معرفی شخصیتها
ایرج زهری؛ منتقد تئاتر و مترجم نمایشنامه‌های فاخر ادبی
تاریخ 22 اردیبهشت 1399 ساعت 00:55:24
کد خبر: 012452
ایرج زهری؛ منتقد تئاتر و مترجم نمایشنامه‌های فاخر ادبی

 ایرج زهری با اینکه شاید در میان نسل‌های جدیدتر علاقه‌مند به کتابخوانی مهجور واقع شده‌باشد اما از مشهورترین مترجمان و مدرسان تئاتر در عرصه جهانی به شمار می‌رود که همکاری با برجسته‌ترین ادیبان و نویسندگان اروپایی و آمریکایی گواه این ادعا است.

ایرج زهری در ۱۳۱۱ خورشیدی در تهران متولد شد. او پس از اخذ دیپلم از دبیرستان «رازی» به دانشکده‌ حقوق دانشگاه تهران رفت. پدر او عبدالحمید زهری وکیل دادگستری و روزنامه نگاری پرتلاش بود. به خواست خانواده و برای فراگیری شغل وکالت و ادامه حرفه پدر از ۱۳۳۲ خورشیدی در «دانشکده حقوق» دانشگاه تهران مشغول تحصیل شد اما به زودی از درس و کلاس زده شد. در جایی گفته بود: «من که به قصد تحصیل حقوق آمده بودم، بر اثر فضای کر و کور و استادهای مرده و مهجور، چنان از حقوق بیزار شدم که از سال سوم رشته اقتصاد را انتخاب کردم و تنها فکر و ذکرم این شد که هرچه زودتر لیسانس صاحب مرده را بگیرم و از شر هرچه دانشگاه است راحت بشوم.».

او رویداد فرخنده زندگی خود را در دوران تحصیل چنین توصیف می کند: «تنها اتفاق خوش و سرنوشت سازی که در طول زمان دانشجویی برایم روی داد، آشنایی با گروه تئاتر دانشگاه در پاییز سال ۱۳۳۳ بود.» او عشق به تئاتر را به دل گرفت و با خود عهد کرد که زندگی خود را وقف تئاتر کند. او تصمیم گرفت که برای فراگیری تئاتر به شیوه ای بنیادین و علمی به آلمان سفر کند: «با آنکه یک کلمه آلمانی بلد نبودم، تابستان ۱۳۳۷ به عشق تحصیل در رشته تئاتر راهی مونیخ شدم.» از آن پس زندگی ایرج زهری با هنر تئاتر آمیخته شد.

زهری پس از گذراندن تحصیلات خود در آلمان در ۱۳۴۵ خورشیدی به وطن بازگشت و از ۱۳۴۶ خورشیدی در دانشکده‌ هنرهای دراماتیک به تدریس تاریخ تئاتر پرداخت.

همکاری با نهادهای هنری و بنیادهای نمایشی به عنوان کارگردان، بازیگر، منتقد و مدرس و نوشتن ده‌ها نمایشنامه و اجرای تئاتر از فعالیت‌های دیگر این نویسنده و مترجم در این سال‌ها بود. او همچنین در شورای تئاتر و واحد نمایش تلویزیون ملی ایران هم حضور و فعالیت داشت.

زهری مرد نمایش بود، هم در صحنه تئاتر، هم روی اکران تلویزیون و هم پشت بلندگوی رادیو.  او در جریان همکاری ۱۲ ساله خود با بنیادهای گوناگون تئاتری، ده‌ها نمایشنامه نوشت و اجرا کرد. از او چندین نمایشنامه به جا مانده است که بیشتر لحنی طنزآمیز و انتقادی دارند و بیشتر آنها در ایران یا خارج  به کارگردانی خود او یا هنرمندان دیگر، روی صحنه رفته‌اند.

 

 

زهری و ترجمه ها

زهری مترجم آثار نویسندگانی مثل کارل فالنتین، ژان تردیو، اگوست استریندبرگ، اسلاومیر مروژک و فرناندو آرابال بود. «فرهنگ کوچک هنرپیشه»، «مهاجران»، «وقایع نگاری یک جنایت از پیش اعلام شده»، «رابطه زن و شوهری» و «تنها آنها می‌دانند» از مهم‌ترین ترجمه‌های زهری است.

وی در ادامه به همکاری با احمد شاملو در”خوشه” و ”کتاب جمعه” پرداخت و از مروژک داستان کوتاه و فرناندو آرابال نمایشنامه همه عطرهای عربستان را ترجمه کرد که شاملو با جسارت این کارها را چاپ رساند.

او همچنین برخی از نمایشنامه‌های ایرانی از جمله «قرمز و دیگران» از محمد یعقوبی و «آقا لیلا» از محمد کورش نیا را به زبان آلمانی ترجمه کرد. تالیف کتاب‌های «تاریخ نمایش در ایران» و «تاریخ تطبیقی تئاتر در اروپا» هم از آثار او در زمینه‌ تئاتر هستند.

اسلاومیر مروژک نمایشنامه‌نویس برجسته لهستانی و فرناندو آرابال درام‌نویس نامی اسپانیایی، حق ترجمه آثار خود به فارسی را به آقای زهری واگذار کرده بودند.

 

ایرج زهری در کنار شاگردانش

زهری و تالیفات

«فقیر علیشاه»، «کمدی – تراژدی حکومت زمانخان به روزگار قاجار در ولایت بهشت آباد»، «مهمان» از مهم ترین تالیفات زهری به شمار می روند. او همچنین خاطرات خود را در کتاب «یادها و بودها» منتشر کرد که منبعی برای پژوهش درباره تاریخچه و سرگذشت تئاتر مدرن در ایران است. در این کتاب زهری با لحنی ساده و صادقانه فراز و نشیب زندگی و آزمون‌های تلخ و شیرین خود را بازگو می‌کند و خواننده با ذهن باز، منش انسانی و ذهن کاوشگر و پویای او آشنا می‌شود. در گوشه‌ای از این کتاب با بیانی ساده و دلنشین هم شیوه زندگی و هم راه و رسم هنری خود را روشن کرده است.

برای آشنایی با قلم و نگاه ایرج زهری، نخستین خاطره‌های او از تئاتر را یادآوری می‌کنیم که با پدرش و با بلیط افتخاری به تئاتر تهران می‌روند تا نمایش”شاه عباسی و لُمبکِ آب‌ فروش” را در آن جا ببینند. این منتقد پس از گذشت سال‌ها به دقت، خلاصه نمایش را تعریف می‌کند و این گونه درباره‌اش اظهار نظر می‌کند:  «شاه عباس و لمبک آب فروش، یک تئاتر سیاسی بود. شاه عباس که خود را مالک الرقابِ جان و مال ملت، بهتر بگویم، رعایای خود می‌دانست، منحصر به فرد نیست… بازی مجید محسنی را در نقش لمبک آب فروش، هیچ از یاد نمی‌برم که فوق‌العاده بود، گاه ما را می‌خنداند، ‌ گاه متأثر می‌کرد و گاه به فکر می‌انداخت.»

آخرین اثر فرهنگی زهری در معرفی آثار نمایشی ایرانی و خارجی در زبان فارسی بود که در دست انتشار است.

ایرج زهری در یکی از کارگاه های آموزشی 

زهری و  تئاتر

زهری پس از مهاجرت دوباره به آلمان در ۱۳۶۰ خورشیدی به تدریس تئاتر با موضوعات «افسانه و نمایش» و «تکنیک‌های بازیگری» مشغول شد. ترجمه‌ آثار نمایشنامه نویسان مشهور آلمان مثل برتولت برشت، گئورگ بوشنر، ارنست تولر و هاینر مولر از دیگر فعالیت‌های او در خارج از کشور بود. «بهشت من آنجاست که تو با منی» از جمله نمایشنامه‌های زهری بود که به زبان آلمانی منتشر شد. او اوایل دهه  ۸۰ خورشیدی به ایران بازگشت و به عنوان مربی و مشاور هنری با گروه‌های تئاتری همکاری خود را ادامه داد.

زهری از منتقدان باسابقه‌ تئاتر و از اعضای قدیمی کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و عضو کانون جهانی منتقدان تئاتر بود. او با تسلطی که به زبان‌های فرانسوی و آلمانی داشت، نمایشنامه‌های بسیاری را از نویسنده‌های مشهور آن دوران به فارسی ترجمه کرد. نوشتن نقد و ترجمه در مطبوعات آن زمان از جمله «نگین»، «کتاب هفته»، «بامشاد» و «تماشا» از فعالیت‌های فرهنگی او در عرصه‌ هنر بود.

 

این نویسنده و مترجم در شامگاه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ خورشیدی بر اثر سرطان خون در منزل خود در «بوخوم» آلمان درگذشت. او حدود ۶ هفته پیش از مرگ برای آخرین بار به ایران سفر کرد تا هم با دوستان و خانواده دیداری کند و هم به کار نشر برخی از کتاب‌های خود سروسامانی دهد.