مقالات عید سعید غدیر

آبگیر بی کرانه غدیر

آبگیر بی کرانه غدیر

غدیر یعنی معرفتِ کامل به جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
پس از سه روز مراسم پرشور غدیر پایان یافت، و آن روزها به نام «اَیّامُ الوِلایةَ» در صفحات تاریخ نقش بست. مردم پس از وداع با پیامبرشان و معرفتِ کامل به جانشینان آن حضرت، راهی شهر و دیار خود شدند. خبرِ واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت پخش گردید و خداوند بدین گونه حجتش را بر همه مردم تمام کرد.

غدیر به نام توست.
سلام بر تو ای صاحب غدیر؛ سلامی به شکوه و عظمت غدیرت.

یا علی، در کتاب تاریخ زندگی ات، روز غدیر برایمان زیباست و غدیرخم بی نام تو برای هیچ کس شناخته نیست. تویی که در روزی چون غدیرخم در زیر آفتاب سوزان، دستت روی دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به سوی آسمان ها بالا رفت، و همگان از زبان آن حضرت شنیدند که بعد از او اختیار تو بر مؤمنان از خودشان بیشتر است.

حادثه عظیم غدیر، باب رحمت
خداوند به دست تو باب رحمتش را بر خلق گشود. امامت تو بعد از نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم حادثه عظیم غدیر بود، که خداوند آن را برای همه مردم برگزید. و بدینسان غدیر، آن برکه گمنام، برای همیشه در تاریخ جاویدان شد.

از غدیر چه بگویم؟
از واقعه غدیر چه بنویسم که خدا برایت نوشت: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ»؛ نعمت خود را با غدیر بر شما تمام کردم و افزود: «رَضیتُ لَکُم الاِسلامَ دینا».

از روزی بگویم که حاجیان به تو شاد باش می گفتند، یا از آن لحظه بگویم که دست رحمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روی شانه تو آمد و تو را تا عرش بلند کرد؟

بوسه بر دستی در دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
عید غدیر امسال را به یاد لحظه ای که محمد صلی الله علیه و آله وسلم دست تو را بالا برد و فریاد زد: «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهَذا عَلِیٌ مَوْلاهُ» متبرک کردم، و چشمانم را با سرمه محبتت آذین بستم؛ و بر دستی بوسه زدم که در دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قرار گرفت.

سلام بر حاملان پرچم غدیر
سلام و درود بر آنان که چهارده قرن غدیر را با حفظ پیام آن به امروز رسانده اند و از سنگر غدیر دشمن اسلام را نشانه رفته اند، تا پرچم ولایت را بر بلندای تاریخ سرفراز دارند، و لبخند رضایت بر لبان تو، ای صاحب غدیر، نشانند.

آغاز پانزدهمین قرن غدیر
در سال های آغازینِ پانزدهمین قرن غدیر، جای پای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام را کنار درختان خُم، بوسه باران می کنیم و پاسداری از حریم غدیر را حیات قلب خود می دانیم. غدیر همیشه سربلند است چرا که قرین نام محمد صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام و آمیخته با نام زهرا علیهاالسلام است.

غدیر ولایت تو را به دنیا شناساند

غدیر، کاشتن بذر ولایتت در جان هاست. غدیر نشان دادن خورشید به گرفتاران دیو ظلمت است.

غدیر خم، اوج بزرگی تو بود و غدیر بود که تو را به دنیا شناساند.

غدیر عصاره عظمتت
علی جان، تو در غدیر خلاصه نمی شوی؛ اما غدیر عصاره عظمت توست. غدیر کاشتن بذر ولایت تو در جان هاست. غدیر «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیّا وَلِیُّ اللّه ِ» است.

لغت نامه امروز غدیر
امروز معنای غدیر لغت نامه نمی خواهد؛ هرکس علی و حسین علیهماالسلام را شناخت غدیر را می یابد. غدیر از متن قرآن است و قرآن در غدیر معرفی شده است.

انتظار غدیر از ما
ای غدیر، از ما انتظارات زیادی داری و حق با توست که راه بلندی را به بهای سنگینی طی کرده ای تا به دست ما رسیده ای. قسم به عزیز تو که پیامبر او را از روی دست خویش به رخ جهانیان کشید، غدیری هستیم و غدیری خواهیم ماند.

امروز شهد شیرین تر از عسل تو را می نوشیم و با آن زنده ایم تا فردا تو را در شفاف ترین آیینه ها جلوه گر سازیم و چهره زیبای تو را جام جهان نمای خلقت سازیم تا پرتو چهاردهْ معصوم پاک را در آن به تماشا بایستیم.

غدیر، اساسی ترین بخش اعتقاد
نسلی که کنجکاوانه و واقع گرایانه در جستجوی حقایق دینش تلاش می کند، غدیر را به عنوان یکی از اساسی ترین بخش های اعتقادی اش با نگاهی تیزبین زیر نظر دارد و به این باور رسیده که فراتر از آنچه از غدیر می داند در این گنج عظیم نهفته است.

اهمیت غدیر در تاریخ اسلام
در بین وقایع تلخ و شیرین دوران بیست وسه ساله نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، تنها واقعه غدیر است که دارای خصایص منحصر به فرد است و چشم هر بیننده ای را به خود معطوف می کند. این درخشش از نظر تاریخی از نظرگاه های زیر چشم گیر است: موقیعت زمانی، موقعیت مکانی، موقعیت مردمی، کیفیت ابلاغ، توجه الهی.

اهمیت غدیر در اعتقادات اسلامی
پایگاه ریشه دار غدیر در اعتقادات باعث شده تا غدیر پرونده مبسوط خود را در اعتقادات باز کند و از یک واقعه تاریخی تبدیل به یک پایه اعتقادی شود. این مسئله دقیقا به جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بازمی گردد که از روز اولِ رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تاکنون به عنوان اصلی ترین مسئله بین مسلمانان مطرح است. غدیر سندی قاطع برای امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام است و همین یک دلیل به تنهایی برای اثبات بسیاری از پایه های اعتقادی کافی است.

امامت، محور غدیر
محور غدیر، امامت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است، که با ژرف نگری و آینده بینی دقیق ـ که در هیچ یک از ادیان و ملل جهان نظیر ندارد ـ پیش بینی شده است. این پیش بینی ها در جهات زیر شایسته توجه است:

انتخاب بهترین مولی، معرفی دوازده امام علیهم السلام تا آخر دنیا، تعیین امام معصوم، معرفی معدن علم.

انتخاب بهترین مول
یافتن فردی مناسب برای یک مقام، وقتی در اختیار بشر باشد، احتمال خطا در آن راه دارد. وقتی مسئله به عظمت جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم باشد کوچک ترین اشتباه بزرگ ترین ضررها را به دنبال خواهد داشت. در این مرحله خدا بر مسلمانان منت گذاشت و این انتخاب را خود بر عهده گرفت، واضح است که در انتخاب خداوند نه تنها احتمال اشتباه وجود ندارد بلکه قطعا بهترین انتخاب خواهد بود که فوق آن تصور نمی شود.

غدیر و امامت دوازده امام علیهم السلام
در غدیر فقط امیرالمؤمنین علیه السلام معرفی نشد؛ بلکه دوازده امام معصوم علیهم السلام به عنوان سلسله لاینقطع امامت تعیین شدند. البته باید هم چنین می شد؛ زیرا آنچه درباره تعیین جانشین اول پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ضرورت داشت، دقیقا در مراحل بعد نیز تا آخر دنیا مورد توجه بود. لذا آن حضرت دوازده امام علیهم السلام را یک جا به مردم معرفی، و بر حضور آنان به عنوان امام در جامعه تأکید کردند.

قرآن به ولایت تو گویاست.
در قسمتی از زیارت غدیر آمده است:

شهادت می دهم تو ای امیرمؤمنان بر حقی و قرآن به ولایتت گواهی می دهد و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر سر آن از امت پیمان گرفته است.

ای امیرمؤمنان، شهادت می دهم آن کس که در امامتت شک کرد به پیامبر امین صلی الله علیه و آله وسلم ایمان نیاورده است، و آن که تو را با غیر تو مساوی قرار دهد، از دین محکمی که خداوند برای ما برگزیده و با ولایت تو در روز غدیر آن را کامل کرده، مخالفت و دشمنی کرده است.

به خدا قسم کسی که پیرو غیر تو شد گمراه شده و هر کس با تو دشمنی کرد، با حق عناد ورزیده است.

برنامه ریزی خاص غدیر
آنچه استثنایی بودن مراسم غدیر را به اثبات می رساند برنامه ریزی خاصی بود که به صورت بسیار دقیق و غیرعادی با امکانات آن عصر اجرا شد؛ از جمله می توان این امور را شایان تأمل دانست:

1 . مجلس عظیمی به وسعت 120 هزار نفر؛

2 . منبری بلند از سنگ و جهاز شتر زیر درختان؛

3 . ایستادن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر فراز منبر بلند؛

4 . ایستادن امیرالمؤمنین علیه السلام از اول خطبه بر فراز منبر؛

5 . طول سخنرانی که حدود یک ساعت ادامه داشته است؛

6 . معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام در بین سخنرانی؛

7 . بیعت و اقرار زبانی گرفتن از مردم در بین سخنرانی.

توجه الهی به غدیر
توجه خاص الهی به مسئله غدیر از جهاتی سزاوار تأمل است:

1 . از ابتدای حرکت به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خطاب شد که دو برنامه حج و ولایت از اوامر الهی باقی مانده است؛

2 . آیه «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَّبِّکَ» که درباره ابلاغ امامت به مردم نازل شد؛

3 . آیه «وَ اِن لَم تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» که اهمیت مسئله امامت و ابلاغ آن را می رساند؛

4 . آیه «وَاللّه ُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ» که خداوند درباره این حکم به این صراحت حفظ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را از انواع دشمنان ضمانت کرده است؛

5 . دستور حضور در غدیر خم به فرمان مستقیم الهی بود؛

6 . اجرا شدن چنین برنامه عظیم با حضور منافقان و توطئه های نهان و آشکار بهترین دلیل بر پشتیبانی خداوند بود.

جزئیات وقایع غدیر
جزئیات وقایع مفصلی که در طول سه روز در غدیر خم رخ داد، با بررسی و مطالعه و جمع بندی اخبار و احادیث و تاریخ، در سه قسمت شایان توجه است:

1 . برنامه های قبل از خطبه که زمینه سازی برای خطبه غدیر است و آغاز آن حرکت از مدینه می باشد و تا روز هیجدهم ذی الحجه که به بیابان غدیر رسیدند، ادامه دارد؛

2 . سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و اقدامات عملی که بر فراز منبر انجام دادند، که از نزدیک ظهر روز هیجدهم تا ساعتی بعد از ظهر ادامه داشت.

3 . مراسمی که بعد از خطبه غدیر به عنوان مکمل آن انجام گرفت، که پس از پایان سخنرانی و با مراسم بیعت آغاز شد و تا پایان روز بیستم ادامه یافت.

برنامه ریزی سفر غدیر از طرف خدا و رسول

مراسم غدیر از ویژگی خاصی برخوردار بود و از نقطه آغاز این حرکت در مدینه تا نقطه پایان و ورود به مدینه، به صورت لحظه به لحظه تحت فرمان الهی بود و در هر مورد دستور لازم از طرف پروردگار نازل می شد. این حاکی از عظمت محتوایی برنامه غدیر بود که می بایست بسیار دقیق و با نظارت الهی انجام می شد.

مراحل سفر غدیر
برنامه عظیم غدیر را در چند مرحله می توان گزارش کرد: آغاز سفر و اعلام رسمی و فرستادن افرادی به اطراف و اکناف برای خبر رساندن به مردم؛ فرستادن نامه ای برای امیرالمؤمنین علیه السلام در یمن که برای ایام حج خود را به مکه برساند؛ طی طریق در ده روز و احرام از مسجد شجره؛ گزاردن اعمال حج به ترتیب خاص آن؛ آماده سازی مردم در مکه و عرفات و منا درباره مسئله ولایت؛ فرمان تبلیغ و ضمانت الهی در برابر منافقان؛ اجرای دقیق سخنرانی در حالی که بسیاری از منافقان بین مردم بودند؛ اجرای برنامه سه روزه شامل بیعت و شعر و امثال آن بدون اغتشاشی که احتمال آن می رفت؛ حفظ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از توطئه قتل در کوه «هرشی»؛ بازگشت به مدینه با سلامتی کامل.

غدیر، انتخاب الهی
منطقه غدیر به فرمان الهی از مکه انتخاب شد. حضرت صریحا اعلام کردند که پس از خروج از مکه همه باید در غدیر خم برای مسئله ای مهم توقف کنند. این کیفیت اعلام درباره مکان برنامه از چند جهت شایان توجه است:

1 . غدیر مکان سابقه داری بین مکه و مدینه بود.

2 . کمی بعد از آن، «جُحفِه» محل متفرق شدن جمعیت بود؛

3 . توقف سه روزه در چنان مکانی برای همیشه در خاطره ها می مانْد؛

اعلام حضور دسته جمعی در غدیر
با این که انتظار می رفت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم در این اولین و آخرین سفر حج خود، مدتی در مکه بمانند، ولی بلافاصله پس از اتمام حج این آیه بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد: «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ، بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ؛ ای پیامبر، آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر ابلاغ نکنی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از شر مردم حفظ خواهد کرد».

نزول این آیه به معنای رسیدن وقت ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام بود. حضرت به منادیِ خود بلال دستور دادند تا به مردم اعلام کند فردا کسی جز معلولان نباید باقی بماند، و همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در «غدیر خم» حاضر باشند.

کاروان در غدیر
نزدیک ظهر به منطقه غدیر خم رسیدند، و حضرت مسیر حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر دادند و فرمودند: «اَیُّهَا النّاسُ، اُجیبُوا داعِیَ اللّه ِ، اَنَا رَسُولُ اللّه ِ؛ ای مردم، دعوت کننده خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم». و این کنایه از آن بود که هنگام ابلاغ پیام مهمی فرا رسیده است. سپس فرمان دادند تا منادی ندا کند: «همه مردم متوقف شوند و آنان که پیش رفته اند بازگردند و آنان که پشت سرند توقف کنند».

پس از این دستور، همه مَرْکب ها متوقف شد، و کسانی که پیش تر رفته بودند بازگشتند و همه مردم در منطقه غدیر پیاده شدند و هر یک برای خود جایی پیدا کردند، و کم کم آرام گرفتند. و اینک صحرا برای اولین بار شاهد تجمع بزرگ بشری بود.

آماده سازی جایگاه سخنرانی
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به مقداد و سلمان و ابوذر و عمار دستور دادند زیر درختان کهن سال کنار غدیر را آماده کنند. آنان خارهای زیر درختان را کندند و سنگ های ناهموار را جمع کردند و زیر درختان را جارو کردند و آب پاشیدند. سپس شاخه های پایین آمده درختان را که تا نزدیکی زمین آمده بود قطع کردند. بعد از آن در فاصله بین دو درخت روی شاخه ها پارچه ای انداختند تا سایبانی از آفتاب باشد. سپس در زیر سایبان، سنگ ها را روی هم چیدند و از رواندازهای شتران و سایر مرکب ها هم کمک گرفتند و منبری به بلندی قامت حضرت ساختند و روی آن پارچه ای انداختند. منبر را طوری بر پا کردند که نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار بگیرد و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هنگام سخنرانی مشرف بر مردم باشد تا صدای حضرت به همه برسد و همه او را ببینند.

پیامبر و امیرالمؤمنین علیهماالسلام بر فراز منبر
هنگام ظهر، انتظار مردم به پایان رسید و منادیِ حضرت ندای نماز جماعت داد. پس از بیرون آمدن مردم از خیمه ها و آماده شدن صف ها برای نماز، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از خیمه خود بیرون آمدند و نماز را به جماعت خواندند.

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از منبر بالا رفتند و بر فراز آن ایستادند و امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواندند و به آن حضرت دستور دادند بالای منبر بیاید و در سمت راستش بایستد. قبل از شروع خطبه، امیرالمؤمنین علیه السلام یک پله پایین تر بر فراز منبر در طرف راست حضرت ایستاده بودند و دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر شانه آن حضرت بود.

سپس آن حضرت نگاهی به راست و چپ جمعیت کردند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند. زنان نیز در قسمتی از مجلس نشستند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را به خوبی ببینند. پس از آماده شدن مردم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم سخنرانیِ تاریخی و آخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان ایراد کردند.

سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
سخنرانی تاریخی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر که حدود یک ساعت طول کشید در یازده بخش ترسیم شدنی است:

1 . حمد وثنای الهی؛

2 . فرمان الهی برای اعلام ولایت؛

3 . اعلام رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام ؛

4 . معرفی و بلند کردن دست امیرالمؤمنین علیه السلام توسط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ؛

5 . تأکید بر توجه امت به مسئله امامت؛

6 . اشاره به کارشکنی های منافقان؛

7 . پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان؛

8 . حضرت مهدیعجل اللّه فرجه؛

9 . مطرح کردن بیعت؛

10 . حلال و حرام، واجبات و محرمات؛

11 . بیعت گرفتن رسمی.

تعیین موضوع خطابه غدیر از آغاز
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در همان آغاز خطبه فرمودند: فرمان قاطعی از طرف خداوند آمده که مطلب مهمی درباره علی بن ابی طالب علیه السلام بیان کنم، که اگر نگویم رسالت الهی را نرسانده ام و از عقاب خداوند ترسانم. هم چنین تصریح کردند که هر چه از خداوند خواستم به علت فتنه منافقان و دشمنان مرا از ابلاغ این مهم معذور بدارد، پذیرفته نشد. سپس اشاره کردند که این دستور خاص الهی درباره امامت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است.

یادآوری سه نکته پس از اعلام ولایت
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پس از اعلام ولایت فرمودند: اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداهُ ...؛ خدایا دوست بدار هرکس او را دوست بدارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد و یاری کن هرکس او را یاری کند و خوار کن هرکس او را خوار کند».

سپس نزول آیه اکمال را درباره روز غدیر اعلام کردند: «اَلْیَومُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا»؛ امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را برای شما به حد کمال رساندم و اسلام را دین شما پذیرفتم. و خداوند را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.

سه نکته مهم درباره آینده مسلمانان
در خطبه غدیر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگرانی خود را از آینده مسلمانان در سه جمله ابراز کردند:

1 . مبادا بعد از من به عقب برگردید؛

2 . مبادا در مسلمان بودن خود، بر خدا منت بگذارید که خدا مواظب شماست؛

3 . بدانید که بعد از من رهبران گمراهی، پدیدار می شوند که مردم را به سوی جهنم می کشانند. من از آنان بیزارم و همه آنان در جهنم خواهند بود.

غدیر و حضرت مهدی علیه السلام

در اواسط خطبه حضرت مطالبی درباره حضرت بقیة اللّه الاعظم حجة بن الحسن المهدی ارواحنا فداه بیان فرمودند، و به اوصاف و جنبه های مخصوص حضرت اشاره کردند که خلاصه آن چنین است:

ـ او آخرین امامان است که حجتی بعد از او نیست؛

ـ او بر همه قبایل شرک و کفر چیره خواهد شد، و هدایت کننده آنان است؛

ـ او انتقام گیرنده همه خون های به ناحق ریخته اولیای خدا و منتقم از ظالمان است؛

ـ او تعیین کننده دقیق درجاتِ افراد در فضیلت و در جهل و جهالت است؛

ـ او وارث جمیع علوم است؛

ـ همه پیشینیان درباره او بشارت داده اند؛

ـ هیچ کس بر او غالب نمی شود و هیچ کس علیه او یاری نمی شود.

دعوت به بیعت
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اشاره فرمودند که من، بعد از اتمام خطبه شما را به بیعت با خود و سپس بیعت با علی بن ابی طالب دعوت می کنم. ضمانت این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده ام و علی هم با من بیعت کرده است. پس بیعتی که از شما می گیرم از طرف خداوند و بیعت با حق تعالی است.

علی علیه السلام بر فراز دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
از اقدامات بسیار بدیع پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در آن خطبه این بود که پس از مقدمه چینی و ذکر مقام خلافت و ولایت برای آن که راه هر گونه شک و شبهه بسته باشد، ابتدا مطلب را به طور شفاهی بیان کردند، و سپس به صورت عملی به مردم نشان دادند.

پس فرمودند: «باطن قرآن و تفسیر آن را برای شما بیان نمی کند، مگر این کسی که من دست او را می گیرم و او را بلند می کنم و بازویش را گرفته، بالا می برم».

بعد از آن حضرت به امیرالمؤمنین علیه السلام که بر فراز منبر یک پله پایین تر از حضرت ایستاده بودند، فرمودند: «نزدیک تر بیا». آن حضرت نزدیک تر آمدند و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بازوی او را گرفتند. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام دست خود را باز کردند تا آن که دست های هر دو به سوی آسمان قرار گرفت. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم امیرالمؤمنین علیه السلام را از جا بلند کردند تا حدی که پاهای آن حضرت روبروی زانوهای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قرار گرفت. در این حال فرمودند: «مَن کُنْتُ مَولاه فَهذا عَلِیٌ مَوْلاهُ»؛ هر کس من مولا و صاحب اختیار اویم، این علی مولا و صاحب اختیار اوست».

دستور اکید تبلیغ در غدیر
یکی از شاخصه های غدیر آیه «یا ایها الرسول ...» است که در ادامه آن، خداوند می فرماید: «وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»، یعنی اگر در ابلاغ این پیام ولایت کوتاهی کنی رسالت خدا را ابلاغ نکرده ای. چنین کلامی درباره هیچ یک از احکام الهی نازل نشده و پیداست که باید بالاترین مسائل اسلام باشد که چنین پیامدی برایش در نظر گرفته شده باشد. از سوی دیگر در چندین مورد خدا را بر این ابلاغ شاهد گرفتند که در هیچ یک از احکام الهی چنین نکردند. پیرو آن چندین بار از مردم خواستند که «حاضران به غائبان اطلاع دهند» که این را هم در هیچ یک از احکام الهی انجام ندادند. آیه «اَلْیَوْمَ اَکْمَلتُ لَکُمْ» نیز مانند آیه فوق درباره هیچ یک از احکام الهی نازل نشده، و لزوما باید مهم ترین احکام اسلام باشد که کمال دین با آن باشد. این سه مورد دلیل آن است که معنای ولایت در غدیر فراتر از محبت و همان وصایت و امارت و صاحب اختیاری مردم است که چنین محکم کاری درباره آن صورت گرفته است.

بیعت دلیل ولایت
مسئله بیعت که در اثنای خطبه مطرح شد و بعد از خطبه عملاً واقع شد، به معنی قبول امارت و ولایت است، نه معنای دیگر.

بیعت کردن و تبریک گفتن حاضران در غدیر و گفتگوهایی که دوستان و دشمنان علی در غدیر داشته اند معلوم می کند که از این جمله معنای ولایت و امارت را فهمیده اند و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز برداشتِ آنان را رد نکردند یا اصلاحی نسبت به آن اِعمال نداشتند؛ بلکه آن را تأیید فرمودند و مردم را به تبریک و بیعت فرمان دادند.

حضور ادیب توانا در غدیر
اشعاری که حسان بن ثابت سروده بود و مورد تأیید پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قرار گرفت، دلیل قاطعی بر این است که او هم از کلمه مولا معنای ولایت و خلافت را فهمیده است. او چون اهل ادب و شاعر بزرگ عرب است، گفتارش از نظر لغوی ترجیح دارد، زیرا لغتنامه ها فقط معنای کلمه را می گویند؛ ولی فهم معنای متبادر به ذهن در مورد معین بر عهده حاضران آن ماجراست. از الطاف خدا بوده که شاعری زبردست و لغت شناس در غدیر حاضر باشد و در همان جا تبادر ذهنی خود را صراحتا اعلام کند و حتی آن را به صورت شعر درآوَرَد که اثری ماندگار و سندی محکم باشد.

ندای آسمانی در غدیر
عده ای از منافقان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمدند و از آن حضرت نشانه ای خواستند. حضرت فرمود: آیا روز غدیر خم برای شما کافی نبود که وقتی من علی را به امامت منصوب کردم، منادی از آسمان ندا داد: این ولی خداست. تابع او باشید وگرنه عذاب خدا بر شما نازل می شود. بر حذر باشید!

تبریک به مقام نبوت و ولایت
پس از پایان خطبه، مردم به سوی پیامبر و امیرالمؤمنین علیهماالسلام روی آوردند، و صدای مردم بلند شد که، «آری، شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت می کنیم». سپس به سوی پیامبر و امیرالمؤمنین علیهماالسلام ازدحام کردند و برای بیعت سبقت می گرفتند و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند. در این حال هم به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و هم به امیرالمؤمنین علیه السلام تبریک و تهنیت می گفتند، و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هم می فرمود: «اَلْحَمْدُللّه ِ الَّذی فَضَّلَنا عَلی جَمیعِ الْعالَمینَ». این ابراز احساسات و فریادهای شعفی که از جمعیت برمی خاست، شکوه و ابهت بی مانندی به آن اجتماع بزرگ می بخشید.

تبریک برای عظیم ترین پیروزی
نکته شایان توجهی که در هیچ یک از پیروزی های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ـ چه در جنگ ها و چه سایر مناسبت ها و حتی فتح مکه ـ سراغ نداریم، این است که حضرت در روز غدیر فرمودند: به من تبریک بگویید؛ به من تهنیت بگوئید؛ زیرا خداوند مرا به نبوت و خاندانم را به امامت ویژه کرده است.

شاعر غدیر
بخش دیگری از مراسم پرشور غدیر، درخواست حَسّان بن ثابت بود. او به حضرت عرض کرد: یا رسول اللّه ، اجازه می فرمایید شعری که درباره علی بن ابی طالب، به مناسبت این واقعه عظیم، سروده ام بخوانم؟ حضرت فرمودند: بخوان به نام خداوند و برکت او. حسان بر جای بلندی قرار گرفت و مردم برای شنیدن کلامش ازدحام کردند. او گفت: «ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضایِ پیامبر گوش کنید». سپس اشعاری که همان جا سروده بود خواند که به عنوان سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند.

معجزه ای در غدیر
در آخرین ساعات روز سوم، حارِث فِهْری با دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمد و گفت: ای محمد، آیا این که درباره علی بن ابی طالب گفتی «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهْ فَعَلِیٌ مَولاهُ . . .»، از جانب پروردگار بود یا از پیش خود گفتی؟ حضرت فرمودند: خداوند به من وحی کرده و واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلام کننده پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبری را اعلام نمی کنم.

حارث گفت: «خدایا اگر این مطالب حق و از جانب توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست»! همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگی از آسمان بر او فرستاد که بر مغزش وارد شد و همان جا او را هلاک کرد.

بعد از این ماجرا، آیات «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ ...» نازل شد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به اصحابشان فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند: آری. با این معجزه، بر همگان مسلم شد که «غـدیـر» از منبع وحی سرچشمه گرفته و فرمان الهی است.

سایر اوامر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در مراسم سه روزه غدیر

در طول سه روزی که مراسم بیعت ادامه داشت، قشرهای مختلف مردم گروه گروه در پیشگاه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم حضور می یافتند. در این اجتماعات کوچک، با توجه به اهمیت خطبه و مسئله بیعت، سؤالاتی درباره آن مطرح می کردند و توضیح بیشتری می خواستند. حضرت نیز محتوای خطبه را به صورت خلاصه و با عبارات دیگری بیان می فرمودند و در بعضی موارد مطالب دیگری برای توضیح به آن می افزودند، و گاهی به صورت سؤال و جواب مطرح می کردند.

بیان ولایت علی علیه السلام به تعبیرهای دیگر
در ایام سه روزه غدیر پیامبر علیه السلام پیام غدیر را با تعابیر گوناگون برای مردم بازگو می کردند؛ از جمله فرمودند:

1 . بدانید من شما را گواه می گیرم که من شهادت می دهم خداوند صاحب اختیار من است و من صاحب اختیار هر مؤمنی هستم. آیا به این مطلب اقرار دارید و به آن شهادت می دهید؟ گفتند: آری، برای تو به این مطلب شهادت می دهیم. فرمود: بدانید مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌ مَوْلاهُ، و او این است. و اشاره به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند.

2 . ای مسلمانان، حاضرانتان به غائبان برسانند: کسانی را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده اند، به ولایت علی سفارش می کنم. بدانید که ولایت علی ولایت من، و ولایت من ولایت پروردگار من است. این پیمانی است که پروردگارم با من بسته و به من دستور داده است آن را به شما ابلاغ کنم. سپس سه مرتبه فرمود: آیا شنیدید؟ گفتند: یا رسول اللّه ، شنیدیم.

3 . ای مردم، به چه شهادت می دهید؟ گفتند: شهادت می دهیم که خدایی جز اللّه نیست. فرمود: بعد از آن به چه شهادت می دهید؟ گفتند: به این که محمد بنده و پیامبر خداست. فرمود: صاحب اختیار شما کیست؟ گفتند: خدا و پیامبر صاحب اختیار ما هستند. فرمود: هر کس که خدا و پیامبر صاحب اختیار او هستند، این شخص (علی علیه السلام ) صاحب اختیار اوست.

4 . آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟ گفتند: بلی، یا رسول اللّه . فرمود: آیا صاحب اختیار شما از خودتان بیشتر بر شما اختیار ندارد؟ گفتند: بلی، یا رسول اللّه . حضرت نگاهی به آسمان کرده، سه مرتبه فرمودند: خدایا، شاهد باش. سپس فرمودند: بدانید، هر که من صاحب اختیار او بوده ام و نسبت به او اختیارم از خودش بیشتر بوده، این علی صاحب اختیار اوست و اختیارش نسبت به او از خودش بیشتر است.

مهم ترین فراز حدیث غدیر
با آن که خطبه غدیر منشور دائمی اسلام تلقی می شود و دارای محتوایی فراگیر نسبت به همه جوانب اسلام به صورت کلی است، ولی بحث های علمی در متن حدیثِ غدیر عموما در کلمه «مولا» و معانی عرفی و لغوی آن گردآمده است. این از آن روست که، حساس ترین فراز حدیث، جمله «مَنْ کُنْتُ مَولاهْ فَعَلِیُ مَولاه» است، و هرگاه به صورت اختصار به حدیث غدیر اشاره شود، همین جمله مد نظر قرار می گیرد، و راویان و محدثان نیز در هنگام اختصار به همین جمله بسنده کرده اند.

به کار بردن کلمه «مولا»
با توجه به متن خطبه و دقت در سایر مطالبی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در خطبه خود فرموده اند، معنای «مولا» و مراد از «ولایت»، هم برای مخاطبان غدیر بسیار روشن بوده است، و هم برای هر مُنصفی که متن را مطالعه کند و وضعیت خطبه را به طور کامل در نظر بگیرد، واضح تر از آن خواهد بود که جای بحث و احتجاج باشد.

به کار بردن کلمه «مولا» برای آن است که هیچ لفظی از قبیل «امامت»، «خلافت»، «وصایت» و امثال اینها، نمی تواند حامل بار معنایی دقیقی باشد که واژه مولا افاده می کند.

برخی از نتایجی که از خطبه غدیر می توان گرفت

ما از خدا و رسول تشکر می کنیم که در روز غدیر بنیادی محکم در فرهنگ اعتقادی ما بر جای گذاشته اند. از خطبه آن روز این نتایج گرفته می شود:

ـ امامت و ولایت دوازده امام معصوم علیهم السلام بلافاصله پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آغاز می شود؛

ـ اطلاق و عمومیت ولایت و اختیار امامان بر همه انسان ها و در هر حال؛

ـ استناد ولایت ایشان به امضای پروردگار و این که امامت منصبی الهی است؛

ـ تعهد مردم در برابر ولایت ائمه علیهم السلام دقیقا مانند تعهدشان در برابر ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است.

معنای دقیق «مولا»
بکار گرفتن کلمه «مولا» برای آن است که هیچ لفظی از قبیل «امامت»، «خلافت»، «وصایت» و امثال اینها، نمی تواند حامل معنای دقیقی باشد که این واژه افاده می کند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نمی خواهد فقط امامت یا خلافت یا وصایت حضرت را بیان کند؛ بلکه می خواهد اولی به نفس بودن و صاحب اختیار تام بودن و به عبارت واضح تر «ولایت مطلقه» را که به معنای نیابت تام از طرف پروردگار است بیان کند، و هیچ لفظی گویاتر از «مولا» برای رساندن این منظور پیدا نمی شود.

تأکید امامان بر حفظ حدیث غدیر

امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهماالسلام ـ که رکن غدیر بودند ـ و نیز ائمه علیهم السلام ، یکی پس از دیگری، تأکید خاصی بر حفظ این حدیث داشتند، و همه ایشان بارها در مقابل دوست و دشمن بدان استدلال می فرمودند، و در آن وضعیت خاص می بینیم امام باقر علیه السلام متن کامل خطبه غدیر را برای اصحابشان نقل فرموده اند.

وظیفه ما در برابر میراث جاودانه غدیر

آن گاه که دستان مبارک صاحب غدیر را از فراسوی قرن ها می فشاریم، نگاه عمیق چشمانش به ما چه می گوید؟

فداییان چهارده قرن گذشته غدیر، که این کاروان 1400 ساله را از گذرگاههای پر خطر عبور داده اند، از سپردن میراث جاودانه غدیر به دست ما چه انتظاری داشتند؟ نسل های کنونی غدیر که آن را در اعماق وجود خود می یابند، سخن دلشان چیست؟ فرزندان آینده غدیر که وارثان این گنج عظیم خواهند بود، چه خواسته هایی خواهند داشت که باید امروز به دست ما انجام شود؟ آری، همه یک صدا می گویند غدیر را تنها نگذارید و حقیقت غدیر را به گوش جهانیان برسانید که رستگاری عالمیان در غدیر است.

گزارش دقیق و کاملی از واقعه غدیر
ارائه اصل هر واقعه برای مغزهایی که قدرت تفکر دارند بسیاری از جوانب امر را بدون نیاز به هیچ کمک فکری روشن می کند و نیازی به تفسیر آن با گرایش های خاص نیست. باید به جای گفتن صِرف جمله «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَعَلِیٌ مَولاهُ»، صورت کاملی از این ماجرای عظیم سه روزه عرضه شود، تا قدرت فکر به طور طبیعی نتایج آن را به دست آورد.

اهمیت غدیر
شاید نقطه آغاز کنجکاوی درباره غدیر این باشد که چرا غدیر در بین وقایع اسلام برجستگی پیدا کرده و هم در مباحث اعتقادی و هم در مباحث تاریخی جایگاه ویژه ای یافته است. بیان این مطلب در واقع نشان دادن عیار غدیر در محک تجربه های اعتقادی و تاریخی است.

چقدر توانسته ایم با غدیر باشیم؟
آنچه برای مردم امروز مطرح است خط اتصالی است که بتواند آنان را به چهارده قرن پیش متصل کند و وظایف قلبی و اعتقادی و عملی آنان را درباره غدیر به آنها بشناساند. نسل امروز می پرسد: آیا برای غدیر جایی که در زندگی ما باید پر کند در نظر گرفته ایم؟ آیا می توانیم ادعا کنیم که اگر در بیابان غدیر بودیم سخن حضرت را به خوبی درک می کردیم و کمر همت به عمل کردن بدان می بستیم؟

غدیر یعنی تسلیم
از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند: این ولایت که شما در آن از خود ما بر ما مقدم هستید، چیست؟ فرمود: «گوش جان سپردن و اطاعت در همه موارد؛ آنچه دوست بدارید و آنچه شما را خوش نیاید».

هدف از غدیر
از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند: مقصود شما در روز غدیر از جمله «مَنْ کُنْتُ مَولاهْ فَعَلِیٌ مَوْلاهُ»؟ چه بود؟ حضرت فرمود: خدا صاحب اختیار من و به من از خودم سزاوارتر است، و در برابر دستور او مرا امری نیست. من نیز صاحب اختیار مؤمنینم و نسبت به آنان از خودشان سزاوارترم و در برابر من آنان را امری نیست. هرکس من صاحب اختیار اویم و نسبت به او از خودش سزاوارترم علی بن ابی طالب صاحب اختیار اوست و نسبت به او از خودش سزاوارتر است و در برابر او برایش امری نیست.

همانندی ولایت علی علیه السلام و ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

سلمان در غدیر خم از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرسید: ولایت علی همانند کدام ولایت است؟ حضرت فرمود: ولایت او همچون ولایت من است. هر که من نسبت به او از خودش بیشتر اختیار دارم، علی هم نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است. دیگری پرسید: منظور از ولایت علی علیه السلام چیست؟ فرمود: هر کس که من پیامبر او بوده ام، علی امیر اوست.

غدیر یعنی امامت
از امام زین العابدین علیه السلام پرسیدند: معنای کلام پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چیست که فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَولاهْ فَعَلِیٌ مَوْلاهُ»؟ فرمود: «به مردم خبر داد که علی علیه السلام امام بعد از اوست».

ولایت همه خلایق با ماست
در ایامی که حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در زندان بودند، روزی هارون حضرت را احضار کرد و مسائلی سؤال کرد که از جمله آنها ولایت اهل بیت علیه السلام بر مردم بود. حضرت فرمود: ما می گوییم ولایت همه خلایق با ماست ... و ما این را از کلام پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیرخم برداشت کرده ایم که فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَولاهْ فَعَلِیٌ مَوْلاهْ».

قرآن موافق با غدیر، غدیر موافق با قرآن
اهل اهواز خدمت امام هادی علیه السلام نامه ای نوشتند و طی آن سؤالاتی مطرح کردند. حضرت در جواب آنان فرمودند:

صحیح ترین خبری که اثبات آن از طریق قرآن شناخته شده حدیث ثقلین است که نقل آن از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مورد اتفاق است. خداوند در قرآن می فرمایند: «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنَوُا ...»، و روایات متفق است که این آیه درباره امیرالمؤمنین علیه السلام است که انگشتر خود را در حال رکوع صدقه داد و خدا از این عمل او قدردانی فرمود و این آیه را درباره اش نازل نمود.

بعد می بینیم که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم او را از اصحابش جدا کرد و این عبارت را فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهْ فَعَلِیُ مَوْلاهْ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ». از این ارتباط می فهمیم که قرآن بر درستی این اخبار و حقانیت این شواهد گواهی می دهد. لذا امت باید بدان اقرار کنند؛ چرا که با قرآن موافق اند و قرآن نیز با آنها موافق است.

غدیر، معرف حزب اللّه
حسن بن ظریف می گوید: به امام عسکری علیه السلام نامه ای نوشتم و سؤال کردم: معنای قول پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمؤمنین علیه السلام چیست که فرمود: «مَن کُنتُ مَوْلاهْ فَهذا عَلیٌ مَوْلاهْ»؟

امام عسکری علیه السلام فرمود: «مقصود حضرت آن بود که او را علامتی قرار دهد که هنگام اختلاف، حزب خداوند با آن شناخته شود».

بیان معنای مولا در خطبه غدیر
اگر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر بیش از یک ساعت برای تبیین معنای مولا سخنرانی کرده، آیا باز هم برای فهمیدن معنای مولا باید به لغت نامه ها مراجعه کنیم و کلام آن حضرت را کنار بگذاریم؟!

اگر در سراسر خطبه غدیر دقت کنیم خواهیم دید که اکثر مطالب آن تفسیر و توضیحی برای روشن کردن کامل معنای مولا و مصداق آن، و ارزش الهی ولایت اهل بیت علیهم السلام در اجتماع و ارتباط آن با توحید و نبوت و وحی است.

بنابراین در حالی که خود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مقصود از مولا را روشن کرده، و همه حاضران در غدیر ـ که شاعر بزرگ عرب حَسّان هم در میان آنان بوده ـ معنای صاحب اختیاری را از آن فهمیدند و بر سر همین بیعت کردند، برای فهمیدن منظورِ آن حضرت نیازی به لغت ها و لغت نامه ها و معانی عرفی کلمه نیست؛ چه آنها با تفسیر خودِ حضرت مطابق باشد و چه نباشد.

کلمه مولا و اوضاع حساس
در آن وضعیت حساسِ زمانی و مکانی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مردم را جمع کرد و آن همه درباره ولایت و مولا توضیح داد، اگر باز هم معنای مورد نظر خدا ورسول برای کسی روشن نشده باشد، کدام لغت نامه خواهد توانست معنای آن را تبیین کند؟ مسلم است که مقصد اصلی از اجتماع و سخنرانی غدیر بیان مسئله ولایت بوده، و این در حالی بیان شده که مردم اجمالاً مطالبی در این باره از خود آن حضرت شنیده بودند. با توجه به این نکات معلوم است که اجتماع عظیم غدیر برای رفع هرگونه ابهام باقی مانده در مسئله ولایت و معنای مولا است.

بنابراین بسیار روشن خواهد بود که در چنان جمعی و در آن اوضاع حساس، درباره مولا مطالبی گفته می شود که نه تنها موضوع را روشن کند، بلکه ابهامات را نیز رفع نماید و احتیاج به کتاب های لغت و امثال آن برای رفع ابهام نیست؛ به طوری که هر عاقلی قضاوت می کند که با آن اجتماع، ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام به طور کامل واضح شده و بعد از آن هیچ نیازی به تبیین مسئله نیست.

ولایت علی علیه السلام
اگر معنای ولایت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روشن است، باید معنای ولایت علی هم روشن باشد. در آغاز خطبه، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم «اولی بنفس بودن» خداوند و بعد خود را مطرح کردند و سپس همان کلمه را درباره امیرالمؤمنین علیه السلام به کار بردند. این در حالی است که معنای ولایت مطلقه آن حضرت بر کسی پوشیده نیست و همان ولایت عینا برای امیرالمؤمنین علیه السلام ثابت می شود.

پرونده غدیر
پرونده غدیر هرگز بسته نمی شود تا روز قیامت که در پیشگاه محمد و علی علیهماالسلام باز شود و همه درباره آن، مورد سؤال قرار گیرند. برگ های این پرونده شامل رویارویی های طرفداران غدیر با مخالفان آن، مناظرات و اتمام حجت های غدیر، اقرارهای دشمنان درباره آن، بحث های علمی غدیر، میراث مکتوب غدیر، شعر و ادبیات غدیر و یادبودهای غدیر است.

تاریخچه هزار و چهارده ساله غدیر
برگ برگ پرونده غدیر شامل واقعه ای است که چهارده قرن پیش در وادی غدیر به وقوع پیوست و تا امروز ادامه پیدا کرد. لذا قبل از هر سخنی باید مراسم سه روزه غدیر شناخته شود تا بدانیم تاریخچه 1400 ساله کدام واقعه تاریخی را ورق می زنیم.

غدیر یعنی معرفتِ کامل به جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
پس از سه روز مراسم پرشور غدیر پایان یافت، و آن روزها به نام «اَیّامُ الوِلایةَ» در صفحات تاریخ نقش بست. مردم پس از وداع با پیامبرشان و معرفتِ کامل به جانشینان آن حضرت، راهی شهر و دیار خود شدند. خبرِ واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت پخش گردید و خداوند بدین گونه حجتش را بر همه مردم تمام کرد.

تبلیغ غدیر به دست صاحبان آن
صاحب غدیر امیرالمؤمنین علیه السلام ، برای اتمام حجت و برای آن که نسل های آینده راه خود را بیابند، در اجتماعات مختلف مردم و در مناسبت ها و فرصت های گوناگون، حتی در بحبوحه جنگ های جمل و صفین، مسئله غدیر را مطرح می ساخت و درباره آن از شاهدان عینی اقرار می گرفت. فاطمه زهرا علیهاالسلام در عمر کم تر از سه ماهه خود پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بارها جریان غدیر را برای مردم یادآور شد و تعجب خود را از آن جوّ ظلمانی اعلام فرمود. ائمه علیهم السلام نیز از هر فرصت مناسبی برای تبلیغ پیام غدیر استفاده کرده، آن را برای مردم بیان می کردند؛ تا آن جا که امام باقر علیه السلام متن کامل خطبه غدیر را برای مردم بازگو فرمود و امام رضا علیه السلام مناظراتی در این باره برقرار کرد. از سوی دیگر اصحاب ائمه علیهم السلام حاملان پیام غدیر بودند، و در حضور امامان علیهم السلام اقدام به حفظ و نشر غدیر می کردند.

سرفرازی غدیر در پی شهادت امام حسین علیه السلام
با شهادت امام حسین علیه السلام برای بار دوم آوازه غدیر تا دورترین نقاط دنیا رفت و مردم جهان سرفرازی غدیر را شاهد شدند. آن گاه همه به خوبی دریافتند که غدیر هنوز زنده است و هر روز زنده تر می شود. غدیر در انتظار نسل هایی است که چون جانان گمشده با آغوش باز آن را پذیرا خواهند شد و با پای دل در صحرای غدیر حضور می یابند و با صاحب غدیر بیعت می کنند.

ائمه علیهم السلام ، معنای حضور غدیر
تا روزی که امیرالمؤمنین علیه السلام در قید حیات بودند به عنوان کسی که در غدیر بر فراز دستان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قرار گرفت. اینک شخصا در برابر دیدگان مردم است، معرّف عینی غدیر بودند و حضور آن حضرت به معنای حضور غدیر بود. پس از شهادت آن حضرت، ائمه علیهم السلام از یک سو صاحبان غدیر بودند که در غدیر برای ایشان نیز بیعت گرفته شده بود، و از سوی دیگر بعنوان مدافعان و حافظان غدیر در برابر دشمنان آن بودند. تبیین ها و استدلال ها و احتجاجات ائمه علیهم السلام ، سنگر غدیر را برای آینده ای که تا امروز چهارده قرن از آن گذشته، محکم می ساخت و دوستان غدیر را از اسرار عمیق آن آگاه می کرد.

غدیر در سینه ها
در طول قرن اول هجری که تدوین معارف اسلام ممنوعیت رسمی داشت و اگر هم کتابی نوشته می شد مخفیانه بود یا اگر نوشته ای مجوز پیدا می کرد درباره فرهنگ اهل بیت علیهم السلام نبود ـ در چنان جوّی بهترین کتاب برای غدیر ـ سینه های امین و حافظه های قوی افراد بود که به خوبی توانست این راه صد ساله را بپیماید و این ودیعه آل محمد علیهم السلام را در خود حفظ کند.

بیش از 120 نفر از صحابه و عده بسیاری از تابعین، واقعه غدیر را در محافل بیان می کردند و آن را به نسل های بعد از خود انتقال می دادند. به طوری که زید بن اَرْقَم و حُذَیْفَةِ بنِ یَمان متن کامل خطبه غدیر را که بیش از یک ساعت به طول می انجامید، حفظ و برای مردم بازگو می کرده اند.

غدیر، فراتر از زمان و مکان
گذر زمان غدیر را هر روز بسیار فراتر از آنچه به نظر دیگران می آمد پیش برد، و از آن سوی مرزهای اسلام نیز عاشقانی را به خود جذب کرد و کشتی نجاتی برای جویندگان صراط مستقیم در دریای متلاطم فتنه ها شد.

سندیت دائم غدیر
غدیر اتمام حجتی از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر مسلمانان بود. پس از آن در فاصله هفتاد روزه ای که تا رحلت ایشان باقی بود نیز چند بار آن حضرت بوسیله غدیر اتمام حجت کردند و با این اقدامات سندیت دائم غدیر را برای آینده مسلمانان تثبیت فرمودند.

غدیر خم برای همه کافی است
عده ای نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمدند و از آن حضرت نشانه ای طلب کردند. حضرت فرمود: آیا روز غدیر خم برای شما کافی نبود؟``.

معرفی عید غدیر به نسل های آینده
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره روز غدیر خم فرمود: «روز غدیر خم بهترین اعیاد امت من است، و آن همان روزی است که خداوند به من دستور داد برادرم علی بن ابی طالب را برای امتم منصوب کنم ... قسم به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد و بر همه خلایق برگزید، من علی را در زمین منصوب نکردم، مگر بعد از آن که خداوند او را در آسمان ها معرفی کرد و ولایت او را بر ملائکه واجب نمود».

ولایت الهی
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اساس ولایت من ولایت الهی است، و عداوت با من برابر با دشمنی خداست. خداوند در آن روز این آیه را نازل کرد که «اَلْیَوْمُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا». پس ولایت من کمال دین و رضایت پروردگار تبارک و تعالی است. ...

غدیر آزمایش الهی
هفت روز پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، بعد از آن که امیرالمؤمنین علیه السلام از جمع قرآن فراغت یافتند، از خانه بیرون آمده، به عنوان اولین اتمام حجت خود بوسیله غدیر در سخنان مفصلی خطاب به مردم فرمودند:

خداوند تعالی به واسطه من بندگانش را آزمایش فرمود ... و مرا به وصایت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اختصاص داد و به خلافت او در امتش برگزید ... پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به حجة الوداع رفت و سپس به غدیر خم آمد. در آن جا منبری برای او ساخته شد و بر فراز آن رفت و بازوی مرا گرفت و بلند کرد و در آن مجلس با صدای بلند فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهْ فَعَلِیٌّ مَوْلاهْ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ».

صاحب روز غدیر
امیرالمؤمنین علیه السلام در روزهای اول رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به مسجد آمد و در حضور مردم پس از حمد و ثنا و مطالبی دیگر، فرمود: «من صاحب روز غدیرم و درباره من سوره ای از قرآن نازل شده است. منم وصی بر رفتگان اهل بیتش؛ منم یادگار و باقی مانده او بر زندگان از امتش. تقوا پیشه کنید تا شما را ثابت قدم بدارد و نعمتش را بر شما تمام کند».

شاهدان غدیر در روزهای رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
در روزهای پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به مردم فرمود: قسم می دهم کسانی را که از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم شنیدند که فرمود: «مَن کُنْتُ مَوْلاهْ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهْ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»، برخیزند و به آنچه شنیده اند شهادت دهند. دوازده نفر از اهل بدر برخاستند و به ماجرای غدیر شهادت دادند و سایر مردم هم در این باره مطالبی گفتند.

نام غدیر پس از چهارده سال
امیرالمؤمنین علیه السلام چهارده سال پس از غدیر روزی برای اتمام حجت فرمود: شما را به خدا قسم می دهم، آیا در بین شما غیر از من کسی هست که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم او را به امر خداوند منصوب کرده و فرموده باشد: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ»؟ همه گفتند: نه، کسی جز تو صاحب این فضیلت نیست. حضرت فرمود: آیا کسی غیر از من در بین شما هست که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در «جُحفه» کنار درختان غدیر خم به او فرموده باشد: «هر کس تو را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است. و هر کس از تو سرپیچی کند مرا عصیان نموده و هر کس از من سرپیچی کند از خدای تعالی سرپیچی کرده است؟ همه گفتند: نه، کسی جز تو صاحب این مقام نیست.

غدیر در زمان عثمان
در زمان عثمان مجلس بزرگی در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تشکیل شد که در آن بیش از دویست نفر از سرشناسان مهاجران و انصار حاضر بودند. این مجلس از صبح تا ظهر طول کشید و حاضران از امیرالمؤمنین علیه السلام درخواست کردند تا فضایل خود را بیان کند. حضرت شروع به ذکر مناقب خود کردند و داستان غدیر را به طور بسیار مفصل بیان فرمودند، که شاید اولین بار از زبان مبارک حضرت به این تفصیل آمده باشد. از جمله فرمودند:

خداوند به پیامبرش دستور داد تا اولیای امر را معرفی و ولایت را مانند نماز و زکات و روزه و حج تفسیر کند. این بود که در غدیر خم مرا منصوب و در خطابه ای فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ». در آنجا سلمان پرسید: ولایت او چگونه است؟ فرمود: ولایت او همچون ولایت من است. هر کس من نسبت به او صاحب اختیار بوده ام علی هم نسبت به او صاحب اختیار است، و خداوند عزوجل این آیه را نازل فرمود: «اَلیَوْم اَکمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُم الاِسلام دینا». پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تکبیر گفت و فرمود: «اللّه اکبر، تمام نبوتم و کمال دین خدا، ولایت علی بعد از من است...»

همه جمعیت مسجد گفتند: آری به خدا قسم. این را شنیدیم و همان طور که گفتی حاضر بودیم.

غدیر در دوران پنج ساله حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام
در دوران پنج ساله حکومت ظاهری امیرالمؤمنین علیه السلام ، مجلس بزرگی در میدان اصلی کوفه تشکیل و حقیقت بزرگ غدیر برای عموم مردم تبیین شد. در زمان حضرت، غدیر رسما عید گرفته شد و سخنرانی مفصلی درباره عظمت این روز از سوی حضرت ایراد شد. امیرالمؤمنین علیه السلام در روزهای آخر عمر، نوشته ای آماده کردند که هر جمعه بر مردم خوانده شود و در آن به غدیر استدلال کردند، و در آن امیرالمؤمنین علیه السلام بعنوان بالاترین فضیلت خود، غدیر را مطرح کردند.

در جنگ جمل
در میدان جنگ جمل، هنگامی که لشکر از دو سو صف آرایی کرده بودند و هنوز جنگ آغاز نشده بود، امیرالمؤمنین علیه السلام قاصدی را سراغ طَلحِه فرستاد که ملاقاتی داشته باشند. طلحه آمد تا مقابل حضرت قرار گرفت. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: تو را به خدا قسم می دهم، آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیدی که فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ»؟ طلحه گفت: آری. حضرت فرمود: پس چرا به جنگ من آمده ای؟ طلحه گفت: در خاطرم نبود. سپس طلحه به لشکر خود بازگشت و بدین صورت در جنگ جمل با یادآوری غدیر اتمام حجت شد.

در آغاز جنگ صفین
هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام در کوفه برای جنگ صفین آماده می شد، ضمن خطابه ای که برای مردم ایراد کرد چنین فرمود: «تعجب از معاویة بن ابی سفیان است که در خلافت با من به نزاع برخاسته و امامت مرا انکار می کند. ای مهاجرین و انصار، آیا بر شما واجب نیست که مرا یاری کنید و آیا امر من بر شما واجب نیست؟ آیا نمی دانید که بیعت من بر حاضر و غایب شما لازم شده؟ پس چرا معاویه و اصحابش در بیعت من خلل وارد می کنند؟ ... آیا سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را نشنیدید که در روز غدیر درباره ولایت و صاحب اختیاری من چه می فرمود؟».

در جنگ صفین بر فراز منبر
در جنگ صفین پس از این که چند نامه و پیام بین امیرالمؤمنین علیه السلام و معاویه رد و بدل شد، آن حضرت در میان لشکر خود در جمع مهاجران و انصار و با حضور فرستادگان معاویه برفراز منبر قرار گرفت و مناقب خود را بر شمرد و در هر کدام مردم را قسم داد و آنان اقرار کردند. از جمله فرمود: شما را به خدا قسم می دهم درباره قول خداوند: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللّه َ...» و آیه «اِنَّما وَلیُّکُم اللّه ...» ... که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد به مردم بفهاند که این آیات درباره چه کسانی نازل شده و ولایت را برای آنان تفسیر کند ...

آن حضرت هم مرا در غدیر خم منصوب کرد ... و فرمود: «ای مردم، خداوند صاحب اختیار من، و من صاحب اختیار مؤمنین هستم و اختیارم بر مؤمنین از خودشان بیشتر است. «أَلا فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهْ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انصُرْ مَنْ نَصرَهُ وَ اخذُلْ مَن خَذَلَهُ» ...

پس از این سخنانِ امیرالمؤمنین علیه السلام ، دوازده نفر از کسانی که از شرکت کنندگان در جنگ بدر بودند و در صفین همراه حضرت حضور داشتند برخاستند و به گفتار حضرت شهادت دادند. سپس هفتاد نفر از بقیه صحابه برخاستند و شهادت دادند. بعد از آن چهار نفر از اهل بدر برخاستند و تفصیل ماجرا و آنچه را در غدیر دیده بودند بازگو کردند.

غدیر، امتیاز خاص امیرالمؤمنین علیه السلام
امیرالمؤمنین علیه السلام در مجلسی امتیازات خاص خود را بیان کرده چنین فرمودند: «به خدا قسم، خداوند تبارک و تعالی نُه چیز به من عطا فرموده که جز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به احدی قبل از من نداده است» و از جمله فرمودند:

خداوند با ولایت من دین این امت را کامل و نعمت ها را بر آنان تمام کرد، و به اسلامشان خشنود شد؛ آن گاه که در یوم الولایة (روز غدیر) به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: یا محمد، به مردم خبر ده که امروز دینشان را کامل کردم و نعمتم را بر آنان تمام نمودم و اسلام را بعنوان دینشان پذیرفتم.

غدیر، بالاترین منقبت امیرالمؤمنین علیه السلام
مردی خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، بالاترین منقبت خود را از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بفرمایید. حضرت فرمود: منصوب کردن آن حضرت مرا در غدیر خم، که به امر خدای تبارک و تعالی ولایت را از جانب او برایم مقدر فرمود ...

نبأ عظیم
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: من امیرالمؤمنین ام؛ من لسان صادقین ام؛ من وزیر مصطفایم. ... من آن نعمت خدای تعالی هستم که به خلقش عنایت فرموده است. منم آن که خداوند تعالی در حق او فرموده: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتمَمْتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا». پس هر کس مرا دوست بدارد مسلمان و مؤمن و دینش کامل است ... من «نبأ عظیم»ای هستم که خداوند در روز غدیر خم دین را با او کامل کرد. منم آن که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره اش فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهْ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ». ...

برادر پیامبر
...امیرالمؤمنین علیه السلام نگاهی به مردم کرد و فرمود: «من برادر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و وزیر اویم. شما خوب می دانید که من بر همه شما در ایمان به خداوند عزوجل و رسولش مقدم هستم ... و شما خود دیدید که در روز غدیر خم چگونه به پا ایستاد و مرا کنار خود به پا داشت و دست مرا بلند کرد (و معرفی فرمود)».

غدیر هنگام صلح امام مجتبی علیه السلام با معاویه
یکی از مواردی که غدیر در عرصه اعتقادی مردم مطرح شد، در صلح امام حسن علیه السلام بود. آن حضرت در کوفه با حضور معاویه بر فراز منبر رفتند و پس از حمد و ثنای الهی مطالبی فرمودند که از جمله آنها این بود: «بنی اسرائیل هارون را رها کردند و تابع سامری شدند؛ در حالی که می دانستند او خلیفه موسی است. این امت نیز پدرم را رها کردند و با غیر او بیعت کردند، در حالی که خودشان دیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پدرم را در روز غدیر خم منصوب فرمود و به آنان دستور داد که حاضرانشان به غایبان خبر دهند.

گفتار امام حسین علیه السلام درباره غدیر

یک سال قبل از واقعه عاشورا، امام حسین علیه السلام در سفر حج در مِنی، با حضور هفت صد نفر اجتماع بزرگی در خیمه خود تشکیل دادند که دویست نفر آنان از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بودند.

سپس حضرت برای خطابه به پاخاستند و پس از حمد و ثنای الهی، از اقدامات معاویه بر ضد امیرالمؤمنین علیه السلام اظهار ناراحتی شدید کردند و سپس شروع به شمردن مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند. حضرت در همه موارد، مردم را بر درستی آنها قسم می دادند و همه اقرار می کردند؛ از جمله فرمودند: «شما را به خدا قسم می دهم، آیا می دانید که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم علی بن ابی طالب علیه السلام را منصوب و ولایت را برای او مقرّر کرد و فرمود: باید حاضران به غایبان خبر دهند؟» جمعیت حاضر گفتند: «آری، به خدا قسم».

پاسخ به کتمان کننده آیه غدیر
امام باقر علیه السلام برای مردم صحبت می کردند که مردی از اهل بصره به نام «اَعْشی» به پاخاست و عرض کرد: یابن رسول اللّه ، حسن بَصْری آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ ...» را می خوانَد و می گوید درباره مردی نازل شده و نام او را نمی گوید!

حضرت فرمود: او را چه شده است؟ خدا نمازش را قبول نکند. اگر می خواست، خبر می داد درباره چه کسی نازل شده است. جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد و عرض کرد: خداوند به شما امر می کند امتت را راهنمایی کنی که ولیّشان کیست و این آیه را نازل کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هم قیام کرد و دست علی بن ابی طالب علیه السلام را گرفت و بلند کرد و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُر مَن نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ».

قدمگاه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر
امام صادق علیه السلام از مدینه به مکه می رفتند. در بین راه که به مسجد غدیر رسیدند، نگاهی به سمت چپ مسجد کردند و فرمودند: آن جا جای پای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است، آن گاه که می فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداه».

گفتار امام رضا علیه السلام درباره غدیر
در مسیر تبعید امام رضا علیه السلام به خراسان، زمینه های بسیار مناسبی برای تبیین معنای غدیر پیش آمد که از نمونه های بارز آن در روزهای اول ورود حضرت بود.

عبدالعزیز می گوید: در روزهای اول ورود حضرت به شهر مرو، در روز جمعه مردم در مسجد جامع شهر جمع شده بودند و درباره مسئله امامت، سخن می گفتند. من خدمت آقایم امام رضا علیه السلام رفتم و بحث های مسجد را به حضرت گزارش دادم. حضرت تبسمی کرد و فرمود:

این مردم نمی دانند و در آرایی که می گویند فریب خورده اند خداوند تبارک و تعالی پیامبرش را از این جهان نبُرد مگر بعد از آن که دین را برایش کامل فرمود. از یک سو قرآن را بر او نازل کرد ... و از سوی دیگر در حجة الوداع که آخر عمر او بود، این آیه را فرستاد که، «اَلْیَوم اَکْمَلتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمْ الاِسْلام دینا». مسئله امامت کمال دین است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از این جهان نرفت مگر آن که برای امتش معارف دینشان را روشن ساخت و راهشان را مشخص فرمود و آنان را به قول حق سپرد و برای آنان علی علیه السلام را عَلَم و امام منصوب، و هرچه امت بدان نیاز دارند بیان فرمود. هر کس گمان کند که خداوند دینش را کامل نفرموده، کتاب خدا را رد کرده و به آن کافر شده است. ...

زیارت نامه غدیر
امام علی النقی علیه السلام ، در سالی که معتصم عباسی آن حضرت را از مدینه به سامرا آورد، در روز عید غدیر به نجف آمدند و امیرالمؤمنین علیه السلام را زیارت کردند و زیارت نامه مفصلی که یک دوره کامل اعتقادی درباره فرهنگ غدیر است، خواندند و ماجرای غدیر را چنین بیان فرمودند:

«من شهادت می دهم که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آنچه درباره تو از سوی خدا نازل شده بود ابلاغ کرد و امر خدا را امتثال نمود و اطاعت و ولایت تو را بر امتش واجب کرد و برای تو از آنان بیعت گرفت و تو را صاحب اختیار مؤمنان قرار داد، همان گونه که خداوند این مقام را برای تو قرار داده بود. سپس خدا را بر این مطلب شاهد گرفت و فرمود: آیا فرمان الهی را به شما نرساندم؟ گفتند: آری رساندی. فرمود: خدایا شاهد باش و تو برای شاهد بودن و قضاوت بین بندگان کافی هستی».

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شاهدِ ابوذر، و ابوذر شاهد بر غدیر

ابوذر از اولین یاران غدیر و از سه نفری است که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، امیرالمؤمنین علیه السلام را تنها نگذاشتند. او بارها مسئله غدیر را با جزئیاتش مطرح و با آن احتجاج می کرد.

ابوذر در مجلس ابن عباس که در خیمه ای قرار داشت نشسته بود و ابن عباس با مردم صحبت می کرد. ناگهان ابوذر برخاست و دست به عمود خیمه زد و گفت: ای مردم هر کس مرا می شناسد که می شناسد، و هر کس مرا نمی شناسد من خود را به نام برایش معرفی می کنم. من جُندب بن جناده، ابوذر غفاری هستم. به حق خدا و رسولش از شما می پرسم که آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیدید که می فرمود: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سایه نینداخته و زمین مانند او را به دوش نکشیده است؟ گفتند: آری به خدا قسم.

ابوذر گفت: ای مردم، آیا قبول دارید که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم ما را جمع کرد و فرمود: «اَللّهُمَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُر مَنْ نَصَرهَ وَ اَخْذُلْ مَنْ خَذَلَهَ ...»؟

همه گفتند: آری به خدا قسم.

غدیر از زبان عمار یاسر
در جنگ صفین عمروعاص برای یاران خود این حدیث را از قول پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرد که: «عمار را گروه متجاوز می کشند. عمار از حق جدا نمی شود و آتش جهنم او را نمی سوزاند».

یک نفر از لشکر معاویه به عمروعاص گفت: هم اکنون عمار در لشکر علی بن ابی طالب است! عمروعاص گفت: اگر بتوانی ما را به هم برسانی، با هم صحبت می کنیم.

وقتی عمار و عَمروعاص در مقابل یکدیگر قرار گرفتند، عَمرو گفت: ای عمار، تو را به خدا قسم می دهم که از اسلحه کشیدن این دو لشکر مانع شوی و خون آنان را حفظ کنی! ما که یک خدا را می پرستیم و به قبله شما نماز می خوانیم و به همان دینی دعوت می کنیم که شما دعوت می کنید و کتاب شما را می خوانیم و به پیامبرتان ایمان داریم.

عمار که نود سال از عمرش می گذشت، در جواب او گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به من دستور داده است با قاسطین که شما هستید بجنگم. ای اَبتَر، آیا به یاد داری که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به علی علیه السلام فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ»؟ صاحب اختیار من خدا و رسول و بعد از آنان علی است، ولی تو مولا و صاحب اختیار نداری.

معاویه وقتی این خبر را شنید گفت: «عرب هلاک شده است، اگر تحقیر این غلام سیاه آنان را فرا گیرد» و منظور او عمار بود.

امیر حقیقی مؤمنان
در آغاز خلافت ظاهری امیرالمؤمنین علیه السلام ، حُذَیفَةِ بن یَمان از طرف حضرت حاکم مدائن شد. او که روزهای واپسین عمر را می گذراند بر فراز منبر آمد تا برای امیرالمؤمنین علیه السلام از مردم بیعت بگیرد. او در ضمن خطبه ای که ایراد کرد گفت: «اکنون امیرِ حقیقیِ مؤمنان و سزاوار این نام صاحب اختیار شما شده است».

پس از پایان مراسم بیعت، جوانی ایرانی بنام مُسلِم به پاخاست و درباره «امیر حقیقی مؤمنان» سؤال کرد. حذیفه در پاسخ او مطالب مفصلی از تاریخ اسلام و سیر آن در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای جوان ایرانی بیان کرد تا به ماجرای غدیر رسید و پس از بیان مقدمات، آن را چنین بیان کرد:

«در غدیرخم پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ولایت علی علیه السلام را با صدای بلند اعلام کرد و اطاعت او را بر مردم واجب کرد و به آنان دستور داد از فرمان او تخلف نکنند و به آنان خبر داد که این دستور از سوی پروردگار است. سپس فرمود: آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان صاحب اختیارتر نیستم؟ گفتند: آری، یا رسول اللّه . فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ». سپس دستور داد همه مردم با او بیعت کنند، و همه بیعت کردند».

گفتار حذیفه درباره غدیر
حذیفه حضور خود را در واقعه غدیر چنین نقل می کند:

«به خدا قسم، در غدیر خم من مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نشسته بودم و مهاجران و انصار در مجلس بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواند و دستور داد تا در سمت راست او بایستد. سپس فرمود: ای مردم، آیا می دانید که من نسبت به شما از خودتان صاحب اختیارترم؟ گفتند: آری، به خدا قسم. فرمود: اَیُّهَا النّاسُ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انصُر مَن نَصرَه وَ اخذُل مَن خَذَلَه`` .

گفتار بلال درباره غدیر
بلال مؤذن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر پیمان غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام از ثابت قدمان بود. او درباره غدیر با یادآوری آیه ای از قرآن چنین می گوید: خداوند تعالی می فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لاتُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدیِ اللّه ِ وَ رَسُولِهِ»؛ یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا و پیامبر پیش تر نروید»، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای پسر عمویش پیمانی بست که تا قیامت بر گردن ماست. آن حضرت او را در روز غدیر خم مولا و صاحب اختیار ما قرار داد. چه کسی جرأت دارد در برابر صاحب اختیار خود، با دیگری بیعت کند؟

علی علیه السلام ، دلسوزترین مردم برای امت
پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دوازده نفر با اجازه امیرالمؤمنین علیه السلام قرار گذاشتند در روز جمعه مقابل منبر در مسجد آن حضرت اجتماع کنند و آنچه درباره ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام می دانند بگویند تا بر مردم اتمام حجت شود. روز جمعه یکی پس از دیگری برخاستند و مطالبی گفتند تا نوبت به «ابوالهَیْثَم بن تَیِّهان» رسید. او گفت:

«من گواهی می دهم که پیامبرمان، علی علیه السلام را در روز غدیر منصوب کرد. عده ای از انصار در این باره به گفتگو پرداختند که منظور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از این اقدام چه بود و در این باره سخن بسیار گفتند. لذا عده ای را خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرستادند و در این باره سؤال کردند. حضرت فرمود: به آنان بگویید: علی بعد از من صاحب اختیار مؤمنان است و دلسوزترین مردم برای امت من است``.

گفتاری از ابوایوب انصاری
امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بودند که مردی وارد شد در حالی که نشان سفر در وی دیده می شد. عرض کرد: سلام بر تو ای مولا و صاحب اختیار من، حضرت فرمود: این کیست؟ عرض کردند: اَبُواَیّوب انصاری. حضرت فرمود: راه برایش باز کنید. مردم راه باز کردند و جلو آمد و عرض کرد: از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ».

سخن مالِکِ بن نُوَیْرِه درباره غدیر
مالِک بنِ نُویره رئیس قبیله بنی حُنیفه بود که در اطراف مدینه سکونت داشتند. او از حاضران در غدیر بود و همه واقعه را به چشم خود دیده و به قبیله خود بازگشته و برای آنان شرح داده بود.

پس از انتشار خبر رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مالک به عنوان رئیس قبیله برای تجدید عهد با مولای خود امیرالمؤمنین علیه السلام به مدینه آمد و یکسره به مسجد رفت و صدا زد: «بیعت علی علیه السلام در روز غدیرخم را فراموش کرده اید»!

آموزگار غدیر
معاویه بعد از صلح با امام مجتبی علیه السلام برای سفر حج وارد مدینه شد. انصار نسبت به او بی اعتنایی کردند و معاویه در این باره به رئیس انصار، قَیْسِ بنِ سَعدِ بن عُبادِه، صحابی بزرگ امیرالمؤمنین علیه السلام ، اعتراض کرد. قیس در پاسخ معاویه مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام را ذکر کرد و ظلم قریش نسبت به آن حضرت را یادآور شد.

معاویه با خشم و تعجب پرسید: این مطالب را از چه کسی آموخته ای؟ قیس گفت: از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام ...، که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم او را در غدیر خم منصوب کرد و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ».

گفتار ابوسعید خدری
ابوسعید خدری صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم یکی از بازگوکنندگان واقعه غدیر به صورت نسبتا مفصلی است. او در قسمتی از سخنانش می گوید:

«پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم مردم را فراخواند ... و بازوی علی بن ابی طالب علیه السلام را گرفت و بلند کرد، به طوری که سفیدی زیر بغل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را می نگریستم. سپس فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداه وَانصُرْ مَن نَصَرَه وَ اخذُلْ مَن خَذَلَهُ``.

سپس ابوسعید به نزول آیه «اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم ...» اشاره کرد و از اشعار حِسان بن ثابِت یاد کرد.

گواهی اَبُوسَعید خدری در باب غدیر

ابوسعید خدری می گوید: «پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم فرمود: ای مردم، آیا من نسبت به مؤمنین از خود آنان سزاوارتر نیستم؟ گفتند: آری ـ و این سؤال و جواب سه بار تکرار شد ـ سپس فرمود: ای علی، نزدیک بیا. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دو دست او را بلند کرد، به طوری که زیر بغل او را می دیدم و فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ``، و این را سه مرتبه تکرار فرمود».

راوی از ابوسعید پرسید: تو خود این را از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیدی؟ ابوسعید اشاره به گوش ها و سینه اش کرد و گفت: «دو گوشم شنیده و قلبم آن را در خود جای داده است».

سخنی از اُبَیّ بن کَعب
اُبَیّ بن کَعب، از اصحاب سرشناس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، در اولین روز ماه مبارک رمضان که روز جمعه بود، پس از خطبه نماز جمعه به پاخاست و گفت:

«ای مهاجرین و ای انصار، آیا خود را به فراموشی زده اید یا فراموش کرده اید؟ قصد تحریف دارید یا حقایق را تغییر می دهید؟ قصد خوار کردن دارید یا عاجز شده اید؟ آیا نمی دانید که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در بین ما در موقعیتی مهم برخاست و علی علیه السلام را برای ما منصوب کرد و فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ...``.

حضور قبایل مختلف در غدیر
عده ای در خانه جابر بن عبداللّه انصاری نشسته بودند و امام زین العابدین علیه السلام نیز حضور داشتند. در این هنگام مردی عراقی وارد شد و به جابر گفت: تو را به خدا قسم می دهم که آنچه از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دیده و شنیده ای برایم نقل کنی. جابر گفت:

«در منطقه جُحْفِه در غدیر خم بودیم و در آن جا مردم بسیاری از قبایل مختلف بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از خیمه بیرون آمد و سه بار با دستش اشاره کرد و دست امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفت و فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ``».

عبداللّه بن جعفر: در غدیر مقابل منبر نشسته بودم.

معاویه در سال اول حکومتش پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام به مدینه آمد. در آن جا مجلسی تشکیل داد و از امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و عبداللّه بن جعفر و ابن عباس و عده ای دیگر دعوت کرد و همه جمع شدند. در آن مجلس احتجاجات بسیاری بر معاویه شد. از جمله عبداللّه بن جعفر این مطلب را مطرح کرد:

ای معاویه، هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر فراز منبر بود و من و عُمَرِ بن اَبی سَلمِة و اُسامَة بن زید و سَعدِ بن ابی وَقاص و سلمان و ابوذر و مقداد و زُبیر در برابر او نشسته بودیم، حضرت فرمود: آیا من نسبت به مؤمنان صاحب اختیارتر از خودشان نیستم؟ گفتیم: بلی یا رسول اللّه ... فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ``».

معاویه گفت: «ای حسن، ای حسین و ای ابن عباس، عبداللّه بن جعفر چه می گوید؟» ابن عباس گفت: «تو به آنچه می گوید ایمان نمی آوری. اکنون سراغ کسانی که نام برد بفرست و از آنان سؤال کن».

معاویه کسی را سراغ عُمَرِ بن اَبی سَلمِة و اُسامَة بن زید فرستاد و از آنان نیز سؤال کرد. آنان شهادت دادند که آنچه را عبداللّه بن جعفر درباره غدیر می گوید همان گونه که او می گوید از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیده اند.

روایت غدیر از زبان عده ای از انصار
عده ای از انصار به صورت کاروانی وارد کوفه شدند و در میدان بزرگ کوفه شترهای خود را خواباندند و در حالی که عمامه بر سر داشتند و شمشیر حمایل کرده بودند و روی خود را پوشانده بودند، به راه افتادند تا خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسیدند، و عرض کردند: سلام بر تو ای مولای ما!

حضرت فرمود: شما که هستید؟ عرض کردند: قومی از موالیان تو هستیم. فرمود: چگونه من مولای شما هستم در حالی که شما قومی تازه وارد هستید؟ عرض کردند: از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم ـ در حالیکه بازوان تو را گرفته بود ـ شنیدم که فرمود: «خدا صاحب اختیار من است و من مولای مؤمنانم، و هر کس من صاحب اختیار اویم علی صاحب اختیار اوست.

حضرت فرمود: شما این مطلب را قبول دارید؟ عرض کردند: آری. فرمود: به آن شهادت می دهید؟ عرض کردند: آری. فرمود: راست می گویید.

سپس به راه افتادند و از خدمت حضرت بیرون آمدند. از یکی از آنان پرسیدند: شما کیستید؟ گفتند: گروهی از انصار هستیم که اَبواَیّوب انصاری نیز در میان ماست.

پرسش مرد مصری درباره غدیر
برادرِ زید بن اَرقَم می گوید: روزی با زید نشسته بودیم که اسب سواری نزدیک آمد که معلوم بود مسافر است. سلام کرد و پرسید: زید بن ارقم در میان شماست؟ زید گفت: من هستم، چه می خواهی؟ آن مرد گفت: می دانی از کجا آمده ام؟ گفت: نه. گفت: از «فُسطاطِ» مصر آمده ام تا حدیثی را که از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به یاد داری از تو سؤال کنم. زید گفت: کدام حدیث؟ مرد گفت: حدیث غدیر خم درباره ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام . زید تفصیلی از ماجرای غدیر بیان کرد و از جمله گفت:

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر فراز منبر در غدیر فرمود: ای مردم چه کسی از شما به خودتان سزاوارتر است؟ گفتند: خدا و رسولش. فرمود: خدایا شاهد باش و تو ای جبرئیل شاهد باش ـ و این را سه بار تکرار فرمود ـ سپس دست علی بن ابی طالب علیه السلام را بلند کرد و فرمود: «اَللّهُمَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداه وَ انْصُر مَن نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَن خَذَلَهُ» و این را نیز سه مرتبه تکرار کرد. سپس فرمود: آیا شنیدید؟ گفتند: آری، به خدا قسم. فرمود: اقرار هم کردید؟ گفتند: آری. حضرت فرمود: خدایا شاهد باش و تو ای جبرئیل شاهد باش.

روایت بَراء بن عازِب از ماجرای غدیر
بَراء بن عازِب نیز از کسانی است که در روز غدیر آن قدر به منبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نزدیک بود که شاخه درختان را از بالای سر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بلند کرده بود تا به حضرت اصابت نکند و حضرت در کمال آرامش سخنرانی کند. او داستان غدیر را چنین نقل کرده است:

«با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در سفر حج بودم که در غدیر خم پیاده شدیم. دستور نماز جماعت داده شد و بین درختان را برای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جارو زدند. حضرت نماز ظهر را خواند و دست علی بن ابی طالب علیه السلام را گرفت و فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللُّهمَّ انْصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ``».

گفتگوی اَصْبَغِ بنِ نُباتِه و ابُوهُرَیرِه درباره غدیر
امیرالمؤمنین علیه السلام در ایام صِفّین نامه ای برای معاویه نوشت و آن را به دست اَصْبَغِ بنِ نُباتِه فرستاد. معاویه پس از خواندن نامه گفت: علی قاتلان عثمان را به ما تحویل نمی دهد. اصبغ در پاسخ او گفت: ای معاویه خون عثمان را بهانه مکن ...

معاویه از سخن اَصبَغ غضبناک شد. اَصبَغ می گوید: برای آن که او را بیشتر ناراحت کنم خطاب به ابوهُرَیرِه که نزد او نشسته بود گفتم: ای صحابی پیامبر، تو را قسم می دهم به خدایی که جز او خدایی نیست و به غیب و شهود داناست و به حق حبیب خدا حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم ، که به من خبر دهی آیا در روز غدیر خم حاضر بودی؟

ابوهریره گفت: آری حاضر بودم. اصبغ پرسید: آن حضرت درباره علی علیه السلام چه فرمود؟ ابوهریره گفت: از او شنیدم که می فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداه وَ انْصُرْ مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ».

گفتم: ای ابوهریره، اگر چنین است تو ولایت دشمن او را پذیرفته ای و با او دشمنی کرده ای. ابوهریره نفس عمیقی کشید و گفت: اِنّا للّه ِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ!

به خاطر غدیر شهید می شوم
زِید بن صُوحان از بهترین اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در جنگ جمل شهید شد. وقتی در میدان جنگ روی زمین افتاد، امیرالمؤمنین علیه السلام بالای سرش آمد و نشست و فرمود: ای زید، خدا رحمتت کند. سبک بار بودی و کمک های تو بسیار با ارزش بود.

زید سرش را بلند کرد و عرض کرد:

یا امیرالمؤمنین، خدا تو را جزای خیر دهد. به خدا قسم اعتقادم درباره شما این است که عالِم به خداوند هستی... به خدا قسم من در لشکر تو با جهالت کشته نمی شوم؛ بلکه از ام سلمه شنیدم که از قول پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گفت: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصرَه وَ اخذُلْ مَن خَذَلَهُ». به خدا قسم نخواستم تو را خوار کنم تا خدا مرا خوار نکند.

از معاویه و اصحابش بر غدیر اقرار گرفتیم

مردی از قبیله هَمْدان بنام «بَرْد» نزد معاویه آمد. عمروعاص در آن جا مشغول بدگویی نسبت به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام بود. بَرْد گفت: ای عمروعاص، بزرگان ما از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیدند که فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ»، آیا این حق است یا باطل؟

عمروعاص گفت: حق است، و من اضافه می کنم که هیچ یک از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مِثل مناقب علی را ندارند.

... آن مرد نزد قبیله خود بازگشت و به آنان گفت: ما نزد قومی آمدیم که از زبان آنان علیه خودشان اقرار گرفتیم. بدانید که علی بر حق است و تابع او باشید.

تغافل مردم از غدیر
امام صادق علیه السلام فرمود: «مردم درباره روز غدیر خم خود را به غفلت زدند». پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «ای مردم، آیا در حالی که من زنده ام و در بین شما هستم، به اهل بیت من بی اعتنایی می کنید؟ بدانید اگر من از میان شما غایب شوم خداوند از شما غایب نمی شود».

هزاران شاهد در غدیر
امام صادق علیه السلام فرمودند: «شگفتا از آنچه علی بن ابی طالب علیه السلام کشید! (در روز غدیر) آن حضرت این همه شاهد داشت ولی نتوانست حق خود را بگیرد، در حالی که مردم با دو شاهد حق خود را می گیرند. این همه از اهل مدینه با حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم در حج بودند و در بازگشت پنج هزار نفر هم از اهل مکه همراه حضرت تا غدیر آمدند و پیامبر در آن جا ولایت علی علیه السلام را اعلان فرمود».

ثابت قدمان غدیر
امام صادق علیه السلام فرمودند: «روزی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای امیرالمؤمنین علیه السلام از مردم در غدیرخم پیمان گرفت و به ولایت او اقرار کردند. خوشا به حال آنان که بر ولایت او ثابت قدم ماندند و وای بر کسانی که آن پیمان را شکستند».

غدیر، پایان رسالت
امام صادق علیه السلام در بیان مراحل رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: خداوند عزوجل به پیامبرش فرمود: «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ اِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»؛ یعنی آن گاه که فراغت یافتی نشان خود را نصب کن و وصیّ خود را معرفی نما و فضیلت او آشکارا بگو. تا آن گاه که از حجة الوداع باز می گشت آیه «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلیکَ مِنْ رَبِّکَ...» نازل شد. حضرت مردم را فرمان داد تا جمع شوند و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ».

روز عظیم تجدید پیمان
امام صادق علیه السلام روز غدیر را با عظمت خاصی یاد کردند و چنین فرمودند: «روز غدیر روز عظیمی است که خداوند حرمت آن را در میان مؤمنان، بزرگ داشته و دین را به آن کامل فرموده و نعمت را به واسطه آن تمام کرده، و پیمانی که از ایشان گرفته بود، در آن روز بر ایشان تجدید فرموده است».

انتشار سریع خبر غدیر
امام صادق علیه السلام درباره شیوع سریع خبر غدیر در آن زمان می فرماید: «وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم علی علیه السلام را منصوب کرد و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ»، این خبر در شهرها منتشر شد. وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند: این خبر از سوی شماست یا از سوی پروردگار است؟ فرمود: قسم به خدایی که خدایی جز او نیست، این فرمان از سوی خداست».

ماجرای مشهور غدیر
امام موسی بن جعفر علیه السلام در حدیثی واقعه غدیر را چنین نقل فرموده اند: «پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم امیرالمؤمنین علیه السلام را در ماجرای معروف و مشهور روز غدیر معرفی کردند و چنین فرمودند: ای مردم، آیا من از شما نسبت به خودتان صاحب اختیارتر نیستم؟ گفتند: آری، یا رسول اللّه . حضرت نگاهی به آسمان کرد و فرمود: خدایا شاهد باش ـ و این را سه بار تکرار کرد ـ سپس فرمود: بدانید هرکه من مولای او و نسبت به او صاحب اختیارتر هستم، این علی مولا و صاحب اختیار اوست. اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَن نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ».

گواهی ما بر واقعه غدیر
امام علی النقی علیه السلام در زیارت روز غدیر فرموده اند:

«شهادت می دهم که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد تا صاحب اختیاریِ تو را بر امت آشکار کند تا مقام شامخ تو را بلندتر سازد و برهان و دلیل تو را اعلان نماید و بر سخنان باطل خط بطلان کشد و عذرها را از بین ببرد. آن گاه که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از فتنه فاسقان نگران شد و تقیه از منافقان را مطرح نمود، پروردگار جهان بر او وحی فرستاد که، «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ، بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ اِنْ لَمْ تَفعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهَ وَ اللّه ُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ». این بود که آن حضرت سنگینی سفر را بر خود هموار کرد و در شدت گرمای ظهر به پاخاست و خطبه ای ایراد کرد و پیام الهی را به مردم رسانید... آن گاه فرمود: خدایا شاهد باش. سپس پرسید: آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان صاحب اختیارتر نبوده ام؟ گفتند: آری. پس دست تو را گرفت و فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَن خَذَلَهُ».

اتمام حجت بعد از غدیر
قَیسِ بن سَعد بن عُبادِه می گوید: «بعد از روز غدیر هیچ حجتی درباره علی علیه السلام برای من باقی نمانده است. من امامت او را انکار نمی کنم و از ولایت او رو بر نمی تابم. چگونه پیمان شکنی کنم در حالی که درباره امامت و ولایت او عهدی با خدا بسته ام که درباره آن از من سؤال خواهد کرد؟».

به دلیل غدیر، هر کس علی علیه السلام را نشناسد در آتش است

شَریکِ بنِ عبداللّه نَخَعی ـ که از قضات بزرگ اهل سنت است ـ سخن جالب توجهی درباره غدیر گفته است. از او پرسیدند: چه می گویی درباره کسی که از دنیا برود و نسبت به علی علیه السلام معرفت نداشته باشد؟ پاسخ داد: در آتش است؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر او را بعنوان نشانه و راهنما بین مردم منصوب کرد و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ».

نگرانی فاطمه علیهاالسلام از فراموش شدن غدیر
بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم حضرت زهرا علیهاالسلام کنار قبور شهدای اُحد و بخصوص حضرت حمزه می آمد و در آنجا گریه می کرد. محمود بن لُبَید می گوید: روزی بر سر قبر حمزه آمدم و آنحضرت را در آنجا در حال گریه دیدم. کمی صبر کردم تا آرام گرفت. سپس خدمتش سلام نمودم و عرض کردم: من سؤالی از شما دارم که سینه ام را مضطرب ساخته! فرمود: سؤال کن. عرض کردم: آیا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قبل از وفاتش درباره امامت علی کلام صریحی فرموده است؟ حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: واعجبا، آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید؟!

اتمام حجت نسبت به مسئله غدیر در روزهای آخر عمر فاطمه علیهاالسلام
در روزهای آخر عمر حضرت زهرا علیهاالسلام عده ای از زنان مهاجران و انصار به عیادت آمدند. آن حضرت در این فرصت مطالبی درباره مسئله خلافت مطرح کردند و بر آنان اتمام حجت فرمودند. زنان سخنان حضرت را برای مردان خود نقل کردند، و در پی آن عده ای از سرشناسان مهاجر و انصار به عنوان عذرخواهی نزد حضرت آمدند. حضرت فرمود: بعد از روز غدیر خم خداوند هیچ دلیل و عذری (در برابر ولایت) برای احدی باقی نگذاشته است.

دختر اسیر
پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، خالد بن ولید عده ای از زنان و دختران مسلمان قبیله بَنیحَنیفِه را به اسیری گرفت و به مدینه آورد. «ُخولِه» دختری از آنان بود که او را به عنوان اسیر وارد مسجد کردند. او در ابتدای ورود به مسجد صدا زد: ای مردم، محمد صلی الله علیه و آله وسلم چه شده است؟ گفتند: از دنیا رفت. پرسید: آیا قبر و زیارتگاهی دارد؟ گفتند: آری این تربت و قبر اوست. از همان جا خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم صدا زد: «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا رَسُولَ اللّه . من شهادت می دهم که صدای مرا می شنوی و بر پاسخ گویی به من توانایی».

امیرالمؤمنین علیه السلام وارد مسجد شد و پرسید: این سر و صدای چیست که در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برپا شده؟ داستان خوله را گفتند. خوله گفت: تو کیستی؟! فرمود: من علی بن ابی طالبم. خوله عرض کرد: به گمانم تو همانی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر خم به عنوان عَلَم و راهنمای مردم برایمان منصوب کرد؟ حضرت فرمود: من همانم.

ولایت علی علیه السلام را به دلیل غدیر پذیرفته ام
بانوی سیاه پوستی به نام «دارِمیّه حَجونیّه» از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام بود. معاویه در سفری که برای حج به مکه آمد، سراغ او فرستاد و او را آوردند.

معاویه از او پرسید: چرا علی را دوست داری و مرا دشمن می داری و چرا ولایت او را پذیرفته ای و با من دشمنی می کنی؟ دارمیه گفت: از پاسخ این سؤال درگذر. معاویه گفت: هرگز! دارمیه گفت: «اکنون که نمی گذری بدان که... ولایت علی علیه السلام را از آن رو پذیرفته ام که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در روز غدیر خم برای ولایت او از مردمان پیمان گرفت، و تو نیز حاضر بودی ...!».

غدیر در سخن مخالفان
سرعت و گستره انتشار خبر غدیر به قدری حیرت انگیز بود که باعث شد تلاش برای مخفی کردن آن ناکام بماند و در همه حکومت ها ذکر آن آشکارا شنیده شود. در چنین اوضاعی مخالفان غدیر نیز مورد سؤال قرار می گرفتند و درباره غدیر از آنان پرسیده می شد و آنان چاره ای جز اقرار نداشتند و این اقرارها بقدری علنی بود که دوست و دشمن را به تعجب وامی داشت.

ارزش این اقرارها در بحث های علمی غدیر بر احدی پوشیده نیست و نزدیک ترین راه برای اثبات غدیر است. این اقرارها در قرن های بعد به صورت کتاب هایی که مخالفان غدیر نوشتند و در آنها حدیث غدیر را با اسناد معتبر نقل کردند جلوه یافت.

این تا آن جا پیش رفت که عده ای از مؤلفان مخالف به جمع آوری اسناد و متون مربوط به غدیر در ضمن کتاب هایشان یا به صورت کتاب های مستقل پرداختند و راه هرگونه شک و اشکال را در این زمینه تا ابد بستند.

غدیر به روایت ابوهریره
ابوهریره روز غدیر را چنین توصیف کرده است: روز غدیر خم پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دست علی بن ابی طالب علیه السلام را گرفت و فرمود: آیا من صاحب اختیار مؤمنان نیستم؟ گفتند: آری، یا رسول اللّه . فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ»... و خداوند این آیه را نازل کرد: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ ...».

ابوهریره، از شاهدان غدیر
اَصْبَغِ بنِ نُباتِه در جنگ صفین به ابوهریره گفت: تو را قسم می دهم به خدایی که جز او خدایی نیست و به غیب و شهود داناست، و به حق حبیب خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم که به من خبر دهی آیا در روز غدیر خم حاضر بودی؟ ابوهریره گفت: آری، حاضر بودم. اصبغ گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره علی علیه السلام چه می فرمود؟ ابوهریره گفت: از او شنیدم که می فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ».

اعتراف سعد بن ابی وقاص به فضیلت علی علیه السلام
سَعدِ بنِ اَبی وَقّاص که در همه وقایع پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مشارکت جدی داشت، پس از عثمان از بیعت با امیرالمؤمنین علیه السلام سرباز زد و عزلت اختیار کرد. وقتی از او پرسیدند: چرا کناره گیری می کنی، پس از عذرهای بیهوده ای که آورد، آشکارا به فضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام اعتراف کرد و از جمله گفت:

بالاتر از همه روز غدیر خم است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دست او را گرفت و دو بازوی او را بالا برد و در حالی که من به او نگاه می کردم، فرمود: «آیا من نسبت به شما از خودتان صاحب اختیارتر نیستم؟» گفتند: آری. فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ، این مطلب را حاضران به غایبان اطلاع دهند».

داستان غدیر به روایت سعد بن ابی وقاص
در راه مکه دو عراقی به سعد بن ابی وقاص رسیدند. او چهار فضیلت بزرگ از فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام را بر شمرد و گفت: اگر بخواهید پنجمی را هم بگویم. دو نفر عراقی گفتند: می خواهیم بگویی. سعد گفت:

با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در حجة الوداع بودیم. هنگام بازگشت در غدیر خم پیاده شد و دستور داد تا منادی بین مردم ندا کند: «مَن کُنتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَن خَذَلَهُ».

گفتاری از عمر بن عبدالعزیز
یکی از بنی هاشم نقل می کند: در شام به نزد عمر بن عبدالعزیز آمدم در حالیکه به مردم عطایایی می داد. من نیز پیش رفتم. به من گفت: از کدام طایفه ای؟ گفتم: از قریش. گفت: از کدام طایفه قریش؟ گفتم: از بنی هاشم. پرسید: از کدام بنی هاشم؟ گفتم: از موالیان علی علیه السلام هستم. پرسید: علی کیست؟ من سکوت کردم. عمر بن عبدالعزیز دست بر سینه اش گذاشت و گفت: من هم به خدا قسم از موالیان علی بن ابی طالب هستم. سپس گفت: عده ای برایم روایت کرده اند که از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیده اند که فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ».

سند متواتر حدیث غدیر
حدیث غدیر محکم ترین پایه اعتقادی شیعه در امامت است. اسناد متواتر آن از یک سو، و دلالت روشن آن از سوی دیگر توانسته است آن را در طول چهارده قرن به عنوان پرچم بلند شیعه جاودانه سازد.

غدیر، از مسلمات اسلام
در بین روایات نبوی حدیثی به اندازه حدیث غدیر روایت کننده ندارد؛ به طوری که آن را از حد تواتر هم بالاتر دانسته اند. بدین سبب است که محدثان، اخبار غدیر را در زمره احادیث صحیح ذکر کرده اند. از سوی دیگر تاریخ نویسان ماجرای غدیر را در طول قرون به عنوان یکی از مسلمات نقل و با اسناد متصل آن را روایت کرده اند و حتی کتبی مستقل یا بخش های مستقلی از کتبشان را به جمع اسانید حدیث غدیر اختصاص داده اند.

اشتهار واقعه غدیر
واقعه غدیر نظیر جنگ های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و حتی خود حجة الوداع مشهور است.

از سوی دیگر احتجاج امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم السلام و اصحابشان بدان حدیث، نشان دهنده آن است که اصل خبر غدیر از واضحات و محکمات بوده، و گرنه ادعای آن در چنان مجالس و محافل اجتماعی که مملو از دشمنانشان بود، امکان نداشت.

منابع واقعه غدیر
واقعه غدیر جزئیات بسیاری دارد، و دست یابی به همه آنها مستلزم مراجعه به منابع گوناگون حدیث و تاریخ و اعتقادات است. این منابع جزئیات واقعه غدیر را نقل کرده اند. در متون معتبر اهل سنت بیش از 165 کتاب و از کتاب های شیعه بیش از شصت مورد، این منابع را تشکیل می دهند.

اسناد غدیر در سینه ها
ماجرای غدیر بصورتی در سینه ها جای گرفت که عده زیادی خطبه غدیر یا قسمتی از آن را حفظ کردند و برای نسل های آینده به یادگار گذاشتند و هیچ کس را قدرت مبارزه با انتشار چنین خبر مهمی نبود. شخص امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهماالسلام ـ که رکن غدیر بودند ـ و نیز ائمه علیهم السلام یکی پس از دیگری تأکید خاصی بر حفظ این حدیث داشتند، و همه ایشان بارها در مقابل دوست و دشمن بدان احتجاج و استدلال می فرمودند، و در اوضاع حساسی، امام باقر علیه السلام متن کامل خطبه غدیر را برای اصحابشان بیان فرمودند.

استحکام اسناد حدیث غدیر
کتب مفصلی در زمینه بحث های رجالی و تاریخیِ مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شده که نمونه آن کتاب الغدیر تألیف علامه شیخ عبدالحسین امینی نجفی رحمه الله است.

در این کتاب ها، اسامی راویان حدیث غدیر، از مرد و زن، جمع آوری شده و از نظر رجالی درباره موثق بودن راویان بحث شده و تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین و جنبه های اعجاب انگیز آن در زمینه های اسناد و رجال تبیین شده است.

حدیث قطعی اسلام
در تعدادی از کتاب های بزرگان اهل سنت حدیث غدیر به عنوان یکی از احادیث قطعی روایت شده است. از جمله نویسندگان اهل سنت که غدیر را چنین دانسته اند، عبارتند از: اَصْمَعی، ابنِ سِکّیت، جاحِظ، سَجِسْتانی، بُخاری، اُنْدُلُسی، ثَعْلَبی، ذَهَبی، مَناوی، اِبن حَجَر، تَفْتازانی، ابن اَثیر، قاضی عَیاض و باقِلانی.

راویان حدیث غدیر
جمع آوری اسامی راویان حدیث غدیر ـ که نتیجه زحمات فرزانگانی چون میرحامد حسین و علامه امینی است ـ اثبات می کند که هیچ حدیث نبوی به اندازه حدیث غدیر روایت کننده ندارد. راویان حدیث غدیر از مردان صحابه 160 نفر، و از زنان صحابه هفت نفر، و از تابعین صد نفرند.

تألیفات دانشمندان شیعه و سنی درباره اسناد غدیر
مؤلفان بزرگی از شیعه و سنی اقدام به تألیف کتاب هایی کرده اند که در آنها به جمع آوری طرق و اسناد فراوان درباره غدیر پرداخته اند، که از جمله آن کتاب هاست:

حدیثُ الولایة از ابن عُقْده از قرن چهارم که در آن 105 سند جمع آوری کرده است؛

کتاب الولایة از محمد بن جریر طَبَری از قرن چهارم که در آن 75 سند جمع آوری کرده است؛

من روی حدیث غدیر خم از ابوبکر جِعابی از قرن چهارم؛

جزء فی طرق حدیث الغدیر از حافظ دارقُطْنی از قرن چهارم؛

کتابی در حدیث غدیر از ابوجعفر شَیبانی از قرن چهارم؛

دُعاءُ الهُداة اِلی اَداءِ حَقِّ الْمُوالاة از حاکِم حَسکانی از قرن پنجم؛

درایة حدیث الولایة از ابوسعید سَجِستانی از قرن پنجم در آن که 120 سند جمع کرده است؛

طُرُقُ حدیثِ الغدیر از حافظ شمس الدین ذَهَبی از قرن هشتم؛

کتابی دیگر درباره حدیث غدیر از زین العابدین عبدالرحیم شافعی از قرن نهم؛

اَسنَی المطالِب از شمس الدین جِزْری شافِعی از قرن نهم.

تواتر حدیث غدیر
اسناد حدیث غدیر به قدری زیاد است که به حد تواتر قطعی رسیده و همه اعتراف دارند که در احادیث نبوی هیچ حدیثی به اندازه حدیث غدیر، بلکه نصف آن، روایت کننده ندارد، و از آن به عنوان فوق حد تواتر یاد می کنند. بزرگان علمای اهل سنت از حافظان و مفسران و محدثان و علمای کلام از متقدمان و متأخران به این مطلب اعتراف دارند و صراحتا به آن اقرار کرده اند.

اثبات سندهای بسیار برای حدیث غدیر
از قرن اول تا قرن حاضر بیش از 350 نفر از بزرگان محدثان و مورخان و مفسران با اَسناد متصل و صحیح، حدیث غدیر را از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرده اند. عده ای از بزرگان علما به جمع آوری و تدوین این اسناد پرداخته اند که کتاب های عَبَقاتُ الاَنوار، الغدیر و نَفَحاتُ الاَزهار از نمونه های آن است.

اثبات صحت اسناد و وثاقت راویان حدیث غدیر از منابع اهل سنت
مرحله دیگری که به عنوان تحکیم اسناد حدیث غدیر به انجام رسیده بیان موثق و معتمد بودن راویان حدیث غدیر با اشاره به شرح حال آنان است. این توثیقات از منابع اهل سنت و کتبِ علمای معروف آنان استخراج شده است. در این میان نام عده ای آورده شده که از نظر اهل سنت بسیار مورد توجه اند، و اقرار چنان اشخاصی ارزش ویژه دارد. هم چنین نام عده ای از راویان که نزد اهل سنت مورد اعتماد هستند و نیازی به وثاقت ندارند، جمع آوری شده است.

اثبات اتصال اسناد حدیث غدیر در طول پانزده قرن
عده ای از پژوهشگران با آوردن نام راویان حدیث غدیر و ذکر نام کتاب ها، اتصال نقل حدیث غدیر در طول پانزده قرن را ثابت کرده اند. این مطلب از یک جهت بیانگر تواتر حدیث است، و از سوی دیگر در نشان دادن تسلسل اسناد و قطع نشدن واسطه ها اهمیت خاص را دارد.

ضمیمه این اقدام، جمع آوری غدیریّه ها به عنوان اسناد جاودان ادبی از شعرای پانزده قرن است که اتصال سندی حدیث غدیر را نیز ثابت می کند.

زنجیره ناگسستنی راویان حدیث غدیر
بیش از دویست نفر از صحابه و عده زیادی از تابعین، با آن که در اوضاع خاصی بوده اند و نقل حدیث غدیر برای آنان به قیمت سنگینی تمام می شده، آن را نقل کرده اند. حدیث غدیر به ترتیب زمانی چهارده قرن، در کتب مختلفی معرفی شده که اتصال سند و نقل خَلَف از سَلَف و ریشه محکم و سلسله بدون انقطاع اسناد در نقل حدیث غدیر را به اثبات می رساند. بهمین سبب در بین قاطبه مسلمین، هیچ حدیثی به اندازه «حدیث غدیر» روایت کننده ندارد و گذشته از تواتر آن، از نظر علم رجال و درایت، اسنادِ آن در حد فوق العاده ای است.

جنبه های اعجاب انگیز در اسناد حدیث غدیر
کتب مفصلی در زمینه بحثهای رجالی و تاریخیِ مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شده که از بهترین نمونه های آن کتاب عَبَقاتُ الاَنوار و اَلغَدیر است. در این کتاب ها، نام راویان حدیث غدیر از مرد و زن جمع آوری و از نظر رجالی درباره موثق بودن راویان بحث شده است. هم چنین تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین و جنبه های اعجاب انگیز آن در زمینه های اسناد و رجال تبیین گردیده است که به دو نمونه اشاره می شود:

ابوالمعالی جوینی می گوید: در بغداد در دست صحافی یک جلد کتاب دیدم که بر آن چنین نوشته بود: «جلد بیست و هشتم از اسنادِ حدیثِ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ`` و بعد از این جلد مجلد بیست و نهم خواهد بود».

ابن کَثیر می گوید: «کتابی در دو جلد ضخیم دیدم که طبری در آن، احادیثِ غدیرخم را جمع آوری کرده بود».

معرفی کتاب هایی درباره سند حدیث غدیر
در زمینه سند حدیث غدیر کتاب فراوان است، و به عنوان راهنمایی و برای آگاهی از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر چند کتاب معرفی می شود:

1 . عبقات الأنوار، میرحامد حسین هندی: جلدهای مربوط به حدیث غدیر.

2 . الغدیر، علامه امینی: ج 1، صفحات 12 تا 151 و نیز 294 تا 322.

3 . نَفَحاتُ الأزهار، علامه سید علی میلانی، ج 6 تا 9.

4 . اِثباتُ الْهُداةِ، شیخ حُرّ عاملی، ج 2، صص 200 تا 250.

5 . بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 37، صص 181 تا 282.

6 . کَشْفُ الْمُهِم فی طَریق خَبَرِ غدیر خُم، سید هاشم بَحْرانی.

معرفی کتاب هایی درباره متن حدیث غدیر

همان طور که در زمینه سند حدیث غدیر بحث های مفصلی در کتاب ها شده، در مورد متنِ حدیث هم تألیفاتِ ارزنده ای وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود:

1 . مَعانِی الأَخبار، شیخ صَدوق، صص 63 تا 73.

2 . اَقسامُ الْمَولی فی اللِّسان از شیخ مفید.

3 . رسالة فی مَعنَی الْمَوْلی از شیخ مفید.

4 . رسالة فِی الْجَواب عن الشُّبَهات الواردة لِخَبَر الغدیر از سید مرتضی.

5 . بحار الأنوار: ج 37، صص 253 تا 235.

6 . عَبَقات الأنوار، میرحامد حسین : جلدهای مربوط به حدیث غدیر.

7 . فَیضُ الْقَدیرِ فیما یَتَعَلَّقُ بِحَدیث الغدیر، حاج شیخ عباس قمی.

8 . الغدیر، علامه امینی، ج 1، صص 340 تا 399.

9 . الغدیر فِی الإسلام، شیخ محمد رضا فَرَجُ اللّه ، صص 84 تا 209.

10 . اَلنَّهْجُ السَّوِیِّ فی مَعْنَی الْمَوْلی وَ الْوِلی، محسن علی بُلْتِسْتانی پاکستانی.

حفظ خطابه غدیر، شاه کار حدیث و تاریخ
حفظ متن کامل سخنرانی تاریخی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر که حدود یک ساعت طول کشید و آن را به یازده بخش می توان ترسیم کرد، از شاه کارهای حدیث و تاریخ به شمار می آید. شیوه ضبط حدیث در گذشته سماعی بوده است؛ یعنی روش کار به صورت املا یا نسخه برداری نبوده که راوی بتواند آن را با حوصله بنویسد؛ بلکه در هنگام سخنرانی آن را به خاطر سپرده، بعد نقل می کردند. طبعا حفظ چنین متنی با توجه به طولانی بودن آن از نمونه های فوق العاده در ضبط قطعات تاریخی و حدیثی به شمار می آید.

بیان متن کامل خطابه غدیر توسط امام باقر علیه السلام
امام باقر علیه السلام در اوضاع خفقان بار بنی امیه، که غدیر در آستانه محو شدن بود و از آن واقعه عظیم فقط گاه گاهی جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ» سینه به سینه می گشت، با پیدا شدن اوضاع اجتماعی خاص در آستانه انقراض بنی امیه، برای اولین بار شرح مفصلی از ماجرای غدیر را با متن کامل خطبه مفصل آن بیان فرمودند.

زِید بنِ اَرقَم، ناقل متن کامل خطبه
زید بن ارقم کسی بود که در روز غدیر شاخه های درختان را بالای سر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگه داشته بود تا هنگام سخنرانیِ حضرت به او اصابت نکند. طبعا هنگام معرفی و بلند کردن دست امیرالمؤمنین علیه السلام توسط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، از نزدیک شاهد ماجرا بود. او کسی است که متن کامل خطبه مفصل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را در غدیر به خاطر سپرد و برای نسل های آینده بازگو کرد.

مدارک اصیل متن کامل خطبه غدیر
خوش بختانه متن مفصل و کامل خطبه غدیر در نُه کتاب از مدارک معتبر شیعه که هم اکنون در دست است و به چاپ رسیده، با اسناد متصل نقل شده است. روایاتِ این نُه کتاب به سه طریق منتهی می شود:

1 . امام باقر علیه السلام ، با اسناد معتبر در چهار کتاب رَوضَةُ الْواعِظین تألیف شیخ ابن فتّال نیشابوری؛ اَلاِحتِجاج تألیف شیخ طَبرسی؛ اَلیَقین تألیف سید ابن طاووس؛ نُزْهَةُ الْکِرامِ تألیف شیخ محمد بن حسین رازی.

2 . حُذَیفَةِ بن یَمان، که با اسنادِ متصل به نقل از کتاب اَلنَّشِر وَ الطَّیِّ نقل شده است.

3 . زید بن اَرْقَم، با اسناد متصل در چهار کتاب العُدَدُ الْقَوِیَّة تألیف شیخ علی بن یوسف حِلّی؛ اَلتَّحصین تألیف سید ابن طاووس؛ اَلصِّراطُ الْمُستَقیم تألیف شیخ علی بن یونس بَیاضی و نَهْجُ الایمان تألیف شیخ علی بن حسین بن جَبْر؛ که دو مورد اخیر به نقل از کتاب الْوِلایة تألیف مُورّخ طبری از اهل سنت نقل کرده اند.

حفظ متن خطبه غدیر به دست بزرگان شیعه

شیخ حُرّ عامِلی در کتاب اِثباتُ الهُداة جلد 2 صفحه 114 و جلد 3 صفحه 558، و علامه مجلسی در بحارالأنوار جلد 37 صفحات 201 تا 217، و سید بَحْرانی در کتاب کَشْفُ الْمُهَمّ صفحه 190، و سایر علمای متأخر، خطبه مفصل غدیر را از منابع قرون اول تا دهم نقل کرده اند.

بدین ترتیب، متن کامل خطبه غدیر به همت این بزرگان حفظ شده تا به دست ما رسیده است.

نگاهی به متن عربی خطبه غدیر
متن عربیِ «خطبه غدیر» بارها به صورت مستقل به چاپ رسیده که همه آنها طبق روایت کتاب اِحْتِجاج بوده است. دو نمونه معروف آن، کتاب اَلْخُطْبَةُ الْمُبارَکَةُ النَّبَوِیَّةُ فی یَوْمِ الْغَدیرِ به تنظیم علامه سید حسن حسینی لواسانی، و کتاب خُطْبَةُ النَّبِیِّ الأَکْرَم صلی الله علیه و آله وسلم یَوْمَ الْغَدیرِ به تنظیم مرحوم استاد عماد زاده اصفهانی است.

نگاهی به ترجمه های خطبه غدیر
خطبه غدیر بارها به فارسی و اردو و ترکی و انگلیسی ترجمه شده و نیز به صورت شعر عربی و فارسی و اردو و ترکی، بطور مکرر برگردان شده و بسیاری از آنها به چاپ رسیده است. به مواردی از ترجمه های نثر و نظم خطبه اشاره می کنیم:

ترجمه خطبه غدیر به زبان فارسی اولین بار در قرن ششم هجری توسط عالم بزرگ شیخ محمد بن حسین رازی در کتاب نُزْهَةُ الْکِرام انجام گرفته و عینا در کتاب مزبور به چاپ رسیده است. از ترجمه های فارسی خطبه به چهار عنوان چاپی دیگر اشاره می شود:

1 . خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر خم، تألیف مرحوم استاد حسین عمادزاده اصفهانی. این ترجمه گاهی با متن عربی و زیرنویس فارسی، و گاهی به صورت ترجمه فارسی جداگانه به چاپ رسیده است. هم چنین به صورت کتابی مفصل تحت عنوان پیامی بزرگ از بزرگِ پیامبران منتشر شده است.

2 . غدیریه، تألیف ملا محمد جعفر بن محمد صالح قاری.

3 . غدیر، پیوند ناگسستنی رسالت و امامت، تألیف علامه شیخ حسن سعید تهرانی.

4 . خطابه غدیر، تألیف محمد باقر انصاری، که از روی متن مقابله شده با نُه کتاب، در یازده بخش ترجمه شده، و در کتاب اسرار غدیر ثبت است.

از ترجمه های اردوی خطبه به سه عنوان چاپی اشاره می کنیم:

1 . غدیر خُم اُوْر خطبه غدیر، تألیف علامه سید اِبنُ الحسن نجفی، که در کراچی چاپ شده است؛

2 . حدیثُ الغدیر، تألیف علامه سید سبط الحسن جایِسی، که در هند چاپ شده است؛

3 . حُجَّةُ الْغَدیرِ فی شَرْحِ حَدیثِ الْغدیر، که در دهلی چاپ شده است.

ترجمه ترکی آذری خطبه غدیر با عنوان غدیر خطبه سی از روی کتاب خطابه غدیر انجام شده است.

از ترجمه های انگلیسی خطبه غدیر به سه عنوان اشاره می شود:

وات هَپِند این غدیر؟1. What happend in Qadir?

این کتاب از روی کتاب خطابه غدیر انجام شده است.

دِ لَست تو خوطباز آو دِ لَست پِرافت2. The Last Two Khutbas Of The Last Prophet (PBUH)

این کتاب سیدفیض الحسن فیضی، که در راولپندی پاکستان چاپ شده است.

دِ لَست سِرمُن آو پِرافت محمداَت غدیرخم3. The Last Sermon of Prophet Mohammad at Ghadire Khom

این نسخه در تانزانیا چاپ شده است.

غدیر در زمان امام صادق علیه السلام

در دوران امام صادق علیه السلام بر اثر جوّ مناسبی که برای نشر معارف اهل بیت علیهم السلام پیش آمد، بیش از همه دوران ها حدیث غدیر مطرح شد. در چنین موقعیت زمانی مردم با انقراض بنی امیه خود را از دست دشمنان غدیر خلاص شده یافتند، و صاحبان غدیر نیز با توجه به تشنگی اعتقادی مردم قلب های آماده جویندگان معرفت را سیراب کردند و بسیاری از حقایق ناگفته غدیر را باز گفتند.

احتجاج اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با غدیر
اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر حاضر بوده اند بنابراین دفاع یاران باقی مانده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از غدیر ارزش والایی دارد.

در موقعیت هایی که صورت مناظره و اتمام حجت داشته و حتی از نظر اجتماعی برایشان خطرناک بوده، به گفتن حقیقت مبادرت ورزیده و از کتمان آن اجتناب کرده اند.

حذیفة بن یمان، راوی بلندترین روایت غدیر
حذیفة بن یمان یکی از اصحاب با وفای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است که در غدیر حاضر بود. او مشروح ترین گزارش را درباره واقعه غدیر نقل کرده که شامل جزئی ترین مسائل مربوط به سفر حج و مراسم غدیر و نیز توطئه های منافقان است. حذیفه در طول عمر خود نیز چندین بار به ماجرای غدیر احتجاج کرد و از کسانی است که متن کامل و مفصل خطابه غدیر را حفظ کرد و به نسل های بعد رساند.

سُلَیمِ بن قَیس، اولین مبلغ غدیر در فرهنگ مکتوب
سُلیم بن قیس هلالی صاحب اولین کتاب در اسلام است. او این کتاب را در سال های اولیه بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نوشته و واقعه غدیر را در جاهای مختلف کتابش به مناسبت های مختلف از قول افراد گوناگونی که در غدیر حاضر بوده اند، نقل کرده است. یک جا هم داستان مفصل آن ماجرا را از ابوسعید خدری نقل کرده است. بدین صورت کتاب او، اولین موردی است که برای ابلاغ غدیر به نسل های آینده نوشتار را به کار گرفته و چه زیبا تأثیر خود را در طول چهارده قرن به ظهور رسانده است؛ چرا که تقریبا همه کتب حدیثی و تاریخی ما واقعه غدیر را از کتاب سلیم نقل کرده اند و خود کتاب هم تا امروز باقی است و به عنوان اولین مدرک مکتوب غدیر در میراث علمی اسلام می درخشد و متن عربی و ترجمه فارسی و اردو و انگلیسی آن بارها چاپ شده است.

مؤلفان متقدم و متأخر غدیر
هم مؤلفان قرون اولیه اسلام و هم مؤلفان قرون متأخر، نقش به سزایی در مباحث علمی غدیر دارند.

مؤلفان قرون اول اسلام از این جهت حائز اهمیت هستند که گفتار و تألیفات آنان در موضوعات مورد بحث نقش بسیار مهمی در حل مسئله و رسیدن به انصاف دارد؛ به خصوص که آنان به روزگار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نزدیک تر بوده اند و ما هر چه داریم از آنان گرفته ایم.

پاسخ به شبهات در دلالت حدیث غدیر
مباحث بسیار مفصلی درباره حدیث غدیر در کتب کلامی و حدیثی به چشم می خورد و علمای بزرگ درباره همه جوانب آن تحقیق علمی کرده اند و راه همه شبهات را بسته اند؛ و با استناد به ادله لُغَوی و ادبی و قرائن حال و مَقال و شواهد تاریخی دلالت حدیث غدیر را بر ولایت مطلقه امیرالمؤمنین علیه السلام در حد قطعی و پذیرفتنی در محافل علمی ثابت کرده اند.

گفتار اهل ادب و لغت درباره لفظ مولا
بیش از 65 نفر از اهل ادب و لغت به آمدن کلمه «مولا» به معنای «اولی» اعتراف دارند. هم چنین بیش از چهل نفر از مفسران کلمه «مولا» را به «اَوْلی» تفسیر کرده اند. تَفْتازانی و قُوشْچی به شیوع استعمال کلمه «مولا» در معنای «اولی به تصرف» اعتراف کرده اند.

معنای «مولا» نزد اهل سنت
عده ای از مفسران اهل سنت کلمه «مولا» را به معنای «اولی» دانسته اند. هم چنین عده ای از راویان حدیث و شعرا و لغت شناسانِ اهل سنت «اولی» را معنای اصلی کلمه «مولا» دانسته اند که نام آنان ذکر می شود:

محمد بن سائِب کَلْبی (م 146 ق)؛

سعید بن اَوْس انصاری لُغَوی (م 215 ق)؛

مَعْمَرِ بن مُثَنّی نَحْوی (م 209 ق)؛

ابوالحسن اَخْفَش نحوی (م 215 ق)؛

احمد بن یحیی ثَعْلَب (م 291 ق)؛

ابوالعباس مُبَرَّد نَحْوی (م 286 ق)؛

ابواسحاق زَجّاج لُغَوی نَحْوی (م 311 ق)؛

ابوبکر ابن اَنْباری (م 328 ق)؛

سَجِستانی عزیزی (م 330 ق)؛

ابوالحسن رُمّانی (م 384 ق)؛

ابونصر فارابی (م 393 ق)؛

ابواسحاق ثَعْلَبی (م 427 ق)؛

ابوالحسن واحدی (م 468 ق)؛

ابوالحجاج شَمَنْتَری (م 476 ق)؛

قاضی زوزَنی (م 486 ق)؛

ابو زکریا شَیْبانی (م 502 ق)؛

حسین فرّاء بَغَوی (م 510 ق)؛

جاراللّه زَمَخْشَری (م 538 ق)؛

ابن جوزی بغدادی (م 597 ق)؛

نظام الدین قمی (م 728 ق)؛

سبط ابن جوزی (م 654 ق)؛

قاضی بَیْضاوی (م 685 ق)؛

ابن سَمین حَلَبی (م 756 ق)؛

تاج الدین خَجَنْدی نحوی (م 700 ق)؛

عبداللّه نَسَفی (م 710 ق)؛

ابن صبّاغ مالکی (م 755 ق)؛

واعظ کاشِفی (م 910 ق)؛

ابوالسعود مفسِّر (م 982 ق)؛

شهاب الدین خَفاجی (م 1069 ق)؛

ابن حَجَر عَسْقَلانی؛

فَخر رازی؛

ابن کثیر دِمِشقی؛

ابن ادریس شافعی؛

جلال الدین سیوطی؛

بدرالدین عِینی.

منبع : مجله  گلبرگ  بهمن 1380، شماره 26(ویژه نامه عید غدیر) 

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه