more_vert ورک استیشن چیست و این رایانه ها چه مزایا و چه معایبی برای کاربران دارند؟

ادامه مطلب

closeورک استیشن چیست و این رایانه ها چه مزایا و چه معایبی برای کاربران دارند؟

ورک استیشن و یا Workstation به رایانه های قدرتمندی گفته می‌شود که امکان پردازش‌های سنگین را برای یک و یا چند کاربر به وجود می‌آورند. در این مقاله به این مسئله می‌پردازیم که ورک استیشن چیست، و کامپیوتر ورک استیشن چطور کار می‌کند و چطور سیستم ورک استیشن می‌تواند به کاهش هزینه‌ها منجر شود. تعریف ورک استیشن (Workstation) چیست ؟ یک ورک استیشن یا Workstation که به اختصار به آن (WS) می‌گویند، یک کامپیوتر اختصاصی است برای یک یا گروهی از کاربران است که می‌خواهند در یک کار حرفه‌ای و یا تجاری وارد شوند و فعالیتی را به صورت گروهی انجام دهند کامپیوتر استیشن می‌تواند از یک یا چند نمایشگر رزولوشن و پردازنده‎های با قدرت پردازش بیشتر از کامپیوترهای شخصی (PC) تشکیل شده باشد. یک ورک استیشن توانایی انجام چندین کار به صورت همزمان را دارد. این توانایی بیشتر از توانایی رایانه‌های شخصی است. این توانمندی به خاطر اضافه شدن تعداد RAM بیشتر، و نیز افزایش داریوهای مختلف به دست می‌آید. در عین حال این دسته از رایانه‌ها می‌توانند از آداپتورهای با سرعت بالا و یا سایر ابزارهای جانبی با قدرت بالاتر بهره ببرد. عبارت ورک استیشن ممکن است، برای اشاره کردن به یک ترمینال ماین‌فریم که در یک شبکه محلی (LAN) استفاده می‌شود به کار گرفته شود. این رایانه ممکن است منابع شبکه را با یک و یا چند رایانه بزرگ و یا سرورهایی که در شبکه قرار گرفته‌اند، به اشتراک بگذارد. سیستم ورک استیشن چیست؟ ورک استیشن معمولا از طراحی استفاده می‌کند، که برای کار با داده‌های پیچیده و تصویرسازی از آن‌ها بهینه‌‌سازی شده‌اند. برای مثال می‌توان به رندر کردن تصاویر، ویرایش عکس‌ها، نقشه‌کشی به کمک کامپیوتر (CAD)، انیمیشن‌سازی و ارائه نمودارهای ریاضی پیچیده اشاره کرد که می‌توانند حجم پردازشی زیادی را به خود اختصاص دهند. سیستم ورک استیشن برای اولین بار در بخش‌های صنعتی توسعه پیدا کرد، تا به بازار ابزارها و تجهیزاتی را ارائه دهد که بتواند امکان همکاری بین تیم‌ها و یا انجام کارهای سنگین را مهیا کند. این فعالیت‌ها شامل ساخت تصاویر سه بعدی، بهره‌گیری از چند نمایشگر، و یا انجام محاسبات با سرعت بالاتر و نیز انجام ذخیره‌سازی در مقیاس انبوه می‎شد. در نهایت، با به وجود آمدن رایانه‌های شخصی که قابلیت خوبی را برای انجام کارهای گروهی به بازار ارائه دهند، استفاده از این رایانه‌ها کاهش پیدا کرد و توجه بیشتری به سمت رایانه‌های شخصی قوی‌تر و استفاده از فناوری‌های مجازی‌سازی معطوف شد. اضافه بر این، هزینه‌هایی که بین یک ورک استیشن با کیفیت خوب و یک رایانه شخصی با آخرین فناوری‌ها، بسیار کم شده است. این دسته از رایانه‌ها با قدرت کم، از پردازنده‌های کم قدرت اینتل و یا AMD استفاده می‌کنند، در حالی که رایانه‌های شخصی ممکن است از پردازنده‌های فوق‌العاده قوی این شرکت‌ها بهره ببرند، در نتیجه این رایانه‌ها قدرت پردازشی بالاتری را به شما ارائه می‌کنند. در برخی از مواقع به رایانه‌های شخصی که از قدرت سخت‌افزاری بسیار بالایی بهره‌مند هستند، به عنوان یک ورک استیشن یاد می‌شود اما ممکن است که این رایانه‌ها توانایی ارتباط بین کاربران را نداشته باشند. تجهیزاتی که برای ایجاد یک ورک استیشن نیاز داریم عبارتند: یک RAM با قابلیت تصحیح خطا (EEC) که می‌توانند از بروز خطا در پردازش‌های سنگین جلوگیری کند.سوکت‌های اضافی برای اضافه کردن اسلات‌های رم بیشتر که امکان پردازش بهتر را مهیا می‌کند.استفاده از چند سوکت پردازنده که بسته به نوع مادربرد می‌تواند تا چهار پردازنده را پشتیبانی کند.داشتن چند خروجی گرافیکی برای نمایش تصویر در چند نمایشگر و یا نمایشگرهای خاص؛یک سیستم عامل قابل اعتماد با ساختارهایی که بتواند نیازمندی‌های کاربران را رفع کند.کارت‌های گرافیکی با سرعت و عملکرد بالا برای دریافت تصویرهای با کیفیت‌تراکنون انواع این رایانه‌ها از شرکت‌های نظیر HPE، سامسونگ، IBM، اپل و مایکروسافت در بازار وجود دارند. تمامی این ورک استیشن ها گرچه در ساختاربندی‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری خودشان متفاوت هستند، اما در هدف، همگی برای ارائه قدرت پردازش‌های بالا به گروهی از کاربران طراحی شده‌اند. مزیت استفاده از این رایانه‌ها سیستم این رایانه‌ها این قابلیت را دارد که به راحتی به عنوان یک منبع سخت‌افزاری قوی بین چند کاربر به اشتراک گذاشته شود. اگر در پروژه‌ای استفاده از یک نرم‌افزار و یا بانک اطلاعاتی مد نظر باشد، ورک استیشن ها می‌توانند به راحتی این نیاز را مرتفع کنند. یکی از مهمترین مزایای ورک استیشن ها امکان استفاده چندین کاربر از یک نرم‌افزار است. در نرم‌افزارهای صنعتی و یا تخصصی که قیمت‌های بسیار بالایی دارند، کاربران می‌توانند به یک نسخه اشتراکی دسترسی داشته باشند، در نتیجه هزینه استفاده از پروانه نرم‎افزار کاهش پیدا می‌کند. مزیت بعدی استفاده از این رایانه‌ها، داشتن نظارت کامل و جامع بر روی فعالیت کاربران است. با این کار هزینه استفاده از سیستم‌های فایروال، آنتی ویروس‌ها و سایر تجهیزات امنیتی کاهش پیدا می‌کند و می‌تواند به راحتی بر روی کاربران نظارت داشت. معایب استفاده از این رایانه‌هایکی از مهمترین معایب ورک استیشن ها هزینه‌های سخت‌افزاری آن‌ها است. در یک ورک استیشن باید از سخت‌افزارهای قوی استفاده شود که این به معنای افزایش هزینه‌های راه اندازی آنها است. در عین حال این رایانه‌ها امکانات زیادی را برای اشتراک منابع در اختیار کاربران قرار نمی‌دهند و در نهایت در یک سطح متوسط از ارائه کاربری و اشتراک‌گذاری باقی می‌مانند. حتی با افزایش تعداد کاربران سرعت آن‌ها کاهش پیدا می‌کند. به خاطر توسعه‌هایی که در زمینه دیتاسنترها، سرورها و مجازی سازی اتفاق افتاده است، اکنون هزینه‌های این فناوری‌ها بسیار کاهش یافته است و به همین خاطر به عنوان رقیب جدی برای ورک استیشن‌ها محسوب می‌شوند. ورک استیشن یا Workstation که به اختصار WS نامیده می‌شود، در واقع یک رایانه با قدرت بالاست که امکان مشارکت چند کاربر برای انجام یک کار حرفه‌ای و یا تجاری را میسر می‌سازد. این رایانه‌ا ممکن است به عنوان ماین‌فریم در یک شبکه محلی (LAN) قرار بگیرند. این رایانه‌ها از سخت افزارهای قوی برای انجام فعالیت های خودش بهره می‌برد. برای داشتن یک سیستم ورک استیشن خوب نیازمند استفاده از سخت افزارهای قوی هستیم. در حال حاضر پردازنده‌های قوی برای سرورها و این رایانه‌ها طراحی شده است که از قدرت بالای پردازشی بهره‌مند هستند. همچنین در زمینه مادربردها، رم ها و کارت‌های گرافیکی نیز توسعه‌های خوبی صورت گرفته است. با این حال قیمت یک ورک استیشن خوب تفاوت زیادی با استفاده از یک رایانه خوب و قوی ندارد. تنها تفاوت در اینجا امکان اشتراک رایانه شخصی بین چند کاربر است. این رایانه‌ها با ارائه سخت‌افزارهای قابل اشتراک می‌توانند سبب تسریع فعالیت‌های اشتراکی شود. همچنین به خاطر اشتراک در استفاده از نرم‌افزارها، هزینه پروانه بهره‌برداری نرم‌افزارهای تخصصی را کاهش می‌دهند. در عین حال، امنیت بیشتری را به کاربران و مدیران رایانه ارائه می‌کنند. این رایانه‌ها در کنار مزایای خود معایبی هم دارند. ابتدا هزینه‌های بالا برای داشتن یک ورک استیشن است. دوم محدودیت در تخصیص منابع است که ممکن است تعداد کاربران را محدود کند و در نهایت کاهش هزینه‌ها در فناوری‌های جایگزین است که می‌تواند سبب شود استفاده از ورک استیشن چندان معقول به نظر نرسد. در این متن با اهمیت این رایانه‌ها آشنا شدیم و معایب آن را بررسی کردیم. در قسمت‌های آینده با فناوری های وابسته به سرورها و بقیه رایانه‌ها بیشتر آشنا خواهیم شد. و به شما راهکارهای بهتری را برای اشتراک منابع سخت‌افزاری و افزایش قدرت‌های سخت‌افزاری ارائه خواهیم داد. همانطور که در بالا گفتیم. ورک استیشن و یا سرور نیازمند بهره‌مندی از تجهیزات سخت‌افزاری متعددی است. در فروشگاه آی تی باز شما می‌توانید مجموعه نسبتا کاملی از انواع سخت‌افزارهای روز دنیا برای دیتاسنترها را بیابید. در کنار هر محصول توضیح کامل و جدول مشخصاتی ارائه شده است که می‌تواند به شما امکان انتخاب بهترین‌ها را بدهد. همچنین در قسمت وبلاگ آی تی باز نیز می‌توانید با فناوری‌های وابسته و یا آخرین اخبار دنیای فناوری آشنا شوید. سوالات متداولورک استیشن چیست؟ ورک استیشن یا Workstation که به اختصار به آن «WS» نیز گفته می‌شود، یک رایانه اختصاصی است که برای یک و یا گروهی از کاربران طراحی شده است که با کمک آن می‌توانند یک فعالیت حرفه‌ای و یا تجاری را انجام دهند. این رایانه‌ها از قدرت پردازشی بالایی بهره‌مند هستند. چه تفاوتی بین رایانه‌های شخصی و ورک استیشن ها هست؟ ورک استیشن ها رایانه‌های قوی هستند که امکان به اشتراک‌گذاری منابع سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خود بین چند کاربر هستند. همچنین می‌توانند از دیگر منابع سخت‌افزاری در شبکه استفاده کنند. با این حال رایانه‌های شخصی یا PC ها نیز ممکن است از قدرت سخت‌افزاری خوبی بهره‌مند باشند اما امکانات محدودتری را در زمینه به اشتراک‌گذاری منابع خود داشته باشند. در زمینه قیمت نیز بسته به تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری استفاده شده در این دو، ممکن است قیمت‌ها متفاوت باشند. از ورک استیشن در چه فعالیت‌های استفاده می‌شود؟ ورک استیشن ها معمولا به این صورت طراحی شده‌اند که بتوانند با داده‌های پیچیده و سنگین کار کنند. از این رایانه‌ها در رندر کردن تصاویر، ویرایش عکس ها، نقشه کشی به کمک کامپیوتر، انیمیشن سازی و ارائه نمودارهای ریاضی پیچیده استفاده می شود. این فعالیت ها حجم پردازشی زیادی را به خود اختصاص می دهند. همچنین زمانی که نیازمند دریافت خروجی های خاص مانند استفاده از چند مانیتور باشیم نیز می توانیم از ورک استیشن ها استفاده کنیم. چه سخت افزارهایی برای داشتن یک ورک استیشن مورد نیاز است؟ داشتن رم های با قابلیت تصحیح خطا (EEC)، سوکت های اضافه برای نصب رم های بیشتر، سوکت های بیشتر برای نصب پردازنده که می تواند به چهار پردازنده برسد، مادربرد با کیفیت، کارت گرافیکی با خروجی گرافیکی کارآمد و چندگانه، کارت شبکه مناسب و در نهایت سیستم عامل قوی که ساختاربندی های نرم افزاری را داشته باشد برای این دسته از رایانه‌ها مورد نیاز است. مزایا و معایب ورک استیشن چیست؟ مهمترین مزیت های ورک استیشن، اشتراک در منابع سخت افزاری و نرم افزاری، امکان بهره مندی اشتراکی از نرم افزارهای تخصصی و بانک های اطلاعاتی و کاهش هزینه های امنیتی است. و از مهمترین معایب آن نیز هزینه راه اندازی نسبتا گران، کاهش سطح و سرعت منابع در حال استفاده در زمان اضافه شدن کاربران و نیز هزینه های غیر منطقی در برابر فناوری های جایگزین مانند مجازی سازی و سرور های است.

more_vert با استارت آپ بیشتر آشنا شویم

ادامه مطلب

closeبا استارت آپ بیشتر آشنا شویم

شرکت نوپااستارت آپ به شرکت و یا کسب و کاری گفته می‌شود که به تازگی ایجاد شده است و شرکتهای استارتاپی معمولا در نتیجه تفکر و راه‌کارهای کارآفرینی تاسیس میشوند و رشد سریعی دارند و در جهت تولید راه حلی نوآورانه و دوام‌پذیر برای رفع یک نیاز در بازار شکل گرفته‌است.استارت آپ ها معمولاً مبتنی بر ایده‌هایی نوین و ریسک‌پذیر شکل میگیرند که مدل کسب و کارشان مشخص نیست و بازار هدفشان نیز در حد فرض است. شرکت‌های استارتاپی می‌توانند در هر حوزه‌ای ایجاد شوند، ولی اغلب به شرکت‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و در زمینه تکنولوژی فعالیت می‌کنند.استارت آپ (Start-Up) رویکرد و مفهومی‌ست، که در کمتر از یک دهه توانسته است در دنیای کارآفرینی، انقلاب بزرگی کند. اینکه بتوان بر اساس یک ایده درآمدزا، سیستم و یا سازمانی را متولد کرد و به آستانه رشد و سرمایه گذاری رساند. استارتاپ SatrtUp در فارسی به شرکتهای نوپا ترجمه شده است همه اختراعات و کسب و کارهای استارت آپی اینطور به وجود می‌آیند: از یک نیاز یا یک مشکل! شما از برق بگیرید تا تلفن، اینترنت و یا حتی پی‌پال (سامانه انتقال وجه آمریکایی)! همه این‌ها برای رفع یک نیاز یا یک مشکل درست شده‌اند! در اصل استارت آپ همین است! بله به این سادگی. استارت آپ یک کسب‌و‌کار نوپایی است که برای رفع یک مشکل یا نیاز درست می‌شود.البته جدیدا می‌بینید که استارتاپ‌های اینترنتی خیلی زیاده شده‌اند ولی همه آن‌ها برای حل یک مشکل نیستند. خیلی از استارت آپ‌ها هدف‌شان راحت‌تر کردن کاری است که ما انجام می‌دهیم. مثلا شما اسنپ را در نظر بگیرید: قبل از اسنپ همه می‌توانستند تاکسی تلفنی بگیرند و مشکل خاصی هم وجود نداشت. اما اسنپ این کار را خیلی راحت کرده و تبدیل به یک استارت آپ موفق شده است.استارتاپ به چه نوع کسب و کارهایی استارتاپ گفته می شود؟استارتاپ یک کسب و کاری است که قسمتی از آن مبتنی بر فناوری است. هر کسب و کار که بر پایه فناوری است، لزوما استارتاپ نیست، ولی همه استارتاپ‌ها به طرزی از وب، موبایل، اینترنت و تکنولوژی های جدید استفاده می‌کنند تا رشد بالایی داشته باشند و به تعداد کاربران بالایی برسند. استارتاپ‌ها چیز عجیب غریبی نیستند که بعد از مدتی از «مد» بیافتند.تنها وقتی حباب استارتاپ‌ها خواهد ترکید که چه در ایران، چه در سیلیکون ولی، مشتری‌ها از استفاده از تکنولوژی خسته بشوند. مثلا اگر یکی از مشتریان ثابت آمازون با خودش فکر کند که، نه خرید از طریق سایت آمازون همچین هم خوب نیست و ترجیح بدهد سوار ماشین شده، در ترافیک بشیند و به یک فروشگاه فیزیکی رفته و لپ تاپ جدیدش را حضوری با پول نقد بخرد. در آن حالت، احتمال سقوط استارتاپ‌ها بسیار بالا خواهد بود. در غیر این صورت به از مد افتادن این کلمه امیدوار نباشید.احتمال بالای شکست باعث شده است که استارتاپ‌ها به روش‌های چابک و ناب، بیشتر و بیشتر رو بیاورند. بجای اینکه از روز اول شرکتی ثبت کنند و سر سهم شراکت با هم دعوا کنند، یک گروه موقت تشکیل میدهند که از طریق آزمون و خطا، راه‌های مختلفی را امتحان کند. بجای اینکه 6 ماه درب اتاق خود را ببندند و کد بزنند، در ظرف 6 روز یک محصول اولیه ای به تعدادی مشتری عرضه میکنند تا ارزش‌های محصول خود را با توجه به بازخورد مشتریان بسنجند. بجای اینکه طرح تجاری 100 صفحه‌ای تالیف کنند و سعی کنند پنج سال آینده را پیش بینی کنند، در 10 ساعت مدل تجاری خود را بر روی بوم کسب و کار پیاده می‌کنند و قدم به قدم با مصاحبه با مشتریان اولیه خود، به اعتبارسنجی فرضیات کسب و کارشان می‌پردازند. استارتاپ‌ها لازم است با برداشتن قدم‌های کوچک‌تر، حساب شده‌تر و با ریسک پایین‌تر جلو بروند. تعریف آکادمیک یک استارتاپ می‌شود: یک سازمان موقت که در جستجوی یک مدل تجاری مقیاس پذیر و پایدار است. استارت آپ چه تفاوتی با سرمایه گذاری های دیگر دارد؟مبنای شروع کار استارت آپ ها یک ایده خلاقانه و نوآورانه می باشد.به دلیل همین خلاقیت، استارت آپ ها گاها رقیب ندارند! بنابراین بیشتر از رقابت کردن، باید تمرکز اصلی شان بر روی آگاهی رسانی از ایده شان و اجرای کم نقص آن باشد. معمولا بنیان گذاران آن مشکل مالی دارند و سرمایه اولیه شان را با وام، قرض و یا پس اندازی اندک شروع می کنند. تفاوت استارت آپ با کسب و کارهای دیگرمعمولا همه فکر می کنند استارتاپ ها بر پایه ایده نوآورانه و خلاقانه ای راه اندازی می شوند که در قسمت تعاریف متوجه شدید که همه استارتاپ ها اساسا اینطور نیستند!معمولا استارتاپ ها به گونه‌ای هستند که کمتر کسی می تواند از آن کپی کند و در این صورت است که اکثر آن ها کم رقیب یا حتی بی رقیب ظاهر می شوند. اما تمرکز اصلی استارت آپ ها روی صحیح دیده شدن و همچنین بیشتر دیده شدن است. چون قرار است ایده شان برای رفع نیاز افراد زیادی کاربرد داشته باشد.معمولا استارت آپ ها برای راه اندازی نیاز به سرمایه زیادی دارند و به خاطر همین مورد هم اکثرا استارت آپ ها با حمایت مالی و سرمایه گذار کارشان را شروع می کنند. امروزه شرکت‌های زیادی با عنوان شتاب دهنده که به راه اندازی کسب و کارهای نوپا و استارت آپ ها کمک می کنند وجود دارند.یکی از تفاوت های استارت آپ ها با دیگر کسب و کارهای اینترنتی در این است که استارت آپ ها قابلیت مقیاس پذیری دارند. مقیاس پذیری به رشد کسب و کار نسبت به هزینه‌های آن گفته می‌شود که این رشد به صورت کاملا نامتناسب است.استارتاپ شتاب دهنده استارت آپ ها دقیقا چه کار می کنند؟شتاب دهنده ها که طی چند سال گذشته تعدادشان در کشور ما افزایش یافته است کار اصلی شان سرمایه گذاری روی استارت آپ ها است. در واقع شتاب دهنده ها در قبال سرمایه گذاری روی ایده های نو و کاربردی استارت آپ ها درصدی از مالکیت آن ها را می گیرند. شتاب دهنده ها علاوه بر سرمایه گذاری روی استارت آپ ها خدماتی مثل آموزش دادن توسط متخصصین آن حوزه را در اختیار صاحب ایده ها قرار می دهند. معمولا شتاب دهنده ها شانس به موفقیت رساندن استارت آپ ها را افزایش می دهند.شتاب دهنده ها از ابتدای شروع کار یک استارت آپ یعنی ارائه محصول اولیه یا نسخه دمو تا مراحل پایانی و پیشرفته تر همراه آن ها هستند.البته شتاب دهنده‌ها فقط از ایده‌های خام استقبال نمی‌کنند. یعنی فکر نکنید کسی که فقط ایده‌ای داشته باشد هر چند ناب می‌تواند از شتاب دهنده ها کمک بگیرد. بعضی از دوستان فکر می کنند شتاب دهنده ها خریداران ایده ها هستند. در صورتی که اصلا اینطور نیست ! باید ایده همراه با طرح توجیحی باشد تا شتاب دهنده‌ها بدانند قرار است روی چه ایده و استارت آپی سرمایه گذاری کنند. شتاب دهنده ها یک پشتیبان و راهنمای خوب برای راه اندازی و به موفقیت رساندن استارت آپ ها هستند.

more_vert ده گام برای راه اندازی یک استارتاپ

ادامه مطلب

closeده گام برای راه اندازی یک استارتاپ

برای ساخت یک کسب و کار یا استارت آپ موفق و رسیدن به موفقیت گام‌هایی وجود دارد که به طور مختصر به برخی از آن‌ها می‌پردازیم. گام اول: کسب و کار خود را در ذهن بسازید و بدون هیچ محدودیتی آینده شرکت خود را ترسیم کنید. گام دوم: به دنبال ایده‌های ناب و پرسود باشید، بازار را مطالعه و بررسی کنید و یک تیم مرکزی برای خود انتخاب کنید. گام سوم: انتخاب نامی مناسب برای ایده و طرح خود و نوشتن بیزینس پلن برای جذب سرمایه و تعیین اهداف سومین گام است. گام چهارم: گام چهارم راه اندازی کسب و کار ، شروع به تولید و خدمت رسانی و انتخاب متخصص برای هر بخش می‌باشد. گام پنجم: گام بعدی گسترش و رشد فعالیت و اندازه گیری آن است. (استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای توسعه سریع‌تر پیشنهاد می‌شود) گام ششم: به دنبال جذب سرمایه و گرفتن مجوزهای قانونی برای کسب و کار خود باشید. گام هفتم: برای گسترش کسب و کار خود بهترین افراد را بیابید و استخدام کنید. وظایف را تقسیم کنید و تیمی قوی برای ادامه کار خود بسازید. گام هشتم: کسب و کار خود را به شرکت تبدیل کنید و به کارتان رسمیت ببخشید. گام نهم: بازاریابی و تبلیغات گسترده را برای جذب مشتری، افزایش فروش و درآمدزایی شروع کنید. گام دهم: بعد از جذب مشتری به دنبال نگه داشتن مشتری و تثبیت سود خود باشید. این گام‌های مورد نیاز برای راه اندازی یک استارت آپ می‌باشد.

more_vert ایده های استارت آپ چگونه به ذهن خطور می کند؟

ادامه مطلب

closeایده های استارت آپ چگونه به ذهن خطور می کند؟

همه ایده های استارت آپ در واقع از یک نیاز شروع می شوند که به آن پاسخ مناسبی داده نشده است و یا راه حل های موجود، آن طور که بازار یا جامعه توقع داشته نیاز را برطرف نمی نکرده و یا اینکه راه حل های نیاز یا مشکل به راحتی در دسترس نیستند. ایده های استارت آپ ممکن است از یک نمونه خارجی که در کشور ما وجود ندارد نشأت بگیرد و ما تصمیم بگیریم آن سازو کار را در کشور خودمان نیز ایجاد کنیم . مانند فروشگاه آنلاین دیجی کالا که ایده آن از نمونه خارجی فروشگاه آنلاین آمازون گرفته شده است ( که بیشتر استارت آپ ها در ایران به این گونه می باشند ) و یا اینکه به صورت یک جرقه در ذهن افراد زده شده و با پیگیری به مرحله ظهور رسیده است. مانند سامانه سوخت رسانی آنلاین پیدو که یکی از بهترین خدمات ارائه شده درعصر حاضراست.در واقع ما برای خلق ایده های استارت آپ از هر فرصتی می توانیم استفاده می کنیم. آیا همه ایده های استارت آپ ها سرانجام به موفقیت می رسند؟در واقع پاسخ رک و راست به این سوال خیر می باشد. در عصر حاضر ایده های استارت آپ بسیار زیادی وجود دارند که در همان ابتدای کار مردود شده و یا پس از گذشت زمان و پرداخت هزینه زیادی با شکست مواجه می شوند. در لحظه ای که شما شروع به معرفی ایده های استارت آپ خود می کنید ممکن است با واکنش خندیدن یا مسخره کردن از جانب دیگر افراد مواجه بشوید اما این ها مهم نیستند. مهم این است که شما مدت زمانی را صرف فکر کردن و برنامه ریزی همه جانبه و آزمودن فرضیات خود برای ایده های استارت آپ تان کنید تا احتمال شکست کاهش پیدا کنید.این را هم بدانید که اگر شما با ترسی که از شکست دارید این ایده را عملی نکنید، سرانجام افرادی شجاع تر از شما پیدا می شوند و این ایده های استارت آپ را به کار گرفته و آن را می پرورانند. آن روز شما چه حالی دارید؟! آیا ایده های استارت آپ موفق دنیا که در ابتدا بسیار خنده دار به نظر می رسیدند را می شناسید؟فیسبوکایده فیسبوک در ابتدا فقط یک شبکه اجتماعی ساده بود که تنها کاربردش برای به اشتراک گذاشتن مطالب در میان دانشجویان درس خوان دانشگاه هاروارد در نظر گرفته شده بود اما با گذر زمان دیگر افراد تمایل زیادی برای عضو شدن در فیسبوک برای ارتباط با یکدیگر در سراسر جهان از خود نشان دادند و این گونه بود که فیسبوک تبدیل به یکی از ایده های استارت آپ موفق دنیا شد. آمازوندر ابتدا قرار بود فقط یک فروشگاه آنلاین ساده برای فروش کتاب هایی باشد که ارسال را هم پس از چند روز انجام می دهد، خیلی مسخره به نظر میرسید که افرادی حاضر باشند با توجه به وضعیت آنلاین کارهای اعتباری، باز هم اعتماد کنند و کتاب بخرند! خنده دار تر این بود که حاضر بودند آن را پس از چند روز دریافت کنند! اما همین آمازون گسترش پیدا کرد و تبدیل به یک فروشگاه آنلاین که همه چیز می فروشد، شد و در زمره ایده های استارت آپ موفق دنیا به شمار می رود. اینستاگرامیکی دیگر از ایده های استارت آپ موفق است که در ابتدا قرار بود یه اپلیکیشن ساده باشد و افراد در آن جا بتوانند عکس یا فیلم خود را به اشتراک بگذارند. اما همه این کارها را در فیسبوک هم می تونستیم انجام بدیم! بنابراین اینستاگرام با یک نوآوری کوچک به ما قابلیت ادیت عکس ها و استفاده از انواع فیلترهارو هم داد و همین تغییر جزئی باعث موفقیت آن شد. البته بعدها ویژگی های اینستاگرام گسترش پیدا کرد و قابلیت های بیشتری مثل استوری، لایو ، آلبوم عکس ها و … رو دراختیار کاربران قرار داد که موجب برتری آن به دیگر شبکه های اجتماعی می شد. این ها تنها نمونه های اندکی از ایده های استارت آپ رایج دنیا هستند که در ابتدا با هدف کوچکی شروع شدند اما با تلاش مستمر به موفقیت های بزرگی رسیدند.

more_vert 10 ایده برای شروع استارتاپ

ادامه مطلب

close10 ایده برای شروع استارتاپ

فقط شروع کنید! بسیاری از ایده ها پس از شروع یک کار به ذهن می‌رسند زیرا پس از ارزیابی و سنجش می‌توان نقاطی که نیاز به کار دارند را شناسایی کرد.بفروشید! فروش، هنری است که درباره آن بارها و بارها نوشته شده است. فروش می‌تواند الهام بخش ایده برای شما باشد.از کسی بخواهید به شما توصیه ای کند و سپس خودش نیز آن را اجرا کند. کارکنان راه دور استخدام کنید. کارکنان قراردادی استخدام کنید. یک همکار پیدا کنید. با کسی کار کنید که شما را به سمت بی نهایت سوق می‌دهد. بر روی پول تمرکز نکنید.همچنین می‌توانید از چک لیست زیر برای سوق دادن ایده هایتان به سمت استارتاپ و ایجاد یک کسب و کار استفاده کنید. 10 نکته درباره‌ی چک لیستی از ایده‌های شروع استارت‌آپ1- ایده های خود را اصلاح کنید.با یک جست و جوی ساده بازار ایده خود را بررسی کنید. آیا این ایده از قبل وجود دارد و یا جدید است؟ اگر از قبل وجود دارد شما نسبت به شرکت های پیشتاز در این زمینه چه مزیتی دارید؟ کیفیت؟ قیمت کمتر؟ این ها همه سوالاتی است که پاسخ آنها با یک جست و جی ساده به دست می‌آید. 2- یک طرح کسب و کار بنویسید.هنگامی که قصد اجرایی کردن ایده خود را دارید لازم است به چند سوال پاسخ دهید. هدف از کسب و کار شما چیست؟ محصول خود را به چه کسی می‌فروشید؟ هزینه های استارتاپ خود را چگونه تامین می‌کنید؟ تمام این سوالات به وسیله‌ی یک طرح کسب و کار مناسب پاسخ داده می‌شوند. 3- امور مالی خود را ارزیابی کنید.شروع هر کسب و کاری نیاز به هزینه دارد. شما باید مشخص کنید چگونه این هزینه ها را تامین خواهید کرد و مهم تر در هر مرحله از کار چقدر هزینه لازم است صرف کنید؟ چک لیستی از ایده‌های شروع استارت‌آپاز چک لیست برای سوق دادن ایده هایتان به سمت استارتاپ و ایجاد یک کسب و کار استفاده کنید4- ساختار قانونی کسب و کار خود را تعیین کنید.قبل از آنکه شرکت خود را ثبت کنید، باید درباره‌ی نوع آن بحث کنید. ساختار شرکت شما برهمه‌ی فرآیندها و عملیات های بعدی شما تاثیر می‌گذارد. هرگونه انتخاب اشتباه باعث می‌شود دچار مشکل شوید. 5- کسب و کارتان را ثبت قانونی کنید.برای آنکه رسما در دنیای کسب و کار شناخته شوید باید از مراحل قانونی و فیلترهای آن عبور کنید. لازم است این کار دقیق صورت بگیرد و همه‌ی اسنادی که برای قانونی شدن شما لازم است فراهم شود. 6- یک بیمه نامه بخرید.هرچند که ممکن است عده‌ی زیادی این کار را هدر دادن پول بدانند، اما صاحب نظران این حوزه همیشه بر ساختن راه های برگشت مجدد تاکید کرده اند. شرکت، کسب و کار و یا استارتاپ شما لازم است در مقابل سرقت، حادثه و یا حتی رکود بیمه شود. برای این کار می‌توانید از یک مشاور بیمه کمک بگیرید. 7- تیم خود را تشکیل دهید.تنها درصورتی که قصد دارید تنها کار کنید نیاز بهاستخدام و یا تشکیل یک تیم ندارید. در غیر این صورت برای برداشتن یک گام مهم رو به جلو لازم است تیم خود را تشکیل دهید. جو زادواچکی، مدیر عامل و موسس MediaMath، می‌گوید:” کارآفرینان بایدبه عامل”مردم” همانقدر توجه کنند که به محصول یا خدمتشان توجه دارند.” 8- فروشندگان خود را انتخاب کنید.شما و تیمتان احتمالا قادر نیستید همه‌ی کارها را به تنهایی انجام دهید پس لازم است گروه سومی که فروشنده نامیده می‌شود وارد شود.لازم است محصول شما به نحوی ارائه شود، حال این کار را می‌توان با کمک یک شرکت انجام داد و یا با استخدام افرادی دیگر. 9- خودتان را تبدیل به یک برند کرده و تبلیغ کنید.برند و تبلیغ، دو عامل بسیار مهم و تاثیر گذار در رشد شما هستند که توضیح درباره روش های صحیح برند سازی و تبلیغات خارج از بحث ما در این مقاله است. 10- کسب و کار خود را رشد دهید.عمر هر استارتاپ به طور متوسط 3 سال در نظر گرفته میشود. درصورتی که این استارتاپ موفق باشد، پس از رشد دیگر یک استارتاپ نخواهد بود بلکه به عنوان یک شرکت و یا برند شناخته می‌شود.

more_vert استارتاپ چیست و چه تفاوتی با شرکت دارد؟

ادامه مطلب

closeاستارتاپ چیست و چه تفاوتی با شرکت دارد؟

استارتاپ استارتاپ یا استارت آپ در واقع به کسب و کار نوپایی گفته می شود که هسته اصلی تشکیل دهنده آن تعدادی از افراد متخصص و با انگیزه بالا برای کارآفرینی هستند. واژه استارتاپ آنقدر در ایران تبدیل به یک واژه باکلاس و خاص شده که اغلب کمپانی های بزرگ این اسم را به درست و غلط به خود نسبت می دهند و این موضوع باعث می شود معنای واقعی این کلمه برای ما چیزی جز یک علامت سوال نباشد. استارتاپ یک واژه قدیمی و جا افتاده در اکوسیستم هایی مانند سیلیکون ولی و یک واژه تقریبا جدید در اکوسیستم کارآفرینی ایران می باشد. در بسیاری از محافل دانشجویی می شنویم که حرف هایی درباره تشکیل استارتاپ گفته می شود و عده ای جوان قصد دارند استارت آپ خود راه بیاندازند و از این طریق کارآفرینی کنند. اما معنا و مفهوم واقعی این واژه چیست؟ در ادامه تعریف استارتاپ را از دید فعالان این حوزه خواهید دید : اریک ریس: استارتاپ نهادی است انسانی که برای خلق محصول یا خدمتی جدید در شرایط عدم قطعیت زیاد ایجاد شده است. دیو مک کلور: استارت آپ شرکتی است که درباره موارد زیر سردرگم است: ۱. محصولش چیست ۲. مشتریان آن چه کسانی هستند ۳. چگونه می تواند درآمدزایی کند اگر یک استارتاپ پاسخ سه پرسش بالا را بیابد از استارتاپ بودن فاصله می گیرد و به کسب و کاری واقعی (کمپانی) تبدیل می‌شود.   استیو بلنک: استارتاپ سازمانی موقتی است که در جستجوی یک مدل کسب و کار گسترش‌پذیر و تکرارپذیر است.   پاول گراهام: استارت آپ شرکتی است که ساخته شده تا به سرعت رشد کند. تازه نفس بودن هیچ شرکتی آن را به یک استارتاپ تبدیل نمی کند. برای استارت آپ بودن ،الزامی برای کار در زمینه فناوری و یا جذب سرمایه‌ و وجود ندارد و تنها نکته مهم رشد است. هرچیز دیگری که به استارتاپ ها نسبت می‌دهیم از رشد می‌آید. پیتر تیل: استارتاپ بزرگترین گروه از انسان ها که م ‌توانید آنها را برای ساخت آینده ای متفاوت متقاعد کنید. بنابراین تعریف استارتاپ برخلاف تصور عموم موارد زیر نیستند و تمامی این موارد در مورد معنای واژه استارتاپ اشتباه هستند : ۱٫ اپلیکیشن موبایل ۲٫ ۳ نفر جوان بی تجربه به همراه یک ایده ۳٫ فروشگاه اینترنتی و هر چیزی که قبلا پیاده سازی و آزمایش شده است. ۴٫ احداث یک شرکت که مشابه آن از قدیم وجود داشته است. جمع بندی : بنابراین می توان به عنوان یک جمع بندی گفت که استارتاپ به معنای تولید ارزشی جدید توام با شرایط عدم قطعیت بسیار برای مشتری است که باعث رفع حداقل یکی از مشکلات او می شود و زندگی را برای وی نسبت به گذشته آسوده تر می کند. بنابراین زمانی می توان از این واژه استفاده کرد که مشکلی از بخش یا کل جامعه شناسایی شده باشد و راه حلی مناسب برای آن نیز طراحی شده باشد. پس تا زمانی که مطمئن نشده اید مشکلی واقعی را شناسایی کرده اید، نباید خود را استارتاپ طلقی کنید. عدم قطعیت عضو جدایی ناپذیر تمام استارتاپ هاست. بدین معنی که شناسایی یک مشکل در جامعه و طراحی یک محصول برای رفع آن، به معنای موفقیت و ایجاد درآمد نیست! شما پس از شناسایی یک مشکل باید به سراغ اعتبارسنجی آن بروید و با مصاحبه های حضوری با مشتریان احتمالی، فرضیات خود را اعتبارسنجی کنید و پس از رسیدن به واقعیت در مورد صحت وجود آن مشکل، باید اینبار راه حل طراحی شده خود را در قالب یک کمینه محصول پذیرفتنی یا MVP مورد سنجش و آزمایش قرار دهید تا دریابید راه حل مذکور توانایی رفع کامل این مشکل را دارد یا خیر…   به طور کل پیاده سازی، اعتبارسنجی و گسترش یک ایده نیاز به تخصص و اطلاعات فراوانی دارد که توصیه می شود قبل از اینکه بخواهید دست به کار شوید و تمام زمان زندگی خود را صرف ساخت و پرورش یک استارت آپ کنید، اطلاعات خود را به شکلی تخصصی افزایش دهید.

more_vert استارت آپ چیست؟

ادامه مطلب

closeاستارت آپ چیست؟

استارت آپ، واژه‌ای که در سال‌های اخیر زیاد در مورد آن خوانده و شنیده‌ایم. حتی این موضوع وارد کشورمان نیز شده و بعضا شاهد برگزاری گردهمایی‌های تحت عنوان استارت آپ ویکند در شهرهای مختلف کشور هستیم. اما به واقع تعریف استارت آپ چیست؟ با زومیت همراه باشید تا نگاهی به این تعریف داشته باشیم. استارت آپ واژه‌ای است که در سال‌های اخیر در اخبار دنیای فناوری به کرات شاهد استفاده از آن در توصیف کمپانی‌های نوپایی هستیم که راهکارهای جدیدی را برای حل مشکلات و مسائل موجود در دنیای فناوری مطرح می‌کنند. به طور قطع منشا این واژه در سن فرانسیسکو و دره‌ی سیلیکون نهفته است. اما استارت آپ چیست و به چه کمپانی‌هایی استارت آپ اطلاق می‌شود؟ نیل بلومنتال، موسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر (Warby Parker) استارت آپ را این چنین تعریف می‌کند: استارت آپ یک کمپانی نوپا است که راه‌حلی نوین را برای یک مساله ارائه می‌کند؛ در حالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود ندارد. بسیاری استارت آپ را فرهنگ نوینی برای اندیشه‌های نو و خلافیت برفراز ایده‌های موجود می‌دانند که هدف از آن برطرف کردن مشکلات موجود در نقاط کلیدی است که به عنوان پاشنه‌ی آشیل راه‌حل‌های موجود شناخته می شوند. آدورا چئونگ، موسس و مدیرعامل کمپانی هوم‌جوی (Homejoy) که یکی از استارت‌آپ‌های مطرح ایالات متحده در سال ۲۰۱۳ بوده، در تعریف استارت آپ این مفهوم را با عنوان پنجره ی ذهن رو به آینده خوانده است. وی در این خصوص چنین اظهار نظر کرده است: تاسیس یا پیوستن به یک استارت آپ به معنای یک تصمیم جدی برای جدا شدن از شرایط ایده‌آل و پایدار به منظور دستیابی به رشد برق‌آسا و تلاش برای ایجاد موجی از تغییرات در مدت زمان کوتاه است. براساس تعریف مرین-وبستر استارت آپ به این معنی است: عمل یا مجموعه‌ای از کارها به منظور یک حرکت جدید و یک شرکت یا کسب و کار نوپا فرهنگ واژگان انگلیسی آمریکن هریتیج نیز استارت آپ را تعریف کرده: یک کسب و کار یا تعهدی که به تازگی آغاز به فعالیت کرده است. ویکیپدیا نیز استارت آپ را یک تجارت نوپا در قالب یک کمپانی، شراکت یا سازمان موقت تعریف می‌کند که در پی ایجاد و راه‌اندازی یک مدل تجاری جدید در زمینه‌ی خاصی است. ویکیپدیا نیز نوآوری را به عنوان شاخصه‌ی اصلی استارت آپ عنوان کرده و به این نکته اشاره کرده که در باور عمومی، استارت‌آپ‌ها معمولا ماهیتی مرتبط با فناوری دارند؛ اما این موضوع همیشه صحت ندارد. این دایره‌المعارف اینترنتی درونمایه‌ی استارت آپ را در جاه طلبی، نوآوری و تلاش برای رشد در سطح جهانی تعریف کرده است. با توجه به تعاریف ارائه شده می‌توان به روشنی دید که تاسیس استارت آپ نیاز به برقراری قوانین خاصی ندارد؛ حال آنکه درآمد، سود و تعداد کارکنان همواره در کمپانی‌های بزرگ تغییر کرده و دغدغه‌ی این مسائل را نیز دارند. استارت آپ فارغ از مسائلی که کمپانی‌های بزرگ با آن دست به گریبان هستند، فقط در زمینه‌ی کاری خود مشغول به کار است. از نظر پول گراهام، مدیرعامل کمپانی Y Combinator که یک سرمایه‌گذار در زمینه‌ی شتاب بخشیدن به رشد استارت آپ‌ها است، یک کمپانی با قدمت پنج ساله را نیز می‌توان یک استارت خواند؛ اما یک کمپانی ۱۰ ساله تقریبا در حال دگردیسی و گسترش است. با بررسی تولد و فعالیت استارت‌آپ‌ها در سال‌های اخیر می‌توان به جرات گفت که بصورت میانگین عمر استارت‌آپ ها تقریبا سه سال است و این کمپانی‌های نوپا پس از سه سال دیگر یک استارت آپ شناخته نمی‌شوند. دلایل متعددی برای پایان دوران سه ساله‌ی شناخته شدن به عنوان استارت آپ مطرح است که از جمله‌ی آن می‌توان به تصاحب شدن توسط سایر کمپانی‌های بزرگ، افزایش تعداد دفاتر به بیش از یک مرکز، افزایش درآمد به بیش از ۲۰ میلیون دلار، افزایش تعداد کارکنان به بیش از ۸۰ نفر و افزایش تعداد اعضای اصلی به بیش از پنج نفر یا فروش سهم اعضای اصلی اشاره کرد. در واقع می‌توان در یک جمله‌ی ساده رسیدن استارت آپ به سودآوری را پایانی برای شناخته شدن آن به عنوان یک استارت آپ موفق خواند. در واقع فاکتور اصلی یک استارت آپ را باید توانایی آن برای رشد بدانیم. گراهام، استارت آپ را یک کمپانی تعریف می‌کند که ساختار آن برای رشد سریع معماری شده است. در واقع تمرکز برای رشد، فارغ از فاکتورهایی نظیر جغرافیایی است که اعضای استارت آپ آن را تاسیس کرده‌اند؛ از این‌رو استارت آپ‌ها را باید از کسب و کارهای کوچک جدا کرد. یک رستوران جدید در یک شهر را نباید به عنوان یک استارت آپ بشناسیم. مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه‌های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده استدر سال‌های اخیر، در فرهنگ عامیانه، مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه‌های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده است. برای مثال می‌توان به اوبر (Uber) اشاره کرد که در زمینه‌ی پیوند صنعت فناوری با حمل و نقل فعالیت می‌کند. آیا این کمپانی که هم‌اکنون موفق شده با داشتن ارزشی ۳.۵ میلیارد دلاری، سرمایه‌ای ۳۰۷ میلیون دلاری را جذب می‌کند، می‌توان یک استارت آپ به شمار آورد؟ به طور حتم پاسخ این سوال منفی است. اوبر در حال حاضر تبدیل به یک کمپانی چند ملیتی در زمینه‌ی حمل و نقل شده که براساس برآوردهای انجام شده درآمدی ۲۱۳ میلیون دلاری کسب خواهد کرد. از جمله‌ی سایر مثال‌هایی که در این باب می‌توان به آن اشاره کرد، آکیولس است. این استارت آپ با معرفی واقعیت مجازی در قالب هدست‌هایی که با اتصال به کامپیوتر می‌توانند تجربه‌ی جدیدی را برای کاربران به ارمغان بیاورند، در طول چند سال پیشرفت خارق‌العاده‌ای را شاهد بود و در نهایت نیز این کمپانی به زیر پرچم فیس‌بوک رفت که خود زمانی یک استارت آپ به شمار می‌رفت. استارت‌آپ‌ها برای پرورش فناوری‌های خود از تکنولوژی‌های متعددی استفاده می‌کنند؛ در این بین در دسترس بودن فناوری‌ یا محصولات خود این کمپانی‌ها نیز عامل مهمی در موفقیت و رشد یک کمپانی است. برای مثال در کشور آمریکا به واسطه‌ی آمارهای منتشر شده که نشان از دسترسی ۹۸ از درصد از مردم به اینترنت دارد، موفقیت فناوری‌ها و محصولات مبتنی بر اینترنت، تا حدودی تضمین شده است. زمانی که یک استارت‌آپ به اندازه‌ای رشد کند که درآمد آن به چندین میلیون دلار برسد، دیگر باید دوران استارت آپ بودن این کمپانی را رو به اتمام خواند. در لیست جالب‌ترین استارت‌ آپ‌ها که هر سال که در آمریکا گردآوری می‌شود، می‌توان کمپانی‌های دیگری را دید که در زمینه‌ی املاک فعالیت می‌کنند. همچنین باید به استارت آپ‌های غیرانتفاعی نیز اشاره کرد که به دلیل استفاده از فناوری‌های پیشرفته در خدمات خود، از عنوان استارت آپ برای تعریف خود استفاده می‌کنند. برای قرار گرفتن در میان کمپانی‌هایی که خود را استارت آپ می‌خوانند، باید فناوری نوینی را معرفی کرد که رویکردی آینده‌نگرانه نیز دارد. استفاده از عنوان استارت آپ می‌تواند در زمان استخدام به یاری این کمپانی‌های نوپا بیاید. البته خود موسسان استارت آپ‌ها، فاکتور خاصی را برای تعریف یک کمپانی به عنوان استارت آپ رد می‌کنند. راسل دسوزا، موسس استارت آپ سیت‌گیک (SeatGeek) که در زمینه‌ی جستجوی بلیط بصورت اینترنتی فعالیت می‌کند، در این خصوص این چنین اظهار نظر می‌کند: زمانی که موسسان و افراد در حال کار در یک استارت آپ احساس انجام یک کار خلاقانه و تاثیرگذار روی جامعه را از دست دادند، نمی‌توان از عنوان استارت آپ برای تعریف یک کمپانی استفاده کرد. القای احساس نوآوری و فرهنگ پویای توسعه و پیشرفت در کمپانی با اضافه شدن نفرات جدید و همچنین گذشت چند سال از زمان تاسیس کمپانی بسیار سخت به نظر می‌رسد. بسیاری از موسسان رفتن زیر پرچم کمپانی‌های بزرگ‌تر را نیز به عنوان زمانی برای پایان عمر یک استارت آپ، قبول نمی‌کنند. البته باید به این موضوع اشاره کرد که شرایط خرید استارت آپ‌ها توسط کمپانی‌های مختلف نیز متفاوت است. همچنین در صورتی که یک کمپانی وارد تالار بورس شده و سهام آن بصورت گسترده در اختیار افراد قرار گیرد، نمی‌توان دیگر این کمپانی را به‌عنوان یک استارت آپ شناسایی کرد. در یک تعریف کلی می‌توان استارت آپ را به مجموعه‌ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد اما در یک تعریف کلی می‌توان استارت آپ را به مجموعه‌ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد. همچنین باید به خصوصیات موسس استارت آپ نیز اشاره کرد. در صورتی که فردی با هدف تبدیل شدن به یک کمپانی بزرگ در سطح کشوری یا جهانی اقدام به تاسیس کمپانی خود کند، مجموعه‌ی زیر نظر وی را می‌توان استارت آپ و وی را موسس استارت آپ خواند. در کشورمان نیز این روزها شاهد ظهور استارت آپ‌های متعددی هستیم. حتی کمپانی‌هایی نیز وجود دارند که در صورت مقبول بودن طرح و آنچه که استارت آپ در پی رسیدن به آن است، درصدد حمایت از این کسب و کار برمی‌‌آیند. با یک گشت و گذار ساده در اینترنت می‌توان نمونه‌های موفق استارت آپ‌های داخلی را نیز مشاهده کرد. توسعه‌ی یک ایده و راه‌اندازی یک استارت آپ پیش از داشتن ایده و ابزار، نیازمند خودباوری است. در صورتی که شما نیز ایده‌ای دارید، می‌توانید با سنجش تمام جوانب، استارت آپ خود را راه‌اندازی کرده و به عنوان یک کارآفرین شناخته شوید. کشورمان ایران در بسیاری از زمینه‌ها مکان بکری برای راه‌اندازی و ارائه‌ی سرویس‌های مختلف است.

more_vert ۱۰ ایده برای شروع یک استارت آپ

ادامه مطلب

close۱۰ ایده برای شروع یک استارت آپ

به دنبال ایده های کسب و کار جدید هستید؟ می‌خواهید یک کسب و کار راه بیاندازید ولی ایده‌ی خوبی برای یک استارت‌آپ ندارید؟ خوب دیگر نگران نباشید. در ادامه بهترین ایده های کسب و کار جدید را با شما در میان می‌گذارم. مطمئن هستم که این ایده‌های کسب و کار جدید ابعاد تازه‌ای به فکر کسب و کاری‌تان خواهند بخشید. در ادامه با ۱۰ مورد از بهترین ایده های کسب و کار جدید آشنا می شویم:۱. فناوری‌های سبز و پاکبه زودی جهان با کمبود منابع طبیعی مواجه می‌شود. این امر یک فرصت کسب و کاری بسیار خوب را به‌وجود می‌آورد. ایده‌های کسب و کاری برپایه‌ی فناوری‌های سبز و پاک: فناوری اطلاعات سبز (Green IT) و بازیافت لوازم الکترونیکیکسب و کار پنل‌های خورشیدی و سلول‌های خورشیدیتولید یا داد و ستد دستگاه‌های الکترونیکی با مصرف بهینه‌ی انرژیمشاوره‌ی ساختمان‌های سبز۲. مشاوره‌ی مستقل BYOD (در محل کار، ابزار خودتان را همراه بیاورید)دنیای فناوری اطلاعات امروز بسیار پویا است. ابزارهای جدید فناوری اطلاعات مانند تبلت، آیپد و عینک گوگل در بازار موجود و در دسترس هستند. بسیاری از افراد به این دستگاه‌ها به‌عنوان جایگزینی برای لپ‌تاپ یاد می‌کنند. حتی سازمان‌ها نیز می‌خواهند از این مزیت بهره بگیرند و به کارمندان‌شان اجازه بدهند تا وسایل خودشان را بیاورند و شرکت بتواند از این طریق در هزینه‌ها صرفه‌جویی کند ولی نگران مدیریت و امنیت داده‌ّهای‌شان هستند. اگر از دانش فناوری اطلاعات برخوردار هستید، می‌توانید کسب و کار خودتان را به عنوان مشاور در زمینه‌ی “در محل کار ابزار خودتان را همراه بیاورید” شروع کنید. ۳. کسب و کار خدمات‌رسانی از راه دورایده استارت آپ بعدی ارائه‌ی خدمات از راه دوراست که بر مبنای هزینه استوار است. این ایده چیزی است شبیه به justdial. کاربر، در سایت Justdial، اطلاعات را بدون هزینه دریافت می‌کند ولی در این‌جا کاربر می‌تواند برخی وظایف محلی را مانند پرداخت قبوض،‌کارهای مرتبط با بانک، رزرو بلیت و کارهای دیگر، قرار دهد. ۴. سازنده‌ی اپلیکیشن موبایلبازار گوشی‌های هوشمند سه برابر شده‌است و از این رو نیاز به اپلیکیشن موبایل نیز افزایش یافته‌است. گوگل پلی و اپ‌استور امروزه به معرفی نیاز ندارند. هر کسب و کار یا وب‌سایتی به دنبال فردی برای ایجاد اپلیکیشن موبایل می‌گردد. اگر در این زمینه تخصص دارید می‌توانید از این موقعیت نهایت استفاده را ببرید و یک کسب و کار راه بیاندازید. ۵. وب‌سایت همسریابی ویدیوییاگر می‌خواهید در فضای اینترنت کارآفرینی کنید، این ایده به‌دردتان می‌خورد. شما می‌توانید یک سایت همسریابی ویدیویی راه‌اندازی کنید، افراد در این سایت می‌توانند از خودشان ویدیویی ثبت کنند – که هستند، و به‌دنبال چه‌جور آدمی می‌گردند. دوستان هم می‌توانند ویدیویی ضبط کنند و درباره‌ی دوست‌شان صحبت کنند. این قسمت می‌تواند بخشی از حساب کاربری آن‌ها باشد. همچنین می‌توانند ویدیوهایی ارسال کنند و در آن از علایق و سرگرمی‌های‌شان صحبت کنند. ۶. موتور جستجوی شبکه‌های اجتماعیموتور جستجوی شبکه‌های اجتماعی یک ایده کسب و کار بسیار خوب است. این موتور جستجوی شبکه‌های اجتماعی می‌تواند اطلاعات اجتماعی درباره‌ی افراد ارائه دهد، مانند اطلاعات تماس، حساب شخصی آن‌ها، سوابق کیفری و غیره. داده‌ها را می‌توان از فیسبوک، لینکدین، یا دیگر حساب‌های کاربری فعال اینترنتی جمع‌آوری کرد. شما می‌توانید این اطلاعات را به شرکت‌هایی که برای استخدام، به دنبال این اطلاعات می‌گردند بفروشید.   ۷. فروشگاه‌های سیار مواد خوراکیراه‌اندازی یک فروشگاه سیار مواد خوراکی نیز یک ایده‌ی بسیار عالی است. مردم همیشه به‌دنبال خوراکی‌های سالم و خوشمزه می‌گردند. راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره‌ای سیار مواد خوراکی یک استارت‌آپ بسیار خوب خواهد بود. ۸. مشاوره‌ی بهینه‌سازی انرژیامروزه، استفاده‌ی بهینه از انرژی یک نیاز ضروری و حیاتی است و بسیار از افراد و سازمان‌ها حاضرند بهای زیادی بابت آن بپردازند. اگر در زمینه‌ی انرژی مهارت دارید و از برق هم سررشته دارید، پس می‌توانید کسب و کاری راه بیاندازید و در زمینه‌ی مصرف انرژی مشاوره بدهید. ۹. مبادله‌ی کتاب یا خدمات آموزشیراه‌اندازی یک کسب و کار در زمینه‌ی تبادل کتاب برای دانشجویان مهندسی، پزشکی و کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار (MBA)،‌ یک ایده‌ی بی‌نظیر است. همانطور که می‌دانیم، هزینه‌های آموزش و تحصیل به شدت افزایش یافته‌است از این‌رو دانشجویان از ایده‌ی مبادله‌ی کتاب یا اجاره‌ی آن استقبال خواهند کرد. در این ایده‌ی کسب و کار شما می‌توانید کتاب اجاره دهید یا این‌که تقاضای مبادله کنید. ۱۰. انجام امور شخصی – خانوادگیامروزه بسیاری از افراد حتی برای ساده‌ترین امور هم وقت ندارند، اموری مانند رساندن بچه‌ها از مدرسه به خانه، خرید دارو، هدیه یا لوازم منزل. شما می‌توانید در ازای دریافت پول این کارها را برای‌شان انجام دهید. در این ایده، رشد شما به این امر بستگی دارد که مشتریان‌تان شما را به دیگران توصیه کنند، پس خدمات مشتریان و رضایت در این کسب و کار حرف اول را می‌زند. منبع: moneyexcel

more_vert لین استارتاپ چیست؟

ادامه مطلب

closeلین استارتاپ چیست؟

لین استارتاپ (lean startup) یا همان استارت آپ های ناب یک مفهوم خاص در راه اندازی کسب‌و‌کارهای جدید است که ریسک‌پذیری آنها را تا حدود زیادی کاهش داده و به نوعی اطمینان از فروش محصول را بالا می‌برد. در مفهوم استارت آپ به شکل سنتی، فرایند تولید محصول و عرضه آن به بازار بدون مطالعه مشتریان انجام می‌گیرد و معمولاً درصد بالایی از استارتاپ ها دچار مشکل و شکست می‌شود. مفهوم لین استارتاپ در ابتدا توسط اریک ریس و استیو بلنک مطرح شد که بر اساس متدولوژی توسعه مشتری اجرا و پیاده سازی می‌شد. در این شیوه، به کارآفرین امکان کار همزمان بر روی تولید محصول یا خدمات و همچنین مطالعه بر روی مشتریان داده می‌شود. یعنی کارآفرین هم فرصت دارد که محصول خود را تولید کند و هم می‌تواند وضعیت بازار و مشتری را بررسی کند. بنابراین، لین استارتاپ کمک می‌کند که شرکت‌های نوپا خیلی سریع‌تر خود را در بازار پیدا کرده و آمار شکست آنها کاهش پیدا کند. البته این روش بسیار گسترده و وسیع است و در مطالب بعدی تلاش می‌کنیم که به آن نیز بپردازیم.  چه چیزهایی در موفقیت مفهوم استارت آپ نقش دارند؟ مفهوم استارت آپ نکات زیادی به ما یادآوری می‌کند و به ما نشان می‌دهد که یک جوانه تازه به مراقبت‌های زیادی برای رشد نیاز دارد. مهم‌ترین مرحله در رشد یک درخت یا یک گیاه، مراحل اولیه رشد آن است و اگر از این مرحله به سلامتی عبور کنند، توانایی و تحمل آن در برابر شرایط مختلف افزایش می‌یابد. بنابراین، در مورد استارت آپ ها نیز با موارد مشابهی مواجه هستیم که هر کدام از آن‌ها می‌توانند روند موفقیت این نهال جوان را تحت تأثیر قرار دهند: 1. بنیانگذاران  رهبر یک تیم می‌تواند در فرصت‌های مختلف به آنها کمک کند و شرایط را برای موفقیت آنها به وجود بیاورد. یک لیدر یا سرپرست تصمیمات مهمی را اتخاذ می‌کند، دیدگاه دیگران را مورد بررسی قرار می‌دهد و شرایطی را به وجود می‌آورد که گروه به سمت یک هدف خاص حرکت کند. یک سرپرست بی‌کفایت ممکن است روند تصمیم‌گیری در یک گروه را به خطر بیاندازد و حتی روحیه تیمی گروه را از بین ببرد. مفهوم استارت آپ به معنی جمع شدن یک گروه در کنار یکدیگر و تبعیت آنها از خرد جمعی است. پس انتخاب یک رهبر یا سرپرست مناسب می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های مؤثر برای اطمینان از رشد و راه اندازی کسب‌و‌کار موفق کمک کند. 2. تیم  هیچ وقت فراموش نکنید که استارت آپ در معنی پنهان خود به عنوان تیمی معنی می‌شود که به دنبال یک رؤیا هستند. همانند یک تیم فوتبال، تمامی اعضای یک گروه به سمت یک هدف حرکت می‌کنند و هر چه هماهنگی و همسانی این اعضا با یکدیگر بیشتر باشد، موفقیت آنها تضمین شده است. احتمال خطا و اشتباه توسط همه افراد جامعه وجود دارد، اما اگر اعضای یک تیم بتوانند پشتیبانی لازم را از یکدیگر داشته باشند و تیم را در چالش‌های مختلف همراهی کنند، طی کردن مسیر موفقیت برای آنها سخت نخواهد بود. 3. استراتژی رشد  ما در مراحل راه اندازی استارت آپ به این نکته اشاره کردیم که داشتن نقشه راه بسیار حیاتی است و نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت تیم ایفا می‌کند. سرعت بخشیدن به روند کار در برخی مراحل و کاهش سرعت آن در چالش‌ها به عنوان یک استراتژی حرکتی در نظر گرفته می‌شود و باعث می‌شود که کلیه اعضای تیم از آن پیروی کنند. به خاطر داشته باشید که در روند رشد یک کسب‌و‌کار، هیچ وقت رشد بیش از حد سریع یا بیش از حد کند وجود ندارد و این اعضای تیم هستند که با توجه به نقشه راه، به مسیر حرکتی آن و موفقیت آن کمک می‌کند. 4. محصول استارت آپ ممکن است به عنوان یک ایده‌پرداز به سراغ محصولی بزرگ و جذاب بروید که همیشه آرزوی رسیدن و تولید آن را داشته‌اید، اما این بدان معنی نیست که دیگران آن را دوست داشته باشند و با استقبال جامعه مواجه شود. گاهی ممکن است شما در تخصص خود به این نتیجه برسید که تولید یک محصول می‌تواند به جامعه کمک کند، اما اگر این محصول از طرف افراد جامعه پذیرفته نشود، باید خود را برای شکست آماده کنید. به همین دلیل است که پس از ایده پردازی، باید به مطالعه جامعه و تعیین نقشه راه بپردازید تا ببینید که عکس العمل جامعه نسبت به این محصول چیست و آیا استقبال از آن برای موفقیت کسب‌وکار شما مناسب است یا خیر. 5. بازاریابی و مارکتینگ  آخرین عنوانی که در بحث مفهوم استارت آپ به آن اشاره کردیم، بازاریابی و مارکتینگ است که به نوعی وظیفه شناساندن و رساندن محصول و خدمات شما به مشتریان را برعهده دارد. این حقیقت را به خاطر داشته باشید که محصولی با نام تجاری ناشناخته، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و برای مشتریان هیجان‌انگیز نیست. خود شما به عنوان یک خریدار در فروشگاه به دنبال برندهای شناخته شده می‌روید یا از محصولات معمولی استفاده می‌کنید؟ پس این حق را به ما بدهید که بازاریابی و مارکتینگ را در بحث راه اندازی استارت آپ مهم بدانیم و به شما نیز توصیه می‌کنیم که تمامی تلاش خود را به کار ببرید تا با موفقیت از این مرحله عبور کنید.  چه چیزهایی در شکست استارت آپ نقش دارند؟ در بند قبل به این نکته اشاره کردیم که چه چیزهایی می‌تواند موفقیت یک استارت آپ را تضمین کند. اما گاهی ممکن است فاکتورها و عواملی در مسیر حرکت این تیم به وجود بیاید که باعث شود تمامی تلاش آنها از بین رفته و متاسفانه به شکست بیانجامد. به عنوان مثال، در برخی از مواردی که در بند قبلی اشاره شد، کوتاهی در هر کدام از آنها یعنی شکست تیم و از بین رفتن محصول آنها. گروه ما در مدیر وب با بررسی تیم‌های استارت آپی مختلف در سطح کشور، به این نتیجه رسیده است که 7 عامل زیر در شکست آن‌ها تأثیر گذار است:   - ناتوانی در درک نیاز مشتریان  کسانی که به دنبال راه اندازی یک استارت آپ هستند، در نهایت می‌خواهند یک محصول تولید کنند و ایده‌های خود را به معرض نمایش گذاشته و به یک مشتری بفروشند. طبیعتاً فروش یک محصول با تکنولوژی بسیار پیشرفته در سطح شهرهای کوچک نمی‌تواند یک ایده مناسب باشد. یک ایده برای تبدیل شدن به یک محصول، زمانی مناسب است که مشتری برای آن پیدا شود. پس تیم‌های بازاریابی و بررسی‌های اولیه ایده، باید بر نیاز مشتریان متمرکز شوند و به این مسئله توجه کنند که افراد جامعه بیشتر به سمت چه محصولاتی متمایل‌اند و این محصول چه نیازی از آنها را برطرف می‌کند.  -عدم توجه به بازخوردهای نمونه اولیه  در مراحل راه‌اندازی استارت آپ به این نکته اشاره کردیم که نمونه‌ اولیه نقش مهمی در موفقیت کار دارد. شما وقتی که یک ایده را پرورش می‌دهید، باید چند نمونه اولیه از آن (مثلاً 100 عدد) را تولید کنید و در بین طیف‌های مختلف جامعه تقسیم کنید. اگر کسب‌و‌کار شما آنلاین است، می‌توانید 100 نسخه دمو ایجاد و با ارسال آن برای دیگران، بازخورد موردنظر خود را بگیرید. این مرحله برای کسب سود یا حتی برای مطالعه بازار نیست؛ بلکه این فرصت به شما داده می‌شود که محصول خود را در معرض قضاوت افراد مختلف جامعه قرار دهید و بازخوردهای آن‌ها را دریافت کنید. اگر نسبت به این بازخوردها عکس العملی نامناسب داشته باشید و به آن توجه نکنید، مطمئن باشید که مسیر شما به سمت پل شکست خواهد بود. -برنامه‌ریزی با هدف کسب پول و نداشتن اشتیاق برای کار و زحمت اگر انگیزه اولیه شما صرفاً کسب درآمد و پول است، منش شما با مفهوم استارت آپ همخوانی ندارد و بهتر است که این کار را شروع نکنید. دلیل ساده این است که برای موفقیت احتمالاً مجبور خواهید شد که در طول روز بیش از 15 تا 18 ساعت کار کنید و حتی ممکن است در چند مرحله متوالی شکست بخورید. یک کارآفرین می‌داند که در نهایت موفق خواهد شد و حتی انتهای مسیر خود را می‌بیند. در واقع آنها می‌دانند که کسب پول به مدت زمان بیشتری نیاز دارد و رسیدن به آن در کوتاه مدت میسر نیست. نداشتن اشتیاق باعث دلسرد شدن سایر اعضای تیم و رها کردن ایده می‌شود. -نداشتن مهارت لازم برای موفق شدن  اگر فکر می‌کنید که کار یک کارآفرین، فکر کردن به اندیشه‌های بزرگ و استخدام افراد دیگر برای انجام کار است، بهتر است یک بار دیگر به مفهوم استارت آپ فکر کنید. یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت این پروژه‌ها در شروع کار این است که لیدرها و سرپرست‌ها نمی‌توانند چیزهایی که برای موفقیت لازم است فراهم کنند. شروع کار یک استارت آپ از یک ایده خام شروع می‌شود و این کار آفرین است که باید این ایده را به شکل‌های مختلفی پردازش کند تا بتواند از آن یک محصول خوب و مناسب بگیرد. تلاش زیاد، کسب دانش، اختصاص وقت و مشورت با افراد زبده در این حوزه باعث جلوگیری از شکست یک ایده می‌شود.   -عدم توانایی کافی برای افزایش سرمایه در بخش قبلی به معرفی انواع سرمایه‌گذار و انجام مراحل مختلف برای پیدا کردن یک سرمایه‌گذار مناسب اشاره کردیم. پیدا کردن سرمایه‌گذار متناسب با پروژه و ایده، یک هنر واقعی است و به ما کمک می‌کند که بسیاری از چالش‌های مالی پروژه را کنار بزنیم. نکته مهمی که در رابطه با موفقیت استارت آپ ها وجود دارد، بحث افزایش سرمایه در مراحل بعدی است. وقتی که شما در مرحله تولید نمونه اولیه یا پایلوت هستید و صرفاً بخش مطالعاتی کار را انجام می‌دهید، هزینه‌های شما کمتر از زمانی است که وارد بحث تولید انبوه می‌شوید. پس اگر یک لیدر یا سرپرست نتواند با مقتضیات پروژه، سرمایه کافی را فراهم کند، احتمال شکست استارت آپ افزایش می‌یابد و یا ممکن است روند رشد آنها کمتر شود. -رهبری و تیم ضعیف  به همان اندازه که یک تیم قوی و رهبری قوی به موفقیت یک استارت آپ کمک می‌کنند، می‌تواند باعث شکست آن نیز شود. انتخاب اعضای گروه صرفاً بر اساس توانایی‌های علمی یا توانایی‌های بازاریابی نمی‌تواند تضمین کننده موفقیت یک پروژه باشد، بلکه هم اعضای تیم و هم رهبری باید در قالب یک بدن قرار گیرند و همه آنها برای رسیدن به موفقیت تلاش کنند. حضور این افراد در کنار یکدیگر مانند حضور افراد در یک کشتی است که ممکن است مسیر آنها به سمت ساحل موفقیت باشد و یا در یکی از طوفان‌های مسیر شکست بخورد..