کلاس معکوس دروازه ای به سوی یادگیری معکوس

کلاس معکوس  دروازه ای به سوی یادگیری معکوس

کلاس درس یا یادگیری معکوس(FLIPPED LEARNING) یکی از رویکردهایی است که در سال های اخیر بخصوص از سال 2004 نگاه متخصصان و دست اندرکاران آموزش و یادگیری را به خود معطوف کرده و ما در کلاس رایانه دبیرستان مفید با این روش خو گرفته ایم .

کلاس درس معکوس شکلی از یادگیری ترکیبی است (blended learning) اما با یادگیری ترکیبی و یادگیری آنلاین فرق می کند. بطور خیلی خلاصه در کلاس درس معکوس معلم قبل از شروع کلاس آموزش محتوای درس را معمولا به صورت ویدئو یا مطلب در اختیار یادگیرندگان قرار میدهد و در کلاس درس به رفع مشکل و افزایش میزان یادگیری دانش پژوهان متناسب با ویژگی های شناختی و توانایی های شان می پردازد.

ارسالی : فریبا سروری

کلاس معکوس

ﺻﺤﺒﺖ از روش های ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﯾﺎددﻫﯽ واﻧﻮاع ارزﺷﯿﺎﺑﯽﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ اﺳﺘﻌﺪاد داﻧﺶآﻣﻮزان و اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺗﻔﺎوتﻫﺎ ﺑﻮد و ﺑﺤﺚ ﺑﺴﯿﺎر ﺷﯿﺮﯾﻦ. اﻣﺎ در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﻮال ﻣﻌﻠﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ در زﻣﺎن ﻣﺤﺪود ﮐﻼس از روش های ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن و ﻣﺘﻌﺪد و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻫﻮشﻫﺎی ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﯿﻢ؟ درﺿﻤﻦ ﺣﺠﻢ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺑﺮﺧﯽ از ﮐﺘﺐ زﯾﺎد اﺳﺖ و ﻓﺮﺻﺖ آﻣﻮزش ﺑﻪ ﯾﮏ روش را ﻧﺪارﯾﻢ ﭼﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ روش؟ اواﯾﻞ ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ داﺷﺘﻢ و آﻧﻬﻢ اﯾﻦ ﺑﻮد:

اﮔﺮ ﺑﺨﻮاﻫﯿﻢ ﮐﺎری را اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ راﻫﺶ را ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ و اﮔﺮ ﻧﺨﻮاﻫﯿﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ اش را. از ﻃﺮﻓﯽ ﻫﻢ ﻫﺮﮔﺎه ﺑﻪﻣﺪارس ﻣﯽ رﻓﺘﻢ ﺑﺮای ﺑﺮﮔﺰاری ﮐﺎرﮔﺎه ﺑﺎ دﯾﺪن ﺗﺎﺑﻠﻮی ﻣﺪارس ﮐﻪ ﻗﺒﻞ از اﺳﻢ ﻣﺪرﺳﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد"ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ" ﻏﺼﻪ دار ﻣﯽ ﺷﺪم. ﭼﻮن ﻣﯽ داﻧﺴﺘﻢ در زﻣﺎﻧﯽ ﻧﻪ ﭼﻨﺪان دور ﺗﻤﺎم ﺗﻼش ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ آﻣﻮزش وﭘﺮورش ﺑﺮایﮐﺎرآﻣﺪ ﮐﺮدن و ﺑﻪ روزﮐﺮدن ﻣﺪارس ، اﺑﻼغ ﺑﺨﺸﻨﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﻣﺘﻌﺪد ﺑﺮای ﻣﺪﯾﺮان ﻣﺪارس ﺟﻬﺖ ﺗﻬﯿﻪ ﺗﺨﺘﻪ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ و وﺳﺎﯾﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﻮد و ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺳﺮدر ﻣﺪارس اﻣﺎ ﺧﺒﺮی از ﻫﻮﺷﻤﻨﺪاﻧﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮدن از ﻓﻨﺎوریﻫﺎ ﻧﻮﯾﻦ ﻧﺒﻮدن ﻣﻮﺿﻮع وﮔﻔﺘﻤﺎن ﻗﺒﻠﯽ ﺑﺎ ﻣﻌﻠﻤﯿﻦ، زﻣﯿﻨﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺗﺤﻘﯿﻖ و ﺑﺮرﺳﯽ را ﺑﺮاﯾﻢ اﯾﺠﺎد ﮐﺮد ﺗﺎ ﺑﺎ ﮐﺘﺎﺑﯽ آﺷﻨﺎ ﺷﺪم ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺟﺎن ﺑﺮﮔﻤﻦ و ارون ﺳﻤﺰﺗﺮﺟﻤﻪ دﮐﺘﺮﻋﻄﺎران و ..

در اﺑﺘﺪای ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﮐﺘﺎب و ﻣﻮﺿﻮع آن اﺣﺴﺎس ﮐﺮدم اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﻫﻢ ﯾﮏ ﻣُﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ روز اﺳﺖ و ﭼﻨﺪﺻﺒﺎﺣﯽ ﻧﻘﻞ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﻓﺮﻫﻨﮕﯿﺎن اﺳﺖ و ﺑﻌﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺘﻈﺮﻣُﺪی دﯾﮕﺮ ﺷﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ی ﻣﻘﺪﻣﻪ ﻣﺘﺮﺟﻢ و ﺑﻌﺪ ﺻﻔﺤﺎت آﺗﯽ وﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﺒﮏ ﻧﻮﺷﺘﺎری داﺳﺘﺎﻧﯽ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪمﮐﻪ اﺣﺘﻤﺎﻻﺟﻮاب ﺳﻮاﻻت و دﻏﺪﻏﻪ ﻫﺎﯾﻢ را ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻢ در اﯾﻦ ﮐﺘﺎب ﺑﯿﺎﺑﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﺘﺎب را ﺗﺎ ﭘﯿﺪا ﮐﺮدن ﺳﻮاﻻﺗﻢ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮدم و ﺑﻌﺪ از آن ﺟﺴﺘﺠﻮ در ﻓﻀﺎی ﻣﺠﺎزی را ﺑﺎﮐﻠﯿﺪ واژه ی:

 

در ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻣﻌﮑﻮس داﻧﺶآﻣﻮزان ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ را در ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺑﯿﻨﻨﺪ وﺗﮑﺎﻟﯿﻒ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽﺧﻮد (ﮐﺎرﺑﺮگ،ﺣﻞ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺳﻮاﻻت، ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت آﺧﺮ ﻫﺮ ﻓﺼﻞ) را درﮐﻼس اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﻨﺪ.

 

در اﯾﻦ ﺷﯿﻮه، ﺟﺎی ﺧﺎﻧﻪ وﻣﺪرﺳﻪ ﻋﻮض ﻣﯽ ﺷﻮد.

ﺑﻪ ﺑﯿﺎن ﺳﺎده ﯾﻌﻨﯽ داﻧﺶ آﻣﻮزان در ﺧﺎﻧﻪ وﯾﺪﯾﻮﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ و ﯾﺎ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﯾﺎ ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﻌﻠﻢ را ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و درﮐﻼس ﺑﺎ ﺣﻀﻮر ﻣﻌﻠﻢ ﺗﮑﻠﯿﻒ و ﺗﻤﺮﯾﻦ را اﻧﺠﺎمﻣﯽ دﻫﻨﺪ. ﯾﺎ ﺑﻌﺒﺎرﺗﯽ دﯾﮕﺮدر ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻓﻌﻠﯽ و راﯾﺞ، ﻣﻌﻠﻢ درﮐﻼس آﻣﻮزش ﻣﯽ دﻫﺪ و داﻧﺶ آﻣﻮز در ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺗﮑﺎﻟﯿﻔﺶ را اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﺪ. اﻣﺎ درﮐﻼس ﻣﻌﮑﻮس، اﯾﻦ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺷﺪه اﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ داﻧﺶ آﻣﻮز ﻓﯿﻠﻢ ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﻌﻠﻢ رادر ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ و ﻓﺮدا در ﮐﻼس وﺑﺎ ﻧﻈﺎرت ﻣﻌﻠﻢ ﺗﮑﺎﻟﯿﻒ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ را اﻧﺠﺎم ﻣﯽدﻫﺪ. ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬاران اﯾﻦ روش، ﺟﺎﻧﺎﺗﺎن ﺑِﺮﮔﻤﻦ( Jonathan Bergmann) و آرون ﺳﻤﺰ(Aaron Sams) ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﺧﻮد اذﻋﺎن ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ از ﻣﻌﻠﻤﺎن در ﺟﺎﻫﺎی دﯾﮕﺮ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ روش را اﺟﺮا ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﭘﺲ آﻧﻬﺎ ﺧﻮد را ﺧﺎﻟﻖ و ﻣﺒﺪع اﯾﻦ روش ﻧﻤﯽ داﻧﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺎ ﭘﯿﺸﮕﺎماﯾﻦ روش ﻫﺴﺘﯿﻢ. آﻧﻬﺎ ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎور ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﺤﻮری ﻣﻌﻠﻢ ﻓﻘﻂ اراﺋﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ داﻧﺶآﻣﻮز ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﺴﻬﯿﻞ ﯾﺎدﮔﯿﺮی اﺳﺖ. درﻓﺮاﯾﻨﺪ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﯾﮏ ﻣﺒﺤﺚ، ﻧﮑﺘﻪ ﻣﻬﻢ و اوﻟﯿﻪ و ﻣﺆﺛﺮ، ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﻌﻠﻢ اﺳﺖ، اﻣﺎدر ﺷﯿﻮه ﮐﻨﻮﻧﯽ آﻣﻮزﺷﯽ، ﺗﺪرﯾﺲ ﯾﮑﺒﺎر درﮐﻼس اﺗﻔﺎق ﻣﯽ اﻓﺘﺪ و اﮔﺮداﻧﺶ آﻣﻮز در آن ﯾﮑﺒﺎر، ﻏﺎﯾﺐ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﺣﻀﻮرذﻫﻦ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻻزم ﺑﻪ ﺗﮑﺮار ﺗﺪرﯾﺲ ﺑﺎﺷﺪ، ﯾﺎ ﺑﻪ ﻫﺮ دﻟﯿﻞ دﯾﮕﺮی ﻣﻄﻠﺐ را درﯾﺎﻓﺖ ﻧﮑﻨﺪ، ﯾﺎدﮔﯿﺮی آن ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺮای او آﺳﺎن ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. در ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ در ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻣﻌﮑﻮس، داﻧﺶ آﻣﻮز ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﻌﻠﻢ را ﺑﺎرﻫﺎ و ﺑﺎرﻫﺎ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﺪ، ﻋﻘﺐ و ﺟﻠﻮ ﮐﻨﺪ، ﻣﮑﺚ ﮐﻨﺪ،ﺗﻤﺮﮐﺰﮐﻨﺪ، ﺗﮑﺮار ﮐﻨﺪ و ذﺧﯿﺮه ﮐﻨﺪ. ﻣﺸﮑﻞ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺗﻔﺎوت ﻫﺎی ﻓﺮدی در درک ﻣﻄﻠﺐ ﻧﯿﺰ دﯾﮕﺮ وﺟﻮد ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ. 

درﮐﻼس ﻣﻌﮑﻮس ﺟﺎی ﺧﺎﻧﻪ و ﻣﺪرﺳﻪ ﻋﻮض ﻣﯽ ﺷﻮد.در ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺳﻂ وﯾﺪﯾﻮﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﮐﺎر ﺗﺪرﯾﺲ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ ﺷﻮد و در ﻣﺪرﺳﻪ ﺑﻪ ﺣﻞ ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت و ﺗﮑﺎﻟﯿﻒ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد. در اﯾﻦ ﻧﻮع ﮐﻼس ﻓﺮض ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪآﻣﻮزش ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﮐﻪ اﻏﻠﺐ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ازآن ﯾﺎدﻣﯽ ﺷﻮددرﮐﻼس ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻧﻔﺮات زﯾﺎدﮐﺎراﯾﯽ ﻧﺪارد. ﻟﺬا ﺑﺎ اﺗﺨﺎذ اﯾﻦ ﺷﯿﻮه ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻢ ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮای آﻣﻮزش ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه و ﺗﺠﺎرب ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻣﻌﻨﯽدار ﺗﺮ وﻏﻨﯽﺗﺮ ﺑﺮای داﻧﺶآﻣﻮزان اﯾﺠﺎد ﺷﻮد. در اﮐﺜﺮ ﮐﻼﺳﻬﺎی ﻓﻌﻠﯽ، ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ زﻣﺎن ﮐﻼس را آﻣﻮزش ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص ﻣﯽ دﻫﺪ. ﺣﺎل ﺳﻮال ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽ آﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻼس ﻣﻌﮑﻮس زﻣﺎن آزاد ﺷﺪهﮐﻼس را ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮد؟

ﺑﺎ اﺗﺨﺎذ اﯾﻦ ﺷﯿﻮه ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻢ ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮای آﻣﻮزش ﭼﻬﺮه ﺑﻪﭼﻬﺮه و ﺗﺠﺎرب ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻣﻌﻨﯽدارﺗﺮ و ﻏﻨﯽﺗﺮ ﺑﺮای داﻧﺶآﻣﻮزان اﯾﺠﺎد ﺷﻮد. در اﮐﺜﺮ ﮐﻼﺳﻬﺎی ﻓﻌﻠﯽ، ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ زﻣﺎن ﮐﻼس را آﻣﻮزش ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص ﻣﯽ دﻫﺪ .ﺣﺎل ﺳﻮال ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽ آﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻼسﻣﻌﮑﻮس زﻣﺎن آزاد ﺷﺪهﮐﻼس را ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮد؟

ﺑﺎ ﮐﻤﯽ دﻗﺖ در ﺗﻌﺮﯾﻒ دوم ﻣﯽ ﺗﻮان ﺟﻮاب ﺳﻮال را ﭘﯿﺪا ﮐﺮد. ﻓﻀﺎی ﮐﻼس ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ آﻣﻮزﺷﯽ ﭘﻮﯾﺎ وﺗﻌﺎﻣﻠﯽ ﻣﯽﮔﺮدد ﻓﻀﺎﯾﯽﮐﻪ ﻣﻌﻠﻢ داﻧﺶ آﻣﻮزان را ﺑﺮای ﺑﻪ ﮐﺎرﺑﺮدن ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ و ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺧﻼﻗﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع آﻣﻮزﺷﯽ راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺣﺎل ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﯾﮑﯽ از ﭼﺮﺧﺶ ﻫﺎی ﺗﺤﻮل آﻓﺮﯾﻦ در ﺳﻨﺪ ﺗﺤﻮل ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ ﻧﯿﺰاﺷﺎره ﮐﺮد. در ﺳﻨﺪ، ﻧﻘﺶ ﻣﻌﻠﻢ از آﻣﻮزش دﻫﻨﺪه ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ، ﺑﻪ ﻫﺪاﯾﺘﮕﺮ و ﺗﺴﻬﯿﻞ ﮐﻨﻨﺪه ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ.

می دانیم که عناصر سه گانه یک آموزش مطلوب؛ رابطه، محتوا و کنجکاوی می باشد. در نظام آموزشی فعلی با تاکید بیش از حد بر محتوای دروس ،دو عنصر دیگر مورد غفلت واقع شده است. آزمون ها و برنامه های درسی استاندارد،مجالی برای پرورش کنجکاوی و ایجاد رابطه نمی گذارند.

عنصر اول رابطه:

یکی از عناصر اساسی تدریس، بدون تردید برقراری رابطه معلم با شاگرد است.تدریس اساسا تعاملی انسانی است که شوق و علاقه دانش آموزان را شعله ور می کند.دانش آموزان می دانند که به معلم،بیش از محتوا نیاز دارند.دانش آموزان به معلمان مقبول و محبوب،به معلمان حرفه ای، مشتاق و دلسوز نیاز دارند که عشق به فضیلت ها را در آن ها شعله ور کند. تعامل چهره به چهره رابطه ای می سازد که نمی توان آن را در محیط آنلاین،چاپی یا فضاهای دیگر، بازتولید کرد . بنابراین معلمان می توانند با ایجاد رابطه مثبت با دانش آموزان، از زمان کلاس خود برای غنی تر کردن یادگیری و تعامل چهره به چهره بهره گیرند.

عنصر دوم کنجکاوی:

از کنجکاوی به عنوان یکی از حلقه های مفقوده نظام آموزشی می توان یاد کرد .نظام فعلی آموزشی صرفا با محتواهای از پیش طراحی شده توسط گروه های تدوین و تالیف، فرصت پیگیری علائق دانش آموزان را از بین برده است .فقط مطالبی آموزش داده می شود که به صورت کتاب درسی،راهنمای برنامه درسی و استاندارد درآمده باشند که لازم هست ولی کافی نمی باشد. آیا کلیت دانش،همین مطالبی است که در محتواهای درسی آمده؟آیا دانش آموزان ما فقط چیزهایی را باید کشف کنند که در گذشته توسط دیگران کشف شده است؟و... کلاس معکوس فرصت ایجاد زمانی برای جستجو در موضوعات مورد علاقه برای دانش آموزان فراهم می کند. خوشبختانه در ساختار برنامه درسی ملی ساعاتی برای پرداختن به مطالب و محتواهایی به غیر از کتب درسی پیش بینی شده است.

دانش آموزان باید یادگیری را از راههای مختلف بیازمایند.آنان باید به جایی برسند که موضوع یادگیری را خود انتخاب کنند و شاید یکی از وجوه تسمیه عبارت "یادگیری معکوس " همین باشد.

عنصر سوم محتوا:

در خصوص عنصر سوم(محتوا)هم فقط به این نکته اشاره می شود که معلمان می توانند از محتوا به عنوان معبری برای گذر از فرآیند آموزش و برای برانگیختن شوق دانش آموزان برای آموختن بیشتر استفاده کنند و این مطلب هم باز می تواند وجه تسمیه دیگری از عبارت"یادگیری معکوس" باشد.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه