کتاب طریق التحقیق: جستارهایی در پژوهش و هنرپژوهی

کتاب طریق التحقیق: جستارهایی در پژوهش و هنرپژوهی

کتاب طریق التحقیق: جستارهایی در پژوهش و هنرپژوهی نوشته‌ی محسن کرمی مواردی چند، از جمله پی‌نکته‌هایی بر بایسته‌های روش‌شناختی، جغرافیای پژوهش در هنر اسلامی و در باب هنرپژوهی را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

هنر چیست؟ آیا هنر حاصل تقلید یا بازنمایی جهان واقع است، چنان که افلاطون و ارسطو، به تأسی از آنان و با جرح و تعدیل‌هایی، لسینگ و هگل و شوپنهاوئر گفته‌اند؟ یا بیانگر عواطف و احساسات است، آنگونه که کروچه و کالینگوود و تالستوی بر آن رفتند؟ یا فقط فرمی معنادار است، همان‌طور که کلایوبل، با تکیه بر سنت فکری‌ای که از آکویناس آغاز شد و با هیوم و کانت ادامه یافت، اظهار می‌کرد؟ یا صرفا چیزی است که اهالی دنیای هنر آن را هنر قلمداد کنند، به همان نحو که جرج دیکی، آرتور دانتو، و سایر طرفداران نظریه‌ی نهادی بر آن‌اند؟ یا این که، به قول جرالد لوینسون، زمینه‌های تاریخی هنر را از ناهنر متمایز می‌کند؟ و یا، بر اساس آموزه‌ی ویتگنشتاین و تبیینی که موریس وایتس از آن به دست داد، هنر اساس تعریف ناشدنی است و می‌باید که به شباهت‌های خانوادگی آثار هنری اکتفاء کرد و هنر را مفهومی گشاده دانست؟

در فصل اول، نویسنده بر آن است که نشان دهد پژوهش چه چیزهایی نیست، به عبارت دیگر، تلاش خواهد کرد قبای یک تحقیق را، یک به یک، برشمارد تا مبادا در حین تحقیقی، خام طبعانه، در یکی از آن درغلتند و تعریف و تبیینی از پژوهش و شان تحقیق به دست آورد. در فصل دوم به بایسته‌های روش شناختی پژوهش اشاره می‌کند. همچون شناخت/معرفت چیست؟؛ آیا اساساً شناخت امکان پذیر است؛ منابع معرفت بخشی کدام‌اند؛ چه چیزهایی قابل شناخت‌اند و کدام ساحت‌های جهان هستی غیرقابل شناخت‌اند؛ و...

وضوح در تحقیق، در باب موضوع، در باب استدلال یا تقویت ادله و سنخیت مدعا با دلیل از جمله مطالبی است که در فصل سوم به کنکاش درباره آن‌ها پرداخت می‌شود و به ربط و نسبت روش‌شناسی پژوهش با معرفت‌شناسی و طرح برخی مباحث عمده در روش‌شناسی پرداخت می‌شود.

سپس نویسنده نکاتی چند در باب پژوهش و تحقیق را بر‌می‌شمارد که، به رغم اهمیت و قدر و قیمت و شان و اعتبار ویژه‌ای که در تحقیق دارند در بسیاری از مواضع و مواقع التفات چندانی به آن‌ها نمی‌شود و لاجرم و لابد این نوشته‌ها و مطالب ارزش علمی درخوری ندارند و کسی را از آن‌ها سودی نرسد.

تقدم تعلیم بر تالیف، پرهیز از اصلاح زدگی یا علم فروشی، تعیین حوزه فعالیت و دوری از پیش داوری، از جمله مطالب فصل چهارم به شمار می‌روند. در فصل «تعلیقه‌ای بر پی نکته‌ها» متونی همچون «اصلاً موضوع چیست؟»، «از هر دری سخنی»، «نیازی به مطالعه نیست، همه چیز ساده و واضح است!»، «فرسنگ‌ها دور از استدلال و اصول منطقی» و «چون دلم می‌خواهد» مورد بررسی قرار می‌گیرند.

در فصل «سنجش پروژه یا برنامه» برای سنجش و قضاوت در باب یک پروژه تحقیقاتی تا یک برنامه اجرایی، معیارهایی نسبتاً دقیق وجود دارند که می‌توان با تمسک و توسل بدان‌ها از سردرگمی میان پروژه‌های رنگارنگ، با عناوین مختلف به درآمد و همچنین به اطمینان رسید و دانست که برنامه صحیح کدام است و باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد. برای داوری در باب یک برنامه باید تبیین و وضوح در برنامه‌ها رعایت شود که مفصل به آن‌ها در این فصل پرداخت می‌شود.

«جغرافیای پژوهش در هنر اسلامی» فصل بعدی این مجلد است که جغرافیا و زوایای مختلف پژوهش در باب هنر اسلامی تصویر ‌شود. این مجموعه می‌کوشد تا نشان دهد اگر کسی می‌خواهد در باب هنر اسلامی کار علمی انجام دهد باید به چه ساحت‌هایی توجه کند و چه واقعیت‌هایی را در مد نظر قرار دهد. اهم مباحث آمده در این فصل، پژوهش، هنر و دین نام دارند که با مطرح ساختن و روشن ساختن آن‌ها نویسنده به پژوهش در هنر اسلامی می‌رسد و در باب آن سخن می‌گوید. در باب هنرپژوهی هم مباحث فلسفه هنر، روانشناسی هنر، جامعه شناسی هنر، تاریخ هنر، هنرشناسی مقایسه‌ای و نقد هنری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در بخشی از کتاب طریق التحقیق می‌خوانیم:

یکی از نکاتی که باید همیشه در مراحلِ مختلف کارِ علمی بدان توجه نمود پرهیز از ترجیح‌های بلامرجّح است. به عبارت دیگر، باید برای هر انتخاب و گزینشی دلیلی ارائه نمود. اگر در مقاله‌ای با عنوانِ «اساطیرِ ایران» به چند اسطوره اشاره می‌شود، باید که دلیلِ این گزینش و وجهِ ترجیحِ این چند اسطوره بر سایرِ اساطیر روشن شود؛ چرا که مستدل نکردنِ گزینش‌ها می‌تواند به مسائل و معضلاتِ مختلفی بینجامد، از جمله اینکه چه بسا به ذهن متبادر کند که اساطیرِ ایران همین چند اسطوره‌اند، در حالی که این‌ها مشتی از خروارند.

به دیگر سخن، امروز، تصور رایج بر این است که هر کس، صرفاً بر اساسِ ذوق و سلیقه، می‌تواند هر موضوعی را برگیرد و هر حذف و اضافه‌ای و هر جرح و تعدیلی را در آن روا دارد و به هر نحوی که می‌پسندد بررسی‌اش کند. نگاهی از سرِ دقت در بسیاری از تحقیقات در باب هنر وجودِ این بینش و تصور ناصواب را تأیید می‌کند. وقتی مقاله‌ای در باب خوش‌نویسی می‌نگارم و، در آن، تنها از میرعماد حسنی و عمادالکتّاب و یاقوت مستعصمی نام می‌برم و فقط به چلیپانویسی و نستعلیق اشاره می‌کنم، واقع آن است که، آگاهانه یا ناآگاهانه، دست به گزینش‌هایی زده‌ام: از میان قریب به چهل استادِ مبرّز و نامدارِ خوش‌نویسی، سه تن را برگزیده‌ام؛ از شیوه‌های مختلفِ خوش‌نویسان، فقط چلیپانویسی را انتخاب کرده‌ام؛ و از میانِ خطوطِ مختلفی چون کوفی و نسخ و توقیع و رقاع و ریحان و تعلیق و محقّق و...، تنها نستعلیق را برگرفته‌ام. و این همه دست به گزینش زدن‌ها را بدونِ ارائه‌ی حتی یک دلیلِ ساده انجام داده‌ام، گویا بر این گمانم که می‌توان با تمسّک به «چون دلم می‌خواهد» از دام‌چاله‌های گزینش‌های بی‌وجه به سلامت به در رفت.
فهرست مطالب

پژوهش چیست؟ تحقیق چه‌ها نیست؟
بایسته‌های روش‌شناختی پژوهش
پی‌نکته‌هایی بر بایسته‌های روش‌شناختی...
تعلیقه‌ای بر پی‌نکته‌ها...
سنجش پروژه یا برنامه
جغرافیای پژوهش در هنر اسلامی
در باب هنرپژوهی
کتاب‌شناسی

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

پربیننده
آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه