ویژه ماه مبارک رمضان

انس با قرآن در سیره بزرگان

انس با قرآن در سیره بزرگان

از جمله کسانی که انس‌ با قران خیلی چشمگیر بوده است حضرت امام رضوان الله تعالی علیه ان هم در کهولت سن. در هر فرصتی که بدست می ‌اوردند مشغول تلاوت قران می ‌شدند که یک نمونه ‌اش که اتفاقی است که در پاریس می ‌افتد در ان بحبوحه انقلاب.


گاهی برای کمرنگ کردن تلاوت و قرایت قران و نگاه به ایات ان، از این دریچه که دنبال تفکر و تدبر و تفسیر باشید، وارد می‌ شوند! بدانید این یک بحث انحرافی است. اینها القایات شیطانی است! حتی اگر گوینده هم متوجه این مسیله نباشد. در اینجا به نمونه‌ هایی از انس با قران در سیره بزرگان اشاره می شود.

سیره مرحوم علامه مجلسی در قران کریم
یکی از ان برجستگان که حضرت امام خمینی سفارش به مطالعه کتاب های ایشان می کنند، فقیه عارف مرحوم ملا محمد تقی مجلسی رضوان الله تعالی علیه است. مرحوم ملا محمد تقی مجلسی یک اجازه‌ای دارد به فرزندشان مرحوم علامه مجلسی. مرحوم علامه مجلسی صاحب کتاب بحارالانوار است. البته کتاب ‌های زیادی ایشان دارد و یکی از کتاب‌ هایی که خیلی معروف است که امروزه در چاپ‌ های جدید در حدود 110 جلد چاپ شده، بحارالانوار است. در حقیقت بحار ایشان به تنهایی، یک کتابخانه است. در اجازه ای که این پدر برای پسر می ‌نویسد به فرزندشان سفارش می ‌کند که "هر روز یک جز قران تلاوت کن." پس ببینید وقتی پدری مثل مرحوم ملامحمد تقی مجلسی به پسری مثل علامه محمد باقر مجلسی یک اجازه می‌ دهد، در اجازه ‌اش توصیه می ‌کند به خواندن روزی یک جز قران، نه فقط در ماه رمضان، بلکه در طول سال.

سیره مرحوم شیخ انصاری و علامه طباطبایی در قران کریم
یا مرحوم شیخ اعظم، خاتم الفقهاء و المجتهدین مرحوم شیخ انصاری رضوان الله تعالی علیه. خب در حالات ایشان امده که یکی از چیزهایی که ایشان از بلوغ شرعی تا اخر عمر بر ان مواظبت داشته(به غیر از واجبات و فرایض)، قرایت یک جز قران و نماز جعفر طیار و زیارت جامعه و عاشورا در هر روز بوده است. پس ببینید شیخ انصاری هم روزی یک جز قران را می ‌خوانده. اینها را من عرض می ‌کنم که برخی ‌ها فکر نکنند که اگر رفتند سراغ قران، از درس دانشگاه می‌افتند، از درس حوزه می ‌افتند. نه، توفیقات معنوی‌شان زیاد می ‌شود. مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه در حالات ایشان هست که شب ‌های ماه مبارک رمضان را تا صبح بیدار بودند. یک مقدار مطالعه می‌ کردند بعد به دعا و قرایت قران و نماز و ذکر مشغول می‌ شدند.

سیره مرحوم حضرت امام در قران کریم
از جمله کسانی که انس‌شان با قران خیلی چشمگیر بوده است حضرت امام رضوان الله تعالی علیه بوده. ان هم با این کهولت سن و این اداره جامعه و مشکلاتی که ایشان داشتند. چون ماها معمولا یک طرف قصه وقتی تقویت می ‌شود از جهات دیگر باز می ‌مانیم. می‌رویم در بحث سیاسی، از معنویت دور می ‌شویم. می‌ رویم به معنویت از سیاست دور می ‌شویم. اما امام و امثال ایشان این طور نبودند. ایشان اگر یک کاری و برنامه‌ ای در یک ساعتی داشتند این را به فردا تاخیر نمی ‌انداختند. مصاحبه است حالا تلاقی پیدا می‌کند با نماز اول وقت، مصاحبه را قطع می‌کند نماز اول وقت را می‌خواند بعد ادامه کار. این طور هستند اینها. در حالات امام هست که ایشان در شبانه روز به خصوص هنگام نماز شب، به تلاوت قران مشغول می‌ شد. امام هم در روزها هم در دل شب قران می‌خواند. و در هر فرصتی که بدست می ‌اوردند مشغول تلاوت قران می ‌شدند که یک نمونه ‌اش که اتفاقی است که در پاریس می ‌افتد در ان بحبوحه انقلاب. خب مشاغل ما کارهای ما هر چه باشد به اندازه مشغله امام نیست. ما جوانیم او در سنین بین 70 تا 80 سالگی است.

نقل شده که وقتی خبرنگاران برای مصاحبه در پاریس به محضر امام امدند ده دقیقه تا یک ربعی امام باید معطل می ‌شد تا اینها دوربین ‌های خود را تنظیم کنند. امام در همین فاصله ‌ای که داشتند اینها دوربین ‌های خود را تنظیم می ‌کردند به تلاوت قران مشغول می ‌شدند. حتی نقل شده که به امام گفتند که "خود را اماده کنید برای مصاحبه حالا الان نمی ‌خواهد که قران بخوانید." امام در پاسخ به انها فرمودند که "یعنی در این چند دقیقه می‌گویید که وقت من ضایع شود؟" اینقدر انس با قران داشتند و نمی گذاشتند که وقتشان هدر رود. یا ان بیماری اخر عمر امام را دیگر همه دیده اید که روزهای پایانی این مرد است. نزدیک 90 سالش است. وقتی درخواست قران می‌کند همین طور که روی تخت است قران که می‌خواهد بخواند، جلو می ‌اید. با حالت تکیه قران نمی ‌خواند. نمی گوید که من بیمارم، کمرم درد می‌کند یا عذری دارم، نه. امام می‌اید و احترام می‌کند. حالا ما یک کتابی می ‌بینیم به نام کتاب اسمانی، ولی قرانی که امام تلاوت می‌کند او یک حساب دیگری دارد. تلاوت امام یک حساب دیگری دارد.

وقتی قاری، حضرت حق است
من این را فقط اشاره می ‌کنم. مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه در اواخر عمرشان وقتی که ایشان را به بیمارستان بردند، یک روز هیچ حرفی نمی ‌زدند! یکی از کسانی که با ایشان مانوس بودند و در جلسات خصوصی شان بودند از علامه سوال کردند که "شما در چه حالی هستید الان؟" مرحوم علامه فرمودند که "من در حال تکلیم هستم." یعنی تکلیم با حضرت حق. مرحوم ایت الله جعفری رضوان الله تعالی علیه را که به بیمارستان برده بودیم، 22 ماه مبارک رمضان بود. ایشان از همان سحر 22 رمضان هیچ حرفی نمی ‌زدند و فقط از صبح یک کنجی را نگاه می ‌کردند. این اطبا می ‌امدند. بعضی از مسولین بیمارستان می ‌امدند و می ‌پرسیدند که حاج اقا حالشان چطور است؟ مشکلی پیدا شده؟ هیچ حرفی نمی ‌زنند! انها هر کسی از ظن خود شد یار من بود. یعنی انها از دید پزشکی نگاه می ‌کردند. اما اینکه چه غوغایی است در روح این مرد را از ان بیگانه بودند، تا اینکه رسیدیم به لب افطار. لب افطار که رسیدیم ایشان یک‌ دفعه به صدا در امدند و بنده را با اسم صدا زدند و گفتند "فلانی امشب شبش است." یعنی شب 23 ماه مبارک رمضان.

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/ ان شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد من به ایشان عرض کردم که "اقا جان در چه حالی بودید؟ شما در حال تکلیم نبودید؟" ایشان خندیدند. لذا قرایت اینها، نگاه به ایات قران اینها، خوب متفاوت است. ما وقتی قران می ‌خوانیم خود ما تلاوت می ‌کنیم. اما اینها وقتی قرایت می کنند، قاری می خواند، اما قاری را حضرت حق می ‌بینند. او قران را برای این­ها می ‌خواند و این خودش یک داستانی دارد که در بحث نیاز به استاد، انجا عرض خواهم کرد که وقتی کسی امادگی نداشت و دستوری را به او داده بودند، هم استاد از دنیا رفت هم شاگرد! این را مرحوم علامه فرموده بودند. مرحوم اقای جعفری به بنده فرمودند که "منبعش کجاست؟" من گشتم دیدم در فتوحات مکیه است. محی الدین جریان را نقل می‌کند که یک مطلبی هم مرحوم علامه در رابطه با ان دارند که اگر عمری باقی باشد عرض خواهم کرد.

نکته کلیدی برای تشخیص حق و باطل
اینجا یک نکته‌ای را عرض کنم که یک نکته کلیدی است و این را داشته باشید. خیلی از نقاط مبهم را با این کلید می‌ توانید حل کنید. پای صحبت هر کسی نشستید، کتاب هر کسی را که خواندید، به حال خودتان توجه کنید و ببینید که انستان به تلاوت قران بیشتر شده یا کمرنگ شده؟ احترام گذاشتن به قران بیشتر شده یا کمتر شده؟ چون گاهی برای کمرنگ کردن تلاوت و قرایت قران و نگاه به ایات ان، از این دریچه که "دنبال تفکر و تدبر و تفسیر باشید"، وارد می ‌شوند! وقتی از پای ان جلسه بلند شدید، اگر دیدید مراحل انس با قران در شما تضعیف و کمرنگ شده، بدانید این یک بحث انحرافی است. شیطان انجا حضور دارد! اینها القایات شیطانی است! حتی اگر گوینده هم متوجه این مسیله نباشد. ببییند امام، هم تفسیر سوره حمد می‌گویند، هم قران که دستشان می ‌دهند با تکیه قران نمی‌خوانند و جلو می­ایند ان هم با ان شرایط بیماری که دارند. هر دو رعایت می­شود. این همان عرفان مطلق و متقن هست. عرفان دریافت شده از مکتب اهل بیت است و این است که انسان را به جایی می‌رساند. یا اگر کسی امد قران را غلیظ کرد جوری که مفاتیح و جایگاه دعا برای شما کمرنگ شد، بدانید این انحرافی است! یا دعا را یک جوری جلوه داد که هر چه هست در دعا است! اینها القایات شیطانی است، القایات رحمانی نیست. ما الگو داریم. پیغمبر خدا و امیرالمومنین و ایمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین را داریم. علمای راه اشنای راه طی کرده داریم.

توجه به شیونات قران، یکی از مطالبات امام راحل
حالا من یک بیانی از امام نقل کنم. این تفسیر سوره حمد ایشان را خیلی از کسانی که در سطوح عالی حوزی بودند، خیلی از این مطالب را نمی ‌توانستند دریافت کنند که امام چه می‌گویند. همان امامی که چنین تفسیری دارند، این مطالبه را از ما دارند. خوب دقت کنید توصیه امام را. می‌ فرمایند: " و این جانب از روی جد، نه تعارف معمولی، می‌گویم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت تاسف دارم." امام می ‌فرمایند از اینکه عمرم در جهالت و اشتباه رفت تاسف می ‌خورم! امامی که این همه اثار دارد. این جلسات، همه از اثار و برکات امام رضوان الله تعالی علیه است.

" و شما ای فرزندان برومند اسلام! حوزه‌ها و دانشگاه ها را از توجه به شیونات قران و ابعاد بسیار مختلف ان [توجه کنید شیونات قران. قران قرایت دارد تلاوت دارد تجوید دارد تفسیر دارد] بیدار کنید. تدریس قران در هر رشته ای از ان را محط نظر و مقصد اعلای خود قرار دهید." نگوییم حالا ما مثلا در سطوح عالیه هستیم، یا من فقیه هستم من استاد حوزه هستم.

خدا رحمت کند مرحوم ایت الله جعفری رضوان الله تعالی علیه را. عمیق ‌ترین مطالب عرفانی را مطرح می ‌کرد. تفسیر المیزان مثل موم در دست ایشان بود. گاهی به بنده می ‌فرمودند که مثلا "جلد 5 المیزان را بیاورید. مرحوم علامه این را فرمودند." می‌گفتم کجا؟ می ‌فرمودند که "صفحه فلان." صفحه المیزان عربی، با فارسی فرق می ‌کند. المیزان عربی را باز می­کردم. همان جلد و همان صفحه اما مطلب را پیدا نمی‌ کردم. می‌ گشتم دنبال ان. یک کم که معطل می‌ شدم می ‌فرمودند "دست راست یک چند خط بیا پایین از اینجا شروع شد." اینطور تسلط داشت بر تفسیر المیزان.

باز همین مرحوم اقای جعفری در ایام تبلیغ وقتی که به فشم می­رفتند، پیرمردها و کسانی که بچه ‌های کوچک و نوه داشتند، اینها می ‌رفتند در سفره‌ های افطار در ماه رمضان سراغ افطاری خود. اما مرحوم ایت الله جعفری در مسجد می‌نشست به این بچه ‌ها حمد و سوره و حروف یرملون یاد می ‌داد. اگر ادم بخواهد خودش را ببیند، حاضر نیست این کارها را بکند. خدا را ببیند دیگر فرقی برایش نمی‌کند. باید عبودیت و بندگی خودش را اظهار کند.

بعد امام می ‌فرمایند که: " مبادا خدای ناخواسته در اخر عمر که ضعف پیری بر شما هجوم کرد از کرده‌ ها پشیمان و تاسف بر ایام جوانی بخورید همچون نویسنده." این رفقایی که در کانون هستند ببینند که این مطالبه امام است. در خانه ‌های خودتان قران یاد بدهید. زودتر به مسجد بیایید دو نفر را قران یاد بدهید. در اقوام ‌تان همین طور. اگر تلاوت هست تلاوت، اگر تفسیر است تفسیر. انس با قران، این مطالبه امام است.

تلاوت قران، مطلع سلطان معرفت
خب مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه در باب "طلوع سلطان معرفت" ایشان یک بیانی دارند. خوب ببینید نقش قران و اهل بیت را. ایشان می‌فرمایند: "افرادی که سلطان معرفت برای انان طلوع نموده است [یعنی دیده دلشان باز شده است دیده شهودی پیدا کرده‌اند. حقایق توحیدی مشهودشان می‌شود. معرفت‌شان یک معرفت حصولی نیست شهودی است] در یکی از دو حال بوده است. اول در حین تلاوت قران مجید. در این فکر بوده­اند که قاری کیست؟ [من قاری هستم که الان دارم قران می‌خوانم یا قاری کسی دیگر است؟] در ان وقت بر انان منکشف می‌شده که قاری حقیقی قران خداست." قاری اوست. که حالا در ان رساله‌ نور وحدت هم این امده که "عابد اوست معبود اوست." اینجا هم همین طور است. قاری اوست. این مشهودشان می‌شد که خودشان قاری نیستند او قاری است.

"دوم از راه توسل به حضرت اباعبدالله علیه السلام زیرا ان حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا عنایتی عظیم است." یعنی سید الشهدا به سالکین راه خدا خیلی نظر می‌کند. اینها دارند ان مسیری را می‌روند که جلوه‌های ان در دعای عرفه سیدالشهدا مشاهده می‌شود. " انا اتوسل الیک بفقری الیک". اگر بگویی چه اوردی می‌گویم هیچی خودم را اوردم.

در یک جای دیگر مرحوم علامه می‌فرمایند که "سالک سعادتمند در اثر اهتمام در امر مراقبه به تناسب همان عوالم علمی و به مقتضیات ان منازل و مراحل، موفق می‌گردد که صفات باریتعالی را مشاهد نماید. [اینکه فرمودند دیده دل باز شود این است.] و یا اسماء ذات مقدسه او را به نحو کلیت دریابد. [خدا عالم است عادل است حی است] چه بسا در این موقع سالک ناگهان متوجه می‌شود که تمام موجودات جهان یک واحد علم است. و یا غیر از یک قدرت واحده ابدا قدرتی نیست. [این مشهودش می‌شود. این در مرحله شهود صفات است. علم، قدرت.] و اما در مرحله شهود اسماء که از این نیز برتر است سالک ملاحظه می‌کند که در تمام عوالم، عالم یکی است قادر یکی است حی یکی است. و این مرحله از مرحله ادراک صفات که در مرحله قبل پیدا می‌شود اشرف و اکمل است." چرا؟ لان السالک یصبح و لا یری قادرا و لا عالما و لا حیا سوی الله تعالی. سالک وقتی صبح می‌کند قادری، عالمی، زنده ای غیر از الله نمی‌بیند. اینها خودش خیلی بحث دارد. بازکردن این مطالب هر کدامش یک ماه رمضان وقت می‌برد. همه اینها را من عرض کردم که ببینید در این مکتب سلوکی مرحوم ایت الله پهلوانی و مشایخ‌شان قران چه جایگاهی دارد.

بعد مرحوم علامه فرمودند: "و این شهود (که لان السالک یصبح و لا یری قادرا و لا عالما و لا حیا سوی الله تعالی) غالبا در حال تلاوت قران پیدا می‌شود. چه بسا خواننده قران درمی‌یابد که خواننده او نبوده کسی دیگر بوده است و گاه می‌شود که ادراک می‌کند که مستمع نیز کسی دیگر بوده که استماع می‌کرده." من مستمع نبودم. هم قاری او بود هم مستمع. این است انس با قران و جایگاهش در مکتب تربیتی مرحوم ایت الله پهلوانی و مشایخ‌شان.

چشمی که بود خود بین، کی روی تو را بیند؟
ما حرم هر یک از معصومین که مشرف می‌شویم زیارتنامه می‌خوانیم خیلی هم خوب است، اما قران هم بخوانیم. مرحوم سید بحرالعلوم خیلی انسان بزرگی است. خیلی بزرگ است. که حالا یک روزی من باید مفصل عرض کنم که ان ملاقاتی که با حضرت صاحب در مسجد سهله برای ایشان رخ داد چه بوده؟ مرحوم بحر العلوم اهل بروجرد بوده. امام عصر در ان مسجد سهله با لهجه بروجردی می‌گویند که سید مهدی بیا. و ایشان را بغل می‌کنند، در اغوش می‌گیرند و همه چیز را در سینه مرحوم سید می‌ریزند. تا حدی که وقتی روزی یک جریانی پیش می‌اید و مرحوم سید درباره شخصی می‌گویند: این پسر فلانی است. دیگران می‌گویند: نه. مرحوم سید می‌گویند: می‌خواهید من تا زمان ادم پدرهایش را اسم ببرم؟ همه اینها در همان بغل گرفتن حضرت صاحب رخ می‌دهد. اما این مسایل به این سادگی نبوده. مرحوم ایت الله جعفری از مرحوم علامه برای ما نقل می­کردند که فرموده بودند: "مرحوم سید 18 سال یک عمل را انجام داد بدون ترک" که حالا در جای خودش باید بحث شود. این شعر از سید بحرالعلوم است:

حق بین نظری باید تا روی تو را بیند/ چشمی که بود خود بین کی روی تو را بیند؟

چشم بحرالعلوم با چشم ماها فرق می‌کرد. او چشم خود بین نداشت. نقل شده که ایشان می‌اید حرم سیدالشهدا (علیه السلام). همین که اذن دخول را می‌خواند و می‌خواهد وارد بشود یکدفعه دیدند که مرحوم سید ایستاد و یک گوشه­ای را دارد نگاه می‌کند! همین جور ایستاده و تکان نمی‌خورد! اما پیوسته این ذکر را زمزمه می‌کند که:

چه خوش است صوت قران ز تو دلربا شنیدن/به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

همین را زمزمه می ‌کرد. بعد از او می‌پرسند که "برای چه توقف کردید؟ چه بود؟" فرمودند: "وقتی امدم دیدم که در زاویه حرم مطهر حضرت سید الشهدا، حضرت بقیه الله روحی و ارواحنا له الفدا نشسته‌اند و دارند قران می‌خوانند."

 منبع : rezataran.ir 

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه