کتاب رفیق شناسی

کتاب رفیق شناسی


کتاب رفیق شناسی نوشته‌ی ابراهیم خرمی مشگانی، نخست به شرح دوست خوب و ویژگی‌های آن پرداخته و سپس رفاقت با نااهلان و اینکه از رفاقت با چه کسانی باید پرهیز کرد را شرح می‌دهد.

جوان نیروى با نشاط و با طراوت جامعه است، پس قطعا شادابى اجتماع وابسته به شادابى فکرى، اعتقادى، فرهنگى، علمى جوانان خواهد بود. بدین جهت دشمنان تلاش دارند این شادابى را به خصوص از جوانان جامعه اسلامى بگیرند لذا از مسیرهاى گوناگون استفاده کرده و آن‌ها را مورد هجوم قرار مى‌دهند که از جمله این راه‌ها ؛ ایجاد ارتباط و رفاقت با آن‌هاست.

بنابراین نه تنها امروز بلکه در هر عصر و زمانى دشمنان و شیاطین، نوک پیکان لاابالى و بى‌بند و بارى خویش را متوجّه نسل جوان دارند و از هر سمت آنان را مورد تهاجم قرار داده و با ابزار و وسائل مختلف، جوانان را به انحطاط و پستى مى‌برند، بر همین مبنا بر جوانان عزیز لازم است در انتخاب دوست هشیار و آگاه باشند و خویش را از خطرات مصون دارند.

در بخشی از کتاب رفیق شناسی می‌خوانیم:

دو نفر عابد در کوهى زندگى مى‌کردند به نام‌هاى حامد و حمید و مشغول عبادت بودند این دو نفر به قدرى با هم رفیق و دوست بودند که گوئى یک روح در دو بدن هستند.

روزى حمید براى خریدارى گوشت، از کوه پائین آمد و به شهر روانه شد، در نزدیک دکان قصابى، زنى زیبا روى ایستاده بود چشم حمید به او افتاد نفس بر او چیره شد به گونه‌اى که با آن زن رابطه نامشروع برقرار نمود و به خانه او رفت. چند روز از این اتّفاق گذشت، حامد یعنى همان عابدى که در کوه مانده بود هرچه انتظار کشید تا حمید بیاید خبرى از او نشد، ناچار تصمیم گرفت وارد شهر گردد و به جستجوى رفیقش بپردازد. حامد وقتى که وارد شهر شد، پس از پرس وجو مطلع شد که رفیقش حمید منحرف و گرفتار گناه شده است، حامد به جاى اینکه از حمید دورى کند به فکر نجات حمید افتاد، اطلاع یافت که حمید در خانه همان زن بدکاره است. براى دیدار حمید به خانه همان زن رفت و حمید را در آن جا دید، فورا با کمال شادى به سوى حمید رفت و او را در آغوش گرفت و بوسید و احوال‌پرسى کرد، حمید از شدّت خجالت به حامد گفت تو کیستى؟ من تو را نمى‌شناسم.

حامد گفت: برادر عزیز، من از وضع تو آگاه شدم، هیچگاه مانند امروز به تو علاقه نداشتم تو عزیزترین انسان در قلب منى، من چگونه فراق تو را تحمّل کنم، برخیز تا به جایگاه قبلى خود برویم. حمید از ناحیه حامد دلگرم شد برخاست و با او به عبادتگاه اول رفتند و توبه حقیقى کرد.

فهرست مطالب
مقدمه
فصل اول
بخش اول: رفاقت با خوبان
رفاقت با خوبان مایه خوشبختى است
رفیق خوب
دوست خوب کجا؟
دوست خوب کمیاب است
رفیق واقعى و رفیق ظاهرى
رفیق خوب نعمت است
رفاقت حد و مرزى دارد
قبلاً تحقیق
آزمایش رفیق
بخش دوم: ویژگى‌هاى رفیق خوب
1- دیندارى
تأثیر مجالست با اهل دین
2- تقوى
3- علم و دانائى
4- عقل و خردمندى
دوست عاقل
5- غمخوارى و راز دارى
فداکارى براى رفیق
رفیق هدایتگر
حق رفاقت
من داراى دو رفیق بودم
6- وفادارى
رفیق با وفا
هنوز اینجائى؟
تسلیت رفیق
دوست با وفا
7- راستگوئى ودرستکارى
او را استخدام کن
راستگو و درستکار شریک مال مردم‌است
8- از طبقه متوسط و مستضعف جامعه
شأن نزول آیه فوق
حسرت دائم
مرا مسخره مى‌کنید؟
فصل دوّم
بخش اول: رفاقت با نا اهلان
دوست خود را به قتل رساند
به خاطر رفیق
خطر رفیق بد
سگ از رفیق بد بهتر است
پرهیز از رفیق بد
حکایتى دیگر
گل چه مى‌گوید؟
این است سزاى همنشینى با بدان
بخش دوم: از رفاقت با چه کسانى پرهیز نمائیم؟
1- منحرفین از دین
او دائى من است
2- فاسقین
اثرات رفاقت با فاسقین
3- خائنین
خیانت دوست
4- جاهلین
5- ظالمین
دورى از ظالم
مجالست با ظالم
6- ترسویان
ترس چیست؟
حکایت
7- تن‌پروران
8- بد سابقه‌ها و مشکوکان
9- دروغگویان
این مرد دروغگو است
عمل اهل جهنم چیست؟
آیا مؤمن دروغ مى‌گوید؟
10- بخیلان
پیامبر از بخیل دورى نمود
11- چاپلوسان
خاک بر روى چاپلوس بپاشید
چاپلوس دورو
پدرم در گردنه، خر دزدى مى‌کرده
12- احمقان
انواع انسان‌ها
احمق کیست؟
چرا به احترام قنبر قیام نکنم؟
احمق یعنى این؟
قصّه‌اى دیگر
13- شرابخواران
ثمره رفاقت با شرابخوار
به او اعتماد مکن و مال را به او نسپار.
هارون بن جهم گوید
14- ناسزاگویان
حکایت
از من دور شو
15- قاطع ارحام
منابع و مأخذ

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

پربیننده
آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه