ویژه شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع)

بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام

بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام

پرداختن به تمام اندیشه های شخصیتی چون امام صادق(ع) که جامع تمام علوم است از حوصله یک مقاله خارج است. آنچه ما در مقام بیان آن هستیم، بیان برخی از اندیشه امام صادق (ع)، متناسب با نیازهای زمان است. یک فرد دوراندیش در طول زندگی خود تلاش می کند که با بهره گیری از اصول کاربردی اقتصادی بر رفاه و آسایش جامعه و خود و خانواده اش بیفزاید و زندگی آرام و راحتی را برای پیمودن راه سعادت داشته باشد. امام صادق(ع) برخی از این اصول را چنین مطرح می کنند. کار و تلاش دوری از حرص، دوراندیشی برای آینده انصاف و اجتناب از احتکار، مبارزه با محتکر، امید که بتوانیم آنچه رضایت الهی است بیان کنیم.


تلاش و کوشش
یکی از اصول اقتصادی حضرت صادق(ع) تلاش دائم و پایداری در راه هدف است. تحرک و پویایی که از اعتقاد راسخ انسان به مقاصد خویش سرچشمه می گیرد، در راه رسیدن به مراد ضروری ترین عامل به شمار می آید. انسان مسلمان برای رسیدن به سعادت اخروی باید در امور دنیوی خویش نیز تلاش کند و آن را به عنوان وسیله و پلی برای وصال به مطلوب بنگرد.

علی بن عبدالعزیز می گوید: امام صادق(ع) روزی از من احوال عمر بن مسلم را پرسید، عرضه داشتم فدایت شوم او از تجارت دست برداشته و به عبادت و نماز و دعا روی آورده است. امام فرمود: «وای بر او! آیا او نمی داند که هر کس به دنبال دنیا و کسب روزی حلال نرود، دعایش مستجاب نخواهد شد.» سپس امام افزود: هنگامی که آیه «من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب»[1]؛ هر کس تقوای الهی پیشه کند (خداوند) راه خروج از مشکلات را برایش قرار می دهد و از جایی که گمان نمی برد روزی اش می دهد.» نازل شد، تنی چند از اصحاب پیامبر(ص) از کسب و کار دست کشیده و درها را به روی خود بسته، مشغول عبادت شدند تا خداوند متعال روزی آنان را از طریق عبادت برساند. هنگامی که رسول اکرم(ص) خبردار شد، آنان را احضار نمود و فرمود: «شما به چه انگیزه ای از کسب و کار دست کشیده و از جامعه فاصله گرفته و به عبادت پرداخته اید؟» گفتند: «یا رسول الله! خداوند روزی ما را تکفل کرده و ما هم به عبادت او روی آورده ایم.» رسول خدا (ص) فرمود: «انه من فعل ذلک لم یستجب له، علیکم بالطلب؛ هر کس چنین کند دعای او پذیرفته نخواهد شد، بر شما باد به کسب [روزی و درآمد].»[2]

در روایت دیگری حضرت تلاش حضرت علی(ع) را به تصویر کشیده و به عنوان الگو مطرح می شود. «عَن أَبِی عَبدِاللَّهِ(ع) أَنَّ عَلِیاً(ع) أَعتَقَ أَلْفَ مملُوک من کدِّ یدِه؛ امام صادق(ع) فرمود: «علی(ع) هزار بنده از دست رنج خود (خرید و در راه خدا) آزاد کرد.»[3]

و نیزحضرت امام صادق(ع) در سخن دیگری توضیح می دهد که برخی از افراد دعایشان هیچ گاه به اجابت نخواهد رسید و از جمله فرمود: «أَربَعَةٌ لَا تُستَجَابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ رَجُلٌ جَالِسٌ فِی بَیتِهِ یقُولُ اللَّهُمَّ ارزُقنِی فَیقَالُ لَه أَ لَم آمرک بالطَّلَبِ؛[4] مردی در خانه اش نشسته و مدام می گوید خدایا! به من روزی عطا کن! به او گفته می شود آیا تو را فرمان ندادم به طلب [روزی]».

در هر صورت، برای رسیدن به مقصود باید تلاش نمود و در راه آن مشکلات و سختی ها را تحمل کرد تا اینکه از دیگران بی نیاز شده، به استقلال اقتصادی برسیم.

عطار نیشابوری می گوید:

 

به یکباری نیاید کارها راست

به باید کرد ره را بارها راست

 

به یک ضربت نخیزد گوهر از سنگ

به یک دفعت نریزد شکر از تنک

نگردد پخته هر دیگی به یک سوز

نیاید پختگی میوه به یک روز

 

حرص ممنوع
از دیگر اصول اقتصادی حضرت صادق(ع) ممنوعیت حرص است، در عین حال که کار جهاد است و تلاش مطلوب ولی حرص بیش از اندازه شدیدا منع شده است.

علی(ع) فرمود: «أی بُنَی، الحِرصُ مِفتاحُ التَّعَبِ، ومَطیةُ النَّصَبِ، وداعٍ إلی التَقَحُّم فی الذُّنوبِ والشَّرَهُ جامِعٌ لمساوِئ العُیوب ؛[5] پسر جان! حرص کلید رنج است و مرکب مشقت و باعث فرو رفتن در گناه، آزمندی و شکم بارگی همه عیب ها را دارد.»

انسان حریص و دنیاپرست همانند کرم ابریشم می ماند که هر چه بیشتر می بافد، خروج خودش را از داخل آن را غیر ممکن می سازد و در آنجا با غم و اندوه می میرد.

حضرت صادق(ع) در این زمینه می فرماید: «حضرت عیسی(ع) با سه نفر دیگر همراه بودند ناگاه به کنار طلاهایی رسیدند که چشمان آن سه نفر به آنها دوخته شده بود، حضرت عیسی(ع) فرمودند این ها مردم را می کشند!! به آنها اعتنا نکنید و از آنجا گذشتند، سپس هریک از آن همراهان با اعتذار از آن پیامبر برگشتند و در کنار طلا ها جمع شدند؛ آنگاه آنان از میان خود یکی را برای تهیه نان و طعام فرستادند و آن دو نفر باقی مانده مصمم شدند پس از مراجعت نفر سوم او را به قتل برسانند تا بدینوسیله سهم او را از آن خود کنند!! وآن سومی نیز غذا را مسموم ساخت تا آن دو نفر با خوردن غذای مسموم بمیرند و سهم آن دو را به خود اختصاص دهد!! چون نفر سومی برگشت، وی را به قتل رساندند وآن دو نفر با خوردن غذای مسموم از بین رفتند و هلاک شدند!! در حالی که سه نفر مرده بودند کنار طلا ها، حضرت مسیح برگشت و همراهان را مرده دید! با اذن خداوند آنان را زنده کرد و به مذاکره پرداخت و فرمود: مگر به شما نگفتم که این طلا مردم را می کشد؟»[6]

در جای دیگر حضرت صادق(ع) زیان حرص و دلبستگی به دنیا را اینگونه بیان فرمود: «عنِ ابنِ أَبی یعفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) یقُولُ مَن تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنیا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِثَلَاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا یفنَی  وَ أَمَلٍ لَا یدرَک وَ رَجَاءٍ لَا ینَالُ؛[7] ابن یعفور می گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «هرکس به دنیا دل بسته باشد گرفتار سه بلای بزرگ می شود: 1- غمی که خلاصی ندارد، 2- آرزوی طولانی که به آن نمی رسد، 3- و امیدی که دست نمی یابد.»

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مَثَلُ الدُّنْیا کمَثَلِ ماءِ الْبحْرِ کلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّی یقْتُلَهُ؛ از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «دنیا مثل آب (شور) دریاست که آدم تشنه هر چه از آن بخورد تشنه تر می شود تا اینکه انسان را هلاک می کند.»[8]

حضرت در حدیث دیگر می فرماید: «إنَّ اللّه عزّ و جلّ تَطَوّلَ علی عِبادِهِ بالحَبَّةِ فسَلّطَ علَیها القُمَّلَةَ، ولو لا ذلک لخَزَنَتْها المُلوک کما یخزُنونَ الذَّهَبَ و الفِضَّةَ؛[9] خداوند عزّ و جلّ با نعمت دانه (گندم و...) بر بندگانش منت نهاد و شپش را آفت آن قرار داد و اگر نه چنین بود زمامداران آن را نیز همچون زر و سیم می اندوختند».

پس انداز برای روز مبادا
با اینکه گفته شد اسلام با حرص و ولع به دنیا به شدت مخالف است، ولی پس انداز به اندازه نیازهای ضروری به صورت سرمایه و نه کالا مورد توصیه اسلام است.

امام صادق(ع) همواره توصیه می کرد که هر شخصی باید برای آینده خود پس انداز داشته باشد تا اگر خدای ناکرده مشکلی برایش پیش آمد یا نیازی به پول پیدا کرد محتاج دیگران نباشد. یکی از یاران امام به نام «مسمع» می گوید: «روزی با مولایم حضرت صادق(ع) مشورت کرده، عرض کردم: سرورم! من زمینی دارم که مشتری خوبی برایش آمده و به قیمت مناسب از من می خواهد. امام فرمود: ای ابا سیار! آیا می دانی که هر کس ملک خود را بفروشد مال او از بین خواهد رفت. عرض کردم: فدایت شوم، من آن را به قیمت خوبی می فروشم و زمین بزرگ تری را می خرم. امام(ع) فرمود: در این صورت اشکالی ندارد.»[10]

آن حضرت می فرمود: «از نزدیک ترین یاران پیامبر(ص)که شما آنها را به فضل و زهد و تقوا می شناسید، سلمان و ابوذر هستند. شیوه سلمان چنین بود که هرگاه سهمیه سالانه اش را از بیت المال دریافت می کرد، مخارج یک سالش را ذخیره و پس انداز می کرد تا زمانی که در سال آینده نوبت سهمیه اش برسد. به او اعتراض کردند که تو با این همه زهد و تقوا در فکر ذخیره آینده ات هستی! شاید امروز و فردا مرگ تو برسد! سلمان در جواب می فرمود: شما چرا به مردن فکر می کنید و به باقی ماندن نمی اندیشید؟

ای انسان های جاهل! شما از این نکته غفلت می کنید که نفس انسان اگر به مقدار کافی وسیله زندگی نداشته باشد، در اطاعت حق کندی و کوتاهی می کند و نشاط و نیروی خود را در راه حق از دست می دهد؛ ولی همین قدر که به اندازه نیازش وسیله و مال دنیا فراهم شد با اطمینان و آرامش بیشتری به اطاعت حق می پردازد.»[11]

سَمِعتُ أَبَا عَبدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ یقُولُ: «لَا خَیرَ فِی مَن لَایحِبُّ جَمعَ الْمَالِ مِن حَلَالٍ یکفُّ بِهِ وَجهَهُ، وَ یقضِی بهِ دَینَهُ، وَ یصِلُ بِهِ رَحِمَهُ».

راوی گوید از حضرت صادق(ع) شنیدم که می فرمود: «کسی که از راه حلال و به انگیزه حفظ آبرو و ادای قرض و رسیدگی به خانواده و فامیل به دست آوردن مال را دوست نداشته باشد، در او هیچ گونه خیری نیست.»[12]

احتکار و ترور اقتصادی ممنوع
تمام انسان ها به ویژه مسلمانان وظیفه دارند رفاه وآسایش یکدیگر را در نظر بگیرند و از هرگونه اعمال فشار و ضرر و زیان به همدیگر دوری گزینند. مخصوصاً در مسئله کاسبی و بازار و تجارت با انصاف و برادری برخورد کنند و ارزاق عمومی و نیازهای ضروری و اجتماعی را فراهم سازند و از گرانفروشی و احتکار اجناس عمومی بپرهیزند و فرهنگ اصیل اسلامی نسازند و مردم و جوامع بیگانه را به دستورات دینی بد نکنند و اعتماد متقابلی که ملت به آنان دارند به خیانت و ترور اقتصادی تبدیل نکنند.

احتکار چیست؟
احتکار از واژه «حکر» در معانی مختلفی به کار رفته است و در جمع بندی می توان آن را به معنای «حبس و نگهداری طعام و یا اجناس ضروری جامعه و مردم برای گرانفروشی» گرفت و «محتکر» کسی است که ارزاق عمومی و لوازم ضروری مردم را برای رسیدن به پول بیشتر انبار نموده و از عرضه کردن به موقع آنها خود داری می کند.»

از حضرت صادق(ع) سئوال شد که احتکار چیست؟ فرمود: «وَ عن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّمَا الْحُکرَةُ أَن تَشتَرِی طَعَاماً لَیس فی الْمِصرِ غَیرُهُ فَتَحتَکرَهُ وَ إِن کانَ فِی الْمِصرِ طَعَامٌ أَو مَتَاعٌ غَیرُهُ أَو کانَ کثِیراً یجِدُ النَّاسُ مَا یشتَرُونَ فلَا بأْسَ بهِ؛[13] احتکار آن است که طعامی را خریداری کنی و دراختیار خود نگهداری که در شهر نایاب باشد؛ بنابراین اگر در میان مردم جنس (فراوان) یافت و خرید فروش کرد، نگهداری تو احتکار محسوب نمی شود.»

از این روایت به خوبی استفاده می شود که احتکار در صورتی متصور است که جنس در بازار و در دست مردم نباشد و کسی و یا کسانی از همان حبس کنند، اما اگر آذوقه عمومی و یا لوازم ضروری در میان مردم فراهم باشد، نگهداری مشابه آن احتکار نیست.

حضرت صادق (ع) آنچه می گوید در قدم اول خودش به خوبی عمل می کند. از جمله در مورد گرانفروشی و احتکار به نمونه هایی توجه شود:

1- امام صادق (ع) به خدمتکار خویش، «مصادف» یک هزار دینار داد و به او گفت: «آماده شو تا برای کاری تجاری به مصر روی، زیرا تعداد خانواده من زیاد است.» مصادف، وسایل سفر را فراهم آورد و با بازرگانان به مصر رفت. چون نزدیک شهر رسید، کاروانی تجاری در بیرون شهر به استقبال آنان آمد. از آن کاروان درباره وضعیت کالایی که با خود آورده بودند سئوال کردند که آیا در مصر چنین کالایی هست یا نه؟ کاروانیان پاسخ دادند که چنین کالایی در مصر نیست. آنگاه سوگند خوردند و قرارداد بستند که از هر دینار یک دینار سود بگیرند (یعنی سود را مضاعف قرار دهند)، آنان بعد از فروش اجناس، پول خود را گرفتند و به مدینه برگشتند.

مصادف نزد امام صادق(ع) رفت. دو کیسه در دست داشت که در هر کیسه یک هزار دینار بود. عرض کرد: «فدایت شوم این کیسه سرمایه و این یکی سود است.» امام پرسید: «این سود، بسیار است، مگر شما با این کالا چه کردید؟» مصادف داستان تجارت خود را برای امام گفت. آن حضرت با شنیدن حرف‎های مصادف فرمود: «سبحان الله! آیا بر قومی از مسلمانان سوگند یاد کرده اید که کالای خود را به آنان نمی فروشید مگر آنکه در ازای هر دینار، یک دینار سود بگیرید؟» آنگاه یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: «این سرمایه من است و ما نیازی به سود نداریم.» سپس فرمود: «یا مصادف! مجالده السیوف أهون من طلب الحلال؛ ای مصادف! چکاچک شمشیرها آسان تر از یافتن روزی حلال است.»[14]

2- راهکار امام صادق(ع) برای مبارزه با گرانی نرخ گندم

نرخ نان روز به روز در مدینه بالا می رفت. نگرانی و وحشت بر همه مردم مستولی شده بود. کسی که آذوقه سال را تهیه نکرده بود، در تلاش بود که تهیه کند. در این میان مردمی هم بودند که به واسطه تنگدستی مجبور بودند روز به روز آذوقه خود را از بازار بخرند.

امام صادق(ع) از معتب وکیل خرج خانه خود پرسید: «امسال در خانه گندم داریم؟» معتب پاسخ داد: « بلی یابن رسول الله. به قدری که چندین ماه را کفایت می کند گندم ذخیره داریم.» امام فرمود: «آنها را به بازار ببر و دراختیار مردم بگذار و بفروش.» گفت: «یابن رسول الله گندم در مدینه نایاب است، اگر اینها را بفروشیم دیگر خریدن گندم برای ما میسر نخواهد شد.» امام فرمود: «همین است که گفتم. همه اینها را ببر و دراختیار مردم بگذار و بفروش.» معتب دستور امام را اطاعت کرد، گندم ها را فروخت و نتیجه را گزارش داد. امام به او دستور داد بعد از این نان خانه را روز به روز از بازار بخر مانند دیگر مردم.[15]

3- در حدیث دیگری از حماد بن عثمان آمده است «عن الإمام الصّادق(ع)  حمّاد بن عثمان قال: أصاب أهل المدینه قحط... و کان عند أبی عبدالله(ع) طعام جید قد اشتراه أوّل السّنه، فقال لبعض موالیه: «اشتر لنا شعیرا، فاخلطه بهذا الطّعام أو بعه؛ فإنّا نکره أن نأکل جیدا و یأکل النّاس ردیئا؛ که قحطی در مدینه ظاهر شد و مردم ضعیف و بی دست و پا، با زحمت و مشکلات فراوانی زندگی می کردند و آرد گندم و جو را مخلوط می-کردند و از ترکیب آنها نان می پختند. امام صادق(ع) به غلامانش فرمود که نان خانه من نباید با نانی که در حال حاضر توده مردم مصرف می کنند تفاوت داشته باشد. نان خانه من باید از این پس نیمی گندم و نیمی جو باشد. من بحمدالله توانایی دارم که تا آخر سال خانه خود را با نان گندم به بهترین وجهی اداره کنم، ولی این کار را نمی کنم تا در پیشگاه الهی مسئله اندازه گیری معیشت را رعایت کرده باشم؛ ما دوست نداریم خوراک خوب بخوریم و دیگران خوراک بد».[16]

موارد احتکار
در متون اسلامی، احادیث موارد احتکار مختلفند. گاهی از غلات اربعه (گندم، جو، خرما، کشمش) و روغن نام برده شده است. در برخی احادیث مواد غذایی چون عسل، پنیر، گردو، زیتون و ذرت نیز اضافه شده که احتکار آنها نیز منع شده است، ولی بعضی از آنها احتکار مطلق آذوقه را منع کرده اند. از نظر زمانی هم در در بعضی احادیث سخن از سه روز به میان آمده که احتکار به حساب می آید و در بعضی احادیث چهل روز و در گروه سوم از روایات به ایام نایابی اجناس اختصاص داده شده است. به چند نمونه از روایات اشاره می شود:

1 حضرت صادق(ع) می فرماید: «احتکار در پنج چیز است و آنها عبارتند از گندم، جو، کشمش، خرما، روغن.»[17]

2 رسول اکرم(ص) فرمودند: «محتکر ملعون است و احتکار در ده چیز است و آنها عبارتند از گندم، جو، کشمش، خرما، ذرت، روغن، عسل، پنیر، گردو، زیتون.»[18]

در حدیث دیگر حضرت صادق(ع) به نقل از پیامبر اکر(ص) فرمودند: «کسی که رفاه مردم را فراهم می کند مرزوق الهی است، ولی محتکر ملعون و از رحمت خدا دور است.»[19]

مذمت شدید محتکران در روایات
1- محتکر خائن است. رسول خدا(ص) فرمود: «جز خیانتکاران احتکار نمی کنند.»[20]

2- محتکر خطاکار است. پیامبر خدا(ص): «کسی جز گنهکار دست به احتکار نمی زند.»[21]

3- عامل محرومیت. امام علی(ع): «احتکار موجب محرومیت است.»[22]

4- احتکار خوی فاجران. امام علی(ع): «احتکار، خوی نابکاران است.»[23]

5- احتکار پستی است. امام علی(ع): «احتکار، رذیلت است.»[24]

6- مرکب رنج. امام علی(ع): «احتکار، مرکب رنج است.»[25]

7- به رنج افتادن. امام علی(ع): «به رنج افکندن خود برای احتکار از خصلت های ابلهان است.»[26]

8- خیری در آن نیست. امام علی (ع): «هر احتکاری که به مردم زیان رساند و نرخ ها را بالا برد، خیر و برکتی ندارد.»[27]

9- ملعون است. پیامبر خدا(ص): «محتکر، ملعون (به دور از رحمت خدا) است.»[28]

10- ملحد است. پیامبر خدا (ص): «کسی که در بازار ما دست به احتکار زند، به منزله کسی است که کتاب خدا را انکار کند.»[29]

11-  همچون کافر. پیامبر خدا(ص): «در قیامت بر پیشانی محتکر نوشته شده است: ای کافر! جایگاهت دوزخ باد!»[30]

12-  بدترین بنده. پیامبر خدا(ص): «بد بنده ای است محتکر! اگر خداوند متعال قیمت ها را کاهش دهد او اندوهگین می شود و اگر گران کند شاد می گردد.»[31]

13-  جهنمی. پیامبر خدا(ص): «محتکران و آدمکشان در جهنم هم درجه اند.»[32]

14- محتکر از نعمت خود محروم است. امام علی(ع): المحْتَکرُ مَحرومٌ نِعْمتَهُ. . .

15- انباردار دیگران. امام علی (ع): «محتکرِ بخیل برای کسی (وارث) گرد می آورد که از او تشکر نمی کند و به سوی کسی (خداوند) می رود که عذرش را نمی پذیرد.»[33]

16- گنهکار. امام علی(ع): «محتکر، گنهکار و عصیانگر است.»[34]

17-  خدا از او بیزاراست. پیامبر خدا (ص): «هر کس خوراکی را به امید گران شدن چهل روز انبار کند، از خداوند بری شده و خدا نیز از او بری و بیزار است.»[35]

18- قابل جبران نیست. پیامبر خدا (ص): هر کس خوراکی را بخرد و برای این که آن را به مسلمانان گران بفروشد چهل روز انبار کند و پس از چهل روز آن را بفروشد و همه درآمد آن را هم صدقه بدهد کفاره گناه او نخواهد شد.[36]

19- بوی بهشت به او نمی رسد. پیامبر خدا(ص): هر کس بیش از چهل روز احتکار کند، بوی بهشت که از مسافت پانصد سال به مشام می رسد، بی تردید بر او حرام است.[37]

20- جبران ناپذیر. پیامبر خدا(ص): هر کس خوراکی را بر امت من چهل روز احتکار کند، اگر همه آن را هم صدقه بدهد، از او پذیرفته نشود.[38]

21- جهنمی هستند. رسول خدا(ص): نگاهی به دوزخ افکندم، دره ای دیدم که می جوشید، به مالک دوزخ گفتم: ای مالک! این دره جای کیست؟ گفت: جای سه گروه؛ محتکران، اشخاص دایم الخمر و کسانی که در خلاف عفت واسطه گیری می کنند.

برخورد با محتکران
برخورد با محتکران علاوه بر کیفر اخروی که در روایات فوق بیان شد، اسلام برای مبارزه با احتکار دستورات ویژه ای دارد که به آن اشاره می شود.

امام علی(ع) در فرمان زمامداری مصر به مالک اشتر نوشت: «...با این همه بدان که بسیاری از تاجران در داد و ستد بیش از اندازه سختگیرند و بخل ورزی ناپسندی دارند و به منظور سود بیشتر کالا را احتکار می کنند و به دلخواه نرخ گران می بندند و این کار برای توده مردم زیانبار و برای حکمرانان عیب و ننگ است. بنابراین از احتکار جلوگیری کن، زیرا که رسول خدا(ص) از آن منع فرموده است وخرید و فروش باید به صورت آسان و به ترازوی عدل گذاشته شود و نرخ ها به طرفین خرید و فروش اجحاف نگردد. بنابراین کسی که پس از هشدار تو دست از احتکار برندارد، به کیفرش برسان تا سبب رسوایی او گردد و برای دیگران عبرت باشد، ولی در تنبیه مجازات نیز راه عدالت را پیشه کن.»

در این فراز ها درس های زیادی به مسئولین حکومتی در مورد کیفر و مجازات محتکرین داده شده است:

الف) مالک اشتر به عنوان نماینده حضرت برای تشکیل حکومت اسلامی در کشور مصر اعزام می شود و به او دستور داده می شود از احتکار جلوگیری کند و این دستور جنبه خصوصی ندارد و تمام زمامداران باید از آن جلوگیری کنند.

1- رسول خدا(ص) که در تمام زمینه ها اسوه والگوی ما هستند[39] ازاحتکار جلوگیری می فرمودند و این خود درسی است به حکومت اسلامی که جانشین عملی پیامبر اعظم(ص) هستند.

2- از این فراز استفاده می شود که حکومت وقت باید قیمت ها را کنترل و از اجحاف و زیاده خواهی جلوگیری کند و فتوای علما و مراجع نیز این است که حکومت در این موارد دخالت کند.[40]

3- مجازات محتکران و کیفر او با توجه به مقدار احتکارش و اثرات اجتماعی آن تعیین می شود و این کار پس از نصیحت و هشدار به اجرا درمی آید.

ب) حضرت صادق(ع) می فرمایند: «در زمان پیامبر(ص) ارزاق عمومی در مدینه نایاب شد. به آن حضرت گزارش دادند که دراختیار فلان شخص ارزاق موجود است. حضرت شخصا نزد آن مرد رفتند و فرموندد مسلمانان به من اطلاع داده اند که طعام مدینه تمام شده، ولی مقداری از آن در پیش تو موجود است. آن را از انبار خارج کن وبه مردم بفروش.»[41]

با محتکرین بعد از هشدار و نصیحت، باید به شدت برخورد کرد. در حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) آمده است که اموال احتکار شده را باید به آتش کشید[42] مردم وظیفه دارند محتکرین را به دولت معرفی کنند و دولت نیز به سختی باید برخورد کند.

نصیحت امام صادق(ع) به بازرگانان
در سیره اقتصادی امام ششم (ع)، بازرگانان امین و راستگو جایگاه والایی دارند. عبدالرحمن بن سیابه می گوید: «هنگامی که پدرم از دنیا رفت، یکی از دوستان پدرم به منزل ما آمد و بعد از تسلیت گفت آیا از پدرت ارثی باقی مانده است تا بتوانی به وسیله آن امرار معاش کنی؟ گفتم: نه. او کیسه ای که محتوی هزار درهم بود به من تحویل داد و گفت این سرمایه را خوب حفظ کن و از سود آن زندگی خود را اداره کن! من با خوشحالی پیش مادرم دویدم و این خبر را به وی رساندم. هنگام شب پیش یکی دیگر از دوستان پدرم رفتم و او زمینه تجارت را برایم فراهم کرد. به این ترتیب که با یاری او مقداری پارچه تهیه کردم و در مغازه ای به تجارت پرداختم. به فضل الهی کار معامله رونق گرفت و من در اندک زمانی مستطیع و آماده رفتن به سفر حج شدم.

«قبل از عزیمت پیش مادرم رفتم و قصد خود را با او در میان گذاشتم. مادر به من سفارش کرد که پسرم! اول قرض های فلانی را (دوست پدرم) بپرداز، بعد به سفر برو! من نیز چنین کردم. با پرداخت وجه، صاحب پول چنان خوشحال شد که گوئی من آن پول ها را از جیب خودم به وی بخشیدم و به من گفت: چرا این وجوه را پس می دهی، شاید کم بوده؟ گفتم: نه، چون می خواهم به سفر حج بروم، دوست ندارم پول کسی نزدم باشد.

«عازم مکه شدم و بعد از انجام اعمال حج در مدینه به حضور امام صادق(ع) شرفیاب شدم. آن روز خانه امام(ع) خیلی شلوغ بود. من که در آن موقع جوان بودم، در انتهای جمعیت ایستادم. مردم نزدیک رفتند و بعد از زیارت آن حضرت، پاسخ پرسش هایشان را نیز دریافت کردند.

«هنگامی که مجلس خلوت شد، امام به من اشاره کردند و من نزدیک رفتم. فرمودند: «آیا با من کاری داری؟» عرض کردم: «قربانت گردم من عبدالرحمن بن سیابه هستم.» به من فرمودند: «پدرت چه کار می کند؟» گفتم: «او از دنیا رفت.» حضرت ناراحت شدند و به من تسلیت گفتند و به پدرم رحمت فرستادند. آن گاه از من پرسیدند: «آیا از مال دنیا برای تو چیزی به ارث گذاشت؟» گفتم: «نه.» فرمودند: «پس چگونه به مکه مشرف شدی؟» من نیز داستان آن مرد نیکوکار و تجارت خود را برای آن بزرگوار شرح دادم.

«هنوز سخن من تمام نشده بود که امام پرسیدند: «هزار درهم امانتی آن مرد را چه کردی؟» گفتم: «یابن رسول الله! آن را قبل از سفر به صاحبش برگرداندم.» امام با خوشحالی گفتند: «احسنت!» سپس فرمودند: «آیا سفارشی به تو بکنم؟» گفتم: «جانم به فدایت! البته که راهنماییم کنید.» امام فرمودند: «بر تو باد راستگویی و امانتداری، که در این صورت شریک مال مردم خواهی شد.» سپس انگشتانشان را در هم فرو بردند و فرمودند: «این چنین.» عبدالرحمن بن سیابه می گوید در اثر عمل به سفارش امام، آن چنان وضع مالی من خوب شد که در مدتی کوتاه سیصد هزار درهم زکات مالم را به اهلش پرداختم.»[43]

جمع بندی
برخی از اصول اقتصادی حضرت صادق(ع) که مورد اشاره قرار گرفتند از این قرارند:

کار و تلاش و زحمت برای تأمین زندگی، پس انداز برای روز مبادا، پرهیز از حرص و ولع نسبت به دنیا، ممنوعیت احتکار و موارد آن، مذمت محتکران، و شیوه مبارزه با محتکران و سرانجام نصیحتی به بازرگانان.

سوتیترها:

1-

یکی از اصول اقتصادی حضرت صادق(ع) تلاش دائم و پایداری در راه هدف است. تحرک و پویایی که از اعتقاد راسخ انسان به مقاصد خویش سرچشمه می گیرد، در راه رسیدن به مراد ضروری ترین عامل به شمار می آید. انسان مسلمان برای رسیدن به سعادت اخروی باید در امور دنیوی خویش نیز تلاش کند و آن را به عنوان وسیله و پلی برای وصال به مطلوب بنگرد.

2-

با محتکرین بعد از هشدار و نصیحت، باید به شدت برخورد کرد. در حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) آمده است که اموال احتکار شده را باید به آتش کشید. مردم وظیفه دارند محتکرین را به دولت معرفی کنند و دولت نیز به سختی باید برخورد کند.

3-

رسول اکرم(ص) فرمودند: «محتکر ملعون است و احتکار در ده چیز است و آنها عبارتند از گندم، جو، کشمش، خرما، ذرت، روغن، عسل، پنیر، گردو، زیتون.» حضرت صادق(ع) به نقل از پیامبر اکر(ص) فرمودند: «کسی که رفاه مردم را فراهم می کند مرزوق الهی است، ولی محتکر ملعون و از رحمت خدا دور است.»

پی نوشت ها

[1] طلاق؛ 3-4.

[2] تهذیب الاحکام، ج 6، ص ۳۲۳.
[3] وسائل الشیعه، ج12، ص22، ح 1؛ کافی؛ ج5، ص74، ح 2و4.
[4] اصول کافی، باب من لا تستجاب دعوته، حدیث ۲.
[5] کنز الفوائد، ج، ص349.
[6] سفینه البحار، ج2، ص 558.
[7] کافی، ج2، ص320، ح7.
[8] اصول کافی، ج2، ص 136، ح24؛ تحف العقول، ص ۲۹۵.
[9] میزان الحکمه، ج3.
[10] الکافی، ج5، ص92.
[11] وسائل الشیعه، ج 17، ص ۴۳۵.
[12] الکافی، ج 5، ص ۷۲.
[13] وسائل الشیعه، ج12، ص351، ح1؛ فروع کافی، ج5, ص165، ح3.
[14] محجه البیضا، فیض کاشانی، ص 167و168.
[15] کافی، ج5، ص166؛ بحارالا نوار، ج 47، ص59؛ وسائل الشیعه، ج12, ص321, ح2.
[16] وسائل، ج12، ص321، ح1؛ کافی، ج5، ص166، ح1؛ بحارالانوار، ج 11، ص 12؛ الحیاه/ ترجمه احمد آرام، ج 5، ص 197.
[17] بحارالانوار، ج103، ص87، ح 1، کافی ج 5، ص 164، ح1.
[18] بحارالانوار، ج103، ص78، ح2.
[19] وسائل الشیعه، ج12، ص313، ح3، کافی، ج5، ص165، ح6.
[20] کنزالعمال، ج4، ص101، ش9738.
[21] وسائل الشیعه، ج12، ص 14، ح8.
[22] میزان الحکمه، ج 3.
[23] غررالحکم، ص31، ش933.
[24] غررالحکم، ص 55، ش9.
[25] میزان الحکمه، ج3.
[26] همان.
[27] همان.
[28] همان.
[29] کنزالعمال، ج4، ص101، ش9739.
[30] همان، ج16، ص65، ش 43958.
[31] همان، ج4، ص31، ش933.
[32] همان.
[33] میزان الحکمه، ج3.
[34] همان.
[35] سفینه البحار، ج1، ص291.
[36] محجه البیضاء، ج1، ص 2.
[37] همان.
[38] محجه البیضاء، ج 3، ص 166.
[39] احزاب، 21.
[40] مقنعه شیخ مفید، ص96؛ مفتاح الکرمه سیدعاملی، ج4، ص109.
[41] فروع کافی، ج5، ص 164، ح2؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص316، ح1.
[42] محجه البیضاء، ج 3، ص166.
[43] الکافی، ج5، ص 134؛ بحارالانوار، ج 47، ص 384.

 

 منبع : پاسدار اسلام» آبان و آذر 1397 - شماره 441 و 442 , حسینی، سیدجواد

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

پربیننده
آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه