مقالات فناوری
لین استارتاپ چیست؟
تاریخ 18 آذر 1398 ساعت 19:29:07
کد خبر: 004916
لین استارتاپ چیست؟

لین استارتاپ (lean startup) یا همان استارت آپ های ناب یک مفهوم خاص در راه اندازی کسب‌و‌کارهای جدید است که ریسک‌پذیری آنها را تا حدود زیادی کاهش داده و به نوعی اطمینان از فروش محصول را بالا می‌برد. در مفهوم استارت آپ به شکل سنتی، فرایند تولید محصول و عرضه آن به بازار بدون مطالعه مشتریان انجام می‌گیرد و معمولاً درصد بالایی از استارتاپ ها دچار مشکل و شکست می‌شود.

مفهوم لین استارتاپ در ابتدا توسط اریک ریس و استیو بلنک مطرح شد که بر اساس متدولوژی توسعه مشتری اجرا و پیاده سازی می‌شد. در این شیوه، به کارآفرین امکان کار همزمان بر روی تولید محصول یا خدمات و همچنین مطالعه بر روی مشتریان داده می‌شود. یعنی کارآفرین هم فرصت دارد که محصول خود را تولید کند و هم می‌تواند وضعیت بازار و مشتری را بررسی کند. بنابراین، لین استارتاپ کمک می‌کند که شرکت‌های نوپا خیلی سریع‌تر خود را در بازار پیدا کرده و آمار شکست آنها کاهش پیدا کند. البته این روش بسیار گسترده و وسیع است و در مطالب بعدی تلاش می‌کنیم که به آن نیز بپردازیم.

 چه چیزهایی در موفقیت مفهوم استارت آپ نقش دارند؟

مفهوم استارت آپ نکات زیادی به ما یادآوری می‌کند و به ما نشان می‌دهد که یک جوانه تازه به مراقبت‌های زیادی برای رشد نیاز دارد. مهم‌ترین مرحله در رشد یک درخت یا یک گیاه، مراحل اولیه رشد آن است و اگر از این مرحله به سلامتی عبور کنند، توانایی و تحمل آن در برابر شرایط مختلف افزایش می‌یابد. بنابراین، در مورد استارت آپ ها نیز با موارد مشابهی مواجه هستیم که هر کدام از آن‌ها می‌توانند روند موفقیت این نهال جوان را تحت تأثیر قرار دهند:

1. بنیانگذاران

 رهبر یک تیم می‌تواند در فرصت‌های مختلف به آنها کمک کند و شرایط را برای موفقیت آنها به وجود بیاورد. یک لیدر یا سرپرست تصمیمات مهمی را اتخاذ می‌کند، دیدگاه دیگران را مورد بررسی قرار می‌دهد و شرایطی را به وجود می‌آورد که گروه به سمت یک هدف خاص حرکت کند. یک سرپرست بی‌کفایت ممکن است روند تصمیم‌گیری در یک گروه را به خطر بیاندازد و حتی روحیه تیمی گروه را از بین ببرد. مفهوم استارت آپ به معنی جمع شدن یک گروه در کنار یکدیگر و تبعیت آنها از خرد جمعی است. پس انتخاب یک رهبر یا سرپرست مناسب می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های مؤثر برای اطمینان از رشد و راه اندازی کسب‌و‌کار موفق کمک کند.

2. تیم

 هیچ وقت فراموش نکنید که استارت آپ در معنی پنهان خود به عنوان تیمی معنی می‌شود که به دنبال یک رؤیا هستند. همانند یک تیم فوتبال، تمامی اعضای یک گروه به سمت یک هدف حرکت می‌کنند و هر چه هماهنگی و همسانی این اعضا با یکدیگر بیشتر باشد، موفقیت آنها تضمین شده است. احتمال خطا و اشتباه توسط همه افراد جامعه وجود دارد، اما اگر اعضای یک تیم بتوانند پشتیبانی لازم را از یکدیگر داشته باشند و تیم را در چالش‌های مختلف همراهی کنند، طی کردن مسیر موفقیت برای آنها سخت نخواهد بود.

3. استراتژی رشد

 ما در مراحل راه اندازی استارت آپ به این نکته اشاره کردیم که داشتن نقشه راه بسیار حیاتی است و نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت تیم ایفا می‌کند. سرعت بخشیدن به روند کار در برخی مراحل و کاهش سرعت آن در چالش‌ها به عنوان یک استراتژی حرکتی در نظر گرفته می‌شود و باعث می‌شود که کلیه اعضای تیم از آن پیروی کنند. به خاطر داشته باشید که در روند رشد یک کسب‌و‌کار، هیچ وقت رشد بیش از حد سریع یا بیش از حد کند وجود ندارد و این اعضای تیم هستند که با توجه به نقشه راه، به مسیر حرکتی آن و موفقیت آن کمک می‌کند.

4. محصول استارت آپ

ممکن است به عنوان یک ایده‌پرداز به سراغ محصولی بزرگ و جذاب بروید که همیشه آرزوی رسیدن و تولید آن را داشته‌اید، اما این بدان معنی نیست که دیگران آن را دوست داشته باشند و با استقبال جامعه مواجه شود. گاهی ممکن است شما در تخصص خود به این نتیجه برسید که تولید یک محصول می‌تواند به جامعه کمک کند، اما اگر این محصول از طرف افراد جامعه پذیرفته نشود، باید خود را برای شکست آماده کنید. به همین دلیل است که پس از ایده پردازی، باید به مطالعه جامعه و تعیین نقشه راه بپردازید تا ببینید که عکس العمل جامعه نسبت به این محصول چیست و آیا استقبال از آن برای موفقیت کسب‌وکار شما مناسب است یا خیر.

5. بازاریابی و مارکتینگ

 آخرین عنوانی که در بحث مفهوم استارت آپ به آن اشاره کردیم، بازاریابی و مارکتینگ است که به نوعی وظیفه شناساندن و رساندن محصول و خدمات شما به مشتریان را برعهده دارد. این حقیقت را به خاطر داشته باشید که محصولی با نام تجاری ناشناخته، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و برای مشتریان هیجان‌انگیز نیست. خود شما به عنوان یک خریدار در فروشگاه به دنبال برندهای شناخته شده می‌روید یا از محصولات معمولی استفاده می‌کنید؟ پس این حق را به ما بدهید که بازاریابی و مارکتینگ را در بحث راه اندازی استارت آپ مهم بدانیم و به شما نیز توصیه می‌کنیم که تمامی تلاش خود را به کار ببرید تا با موفقیت از این مرحله عبور کنید.

 چه چیزهایی در شکست استارت آپ نقش دارند؟

در بند قبل به این نکته اشاره کردیم که چه چیزهایی می‌تواند موفقیت یک استارت آپ را تضمین کند. اما گاهی ممکن است فاکتورها و عواملی در مسیر حرکت این تیم به وجود بیاید که باعث شود تمامی تلاش آنها از بین رفته و متاسفانه به شکست بیانجامد. به عنوان مثال، در برخی از مواردی که در بند قبلی اشاره شد، کوتاهی در هر کدام از آنها یعنی شکست تیم و از بین رفتن محصول آنها. گروه ما در مدیر وب با بررسی تیم‌های استارت آپی مختلف در سطح کشور، به این نتیجه رسیده است که 7 عامل زیر در شکست آن‌ها تأثیر گذار است:

 

- ناتوانی در درک نیاز مشتریان

 کسانی که به دنبال راه اندازی یک استارت آپ هستند، در نهایت می‌خواهند یک محصول تولید کنند و ایده‌های خود را به معرض نمایش گذاشته و به یک مشتری بفروشند. طبیعتاً فروش یک محصول با تکنولوژی بسیار پیشرفته در سطح شهرهای کوچک نمی‌تواند یک ایده مناسب باشد. یک ایده برای تبدیل شدن به یک محصول، زمانی مناسب است که مشتری برای آن پیدا شود. پس تیم‌های بازاریابی و بررسی‌های اولیه ایده، باید بر نیاز مشتریان متمرکز شوند و به این مسئله توجه کنند که افراد جامعه بیشتر به سمت چه محصولاتی متمایل‌اند و این محصول چه نیازی از آنها را برطرف می‌کند.

 -عدم توجه به بازخوردهای نمونه اولیه

 در مراحل راه‌اندازی استارت آپ به این نکته اشاره کردیم که نمونه‌ اولیه نقش مهمی در موفقیت کار دارد. شما وقتی که یک ایده را پرورش می‌دهید، باید چند نمونه اولیه از آن (مثلاً 100 عدد) را تولید کنید و در بین طیف‌های مختلف جامعه تقسیم کنید. اگر کسب‌و‌کار شما آنلاین است، می‌توانید 100 نسخه دمو ایجاد و با ارسال آن برای دیگران، بازخورد موردنظر خود را بگیرید. این مرحله برای کسب سود یا حتی برای مطالعه بازار نیست؛ بلکه این فرصت به شما داده می‌شود که محصول خود را در معرض قضاوت افراد مختلف جامعه قرار دهید و بازخوردهای آن‌ها را دریافت کنید. اگر نسبت به این بازخوردها عکس العملی نامناسب داشته باشید و به آن توجه نکنید، مطمئن باشید که مسیر شما به سمت پل شکست خواهد بود.

-برنامه‌ریزی با هدف کسب پول و نداشتن اشتیاق برای کار و زحمت

اگر انگیزه اولیه شما صرفاً کسب درآمد و پول است، منش شما با مفهوم استارت آپ همخوانی ندارد و بهتر است که این کار را شروع نکنید. دلیل ساده این است که برای موفقیت احتمالاً مجبور خواهید شد که در طول روز بیش از 15 تا 18 ساعت کار کنید و حتی ممکن است در چند مرحله متوالی شکست بخورید. یک کارآفرین می‌داند که در نهایت موفق خواهد شد و حتی انتهای مسیر خود را می‌بیند. در واقع آنها می‌دانند که کسب پول به مدت زمان بیشتری نیاز دارد و رسیدن به آن در کوتاه مدت میسر نیست. نداشتن اشتیاق باعث دلسرد شدن سایر اعضای تیم و رها کردن ایده می‌شود.

-نداشتن مهارت لازم برای موفق شدن

 اگر فکر می‌کنید که کار یک کارآفرین، فکر کردن به اندیشه‌های بزرگ و استخدام افراد دیگر برای انجام کار است، بهتر است یک بار دیگر به مفهوم استارت آپ فکر کنید. یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت این پروژه‌ها در شروع کار این است که لیدرها و سرپرست‌ها نمی‌توانند چیزهایی که برای موفقیت لازم است فراهم کنند. شروع کار یک استارت آپ از یک ایده خام شروع می‌شود و این کار آفرین است که باید این ایده را به شکل‌های مختلفی پردازش کند تا بتواند از آن یک محصول خوب و مناسب بگیرد. تلاش زیاد، کسب دانش، اختصاص وقت و مشورت با افراد زبده در این حوزه باعث جلوگیری از شکست یک ایده می‌شود.

 

-عدم توانایی کافی برای افزایش سرمایه

در بخش قبلی به معرفی انواع سرمایه‌گذار و انجام مراحل مختلف برای پیدا کردن یک سرمایه‌گذار مناسب اشاره کردیم. پیدا کردن سرمایه‌گذار متناسب با پروژه و ایده، یک هنر واقعی است و به ما کمک می‌کند که بسیاری از چالش‌های مالی پروژه را کنار بزنیم. نکته مهمی که در رابطه با موفقیت استارت آپ ها وجود دارد، بحث افزایش سرمایه در مراحل بعدی است. وقتی که شما در مرحله تولید نمونه اولیه یا پایلوت هستید و صرفاً بخش مطالعاتی کار را انجام می‌دهید، هزینه‌های شما کمتر از زمانی است که وارد بحث تولید انبوه می‌شوید. پس اگر یک لیدر یا سرپرست نتواند با مقتضیات پروژه، سرمایه کافی را فراهم کند، احتمال شکست استارت آپ افزایش می‌یابد و یا ممکن است روند رشد آنها کمتر شود.

-رهبری و تیم ضعیف

 به همان اندازه که یک تیم قوی و رهبری قوی به موفقیت یک استارت آپ کمک می‌کنند، می‌تواند باعث شکست آن نیز شود. انتخاب اعضای گروه صرفاً بر اساس توانایی‌های علمی یا توانایی‌های بازاریابی نمی‌تواند تضمین کننده موفقیت یک پروژه باشد، بلکه هم اعضای تیم و هم رهبری باید در قالب یک بدن قرار گیرند و همه آنها برای رسیدن به موفقیت تلاش کنند. حضور این افراد در کنار یکدیگر مانند حضور افراد در یک کشتی است که ممکن است مسیر آنها به سمت ساحل موفقیت باشد و یا در یکی از طوفان‌های مسیر شکست بخورد..