدام دنبال می‌کرد، ایده اصلی او یک حمله برق‌آسا (Blitzkrieg) به ایران بود. ایده حمله برق‌آسا تاریخی طولانی دارد؛ اما بیش از همه با ایده ارتش آلمان نازی در جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود؛ ایده‌ای که از قضا بسیار هم موفق بود. طبق ایده حمله برق‌آسا، یک ارتش مهاجم بایستی ظرف مدتی کوتاه، با حداکثر قوا به سمت هدف بتازد و ضمن غافلگیری دشمن، با ضرباتی کاری، دست کم نیروی هوایی حریف را از کار بیاندازد و با پیشروی هماهنگ نیروی‌های زرهی و مکانیزه در حجمی وسیع، وارد خاک دشمن شده و متصرفاتی را به دست آورد. ارتش آلمان نازی با تکیه بر همین ایده، توانست ظرف مدت کوتاهی در سال ۱۹۳۹ لهستان را تصرف کند و سپس در سال‌های بعد، به صورتی برق‌آسا، هلند، بلژیک و فرانسه را به تصرف خود درآورد. برای انجام یک حمله برق‌آسا، ابتدا باید تصویری دقیق از نیروهای نظامی حریف به دست آورد و تنها زمانی یک حمله برق‌آسا ممکن است که نیروهای مقابل کاملا «غافلگیر» شوند و نتوانند از پس ضربات مهلک وارد شده برآیند. صدام و تیم مشاوران او تصور می‌کردند ایران در شرایط مناسبی قرار ندارد. بخشی از مفروضات آن‌ها چندان خلاف واقع هم نبود. در کشور ایران تازه انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده بود و برکناری برخی از فرماندهان ارتش و ماجرای کودتای نافرجام «نقاب» باعث برخی بی‌اعتمادی‌ها شده بود. اختلافات سیاسی در میان جناح‌های سیاسی بالا بود و در عین حال به نظر می‌رسید که استعداد و قوای نظامی ایران در شرایط مطلوبی قرار ندارد. صدام حسین چراغ سبز حمله به ایران را هم به صورت تلویحی از دولت‌های شوروی و آمریکا گرفته بود و برخی کشورهای مرتجع منطقه نیز بطور کامل از این اقدام او حمایت می‌کردند. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، با انجام عملیات کمان ۹۹ و با شرکت ۱۴۰ فروند هواپیما در روز اول مهر سال ۱۳۵۹ پاسخی غافگیر کننده و کاری به ارتش بعثی عراق داداما صدام چند نکته را در نظر نگرفته بود. نکاتی که در نهایت باعث ناکامی نقشه او شد. اول نکته آن بود که به رغم برکناری برخی از فرماندهان ارتش از مسئولیت، اما برخی از برجسته‌ترین و توانمندترین فرماندهان نظامی، مورد اعتماد رهبر انقلاب و ملت بودند و بر سر کار قرار داشتند. بسیاری از این فرماندهان توانمند و شجاع ارتش پس از گذراندن پیشرفته‌ترین دوره‌های آموزشی و شرکت در دهها مانور و عملیات در سال‌های پیش از جنگ، آمادگی کاملی برای حضور در پیچیده‌ترین عملیات‌های نظامی را داشتند و در عمل نشان دادند ارتش ایران، برخلاف تصور، ناآماده نبود. ارتش بعث عراق متوجه این نکته نبود که نیروی دریایی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با آمادگی کامل و پیش‌بینی‌های لازم، آماده هرگونه اقدامی از سوی رژیم بعث است. برای اثبات این ادعا کافی است نگاهی به طرح عملیاتی ستاد ۴۲۱ نیروی دریایی بیاندازیم. طرحی عملیاتی که نشان می‌دهد نیروی دریایی با تمام توان انتظار حمله دشمن را می‌کشید. طرح‌های عملیاتی و آماده نیروی هوایی و زمینی ارتش نیز به سرعت اجرایی شدند. به محض حمله همه جانبه ارتش عراق، عملیات‌های پدافندی ارتش شروع شدند. نیروی دریایی تنها ظرف سه ماه توانست بخش اعظم نیروی دریایی عراق را منهدم کرده و مهمترین سکوهای نفتی عراق را از بین ببرد و ابتکار عمل در خلیج فارس را به صورت کامل به دست بگیرد. نیروی هوایی ارتش در همان زمان حمله نیروی هوایی عراق به سرعت حمله‌ای همه جانبه به عراق را آغاز کرد و با بمباران سنگین مواضع عراق، پاسخی دندان شکن به تهاجم عراق داد. عملیات‌ها پدافندی «قصر شیرین»، «خرمشهر»، «سوسنگرد و اهواز»، «شمال آبادان (ایستگاه حسینیه)» و «کرخه-شوش» همگی در روز ۳۱ شهریور و با ابتکار نیروی زمینی ارتش آغاز شدند. صدام در عین حال تصور کرده بود که شهروندان ایرانی، واکنشی جدی به این تهاجمات نشان نخواهند داد. اما واقعیت برخلاف آن بود. نیروهای مردمی به سرعت و به صورت داوطلب با حضور در جبهه‌های جنگ و در قالب نیروهای رزمی سپاه و بسیج سازماندهی و به جبهه‌های جنگ منتقل شدند. اتفاقی که صدام به هیچ وجه پیش‌بینی آن را نکرده بود و تصور نمی‌کرد ایرانیان در این استعداد وارد میدان جنگ شوند. حمله برق‌آسایی که ناکام ماند برنامه ارتش عراق آن بود که در همان روز آغاز جنگ، نیروی هوایی و دریایی ایران را به صورت کامل منهدم کند و شهر خرمشهر را ظرف چند ساعت به تصرف خود درآورد. اما نقشه حمله برق‌آسای عراق به سرعت تبدیل به کابوس شد. نیروی هوایی عراق به دلایلی همچون بی‌تجربگی خلبانان آن، پراکندگی گسترده پایگاه‌های هوایی ایران در سراسر کشور، انتخاب نادرست مهماتی که در عمل نتوانستند آسیب چندانی به پایگاه‌های هوایی ایران بزنند و واکنش سریع و به موقع پدافند هوایی ایران، در عمل هیچ کاری از پیش نبرد و نتوانست نیروی هوایی ایران را با مشکل چندانی مواجه کند. نیروی دریایی عراق نیز حریف نیروی دریایی ایران نبود و ناوچه‌های عراقی نتوانستند به دلیل مواضع مناسبی که فرماندهان نیروی دریایی برای ناوهای جنگی ایران انتخاب کرده بودند، کاری از پیش ببرند. در مقابل نیروی دریایی ایران که از پیش احتمال یک همه جانبه را می‌داد، تکاوران آماده و جنگاور خود را به شهر خرمشهر منتقل کرد و مانع از سقوط این شهر شد. نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ضمن پیشدستی در طرح‌های عملیاتی خود، تنها سه ماه پس از جنگ، به صورت کامل و با انهدام شناورهای عراقی، ابتکار عمل در خلیج فارس را به دست گرفت.نیروی زمینی ارتش ایران نیز با موفقیت هرچه تمام‌تر و با دلاوردی و پایمردی نیروهای پادگان دژ و یگان‌های مستقر در منطقه، در ابتدا مانع از پیشروی سریع ارتش عراق شد و سپس به سرعت و با اعزام واحدهای متعدد ارتش به منطقه، توانست چند طرح عملیاتی را اجرا و دشمن را متوقف کند. نیروهای بسیج مردمی و سپاه نیز دوشادوش نیروهای ارتش وارد معرکه شدند و ارتش عراق دچار سردرگمی و آشفتگی فراوانی شد. ارتش بعث عراق ظرف چند روز دریافت که قادر نیست به اهداف عملیاتی خود دست یابد و تنها با تصرف خرمشهر و محاصره آبادان، متوقف شد. تصرفاتی که چندان پایدار نماندند و در همان سال‌های آغاز جنگ، آزاد شدند. پیش‌بینی‌هایی که غلط از آب درآمد محاسبات صدام حسین برای حمله به ایران، از اساس بر محاسباتی اشتباه بنا شده بود. حمله برق‌آسای ارتش بعث، به هیچکدام از اهداف خود در هوا و دریا نرسید و بر روی زمین هم به سرعت زمینگیر شده و تنها برخی از اهداف اولیه و با صرف هزینه‌های نظامی و انسانی فراوانی که به این نیرو وارد آمد محقق شد. اما رژیم بعث ظرف حدود یک سال و نیم، بخش اعظم این متصرفات را از دست داد و در موقعیت پدافندی قرار گرفت. با این حال صدام هرگز حاضر نبود که بپذیرد اشتباهی تا این حد مهلک را مرتکب شده است. در نتیجه بارها و بارها تلاش خود را برای تغییر سرنوشت جنگ انجام داد. آمادگی ارتش ایران، بسیج گسترده نیروهای مردمی و تلاش‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهی هوشمندانه و سلحشورانه نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران، همراهی و همکاری مردم انقلابی از جمله عوامل کلیدی بودند که باعث شدند رژیم بعث عراق در رسیدن به اهداف خود ناکام بماند و در نهایت هم صدام هرگز نتوانست رویاهای خیالپردازانه خود را محقق کند. رویاهایی که تصرف چند روزه تهران، تبدیل به توهمی شد که تنها چند روز کافی بود تا مشخص شود، تنها یک خیال واهی بود است. خیالی که جان هزاران مرد، زن و کودک بی‌گناه را گرفت و هزاران میلیارد دلار خسارت برای هر دو کشور به بار آورد.