more_vert کتاب اخبار جعلی، روزنامه‌نگاری و اطلاعات فریبکارانه

ادامه مطلب

closeکتاب اخبار جعلی، روزنامه‌نگاری و اطلاعات فریبکارانه

کتاب «اخبار جعلی، روزنامه‌نگاری و اطلاعات فریبکارانه» از سوی انتشارات تانیه با ترجمه جواد دلیری منتشر شد. کتاب اخبار جعلی، روزنامه نگاری و اطلاعات فریبکارانه به صورت نظری و عملی روزنامه نگاران را ترغیب می کند که در گفت وگوهای اجتماعی درباره اینکه مردم عموماً چگونه درباره اعتبار اخبار تصمیم می گیرند و اینکه چرا برخی از افراد، اطلاعات تأیید نشده را به اشتراک می گذارند، مشارکت کنند. این فرصتی مهم برای رسانه های خبری، دانشکده های روزنامه نگاری، دانشجویان، مربیان رسانه ها و کارورزان محسوب می شود تا از این طریق تعامل مدنی قوی با مخاطبان برقرار کنند. این کتاب به دنبال ارائه یک برنامه درسی است و به مسئله جهانی در حال ظهور اطلاعات فریبکارانه پاسخ می دهد که با جوامع به طور کلی و روزنامه نگاری به طور اخص در ارتباط است. این برنامه درسی به گونه ای طراحی شده است تا چارچوبی را به مربیان روزنامه نگاری و درس هایی را برای کمک به دانشجویان و مربیان روزنامه نگاری و حل مسائل مربوط به خبر جعلی ارائه دهد. همچنین راهنمای مفیدی برای تمرین روزنامه نگاران باشد. کتاب، نظرات مدرسان برجسته روزنامه نگاری بین المللی، محققان و متفکران را به منظور به روزرسانی روش روزنامه نگاری و تمرین برای مقابله با چالشهای اطلاعات فریبکارانه، اطلاعات غلط و حتی اطلاعات مضر را در برمی گیرد و به عنوان یک الگوی آموزشی طراحی شده است تا چارچوبرها و درس های لازم را در اختیار مربیان و کارورزان روزنامه نگاری و همچنین دانشجویان دانشکده های روزنامه نگاری قرار دهد و به آنها کمک کند تا مسائل مرتبط با اخبار جعلی را به خوبی مدیریت و هدایت کنند. نویسندگان در این کتاب از اینکه تصور شود اخبار جعلی معنایی سر راست و عامه فهم دارد پرهیز دارند؛ زیرا معتقدند خبر اطلاعاتی است قابل راستی آزمایی که در راستای منافع عمومی تولید و عرضه می شود و بر همین اساس اطلاعاتی که فاقد این معیارها باشد، شایستگی این را ندارد که عنوان خبر را با خود یدک بکشد. بنابراین از این نظر می توان گفت که اخبار جعلی از دو کلمه کاملاً متضادِ اخبار و جعلی تشکیل شده تا بتواند از این طریق اعتبار اطلاعاتی را که در مرز برخورداری از قابلیت راستی آزمایی و تطابق با منافع عمومی قرار دارند، نظیر اخبار واقعی، تضعیف و تخریب کند. این کتاب برای درک بهتر دستکاری هایی که با هدف سوءاستفاده، در زبان و ژانرهای متعارف خبری صورت می گیرد، با این موارد به عنوان کلاهبرداری و گونه های خاص از اطلاعات جعلی و فریبکارانه برخورد می کند که به طور فزاینده ای در قالب های متنوع اطلاعات فریبکارانه عرضه می شوند. کتاب اخبار جعلی ، روزنامه نگاری و اطلاعات فریبکارانه به عنوان یک برنامه آموزشی به دو بخش مجزا تقسیم شده است: سه درس آغازین، مسائل را چارچوب بندی می کند و بستر مفهومی لازم را در مورد آنها ارائه می دهد و چهار درس بعدی نیز بر واکنشها در قبال «اختلال اطلاع رسانی» و پیامدهای آن متمرکز است. این کتاب علاوه بر پیش گفتار و مقدمه و معرفی‌های گوناگون هفت درس را به صورت تئوری و عملی روایت می‌کند. درس اول با عنوان چرا حقیقت، اعتماد و روزنامه‌نگاری مهم است تفکر درباره اهمیت فوق‌العاده و عواقب اختلال اطلاع‌رسانی‌ و اطلاعات فریبکارانه را ترغیب خواهد کرد و اینکه این گونه اختلالات چگونه بحران اعتماد در روزنامه‌نگاری را تغذیه می‌کنند. درس دوم با عنوان تأمل درباره اختلال اطلاع‌رسانی‌ (آشفتگی): اشکال اطلاعات فریبکارانه و ‌اطلاعات غلط، مساله را باز می‌کند و چارچوبی برای درک بهتر ابعاد مختلف این مشکل ارائه می‌دهد. دنیای آنلاینِ ۲۴ ساعته، با نیاز سیرنشدنی‌اش به اخبار و محتویات خبری در دوره‌ای ظهور کرد که کاهش بودجه و نیروهای تحریریه، باعث تغییر روزنامه‌نگاری شده بود. این تحول در درس سوم تحت عنوان تحول در صنعت خبری : تکنولوژی دیجیتال، پلتفرم‌های اجتماعی و گسترش اطلاعات فریبکارانه و اطلاعات غلط بررسی شده است. در حال حاضر تجارت و گستره اخبار جعلی که به‌صورت آنلاین به اشتراک گذاشته می‌شود، در یک مقیاس وسیع، بحرانی تازه برای روزنامه‌نگاری ایجاد کرده است که پیامدهایی برای روزنامه‌نگاران، رسانه‌ها و کل جامعه دارد. کسانی که روزنامه‌نگاری را تبلیغ و ترویج می‌کنند مثل مربیان و کارآموزان و سیاست‌گذاران رسانه‌ای چگونه باید در مقابل این مشکل واکنش نشان دهند؟ مبارزه با ‌اطلاعات غلط از طریق سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی، موضوع درس چهارم است. در نهایت، این قوانین و مقررات مربوط به راستی‌آزمایی است که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای را از بقیه انواع روزنامه‌نگاری جدا می‌کند و این موضوع مورد توجه درس پنجم یعنی راستی‌آزمایی و حقیقت‌یابی است. درس ششم با عنوان راستی‌آزمایی رسانه‌های اجتماعی: ارزیابی منابع و محتواهای بصری یک بخش بسیار کاربردی است و با چالش‌های مربوط به راستی‌آزمایی و روزنامه‌نگاری مبتنی بر شواهد سر و کار دارد. این نوع روزنامه‌نگاری عمدتاً با ظهور تکنولوژی‌های دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی، فراگیر شده است. علاوه براین‌، برای بسیاری از روزنامه‌نگارانی که اعتقاد عمیقی به آزادی بیان دارند و سال‌هاست خود را جزو بازیگران حامی جوامع دموکراتیک می‌دانند، چگونگی برخورد با اختلال‌های اطلاع‌رسانی‌ موضوعی پیچیده است.این موضوع یک موضوع شخصی نیز هست: حملات آنلاین به روزنامه‌نگاران، به‌خصوص روزنامه‌نگاران زن بسیار شایع است و در بسیاری از موارد آن‌ها را با مخاطرات فیزیکی و روانی زیادی مواجه می‌کند و باعث ارعاب حرفه روزنامه‌نگاری نیز می‌شود. این موضوعات در درس هفتم با عنوان برخورد با بدرفتاری‌های آنلاین: هنگامی‌که روزنامه‌نگاران و منابع آن‌ها هدف قرار می‌گیرند تشریح شده است. هادی خانیکی استاد دانشگاه علامه طباطبایی و رییس پیشین کرسی ارتباطات علم و فناری یونسکو در دانشگاه علامه طباطبایی، محمد سلطانی فر استاد دانشگاه و سید ضیا هاشمی مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) نیز مقدمه هایی بر این کتاب نوشته اند. خانیکی در مقدمه این کتاب نوشته است: تولید، پخش و پذیرش اخبار جعلی مبتنی بر وجود زمینه مساعد اجتماعی است، در شرایطی که جامعه با فروبستگی‌ها یا محدودیت‌هایی در انعکاس اخبار واقعی روبه‌رو است یا سرمایه اجتماعی، اعتماد سیاسی و امید به آینده روبه‌کاهش نهاده و همبستگی اجتماعی تضعیف شده است، زمینه رشد و گسترش اخبار جعلی نیز فراهم می‌شود. در این شرایط اخبارجعلی به‌صورت کالایی در می‌آید که بازار مناسب دارد و در پوشش اخبار شهروندی وارد حوزه پیام می‌شود. برای اخبار جعلی در چنین وضعیتی می‌توان کارکردهای سیاسی (تخریب و تضعیف رقیبان)، کارکردهای اجتماعی (منازعات هویتی و قومی و مرکز- پیرامونی)، کارکرد اقتصادی (درآمدزایی) قائل بود. حال این فرآیند و ساز وکارهای برآمده از آن گرفتار شدن مردم عادی و بی‌خبر در سیلابی از اخبار و اطلاعات نادرست وجهت‌دار است که معمولاً در شبکه‌های اجتماعی خانوادگی و دوستی و حلقه‌های بسته غیر رسمی بارها و بارها باز نشر می‌شوند. گای برگر مدیر بخش آزادی بیان و توسعه رسانه‌ها و دبیر برنامه بین‌المللی توسعه ارتباطاتِ یونسکو در پیش گفتار این کتاب اشاره دارد که این کتاب راهنما، به‌نوعی فراخوان به اقدام عملی است؛ همچنین روزنامه‌نگاران را ترغیب می‌کند که در گفت‌وگوهای اجتماعی درباره اینکه مردم عموماً چگونه درباره اعتبار اخبار تصمیم می‌گیرند و اینکه چرا برخی از افراد اطلاعات تأییدنشده را به اشتراک می‌گذارند، مشارکت کنند. این فرصت مهمی برای رسانه‌های خبری، دانشکده‌های روزنامه‌نگاری و دانشجویان آن‌ها و مربیان رسانه‌ای و کارورزان‌شان محسوب می‌شود تا از این طریق تعامل مدنی قوی‌تری با مخاطبان برقرار کنند. با توجه به شرایط موجود باید گفت زمان آن فرا رسیده است که رسانه‌های خبری به معیارها و اخلاقیات حرفه‌ای نزدیک‌تر شوند تا از انتشار اطلاعات تایید نشده جلوگیری کنند. رسانه‌های خبری همچنین باید فاصله خود را از اطلاعاتی که ممکن است مورد توجه برخی از مردم قرار گیرد ولی در راستای منافع عمومی نیست، حفظ کنند. روزنامه‌نگاری همچنین باید فعالانه به کشف و افشای انواع و اشکال جدید اطلاعات فریبکارانه بپردازد. این مأموریتی مهم برای رسانه‌های خبری است و گزینه جایگزین را برای رویکردهای مبتنی بر تنظیم مقررات و قانون‌گذاری در زمینه مبارزه با «اخبار جعلی» ارائه می‌کند. در راستای انجام چنین ماموریتی و به‌عنوان پاسخی فوری به یک موضوع داغ و مخرب، باید راهبردهای میان مدت بیشتری را تکمیل و تقویت کرد؛ نظیر بالابردن سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی که می‌تواند مخاطبان را توانمند سازد تا تشخیص دهند چه چیزی خبر است و چه چیزی اطلاعات فریبکارانه و ‌اطلاعات غلط محسوب می‌شود. اطلاعات فریبکارانه، یک موضوع داغ و حساس است که پوشش قوی آن (روشن کردن ابعاد مختلف آن برای مردم) خدمات روزنامه‌نگاری برای جامعه را تقویت خواهد کرد. کتاب اخبار جعلی ، روزنامه نگاری و اطلاعات فریبکارانه در ۲۱۲ صفحه، به قیمت ۲۸ هزار تومان منتشر شده است. جواد دلیری روزنامه نگار و مترجم این اثر است که از سال ۱۳۷۴ روزنامه نگاری را از تحریریه روزنامه ایران آغاز کرد و ده سال در این روزنامه به عنوان خبرنگار فعالیت داشت. دبیر سرویس سیاسی روزنامه اعتماد ملی(۸۷-۸۴-)، دبیر سرویس سیاسی روزنامه فرهیختگان(سال ۱۳۸۸)،سردبیر سایت جماران و پرتال امام خمینی و مدیر کاربران این مجموعه(۸۹-۹۱) ، دبیر ویژه نامه ها و معاون سردبیر روزنامه اعتماد از سال ۱۳۹۰ و سردبیر این روزنامه از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۶، عضو شورای سردبیری روزنامه همشهری به مدت یکسال(۹۶-۹۷ ) و سردبیر ورزنامه ایران از سال ۱۳۹۶ تا کنون از جمله عنوان های کاری او است. وی دانش اموخته روزنامه نگاری است و در حال حاضر دانشجوی رشته مدیریت رسانه در مقطع دکتری است.

more_vert کتاب مثل خون در رگ‌های من

ادامه مطلب

closeکتاب مثل خون در رگ‌های من

کتاب مثل خون در رگ‌های من به قلم احمد شاملو، شامل نامه‌های احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان و پاسخ‌های آیدا به او است که در سال‌های 40 و 50 به رشته تحریر درآمده است. باید زمان زیادی می‌گذشت تا آیدا سرکیسیان، راضی به انتشار نامه‌هایی که احمد شاملو برایش می‌نوشت، می‌شد و آن‌ها را در اختیار علاقه‌مندان احمد شاملو قرار می‌داد و زمان آن 15 سال پس از درگذشت احمد شاملو فرا رسید. رابطه‌ عاشقانه‌ شاملو با همسرش از جمله مهم‌ترین وجوهِ زندگی او محسوب می‌شود که تحولی بزرگ در زندگی این شاعر ایجاد کرد. به گونه‌ای که رد پای حضور آیدا به وضوح در اغلب اشعار شاملو به چشم می‌خورد. این نامه‌ها احساسات شخصی احمد شاملو را بازگو می‌کنند و گاه مسائل ادبی و سیاسی روزگار نیز در آن‌ها دیده می‌شود اما آنچنان پر رنگ نبوده و موضوع اصلی همان بیان احساسات شاعر است. در انتهای کتاب نیز تصویر هفده‌ نامه با دست‌خط خود شاملو آورده شده است. در بخشی از کتاب مثل خون در رگ‌های من می‌خوانیم: نمی‌دانم. نمی‌دانم این «بدترین شب‌ها» را شروع کرده‌ام یا دارم شروع می‌کنم. اما، به هر تقدیر، این ساعات تاریک و بی‌امید، این روزهایی که دست کم، اگر هیچ موفقیت دیگری درش نبود، اینش بود که به امید دیدار تو شروع می‌شد و حتی اگر هم در آخرین ساعات شب با نومیدی کامل، مثل دفتری بر هم نهاده می‌شد، باز این امید که فردا بتوانم ببینمت زنده نگهم می‌داشت، می‌دانی؟ از فردا صبح، دیگر این امید را هم از دست خواهم داد. امید بزرگی بود که اقلاً روزی یک بار تو را ببینم. اقلاً این امید به من نیروی آن را می‌داد که صورتم را بتراشم و از قبر خودم خارج بشوم برای آن که آفتاب وجود تو به جسم رطوبت کشیده‌ی من بتابد. می‌دانستم که آیدای من امید و حرارت و آفتاب زندگی من با لبخندش در انتظار من است. می‌دانستم که آیدای من با چشم‌هایی که پر محبت‌ترین نگاهش را به من بخشیده نگاهم خواهد کرد. می‌دانستم که آیدای من از من شکایت خواهد کرد که چرا ریشم را نتراشیده‌ام، و این، نیرویی بود برای آن که ریشم را بتراشم. می‌دانستم که آیدای مهربان من از من گله می‌کند که چرا با وجود آن که در کنارش هستم افسرده و کسلم، چرا با او حرف نمی‌زنم و چرا او را نمی‌خندانم؛ و این، انگیزه‌یی بود که شاد و سرمست باشم، همه‌ی غم‌ها و ناراحتی‌هایم را فراموش کنم و دمی را که در کنار او هستم شاد و خندان باشم. اما از فردا این امید را ندارم. این امید را از خودم قیچی کرده‌ام و به دنبال آنچه کلید زندگی فردای ما باشد این شهر را ترک می‌کنم. آخرین باری که دیدمت، سه‌شنبه‌ی هفته‌ی پیش بود. چند دقیقه‌یی با تو بودم و بعد ترکت کردم که خودم را به دکتربرسانم. بدبختانه آن شب دکتر نیامد. تا نزدیکی‌های نیمه‌شب، تنها و بدبخت، در کوچه‌ها و پس‌کوچه‌ها پرسه زدم. فهرست مطالبسخن ناشرآیدای عزیز من.آیدای خوب من!آیدای من!آیدای خوب خوشگل من!آیدا!شبانهآیدا، تپش‌های قلبم!آیدا، امید و شیشه‌ی عمرم!آیدا، امید و زندگی من!احمد خوب خودم.آیدای خوب، آیدای مهربان، آیدای خودم!خانم آیداآیدای خودم؛ آیدای احمد!آیدای نازنین خوب خودم.آیدای خوشگلم!آیدا، همزاد من!آیدا، باقی عمرم!آیدا، نازنین‌ترین چیز من، از مادّه و روح!امید و عشق و سرنوشتم.تپش‌های قلب من، آیدای خودم.عزیزم.آیدا در آینهآیدای خودم، آیدای احمد. شریک سرنوشت و رفیق راه من!آیدای نازنین و گرامی من!صالح‌پور گرامی.نازنینم.عزیز بی‌همتا.آییشکای خوب بی‌همتا!هجرانی

more_vert کتاب شمس ناپیدا

ادامه مطلب

closeکتاب شمس ناپیدا

کتاب شمس ناپیدا (برگزیده‌ای از مقالات شمس تبریزی)، دربردارندۀ منتخبی از مقالات محمدبن علی شمس تبریزی ملقب به شمس‌الدین است. در بخشی از کتاب شمس ناپیدا (برگزیده‌ای از مقالات شمس تبریزی) می‌خوانیم: اگر تو را روشنایی و ذوقی هستکه مشتاق مرگ باشی،مبارکت باد، ما را هم از دعا فراموش مکن.و اگر چنین نوری و ذوقی نداری،پس تدارک بکن و بجو، و جهد کن،که قرآن خبر می‌دهد کهاگر بجویی چنین حالت بیابی.پس بجوی.

more_vert کتاب چگونه نمیریم: یادداشت‌هایی در ستایش زندگی

ادامه مطلب

closeکتاب چگونه نمیریم: یادداشت‌هایی در ستایش زندگی

کتاب چگونه نمیریم: یادداشت‌هایی در ستایش زندگی شامل چهل دلنوشته‌ی کوتاه از نادیا شه مهر در رابطه با زندگی و تجربه‌های ساده ولی پر احساسش از زیستن در موقعیت‌های مختلف آن است که با بیانی دلنشین به رشته‌ی تحریر درآمده. کتاب چگونه نمیریم به‌ رغم تفاوت‌های درون‌مایه‌ای و تنوع سبکی خود، در یک مفهوم واحد یعنی همان ستایش زندگی همسو است. نادیا شه مهر در تک‌ تک لحظات زندگی، حتی در رنج و درد و اندوه، جوینده‌ی شور و امید و تصویرگر شکوه و زیبایی زیستن است. مرگ حتی در این نوشته‌ها سیاه و تاریک نیست، روی دیگری است از زندگی. این اثر ما را تشویق می‌کند به تجربه دوباره تک‌تک لحظات زندگی؛ از تماشای دوباره یک پرتو نور گرفته تا چشیدن طعم آب، شنیدن صدای باران، در آغوش کشیدن یک نوزاد، تا مزه کردن بستنی و هوا کردن بادبادک. در بخشی از کتاب چگونه نمیریم می‌خوانیم: روزگار گذشت و ما هم عوض شدیم... یه‌ کم بدتر یه‌ کم بهتر... خیلی‌ها اومدن مدال رفاقت زدیم به سینه‌شون... زنجیر خریدیم پاشون رو بستیم. به زمین به امید این‌ که نرن... بمونن... بهارها و زمستون‌هایی اومد که با هم چایی خوردیم و از آینده گفتیم و از عمقِ عمیق جاشون تو دل‌هامون... ولی یه صبح پاییزی، اومدیم دیدیم نیستن و نه زنجیر و نه خاطره و نه عمقِ عمیق و نه مدال و نه چای نتونسته بود نگه‌شون داره... بعد دیگه پول الکی پای زنجیر و مدال و چایی ندادیم... درها رو باز گذاشتیم، چراغ‌ها رو خاموش کردیم، گفتیم هر کی نیست بفرما... بعد اون‌ موقع بود که اون‌هایی رو دیدیم که نمی‌دونستیم موندنی‌ان... اون‌ها که نه ادعاش رو داشتن و نه هیچ‌وقت راجع‌ بهش حرف زده بودن... نه قولی... نه قراری... و اساساً لازم نبود که نگه‌شون داشت... اون‌ها خودشون می‌موندن... و موندنی‌ها زنجیر نمی‌خوان... ریشه می‌زنن تو خاکت و ریشه‌ها از زنجیرها قابل‌اعتمادترن... فهرست مطالبمقدمهمن تهرانی هستماگر نیامدعشق جایزه‌ی بلیت لاتاری استدستگاه مشترک موردنظر خاموش استولی‌عصر... آخ! ولی‌عصرِ عزیزِ دوست‌داشتنیسیگار و فلوت و دودما را نکاشته‌اند در زمین... روی بادها نشانده‌اندخواهرم، پرنسسمصداهای دنیای ناامنِ بیرونِ پنجرهمرثیهادامه می‌دهیم، افتان... خیزان... لرزانچیزی که بال داشت و سبک بود و شفافاین میگرنِ لعنتیِ دیوانهانتظارتوفان می‌آد، من اما نمی‌ترسم...از اون به بعد...عشق چیست؟این حالِ حالای لعنتیچیزهایی که نمی‌دانمیادداشت‌هایی به مینی‌مییادواره برای دندان عقلمن تهرانی هستم؛ یک ندیدبدیدمن یک روحمدلتنگی چیز عجیبیهسفر به زندگیِ یک دختر معمولیدرباره‌ی چرتکه‌ی غول‌پیکر خداونددرباره‌ی مردهامن با عینک تو چه شکلی‌ام؟کاروانسرا نیست، لطفاً سؤال نفرماییدموندنی‌ها زنجیر نمی‌خوانمادر خوبRun baby Runاز تولد نترسغریبه‌ی احتمالاً دوست‌داشتنیآقا، این زندگی چند؟در ستایش ایستگاه قطارمی‌ترسم، مثل همه‌ی مردماندوهدرباره‌ی پایانو مرگ...

more_vert کتاب گلستان سعدی

ادامه مطلب

closeکتاب گلستان سعدی

کتاب گلستان سعدی مجموعه حکایت‌های آموزنده و تأثیرگذار سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده‌ی مشهور ایرانی در قالب نظم و نثری آهنگین است. سعدی این اثر گران‌بها را در قالب یک دیباچه و هشت باب به نظم و نثر مسجع و موزون نگاشته است و اکثر نوشته‌های آن کوتاه و به شیوه‌ی داستان‌ها و پندهای اخلاقی هستند. هنر داستان‌گویی و ایجاز وی مانع شده است که وجه تعلیمی آن باعث ملالت خواننده گردد. حکایت‌های گلستان متناسب با موضوع، کوتاه یا بلند هستند. در بعضی از حکایات، شخصیت‌های خیالی یا واقعی ثالث به چشم می‌خورند؛ اما در برخی دیگر، نویسنده خود حاضر و ناظر می‌باشد. برخی از این رخدادها، رخدادهای واقعی زندگی وی و برخی صرفاً رخدادهای تخیلی هستند. او در گلستان از پرداختن به تاریخ‌نگاری و تذکره‌نویسی پرهیز می‌نماید و فقط به بیان امور مربوط به زندگی و منش اشخاص پرداخته است. این اثر را می‌توان گزارش وی از جامعه‌ی زمان خود معرفی نمود که در آن اوضاع فرهنگی و اجتماعی مردم را به صورت واقعی به نمایش می‌گذارد. او تا قبل از نگارش بوستان و گلستان، شاعر معروفی به شمار نمی‌رفت، اما نگارش این دو اثر باعث شهرت و خوش نامی او شد. وی نوشتن این کتاب را کمتر از یک سال پس از تدوین بوستان آغاز نمود و در مدت پنج یا شش ماه آن را به اتمام رساند که به نظر منتقدین ادبی مانند یک معجزه است. در بخشی از کتاب گلستان سعدی می‌خونیم: بازرگانى را دیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتگار. شبى در جزیره‌ى کیش مرا به حجره‌ى خویش برد. همه شب دیده بر هم نبست از سخنان پریشان گفتن که فلان انبازم به ترکستان است و فلان بضاعت به هندوستان و این قباله‌ى فلان زمین است و فلان مال را فلان کس ضمین. گاه گفتى: خاطر اسکندریه دارم که هوایى خوش است. باز گفتى: نه، [که] دریا [ى] مغرب مشوش است. سعدیا، سفرى دیگر [م] در پیش است، اگر کرده شود بقیت عمر به گوشه‌اى بنشینم. گفتم: آن کدام سفر است؟ گفت: گوگرد پارسى خواهم بردن به چین که شنیدم عظیم قیمتى دارد و از آن‌جا کاسه‌ى چینى به روم [آورم] و دیباى رومى به هند و فولاد هندى به حلب و آبگینه‌ى حلبى به یمن و برد یمانى به پارس و از آن پس ترک تجارت کنم و به دکانى بنشینم. [انصاف، ] از این ماخولیا چندان فرو گفت که بیش طاقت گفتنش نماند. گفت: [اى سعدى،] تو هم سخنى بگوى از [آن‌ها که] دیده‌اى و شنیده‌اى. گفتم:آن شنیدستى که روزى تاجرىدر بیابانى بیفتاد از ستورگفت: چشم تنگ دنیادار رایا قناعت پر کند یا خاک گور فهرست مطالبباب اول: در سیرت پادشاهانباب دوم: در اخلاق درویشانباب سوم: در فضیلت قناعتباب چهارم: در فواید خاموشىباب پنجم: در عشق و جوانىباب ششم: در ضعف و پیرىباب هفتم: در تأثیر ترتیبباب هشتم: در آداب صحبت

more_vert کتاب فارسی عمومی

ادامه مطلب

closeکتاب فارسی عمومی

هدف اصلی کتاب فارسی عمومی، ضمن آگاه کردن دانشجویان رشته‌های دیگر با گونه‌های متنوع و جذاب نظم و نثر کلاسیک و جدید؛ نشان دادن کارکرد ادبیّات در عرصه‌های متفاوت باستانی، حماسی، عرفانی، تعلیمی، غنایی، جامعه‌شناختی و ادبیات پایداری است. یکی از افتخارات بزرگ ما ایرانیان این است که زبان فارسی به عنوان سندی بسیار قوی و عالم‌گیر برای حفظ هویّت ملی و اخیراً زبان دوم عالم اسلام، برجستگی و کمال خود را در سطح جهان به منصّه ظهور رسانده است. کارکردهای متفاوت متون ادبی و اقبال گستردۀ بسیاری از ملیّت‌های غیر ایرانی، انگیزه‌های ما را در جهت فراهم آوردن این مجموعه نیرو می‌بخشد. فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ در اوج قلّه‌های حماسه‌سرایی، سروده‌های عرفانی، ادبیات تعلیمی و غزل‌سرایی بر عمق و غنای ادبیات کلاسیک ایران افزوده‌اند. هرچند که شاعران دیگر نیز در این ماجرا بی‌نصیب نیستند. شاید اولین پرسش خوانندگان این باشد که چرا به انواع ادبی پرداختیم؟ در پاسخ باید بگوییم که نویسندگان کتاب‌های فارسی عمومی، معیارهای متفاوتی را برای تقسیم‌بندی مباحث کتاب خود برگزیده اند. عدّه‌ای بر مبنای سبک‌های ادبی، جمعی بر اساس قالب‌های شعری و گروهی نیز تقسیم‌بندی موضوعی بدون توجه به قالب یا نوع را مبنای جمع‌آوری مطالب قرار داده‌اند. ما در کتاب فارسی عمومی بر آن شدیم تا از یک سو بر اساس انواع ادبی مشهور و برجسته، به ترتیب زمانی به گزینش مطالب دست یابیم و از سوی دیگر نسبت به نگرش‌های جدیدی که در عرصۀ ادبیات به عنوان مطالعات تطبیقی یا میان رشته‌ای ظهور کرده‌اند، غفلت نورزیم. در بخشی از کتاب فارسی عمومی می‌خوانیم: در یک منظومه حماسی، شاعر هیچگاه عواطف شخصی خویش را در اصل داستان وارد نمی‌کند و آن را به پیروی از امیال خویش تغییر نمی‌‍دهد و به شکلی تازه چنان که خود بپسندد یا معاصران او بخواهند در نمی‌آورد و در سرگذشت و یا شرح قهرمانی‌های پهلوانی و کسانی که توصیف می‌کند، هرگز دخالتی نمی‌ورزد و به نام خود و آروزی خویش در باب او داوری نمی‌کند. فهرست مطالبنیایشپیشگفتارمقدمه1- ادبیات باستانی2- ادبیات حماسی3- ادبیات غنایی4- ادبیات تعلیمی5- ادبیات عرفانی6- ادبیات جامعه شناختی7- ادبیات معاصر8- ادبیات پایداری9- نقد ادبی10- آیین نگارشکتابنامه

more_vert کتاب گویش لری از واج تا جمله

ادامه مطلب

closeکتاب گویش لری از واج تا جمله

گویش لری سیلاخوری (ľoři siľâxoři)، از دسته‌ی جنوب غربی زبان‌های ایرانی است که شاخه‌ی بزرگی از زبان‌های هند و اروپایی به شمار می‌رود. بررسی این گویش و دیگر گویش‌های ایرانی، می‌تواند دروازه‌ی گنجینه‌ی ارجمندی از واژگان ریشه‌دار پارسی را به روی پژوهشگران زبان‌های ایرانی بگشاید. بهره بردن از واژگان گویش‌های محلی، می‌تواند زبان فارسی معیار را بسیار پرمایه‌تر و توانمندتر کند. داده‌های زبانی، هم‌چنین می‌توانند مردم‌شناسان را در راه شناسایی فرهنگ کهن سرزمین ایران، یاری برسانند. پژوهشی که پیش روی دارید، کوشیده است گویش لری را بررسی و آن را با زبان فارسی معیار و برخی زبان‌ها و گویش‌های همسایه، مقایسه نماید. این بررسی همه سویه، برای نخستین بار درباره‌ی این گویش به انجام رسیده است و پژوهشگرانی که به بررسی گویش‌های لری پرداخته‌اند، تمایزی بین شاخه‌های گوناگون آن ـ مانند لری خرّم‌آبادی، لکی، بختیاری و بروجردی ـ ندیده‌اند و نگاهی فراگیر به این گویش‌ها انداخته و همه را یکی پنداشته‌اند. این پژوهش، روشن می‌سازد که گویش لری سیلاخوری، خود گونه‌ای مستقل از گونه‌ی خرّم‌آبادی است و البته همانندی‌های بسیاری با آن دارد. از سوی دیگر، نزدیکی بسیار این گویش به زبان فارسی، پژوهشگران را از بررسی آن، باز داشته است ولی باید دانست که ترسیم اطلس کامل زبان‌های ایرانی، آن گاه شدنی است که همه‌ی گویش‌ها، بررسی شده و جایگاه آن‌ها در شاخه‌های درخت زبان فارسی، روشن شده‌ باشد. گویش لری، شاخه‌ای از زبان‌های ایرانی جنوب غربی است که دنباله‌ی زبان فارسی میانه و فارسی باستان است. این گویش، هم‌شانه با فارسی امروزی، بلوچی، کومزاری و تاجیکی، از زبان فارسی میانه جدا شده ‌است. فهرست مطالبپیش‌گفتارسرچشمه‌های پژوهشی گویش لریسیلاخوربخش یکم :آواشناسی گویش لریویژگی‌های آوایی گویش لریواجمصوت‌های گویش لریکششصامت‌های گویش لریساختمان هجاجدول توزیع واج‌ها در گویش لریفرایندهای واجی1) فرایند کاهش2- فرایند افزایش3– فرایند آمیختگی4– فرایند جابه‌جایی واج‌ها5 – فرایند دگرگونی واجی به واج دیگرواحدهای زبرزنجیریالف) واحدهای زنجیریب) واحدهای زبرزنجیریتکیهنقش تکیه در مقوله‌های دستوری گویش لریتکیه‌ی فعلجدول مقایسه‌ی تکیه در فعل‌های فارسی و گویش لریآهنگدرنگخوشه‌های همخوان پایانیبخش دوم:دستور گویش لریساخت واژهاسمشناس، ناشناس، اسم جنسترکیب اضافی / وصفیشماره و شمارش‌شونده (عدد و معدود)ساخت اسمصفت1- صفت شمارشی2- صفت سنجشی3- صفت اشاره4- صفت پرسشی5- صفت مبهموندهای گویش لریوند اشتقاقیالف) پیشوندب) میانوندپسوندهای اشتقاقی گویش لریوند‌های تصریفیفعلمصدر / بن مضارع / بن ماضیمصدر فعل‌های ساده‌ی گویش لریفعل‌های پیشوندیفعل‌های مرکبعبارت‌های فعلیفرایند‌های آوایی در ریشه‌ی فعل‌هازمان فعلفعل مجهولفعل ربطیضمیر (جانشین)ضمیرهای شخصیضمیر مشترکضمیرهای اشارهضمیرهای پرسشیضمیرهای مبهمضمیرهای شمارشیقیدقید‌های زمانقید‌های مکانقید‌های حالتقید‌های مقدارقید‌های کیفیتقید‌های تکرارقید‌های تردیدشبه جملهنقش‌نمانقش‌نمای مفعولینقش‌نمای اضافیحرف‌های اضافه، نقش‌نماهای متممینقش‌نمای منادانقش‌نماهای پیوندپیوند‌های هم‌پایه‌سازپیوند‌های وابسته سازجملهبخش سوم:واژگان گویش لریواژگان گویش لریجانورانبیماری‌هاپیشه‌هاخانواده ـ بستگانعروسیبدن و وابسته‌های آنابزار کار و زندگینان‌ها و خوراک‌ها و ابزار آشپزیگیاهان و درختانآسیاب آبیپوشاکصفت‌هارنگ‌هاگوهرهاسنجشاسم معنیسوگسوخت و روشناییپدیده‌های طبیعیخرافه‌ها و پدیده‌های ذهنیساختمانحالت‌های روانیبازی‌هامقایسه‌ی گویش لری، با گویش‌های دیگرواژه‌های بیگانه در گویش لریواژه‌های عربی در گویش لریآوانویسی افسانه‌ای به گویش لریbolbole sargaštaبرگردان افسانه‌ی بلبل سرگشته، به فارسیکتاب‌نامه

more_vert کتاب بررسی چهره‌ی دیو و پری در افسانه‌های مازندران

ادامه مطلب

closeکتاب بررسی چهره‌ی دیو و پری در افسانه‌های مازندران

کتاب بررسی چهره‌ی دیو و پری در افسانه‌های مازندران نوشته‌ی فاطمه شمسی پژوهشی علمی و اسطوره شناختی است که به بررسی لایه‌های اسطوره‌ای در افسانه‌های مازندران با محوریت حضور دیو و پری می‌پردازد. افسانه‌ها، باورها و آداب و رسوم زنده، بعد از آثار باستانی و متون کهن، کلید راهیابی ما به دل باورهای یک قوم است. مازندران از دیرباز و حتی پیش از هجوم یا مهاجرت آریائیان جایگاه اقوامی کهن با باورها و آیین و رسوم غنی بوده است. مازندران به علت پیشینه‌ی کهن و حضور فرهنگ‌های پیشتاز زرتشتی و شیعی بستری بسیار گسترده، غنی و بکر برای انجام مطالعات تطبیقی مردم شناسی، انسان شناسی و تاریخی است، «پری» از جمله مباحثی است که با وجود حضور پر رنگ در فرهنگ فولکلور در مناطق مختلف ایران، از توجه علمی کمتری برخوردار بوده است. در طول تاریخ همواره مازنی‌ها بر آن بوده‌اند که این باورها را از دسترس اقوام بیگانه و حکومت‌های مرکزی حفظ کنند. در این میان، دیو و پری جایگاهی ویژه در افسانه‌های ایران، به خصوص در افسانه‌های مازندران دارند. این کتاب با نظر بر مولفه‌های اسطوره شناسی به بررسی و نقد «چهره دیو و پری» در افسانه‌های مازندران پرداخته تا کارکرد و پیشینه‌ی پیشتاز زرتشتی «دیو و پری» را در افسانه‌های مازندران نشان دهد. همچنین در فصل آخر به مطالعه‌ی تطبیقی افسانه‌های مازندران و ارمنستان به واسطه مشترکات فرهنگی و به مقایسه‌ی برخی از شباهت‌های ساختاری و محتوایی بین آن‌ها پرداخته است. در قسمتی از کتاب بررسی چهره‌ی دیو و پری در افسانه‌های مازندران می‌خوانیم: مازندران از معدود سرزمین‌هایی است که با وجود پیشینه‌ای کهن در پرده‌ای از ابهام فرورفته است. این نام در جهان اساطیر و همچنین در دنیای واقعی جایگاهی ممتاز و ویژه را به خود اختصاص داده است. به نظر می‌رسد تاریخ و فرهنگ مازندران و حتی نام آن، همانند جغرافیای طبیعی سرسختش، محافظه‌کار و مه‌آلود به نظر می‌رسد و در انبوه نظریات متفاوت پنهان شده است. مردم مازندران، بنا به شواهد تاریخی، دیرتر از مردم دیگر بخش‌های ایران به دین زرتشتی گرویدند. نامه‌ی تنسر از مهم‌ترین منابع تاریخی و دینی در این زمینه است که طبق آن می‌توان به شماری از واقعیات اجتماعی، سیاسی، و دینی ناگفته در آن زمان و این خطه پی برد. همچنین، بر اساس گواهی گای لسترنج، شرق‌شناس بریتانیایی، مازندران آخرین قسمت از ایران بوده است که به کیش مسلمانی درآمد و تا نیمه‌ی دوم قرن دوم هجری روی سکه‌هایی که در این منطقه ضرب می‌شد خط پهلوی نقش بود. درباره‌ی نام‌هایی که بر این دیار اطلاق شده است از قبیل مازندران، هیرکانیا، تپورستان و پتیشخوارگر، که گاهی بر همه یا بخشی از سرزمین کنونی دلالت می‌کرده است دیدگاه‌ها و گمانه‌های متفاوتی بیان شده است. در این پژوهش، قصد نداریم آن‌ها را تکرار کنیم. در میان پیچیدگی‌ها و ابهاماتی که در این فرضیات وجود دارد، دیدگاه نویسنده درباره‌ی قدمت واژه‌ی مازندران به این نظریه نزدیک‌تر است: اینکه نه واژه‌ی تبرستان بر مازندران تقدم داشته است نه مازندران بر تبرستان. بلکه باید پذیرفت که تبرستان به بخشی خاص اطلاق می‌شده و مازندران نیز بر قسمت دیگر؛ چنان‌که‌ رابینو آشکارا به این نکته اشاره کرده‌ است. لسترنج نیز بدان صحّه گذارده است. در حقیقت، این دو اسم یعنی تبرستان و مازندران مترادف و به یک معنی بوده‌اند؛ اما در همان حال که اسم تبرستان بر تمام نواحی کوهستانی و اراضی پست‌ ساحلی اطلاق می‌شد، کلمه‌ی مازندران بر منطقه‌ی اراضی پست ساحلی، که از دلتای سفیدرود تا جنوب خاوری بحر خزر امتداد دارد، اطلاق می‌گردید. سپس، این کلمه‌ یعنی مازندران بر تمام نواحی کوهستانی و ساحلی اطلاق گردید و امروز دیگر اسم تبرستان استعمال نمی‌شود. هنوز هم، پس از گذشت زمانی طولانی، تفاوت عمده بین جلگه‌نشینان و ساکنان مناطق کوهستانی در گویش و به کار بردن کلمات و همچنین باور و نوع دیدگاه و افسانه‌های منقول بسیار مشهود است. فهرست مطالبپیشگفتارفصل اول: اسطوره و افسانهنقد اسطوره‌شناختیافسانه و قصهافسانه‌های مازندرانفصل دوم: دیومازندران تاریخی یا اسطوره‌ایدیوان و مازندرانسخن آخرپیشینه‌ی «دیو»دیو در ادب پارسی‌دیو در افسانه‌های مازندرانسخن آخرفصل سوم: پریپری کیست؟پری و جنونآلشخصیت پری در ادب پارسیپیشینه و جایگاه مارپری در افسانه‌های مازندرانسخن آخرفصل چهارم: افسانه؛ میراثی جهانیسبزه‌قباکوپید و پسوخه‌سلطان مارکاکل‌زری، دندان‌مرواریدپسر تاجر و روح غریبه‌ای تنهاچهل پهلوان، چهل دیوحاتم طایی و انگشتر سلیمانیحسن‌پهلوانسیب گریان، انار خندان‌روایت دیگر از سیب گریان، انار خندانشیر‌محمدقوز بالاقوزپادشاه و دختر بیمارشپسمچوکحسن‌ترسو (کوهسار پهلوان)هیزم‌شکن و مارزخم زبان و اثر چوبمحمد، پسر حدادبرگ ظلماتپسرک بی‌خیالدو خواهرنقل نجارشغال‌ترس‌محمدتنبلمرغ تخم‌طلاملک‌محمددو برادراوغچه‌پرینانار گل خنده‌زار، سیب گل خنده‌زار، گل‌گل خنده‌زارپیرمرد و مارشیرافکن و هفت دیوگل سرخ ‌تتیمادیان چهل‌کرّهنارنج و ترنجچهل پهلوان و چهل دیوحسن‌پهلوانسیب گریان و انار خندانکچلَکزنگ عدالت و مارماه‌پیشانیمهرپرتو و شاهزاده افعیدختری که پسر شدمه‌مه‌خاتونوَک (غوک)منابع

more_vert کتاب دل نوشته‌های من

ادامه مطلب

closeکتاب دل نوشته‌های من

کتاب دل نوشته‌های من، مجموعه‌ای از عریضه‌های عارفانه و عاشقانۀ زهرا رضاسلطانی است که بین سال‌های 64 تا 74 به رشته تحریر درآمده. در بخشی از متن کتاب دلنوشته‌های من می‌خوانیم: بی‌تو، همچون ستاره‌ای دور از درخشش و روشنایی در آسمان نیلگون و آبی بودم.بی‌تو، همچون قطره‌ای سرگردان در دریای وسیع و باعظمت بودم.بی‌تو، همچون شنی بی‌پناه در صحرای پهناور و بزرگ بودم.بی‌تو، همچون گلی پژمرده در کنار رودی جاری و زیبا بودم.بی‌تو، همچون قاصدکی در برابر تندباد ظلمت و نادانی پرپر می‌گشتم.بی‌تو، همچون شکوفه‌های سپید با طوفان جهل از هم می‌پاشیدم. تا آن روز که برای اوّلین بار تو را دیدم. لبخندی از سر مهر بر لبانت نقش بسته بود. لبخندی که به ستاره، روشنایی و به گل، شادابی بخشید و به حمایت از شکوفه‌ها و قاصدک‌ها برخاست. آن روز هنگامی که به خورشید وجودت نگریستم، همچون الماسی، روشنگر تاریکی‌ها بودی و وقتی که به عظمت و بی‌انتهایی اندیشه‌ات می‌اندیشیدم، روحت را همچون اقیانوسی پرتلاطم یافتم که صدها مروارید دانش را برجای می‌گذاشت. فهرست مطالبمقدّمهمناجاتصاحبان بهشتمروارید اجابتخورشید حقیقتپریشانم همچون گیسوانممروارید لبخندملکه رویاهایموقتی تو بیاییالماس وجودگلستان گل‌هامعراج نورسخن آهوی زیبااجابت حقاندرز طبیعتسرزمین عشقمحفل شمعپرندۀ کوچکسخنی چند با دوستانمعلّم من