معرفی شخصیتهای ادبی

درباره ادیب صابر ترمذی

درباره ادیب صابر ترمذی

 ادیب صابر ترمذی یکی از شاعران دوره سجلوقیان به شمار می‌رفت که بسیاری از تذکره‌نویسان او را به روانی گفتار، شیرینی زبان و بلندی طبع ستوده‌اند. حافظ شیرازی چنین شاعری را نادیده نگرفته و بسیاری از تشبیه‌ها و ترکیبات را از این شاعر اقتباس کرده است.

 

دوره سلجوقیان یکی از دوران طلایی ادبیات ایران به شمار می رود که شعر فارسی در آن به رشد قابل قبولی رسید. شاعران این عهد در سرودن هر نوع شعری توانا بودند و توانستند از خود میراث و آثار جاودانی به یادگار بگذارند از جمله این شاعران که دیوان بسیار ارزشمند و گرانقدری از وی برجای مانده، شهاب‌الدین صابر بن اسماعیل ترمذی مشهور به ادیب صابر است که نقش مهمی در ادبیات این مرز و بوم و تاثیر بر دیگر شاعران داشت.

شهاب‌الدین صابر بن اسماعیل ترمذی مشهور به ادیب صابر در ۵۴۶ قمری در ترمذ دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاه خود گذراند، سپس به خراسان رفت و در آنجا به تحصیل دانش مشغول شد و مدتی به فراگیری ریاضی، فلسفه و مطالعه نظم شاعران عرب، زندگانی و معارف آنها، تاریخ ایرانیان و اعراب و شعر شاعران فارسی‌زبان پرداخت. پیشرفت ادیب صابر در کسب علم سبب شد به عنوان دبیری به سلک نزدیکان مجدالدین ابوجعفر علی موسوی، رییس خراسان انتخاب شود و او بود که ادیب صابر را به سلطان سنجر سلجوقی معرفی کرد در ابتدای این آشنایی صابر اشعاری در ستایش این سلطان سلجوقی سرود. به نظر می رسد که آوازه ادیب صابر در شاعری تحت تأثیر شهرت دبیری وی قرار داشت.(۱)

ویژگی اشعار

شیوه بیان این شاعر پرآوازه دوره سلجوقیان ساده، روان و بیشتر به سبک رودکی و فرخی سیستانی بود. از دقیقی و عنصری نیز پیروی می‌کرد و برخی از مضمون‌های اشعارش را از آنان می‌گرفت.(۲) همچنین از اشعار ادیب صابر به خوبی می توان پی به دانش وی در فنون ادبی، اشعار و ترجمه شعر عرب، مبادی ریاضی و فلسفه برد. (۳)

 

غزل های وی چنان پرمحتوا بودند که همه شاعران و ادیبان مانند عبدالواسع جبلی، رشیدالدین وطواط، حکیم انوری و حکیم سوزنی به جهت تکلف و سهل و ممتنع بودن بیانش او را مانند استاد دانسته‌اند. سنایی خود را کم‌تر از او برشمرده است و گفته بود: «چون سنایی هستم آخر گر نه همچون صابرم.» در عین حال اشعار او دلالت بر وسعت اطلاعات و معلومات ادبی و عربی او دارد. همچنین ادیب صابر در شعر به سبک فرخی مایل بود. در ادامه به گزیده‌ای از اشعار این شاعر بزرگ می‌پردازیم.
من از پای تا سر از عشقم مرکّب *** تو از پای تا سر ز حُسنی مصور
هوا گردد از عکس رویت منقّش *** زمین گردد از بوی زلفت معطّر
بگریم ز زلفت بنالم ز چشمت *** که نالد ز نرگس؟ که گرید ز عنبر؟
ز شیرین لب تو مرا نیست سیری *** که را سیری آید ز یاقوتِ احمر؟
به طوبی و کوثر رسیدم ز وصلت *** که قد و لب تست طوبی و کوثر
به دفتر همی وصف زلفت نبشتم *** پر از نافه‌ی مشک شد روی دفتر
به عبهر دو چشم تو را باز بستم *** همه جادویی اندر آمد ز عبهر
مکن عزم لشکر بمان رای رفتن *** بنه خود و جوشن بده جام و ساغر
بر آن بر چه درخور بود یاد جوشن *** بر آن لب چه لایق بود ذکر لشکر
مرا تا تو را دیدم، اندر دو دیده *** تو گفتی برسته‌ست کشمیر و کشمر
ستاره‌ست رخشنده رویت همانا *** که ماهت پدر بود و خورشید مادر
ز جان شاکرم تا تو را خواند جانان *** ز دل خرمم تا تو را ساخت دلبر...
جور از این برکشیده ایوانست *** که درو مشتری و کیوانست
گر چه گه سعد و گاه نحس دهد *** ور چه گه زرق و گاه حرمانست
زو چه نالی که چون تو مجبورست *** زو چه گریی که چون تو حیرانست
نایب پرده‌های اسرار است *** پرده‌ی رازهای پنهانست
دور او هر چه کرد و هر چه کند *** کرده‌ی کردگار گیهانست
جان که جان آفرین به ما دادست *** ملک ما نیست بلکه مهمانست
نزد برنا و پیر عاریتست *** مرگ در حق هر دو یکسانست
زندگی را زوال در پیش است *** زنده‌ی بی زوال یزدانست
مرگ چون موم نرم خواهد کرد *** تن ما گر ز سنگ و سندانست...

تاثیرپذیری حافظ از اشعار صابر

صابر ادیب از جمله شاعرانی بود که تمامی تذکره‌نویسان او را به روانی گفتار، شیرینی زبان و بلندی طبع ستوده‌اند از شاعران معاصر فروزانفر؛ شعر صابر را لطیف، خیالش را ساده و طبعش را روان شمرده است. حافظ که شغل و فکر اصلی‌اش تتبع و تامل در شعر فارسی و عربی پیش از خود بوده چنین شاعر روان گفتار و شیرین زبانی را نادیده نگرفته و به شهادت اشعار و همگونی ها و همانندی های اشعارش با مضامین و تعابیر دیوان این شاعر، بسیاری از تصویرات و ترکیبات را از این شاعر اقتباس کرده است. وجوه تاثرات حافظ و استقبال های محتمل او از این شاعر، گونه ها و شیوه های مختلفی را دربرمی گیرد، برخی شباهت‌ها و اشتراکات مانند وزن و قافیه به گونه ای که بسیاری از آنها با شعر صابر همگون و همسان است اما برخی دیگر از اشتراکات لفظی و واژگانی و بسیاری دیگر به شکل اقتباسات محتوایی و فحوایی محسوب می شود. برای نمونه می توان به این قصیده صابر ادیب که در مدح آتسز نوشته اشاره کرد. ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل سلسبیلت کرده جان و دل سبیل

حافظ این بیت را چنین آورده است.

ای روی تو چو خلد و لبانت چو سلسبیل بر خلد و سلسبیل تو جان و دلم سبیل (۴)

 

چاپ‌های مختلف دیوان صابر

تصحیح دیوان شعری وی تاکنون چندین بار در ایران به چاپ رسیده است، این دیوان ارزشمند برای نخستین بار در ۱۳۴۱خورشیدی کلاله خاور به کوشش علی قویم چاپ شد که این بر طبق گفته بسیاری از ادیبان این تصحیح بسیار پرغلط و بی نظم است و مشخص نیست که مصحح چه نسخه ای از چه سده ای را در دست داشته است. چاپ دوم در ۱۳۴۳خورشیدی به همت محمد علی ناصح صورت گرفت. همچنین در ۱۳۸۰ خورشیدی احمد عبدالله در ترمذ ازبکستان، دیوان چاپی قویم را اساس قرار داده و چاپ دیگری نشر داده است.

یکی دیگر از تصحیح ها این دیوان در ۱۳۸۶ خورشیدی به وسیله احمدرضا یلمه ها و با کمک نشر نیک خرد از روی نسخه‌ موجود در کتابخانه‌ ایندیا افیس (دیوان هند) انگلیس صورت گرفت. این تصحیح از کهن‌ترین نسخه‌ موجود گرفته شده و اشعار دیوان در قالب‌های مختلفی چون قصیده، رباعی، غزل و ترکیب سروده شده‌اند. مضامین بیش‌تر اشعار عاشقانه و عارفانه است. برای نمونه در بخشی از آن می‌خوانیم: غم امروز جان من فرسود/ غم فردا تن مرا بگداخت/ کار امروز من چو ساخته نیست/ کار فردا چگونه خواهم ساخت...

خاموشی

در بسیاری از منابع این دوره در این سخن هم نظرند که آتسز، دومین پادشاه خوارزم، ادیب صابر را به سبب سخن چینی و جاسوسی در حالی که بسیار جوان بود در رودخانه جیحون غرق کرده است اما برخی از مورخان به سبب اینکه او در شعرش از پیری سخن گفته، در گزارش قتل، تردید روا داشته اند، همچنین اگر فردی به طور دقیق و کامل همه سروده های این شاعر بزرگ را خوانده باشد، نشانه هایی ورای نشانه پیری وجود دارد که به ما می گوید که صابر به دست اتسز خوارزمشاه کشته نشده و به احتمال بسیار به مرگ طبیعی و در سال های کهولت و پیری مرده است.

منابع:

۱- ناصح، محمدعلی. دیوان ادیب صابر ترمذی. تهران: علمی، ۱۳۴۳، (مقدمه)

۲- زرین کوب، عبدالحسین. از گذشته ادبی ایران. تهران: انتشارت بین المللی الهدی، ۱۳۷۵، ص ۲۸۵

۳- فروزانفر، بدیع الزمان. سخن و سخنوران. تهران: خوارزمی، چ ۲، ۱۳۵۰، ص ۲۴۱ و ۲۴۳.

۴- حافظ شناسی: تأثر حافظ از ادیب صابر ترمذی، احمدرضا یلمه ها، مجله: حافظ» دی و بهمن ۱۳۸۶ - شماره ۴۷ (‌۳ صفحه - از ۵۱ تا ۵۳ )

مطالب مرتبط

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه