more_vert خلق تصاویری ماندگار در نگاره‌های حسین بهزاد

ادامه مطلب

closeخلق تصاویری ماندگار در نگاره‌های حسین بهزاد

حسین بهزاد را به عنوان یکی از پیشگامان اصلی هنر نگارگری جدید می‌شناسند. او در صدد بود تا سبکی تازه و شیوه‌ای اصیل به وجود بیاورد که در عین ایرانی بودن با هنر امروزی و مدرن هماهنگ باشد تا اینگونه گامی در جهت حفظ و نگهداری این سرمایه ملی بردارد. هنــر به مثابــه بخشــی از وجــود انســان از جامعــه و تحــولات اجتماعــی اثــر می پذیــرد و هنرمنــد، تحــولات زمانــه خــود را در اثــر هنــری منعکــس می کنــد. هنــر در ذات خــود زاییــدە تحــولات اجتماعــی نیســت، اگرچــه هنرمنــد بــا برخــورداری از دریافــت عمیق تــر مســائل جامعــه و تحــولات آن، نمی توانــد در برابــر وقایــع بی تفــاوت باشــد. البته نمی توانیـم بگوییم کـه آثـار هنـری هنرمنـدان همیشـه آیینـه دقیـق و انعـکاس اخـلاق و عواطـف زمـان و محیـط اجتماعـی آنهاسـت، بلکـه برعکـس ممکن اسـت بـر خلاف افـکار و تمایـلات زمان و محیـط مزبـور بـه وجـود آمـده باشـند. چـه بسـا هنرمنـدی از سـر ناامیـدی از محیـط اجتماعی نامطبـوع بـه صـور خیالـی خویـش پنـاه می بـرد. حسـین بهـزاد هنرمنـد نگارگـر معاصـر ایـران، نمونـه بـارزی از هنرمندانــی اســت کــه به دلیــل شــرایط حــاد و تلــخ زندگــی به خصــوص در دوره کودکــی و جوانـی و نیـز همزمانـی ایـن دوران بـا تحـولات بـزرگ اجتماعـی ـ سیاسـی از قبیـل وقـوع ۲جنــگ جهانی اول و دوم و بــه تبــع آن فقــر و قحطــی و مشــکلات زیــاد اجتماعــی، زمینـه ای مسـتعد بـرای درک احساسـات دردنـاک جامعـه داشـته اسـت. تلخی هـا و رنج هـای بی شــمار موجــود در مضمــون آثــار بهــزاد نشــان می دهنــد کــه تحــولات اجتماعــی در هنــر او بازتابــی بــارز یافتــه و آثــارش را آیینــه دردهــا و رنج هــای جامعــه کرده انــد. بــا بررســی آثــار هنــری متنــوع وی می توانیــم ایــن تأثیــرات را هــم در مضمــون و هــم در شــیوە هنــری منحصربه فــرد او در ســاختار اثــر مشــاهده کنیــم. آثــار بهــزاد به عنــوان محملــی بــرای بازتــاب مســائل و وقایــع اجتماعــی و معضــلات جامعـه ایـران، در مقایسـه بـا آثـار دیگـر نگارگـران هم عصـر خویـش متمایـز اسـت. (۱)   مراحل رشد و زندگی حسین بهزاد حسـین بهـزاد در ۱۲۷۳ خورشیدی چشم به جهان گشود. پــدرش فضل اللــه اصفهانــی، قلمدان ســاز ماهــری بــود. بهــزاد در هفت ســالگی بــه توصیــه پــدر بــه کارگاه یکی از قلم زنان ماهر ســپرده شــد. او بــه مــدت ١٠ ســال بــه شــاگردی میرزاحســن پیکرنــگار درآمـد. بهـزاد در ایـن کارگاه کم کـم شـهرت پیـدا کـرد و کار میرزاحسـن نیـز بـالا گرفـت. علی ناصری پـور هنرمند، می نویسـد: «در ١٢ سـالگی همـه اهـل فــن او را می شــناختند و هرکــس کــه می خواســت قلمدانــی را بــه نقش و نــگار خــوش مزیــن کنـد ... از میـرزا کـه خـود اسـتاد و صاحـب کارگاه بـود می خواسـت کـه تنهـا حسـین روی آن قلمــدان کار کنــد.»(۲) بهــزاد پــس از چندی، مصورســازی یــک نســخه از اشــعار نظامــی را بــه دســت می گیــرد کــه بــرای فــروش آن، عــازم تفلیــس می شــود. پــس از برگشــت، حجــره ای در شــمس العماره اجــاره می کنــد و مشــغول بــه کار می شــود. صدرالممالــک وزیــر دربــار آن دوران، بــرای ســفارش مصور سـازی چنـد نسـخه خطـی بـه حجـرە وی می آیـد و بهـزاد بـه مـدت یـک سـال مشـغول ترسـیم آنهـا می شـود. همزمـان بـا همیـن سال هاسـت کـه هـزاران تن از مـردم در اثـر قحطـی جـان می دهنـد. ســال های قحطــی بــرای بهــزاد بســیار رنــج آور و دردنــاک بــوده و از آن بدتــر بی توجهــی ثروتمنــدان وی را آزرده تــر می کــرده اســت. ایـن مشـاهدات از وضـع اسـفبار مـردم در دوران قحطـی، روح هنرمنـد را بـه درد مـی آورد، چنانکـه سـال ها بعـد بهـزاد صحنه هایـی از ایـن وقایـع را بـه تصویـر کشـید.(۳) بنـا بـر گفتـه بهـزاد، آنچـه باعـث تحـول در شـیوه کارش شـد، سـفر بـه پاریـس و مطالعـه آثـار موزه هـای آن بـود. او در این باره گفته است: «ایـن سـفر سـرآغاز طلـوع مـن بـود. مـن در ایـن مسـافرت شـکفته شــدم و خــود را شــناختم و پنجه هــای مــن از ایــن پــس شــور و احســاس نوظهــور تــازه ای یافـت.» بهـزاد تـا پیـش از ایـن سـفر، در شـیوه و سـبک نگارگری سـنتی تبحـر یافتـه بـود و ایـن سـفر از آن جهـت اهمیـت دارد کـه بـه گفتـه خـودش، باعـث ایجـاد خلاقیـت و نـوآوری در آثـارش شـد. بعدهـا هنـگام گشـایش نمایشـگاه آثـار بهـزاد در پاریـس، شـخصیت های مشـهوری همچـون هانـری ماســه، خاورشــناس مشــهور فرانســه و ژان داویــد ویــل، رییــس بخــش هنــر اســلامی مــوزە لـوور حضـور داشـتند و بـا اظهـارنظـر و مقالاتـی کـه دربـارە آثـار وی نوشـتند، باعـث افزایش شـهرت بهـزاد در داخـل و خـارج کشـور شـدند. نگاره هـای بهـزاد بـرای اشـعار خیـام، نـه تنهـا بـر خـلاف شـیوه های نگارگـری گذشـته، تصویرسـازی بـرای یـک نسـخه خطـی نبـود، بلکـه نمایانگـر تحـول سـبک و شـیوە کار وی پـس از بازگشـت از پاریـس محسـوب می شـد. ایـن آثـار کـه حـدود ۵٠ اثـر بـود، در نمایشـگاهی در کتابخانـه کنگـره امریـکا در واشـنگتن در ١٣٣۶ خورشیدی۲ مرتبـه بـه نمایـش درآمد کــه مـورد اسـتقبال اهالـی فرهنـگ و هنـر و صاحب نظرانـی همچـون آرتـورپـوپو ریچـارد اتینگهـاوزن قرار گرفـت. بهـزاد پـس از بازگشـت از پاریـس بـا پیشـنهاد ملک الشـعرای بهـار، برای اسـتخدام بـه وزیر فرهنـگ معرفـی و ابتـدا در اداره کل باستان شناسـی مشـغول و سـپس بـه اداره کل هنرهـای زیبـا منتقــل شــد. پــس از تأســیس هنرســتان دختــران و پســران، ســال ها به عنــوان اســتاد مشــغول تدریـس بـه هنرجویـان شـد. بهـزاد مدت هـا از بیمـاری رنـج می بـرد و ۲ مرتبـه بـرای درمـان بـه خـارج اعـزام شـد، اما سـرانجام بـر اثر شـدت بیمـاری در ١٣۴٧خورشیدی چشـم از جهان فروبسـت و در آرامگاه ابـن بابویـه شـهرری بـه خـاک سـپرده شـد. تأثیر عوامل اجتماعی برشخصیت بهزاد شـرایط سـخت زندگـی حسـین بهـزاد از دوران کودکـی و بـا مـرگ پـدرش شـروع شـد کـه خـود متأثـر از مشـکلات ناشـی از عوامـل اجتماعـی بـود و سـپس حـوادث سلسـله واری کـه در زندگـی شـخصی و اجتماعـی بـا آن دسـت و پنجـه نـرم کـرد، از وی شـخصیتی خـاص بـا ویژگی هـای مثبـت و منفـی سـاخته بـود. با وجود ناملایمات بسیار زیاد در زندگی و شرایط بسیار سخت اجتماعی آن زمان و تأثیرات ناگوار بر روح و جان وی، به دلیل داشتن باطنی آزاده، مورد توجه شخصیت های ادبی بزرگ ایرانی زمان خود همچون ملک الشعرای بهار، همایی، نفیسی و جمالزاده قرار گرفت، تا جایی که برخی از او اشعاری در وصف وی و آثارش سرودند. همچنین در زمانی که از نظر هنری به اوج رسیده بود، مورد توجه برخی از شخصیت های شرق شناس غربی همچون اتینگهاوزن، ژرژ مارسه و ژانکوکتو قرار گرفت. ژانکوکتو در مورد شخصیت هنری وی گفته است: «بهزاد پیام آور افسونگری است از مشرق ِ زمین داستانسرا. اگر همیشه مشرق زمین با قصه های شیرین هزار و یک شب و کاخ های کهن افسانه ای و کنیزکان سیاه چشم ماه رویش برای ما داستان می گفته، این بار مردی با موهای سپید و چشمان نافذ و اندامی تکیده، به یاری خطوط و رنگ های سحرآمیز، نقش های افسون کننده ای در مقابل دیدگان ما گشوده است. بدون شک در عرصه هنر مینیاتور قرن ما از جهت قدرت طرح و رنگ آمیزی، تنها یک استاد وجود دارد و او «حسین بهزاد»، هنرمند ایرانی است.»(۴) تحلیل مضامین در آثار بهزاد بهــزاد، مضامیــن متعــدد و متنوعــی را بــه تصویــر کشــیده اســت. آنچــه بــر اهمیــت او به عنـوان هنرمنـدی مبـدع و صاحـب سـبک می افزایـد، اسـتفاده از مضامیـن جدیـدی اسـت کـه تـا آن زمـان یـا سـابقه نداشـته یـا کمتـر بـه آنهـا توجـه شـده اسـت. عمـده مضامیـن او را «مضامیـن ادبـی، زندگـی روزمـره، مضامیـن تغزلـی و مضامیـن متأثـر از شـرایط سیاسـی ـ اجتماعـی پیرامـون وی» تشـکیل می دهنـد.(۵) بهزاد در برخورد با سنت و ویژگی های ایرانی- اسلامی به تاثیرات برگرفته از غرب توجه بیشتری مبذول داشته و اصول ژرف نمایی و برجسته کاری و سایه پردازی را به شکل واضح تر و آشکارتری که به نوعی نمایانگر کامل سبک شکل گرفته بهزاد را بعد از سفر به اروپا است، نشان می دهد. در نگاره‌های بهزاد مشاهده می شود که هنرمند اشکال پس زمینه را در اندازه کوچک تر و محوتری که نمایانگر پرسپکتیو خطی و جوی متاثر از غرب است و همچنین رعایت درست تناسبات و حرکات و حالات پیکره ها را نشان می دهد. حضور نگاره های تک رنگ در آثار او حکایت از تاثیر وی از نقاشی های چین و ژاپن دارد که البته بسیاری از آنها تاثیرات نگارگری سنتی را که در آن زمان به ویژه در آثار رضا عباسی به چشم می خورد، نیز شامل می شود. رعایت تناسبات صحیح و حرکات واقعی پیکره ها دیگر تاثیرات برگرفته از غرب در نگاره های اوست. کاری که بهزاد انجام داده ترجمه گذشته به امروز است، بدین معنا که تحت تاثیر شرایط و افق معنایی زمان خود دست به خلق آثاری زده که نوعی تفسیر جدیدی از سنت است اما شیوه بیان و خلق آثارش به شکلی ارائه شده که بیانگر فرهنگ و سنت ایرانی است. تحلیل تفسیری رویکرد بازتاب در آثار بهزاد در تحلیـل تفسـیری آثـار بهـزاد بـه ایـن نتیجه می رسیم کـه هنرمنـد بـرای بیـان بهتـر احسـاس خـود از مسـایل اجتماعـی در سـاختار بصــری نگاره هــا همچــون خــط، رنــگ، بافــت و حــالات چهــره نیــز نوآوری هــای شــگرفی داشـته اسـت. ویژگـی خطـوط بـه کار رفتـه در آثـار بهـزاد بـا تنـدی و کندی هـای نسـبتا اغـراق شـده و همچنیـن شکسـت خطـوط در طراحـی اندام هـا و چهـره، بسـیار خـاص بـوده و حالتـی عاطفـی و پرهیجـان بـه آثـار وی بخشـیده اسـت. همینطـور عنصـر رنـگ به عنـوان عاملـی بـرای بیـان احساسـات و عواطـف در آثـار بهـزاد جلـوە نمادین یافتـه اسـت. اسـتفاده از رنگ هـای متضـاد از یـک طـرف و کاربـرد رنگ هـای مسـلط خاکـی و قهــوه ای گوناگــون از جهت دیگــر، افــکار و احساســات مــورد نظــر او را به طــور اثرگــذار بـه بیننـده منتقـل می کننـد. اسـتفاده از عنصـر بافـت به طـور خشـن و خطـی به مثابـه عنصـر حسـی فعـال در کنـار عناصـر خـط و رنـگ بـرای نمایـش حالت هـای عصبـی و رنـج آور از دیگـر ویژگی هـای آثـار اوسـت. چهـره نیـز در آثـار بهـزاد یکـی از عناصـر مهـم بیـان هنـری اســت کــه حــالات اغراق شــدە آن به تنهایــی می توانــد بازگو کننــدە افــکار و احــوال هنرمنــد باشـد. چهره هـای بهـزاد به طور عموم نمایـش دردهـا و رنج هـای درونـی وی هسـتند کـه بـا خطوط اغراق شـده و بافت های نسـبتا خشـن و رنگ هـای کبـود و خاکـی خـاص، حالتـی پرهیجـان و عاطفـی را بـه مخاطـب القـاء می کننـد. یافته هـا نشـان دادنـد کـه آثـار وی در مجموع دارای روایـت و بیـان احساسـی تأثیر گذارنـد کـه نمایشـی از درون آشـفته و دردکشـیدە او در نتیجـه مسـایل و مشـکلات اجتماعـی زمـان اسـت.(۶) منابع و مأخذ: ۱. اسفندیاری، حسینعلی١٣۵٣ . نخستین دیدار با بهزاد، خاطرات وحید، شمارۀ ٣۵ :۴٧‑۴٣. ۲. بهزاد، حسین١٣۴۴ .ساعتی با استاد، هنر و مردم. شمارۀ ٣۴ :۴۴‑۴١. ۳. بیچرانلو، عبدالله ١٣٩٠،بازنمایی ایران و اسلام در هالیوود، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات. ۴. سفیری، خدیجه ١٣٨٧ . روش تحقیق کیفی، تهران: پیامپویا. فلدمن، ادموند بورک ١٣٧٨ . تنوع تجارب تجسمی، ترجمۀ پرویز مرزبان، چاپ ّاول، تهران: سروش. ۵. کتابی، احمد ١٣٨۴ . قحطی های ایران، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی. ۶. میراحمدی، مریم١٣۶۶ . پژوهشی در تاریخ معاصر ایران، تهران: مؤسسۀ چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی.

more_vert «گنز بپو» کتابی برای احیای گویش قشمی

ادامه مطلب

close«گنز بپو» کتابی برای احیای گویش قشمی

کتاب «گَنز بَپو» (گنج پدربزرگ) شامل واژگان، نثر و اشعار محلی با هدف احیای گویش قشمی گردآوری و منتشر شده است. در این کتاب یکهزار و ۱۴۸ بیت شعر و بیش از یکهزار و ۵۰۰ کلمه و اصطلاح اختصاصی برای آشنایی با گویش محلی قشمی به کار رفته است. علاوه بر آن، انسان شناسی، قوم شناسی و رگه‌های تلفیقی آن با کشورهای حاشیه خلیج فارس وجود دارد که اطلاعات مناسبی در اختیار محققان جامعه شناسی، انسان شناسی، زبان شناسی و مانند آن قرار می دهد. این کتاب طبق نظر کارشناسان میراث فرهنگی، دریچه‌ای ادبی به روی فرهنگ و میراث ناملموس جزیره قشم به شمار می‌آید. نویسنده کتاب در گفتگو با خبرنگار ایرنا گفت: ابتدا قصدی برای تالیف این اثر نداشتم؛ از سال ۱۳۷۶ در حال نوشتن شعرهای قدیمی در مورد بازی بچه‌ها بودم که بعدها چند نفر از دوستان تشویقم کردند تا آن را به صورت کتاب دربیاورم. چند نفر از اهالی قشم، به خصوص راشد معینی، محمد بدیعی، عبدالواحد امینی، اقبال زبیری و دکتر دشتی زاده بسیار در این خصوص مرا تشویق کردند و آقای امینی و پسرم اقبال و همسر ایشان، خانم رحیمی در این خصوص تلاش زیادی کردند. محمد زبیری افزود: پدرم هم اکنون بالای صد سال دارد و بسیار شعر می‌گفت و برخی اشعار هم از قدیم وجود داشت، با توجه به این مساله و نیت ابتدایی که شعر برای فرزندانم جمع آوری می‌کردم، با مشورت سایر عوامل به ثمر رسیدن کتاب آنرا گَنز بَپو نامگذاری کردیم که در گویش محلی به معنای گنج پدر بزرگ است. وی ادامه داد: بسیاری از سروده‌ها و همچنین دسته‌بندی آن‌ها نتیجه تلاش خودم است، البته از برخی اشعار قدیم و یا مضمون آن‌ها در اشعارم استفاده کردم. این شاعر ۷۱ ساله تصریح کرد: ۶۰۰ شعر از پدرم و سایر شاعران قدیمی آماده است تا در یک مجلد مستقل به چاپ برسد. وی افزود: علاوه بر شعرهای قدیمی، ۲ کتاب دیگر آماده‌ی انتشار دارم که با حمایت بخش خصوصی یا سازمان منطقه آزاد، امکان انتشار آن‌ها وجود دارد. زبیری ادامه داد: یکی از این کتاب‌ها شامل کلمات قشمی است با ترجمه فارسی که آماده انتشار است. وی اظهار کرد: کتاب دیگر نیز شامل اشعاری هست که با ذکر و نام خدا آغاز می‌شود و سیر زندگی و رشد انسان را تا لحظه مرگ روایت می‌کند. این شاعر دیرستانی افزود: همه شعرها با نوعی تلنگر در خصوص زندگی و نحوه زیستن درست انسان است و سراسر نکته و نصیحت است. زبیری تصریح کرد: کتاب «تاریخ دیرستان» را در دست تالیف دارم و امیدوارم بتوانم آنرا به اتمام برسانم. وی در خصوص کتاب گنز بپو گفت: این کتاب در ۲۱۶ صفحه با شمارگان یکهزار جلد منتشر شده است و روایتی سیال از زندگی مردمان جزیره قشم را در قالب حدود یکهزار و ۲۰۰ بیت شعر ارائه می‌دهد.   شاعر قشمی افزود: خاطرات دوران کودکی، بازی‌های دختران، پسران، جوانان، هزینه‌های زندگی، خوراکی‌ها، رسم و رسوم زندگی، داروها و بیمارها، وسایل زندگی موضوعات دیگر محورهای این کتاب را تشکیل می‌دهد. وی ادامه داد: رسومات عروسی و عزا، شغل و لباس زنان، شغل مردان، کالاها و مایحتاج زندگی در گذشته، روش‌های صید، اعتقادات و مراسم مذهبی، بارداری زنان و آیین تولد فرزندان از دیگر مطالبی است که در این کتاب آورده شده است.این هنرمند قشمی اظهار کرد: حیوانات و آواهای آن، سفر به عمان، سبک تجارت، خوراک و آداب سفر، رفتار نیروهای نظامی قدیم، صدور شناسنامه، دزدان دریایی، طول و عرض جغرافیایی جزیره، جمعیت آن، مرکز و روستاهای قشم، خصوصیات مردم هر روستا، حتی شهرک‌های جدید و در نهایت طلب دعا و آمرزش دیگر نکته‌هایی است که در این کتاب به آن‌ها اشاره شده است. وی افزود: علاوه بر اشعار، یک متن به صورت نثر در خصوص ۳۱ بازی کودکانه، ۱۳ بازی مخصوص دختران و همچنین شرح مراسم عروسی، عزا، سنت‌های دینی، مراسم زار، فال بینی، اعتقادات عامیانه، دزدان دریایی و بیماری‌های مندرج در شعرها و داروهای گیاهی و روش درمان آن‌ها نیز آورده شده است. وی افزود: مادرم چندسال پیش مرحوم شدند. ۲ پسر و سه دختر و ۱۱ نوه دارم. یکی از پسرانم که ساکن قشم است و مدتی مدیر ژئوپارک سازمان بود. یکی از دخترانم نیز اهل شعر است و عروسم که ادبیات خوانده علاقمند به کارهایم است و بسیار مرا یاری می‌رساند. این شاعر قشمی در خصوص گویش قشمی گفت: با توجه به موقعیت خاص جزایر خلیج فارس و حضور مردم و یا نظامیان از کشورهایی مانند پرتغال، انگلیس، هند، کشورهای حوزه خلیج فارس و نیز از قاره آفریقا،گویش قشمی واژگان بسیاری از آنها وام گرفته اند. وی افزود: برای مثال ما به واژه‌ی لیوان «گلاس»می‌گوییم که از زبان انگلیسی اخذ شده ، و یا شعرهای مراسم زار روستای سَلَخ، آفریقایی است. البته این مساله باید توسط زبان شناسان بررسی شود اما با تحقیقاتی که من کردم، به این نتیجه رسیده ام. زبیری در پایان افزود: نویسندگی در جزیره قشم، مسائل خاص خود را دارد و خوشحالم که امروز حاصل کار ۲۳ ساله را می‌بینم و امیدوارم که این یادگار از من برای مردم باقی بماند. کتاب «گنز بپو، در سرگذشت و فرهنگ کهن جزیره قشم» توسط نشر مهر و ما به سال ۱۳۹۸ در یکهزار شمارگان به زیور طبع آراسته و با بهای ۴۰ هزار توان روانه بازار شد.

more_vert درباره سیف‌الدین نجم آبادی

ادامه مطلب

closeدرباره سیف‌الدین نجم آبادی

محمد تقی زاده سیف‌الدین نجم آبادی فرزند مهدی نجم آبادی و نوه شیخ هادی نجم آبادی از جمله برجسته‌ترین ایرانشناسان و پژوهشگرانی بود که به دلایل مختلف از جمله تواضع و حضور نیافتن در محافل رسانه‌ای، اهالی علم و ادب، کمتر او را می‌شناختند. برگردان چند کتاب مهم از جمله «قابوس نامه» و «کلیله و دمنه» به زبان آلمانی از جمله مهمترین آثار او محسوب می‌شود.

more_vert شجریان محبوب خاص و عام

ادامه مطلب

closeشجریان محبوب خاص و عام

 روزنامه همدلی در گفت وگو با مجید درخشانی آهنگساز آورد: استاد شجریان آگاهی عمیقی نسبت به شعر و نسبت به آهنگسازی نسل جوان و نسل گذشته داشت و همه‌چیز را با آگاهی انتخاب می‌کرد...خواننده‌ای بود که بالأخره بعد از سال‌ها در آواز یک حرف جدیدی زد. ایشان آواز خواندن را با الهام گرفتن از مکاتب قدما شروع کرد، ولی بعدها خودش یک مکتب جدید را معرفی کرد و الآن خیلی‌ها در مکتب استاد شجریان آواز می‌خوانند. روزنامه همدلی ۲۲ مهر به گفت وگو با مجید درخشانی آهنگساز و نوازنده پرداخت در گزیده ای از آن می خوانیم: این درست است که استاد شجریان از مجموعه اجراهای زنده‌یادان حسین طاهرزاده، رضاقلی‌میرزا ظلی، غلامحسین بنان و سایر اساتید موسیقی گذشته الهام گرفت و بعد به مکتب خودش دست یافت. درواقع آقای شجریان از یک مقطعی به بعد، مکتب خودش را در بین نسل جوان جا انداخت. این‌که یک آوازخوان از منبع آواز استادی دیگر الهام بگیرد چیز عجیبی نیست. نکته‌ای که در مورد استاد شجریان برای من جالب است، به زمانی برمی‌گردد که ایشان به خدمت استاد غلامرضا دادبه رسید. زمانی که آقای شجریان با استاد دادبه آشنا شد، به‌عنوان یک آوازخوان حرفه‌ای مطرح شده بود و مردم ایشان را می‌شناختند، اما به خاطر روحیه جست‌وجوگری که داشت، در آن زمان به شاگردی استاد دادبه درآمد تا بم‌خوانی را از ایشان یاد بگیرد. روحیه جست‌وجوگر آقای شجریان باعث شد ایشان همیشه در حال یادگیری باشد و خودش را بالاتر بکشد تا به یک نقطه اوج برسد. البته این را نباید نادیده گرفت که هر خواننده‌ای وقتی به یک مرحله سنی خاصی می‌رسد، کیفیت و توانایی‌اش افت می‌کند. در مورد نوازنده‌ها ممکن است این اتفاق نیفتد اما افت حنجره امری اجتناب‌ناپذیر است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. آقای شجریان از سال‌های ۵۸-۵۹ در موسیقی به اوج رسید و این دوران اوج تا سال‌ها ادامه پیدا کرد. ایشان زمانی که مسن‌تر شد هم همچنان توانست به خواندن ادامه بدهد ولی عجیب است که عده‌ای توقع داشتند ایشان در ۷۵سالگی هم مثل ۳۵سالگی بخواند! قطعاً چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. آوازهایی که استاد شجریان در این اواخر خوانده‌اند، تفاوتی با آوازهای دوران جوانی‌شان ندارد و حتی به لحاظ بیان شعر و آواز پخته‌تر هم شده است، منتها توانایی صدا یک حدی دارد. طبعاً صدای کوکی که در این اواخر برای استاد شجریان انتخاب می‌شد، همان صدایی نبود که ۲۰سال پیش برای صدای ایشان انتخاب می‌شد. بااین‌حال چیزی که من طی ده سال همکاری صحنه‌ای با آقای شجریان به یاد دارم این است که ایشان طی سال‌هایی که حال جسمی و روحی‌شان خوب بود، مرزی نمی‌شناخت و سن و سال برایش مطرح نبود. در بعضی از کنسرت‌ها به یک جاهایی از خواندن می‌رفت که خارج از تصور ما بود و ما فکر می‌کردیم ایشان ۳۰سال جوان‌تر شده است! چه ویژگی‌ها و عناصر فنی در صدا و آواز آقای شجریان وجود داشت که ایشان را در بین عوام و خواص مطرح کرد؟ درگذشته عوام مردم بیشتر آواز ایشان را دوست داشتند. من خیلی وقت‌ها تصور می‌کردم که آقای شجریان بهتر قطعات ادوار مختلف رادیو را اجرا کردند. البته خیلی از قطعاتی را که در رادیو به‌ ایشان پیشنهاد شد هم به هر دلیلی اجرا نکرد. من دانشجو بودم که به‌یک‌باره دیدم یک خواننده خوش‌الحان قطعاتی همچون «در کوچه سار شب»، «داروگ» و «گل باغ» را به زیبایی هرچه‌تمام‌تر می‌خواند. این‌ها بهترین آهنگ‌هایی بود که آن موقع ضبط می‌شد. مضاف بر آن، آقای شجریان بسیاری از تصانیف قدیمی و فراموش‌شده را هم با ارکستر استاد پایور و گروه «شیدا» بازسازی کرد و باعث شد دوباره آن قطعات شنیده شوند. آقای شجریان در سال‌های دهه۵۰ با این‌که جوان بود ولی انتخاب‌های خوبی داشت و آثاری را قبول کرد بخواند که بهترین آثار موسیقی ایرانی در آن زمان بود. ایشان آگاهی عمیقی نسبت به شعر و نسبت به آهنگسازی نسل جوان و نسل گذشته داشت و همه‌چیز را با آگاهی انتخاب می‌کرد. هیچ‌وقت هم وارد فضای موسیقی کافه‌ای و کاباره‌ای نشد و موسیقی را به شکل جدی‌تری پی می‌گرفت. آقای شجریان خواننده‌ای بود که بالأخره بعد از سال‌ها در آواز یک حرف جدیدی زد. ایشان آواز خواندن را با الهام گرفتن از مکاتب قدما شروع کرد، ولی بعدها خودش یک مکتب جدید را معرفی کرد و الآن خیلی‌ها در مکتب استاد شجریان آواز می‌خوانند. استاد شجریان در زمان اوجش خواننده‌ای بود که وقتی در کنار هر نوازنده‌ای می‌نشست، حس و حالش را با نوازنده یکی می‌کرد و بهترین آواز را می‌خواند. آقای محمدرضا شجریان و آقای محمدرضا لطفی به خاطر این‌که هم‌مکتب بودند و هر دوی‌شان شاگردهای زنده‌یاد نورعلی‌خان برومند بودند، جنس سازوآوازشان خیلی باهم یکی شده بود. موفق‌ترین آوازهای آقای شجریان هم متعلق به همان دوره‌ درخشانی است که با مرحوم لطفی کار می‌کرد. البته ایشان در دوره‌ای که با مرحوم مشکاتیان کار می‌کرد هم آوازهای بسیار خوبی خواند. در این دوره آوازهای آقای شجریان به اوج رسید، ولی طبیعتاً آدم هیچ‌وقت نباید انتظار داشته باشد که دوره اوج یک خواننده دائمی باشد. صدای خوانندگان به‌مرور زمان از نظر کیفی و توانایی اجرا افت می‌کند و این درباره اواخر دوره فعالیت آقای شجریان هم صادق است، ولی اجرای ایشان به لحاظ ارائه مطلب و آواز هیچ‌وقت افت نکرد و ایشان همیشه بهترین را ارائه داد. استاد شجریان در جوانی توسط بزرگان موسیقی پذیرفته شدند و در سنینی که پا به سن گذاشتند هم با بهترین‌های موسیقی ایران همکاری کردند. عده‌ای از خوانندگان موسیقی ایرانی وقتی می‌خواهند با یک نوازنده مطرح همکاری کنند، از بیم آن‌که بخشی از توجهات به سمت ساز نوازنده جلب شود، این همکاری را به ثمر نمی‌رسانند، ولی آقای شجریان هیچ‌وقت بیم این را نداشت.

more_vert جواد مجابی؛ نویسنده‌ای تاثیرگذار و طنزپردازی مدرن

ادامه مطلب

closeجواد مجابی؛ نویسنده‌ای تاثیرگذار و طنزپردازی مدرن

جواد مجابی نویسنده، منتقد ادبی و از شناخته شده‌ترین روشنفکران معاصر به شمار می‌رود که آثار بسیاری به نام خود ثبت کرد. وی در حوزه طنز از جمله طنزنویسان پرکار و مدرن ایرانی محسوب می‌شود که طنز را در شکل‌های مختلف کلامی و تصویری در آثارش نشان داده است.

more_vert کتاب "محرم از نگاه گردشگران فرنگی" ،پرداختی کوتاه از خاطرات جهانگردان

ادامه مطلب

closeکتاب "محرم از نگاه گردشگران فرنگی" ،پرداختی کوتاه از خاطرات جهانگردان

 کتاب "محرم از نگاه گردشگران فرنگی" روایتگر بخش‌هایی کوتاه از گزارش‌های برخی از گردشگران فرنگی است که محرم و آیین‌های وابسته به آن را در ایران دیده‌اند و در نوشته‌های خود به آن پرداخته‌اند. این روایت‌ها در کتاب حاضر همچنین با تصویرگری‌هایی همراه شده‌اند که نقش‌مایه آن‌ها از تصویرگری‌های کتاب‌های چاپ سنگی ایران دستچین شده و دوباره در ساختاری تازه به کار گرفته شده است. این کتاب با پرداختی کوتاه به روضه‌خوانی، دسته، تعزیه و تکیه آغاز شده و به بخش‌هایی از گزارش‌های: میکله ممبره، آنتونیو دِگوی، پیترو دلا واله، گارسیا دِسیلوا فیگوروآ، فِدوت آفاناس یوویچ کِتوف، آدام اولئاریوس، ژان شاردن، ژان باپتیست تاورنیه، اوژن فلاندن، هانریش کارل بروگش، ارنست هولتسر، پی‌یر لوتی و پیتراستفان پل‌بروک می‌پردازد. محمدعلی ایزدخواستی یکی از مولفان کتاب در بخشی از مقدمه آن نوشته است: "متاسفانه ما در طول تاریخ، بیشتر ملتی شفاهی بوده‌ایم تا کتبی؛ یعنی کمتر به ثبت و ضبط مسائل خودمان دست زده‌ایم. از این رو شرح آیین‌های عاشورایی این سرزمین، در روزگاران پیش از دوربین و حتی تا همین چند سال پیش، به همین نکات و گزارش‌های نقل شده در سفرنامه‌ها و اندک آثار دیگری که برجا مانده، محدود می‌شود. پس برای اینکه به "آنچه گذشت" دست پیدا کنیم، بی‌نیاز از سفرنامه فرنگیان نیستیم". مهدی تمیزی دیگر مولف کتاب "محرم از نگاه گردشگران فرنگی" نیز در مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: "از روزگاران پیشین، بیشتر گردشگران فرنگی که به ایران سفر می‌کردند، همچون دیپلمات‌ها، بازرگانان و مبلغین مذهبی، اگر زمان حضورشان با روزهای ماه محرم یکی می‌شد و آیین‌های سوگواری شیعیان را می‌دیدند، چنان گیرایی برای ایشان داشت که بخشی از گزارش یا سفرنامه خود را به آن اختصاص می‌دادند. محرم در ایران، تا به امروز نیز از نگاه گردشگران فرنگی رویدادی دیدنی، ستودنی و درخور پژوهش است." تمیزی در بخش دیگری از مقدمه با اشاره به تاثیر تلاش‌های مستشرقان بر گردآوری و ثبت کتاب‌های چاپ سنگی ایرانی نوشت: "اگر نبود کوشش در گردآوری و ثبت تصویرگری‌های کتاب‌های چاپ سنگی ایران از سوی برخی از فرنگیان، همچون پروفسور الریش مارزلف، چه بسا امروز باید برای از میان رفتن بخش دیگری از فرهنگ ایران‌زمین، افسوس می‌خوردیم. شایسته است، از گردشگرانِ پژوهشگری که با نگارش، طراحی، عکاسی، گردآوری و ثبت سندها، یادگارهایی ارزشمند بر جا گذاشته‌اند و ما را در جریان حال و روز پیشینیان‌مان قرار داده‌اند، سپاسگزار باشیم. کتاب "محرم از نگاه گردشگران فرنگی" تالیف محمدعلی ایزدخواستی و مهدی تمیزی سال ۹۵ با شمارگان سه‌هزار نسخه توسط انتشارات سازمان فرهنگی- تفریحی شهرداری اصفهان به چاپ رسید.

more_vert اشعار کلاسیک و نیمایی در کتاب «عروس آسمانی»

ادامه مطلب

closeاشعار کلاسیک و نیمایی در کتاب «عروس آسمانی»

مجموعه اشعار کلاسیک و نیمایی شاعر پیشکسوت خمین «داود عزیمی» در کتاب «عروس آسمانی» گردآوری و از سوی انتشارات «پرپروک» در سال جاری روانه بازار نشر شده است این کتاب ۱۴۳ صفحه‌ای که در قطع رقعی، شمارگان یکهزار نسخه و با قیمت هر جلد ۴۰ هزار تومان وارد بازار کتابهای ادبی شده دارای ۴۳ شعر در قالبهای مختلف است. «آن روزها»، «عید»، «مرد لر»، «شاعر»، «عروس آسمانی»، «بعثت»، «باور»، «وام»، «کوپن»، «تولد سپهر»، «نسترن»، «تکرار تاریخ» و «اولین بهار» از اشعار بخش کلاسیک کتاب است.در بخش اشعار نو نیز شعرهایی از جمله «شجره جهالت»، «هنر»، «فریاد التماس»، «گیلان»، «غمگین‌ترین نگاه»، «رویا»، «خروس»، «شمع روشن»، «سنگ گور»، «ترا ما چشم بر راهیم» و «صبح کاذب» چاپ شده است.نام کتاب «عروس آسمانی» اشاره به سالروز ولادت حضرت زهرا «س» دارد و شاعر در شعری بلند با همین نام زندگی کوتاه و اما پر برکت آن حضرت را با زبانی ساده و شیوا بیان می کند.شاعر در اشعار کتاب حوادث و مسائل روز جامعه را با استفاده از واژگان قابل فهم بیان می کند، برای مثال شعر «وام» به پرداخت وام ۳۰ هزار تومانی آموزش و پرورش به معلمان با قرعه کشی در سال ۶۵ اشاره دارد.در شعر «گیلان» شاعر حادثه غم انگیز زلزله گیلان در سال ۶۹ را بیان می کند و یا شعر «دیزی خوگان» به خاطره ریختن آبگوشت معلمان روستای خوگان در سال ۶۰ اشاره دارد.«داود عزیمی» در سال ۱۳۳۸در خمین متولد شد و پس از پایان تحصیلات در رشته علوم اجتماعی به عنوان دبیر آموزش و پرورش در نهاد تعلیم و تربیت مشغول به کار شد.عزیمی در بخش زندگینامه شاعر آورده است: من علاقه به شعر را در سال های پایان دوران ابتدایی در خود احساس کردم و در سال های پایانی دبیرستان نوشتن را کم کم شروع کردم.در مرکز تربیت معلم اراک مطالبی در روزنامه دیواری می نوشتم. بعد از تربیت معلم و اشتغال در آموزش و پرورش با کمک جمعی از دوستان، انجمن شعر خمین را تشکیل دادیم و با انجمن‌های شهرستانهای همجوار با تشکیل جلسات مشترک وارد مرحله جدید شعری شدم و با سرودن شعر آتقی که به لهجه خمینی بود جایگاه قابل قبولی بین دوستان و اهل فن پیدا کردم.از سال های ۹۰ را بطه‌ام با انجمن شعر قطع شد و کم کم از شعر فاصله گرفتم تا این اواخر دوباره شروع کردم و با اصرار دوستان تصمیم به چاپ و نشر اشعارم گرفتم.«دلم بی صدا شکست»، و «اشک حسرت» از دیگر آثار این شاعر پیشکسوت است که از سوی انتشارات پرپروک در خمین در سال جاری به چاپ رسیده است.خمین در جنوب استان مرکزی است و تاکنون ۴۰ نویسنده و شاعر و در زمینه های ادبی، روان‌شناسی، علمی، تاریخی، حقوق و کودکان در این شهرستان کتاب چاپ کرده اند.

more_vert شهید آیت‌الله اشرفی اصفهانی، اسوه اخلاق و ولایتمداری

ادامه مطلب

closeشهید آیت‌الله اشرفی اصفهانی، اسوه اخلاق و ولایتمداری

آیت‌الله اشرفی اصفهانی ‌از جمله اسوه‌های بیدار عرصه اخلاق، رفتار الهی و افتخار بزرگ روحانیت در مسیر علم و عَمل بود که همچون نگینی بر تارک تاریخ ایران اسلامی درخشید. فعالیت‌های گسترده فرهنگی و اجتماعیش او را به عنوان مبلغ برجسته در جهان اسلام جلوه‌گر ساخت. انقلاب اسلامی در مسیر تثبیت حاکمیت الهی خویش، شهدای بیشماری را تقدیم اسلام کرده است؛‌ شهدایی که یکایک آنها سرمایه‌ای بزرگ و پیشتوانه ای گرانقدر برای فردای انقلاب بودند که در این میان چهره چهار شهید بزرگوار و مبارز که زندگیشان سراسر درس و مبارزه بود، بیش از همه می درخشد؛ شهدایی که قتلگاهشان محراب و نماز آخرشان معراج بود. ۲۳ مهر سالگرد شهادت چهارمین شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی است. او از جمله اسوه های بیدار عرصه اخلاق، رفتار الهی و افتخار بزرگ روحانیت در مسیر علم و عمل به شمار می رود که بر تارک تاریخ سربلند و قهرمان پرور کشور درخشید و نام وی به مثابه چشمه ایثار در نهان‌های عالمان، فقیهان و بیدارگران اقالیم قبله تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شده آیت الله شهید اشرفی اصفهانی است؛ شهیدی که ویژگی ها و روحیات معنوی وی به گونه‌ای بود که هر انسان حق مدار و صاحب بصیرت حقانی را به خود جلب می‌کرد. اطمینان قلبی وی را در میدان‌های نبرد دوران دفاع مقدس حاضر کرد و فعالیت‌های گسترده فرهنگی و اجتماعی او را به عنوان مبلغ نمونه در جهان اسلام جلوه گر ساخت.(۱) آیت الله اشرفی اصفهانی در سنگر تعلیم و تربیت روحیات، اخلاق و سیرت عملی شهید اشرفی اصفهانی آن چنان بود که دیدارکنندگان با او از دیدارش دل نمی کندند. امام خمینی(ره) در تجلیل از او فرمودند: «هر وقت آقای اشرفی اصفهانی را می بینم به یاد خدا می افتم.» این شهید محراب در طول حیات خویش زندگی بسیار ساده ای داشت و بعد از منصوب شدن به امامت جمعه کرمانشاه هم زندگی اش تغییر نکرد. آیت الله اشرفی همواره چه قبل و چه بعد از انقلاب پشتیبان و یاور همیشگی بنیانگذار جمهوری اسلامی بود و اطاعت از امام و حمایت از ولایت فقیه را بر همه واجب می دانست. او نه تنها در سنگر تعلیم و تربیت بلکه در عرصه تحقیق و پژوهش نیز فعالیت های گرانسنگی داشت و آثار علمی بسیار ارزنده ای از خود به جای گذاشته است. وی از آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(که) در ۱۵ خرداد فعالانه در صحنه انقلاب و مبارزه حضور داشت و همواره از ارکان مبارزه بر ضد رژیم فاسق طاغوت بود. وی پس از انقلاب در سنگر نماز جمعه با ایراد خطبه های پرشور و حضور در جبهه های جنگ نقش فوق العاده موثری در پیشبرد انقلاب، تقویت روحیه رزمندگان اسلامی و تشویق مردم در جهت حمایت از سنگرداران دفاع مقدس ایفا می کرد.(۲)   شهید اشرفی، فقیه و عالمی خستگی ناپذیر به شمار می رود که در طول زندگانی ارزشمند خود آثار گرانبهایی از خود به یادگار گذاشت. وی پس از کسب علوم و دانش در حوزه بر کرسی تدریس نشسته و شاگردان برجسته ای تربیت کرد. او در سنگر تعلیم و تربیت بلکه در عرصه تحقیق و پژوهش نیز فعالیت های گران سنگی داشته و آثار علمی و قلمی بسیار ارزنده ای از خود به یادگار گذاشته است. آثار او را حدود ۳۰ جلد نوشته اند که بیشتر آنها چاپ نشده است. از میان آنها می توان به برهان قرآن، در اصول دین، عقاید و کلام، غروب آفتاب در محراب جمعه، کتاب مجمع الشتات و...اشاره کرد. مولف در نقل مطالب از منابع، امانت را رعایت کرده و تحقیقی مفید و ارزشمند ارایه می دهد که در نشر و تبلیغ اسلامی، رد شبهات مخالفان و تبیین مسایل مطرح شده در اجتماع با اسلوبی علمی و متین، مقام برجسته و والایی دارد. کتاب برهان قرآن، تنها کتاب او به زبان فارسی است که بعد از شهادتش در ۱۳۸۰ خورشیدی به چاپ رسید. این کتاب مطالب ارزنده ای چون کیفیت نزول قرآن، جمع آوری و اعراب گذاری قرآن، جهان آفرینش، محکم و متشابه و مطالب دیگری را در بر دارد و در ۱۲ فصل تنظیم و نگاشته شده است.(۳) در توصیف جنبه علمی شهید اشرفی اصفهانی، رهبر فقید انقلاب وی را جامع علم مفید دانستند زیرا این شهید محراب در علومی از جمله ادبیات، اصول، فقه، فلسفه، حکمت و تفسیر تخصص داشت. مطالعات وی در آخرین سال های حیات بیشتر بر علوم قرآنی و مطالعه تفسیر شیعه و سنی متمرکز بود و کتاب البیان را نیز در همین دوران نوشت، کتابی که انتشارش در دوران حیات وی میسر نشد. وی بیش از ۴۰ سال به تدریس سطوح عالیه و خارج فقه و اصول و اقامه جماعت و تاسیس مدارس و مراکز علمی مدرسه عصمتیه و مدرسه علمیه امام باقر(ع) و موسسه تعلیماتی امام صادق(ع) و احیا و رسیدگی به موقوفات و ضبط و مصرف صحیح عواید آن و پاسخگویی به مشکلات دینی علما و مومنان که به نزد او مراجعه می کردند و احیای شعائر دینی و مذهبی پرداخت و وجودش شمع محفل مردم متدین بود.(۴)   نقش آفرینی در دفاع مقدس شهید اشرفی در دوران جنگ تحمیلی به تشویق مردم برای پذیرایی از جنگ زدگان در استان کرمانشاه سخت همت گماشت. جذب کمک های مردمی، سازمان دهی اردوگاه جنگ زدگان از جمله کارهای او به شمار می رود. وی در دوران بمباران خوشه‌ای که توسط هواپیماهای متجاوز بعثی انجام می‌شد، هرگز کرمانشاه را ترک نکرد بلکه نخستین فردی بود که پس از رفع محاصره آبادان به آن شهر شتافت. وی بارها به استان‌های جنوبی و کردستان رفت تا با حضور خویش در مناطق جنگی به رزمندگان روحیه بخشد. در ماجرای دستگیری امام راحل در اوایل نهضت نیز او از حامیان ایشان بود و تا آخر عمر هم به امام وفادار باقی ماند. یکی از بزرگترین دغدغه های شهید محراب، دفاع از اصل ولایت فقیه بود که دشمن از حضور آن در کانون سیاست و رهبری به شدت هراسان بود و از روز تصویب این اصل در قانون اساسی با تمام قدرت برای حذف و تخریب آن مشغول شد. شهید اشرفی با شناخت از این اصل به دفاع از آن پرداخت تا جایی که اظهار داشت: «تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خونی که در بدن ما ائمه جمعه است از ولایت فقیه به رهبری امام امت و شخص امام حمایت خواهیم کرد و از هیچ قدرتی هم وحشت نداریم.» (۵) شاید بتوان گفت یکی از مهمترین ابعاد حیات سیاسی آیت الله اشرفی اصفهانی تاکید بر اتحاد شیعه و سنی برای مقابله با حرکت واگرایانه میان بخش های مختلف جامعه اسلامی بود. اتحادگرایی از بزرگترین دغدغه های او به شمار می رفت. در سنگر محراب به دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب می پرداخت و با نشان دادن چهره دشمن و جداکردن خط آن از خط امام راحل اذهان ملت را بیدار می کرد و فعالیت های ضد انقلاب را ناکام می گذاشت. دشمن که با پیروزی انقلاب اسلامی، موقعیت و منافعش را از دست داده بود، برای کسب منافع گذشته به طراحی توطئه ها و اقدامات بسیاری علیه انقلاب اسلامی می پرداخت که این شهید محراب همواره با هوشیاری می کوشید تا این توطئه ها را خنثی سازد و با شفاف سازی چهره و نیت آنها، مردم را آگاه و دست دشمنان را از جامعه کوتاه کند. سرانجام شهید آیت‌الله اشرفی اصفهانی چهارمین شهید محراب با تمام نیرو در برابر خطوط انحرافی ایستاد و حلم و استقامت آن شهید از وی انسانی آگاه به زمان ساخته بود به گونه ای که همیشه با مقتضیات زمان پیش می‌رفت و در آن دوران که پیروی از ولایت فقیه در طلیعه وظایف بود به معرفی امام خمینی(ره) مبادرت می ورزید، بارها به فرزندانش می فرمود: «تقویت امام، تضعیف کفر و تضعیف امام تقویت کفر است.»‌ این عالم مجاهد سرانجام در ۲۳ مهر ۱۳۶۱ خورشیدی در اثر انفجار نارنجک توسط یکی از منافقین کور دل به درجه رفیع شهادت نایل آمد و خون پاک خود را تقدیم اسلام کرد. پی نوشت: ۱- محراب خونین، باختران، محمد اشرفی اصفهانی، سروش، تهران، ۱۳۶۲ ۲- پیام انقلاب، ش ۷۰ ۳- یاران امام به روایت اسناد ساواک، ص ۱۰ ۴- یاران امام به روایت اسناد مکتوب، ص ۱۵ ۵- مشایخی، مهدی، پاسداران اسلام، قم: انتشارات موسوی ۱۳۶۷ ش

