مقالات ویژه محرم
آداب بندگی در سیره حسینی علیه السلام
خاکساری و تواضع امام حسین علیه السلام در برابر خداوند متعال و مناجاتهای آن حضرت از جمله راز و نیاز امام حسین علیه السلام با خداوند در روز عاشورا، تجلی اوج بندگی امام علیه السلام در پیشگاه خداوند متعال به شمار میرود. همچنین سخنان گهربار و دعاهای برجای مانده از سالار شهیدان، به ویژه دعای مشهور و عارفانه عرفه که حاوی معارف توحیدی بلند و برخوردار از معنویاتی سترگ است،
خاکساری و تواضع امام حسین علیه السلام در برابر خداوند متعال و مناجاتهای آن حضرت از جمله راز و نیاز امام حسین علیه السلام با خداوند در روز عاشورا، تجلی اوج بندگی امام علیه السلام در پیشگاه خداوند متعال به شمار میرود. همچنین سخنان گهربار و دعاهای برجای مانده از سالار شهیدان، به ویژه دعای مشهور و عارفانه عرفه که حاوی معارف توحیدی بلند و برخوردار از معنویاتی سترگ است، گوشهای از تواضع و خشوع امام علیه السلام در پیشگاه پروردگار جهانیان را نشان داده و به دیگر سخن، اوج بندگی امام حسین علیه السلام در برابر خداوند متعال را نمایان میکند. در روایت آمده است که به امام حسین علیه السلام گفته شد: چه قدر تَرسَت از خدا، بسیار است؟! و آن حضرت در جواب فرمودند: «کسی روز قیامت ایمن نیست، جز کسی که در دنیا از خدا ترسیده باشد».
بیم از خدا
امام حسین علیه السلام:
سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ: التَّوحیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ، وَالحَمدُ للّهِ وَفاءُ شُکرِ کلِّ نِعمَةٍ، وخَشیةُ اللّهِ مِفتاحُ کلِّ حِکمَةٍ، وَالإِخلاصُ مِلاک کلِّ طاعَةٍ.
از امام علی علیه السلام: شنیدم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «توحید، بهای بهشت است و «الحمد للّه»، شکر کامل هر نعمت. بیم از خدا، کلیدِ هر حکمت و اخلاص، ستون هر عبادت است».[1]
به امام حسین علیه السلام گفته شد: چه قدر تَرسَت از خدا، بسیار است؟!
فرمود: «کسی روز قیامت، ایمن نیست، جز کسی که در دنیا از خدا ترسیده باشد».[2]
احادیث امام حسین علیه السلام در فضیلت گریه ار خوف خدا
1- البُکاءُ مِن خَشیةِ اللّهِ نَجاةٌ مِنَ النّار؛ گریستن از بیم خدا، مایه رهایی از آتش [دوزخ] است.
2- امام حسین علیه السلام: گریستن چشم ها و بیمناکی دل ها، از رحمت خداست.[3]
3- بر پدرم وارد نشدم، مگر آن که او را [در خلوت] گریان یافتم.
پیامبر صلی الله علیه و آله چون در قرائتش به این آیه رسید که: «پس چگونه [ای] هنگامی که از هر امّتی، گواهی می آوریم و تو را بر آنها گواه می آوریم؟»، گریست.[4]
پرهیزکاری
امام حسین علیه السلام:
الشَّرَفُ التَّقوی؛ شرافت، به پرهیزگاری است.
امام حسین علیه السلام، در روز عاشورا: بندگان خدا! پرهیزگاری کنید و از دنیا بر حذر باشید... توشه بردارید که بهترین توشه، پرهیزگاری است. پرهیزگاری کنید، شاید که رستگار شوید.[5]
پارساترینِ مردم
امام حسین علیه السلام:
سَمِعتُ جَدّی رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ لی: اعمَل بِفَرائِضِ اللّهِ تَکن أتقَی النّاسِ، وَارضَ بِقَسمِ اللّهِ تَکن أغنَی النّاسِ، وکفَّ عَن مَحارِمِ اللّهِ تَکن أورَعَ النّاس
شنیدم که جدّم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: «به واجبات الهی عمل کن، تا پرهیزگارترینِ مردم شوی. به قسمت خدا راضی شو، تا بی نیازترینِ مردم شوی. از حرام های الهی باز ایست، تا پارساترینِ مردم شوی...».[6]
جلب رضایت مردم با نارضایی آفریدگار
امام زین العابدین علیهم السلام: مردی به حسین بن علی علیه السلام نوشت: «سَرور من! مرا از خیر دنیا و آخرت، آگاه کن».
ایشان به او نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد، هر کس رضایت خدا را بجوید، هر چند مردم را خوش نیاید، خداوند، امور مردم را [که از ناحیه آنان، او را تهدید می کنند،] کفایت می کند و هر کس رضایت مردم را با ناراضی کردن خدا بطلبد، خدا او را به مردم، وا می گذارد. والسّلام!».
عبید اللّه بن زیاد به امام حسین علیه السلام نامه نوشته و از ایشان خواسته بود به حکم او و یزید، گردن نهد: چون نامه آمد، حسین علیه السلام آن را خواند و به کنار افکند و سپس فرمود: «قومی که رضایت خود را بر رضایت آفریدگار، مقدّم بدارند، رستگار نمی شوند».[7]
توکل بر خدا
امام حسین علیه السلام:
إنَّ العِزَّ وَالغِنی خَرَجا یجولانِ فَلَقِیا التَّوَکلَ فَاستَوطَنا.
عزّت و بی نیازی، بیرون می آیند و قرار ندارند تا آن گاه که توکل را ببینند و قرار گیرند.
حسین علیه السلام به عبد اللّه بن عبّاس، رو کرد و فرمود: «ای فرزند عبّاس! تو پسرعموی پدرِ منی و هماره، از آن گاه که تو را شناخته ام، به نیکی فرمان می دهی. با پدرم نیز که بودی، به هدایت، اشارتش می کردی و او از تو نصیحت می خواست و با تو مشورت می کرد و تو، نظر درست را به او عرضه می کردی. پس در حفاظت الهی به مدینه برو و هیچ یک از اخبارت را از من پنهان مدار، که من این حرم را وطن خود گرفته ام و تا هر زمان که دیدم اهالی اش مرا دوست دارند و یاری ام می کنند، در آن می مانم، و چون مرا وا نهادند، غیرِ ایشان را به جای ایشان بر می گیرم و به سخنی چنگ می زنم که ابراهیم خلیل، در روز انداختنش به آتش گفت: "خدا مرا بس است و بهترین نگه دارنده است" و آتش، بر او سرد و سلامت شد».[8]
راضی بودن به قسمت
امام حسین صلی الله علیه و آله:
سَمِعتُ جَدّی رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ:... وَارضَ بِقَسمِ اللّهِ تَکن أغنَی النّاسِ.
شنیدم که جدّم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «... به قسمتِ خدا، راضی باش تا بی نیازترینِ مردم شوی».
امام زین العابدین علیهما السلام: به شدّت بیمار شدم. پدرم به من فرمود: «چه میل داری؟».
گفتم: میل دارم از کسانی باشم که چیزی را به خداوند، پروردگارم، پیشنهاد ندهم، جز آنچه خود برایم تدبیر می کند.
پدرم به من فرمود: «آفرین! با ابراهیم خلیل، همانند شدی، هنگامی که جبرئیل علیه السلام به او گفت: آیا حاجتی داری؟
گفت: من چیزی به پروردگارم پیشنهاد نمی دهم؛ بلکه خداوند، مرا کفایت می کند، که او بهترین کارگزار است».[9]
شکرگزاری
امام حسین علیه السلام:
شکرگزاری تو بر نعمت پیشین، زمینه ساز نعمتِ آینده است.[10]
امام حسین علیه السلام، در دعای عَرَفه: اگر در صدد برآیم و روزگاران دراز و مدیدی با تمام توان بکوشم که یکی از نعمت هایت را شکر بگزارم، نمی توانم، مگر با لطف تو که خود، شکری نو و ستایشی تازه و حاضر را بر من، واجب می کند.. ..
خداوندا! بر محمّد، بنده، فرستاده و پیامبرت، و خاندان پاک و پاکیزه اش، همگی، درود فرست و نعمت هایت را بر ما کامل کن و عطایت را بر ما گوارا گردان و ما را شکرگزار خود و یاد کننده نعمت های خود، قرار ده. آمین، ای پروردگار جهانیان![11]
عبادتِ فراوان
حسین علیه السلام فاضل (عالِم) بود و روزه و نماز و حج و صدقه و همه کارهای خیر را فراوان انجام می داد.
به علی بن الحسین علیه السلام گفته شد: چه قدر فرزندان پدرت اندک اند![12]
فرمود: «شگفت، این که من از او به دنیا آمدم! او در یک شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواند. پس کی وقتی برای زنان داشت؟».
عبد اللّه بن زبیر و یارانش، امام حسین علیه السلام را به خوراک، دعوت کردند و آنان خوردند و امام حسین علیه السلام نخورد. به ایشان گفته شد: چرا نمی خوری؟
فرمود: «من روزه دارم؛ امّا تحفه روزه دار را می پذیرم».
گفته شد: تحفه روزه دار چیست؟
فرمود: «روغن [برای مالیدن به مو و بدن] و عود».[13]
عبادت امام حسین علیه السلام از نگاه دیگران
قَتاده: حسین علیه السلام فاضل و دیندار بود و نماز و روزه و حجّ فراوان انجام می داد.[14]
هنگامی که حسین علیه السلام کشته شد، ابن زبیر، در میان مکیان برخاست و کشتن او را بزرگ شمرد و آن را بر کوفیان، بخصوص، و بر عراقیان، به طور کلّی، عیب گرفت و پس از حمد و ثنای خداوند و درود فرستادن بر محمّد صلی الله علیه و آله گفت: عراقیان، بجز اندکی، خیانتکار و نابه کارند و کوفیان، اشرار عراقیان هستند و آنان، حسین را دعوت کردند تا یاری اش دهند.. .. هان! به خدا سوگند، کسی را کشتند که شب زنده داری اش طولانی و روزه اش در روز، فراوان بود![15]
مرثیه
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین(ع)
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین(ع)
از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین(ع)
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین(ع)
پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین(ع)
بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین(ع)
رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین(ع)
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین(ع)
سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین(ع)
سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین(ع)
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین(ع)
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سرکند، مشکل دو تا دارد حسین(ع)
سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین(ع)
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین(ع)
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین(ع)
بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین(ع)
ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین(ع)
دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین(ع)
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین(ع)
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزای بی ریا دارد حسین(ع)[16]
ذکر مصیبت (قرآن خواندن بر سر نیزه)
صبحدم، عبید اللّه بن زیاد، سرِ حسین علیه السلام را روانه کرد و آن را در همه کوچه هاى کوفه و قبیله هاى آن چرخاند و از زید بن ارقَم روایت شده که گفته است: سر حسین علیه السلام را بر من گذراندند. سر بر نیزه بود و من، در حجره اى نشسته بودم. هنگامى که به روبه روى من رسید، شنیدم که مى خوانَد: «آیا پنداشتى که اصحاب کهف و اصحاب رَقیم، از نشانه هاى شگفت ما بودند؟!». به خدا سوگند که مو بر تنم راست شد و فریاد زدم: به خدا سوگند، سرِ تو اى فرزند پیامبر خدا، شگفت تر و شگفت تر است!
ابن شهرآشوب به نقل از شَعْبى: سر حسین علیه السلام بر شاخه هاى خشک خرما در کوفه آویخته شد و به سخن در آمد و سوره کهف را تا عبارت «آنان جوانانى ایمان آورنده به پروردگارشان بودند و ما بر هدایتشان افزودیم» خواند؛ امّا این کرامت، جز بر گم راهى آن قوم نیفزود.[17]
پی نوشت ها:
[1] دانشنامه امام حسین علیه السلام، محمدی ری شهری، ج 13، ص 139.
[2] همان، صص 137 - 139.
[3] همان، ص 139.
[4] همان.
[5] همان، ج 14، صص 141 - 143.
[6] همان، ص 145.
[7] همان، ص 217.
[8] همان، ص 143.
[9] همان، ص 131.
[10] همان، ص 129.
[11] همان، ص 131.
[12] همان، ج 2، ص: 161.
[13] همان، ص: 161 - 163.
[14] همان، ص 161.
[15] همان، ص: 163.
[16] سیّد محمّد حسین بهجت (شهریار) (م 1367 ش)؛ همان، ج 10، ص: 395.
[17] همان، ج 8 ص 85.
مطالب مرتبط
-
روزشمار حرکت امام رضا(ع) از مدینه تا مرو
-
به میدان رفتن حضرت عباس(ع)
-
وقتی کمر امام حسین(ع) شکست
-
مقاله مقایسه تطبیقی نظریه محقق طوسی و علامۀ حلّی در معاد جسمانی با نظریه شبیهسازی
-
متن خطبه حضرت رسول اکرم(ص) در غدیر خم
-
مقاله اصول تربیت اخلاقی از منظر اسلام: رویکردی تطبیقی
-
مقاله کاربرد اصل تشکیک در معاد جسمانی از دیدگاه ملاصدرا
-
مقاله رابطه دین و اخلاق در قرآن
تگها
مطالب پربیننده
- دانشمندان و کشف کلید واقعی خوشبختی
- کتاب مجموعه شعر وطنی در وطنی دیگر
- کتاب شاعران معاصر ما با محوریت اشعار فارسی دکتر علی الفتی
- مهلت ارسال آثار به چهلوچهارمین جایزه کتاب سال
- کتاب غول خمره و موتورگازی
- سئوالات و کلید دکترای رشته حقوق سال ۱۴۰۵
- سئوالات و پاسخنامه دکترای مدیریت سال ۱۴۰۵
- سئوالات و پاسخنامه دکترای علوم جغرافیایی سال ۱۴۰۵
- سئوالات و پاسخنامه دکترای علوم تاریخی سال ۱۴۰۵
- سئوالات و پاسخنامه دکترای زبان و ادبیات عربی سال ۱۴۰۵
- سئوالات و پاسخنامه دکترای الهیات و معارف اسلامی سال ۱۴۰۵
- در اختلافات زناشویی کودکان را واسطه طرفداری یا آشتی نکنید
- جملاتی که حال افراد مضطرب را بدتر میکند
- رژیم غذایی کتوژنیک و ویژگی های آن
- در باره مشکلات گوارشی نوزادان
- راهنمای والدین برای روزهای پرالتهاب پس از آزمون سراسری
- ورزش و تاثیر آن بر حافظه
- پیامبر اکرم(ص)؛ الگوی نیکوی انسان و جامعه
- درباره تنهایی و انزوای اجتماعی
- اضطراب کودک و تفاوت آن با لجبازی و حساسیت
- درباره معلم دگرگونساز و نقش هایش
- نشانههای زودهنگام افسردگی فرزندان
- ۵ باور اشتباه درباره موفقیت
- درباره چربی ها و مصرف آن
- پنج نکته آموزشی از دنیای حشرهها
- درباره آنتی بیوتیک های طبیعی
- توصیه هایی برای تیروئید سالم تر
- دفترچه سوالات و کلید گروه آزمایشی زبان غیر انگلیسی کنکور ۱۴۰۵
- سوالات گروه آزمایشی هنر و پذیرش دانشجو معلم آزمون سراسری سال ۱۴۰۵
- دفترچه سوالات و پاسخ گروه آزمایشی زبان انگلیسی و پذیرش دانشجو معلم آزمون سراسری سال ۱۴۰۵
- قوانین کلاس و مدرسه
- قالب آماده و زیبای پاورپوینت(15)
- ۵ فیلم که همه زنان ایرانی باید تماشا کنند
- شعار سال ۱۴۰۱ «سال تولید، دانشبنیان و اشتغالآفرین»
- رنگ چشم هایتان درباره شما و اجدادتان چه می گوید؟
- پورنوگرافی چیست و چه اثری بر مغز و رابطه جنسی دارد؟
- متن کامل دعای جوشن کبیر با ترجمه
- قالب زیبای پاورپوینت برای ارائه پروپوزال و دفاع رساله دکترا
- قالب پاورپوینت کادر دار زیبا
- قالب پاورپوینت گرافیکی و طرح دار زیبا
- قالب پاورپوینت گرافیکی زیبا
- نمونه تدریس درس اول هدیه آسمان پنجم
- قیافه و ظاهر واسه متولدین کدوم ماه، خیلی مهمه؟
- چشم رنگی ها چه شخصیتی دارند؟ روانشناسی رنگ چشم ها
- قالب پاورپوینت گرافیکی جالب
- اندکی درباره درسپژوهی
- قالب پاورپوینت
- همه زائران سلطان
- کتاب پسری که جادویی شد
- معرفی کتاب
- دوستی با کتاب
- درباره محسن رضایی
- قالب پاورپوینت گرافیکی
- تکنولوژی و اهمیت آن در زندگی امروزی
- معرفی کتاب
- درباره فخرالدین عراقی
- خلاصه کتاب سواد بصری
- درباره امیر کبیر
- کتاب پیوند زخم خورده
- کتاب راهنمای کامل Interaction access