more_vert صنعت گردشگری؛ سنگ بنای تحول و توسعه اقتصادی کشورها

ادامه مطلب

closeصنعت گردشگری؛ سنگ بنای تحول و توسعه اقتصادی کشورها

صنعت گردشگری یکی از منابع مهم اقتصادی و عاملی موثر در توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع انسانی محسوب می‌شود. این صنعت ضمن درآمدزایی و ایجاد کارآفرینی بسیار گسترده، موجب نزدیک‌تر شدن ملل، اقوام و فرهنگ‌ها به یکدیگر شده و به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ارتقا و بهبود شاخص‌های اقتصادی کشورها تاثیر می‌گذارد.

more_vert وحشی بافقی؛ شاعر زبردست و غمگین

ادامه مطلب

closeوحشی بافقی؛ شاعر زبردست و غمگین

- وحشی بافقی شاعر نیمهٔ اول سده دهم قمری است که به خاطر اشعار پرسوز و گداز و غنایی و همچنین غرلیات و مثنوی‌های پربارش شناخته شده است. دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنیدقصه بی‌سروسامانی من گوش کنید گفت‌وگوی من و حیرانی من گوش کنید شرح این آتش جان‌سوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟ این‌ها چند بیتی از اشعار شاعر زبردست فارسی وحشی بافقی است. او که در اواسط نیمهٔ اول سده دهم در بافق‌ به دنیا آمد، با اشعارش و سوزی که در آن‌ها بود به شهرت رسید و تا به امروز ماندگار شد. کمال‌الدّین محمد یا شمس‌الدّین محمّد وحشی در ۹۳۹ قمری در یکی از شهرهای استان یزد (بافق) متولد شد. در آن زمان شاه طهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و همچنین شاه محمد خدابنده به ترتیب بر ایران حکومت می‌کردند. با اینکه اطلاعات زیادی از خانواده‌اش در دست نیست اما در تاریخ هست که برادر بزرگش مرادی بافقی هم فردی ادیب و شاعر بود. او در علاقمند شدن کمال‌الدین به ادبیات و شعر نقش زیادی داشت. با این حال بخت با او یار نبود و پیش از آنکه کمال‌الدین در شعر و شاعری به شهرت برسد، دار فانی را وداع گفت؛ اما وحشی بافقی در برخی از اشعارش از برادرش نام برده است. کمال‌الدین تحصیل را در همان بافق شروع کرد و همان جا از محضر برادر و البته شرف‌الدین علی بافقی کسب دانش کرد. شرف‌الدین علی بافقی از شاعران آن زمان بود که به دلیل رفت و آمدش به دربار شاه طهماسب در وصف او اشعاری هم می‌سرود. دیوان او متشکل از حدود چهار هزار بیت قصیده و غزل است. کمال‌الدین برای ادامه‌ تحصیلاتش به یزد رهسپار شد و بعدتر هم به کاشان رفت تا به شغل مکتب‌داری بپردازد. در کاشان شعری سرود که توجه حاکم شهر را جلب کرد؛ اما به دلیل حسادت برخی مردم آن دیار، آنجا را ترک کرد و به اراک و سپس به هرمز سفر کرد. خصوصیات اخلاقی "وحشی مردی پاکباز، وارسته، حساس، بلندهمت و گوشه‌گیر بود و با آن که سنت شاعران زمان او، سفر و مهاجرت به هند و بهره‌مندی از دربار گورگانی و امیران هند بود، از کشور پا بیرون نگذاشت و پس از بازگشت به یزد در همان جا به منظور اندوختن اندیشه و هنر و ادب ماند. گفته می‎شود که زشتی روی، سر بی موی وحشی و طبع قانع تغافل‌جوی او به گریزان بودنش از مردم و تمایل او به گوشه‌نشینی منجر شد." (۱)   نگاهی به اشعار "کلیات وحشی بافقی بیشتر از ۹ هزار بیت است که شامل، قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی می‌شود. ترکیب‌بندها و ترجیع‌بندهایش به خصوص مربع و مسدس آن‌ها، همگی از جمله نظم‌های دل‌انگیز دوره صفوی است. ساقی‌نامه طولانی او که به شکل ترجیع‌بند سروده، در نوع خود کم‌نظیر است که بعد از وحشی توسط شاعران دیگر با همان وزن و همان مضمون بارها مورد تقلید و جوابگویی قرار گرفت. به همین اندازه مسدس ترکیب‌ها و مربع ترکیب‌های او در شعر غنایی ارزشمند است و در نهایت زیبایی، چنان ساخته شده که کمتر شخصی است که تمام یا قسمتی از آن را به خاطر نسپرده باشد. اگر چه وحشی مبتکر این نوع ترکیب‌بند نیست، اما در این شیوه بر تمام شعرای شعرهای غنایی برتری دارد، به طوری که شخصی در مقام استقبال و جوابگویی به آنها برنیامده است. غزل‌های او سرآمد اشعارش است و از نظر ارزش و مقام، جزو رتبه‌های اول شعر غنایی فارسی است. در اکثر آن‌ها، احساسات و عواطف شدید و درد و تألم درونی شاعر با زبانی ساده و روان و دلپذیر با نیرومندی هرچه تمام‌تر بیان شده است. مثنوی‌های وحشی بیشتر به استقبال و در مقام جوابگویی به نظامی سروده شده است. ۲ مثنوی او به نام‌های ناظر و منظور و فرهاد و شیرین به استقبال خسرو و شیرین نظامی است. مثنوی اول او در ۱۵۶۹ بیت و در ۹۹۶ قمری به پایان رسید. مثنوی دوم او بی‌شک یکی از شاهکارهای ادبیات دراماتیک فارسی است که در همان زمان حیات شاعر شهرت بسیار یافت؛ اما وحشی نتوانست بیش از ۱۰۷۰ بیت از آن را بسراید و کار ناتمام او را شاعر معروف سده سیزدهم قمری، وصال شیرازی با افزودن ۱۲۵۱ بیت به پایان رساند و بعد از وصال، شاعر دیگری به نام صابر، ۳۰۴ بیت دیگر بر این منظومه افزوده است. وحشی همچنین مثنوی معروف دیگری به نام" خلد برین" دارد که باز هم به پیروی از نظامی و بر وزن مخزن‌الاسرار است. همچنین از وحشی، مثنوی‌های کوتاه دیگری در مدح و هجو و مانند آن‌ها باقی مانده که ارزش مثنوی‌های دیگر او را ندارد." (۲) ویژگی اشعار بافقی "مضمون‌ها و ظرایف شاعرانه و بیان احساسات و عواطف و نازک خیالی‌های او آن‌چنان با زبانی ساده و روان بیان شده که گاه آن‌ها را با زبان محاوره بیان می کند و گاهی چنان است که گویی حرف‌های روزمره‌اش را می‌زند و همین به شاعری او ارزش و اعتبار فراوان می‌دهد. او می‌کوشد از استفاده بیش از حد اختیارات شاعری دوری کند و در عوض کوشش خود را برای بیان اندیشه‌ها و تفکرات عالی خود که بیشتر به همراه احساسات و عواطف گرم است به کار می‌گیرد. او زبانی ساده و پر از صداقت را بر می‌گزیند و همین دلیلی است که در عهد خود به عنوان تواناترین شاعر مکتب وقوع محسوب می‌شود. در اشعار وحشی، واژه‌های مشکل و ترکیب‌های عربی بسیار کم دیده می‌شود؛ اما به جای آن از واژه‌ها و ترکیب‌های رایج زمان خود بسیار استفاده کرده است." (۳) داستان درگذشت وحشی بافقی در ۹۹۱ قمری در ۵۲ سالگی درگذشت و در محله‌ای که به کوچه آروک (اَهرُک) معروف است و او در آنجا زندگی می‏‏ کرد، به خاک سپرده شد. گفته می‌شود، او در زیر سنگی مرمرینی که یکی از سروده‎‎های سوزناکش بر آن کنده شده، دفن شده است. در عین حال گویا نخستین آرامگاهش در زمان آخرین پادشاهان صفویه به همت محمد علی بیگ ناظر، بنا نهاده شد و پس از آن «شمس الدین محمد بافقی» گنبدی بر فراز آن ساخته و تا ۱۰۸۲ قمری که مستوفی بافقی آن ساختمان را دیده، برقرار بوده است. این مزار برقرار بود تا ۱۳۱۲ قمری و دوره رضاخان که خوانین بختیاری مورد قهر و غضب رضاخان واقع شدند. حکومت آن زمان در یزد در اختیار مدبر نوری بود. متاسفانه او برای خوش‌خدمتی به دولت، مقبره وحشی را ویران کرد و سنگ قبر او را هم در یزد به فروش رساند اما نام این شاعر هرگز محو نشد و در ۱۳۵۶ قمری بنایی یادبود در محله پیر و برج واقع در بوستان وحشی بافقی پی‎ریزی شد که در ۱۳۵۸ قمری نیز به پایان رسید.   (منزل تاریخی وحشی بافقی) پی‌نوشت: ۱-‌ وحشی بافقی، شاعری که قبل و بعد از مرگش به آرامش نرسید، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ۲ فروردین ۱۳۹۷ ۲-‌ دانشنامه رشد، وحشی بافقی، ۳ مهرماه ۱۳۹۹ ۳-‌ همان

more_vert درباره شهید ولی‌الله فلاحی

ادامه مطلب

closeدرباره شهید ولی‌الله فلاحی

 تیمسار ولی‌الله فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که انگیزه‌های نظامی را در پرسنل نیروی زمینی ارتش احیاء کرد؛ فرماندهی که بر مبنای عملکردش از فرماندهی نیروی زمینی ارتش تا ریاست ستاد مشترک ارتش و اداره راهبردی جنگ در سال اول، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نظامیان نیروهای مسلح در یک صد سال گذشته بوده است.

more_vert کتاب «یک قدم مانده تا رویا، دوقدم به موفقیت»

ادامه مطلب

closeکتاب «یک قدم مانده تا رویا، دوقدم به موفقیت»

 « یک قدم مانده تا رویا، دو قدم تا موفقیت» عنوان کتابی است که به قلم «الهه کامجویی» از نویسندگان استان مرکزی به رشته تحریر درآمده است. این کتاب ۹۶ صفحه‌ای با شمارگان ۲ هزار نسخه از سوی انتشارات«ارشک» به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است. قیمت هر جلد از این تازه نشر که در قطع رقعی به چاپ رسیده برای علاقه‌مندان به کتابخوانی ۳۵ هزار تومان است. داشته‌های این کتاب در ۹ فصل با عناوین معنای موفقیت چیست، با رویاهات زندگی نکن، زندگیتو رویایی کن، مدیریت زمان، معاشرت با دیگران، رابطه مقدار خواب و موفقیت، قدم برداشتن برای موفقیت، چیزهای خوب رایگان هستند، انسان‌ها باید برای کامل شدن تلاش کنند و فرشته‌ها ارایه شده است. در پیشگفتار این کتاب آمده است: رویاپردازی کلید ورود به موفقیت است و برای داشتن زندگی ایده‌آل باید آگاهانه گام برداشت. سراسر زندگی با اتفاقات شکل می‌گیرد و باید بر ذهن تسلط داشت تا راه موفقیت را با سنگفرش رویا و تلاش ساخت. مواردی که در این کتاب ارایه شده تجاربی است که آغوش موفقیت را برایتان می‌گشاید اگر به آن‌ها پایبند باشید. هر انسانی باید برای رویاهایش بجنگد و برنده واقعی کسی است که حتی در شرایط منفی هم مثبت بماند و بر هدفش تمرکز کند، اگر می‌خواهیم از درخت زندگی میوه بچینیم باید شاهد مراحل رشد درخت باشیم و با مراقبت‌هایمان و ابیاری مستمر زمینه آن را فراهم کنیم.

more_vert کمال تبریزی؛ موفق ترین فیلمساز ژانر کمدی در سینمای ایران

ادامه مطلب

closeکمال تبریزی؛ موفق ترین فیلمساز ژانر کمدی در سینمای ایران

 کمال تبریزی که سینما را از دستیاری ابراهیم حاتمی‌کیا و سینمای دفاع مقدس آغاز کرد، موفق‌ترین و مشهورترین کارگردان ایرانی در حوزه ساخت فیلم‌های طنز و کمدی است که بسیاری از این فیلم ها همانند «مارمولک» و «ما همه با هم هستیم» با حاشیه و جنجال های فراوانی روبرو شد.

more_vert اعتلای نقاشی قهوه‌خانه‌ای با سبک و سیاق عباس بلوکی‌فر

ادامه مطلب

closeاعتلای نقاشی قهوه‌خانه‌ای با سبک و سیاق عباس بلوکی‌فر

 عباس بلوکی‌فر از جمله نقاشان حماسی معاصر به شمار می‌رود که شالوده شخصیت و شیوه‌ کارش را اعتقادات زلال و بی‌پیرایه مذهبی شکل داده بود. او با تصویرپردازی از واقعه عاشورا به یکی از صاحب‌نظران نقاشی قهوه‌خانه‌ای تبدیل شد و همواره به سبب قدرت قلم و توانایی به کارگیری رنگ در پرده‌هایش مورد تحسین قرار گرفت. مذهب به عنوان یکی از اصیل ترین و حیاتی ترین نیازهای معنوی انسان همواره از جایگاهی ویژه در زندگی او برخوردار بوده و هنرهای دینی، شایسته ترین جایگاه تجلی این تمایلات معنوی به حساب می آیند. نمود مذهب در هنر یا آمیختگی این ۲ باهم با یکدیگر در طول تاریخ به اندازه ای بود که بیشتر آثار هنری به شکلی نمادین، مفاهیم مذهبی و دینی را به تصویر می کشید. از طرف دیگر هنرهای مذهبی از جمله هنر عاشورایی در ایران هماهنگی و هم آمیزی بسیار قابل انطباقی با پیشینه فرهنگی و تاریخ ایران دارد. به تصویر کشیدن واقعه بزرگ کربلا در قالب نگاره های ایرانی با نام نقاشی قهوه خانه ای یا سقاخانه ای زمینه ساز تذکر به مومنین و یادآوری مجدد آن ارزش های جاویدان است. با وارد شدن ادبیات به عرصه هنر و مصورسازی کتاب های ادبی، نگرش هنرمندان در ایجاد گونه های متفاوت تحت تاثیر قرار گرفت و باعث ایجاد روحانیت و تعادل خاصی در تصاویر شد. توجه به هنر شیعی در دوران صفویه تداوم یافت و در نهایت باید گفت که اگر چه دوره قاجار، به نظر بیشتر مورخان دوران رکود یا اضمحلال بسیاری از هنرهای سنتی و بومی ایران بود اما در این زمینه یعنی شمایل نگاری و نقاشی سبک قهوه خانه ای به دوره اوج و افتخار آفرینی دست یافت. در میان نگاره های ایرانی- اسلامی، نگاره هایی با موضوع عاشورا که از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند در زمان قاجار مورد استقبال قرار گرفتند و توجه به مضامین عاشورایی و نمادهای تمثیلی آن در میان هنرمندان آن دوره به بیشترین حد خود تا آن زمان رسید و با جان و قلب ایرانیان پیوندی ناگسستنی تا به امروز یافت. نقاشی قهوه خانه ای با هنرمندانی چون حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر به اوج شکوفایی خود رسید و بر هنر معاصر نیز تاثیر گذاشت و اینان شاگردانی مانند عباس بلوکی فر را پروراندند که راه آنها را ادامه داد. عباس بلوکی فر، بازمانده ای است از تبار نقاشانی که به ضرورت محل برگزاری و نمایش تابلوها، نام نقاشی قهوه خانه را به خود گرفته است و این نام یکی از صفات مشخصه این سبک مردمی است، سبکی که در درون نقاشان آشنا با غم و درد مردم شکل گرفته و برای مردمی از همان طبقه به نمایش درآمد. برای مردم قهوه خانه ها و برای مردم خسته از کار روزانه.(۱)   زندگینامه عباس بلوکی فر عباس بلوکی‌فر در ۱۳۰۳ خورشیدی، چشم به جهان گشود. او از هنرآموختگان‌ مکتب‌ قوللر آغاسی بزرگ و محمد مدبر بود. از ۱۰ سالگی‌ فراگیری نقاشی قهوه‌خانه‌ای را با شاگردی نزد آنان شروع کرد و ۵۱ سال طول کشید تا توانست در آن‌ وادی‌ بـه اسـتادی بـرسد و سپس در ۲۴ سال‌ آخـر عـمرش، لحـظه‌ای از خلق و ابداع‌ باز نایستاد و در مجموع مدت نیم سده با عظمت موضوع و زیبایی و ترکیب‌ شگفت‌آور طرح‌ها، رنگ‌ها و چهره‌پردازی‌ها، آثاری پدید آورد که هـر یـک‌ اعـجاب‌انگیزتر از دیگری است‌. بلوکی فر که بی‌ادعا زیست و در گمنامی و فقر بـه هـنر و اعتقادش مومن ماند در طول فعالیت هنری دراز مدتش، صدها اثر در ابعاد بسیار بزرگ خلق کرد که بیشتر آنها سفارش مـتولیان تـکیه‌ها، بـانیان‌ سقاخانه‌ها، صاحبان قهوه‌خانه‌ها یا پرده ‌خوان‌ها بود. خیلی وقت‌ها هم مردم عادی‌ کاری‌ را به او سفارش می‌دادند تا نذر تکیه یا زیارتگاهی کنند و اگرچه تـا خـودش‌ زنـده‌ بود، هرگز دوست نداشت، این نکته نوشته شود اما جهت ادای دِیـن بـه وی‌ و هنرش‌، ناگفته‌ نباید گذاشت که باوجود شب و روز قلم بر بوم کشیدن و رنگ بر روی‌ رنـگ‌ گـذاشتن‌ هـیچوقت نتوانست حتی یکی از تابلوهایش را برای خود نگه دارد و اگرچه همیشه‌ غم‌ نان‌ داشـت امـا قـدرت ایمانش چنان قوی بود که هرگز تسلیم‌ نشد و پیوسته‌ آثاری‌ به وجـود آورد کـه از عـمق جانش مایه می‌گرفت. او همواره از شیفتگی خود به امام‌ حـسین(ع) می گـفت. از اینکه او هم‌ مثل‌ تمام‌ همتایانش عشق خود به‌ ائمه اطهار و نفرت از اشقیاء را در تـابلوهایش‌ مـنعکس‌ مـی‌سازد. او در اینباره گفته است‌: «ما نـقاش‌ها کـاری‌ نداریم که شمر چه جوهره‌ای داشته، همیشه او را با هیأت‌ و هیبتی‌ ناساز و نـفرت‌انگیز تـصویر مـی‌کنیم‌ و امام حسین‌(ع) را حتی‌ در گودال‌ قتلگاه، پس از آنهمه زخم‌ که‌ بر خون آغشتن و آن همه زخم که بـر پیـکر شـریفش وارد آمده بود، تمیز، آراسته‌ و به دور از ذره‌ای گرد و غبار، باطراوت و بشاش‌ مجسم‌ مـی‌سازیم‌. چـون نقاشی ما با قلبمان سروکار دارد و هنرمان با عشق به ائمه در هم آمیخته است.» بلوکی‌فر، همیشه مـی‌گفت‌: «نـقاشان‌ قهوه‌خانه‌ای که همه‌شان‌ خود را تصویرپرداز کربلا و خصوصا روز عاشورا می‌دانند، تابلوهایشان را با عـشق بـه‌ ائمه‌ آغاز می‌کنند و با امید شفاعت آن بـزرگواران بـه پایـان می‌برند.» از بلوکی‌فر، صرفنظر از تابلوهای متعددی که بـه خـارج‌ از کشور انتقال یافته، ده‌ها تابلوی‌ نفیس و ارزنده‌ در موزه‌های‌ داخلی‌ نگهداری می‌شود یا نـزد مـجموعه‌داران خصوصی محفوظ است که از میان آنها می‌توان بـه‌ تـابلوهای‌ روز عـاشورا و قیام مختار اشاره کرد.(۲) ویژگی نقاشی قهوه خانه ای بلوکی فر این نقاشی دارای ویژگی های کاملا ایرانی است و مستقیم از ذهن نقاش و بدون استفاده از مضامین خارجی و با تکنیک خاص خود که عدم پرداخت دقیق به آناتومی و پرسپکتیو است‌، نشأت می گیرد. او در این سبک چهره هایی را می پردازد که کاملا زاییده تفکر و ذهنیت خود اوست. به همین دلیل شخصیت های واحد در تابلوهای مختلف از نقاشان گوناگون چهره های متفاوتی دارند و هر نقاش نسبت به برداشت خویش چهره ای را می سازد.(۳) پرهیز از وقع گرایی دیگر ویژگی نقاشی های بلوکی فر است که در این شیوه مدل چهره هایی را به تصویر می کشد که کاملا زاییده فکر و ذهنیت خود است. این خیالی سازی و ذهن گرایی ممکن به نظر می رسد به ترکیب نمایش فرم ها و عناصری منجر شود که به ارایه صحنه ای به اصطلاح غلط بیانجامد، چیزی که خود نقاشان از آن به غلط سازی یاد می کنند. به گفته بلوکی فر: «برای کشیدن حضرت یوسف(ع) ما به این که در چه سالی بوده، چه سنی داشته و قدش چه اندازه بوده توجهی نمی کنیم، ما یوسف خودمان را می کشیم. یوسفی زیبا، باوقار و در نهایت آرامش. پس یوسف خیال ما زیبا با شخصیت است که در ذهن ما غیر از آن ممکن نیست.» روایتگری و اصالت در چهره سازی از دیگر ویژگی های خیالی نگاری اصالت در چهره سازی است، به طوری که حتی در پرداخت صحنه های شلوغ و پرپیکره نیز تکیه نقاش را بر چهره ها به آسانی می توان دریافت. بلوکی فر در این خصوص عقیده داشت: «شمر را هر قیافه ای که داشته با ترکیبی ناسازگار و نفرت بار تصویر می کنیم و امام حسین (ع) را حتی در گودال قتلگاه پس از آن همه مصیبت و به خاک و خون کشیده شده همچنان با ابهت و به دور از ذره ای گرد و غبار، پرطراوت و سرحال ترسیم می کنیم.» عمق نمایی و سایه روشن در آثار خیال نگاری، اصول عمق نمایی کمتر گرفته شده است و سایه – روشن و بازی نور بر سطوح به منظور تشدید جسمیت سه بعدی بسیار ضعیف به چشم می خورد. در آثار بلوکی فر منبع و جهت تابش نور مشخص نیست و او نوری یکسان بر سراسر تابلوی خود تابانده است تا رنگ ها همچنان بدرخشند. بر روی عناصر تابلو فقط نیم سایه هایی دیده می شوند که در اثر تابش نور در جهات مختلف به وجود آمده است. در این تصاویر گرچه برجسته نمایی برای جلوه دادن عناصر تابلو به کار رفته است اما تضاد موثری میان روشنی و تاریکی مطرح نیست. در نقش صورت و دست این تضاد ضعیف تر هم شده است. تیرگی و روشنی بر روی لباس ها ضعیف است و روی لباس های منقوش تنها در بخش کوچکی که کم نقش تر است، نیم سایه ای جزیی دیده می شود. بلوکی فر در بیش از ۳۰ نمایشگاه در ایران و سه نمایشگاه در خارج از کشور شرکت کرد. نمایش آثار او در دوسلدروف آلمان بسیار موفق بود.(۴) سرانجام بلوکی فر بلوکی فر، هر تابلوی خود را با اشعاری از خود می آراست که به مناسبت همان اثر سروده شده بودند. او نزدیک به ۷۰ سال برای اعتلای نقاشی قهوه خانه ای کوشید و پس از یک دوره بیماری طولانی پنجم مهر ۱۳۸۸ خورشیدی چشم از جهان فروبست. منابع: ۱. امامی، کریم، راهنمای کتاب، اسفند ۱۳۴۶ ش، سال دهم ۲. بلوکی فر، عباس، فصل نامه هنر، پاییر ۱۳۶۲، ش۴ ۳. بلوک باشی،علی، قهوه خانه های ایران، تهران ۱۳۷۵دفتر پژوهش های فرهنگی ۴. نبوی، ایرج، هنر و مردم، فروردین ۱۳۵۳، ش۱۳۸

more_vert رضا مافی؛ هنرمندی چیره‌دست در نقاشیخط

ادامه مطلب

closeرضا مافی؛ هنرمندی چیره‌دست در نقاشیخط

رضا مافی از خوشنویسان صاحب‌نام و هنرمندان تأثیرگذار در هنر معاصر ایران بود که به خلق نقاشیخط پرداخت و در اشاعه این شیوه خوشنویسی، نقش به سزایی ایفا کرد. بنابراین او یکی از خوشنویسان نوگرای ایران است که در شکل‌گیری نهضت بازگشت به شیوه‌ خوشنویسان دوره قاجار گام برداشت. از این رنگ بوی سنت و تجربه و کمال به مشام می‌رسد. نمی‌خواهم با ادغام بی دلیل رنگ‌ها و بدون اندیشیدن به محتوا، نقاشی و خطاطی کنم. من به فرهنگ غربی دامن نمی‌زنم و مانند هر انسان وطن‌دوستی که به فرهنگ کشورش علاقه‌دارد، نمی‌گذارم فرهنگ بیگانه بر من مسلط شود؛ اینها بخشی از گفته های رضا مافی است که به خلق نقاشیخط در دوره معاصر پرداخت.   رضا مافی در پنجم آذر ۱۳۲۲ خورشیدی در مشهد به دنیا آمد. پدرش زرگر و حکاک بود و برادر بزرگترش محمد نقاشی می‌کرد و به هنرهای تجسمی بسیارعلاقه‌مند بود. به همین دلیل رضا هم از همان دوران کودکی به آموختن خوشنویسی پرداخت. بنابراین رش و نمو در چنین خانواده هنر دوستی باعث تاثیر زیادی در زندگی رضا مافی شد تا اینکه در نوجوانی به گلدوزی نقوش تزئینی و مذهبی بر روی پارچه‌های مخمل در مغازه گلدوزی مشغول شد. کلاس‌های خوشنویسی مافی در سال های نوجوانی در مشهد در کلاس های خوشنویسی حاضر می شد و در خدمت جلال الدین اعتضادی مشق خط می کرد. اعتضادی که در دستان کوچک رضا، کیمیایی می دید، بی دریغ آن چه می دانست به او آموخت. شاگردی اعتضادی فرصتی طلایی در آشنایی با تاریخ و شیوه های خوشنویسی قدیم برای مافی به وجود آورد. رضا مافی مدتی بعد به تهران رفت و در ۱۳۴۳ خورشیدی در انجمن خوشنویسان ایران، در کلاس درس حسین میرخانی استاد ارشد آن انجمن شاگردی کرد و بعد هم به تمرین از خطوط میرزا غلامرضا اصفهانی خوشنویس صاحب‌نام عهد ناصرالدین شاه پرداخت و شیوه‌اش بر خلاف خوشنویسان هم عصر خود به طرف کار قدما میل کرد. این هنرمند در کلاس‌های آزاد خوشنویسی، رموز این فن را به‌سرعت و دقت آموخت و در زمینه نستعلیق و شکسته‌نستعلیق استاد شد و آن را زیبا می نوشت، چنان‌که از همان نخستین نمایشگاهش در موزه ایران باستان در ۱۳۴۶ خورشیدی توجه هنرشناسان به خط‌ و ربط او جلب شد. ویژگی‌های هنر نقاشیخط مافی در خلق آثارش یک سونگر و تک بعدی نبود و به یک اندازه به هر ۲ بیان بصری سنتی و مدرن توجه داشت. این ویژگی، او را در میان خوشنویسان و نقاشان معاصرش ممتاز کرد. وی در استفاده از تکنیک‌ها و متریال‌های گوناگون دست به تجارب جدید می‌زد و با تلفیق مواد مختلف به مضمون اثر می‌رسید. بنابراین او در ایجاد اثر هنری نقاشیخط، روش‌های خاص خود را داشت و به احساس آنی یا بداهه علاقه‌مند بود و آن را مهم می‌دانست. مافی از خوشنویسی صرف آغاز کرد، جذبه خط نستعلیق او را به نقاشی کشاند. خمره‌های متفاوت او در پی یکدیگر و به شیوه ای تکامل یابنده بود. تابلوهای او نقاشی‌هایی است که از خط نیز بهره‌برده‌ است. این هنرمند در آثارش پیشرو و آگاه و ترکیب آثارش متنوع و هوشیارانه بود. در یک تابلو، او ترکیبی اریب از رنگ قهوه‌ای ساخته است. انگار از تکه ابری باران بارد و قطرات باران حرف های نستعلیق است اما در مجموع از دور که بنگری، ترکیب تابلو از حرکت رنگ، سایه‌روشن حروف، با حرکت سریع قلم، ساخته شده‌است. در اثری دیگر شرابه‌های حروف بر سطح تابلو می‌لغزد و رویه‌های گوناگون پدید می‌آورد. انگار واژه‌ها در هم بافته شده است.   مافی درباره آثار و شیوه هنری خود می‌گوید: هدف من زنده نگه داشتن خط زیبای نستعلیق است. تابلوهای من بر پایه‌های یک هنر اصیل و سنتی استوار است و از این روست که با فارغ بالی جست و جو می‌کنم بی‌آنکه بخواهم ریشه این هنر را بخشکانم، چراکه هدف آن احیاست نه انهدام. فکر می‌کنم انواع خطوط و به ویژه خط نستعلیق از نظر فرم بسیار غنی است، با فراز و نشیب‌ها و کشیدگی‌ها و دوایر آن که کاملاً حالات القایی زیادی را دربردارند. این هنرمند به سنت و مدرنیسم توجه داشت. با اینکه آثار او متوجه و متاثر از هنرهای سنتی است اما دستیابی به فرم‌های جدید از اصول تخطی ناپذیر او بود. بیان تصویری آثارش یکسونگر و تک بعدی نبود و از ویژگی‌های مهم کارهای او چند بعدی بودن نگرشش در قلمرو هنر خوشنویسی بود. این ویژگی او را در میان خوشنویسان و نقاشان معاصرش ممتاز کرده بود. گرایش به ادبیات و فرهنگ ایرانی و اسلامیاین هنرمند به ادبیات و فرهنگ ایرانی و اسلامی گرایش شدید داشت. خود او در این باره می‌گوید: من یک نقاش خطاط هستم ولی خواننده شعر هستم و زیاد هم شعر می‌خوانم و همین شعرها است که بر من تأثیر می‌گذارند و من می‌توانم یک تابلو به وجود آورم اما از شعرهایی استفاده می‌کنم که حرف اتصالی بیشتری داشته باشند. برای مثال «باهر دو جهان عشق، به یک دل نتوان باخت»، یکی از شعرهایی است که خیلی خوب می‌شود از آن استفاده کرد. دستاوردهای هنری مافی علاوه بر کار هنری، برای تحقیق و به قول خودش سیاحت و مطالعه در زمینه هنرهای شرقی چندین بار به کشورهای آسیایی و اروپایی سفر کرد و ره‌آورد این سفرها همیشه برای او پربار بود. برگزاری نمایشگاهی از آثار نقاشی آمیخته با خط این هنرمند در گالری سیحون نقطه عطفی در تاریخ این هنر به شمار می‌رود زیرا برای نخستین بار خوشنویسی که تا به آن روز هنری سنتی به حساب می‌آمد با شیوه‌های نقاشی مدرن تلفیق می‌شد. مافی که هم خوشنویس بود و هم نقاش، از ترکیب این ۲ هنر راهی نو و شیوه‌ای جدید در هنر معاصر ایران پدید آورد که تا به امروز ادامه پیدا کرده‌ و پیروان فراوانی دارد. مافی در ۱۳۵۸ خورشیدی نمایشگاهی در باغ فردوس ترتیب داد که سخت مورد استقبال قرار گرفت. وی با خط سودایی خود، شعرهای انقلابی شاعران متعهد زمان را هنرمندانه بازتاب داد. مافی در طول ۳۹ سال زندگی بیش از ۸۰۰ تابلو از خود به یادگار گذاشت و در حدود ۵۰ نمایشگاه از آثار او در داخل و خارج از کشور از جمله در کشورهای فرانسه، پاکستان، بلژیک، ترکیه، یوگسلاوی، انگلستان، سوئیس و ایتالیا عرضه و مورد توجه علاقه‌مندان قرار گرفت و در حال حاضر هم نمونه‌هایی از آثارش در گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران، کتابخانه ملی ایران، وزارت امور خارجه و چند مجموعه خصوصی خارج از ایران نگهداری می‌شود. همچنین نمایشگاه در موزه ایران باستان (۱۳۴۶)، نمایشگاه‌های انفرادی (سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴)، نمایشگاه جمعی در پاریس (۱۹۷۱)، نمایشگاه انفرادی در پاریس (۱۹۷۲)، نمایشگاه انفرادی تهران -نمایشگاه هنرمندان معاصر در موزه ایران باستان (۱۳۵۰)، نمایشگاه جمعی تالار دانشکده‌های هنرهای زیبا (۱۳۵۱)، شرکت در نمایشگاه هنرمندان ایران در پاکستان (۱۳۵۲)، نمایشگاه جمعی در گالری لوترک (۱۳۵۳)، نمایشگاه سیمایی از هنر معاصر ایران (۱۳۵۴)، نمایشگاه جهانی بلونیا در ایتالیا و شهر بال سوئیس (۱۳۵۵)، نمایشگاه انفرادی در بزرگداشت شهدای انقلاب اسلامی در باغ فردوس (۱۳۵۸) از جمله نمایشگاه هایی هستند که مافی در آنها شرکت داشت.   درگذشت رضا مافی آخرین نمایشگاه آثارش را در ۱۳۵۸ خورشیدی در تهران برای بزرگداشت شهیدان راه آزادی برپا کرد. در این نمایشگاه در پوستری تحت عنوان «آزادی اگر می‌طلبی غرقه به خون باش» نوشت: نقدینه‌ای که از فروش تابلوها به دست آمده خرج سنگ نبشته‌های انقلاب اسلامی شود و سرانجام این هنرمند در یکم مهر ۱۳۶۱ خورشیدی در ۳۹ سالگی و در اوج موفقیت هنری به‌هنگام اسب‌سواری از اسب سقوط کرد و دچار خون‌ریزی مغزی شد و در روز چهارم مهرماه درگذشت و در حرم عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.

more_vert درباره شهید موسی نامجو

ادامه مطلب

closeدرباره شهید موسی نامجو

شهید موسی نامجو از جمله فرماندهان شهید در جنگ تحمیلی به شمار می‌رود که با ارایه طرح‌های ابتکاری و موثر خود نقش بسزایی در تثبیت نظام جمهوری اسلامی و پیروزی نیروهای نظامی در مقابل دشمن بعث داشت. تجربه و تفکر راهبردی و عملیاتی فرماندهان در جنگ، توانایی آنها را برای شناخت و اشراف بر تحرکات دشمن، بالابردن توانایی رزمندگان و در نتیجه هدایت راهبردی و عملیاتی در جنگ را شکل داد و ارتقاء بخشید، به گونه‌ای که آثار و نتایج آن را در بسیاری از پیروزی‌های نظامی جنگ، تحولات ساختاری و نظامی، می‌توان مشاهده کرد. یکی از این فرماندهان دلیر ارتش جمهوری اسلامی ایران، شهید سید موسی نامجوی است که در سال‌های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه ایران با ارایه طرح‌های ابتکاری و موثر خود، نقش بسزایی در تثبیت نظام جمهوری اسلامی و پیروزی نیروهای نظامی ایران در مقابل دشمن متجاوز ایفا کرد.   زندگینامه موسی نامجو موسی نامجو در ۲۶ آذر ۱۳۱۷ خورشیدی در بندر انزلی در خانواده‌ای متدین به چشم به جهان گشود. پدر او حافظ قرآن بود و با روحانیت ارتباط خوبی داشت، از این روی وی هم با تربیت پدری متدین با مبانی مذهبی آشنا شد و در پنج سالگی مکتبیِ مسجد محلشان بود. با هوش و ذکاوت که از خود نشان داد، مسوولان مدرسه ابتدایی را قانع کرد که او را در پنج سالگی به عنوان دانش آموز بپذیرند و او شاگرد اول دبستان شد. موسی نامجو با نمرات بسیار خوب، ‌دوره دبستان را تمام کرد و وارد دوره دبیرستان شد. بر اثر حادثه ای که برای پدرش پیش آمد، او مجبور شد، برای پیدا کردن کار به تهران برود و در غیاب پدر برای تأمین مخارج زندگی خانواده با چند باغدار وارد مذاکره شد و مرکبات آنها را خریداری می کرد و در بازار به فروش می رسانید و به این ترتیب مخارج زندگی خانواده را به مدت ۲ سال تأمین می کرد. وی به دلیل احتیاج مادی وارد مدرسه نظامی شد. او به عنوان یکی از بهترین شاگردان دبیرستان نظام دیپلم ریاضی گرفت و وارد دانشکده افسری شد. سید موسی جوان رشید و دارای توانمندی های زیادی بود و برای آنکه از انرژی خود در راهی صحیح استفاده کند، شروع به تحقیق و مطالعه در امور سیاسی و علمی کرد و به فراگیری زبان های انگلیسی و فرانسه پرداخت. او گاهی برای پر کردن اوقات بیکاری خود به سوارکاری می پرداخت و در این رشته مهارت خاصی یافت. وی با این کار ضمن تقویت روح و جسم، خود را برای اجرای آرزوهای بزرگتر آماده ساخت. او تحصیلات دانشکده افسری را به پایان رسانید و با درجه ستوان دومی به عنوان استاد نقشه‌خوانی عضو هیات علمی دانشکده افسری شد. وی خیلی زود به عنوان استاد نقشه خوانی به تدریس پرداخت و در مدت کمی خصوصیات و خصلت های ویژه و بارز خود را نمایان ساخت. دانشجویان به او ارادت خاصی داشتند و چون کلاس نقشه خوانی دارای چند استاد بود، ‌بیشتر دانشجویان تمایل داشتند از محضر وی استفاده کنند. تحول در زندگی شهید نامجوی تحول در زندگی شهید نامجو با آشنایی با امام خمینی(ره) شروع می شود و از آن به بعد مرتب به دیدار امام خمینی(ره) می‌رود و این مراوده ها در زندگی او تاثیر زیادی به جا گذاشت. پس از چندی با آن که امام (ره) به ترکیه تبعید شدند اما تحول فکری سید موسی پابرجا ماند و او توانست در بعضی از دوستان نزدیکش نیز تحول ایجاد کند؛ به طوری که از دوستان خود می خواست که در اجرای فرائض دینی بیش از پیش بکوشند و نیز سایر دوستانشان را ارشاد و راهنمایی کنند. وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷خورشیدی، شهید نامجوی که آشنایی کاملی با دانشکده افسری داشت کوشید، ضمن حفظ و حراست دانشکده از ناآرامی‌های ایجاد شده در کشور، زمینه‌های تغییر و تحول انقلابی را در آنجا نیز فراهم کند. بنابر این با توجه به اقدامات انجام گرفته به وسیله وی، مسوولان امر تصمیم به انتصاب نامجوی به عنوان فرمانده دانشکده گرفتند و از این زمان، دوران فرماندهی نامجو شروع شد. پس از شهیدشدن مصطفی چمران، نماینده فرمانده کل قوا در شورای عالی دفاع بود و مدتی بعد در نقش وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به خدمت پرداخت. زمان زیادی از انتصاب شهید نامجو به عنوان فرمانده دانشکده افسری نگذشته بود که تهاجم رژیم بعث عراق به سرزمین ایران اسلامی آغاز شد. ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، روز آغاز سال تحصیلی در دانشکده افسری بود. صدای چند انفجار مهیب، خبر از رویدادی مهم و در عین حال تلخ می‌داد. دقایقی چند لازم بود تا معلوم شود که صدای انفجارها ناشی از حملات هوایی ارتش بعث عراق به فرودگاه مهر آباد و نقاط دیگر است. به دستور سرهنگ نامجو کلاس‌های درس تعطیل شد و فقط پس از چند ساعت، تصمیم برای اعزام دانشجویان دانشکده افسری به جبهه‌های نبرد برای مقابله با تجاوز دشمن گرفته شد. شهید نامجوی با درک صحیح از شرایط بحرانی و لزوم بسیج تمامی قوا و امکانات دست به اقدامی زد که گذشت زمان بر صحت آن مهر تأیید زد. حضور دانشجویان در جبهه‌های نبرد و در کنار تکاوران نیروی دریایی ارتش و دیگر نیروها مانند سپاه و نیروهای مردمی نه تنها توانست سقوط خرمشهر را بیش از یک ماه به تأخیر اندازد بلکه خبر این حضور که به طور قطع به اردوگاه دشمن واصل شد، پیامی از میزان پایمردی و استقامت، عزم و اراده جدی و شکست ناپذیر ارتش و مردم ایران را به فرماندهان و سران رژیم بعث عراق رسانید؛ پیامی که بی تردید بر میزان ترس و تردید آنان بیش از پیش افزود و این‌ها همه گوشه‌ای از نتایج و آثار یک تصمیم صحیح، سریع و به موقع بود که از نبوغ نظامی فرمانده‌ای مانند شهید نامجو ناشی شد. فعالیت شهید نامجو در زمینه آگاهی بخشی سیاسی در زمینه‌های آموزشی و به ویژه آگاهی‌های سیاسی نیز اقدامات مفیدی را در دوران تصدی‌اش به عنوان فرمانده دانشکده افسری انجام داد؛ دعوت از اساتید آگاه و انقلابی دانشگاهی برای ارتقای بینش سیاسی دانشجویان از جمله اقداماتی بود که شهید نامجو از همان ابتدای پذیرش مسوولیتش در دانشکده با جدیت تمام دنبال کرد. او به این هم بسنده نکرد و با سپردن مسوولیت تهیه کتاب‌هایی با عنوان «تاریخ سیاسی معاصر» به سید جلال الدین مدنی برای تدریس در دانشکده افسری، گام بلند دیگری برداشت تا افسران آینده این مرز و بوم تاریخ سیاسی معاصر کشورشان را بهتر بشناسند و بدانند که دستکم در ۱۰۰ سال گذشته بر این مرز و بوم چه رفته است. درس دیگری با عنوان «شناخت امپریالیسم» نیز از جمله ابتکارات آموزش سیاسی شهید نامجو بود که با حضور اساتید مجرب تدریس می‌شد.   سرانجام سید موسی نامجو در هفتم مهر ۱۳۶۰ خورشیدی در جریان عملیات ثامن الائمه و پس از بازدید از فتوحات ارتش اسلام به هنگام بازگشت در حادثه سقوط هواپیمای "سی – ۱۳۰" به همراه شهیدان فلاحی، فکوری، کلاهدوز و جهان آرا به درجه رفیع شهادت نائل آمد. منبع: یادمان شهدای دولت جمهوری اسلامی، شماره ۱۰، شهریور ۱۳۸۵

more_vert سعید بیابانکی؛ شاعر نام آشنا و منتقد ادبی

ادامه مطلب

closeسعید بیابانکی؛ شاعر نام آشنا و منتقد ادبی

سعید بیابانکی،شاعر نام آشنا و منتقد ادبی به شمار می‌رود که با خلق آثار بی‌نظیری مانند سنگچین و نامه‌های کوفی در عرصه شعر آیینی و طنز و پژوهش‌های گرانسنگ ادبیات فارسی به شهرت رسید وی همچنین به خاطر سرودن اشعار زیبا و روان موفق به دریافت جوایزی ارزنده از جمله برگزیده سومین جشواره شعر فجر شده است.