more_vert اکبر عالمی استاد هنرِ هفتم

ادامه مطلب

closeاکبر عالمی استاد هنرِ هفتم

روزنامه همدلی در مطلبی آورد: کرونا اکبر عالمی را هم از فرهنگ ایران گرفت؛ مرد دوست‌داشتنی، موقر و تأثیرگذار را که هم یک مجری و کارشناس تراز اول برنامه‌های تلویزیونی، هم یک مستندساز کاربلد و انسانی فرهنگی به معنای دقیق کلمه بود. روزنامه همدلی ۲۳ مهر یادداشتی به قلم علی نامجو نویسنده منتشر کرد در گزیده ای از آن می خوانیم: مرد خاطره‌ساز سینمای مستند، ۱۰ مهرماه ۱۳۹۹برای ساخت یک مستند راهی بیمارستانی شده بود که با وجود رعایت پروتکل‌های بهداشتی، او و سه همکار دیگرش همگی به کووید ۱۹ مبتلا شدند. این گوینده توانمند، فارغ‌التحصیل رشته سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک و همچنین دارای مدرک دکترای سینما از انگلستان بود. دکتر اکبر عالمی، استاد دانشگاه تربیت مدرس هم بود و از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۶ در فرهنگستان هنر و فرهنگستان زبان و ادب فارسی عضویت داشت. حدود ۳۰سال پیش، یعنی آن‌وقتی که تلویزیون فقط دو شبکه داشت، برنامه‌ای تخصصی در حوزه‌ سینما بانام «هنر هفتم»، پخش می‌شد که فصل تازه‌ای از برنامه‌سازی در تلویزیون ایران به‌حساب می‌آمد. «هنر هفتم» زنده‌یاد اکبر عالمی هر هفته پنجشنبه‌شب‌ها از شبکه اول سیما پخش می‌شد و در مدت‌زمان کوتاهی از آغازش توانست مخاطبان سینما به‌ویژه کسانی را که به تاریخ سینما علاقه‌مند بودند، به سمت خود بکشد. «هنر هفتم» با اجرای دکتر اکبر عالمی در آن روزگار، در حقیقت آغازگر برنامه‌های نقد و تحلیل در حوزه سینما در سیما به‌حساب می‌آمد، اما با برنامه‌های امروز سینمایی تلویزیون یک تفاوت عمده داشت؛ علاقه‌مندان به سینما در هنر هفتم می‌توانستند فیلم‌های مهم تاریخ سینما را به‌طور کامل تماشا کنند. زنده‌یاد عالمی درباره تولید برنامه هنر هفتم می‌گفت که او و همکارانش با خون‌جگر آن را تولید می‌کرده‌اند. این مدرس کهنه‌کار و مستندساز قدر حوزه سینما درباره راه‌اندازی آن برنامه گفته بود: «در آغاز دهه هفتاد مدیر وقت شبکه یک سیما از من دعوت کرد تا در جلسه‌ای حضور داشته باشم. آنجا، از من خواست تولید محتوا و اجرای برنامه «هنر هفتم» را قبول کنم. مدیر شبکه یک این را هم گفت که به دلیل مشکلات مالی امکان خرید آثار سینمایی جدید وجود ندارد و به همین خاطر می‌شود فیلم‌هایی را که بیش از ۳۰ سال از تاریخ ساختشان گذشته، از آرشیو بیرون کشید و با نگاهی تحلیلی به آن‌ها بار دیگر در تلویزیون اکرانشان کرد. گاهی پیش می‌آمد، فیلم‌هایی را انتخاب می‌کردیم که هفت بار از تلویزیون پخش شده بود و برای بار هشتم از برنامه «هنر هفتم» پخش می‌شد!»روانشاد دکتر اکبر عالمی اعتقاد داشت که مجری‌های برنامه‌های تلویزیونی باید وقت بیشتری را در اختیار مهمان برنامه قرار بدهند. او دراین‌باره می‌گفت: «میزبان حق ندارد بیشتر از مهمان دستش را در سفره دراز کند و همیشه باید بیشترین زمان را به مهمان بدهد. شخصاً به‌عنوان مجری برای هر قسمت از برنامه «هنر هفتم» گاه چند جلد کتاب می‌خواندم تا بتوانم برنامه را خوب پیش ببرم.»